مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Play

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل Play یکی از اولین کلماتی است که هر زبان‌آموزی یاد می‌گیرد، اما دنیای آن بسیار گسترده‌تر از یک معنای ساده است. تسلط بر کالوکیشن های Play به شما کمک می‌کند تا مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید، مفهوم جملات را دقیق‌تر درک کنید و از ساختارهای تکراری پرهیز نمایید. در ادامه، با دسته‌بندی‌های مختلف این کالوکیشن‌ها به همراه مثال‌های کاربردی و ترجمه روان فارسی آشنا خواهید شد تا بتوانید به سادگی از آن‌ها در مکالمات خود استفاده کنید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت Freshman, Sophomore, Junior, Senior (سال چندمی؟)

کالوکیشن های Play با ورزش‌ها و بازی‌ها

یکی از رایج‌ترین کاربردهای فعل Play، استفاده از آن به همراه نام ورزش‌ها و بازی‌ها است. نکته مهم در این بخش این است که Play معمولاً برای ورزش‌های تیمی که با توپ انجام می‌شوند و همچنین بازی‌های رقابتی (مانند بازی‌های رومیزی) به کار می‌رود. به خاطر داشته باشید که برای ورزش‌های انفرادی و رزمی بیشتر از افعال go و do استفاده می‌شود (مانند go swimming یا do karate).

ورزش‌های تیمی و توپی

در این دسته، فعل Play به سادگی قبل از نام ورزش قرار می‌گیرد و به معنای انجام دادن آن ورزش است.

بازی‌های رومیزی و رقابتی

فعل Play همچنین برای انواع بازی‌های فکری، رومیزی و کارتی نیز کاربرد دارد. این یکی از مهم‌ترین کالوکیشن های Play است که در موقعیت‌های اجتماعی بسیار استفاده می‌شود.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:تفاوت “AFK” و “BRB” (کجا رفتی؟)

کالوکیشن های Play با آلات موسیقی

دومین دسته بزرگ و بسیار مهم از کالوکیشن های Play، استفاده از این فعل به همراه آلات موسیقی است. در این حالت، Play به معنای «نواختن» است. نکته گرامری بسیار مهم در این بخش، استفاده از حرف تعریف the قبل از نام ساز موسیقی است.

ساختار: Play + the + [نام ساز موسیقی]

این ساختار یک قانون ثابت در زبان انگلیسی است و همیشه باید رعایت شود.

کالوکیشن معنی فارسی جمله مثال
Play the piano پیانو نواختن She learned to play the piano at the age of five.
(او در سن پنج سالگی پیانو نواختن را یاد گرفت.)
Play the guitar گیتار زدن He loves to sit by the fire and play the guitar.
(او عاشق این است که کنار آتش بنشیند و گیتار بزند.)
Play the violin ویولن نواختن My sister is practicing to play the violin for the concert.
(خواهرم در حال تمرین ویولن زدن برای کنسرت است.)
Play the drums درام زدن Learning to play the drums requires a good sense of rhythm.
(یادگیری درام زدن به حس ریتم خوبی نیاز دارد.)
Play the flute فلوت نواختن Can you hear someone playing the flute in the distance?
(آیا می‌توانی صدای کسی را که در دوردست فلوت می‌نوازد بشنوی؟)
📌 انتخاب هوشمند برای شما:ایمیل زدن به استاد خارجی: اگه بگی “Hi Teacher” ریجکت میشی!

کالوکیشن های Play با نقش و شخصیت

یکی دیگر از کاربردهای جالب فعل Play، استفاده از آن برای اشاره به ایفای یک نقش در تئاتر، فیلم یا حتی در زندگی واقعی است. در این مفهوم، Play به معنای «نقش بازی کردن» یا «وانمود کردن» است.

ایفای نقش (در تئاتر و فیلم)

نقش بازی کردن در زندگی (اصطلاحی)

این دسته از کالوکیشن های Play بیشتر جنبه استعاری و اصطلاحی دارند و برای توصیف رفتار افراد در موقعیت‌های مختلف به کار می‌روند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:چرا به چربی پهلو میگن “Love Handles”؟ (دستگیره عشق!)

سایر کالوکیشن های مهم و پرکاربرد فعل Play

علاوه بر دسته‌بندی‌های اصلی فوق، فعل Play در ترکیب با کلمات دیگر، عبارات و اصطلاحات بسیار متنوعی می‌سازد که دانستن آن‌ها برای درک عمیق‌تر زبان انگلیسی ضروری است.

عبارات مرتبط با ریسک و استراتژی

این کالوکیشن‌ها اغلب در زمینه‌های کسب‌وکار، مذاکره و تصمیم‌گیری استفاده می‌شوند.

عبارات مرتبط با تأثیر و عملکرد

این گروه از کالوکیشن های Play به تأثیر یک عامل بر روی چیزی یا نحوه عملکرد آن اشاره دارند.

اصطلاحات رایج در مکالمات روزمره

در نهایت، برخی عبارات هستند که به صورت اصطلاحی و ثابت در مکالمات روزمره به کار می‌روند و جزو کالوکیشن‌های بسیار رایج محسوب می‌شوند.

اصطلاح (کالوکیشن) معنی فارسی مثال و ترجمه
Play with fire با آتش بازی کردن (کار خطرناکی انجام دادن) .You’re playing with fire by arguing with your boss like that
(با اینطور بحث کردن با رئیست، داری با آتش بازی می‌کنی.)
Play by ear بداهه‌پردازی کردن، بدون برنامه قبلی عمل کردن .I don’t have a fixed plan for the trip; we’ll just play it by ear
(برنامه مشخصی برای سفر ندارم؛ فقط بداهه عمل خواهیم کرد.)
Play for time وقت‌کشی کردن، زمان خریدن .He kept asking irrelevant questions to play for time
(او مدام سوالات نامربوط می‌پرسید تا وقت‌کشی کند.)
Play second fiddle در اولویت دوم بودن، نقش فرعی داشتن .She was tired of playing second fiddle to her more famous co-star
(او از اینکه در اولویت دوم همکار بازیگر مشهورترش باشد، خسته شده بود.)
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:کلمه “Honestly”: آنستلی من نظرم اینه…

جمع‌بندی

همانطور که مشاهده کردید، فعل Play بسیار فراتر از معنای ساده «بازی کردن» است. تسلط بر کالوکیشن های Play به شما این قدرت را می‌دهد که منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از مکالمات و متون انگلیسی داشته باشید. از صحبت در مورد ورزش و موسیقی گرفته تا ایفای نقش و استفاده از اصطلاحات کاربردی، این کالوکیشن‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از زبان انگلیسی روزمره هستند. توصیه می‌کنیم این مقاله را ذخیره کرده و به طور مرتب به آن مراجعه کنید و سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید تا به تدریج جزئی از دایره لغات فعال شما شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 265

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

39 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا برای ورزش‌هایی مثل یوگا یا کاراته هم می‌تونیم از play استفاده کنیم؟ چون من شنیدم برای این‌ها فعل‌های دیگه‌ای به کار میره.

    1. سوال خیلی خوبی بود سارا جان! خیر، برای ورزش‌های رزمی مثل Karate یا فعالیت‌هایی مثل Yoga معمولاً از فعل Do استفاده می‌کنیم (Do karate). فعل Play بیشتر برای ورزش‌های تیمی و توپ‌دار مثل Football یا Basketball کاربرد داره.

  2. تفاوت play a game و play the game واقعاً برای من سوال بود. یعنی play the game همیشه به معنی رعایت کردن قوانین و منصفانه بازی کردنه؟

    1. دقیقاً همین‌طوره امیرحسین عزیز. اصطلاح play the game بیشتر جنبه استعاری داره و به معنی درستکار بودن و رعایت اصول در یک موقعیت خاص (نه لزوماً ورزش) به کار میره.

  3. من همیشه یادم می‌رفت که برای آلات موسیقی باید از ‘the’ استفاده کنم. مثلاً Play the piano. مرسی که این نکته رو یادآوری کردید.

    1. خواهش می‌کنم مریم جان. بله، این یکی از رایج‌ترین اشتباهات زبان‌آموزهاست. همیشه یادت باشه: Play + the + instrument.

  4. در مورد عبارت play a role، آیا می‌تونیم بگیم play a part هم همون معنی رو میده؟ من توی یه فیلم شنیدم که می‌گفت You played a big part in this.

    1. بله نیما جان، هر دو کاملاً درست هستند. play a part و play a role هر دو به معنی «نقش داشتن» یا «نقش ایفا کردن» در یک اتفاق یا پروژه هستن.

  5. واقعاً عالی بود. من نمی‌دونستم play اینقدر کاربرد گسترده‌ای داره. کاش در مورد play it safe هم توضیح می‌دادید.

    1. نکته هوشمندانه‌ای بود فاطمه عزیز! اصطلاح play it safe یعنی «محتاطانه عمل کردن» یا «دوری از ریسک». حتماً در آپدیت‌های بعدی این مورد رو هم اضافه می‌کنیم.

  6. من یه جا دیدم نوشته بود play truant. این یعنی چی؟ به مدرسه و درس ربط داره؟

    1. بله رضا جان، play truant یک اصطلاح بریتیش هست به معنی «جیم شدن از مدرسه» یا بدون اجازه غیبت کردن. معادل آمریکایی اون معمولاً skip school هست.

  7. کالوکیشن‌های ورزش‌های توپی خیلی کاربردی بود. ممنون از تیم خوبتون.

    1. خوشحالیم که براتون مفید بوده هانیه جان. تمرین با این عبارات کمک می‌کنه مکالمه‌ت طبیعی‌تر به نظر برسه.

  8. یه سوال فنی: برای بازی‌های کامپیوتری هم می‌گیم play a game یا فعل دیگه‌ای داره؟

    1. برای بازی‌های ویدیویی و کامپیوتری هم از فعل play استفاده می‌کنیم. مثلاً: I play video games every weekend.

  9. مقاله خیلی کامل بود. مخصوصاً بخش تفاوت play با do و go که همیشه من رو گیج می‌کرد. الان کاملاً برام جا افتاد.

    1. بسیار عالی پریسا جان. یادت باشه: Play برای بازی‌های تیمی/توپی، Go برای فعالیت‌های ختم شده به -ing و Do برای ورزش‌های انفرادی و رزمی.

  10. اصطلاح play hard to get هم جزو کالوکیشن‌های play حساب میشه؟ من زیاد شنیدمش.

    1. بله آرش عزیز، این یک Idiom یا اصطلاح رایج هست به معنی «کلاس گذاشتن» یا «خود را به سختی در دسترس قرار دادن» برای جذاب‌تر به نظر رسیدن.

  11. توی جمله She plays the violin، اگه ‘the’ رو حذف کنیم خیلی غلطه؟ یعنی منظور رو نمی‌رسونه؟

    1. منظور منتقل میشه، اما از نظر گرامری اشتباهه و نشون میده که سطح زبان شما آکادمیک نیست. در آزمون‌هایی مثل آیلتس حتماً نمره کسر میشه.

  12. ممنون، خیلی کاربردی بود. لطفاً در مورد فعل‌های دیگه‌ای مثل Get و Take هم مطلب بذارید چون اون‌ها هم کالوکیشن‌های زیادی دارن.

    1. حتماً بابک جان، پیشنهاد خوبیه. اتفاقاً مقالات مربوط به Get و Take در نوبت انتشار هستن. ممنون از همراهیت.

  13. من شنیدم میگن play by ear. این یعنی چی؟ ربطی به گوش دادن به موزیک داره؟

    1. دو تا معنی داره نرگس جان. یکی در موسیقی یعنی «بدون نت و فقط با شنیدن نواختن»، و در زندگی روزمره یعنی «بدون نقشه قبلی جلو رفتن» و دیدن اینکه شرایط چطور پیش میره.

    1. بله علی جان، برای شطرنج، تخته نرد و تمام بازی‌های فکری و تخته‌ای (Board games) از فعل play استفاده می‌کنیم.

  14. خیلی خوب بود، مثال‌ها واقعاً به درک مطلب کمک می‌کردند. خسته نباشید.

    1. سپاس از لطف شما سپیده عزیز. هدف ما ساده‌سازی مفاهیم برای شماست.

    1. بله نوید جان، کاملاً درسته. البته معمولاً از play a trick on someone هم به همین معنی (سر به سر کسی گذاشتن یا شوخی خرکی کردن!) استفاده میشه.

    1. Play music یعنی پخش کردن موسیقی (مثلاً از ضبط صوت)، اما play an instrument یعنی خود فرد با یک ساز موسیقی بنوازد.

  15. من همیشه می‌گفتم play swimming! الان فهمیدم باید بگم go swimming. مرسی از این مطلب مفید.

    1. خواهش می‌کنم شیرین جان. خوشحالم که این نکته برات روشن شد. کلماتی که به -ing ختم میشن معمولاً با go میان.

    1. سعید جان این اصطلاح یعنی «نقش فرعی داشتن» یا «زیر دست کسی بودن». به کسی گفته میشه که در درجه دوم اهمیت قرار داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *