- چطور میتوان از کلمه Place به شکل طبیعی در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده کرد؟
- کالوکیشن های Place کدامند و چه تفاوتی در معنای جمله ایجاد میکنند؟
- آیا عباراتی مانند take place یا fall into place معنی تحتاللفظی دارند؟
- چگونه با یادگیری این همایندها، انگلیسی خود را روانتر و حرفهایتر جلوه دهیم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با دنیای کالوکیشن های Place در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. یادگیری کالوکیشنها یا همایندهای کلمات یکی از مهمترین قدمها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به تسلط در زبان انگلیسی است. کلمه “place” به تنهایی به معنی «جا» یا «مکان» است، اما وقتی در کنار افعال، صفات و حروف اضافه خاصی قرار میگیرد، معانی و کاربردهای جدید و متنوعی پیدا میکند. تسلط بر این ترکیبات به شما کمک میکند تا طبیعیتر صحبت کنید، منظور خود را دقیقتر بیان نمایید و درک بهتری از مکالمات انگلیسیزبانان داشته باشید.
مفهوم کالوکیشن (Collocation) چیست؟
پیش از آنکه به سراغ کالوکیشن های Place برویم، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به گروهی از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار میروند. این ترکیبات برای انگلیسیزبانان کاملاً عادی و صحیح به نظر میرسند، اما اگر کلمات دیگری جایگزین شوند، جمله ممکن است عجیب یا غیرطبیعی به نظر برسد. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». هر دو عبارت پیام را میرسانند، اما اولی طبیعیتر است. در انگلیسی نیز به جای “make a photo” از “take a photo” استفاده میشود. یادگیری این همایندها باعث میشود انگلیسی شما از حالت کتابی و رباتیک خارج شده و به زبان واقعی افراد بومی نزدیکتر شود.
مهمترین کالوکیشن های Place با افعال (Verb + Place)
افعال نقش کلیدی در ساختن کالوکیشن با کلمه Place دارند. این ترکیبات اغلب عباراتی اصطلاحی میسازند که معنای آنها از معنای تکتک کلمات قابل حدس زدن نیست. در ادامه به بررسی پرکاربردترین موارد میپردازیم.
1. Take Place: برگزار شدن، اتفاق افتادن
این یکی از رایجترین کالوکیشن های Place است و به معنای «رخ دادن» یا «برگزار شدن» به کار میرود، مخصوصاً برای رویدادهای برنامهریزی شده. این عبارت هیچ ارتباطی با «گرفتن یک مکان» ندارد.
- مثال: The wedding will take place in a beautiful garden.
- ترجمه: مراسم عروسی در یک باغ زیبا برگزار خواهد شد.
- مثال: The next meeting is scheduled to take place on Monday.
- ترجمه: جلسه بعدی قرار است روز دوشنبه برگزار شود.
2. Fall into Place: جور شدن، روی غلتک افتادن
این عبارت زمانی استفاده میشود که قطعات مختلف یک پازل یا موقعیت پیچیده، به طور ناگهانی و طبیعی در کنار هم قرار میگیرند و همه چیز واضح و مرتب میشود. معنی این اصطلاح، «افتادن در یک مکان» نیست.
- مثال: Once she explained the situation, everything started to fall into place.
- ترجمه: وقتی او شرایط را توضیح داد، همه چیز شروع به جور شدن کرد.
- مثال: After months of planning, the project is finally falling into place.
- ترجمه: پس از ماهها برنامهریزی، پروژه بالاخره دارد روی غلتک میافتد.
3. Save a Place / Keep a Place: جا نگه داشتن
این کالوکیشن کاربرد بسیار روزمرهای دارد و به معنی «جا نگه داشتن» برای کسی در صف، سینما، اتوبوس یا هر جای دیگری است.
- مثال: I’m running a bit late, can you save a place for me in the queue?
- ترجمه: من کمی دیر میرسم، میتوانی برایم در صف جا نگه داری؟
- مثال: Come and sit here—I’ve kept a place for you.
- ترجمه: بیا اینجا بنشین، برایت جا نگه داشتهام.
4. Know your Place: حد خود را دانستن
این عبارت کمی لحن منفی و دستوری دارد و به این معناست که فرد باید جایگاه اجتماعی یا موقعیت خود را بشناسد و فراتر از آن عمل نکند.
- مثال: He was told to know his place and not to question the manager’s decision.
- ترجمه: به او گفته شد که حد خودش را بداند و تصمیم مدیر را زیر سوال نبرد.
5. Put someone in their Place: کسی را سر جایش نشاندن
این اصطلاح به معنی تذکر دادن به کسی است که مغرورانه یا خارج از جایگاه خود رفتار میکند تا به او یادآوری شود که موقعیت واقعیاش چیست. این کار معمولاً با پاسخی تند و قاطع انجام میشود.
- مثال: Her arrogant comments were getting annoying, so I had to put her in her place.
- ترجمه: نظرات متکبرانهاش داشت آزاردهنده میشد، برای همین مجبور شدم سر جایش بنشانمش.
6. Lose your Place: رشته کلام را گم کردن، جای خود را گم کردن
این عبارت دو کاربرد اصلی دارد: یکی زمانی که در حال خواندن کتابی هستید و جای خود را گم میکنید، و دیگری زمانی که در صف ایستادهاید و جایگاه خود را از دست میدهید.
- مثال: I was reading aloud and a sudden noise made me lose my place.
- ترجمه: داشتم با صدای بلند میخواندم که یک صدای ناگهانی باعث شد رشته کلام را گم کنم.
- مثال: If you leave the line, you will lose your place.
- ترجمه: اگر از صف خارج شوی، جای خود را از دست خواهی داد.
عبارات رایج با Place و حروف اضافه (Prepositional Phrases)
ترکیب “place” با حروف اضافه مختلف، عبارات بسیار پرکاربردی را میسازد که هر کدام معنای خاص خود را دارند. یادگیری این موارد برای درک مطلب و صحبت کردن روان ضروری است.
1. In Place of: به جایِ
این عبارت مترادف “instead of” است و برای بیان جایگزینی یک چیز با چیز دیگر به کار میرود. معمولاً کمی رسمیتر از “instead of” است.
- مثال: You can use honey in place of sugar in this recipe.
- ترجمه: در این دستور پخت میتوانید از عسل به جای شکر استفاده کنید.
- مثال: He sent his deputy to the meeting in place of himself.
- ترجمه: او معاونش را به جای خود به جلسه فرستاد.
2. All over the Place: پخش و پلا، نامرتب، بینظم
این اصطلاح برای توصیف چیزی استفاده میشود که به شدت نامرتب و پراکنده است. همچنین میتواند برای توصیف افکار یا گفتار یک فرد که بینظم و پریشان است نیز به کار رود.
- مثال: After the kids’ party, their toys were all over the place.
- ترجمه: بعد از مهمانی بچهها، اسباببازیهایشان همه جا پخش و پلا بود.
- مثال: His presentation was hard to follow; his ideas were all over the place.
- ترجمه: دنبال کردن ارائهاش سخت بود؛ ایدههایش بینظم و پریشان بود.
3. Out of Place: ناجور، بیربط
این عبارت برای توصیف چیزی یا کسی به کار میرود که با محیط اطراف خود همخوانی ندارد و ناجور به نظر میرسد. همچنین میتواند به معنای احساس عدم تعلق به یک مکان یا گروه باشد.
- مثال: The modern painting looked completely out of place in the antique-filled room.
- ترجمه: نقاشی مدرن در آن اتاق پر از عتیقه کاملاً ناجور به نظر میرسید.
- مثال: I felt out of place at the fancy party because I didn’t know anyone.
- ترجمه: در آن مهمانی مجلل احساس غریبی میکردم چون هیچکس را نمیشناختم.
کالوکیشن های Place با صفات (Adjective + Place)
صفات مختلفی برای توصیف انواع مکانها به کار میروند. استفاده از صفت مناسب، به توصیفات شما جان میبخشد و تصویر واضحتری برای شنونده ایجاد میکند. در جدول زیر برخی از رایجترین ترکیبات آورده شده است.
| کالوکیشن (صفت + Place) | ترجمه فارسی | مثال |
|---|---|---|
| A safe place | یک جای امن | You should keep your important documents in a safe place. (باید مدارک مهم خود را در یک جای امن نگهداری کنید.) |
| A quiet place | یک جای آرام / ساکت | I need to find a quiet place to study for my exam. (باید یک جای ساکت برای درس خواندن برای امتحانم پیدا کنم.) |
| A crowded place | یک جای شلوغ | I don’t like shopping in crowded places during the holidays. (من خرید کردن در جاهای شلوغ طی تعطیلات را دوست ندارم.) |
| A remote place | یک جای دورافتاده | They live in a remote place, far from the nearest city. (آنها در یک جای دورافتاده، دور از نزدیکترین شهر زندگی میکنند.) |
| The right place | جای مناسب | If you’re looking for authentic pizza, this is the right place. (اگر دنبال پیتزای اصیل هستید، اینجا جای مناسبی است.) |
| The wrong place | جای نامناسب | He realized he was in the wrong place at the wrong time. (او فهمید که در زمان نامناسب در جای نامناسبی قرار دارد.) |
چگونه این کالوکیشنها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟
یادگیری کالوکیشن های Place مانند یادگیری هر لغت جدید دیگری نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند راهکار عملی برای تسلط بر این ترکیبات ارائه میشود:
- توجه فعالانه: هنگام گوش دادن به پادکستها، تماشای فیلمها یا خواندن متون انگلیسی، به نحوه استفاده از کلمه “place” و کلماتی که با آن همراه میشوند، دقت کنید.
- دفترچه یادداشت بسازید: یک بخش از دفتر لغات خود را به کالوکیشنها اختصاص دهید. هر بار که با یک ترکیب جدید مواجه میشوید، آن را به همراه یک مثال یادداشت کنید.
- جملهسازی کنید: سعی کنید با هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، جملات مختلفی بسازید که به زندگی و تجربیات شخصی شما مرتبط باشد. این کار به تثبیت مطلب در ذهن کمک میکند.
- در مکالمات خود استفاده کنید: از فرصتهای صحبت کردن به زبان انگلیسی، چه با یک پارتنر زبانی و چه در کلاس، استفاده کنید و آگاهانه تلاش کنید تا از این کالوکیشنها در صحبتهای خود بهره ببرید.
جمعبندی
کلمه “place” بسیار فراتر از یک اسم ساده برای اشاره به «مکان» است. کالوکیشن های Place درهای جدیدی از معنا و کاربرد را به روی شما باز میکنند و به شما این امکان را میدهند که مانند یک انگلیسیزبان بومی، روان و طبیعی صحبت کنید. از عبارات اصطلاحی مانند “take place” و “fall into place” گرفته تا ترکیبات روزمرهای مثل “save a place” و “in place of”، هر کدام ابزاری قدرتمند برای ارتقای مهارتهای زبانی شما هستند. با تمرین مستمر و بهکارگیری نکات ذکر شده در این مقاله، میتوانید این ترکیبات را به بخشی جداییناپذیر از دایره واژگان فعال خود تبدیل کرده و سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری بهبود بخشید.




وای چقدر عالی! همیشه با کالوکیشنهای Place مشکل داشتم و نمیدونستم کجا ازشون به طور طبیعی استفاده کنم. مقاله شما واقعا راهگشا بود، ممنون از زحماتتون!
خوشحالیم که مقاله برای شما مفید واقع شده، سارا خانم. هدف ما دقیقا کمک به روانتر و طبیعیتر صحبت کردن شماست. یادگیری کالوکیشنها قدم بزرگی در این راه است.
ممنون از مقاله خوبتون. همیشه فکر میکردم ‘take place’ یعنی ‘جا گرفتن’ یا ‘مکان گرفتن’ به معنی فیزیکی، ولی الان فهمیدم کاربردش برای اتفاقات و رویدادهاست. این تفاوتها واقعا مهمن.
دقیقا همینطوره علی آقا. ‘Take place’ یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای Place است و درک صحیح آن برای جلوگیری از سوءتفاهم ضروری است. خوشحالیم که این مقاله به روشن شدن این موضوع کمک کرده.
من قبلا ‘out of place’ رو تو یه فیلم شنیده بودم و فکر میکردم یعنی ‘از جاش دراومده’. خیلی خوب توضیح دادید که معنی ‘نامتناسب’ یا ‘احساس غریبگی’ هم داره. این نکته خیلی به دردم خورد.
بله مریم خانم، ‘Out of place’ نمونهای عالی از کالوکیشنهایی است که معنی تحتاللفظی ندارند و باید به صورت یک عبارت کلی یاد گرفته شوند. درک این تفاوتها واقعا مهارت شما را در زبان انگلیسی افزایش میدهد.
سوال: بین ‘in place’ و ‘into place’ چه فرقی هست؟ گاهی حس میکنم جابجا استفاده میکنم.
سوال بسیار خوبی است رضا آقا! ‘In place’ معمولا به معنی ‘در جای صحیح خود قرار داشتن’ یا ‘آماده بودن’ است، در حالی که ‘into place’ بر حرکت یا فرآیند قرار گرفتن در جای صحیح دلالت دارد. مثلا: The plan is **in place**. (برنامه آماده است) vs. We put the new system **into place**. (ما سیستم جدید را پیادهسازی کردیم).
اینکه گفتید کالوکیشنها مهمترین قدم برای رسیدن به تسلط در زبان انگلیسیه، کاملا درسته. من هر وقت سعی میکنم کلمه به کلمه ترجمه کنم، جمله هام مصنوعی میشه. باید بیشتر روی اینها کار کنم.
دقیقا همینطور است مینا خانم. ترجمه کلمه به کلمه یکی از موانع اصلی برای رسیدن به روانی در زبان است. تمرکز بر کالوکیشنها به شما کمک میکند تا مثل یک بومیزبان صحبت کنید و طبیعیتر به نظر برسید.
آیا ‘put in place’ یک عبارت رسمی محسوب میشه یا میشه در مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟
عبارت ‘put in place’ کاربرد گستردهای دارد و هم در مکالمات رسمی و هم غیررسمی قابل استفاده است، خصوصا وقتی درباره ‘ایجاد یا اجرای یک سیستم، قانون یا برنامه’ صحبت میکنیم. مثلا: The government put new regulations in place. (دولت مقررات جدیدی را وضع کرد).
مرسی از این مقاله کاربردی! من همیشه ‘make a place for something’ رو با ‘create a space’ اشتباه میگرفتم. حالا با مثالها کاملا متوجه شدم.
خوشحالیم که ابهام شما برطرف شد نرگس خانم. تفاوتهای ظریف در کالوکیشنها اهمیت زیادی دارند. ‘Make a place for something’ بیشتر به معنی ‘جایی برای کسی یا چیزی در نظر گرفتن’ است.
کاش برای کلمات پرکاربرد دیگه هم مثل ‘time’ یا ‘hand’ همینطور کالوکیشنها رو توضیح بدید. واقعا به اینجور مقالهها نیاز داریم.
ممنون از پیشنهاد شما حسین آقا. قطعا این موضوع در برنامه کاری ما قرار خواهد گرفت. هدف ما ارائه محتوای کاربردی برای تمامی زبانآموزان است و پیشنهادات شما در این مسیر به ما کمک میکند.
مفهوم ‘fall into place’ خیلی جالبه. یه جورایی مثل اینه که پازل کمکم کامل میشه و همه چیز سر جای خودش قرار میگیره. من این رو تو یه پادکست شنیده بودم و معنیش رو حدس میزدم، ولی حالا کاملا فهمیدم.
توصیف شما از ‘fall into place’ بسیار دقیق و شیواست پاریسا خانم. دقیقا به معنی ‘همه چیز به صورت طبیعی و بدون مشکل حل شدن و سر جای خود قرار گرفتن’ است. شنیدن این عبارات در بافتهای واقعی (مثل پادکست و فیلم) کمک شایانی به یادگیری میکند.
ممنون بابت توضیح کالوکیشنها. همیشه برام سخته که چطور مثل نیتیوها صحبت کنم و از اصطلاحات استفاده کنم. این مقاله یه قدم بزرگه.
خوشحالیم که مقاله توانسته به شما کمک کند کیان عزیز. صحبت کردن ‘مثل نیتیوها’ هدف بسیاری از زبانآموزان است و یادگیری کالوکیشنها یکی از کلیدهای اصلی برای رسیدن به این هدف است.
آیا کالوکیشن ‘no place for’ هم هست؟ مثلا ‘there is no place for racism’؟
بله زهرا خانم، ‘There is no place for…’ یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی است که به معنی ‘جایی برای چیزی وجود ندارد’ یا ‘چیزی قابل تحمل یا پذیرفتنی نیست’ استفاده میشود. مثال شما کاملا درست است و کاربرد آن بسیار متداول است.
به نظر من کالوکیشنها از گرامر هم مهمترن چون اشتباه در اونا بیشتر نشون میده که native speaker نیستیم.
این یک دیدگاه معتبر است بهمن آقا. در واقع، گرامر به شما کمک میکند تا جملات را به درستی بسازید، اما کالوکیشنها و اصطلاحات هستند که به زبان شما ‘طبیعی’ و ‘پیشرفته’ بودن میبخشند. هر دو مکمل یکدیگرند.
چقدر خوب که به تفاوت معنی تحتاللفظی و معنای اصطلاحی اشاره کردید. این قسمت همیشه برام گیجکننده بود.
خوشحالیم که این بخش از مقاله برای شما روشنگر بوده فاطمه خانم. درک این تفاوت، سنگ بنای یادگیری بسیاری از اصطلاحات و کالوکیشنها در زبان انگلیسی است.
فکر میکنم از این به بعد سعی میکنم هر لغت جدیدی که یاد میگیرم، کالوکیشنهاش رو هم باهاش یاد بگیرم. این روش خیلی کاراتر به نظر میاد.
این یک استراتژی یادگیری بسیار هوشمندانه است محمد آقا! یادگیری کلمات در کنار همایندهای طبیعیشان باعث میشود هم سریعتر و هم عمیقتر آنها را درک کرده و در مکالمات خود به کار ببرید.
من همیشه ‘give place to’ رو با ‘give space to’ اشتباه میگرفتم. ممنون از توضیحات کاملتون.
اشتباه رایجی است ساناز خانم! ‘Give place to’ معمولاً به معنی ‘جای خود را به چیزی یا کسی دادن’ یا ‘جایگزین شدن’ است، در حالی که ‘give space to’ بیشتر به معنی ‘فضایی به کسی یا چیزی اختصاص دادن’ یا ‘اجازه رشد دادن’ است.
واقعا این نوع مقالات سطح آموزش زبان رو بالا میبره. اطلاعاتی که ارائه میکنید فراتر از کتابهای درسیه.
هدف ما دقیقا همین است شاهین آقا. تلاش میکنیم مطالبی فراتر از آنچه در منابع عمومی یافت میشود، ارائه دهیم تا به زبانآموزان در رسیدن به سطوح پیشرفتهتر کمک کنیم. از حمایت شما متشکریم.
یک سوال: آیا ‘place an order’ هم جزء این کالوکیشنها محسوب میشه؟
بله الهام خانم، ‘Place an order’ یکی دیگر از کالوکیشنهای رایج با فعل ‘place’ است که به معنی ‘ثبت سفارش کردن’ یا ‘سفارش دادن’ است و کاملا در همین دسته قرار میگیرد. مثال عالی بود!
من خودم از ‘in the first place’ زیاد استفاده میکنم. یعنی ‘اصلا’ یا ‘در وهله اول’. آیا این هم جزو کالوکیشنهای Place هست؟
بسیار خوب داوود آقا! ‘In the first place’ یک کالوکیشن پرکاربرد دیگر با ‘place’ است که دقیقا به معنی ‘در وهله اول’ یا ‘اساسا’ استفاده میشود و کاملا در مبحث کالوکیشنها جای میگیرد. توانایی شما در شناسایی این عبارات تحسینبرانگیز است.
خیلی عالیه! الان که خوندم متوجه شدم که چرا همیشه تو فیلمها بعضی جملات رو نمیفهمیدم. چون معنی کلمه به کلمه اون چیزی نبود که من فکر میکردم. کالوکیشنها واقعا مهمترین بخش یادگیری زبانن.
ممنون از توضیحات جامع و کاملتون. همیشه کالوکیشنها مثل یه راز برام بودن، ولی الان خیلی بهتر درکشون میکنم. لطفا بازم از این مقالهها بذارید.
کاش با مثالهای بیشتری کالوکیشنهای مختلف رو آموزش میدادید. مثلا برای ‘know your place’ که یه کالوکیشن با معنی خاصیه.
پیشنهاد شما خوب است لیلا خانم. ‘Know your place’ یک کالوکیشن بسیار قوی و گاهی توهینآمیز است که به معنی ‘حد خودت را بدان’ یا ‘جایگاه خودت را بشناس و از آن فراتر نرو’ استفاده میشود. در مقالات آینده حتما مثالهای بیشتری را مد نظر قرار خواهیم داد.