- کالوکیشن دقیقاً به چه معناست و چرا برای یادگیری زبان انگلیسی مهم است؟
- رایج ترین کالوکیشن های فعل Pass در موقعیت های مختلف کدامند؟
- چگونه می توانیم این کالوکیشن ها را به صورت موثر یاد گرفته و در مکالمات روزمره به کار ببریم؟
- آیا کالوکیشن های Pass در موقعیت های رسمی و غیررسمی متفاوت هستند؟
- چگونه میتوانیم بدون حفظ کردن صرف، این ترکیبها را به خاطر بسپاریم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا درک عمیقتر و جامعتری از کالوکیشن های Pass در زبان انگلیسی پیدا کنید. یادگیری کالوکیشنها یکی از گامهای اساسی برای رسیدن به تسلط واقعی در هر زبانی است، چرا که به شما امکان میدهد طبیعیتر صحبت کنید و منظور خود را دقیقتر بیان کنید. فعل “Pass” با معانی و کاربردهای متنوعش، یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است و آشنایی با کالوکیشنهای آن میتواند تفاوت چشمگیری در روانی کلام شما ایجاد کند. با ما همراه باشید تا سفری به دنیای جذاب ترکیبهای این فعل پرکاربرد داشته باشیم و با مثالها و ترجمه، آنها را به سادگی فرا بگیرید.
کالوکیشن چیست و چرا برای تسلط بر زبان انگلیسی حیاتی است؟
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Pass برویم، لازم است ابتدا درک روشنی از مفهوم کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به معنای ترکیب شدن طبیعی کلمات در کنار یکدیگر است. این ترکیبها چیزی فراتر از صرفاً کنار هم قرار دادن دو کلمه هستند؛ آنها جفتهایی از کلماتند که بومیزبانان به طور طبیعی و بدون فکر کردن زیاد در کنار هم به کار میبرند. به عبارت دیگر، برخی کلمات “دوستان” کلمات دیگر هستند و در کنار هم معنای خاص و قدرتمندی را ایجاد میکنند که شاید از جمع جبری معنای تکتک آنها به دست نیاید.
چرا یادگیری کالوکیشنها تا این حد اهمیت دارد؟ دلایل متعددی وجود دارد:
- روانی در گفتار و نوشتار: استفاده صحیح از کالوکیشنها باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار طبیعیتر و روانتر به نظر برسد.
- دقت در بیان: کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و از سوء تفاهم جلوگیری شود. به عنوان مثال، به جای “do a mistake” (که غلط است)، باید گفت “make a mistake”.
- غنیسازی دایره واژگان: با یادگیری کالوکیشنها، نه تنها لغات جدید یاد میگیرید، بلکه نحوه صحیح به کار بردن آنها را نیز فرامیگیرید که خود به تنهایی یک مهارت ارزشمند است.
- درک بهتر بومیزبانان: بومیزبانان به طور مداوم از کالوکیشنها استفاده میکنند؛ بنابراین، آشنایی با آنها برای درک کامل مکالمات و متون انگلیسی ضروری است.
- افزایش اعتماد به نفس: وقتی بدانید که کلمات را به درستی کنار هم قرار میدهید، با اعتماد به نفس بیشتری صحبت خواهید کرد.
کالوکیشن های رایج با Pass در زبان انگلیسی
فعل “Pass” یکی از افعال پرکاربرد و چندوجهی در زبان انگلیسی است که در ترکیب با اسمها، صفتها و قیدها، معانی بسیار متنوعی را ایجاد میکند. در ادامه به بررسی مهمترین کالوکیشن های Pass همراه با مثال و ترجمه خواهیم پرداخت.
۱. کالوکیشن های Pass به معنای “قبول کردن/موفق شدن”
این دسته از کالوکیشن های Pass بسیار رایج هستند و عمدتاً در زمینههای تحصیلی یا کاری کاربرد دارند.
- Pass an exam/a test (امتحان/آزمون را قبول شدن):
Meaning: To achieve the required standard in an exam or test.
Example: She studied hard and managed to pass her driving test on the first attempt.
ترجمه: او سخت مطالعه کرد و توانست در اولین تلاش، آزمون رانندگیاش را قبول شود. - Pass a course (دوره ای را با موفقیت پشت سر گذاشتن):
Meaning: To successfully complete a course of study.
Example: You need to pass all your courses to graduate next year.
ترجمه: برای فارغالتحصیلی سال آینده، باید تمام دروس خود را با موفقیت پشت سر بگذاری. - Pass a level/grade (سطح/مقطع را پشت سر گذاشتن):
Meaning: To successfully move from one level or grade to the next.
Example: My son was so proud when he passed the third grade.
ترجمه: پسرم وقتی کلاس سوم را پشت سر گذاشت، بسیار مغرور بود.
۲. کالوکیشن های Pass به معنای “گذراندن زمان/اتفاق افتادن”
این دسته از کالوکیشن های Pass به نحوه گذر زمان یا چگونگی سپری شدن رویدادها اشاره دارند.
- Pass the time (وقت گذراندن):
Meaning: To spend time, often doing something to make the time go more quickly or pleasantly.
Example: We played cards to pass the time on the long train journey.
ترجمه: ما برای گذراندن وقت در سفر طولانی قطار، ورق بازی کردیم. - Pass quickly/slowly (به سرعت/آهسته گذشتن):
Meaning: To describe the speed at which time seems to go by.
Example: The holidays always seem to pass quickly.
ترجمه: تعطیلات همیشه به نظر میرسد که به سرعت میگذرند. - Pass unnoticed (بیتوجه ماندن/نادیده گرفته شدن):
Meaning: To happen or go by without being noticed.
Example: His contribution to the project didn’t pass unnoticed; the manager praised him.
ترجمه: مشارکت او در پروژه بیتوجه نماند؛ مدیر از او تمجید کرد. - Pass into history (به تاریخ پیوستن):
Meaning: To become a part of history, often used for significant events or people.
Example: That momentous decision will certainly pass into history as a turning point.
ترجمه: آن تصمیم مهم قطعاً به عنوان یک نقطه عطف به تاریخ خواهد پیوست.
۳. کالوکیشن های Pass به معنای “دادن/عبور کردن از”
این دسته از کالوکیشن های Pass شامل مواردی است که در آن شیء یا فردی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل میشود یا چیزی به کسی داده میشود.
- Pass the salt/sugar (نمک/شکر را دادن):
Meaning: To hand an item to someone, typically at a table.
Example: Could you please pass the salt?
ترجمه: ممکن است لطفاً نمک را بدهید؟ - Pass a message/information (پیام/اطلاعاتی را منتقل کردن):
Meaning: To relay a message or information from one person to another.
Example: Please pass the message to John that I’ll be late.
ترجمه: لطفاً پیام را به جان منتقل کن که من دیر میرسم. - Pass the ball (توپ را پاس دادن):
Meaning: To kick or throw a ball to another player in a game.
Example: He should have passed the ball instead of trying to score himself.
ترجمه: او باید توپ را پاس میداد به جای اینکه خودش تلاش کند گل بزند. - Pass by (رد شدن از کنار/عبور کردن):
Meaning: To go past something or someone.
Example: A strange car passed by our house several times this morning.
ترجمه: یک ماشین عجیب امروز صبح چندین بار از کنار خانه ما رد شد. - Pass through (از میان/طی کردن):
Meaning: To move from one side or end of something to the other, or to experience a difficult period.
Example: The river passes through the city center.
ترجمه: رودخانه از میان مرکز شهر میگذرد.Example: We’re all passing through a tough economic period.
ترجمه: همه ما در حال گذراندن یک دوره اقتصادی سخت هستیم.
۴. کالوکیشن های Pass در زمینه قانون و سیاست
این دسته از کالوکیشن های Pass اغلب در زمینههای رسمیتر و مربوط به دولت و قانونگذاری به کار میروند.
- Pass a law/bill (قانون/لایحهای را تصویب کردن):
Meaning: To officially approve a law or a proposed law.
Example: Parliament is expected to pass the new bill next month.
ترجمه: انتظار میرود مجلس ماه آینده لایحه جدید را تصویب کند. - Pass a resolution (قطعنامهای را به تصویب رساندن):
Meaning: To formally accept a decision or statement in a meeting or assembly.
Example: The UN Security Council passed a resolution condemning the aggression.
ترجمه: شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای را در محکومیت تجاوز به تصویب رساند.
۵. کالوکیشن های Pass با معانی خاص و اصطلاحی
برخی از کالوکیشن های Pass معنای اصطلاحی دارند و از جمع معنای کلمات تشکیلدهنده آن فراتر میروند.
- Pass away (فوت کردن/درگذشتن):
Meaning: A polite way to say “to die”.
Example: Her grandmother passed away peacefully in her sleep.
ترجمه: مادربزرگش با آرامش در خواب فوت کرد. - Pass on (رد کردن پیشنهاد/انتقال دادن):
Meaning 1: To refuse an offer or opportunity.
Example: I had to pass on the offer because I was too busy.
ترجمه: مجبور شدم پیشنهاد را رد کنم چون خیلی سرم شلوغ بود.Meaning 2: To give something, usually knowledge or a disease, to someone else.
Example: Parents often pass on their values to their children.
ترجمه: والدین اغلب ارزشهای خود را به فرزندانشان منتقل میکنند. - Pass out (بیهوش شدن/پخش کردن):
Meaning 1: To faint or lose consciousness.
Example: It was so hot that he almost passed out.
ترجمه: آنقدر گرم بود که او تقریباً بیهوش شد.Meaning 2: To distribute something to a group of people.
Example: The teacher asked the students to help pass out the worksheets.
ترجمه: معلم از دانشآموزان خواست در پخش کردن برگههای کار کمک کنند. - Pass judgment (قضاوت کردن):
Meaning: To express an opinion about whether something or someone is good or bad.
Example: It’s not fair to pass judgment on people without knowing their full story.
ترجمه: منصفانه نیست که بدون دانستن تمام داستان افراد، قضاوت کرد. - Pass the buck (مسئولیت را به گردن دیگری انداختن):
Meaning: To shift responsibility or blame to someone else.
Example: Don’t try to pass the buck; this is your responsibility.
ترجمه: سعی نکن مسئولیت را به گردن دیگری بیندازی؛ این وظیفه توست. - Pass muster (قبول شدن/انتظارات را برآورده کردن):
Meaning: To be judged as good enough; to meet the required standard.
Example: His performance didn’t quite pass muster, so he wasn’t selected.
ترجمه: عملکرد او چندان مقبول واقع نشد، بنابراین انتخاب نشد. - Pass water/urine (ادرار کردن):
Meaning: A polite medical term for urinating.
Example: The patient was unable to pass water after the surgery.
ترجمه: بیمار پس از جراحی قادر به ادرار کردن نبود.
نکات کلیدی برای یادگیری موثر کالوکیشن های Pass
یادگیری کالوکیشن های Pass، مانند هر کالوکیشن دیگری، نیازمند استراتژی و تمرین منظم است. در اینجا چند نکته مهم را برای یادگیری موثر این ترکیبها ارائه میدهیم:
- یادگیری در بستر جمله: هرگز کالوکیشنها را به صورت کلمات مجزا حفظ نکنید. همیشه آنها را در قالب جملات کامل و با درک معنای کلی جمله یاد بگیرید.
- استفاده از دفترچه کالوکیشن: یک دفترچه اختصاصی برای کالوکیشنهای خود داشته باشید. هرگاه کالوکیشن جدیدی از فعل “Pass” را یاد گرفتید، آن را همراه با معنا، مثال و ترجمه در آن یادداشت کنید.
- گروهبندی کالوکیشنها: کالوکیشنها را بر اساس موضوع یا معنای اصلی فعل (مثلاً “قبول شدن”، “گذراندن زمان” و …) گروهبندی کنید تا سازماندهی بهتری داشته باشید و راحتتر به خاطر بسپارید.
- تمرین فعال: سعی کنید به طور فعال از کالوکیشن های Pass در مکالمات، ایمیلها یا نوشتههای خود استفاده کنید. هرچه بیشتر آنها را به کار ببرید، در ذهنتان تثبیت میشوند.
- توجه به متون انگلیسی: هنگام مطالعه کتاب، مقاله یا تماشای فیلم و سریال، به نحوه به کارگیری فعل “Pass” و ترکیبهای آن دقت کنید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد طبیعی آنها را درک کنید.
- ساخت فلشکارت: برای هر کالوکیشن یک فلشکارت بسازید. در یک طرف کالوکیشن و در طرف دیگر معنا و جمله مثال آن را بنویسید.
- تکرار با فواصل منظم: از تکنیک تکرار با فواصل منظم (Spaced Repetition) استفاده کنید. این روش به شما کمک میکند تا اطلاعات را برای مدت طولانیتری در حافظه خود نگه دارید.
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل “Pass” در زبان انگلیسی دارای طیف وسیعی از کالوکیشن های Pass است که هر یک معنا و کاربرد خاص خود را دارند. از “Pass an exam” که به معنای قبول شدن در امتحان است، تا “Pass away” که به معنای درگذشتن است، یا “Pass the buck” که یک اصطلاح مهم است، این فعل در موقعیتهای گوناگونی به کار میرود.
تسلط بر این کالوکیشنها نه تنها دایره واژگان شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا مانند یک بومیزبان صحبت کنید و با اعتماد به نفس بیشتری در مکالمات و نوشتههای انگلیسی شرکت کنید. با تمرین مستمر، توجه به جزئیات و استفاده فعال از این ترکیبها، به زودی متوجه خواهید شد که چقدر روانتر و طبیعیتر انگلیسی صحبت میکنید. پس، از همین امروز شروع کنید و این کالوکیشنهای ارزشمند را جزئی جدانشدنی از دانش زبان انگلیسی خود سازید!




واقعاً مطلب مفیدی بود. همیشه برام سوال بود که فرق بین pass an exam و take an exam چیه. الان متوجه شدم که pass یعنی حتماً قبول شدن در امتحان.
دقیقا سارا جان! نکته بسیار مهمی رو اشاره کردی. Take an exam یعنی شرکت کردن در امتحان، فارغ از نتیجه؛ اما Pass an exam یعنی با موفقیت پشت سر گذاشتن آن.
من توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن He passed out. اینجا هم به معنی رد شدن از چیزیه یا اصطلاح خاصیه؟
سوال خیلی خوبیه امیر عزیز. Pass out یک Phrasal verb هست که به معنی ‘بیهوش شدن’ یا ‘غش کردن’ به کار میره و با pass معمولی متفاوته.
آیا کالوکیشن Pass away فقط برای موقعیتهای خیلی رسمی استفاده میشه؟ مثلاً توی صحبت دوستانه هم میتونیم بگیم؟
مریم عزیز، Pass away در واقع یک عبارت محترمانه (Euphemism) برای مردن هست. هم در موقعیتهای رسمی و هم دوستانه (زمانی که بخواهیم مودبانه صحبت کنیم) استفاده میشه.
توی بحثهای بیزینسی، عبارت pass the buck رو شنیدم. میشه این رو هم توضیح بدید؟
بله رضا جان، Pass the buck یک اصطلاح عامیانه به معنی ‘مسئولیت را به گردن دیگری انداختن’ هست. در محیطهای کاری زیاد استفاده میشه.
من همیشه برای گذراندن وقت از spend time استفاده میکردم. عبارت pass the time چه تفاوتی داره؟
نرگس عزیز، Spend time بار معنایی خنثی یا مثبت داره، اما Pass the time معمولاً وقتی استفاده میشه که میخوایم وقت رو بگذرونیم تا حوصلهمون سر نره یا منتظر چیزی هستیم.
کالوکیشن pass the ball رو توی گزارشهای فوتبال زیاد میشنویم. ممنون از مقاله خوبتون.
برای یادگیری اینها، بهتره همشون رو با هم حفظ کنیم یا توی جمله یاد بگیریم؟ من همیشه توی حفظ کردن کالوکیشنها مشکل دارم.
فاطمه جان، بهترین روش یادگیری در قالب جمله و با مثالهای واقعی هست. سعی کن برای هر کالوکیشن، یک مثال از زندگی شخصی خودت بنویسی تا بهتر در ذهنت بمونه.
تفاوت pass by و pass through چیه؟ هر دو به معنی عبور کردن هستن دیگه؟
محمد عزیز، Pass by یعنی از کنار چیزی رد شدن، اما Pass through یعنی از میان یا داخل چیزی عبور کردن (مثل عبور از یک تونل یا شهر).
مقاله خیلی جامع بود. مخصوصاً بخش مربوط به تفاوت کاربرد در محیطهای رسمی و غیررسمی.
آیا عبارت pass a law برای تصویب قانون در پارلمان درسته؟ یا باید از فعل دیگهای استفاده کرد؟
بله سعید جان، کاملاً درسته. Pass a law یکی از رایجترین کالوکیشنهای حقوقی و سیاسی به معنای ‘تصویب کردن قانون’ هست.
من شنیدم که میگن Pass judgment. این به معنی قضاوت کردنه یا نظر دادن؟
نیلوفر عزیز، Pass judgment معمولاً به معنی قضاوت کردن (اغلب به صورت انتقادی) در مورد کسی یا چیزی هست.
توی آزمون آیلتس، استفاده از این کالوکیشنها چقدر نمره رو بالا میبره؟
حامد جان، استفاده درست از کالوکیشنها مستقیماً روی نمره Lexical Resource شما تاثیر داره و باعث میشه صحبت کردن و نوشتنتون طبیعیتر (Natural) به نظر برسه.
عبارت pass a message رو هم میتونیم به کار ببریم؟ مثلاً برای رسوندن پیغام به کسی؟
بله سپیده جان، Pass on a message بسیار رایج هست. استفاده از حرف اضافه ‘on’ در اینجا معمولاً توصیه میشه.
کالوکیشن pass the test of time برای چه چیزهایی استفاده میشه؟
مهدی عزیز، این اصطلاح برای چیزهایی (مثل کتاب، فیلم یا عشق) به کار میره که با گذشت زمان همچنان ارزش و محبوبیت خودشون رو حفظ کردهاند؛ معادل ‘سربلند از امتحان زمان بیرون آمدن’.
تلفظ کلمه Pass در لهجه آمریکایی و بریتانیایی متفاوته؟
الناز جان، بله. در لهجه بریتانیایی (RP) صدای /ɑː/ (شبیه ‘آ’) میده، اما در لهجه آمریکایی صدای /æ/ (شبیه ‘اَ’) میده.
Pass the salt لطفاً! این سادهترین کالوکیشنی بود که بلد بودم 😂 ممنون از سایت خوبتون.
آیا pass out با faint دقیقاً مترادف هستند؟
مونا عزیز، بله هر دو به معنی از حال رفتن هستند، اما Faint بیشتر ریشه پزشکی یا فیزیکی رو میرسونه، در حالی که Pass out میتونه به خاطر خستگی مفرط یا نوشیدن زیاد هم باشه.
من توی یک پادکست عبارت pass the baton رو شنیدم. مربوط به دوومیدانی بود؟
دقیقاً امید جان! هم در ورزش دوومیدانی (رد کردن چوب امدادی) و هم به صورت استعاری برای سپردن مسئولیت یا کاری به شخص دیگر استفاده میشه.
لطفاً درباره کالوکیشنهای فعلهای دیگهای مثل Get یا Take هم مطلب بگذارید.
چقدر عالی که با مثال توضیح دادید. یادگیری لغت بدون کالوکیشن واقعاً اشتباهه.
کاملاً موافقم نوید عزیز. یادگیری لغات به صورت تکی باعث میشه جملات ما بوی ترجمه بدن و طبیعی نباشن.