- چگونه از فعل paint در معنای حقیقی آن یعنی «رنگ زدن» استفاده کنیم؟
- آیا paint فقط به معنای رنگ کردن فیزیکی است یا معانی مجازی و استعاری هم دارد؟
- مهمترین کالوکیشن های Paint که برای توصیف یک موقعیت به کار میروند کدامند؟
- چطور با استفاده از اصطلاحات مربوط به paint، حرفهایتر و طبیعیتر انگلیسی صحبت کنیم؟
- پرکاربردترین اصطلاحات (Idioms) با کلمه paint کدامها هستند و در چه موقعیتهایی استفاده میشوند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل paint یکی از آن کلماتی است که در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما دنیایی از عبارات و اصطلاحات کاربردی را در خود جای داده است. یادگیری کالوکیشن های Paint به شما کمک میکند تا از سطح مکالمات روزمره فراتر رفته و بتوانید مفاهیم پیچیدهتر و دقیقتری را بیان کنید. چه بخواهید دیواری را رنگ کنید، چه تصویری از یک موقعیت را برای دیگران توصیف کنید و چه بخواهید در مورد جشن و شادی صحبت کنید، فعل paint و کالوکیشنهای آن به کمک شما خواهند آمد. با ما همراه باشید تا با مثالهای واضح و ترجمههای دقیق، تسلط خود را بر این عبارات افزایش دهید.
کالوکیشن های Paint در معنای واقعی: رنگ کردن و نقاشی
اولین و ملموسترین کاربرد فعل paint، به معنای رنگ زدن یک سطح فیزیکی یا کشیدن یک نقاشی است. این کاربردها بسیار مستقیم و ساده هستند، اما دانستن عبارات رایج در این زمینه به طبیعیتر شدن کلام شما کمک میکند. در این بخش، به بررسی کالوکیشنهایی میپردازیم که مستقیماً با عمل رنگآمیزی و هنر نقاشی در ارتباط هستند.
1. رنگ کردن اشیاء و سطوح
وقتی میخواهیم در مورد رنگ زدن یک شیء صحبت کنیم، معمولاً فعل paint با نام آن شیء همراه میشود. این ساختار بسیار ساده و پرکاربرد است.
- Paint a wall/fence/door: رنگ زدن دیوار/حصار/در
- Paint a house: رنگ کردن یک خانه
- Paint the ceiling: رنگ زدن سقف
- Paint furniture: رنگ کردن اسباب و اثاثیه
مثال در جمله:
We need to paint the walls a lighter color to make the room feel bigger.
ترجمه: باید دیوارها را یک رنگ روشنتر بزنیم تا اتاق بزرگتر به نظر برسد.
He spent the entire weekend painting the fence in the backyard.
ترجمه: او تمام آخر هفته را صرف رنگ کردن حصار در حیاط پشتی کرد.
2. نقاشی کشیدن و خلق آثار هنری
در حوزه هنر، paint با کلماتی ترکیب میشود که به نوع اثر هنری اشاره دارند. این کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا در مورد هنر و نقاشی به شکل حرفهایتری صحبت کنید.
- Paint a picture: کشیدن یک نقاشی
- Paint a portrait: کشیدن یک پرتره
- Paint a landscape: کشیدن یک منظره
- Paint a scene: نقاشی کردن یک صحنه
- Paint in oils/watercolors/acrylics: نقاشی کردن با رنگ روغن/آبرنگ/اکریلیک
مثال در جمله:
She is learning how to paint a portrait of her mother.
ترجمه: او در حال یادگیری کشیدن پرتره مادرش است.
The artist is famous for painting landscapes of the Tuscan countryside.
ترجمه: این هنرمند برای کشیدن مناظر حومه توسکانی مشهور است.
He prefers to paint in oils because of their rich texture.
ترجمه: او ترجیح میدهد با رنگ روغن نقاشی کند به خاطر بافت غنی آن.
کالوکیشن های Paint در معنای مجازی: توصیف و تصویرسازی
یکی از زیباترین و قدرتمندترین کاربردهای فعل paint، استفاده از آن در معنای مجازی برای «توصیف کردن» یا «به تصویر کشیدن» یک موقعیت، شخص یا ایده است. در این حالت، شما با کلمات، یک تصویر ذهنی برای شنونده خلق میکنید. این دسته از کالوکیشن های Paint در نوشتار رسمی، سخنرانیها و مکالمات سطح بالا بسیار رایج هستند.
1. Paint a picture (of something)
این عبارت یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای مجازی است و به معنای «توصیف کردن یک موقعیت به صورت واضح و دقیق» است. شما میتوانید تصویری روشن، تیره، دقیق، یا مبهم از چیزی ارائه دهید.
- Paint a clear picture: تصویر واضحی ارائه دادن
- Paint a vivid picture: توصیف زندهای ارائه کردن
- Paint a grim/bleak picture: تصویر ناگوار/تاریکی را نشان دادن
- Paint a rosy/optimistic picture: تصویری خوشبینانه نشان دادن
- Paint an accurate picture: توصیف دقیقی ارائه دادن
مثال در جمله:
The lawyer painted a clear picture of the events for the jury.
ترجمه: وکیل تصویر واضحی از وقایع را برای هیئت منصفه ترسیم کرد.
His report paints a grim picture of the company’s future.
ترجمه: گزارش او تصویر ناگواری از آینده شرکت را نشان میدهد.
The government is trying to paint a rosy picture of the economy before the election.
ترجمه: دولت سعی دارد قبل از انتخابات، تصویری خوشبینانه از اقتصاد ارائه دهد.
2. Paint someone/something as…
این ساختار برای «توصیف کردن یک شخص یا چیز به یک روش خاص» به کار میرود، که این توصیف ممکن است منصفانه یا غیرمنصفانه باشد.
- Paint someone as a hero: کسی را به عنوان یک قهرمان جلوه دادن
- Paint someone as a villain: کسی را به عنوان یک شخصیت شرور نشان دادن
- Paint something as a success: چیزی را یک موفقیت جلوه دادن
- Paint someone in a good/bad light: کسی را خوب/بد جلوه دادن
مثال در جمله:
The media tried to paint him as a villain, but his supporters knew the truth.
ترجمه: رسانهها سعی کردند او را یک شرور جلوه دهند، اما حامیانش حقیقت را میدانستند.
She was often painted as a tough businesswoman in the press.
ترجمه: او اغلب در مطبوعات به عنوان یک تاجر سرسخت توصیف میشد.
The article painted him in a bad light, focusing only on his mistakes.
ترجمه: مقاله او را بد جلوه داد و فقط روی اشتباهاتش تمرکز کرد.
اصطلاحات (Idioms) رایج با Paint
زبان انگلیسی پر از اصطلاحات و عباراتی است که معنای تحتاللفظی ندارند. فعل paint نیز در چندین اصطلاح پرکاربرد به کار رفته است که یادگیری آنها برای درک عمیقتر زبان و صحبت کردن مانند یک بومیزبان (Native Speaker) ضروری است.
1. Paint the town red
این اصطلاح یکی از معروفترینهاست و به معنای «بیرون رفتن و حسابی خوش گذراندن و جشن گرفتن» است، معمولاً با رفتن به بارها، کلابها و رستورانها. این عبارت به هیچ وجه به معنای رنگ کردن شهر با رنگ قرمز نیست!
مثال در جمله:
After finishing their final exams, the students went out to paint the town red.
ترجمه: دانشجویان پس از اتمام امتحانات نهایی، برای جشن و خوشگذرانی بیرون رفتند.
It’s my birthday! Let’s go paint the town red tonight!
ترجمه: تولدمه! بیا امشب بزنیم بیرون و بترکونیم!
2. Paint oneself into a corner
این اصطلاح به معنای «خود را در موقعیتی دشوار قرار دادن که راه فرار یا انتخاب دیگری از آن وجود ندارد» است. تصور کنید در حال رنگ کردن کف یک اتاق هستید و آنقدر ادامه میدهید که در گوشهای گیر میافتید و راهی برای خروج ندارید مگر اینکه روی رنگ خیس پا بگذارید. معنای این اصطلاح دقیقاً از همین تصویر گرفته شده است.
مثال در جمله:
By making promises he couldn’t keep, he painted himself into a corner.
ترجمه: او با دادن قولهایی که نمیتوانست به آنها عمل کند، خودش را در مخمصه انداخت.
The company has painted itself into a corner with its pricing strategy; now it can’t lower prices without losing money.
ترجمه: شرکت با استراتژی قیمتگذاری خود، خودش را در موقعیت بدی قرار داده است؛ اکنون نمیتواند قیمتها را بدون ضرر کردن کاهش دهد.
3. (Not be) as black as one is painted
این اصطلاح برای بیان این موضوع به کار میرود که «یک شخص یا موقعیت آنقدر که گفته میشود بد نیست». در واقع، توصیف منفی که از او شده، اغراقآمیز است.
مثال در جمله:
He has a bad reputation, but he’s not as black as he is painted.
ترجمه: او شهرت بدی دارد، اما آنقدرها هم که میگویند بد نیست.
The new boss seems strict, but I don’t think she’s as black as she’s painted.
ترجمه: رئیس جدید سختگیر به نظر میرسد، اما فکر نمیکنم آنقدرها که توصیفش میکنند بد باشد.
4. Watch paint dry
این عبارت به صورت کنایهآمیز برای توصیف کاری «بسیار خستهکننده و کسلکننده» به کار میرود. تماشای خشک شدن رنگ یکی از کندترین و ملالآورترین کارهاست و این اصطلاح به همین موضوع اشاره دارد.
مثال در جمله:
The lecture was so boring. I would rather watch paint dry.
ترجمه: سخنرانی خیلی خستهکننده بود. ترجیح میدادم بنشینم و خشک شدن رنگ را تماشا کنم.
He thinks accounting is like watching paint dry, but I find it interesting.
ترجمه: او فکر میکند حسابداری خیلی کسلکننده است، اما به نظر من جالب است.
جدول خلاصه کالوکیشن های Paint
برای مرور و یادآوری بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Paint را به همراه دستهبندی، معنا و یک مثال کوتاه جمعبندی کردهایم.
| کالوکیشن/اصطلاح | دسته بندی | معنای فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| Paint a wall/fence | حقیقی | رنگ زدن دیوار/حصار | Let’s paint the fence this weekend. |
| Paint a portrait | حقیقی | کشیدن پرتره | The artist painted her portrait. |
| Paint a picture of… | مجازی | توصیف کردن/تصویرسازی کردن | The report paints a bleak picture. |
| Paint someone as… | مجازی | کسی را به شکلی خاص جلوه دادن | Don’t paint me as the bad guy. |
| Paint the town red | اصطلاح | جشن گرفتن و خوش گذراندن | We’re going to paint the town red! |
| Paint oneself into a corner | اصطلاح | خود را در مخمصه انداختن | He painted himself into a corner. |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل paint بسیار فراتر از معنای ساده «رنگ کردن» است. با یادگیری کالوکیشن های Paint، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان مفاهیم مختلف در اختیار خواهید داشت. از توصیفهای دقیق و هنرمندانه در نوشتار و گفتار گرفته تا استفاده از اصطلاحات جذاب و عامیانه در مکالمات روزمره، این عبارات به شما کمک میکنند تا زبان انگلیسی را با تسلط و اعتماد به نفس بیشتری به کار ببرید. پیشنهاد میکنیم این کالوکیشنها و اصطلاحات را در مکالمات و تمرینهای خود به کار ببرید تا به خوبی در ذهن شما تثبیت شوند و به بخشی طبیعی از دایره واژگان شما تبدیل گردند.




مقاله بسیار جامع و کاربردی بود! همیشه فکر میکردم paint فقط به معنی رنگ کردنه، ولی اصطلاحاتش واقعاً ذهنم رو باز کرد. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. دقیقاً هدف ما هم همین بود که نشون بدیم کلمات به ظاهر ساده مثل paint چقدر میتونن عمق و کاربردهای متفاوت داشته باشن!
کالوکیشن ‘paint a picture’ خیلی پرکاربرده. من یه بار تو یه سخنرانی شنیدم که یکی میگفت ‘He painted a vivid picture of the challenges ahead.’ مقاله شما کمک کرد که کامل درکش کنم.
بله، علی جان، ‘paint a picture’ یکی از مهمترین کالوکیشنهای paint هست که برای توصیف یک وضعیت یا سناریو به کار میرود. مثال شما هم فوقالعاده دقیق و کاربردی بود. آفرین بر این دقت!
‘Paint the town red’ رو توی یه سریال کمدی شنیده بودم و معنیش رو نفهمیدم. الان که توضیحات شما رو خوندم، کاملاً منطقی به نظر میاد. عالی بود!
خیلی خوبه که تونستید ارتباط برقرار کنید، مریم خانم! ‘Paint the town red’ واقعاً اصطلاح سرگرمکنندهای برای توصیف جشن و پایکوبی پر سروصدا و مفرحه. امیدواریم در مکالماتتون ازش استفاده کنید.
میشه چند مثال دیگه برای ‘paint a gloomy/bleak picture’ بیارید؟ حس میکنم توی اخبار زیاد استفاده میشه.
بله، رضا جان. ‘Paint a gloomy/bleak picture’ در اخبار و تحلیلها زیاد به کار میرود. مثلاً: ‘The economic report painted a bleak picture of the country’s future.’ یا ‘His speech painted a gloomy picture of the current political situation.’ به معنی توصیف منفی و بدبینانه از یک وضعیت است.
من همیشه با کالوکیشنها مشکل داشتم، ولی توضیح شما با مثالهای فارسی خیلی کمک کرد. این مقاله رو برای دوستامم میفرستم.
ممنون از حمایت و اشتراکگذاری شما، فاطمه خانم! هدف ما همین سادهسازی و کاربردی کردن مفاهیم برای فارسیزبانان عزیز است. خوشحالیم که تونستیم کمکتون کنیم.
آیا ‘paint by numbers’ معنی مجازی هم داره یا فقط برای نقاشی واقعی استفاده میشه؟
سوال خیلی خوبیه، حسین جان. بله، ‘paint by numbers’ علاوه بر معنی تحتاللفظی خود، به صورت مجازی هم برای کارهایی استفاده میشود که بسیار ساده، گامبهگام و بدون نیاز به خلاقیت یا تفکر عمیق انجام میشوند. مثلاً ‘The new policy is so simple, it’s like painting by numbers.’
وای، چقدر اصطلاح با paint هست که من نمیدونستم! ‘Paint a rosy picture’ برام خیلی جدیده و دوستش دارم. ممنون از مقاله فوقالعادهتون.
خوشحالیم که این اصطلاح براتون جدیده و به دایره لغاتتون اضافه شده، زینب خانم. ‘Paint a rosy picture’ برای توصیف یک تصویر بیش از حد خوشبینانه از چیزی استفاده میشه. امیدواریم در مکالماتتون به کارش ببرید!
یه سوال! تفاوت ‘paint a picture’ و ‘paint a clear picture’ چیه؟ آیا ‘clear’ اضافه کردن، معنی رو تاکید میکنه یا تغییر میده؟
امیر جان، ‘paint a clear picture’ در واقع تأکید بر وضوح و فهم بهتر توصیف دارد. یعنی تصویری که ارائه میشود، کاملاً قابل درک و بدون ابهام است. در حالی که ‘paint a picture’ به خود عمل توصیف اشاره دارد و لزوماً به معنای واضح بودن نیست، هرچند معمولاً منظور همین است.
این اصطلاحات چقدر مکالمه رو طبیعیتر و حرفهایتر میکنه. من سعی میکنم از این به بعد بیشتر از کالوکیشنها استفاده کنم.
کاملاً درسته، نازنین خانم. استفاده از کالوکیشنها و اصطلاحات نشاندهنده تسلط بیشتر بر زبان است و مکالمه شما رو بسیار غنیتر میکند. تمرین و استفاده مداوم کلید موفقیته!
یه اصطلاح دیگه که تو ذهنم بود ‘painted into a corner’ بود. آیا اون هم جزو کالوکیشنهای paint محسوب میشه؟
بله، میلاد جان. ‘Painted into a corner’ هم یک اصطلاح رایج با paint است و به معنای قرار گرفتن در موقعیتی است که گزینههای محدودی برای عمل دارید و راه فرار کمی دارید، دقیقاً مثل وقتی که نقاشی میکنید و به گوشه اتاق میرسید و جایی برای حرکت ندارید.
من همیشه دوست داشتم بدونم چطور مثل native speakerها حرف بزنم. این مقالات دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودم.
هدف ما اینه که به شما در رسیدن به این هدف کمک کنیم، شیوا خانم. با تمرین و یادگیری همین نکات ریز، به مرور میبینید که چقدر مکالمهتون طبیعیتر و شبیه به بومیزبانان میشه.
کالوکیشنهای paint برای توصیف یک موقعیت واقعاً کاربردی هستند. من ‘paint a broad picture’ رو قبلاً تو یه کتاب خونده بودم. ممنون از توضیح خوبتون.
بله، بهنام جان، ‘paint a broad picture’ (یا ‘in broad strokes’) برای توصیف کلیات یک موضوع بدون ورود به جزئیات به کار میره. خوشحالیم که تونستید اون رو با مقاله ما بهتر درک کنید.
آیا این اصطلاحات با فعل ‘draw’ هم کاربرد مشابهی دارن؟ مثلاً ‘draw a picture’؟
سوال خیلی هوشمندانهایه، ریحانه خانم. بله، ‘draw a picture’ هم معنی مشابهی با ‘paint a picture’ دارد و برای توصیف یک موقعیت به کار میرود. هرچند ‘paint’ ممکن است حس رنگآمیزی و جزئیات بیشتر را القا کند، ‘draw’ هم به همان معنی توصیف و ترسیم ذهنی به کار میرود.
مقاله فوقالعادهای بود. مثالها واقعاً به فهم بهتر کمک کردن.
ممنون از نظر لطف شما، کاوه جان. تلاش ما اینه که با مثالهای ملموس، یادگیری رو برای شما راحتتر کنیم.
من همیشه موقع صحبت کردن به انگلیسی حس میکردم که کلماتم محدوده. این اصطلاحات واقعاً دایره واژگانم رو گسترش میده.
این یکی از رایجترین چالشهاست، سارا خانم. یادگیری کالوکیشنها و اصطلاحات نه تنها دایره واژگان شما رو افزایش میده، بلکه به شما کمک میکنه تا مفاهیم رو با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید.
آیا ‘paint’ در معنی ‘آرایش کردن’ هم به کار میره؟ مثلاً ‘paint one’s face’?
بله محسن جان، ‘paint one’s face’ یا ‘paint one’s nails’ کاملاً صحیح است و به معنی آرایش کردن صورت یا ناخنهاست. این هم یکی از کاربردهای حقیقی فعل paint است، هرچند ممکن است به اندازه ‘make up’ رایج نباشد.
از اینکه هم معنی حقیقی رو توضیح دادین و هم مجازی، خیلی خوشم اومد. مرسی.
خواهش میکنم، ترانه خانم. برای اینکه درک کاملی از کلمه paint و کاربردهای اون داشته باشید، لازم بود که هر دو جنبه رو پوشش بدیم. خوشحالیم که مورد توجه شما قرار گرفته.
واقعاً تفاوت استفاده از ‘paint’ و ‘color’ چیه؟ مثلاً میشه گفت ‘color a wall’ یا حتما باید ‘paint a wall’ باشه؟
سوال خیلی مهمیه، هادی جان. در مورد دیوار، همیشه ‘paint a wall’ گفته میشود، چون ‘paint’ به مادهای اشاره دارد که با قلممو یا غلطک به سطح زده میشود. ‘Color’ بیشتر برای رنگ کردن با مداد رنگی، ماژیک یا مداد شمعی (مثلاً ‘color a drawing book’) یا به عنوان اسم برای ‘رنگ’ استفاده میشود.
من خودم نقاشی میکنم و خیلی جالبه که چقدر اصطلاحات انگلیسی از این کلمه الهام گرفته شده. ممنون از مقاله آموزندهتون.
چه نکته جالبی، مهسا خانم! بله، دنیای هنر و زندگی روزمره همیشه منبع الهام خوبی برای زبان بوده است. خوشحالیم که این مقاله برای شما ارتباط جذابی بین دو علاقه شما ایجاد کرده.
این کالوکیشنها چقدر میتونن توی آزمونهای آیلتس و تافل کمک کنن! قطعاً ازشون استفاده میکنم.
کاملاً درسته، سامان جان! استفاده از کالوکیشنها و اصطلاحات باعث افزایش نمره در بخش اسپیکینگ و رایتینگ آزمونهایی مثل آیلتس و تافل میشود، چون نشاندهنده تسلط شما بر دامنه لغات و نحوه طبیعی استفاده از زبان است. موفق باشید!