- چگونه میتوان از کلمه own برای تأکید بر مالکیت در جملات انگلیسی استفاده کرد؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشنهای own در مکالمات روزمره کدامند؟
- تفاوت بین «on my own» و «by myself» چیست و چه زمانی باید از هرکدام استفاده کرد؟
- آیا کالوکیشنهای own فقط به معنای مالکیت هستند یا مفاهیم دیگری را نیز منتقل میکنند؟
- چطور میتوانیم با یادگیری این کالوکیشنها، انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های own یکی از مؤثرترین راهها برای درک عمیقتر زبان انگلیسی و استفاده از آن همانند یک فرد بومی است. بسیاری از زبانآموزان کلمه «own» را تنها به معنای «داشتن» یا «مالک بودن» میشناسند، در حالی که این کلمه در ترکیب با واژگان دیگر، معانی و کاربردهای شگفتانگیزی پیدا میکند که فراتر از مالکیت صرف است. با ما همراه باشید تا دنیای این اصطلاحات پرکاربرد را کشف کرده و سطح زبان خود را به مرحله بعدی ارتقا دهید.
درک مفهوم اصلی Own: فراتر از مالکیت
قبل از پرداختن به کالوکیشنها، بیایید نگاهی دوباره به خود کلمه own بیندازیم. این کلمه در حالت پایه به عنوان یک فعل (verb) به معنای «مالک بودن» و به عنوان یک صفت (adjective) یا ضمیر (pronoun) برای تأکید بر مالکیت به کار میرود. درک این نقشهای دوگانه، کلید فهم کالوکیشن های own است.
به عنوان مثال، وقتی میگوییم “I own a car” (من یک ماشین دارم)، own یک فعل است. اما وقتی میگوییم “This is my own car” (این ماشینِ خودِ من است)، own یک صفت است که بر کلمه my تأکید میکند. همین تأکید، پایه و اساس بسیاری از کالوکیشنهای جذاب این کلمه را تشکیل میدهد.
کالوکیشنهای رایج Own برای تأکید بر مالکیت
یکی از اصلیترین کاربردهای این کلمه، تأکید بر تعلق چیزی به یک شخص خاص است. این کار معمولاً با قرار دادن own بعد از ضمایر ملکی (my, your, his, her, its, our, their) انجام میشود.
ساختار: Possessive Adjective + own
این ساختار برای این استفاده میشود که بگوییم چیزی منحصراً به کسی تعلق دارد و با دیگران مشترک نیست. به مثالهای زیر دقت کنید:
- I want to have my own business someday.
ترجمه: میخواهم روزی کسبوکارِ خودم را داشته باشم. - She finally has a room of her own.
ترجمه: او بالاخره اتاقِ خودش را دارد. - They cook their own meals instead of eating out.
ترجمه: آنها به جای بیرون غذا خوردن، غذای خودشان را میپزند. - He insisted on paying with his own money.
ترجمه: او اصرار داشت که با پولِ خودش پرداخت کند.
کالوکیشن On one’s own: استقلال و تنهایی
شاید پرکاربردترین و یکی از مهمترین کالوکیشن های own، عبارت on one’s own باشد. این عبارت دو معنای اصلی اما نزدیک به هم دارد: «به تنهایی» (alone) و «بدون کمک دیگران» (independently).
۱. به معنای «تنها» (Alone)
در این کاربرد، on my own مترادف دقیقی برای by myself است. شما میتوانید از هر دو به جای یکدیگر استفاده کنید.
- I spent the weekend on my own.
ترجمه: من آخر هفته را تنها سپری کردم. (معادل: I spent the weekend by myself) - She has been living on her own since she moved to the city.
ترجمه: او از وقتی به این شهر نقل مکان کرده، تنها زندگی میکند.
۲. به معنای «مستقل و بدون کمک» (Without help)
در این مفهوم، تأکید بر انجام کاری بدون کمک گرفتن از دیگران است. اینجا هم میتوان از by myself استفاده کرد، اما on my own کمی رایجتر است.
- He fixed the car on his own.
ترجمه: او ماشین را به تنهایی (بدون کمک) تعمیر کرد. - Don’t worry, I can manage on my own.
ترجمه: نگران نباش، خودم از پسش برمیآیم. - The children are old enough to get dressed on their own.
ترجمه: بچهها به اندازهای بزرگ شدهاند که خودشان لباس بپوشند.
کالوکیشن Come into its own: به شکوفایی رسیدن
این یک کالوکیشن بسیار زیبا و کاربردی است که به معنای «به موفقیت یا پتانسیل کامل خود رسیدن» یا «ارزش واقعی خود را نشان دادن» است. معمولاً برای ایدهها، تکنولوژیها، یا مهارتهایی به کار میرود که در ابتدا کمتر مورد توجه بودهاند اما به مرور زمان اهمیت پیدا کردهاند.
به این مثالها توجه کنید:
- After years of development, artificial intelligence has really come into its own.
ترجمه: پس از سالها توسعه، هوش مصنوعی واقعاً به شکوفایی رسیده است. - It was only in high school that her talent for painting came into its own.
ترجمه: استعداد نقاشی او تنها در دوران دبیرستان بود که به اوج خود رسید (شکوفا شد). - The smartphone came into its own when app stores were introduced.
ترجمه: گوشی هوشمند زمانی ارزش واقعی خود را نشان داد که فروشگاههای اپلیکیشن معرفی شدند.
کالوکیشن Hold its own: مقاومت کردن و کم نیاوردن
اصطلاح hold its own یا hold your own به معنای «موفق بودن یا در سطح خوبی باقی ماندن در یک موقعیت دشوار یا رقابتی» است. به عبارت سادهتر یعنی «کم نیاوردن» یا «پا به پای دیگران پیش رفتن».
این کالوکیشن نشان میدهد که کسی یا چیزی با وجود فشار، رقابت یا چالش، کیفیت و قدرت خود را حفظ میکند.
- Despite the competition from larger companies, our small bookstore continues to hold its own.
ترجمه: با وجود رقابت از سوی شرکتهای بزرگتر، کتابفروشی کوچک ما همچنان مقاومت میکند (کم نمیآورد). - He’s a young player, but he can definitely hold his own against the professionals.
ترجمه: او بازیکن جوانی است، اما قطعاً میتواند در برابر حرفهایها پا به پای آنها بازی کند. - This old car can still hold its own on the highway.
ترجمه: این ماشین قدیمی هنوز هم در بزرگراه عملکرد خوبی دارد (کم نمیآورد).
سایر کالوکیشنهای مهم با Own
در کنار موارد بالا، چندین کالوکیشن دیگر نیز وجود دارند که دانستن آنها به طبیعیتر شدن مکالمات شما کمک شایانی میکند. در ادامه به معرفی چند مورد از مهمترین آنها میپردازیم.
A mind of your own
این عبارت برای توصیف فردی به کار میرود که نظرات و عقاید مستقلی دارد و به سادگی تحت تأثیر دیگران قرار نمیگیرد. به اصطلاح خودمان، «برای خودش فکر و عقیدهای دارد».
- She has a mind of her own and doesn’t just follow the crowd.
ترجمه: او برای خودش فکر و عقیدهای دارد و فقط دنبالهرو جماعت نیست. - It’s important to encourage children to have a mind of their own.
ترجمه: مهم است که کودکان را تشویق کنیم تا نظرات مستقل خود را داشته باشند.
Get your own back (on someone)
این یک اصطلاح غیررسمی به معنای «انتقام گرفتن» یا «تلافی کردن» کاری است که کسی در حق شما انجام داده است.
- After he embarrassed her in front of everyone, she waited for the perfect moment to get her own back.
ترجمه: بعد از اینکه او را جلوی همه خجالتزده کرد، او منتظر لحظه مناسبی بود تا تلافی کند. - I’m going to get my own back on him for that prank he pulled.
ترجمه: به خاطر آن شوخی که با من کرد، از او انتقام خواهم گرفت.
Be your own boss
این عبارت به معنای «برای خود کار کردن» یا «رئیس خود بودن» است؛ یعنی شغل آزاد داشتن و برای دیگران کار نکردن.
- The best part of being a freelancer is that you get to be your own boss.
ترجمه: بهترین بخش فریلنسر بودن این است که میتوانی رئیس خودت باشی. - She quit her job because she was tired of taking orders and wanted to be her own boss.
ترجمه: او کارش را رها کرد چون از دستور گرفتن خسته شده بود و میخواست برای خودش کار کند.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای کلیدی Own
برای جمعبندی و مرور بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های own را به همراه معنی و یک مثال خلاصه کردهایم.
| کالوکیشن | معنی فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|
| my/your/his… own | مالِ خودِ، برای تأکید بر مالکیت | This is my own recipe. |
| on one’s own | به تنهایی، بدون کمک | She learned to code on her own. |
| come into its own | به شکوفایی رسیدن، ارزش خود را نشان دادن | Podcasting has come into its own recently. |
| hold its own | مقاومت کردن، کم نیاوردن | The film can hold its own against any blockbuster. |
| a mind of one’s own | عقیده و نظر مستقل داشتن | He clearly has a mind of his own. |
| get one’s own back | تلافی کردن، انتقام گرفتن | I’ll get my own back on you for this! |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
یادگیری کالوکیشن های own فقط به معنای حفظ کردن چند عبارت نیست، بلکه به معنای درک عمیقتر نحوه بیان مفاهیمی چون استقلال، تأکید، موفقیت و رقابت در زبان انگلیسی است. بهترین راه برای تسلط بر این عبارات، تمرین فعالانه است. سعی کنید:
- جملات خود را بسازید: برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله درباره زندگی یا تجربیات شخصی خودتان بنویسید.
- به دنبال آنها بگردید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکست، به این عبارات دقت کنید و ببینید افراد بومی چگونه از آنها استفاده میکنند.
- در مکالمات خود استفاده کنید: از به کار بردن آنها نترسید. حتی اگر در ابتدا کمی اشتباه کنید، این بهترین راه برای تثبیت آنها در ذهنتان است.
با افزودن این کالوکیشنها به دایره واژگان فعال خود، نه تنها فهم بهتری از زبان انگلیسی پیدا میکنید، بلکه گفتار و نوشتار شما نیز بسیار طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر به نظر خواهد رسید.




وای مرسی از این مقاله! همیشه فکر میکردم own فقط به معنی «داشتن» یا «مالک بودن» هست. چقدر کاربردهای دیگهای داره و چقدر مفید بود این توضیحات!
تفاوت بین «on my own» و «by myself» همیشه برام گنگ بود. با مثالهایی که زدید کاملا متوجه شدم. واقعا ممنون.
باعث خوشحالی ماست که مقاله مفید بوده! بله، تفاوت کلیدی این است که ‘on my own’ بیشتر بر استقلال و بدون کمک کسی کاری را انجام دادن تاکید دارد، در حالی که ‘by myself’ میتواند به معنای تنهایی یا بدون حضور دیگران باشد. هر دو در برخی موارد قابل جایگزینی هستند اما گاهی اوقات یکی مناسبتر از دیگری است.
کالوکیشن ‘own up to’ خیلی برام جدید و جذاب بود. میشه چند مثال دیگه برای موقعیتهای مختلف بدید؟
بله حتماً! ‘Own up to’ به معنای اعتراف کردن به اشتباه یا مسئولیت کاری است. مثلاً: ‘She had to own up to her mistakes and apologize.’ (او مجبور شد به اشتباهاتش اعتراف کند و عذرخواهی کند.) یا ‘Nobody wanted to own up to breaking the window.’ (هیچکس نمیخواست مسئولیت شکستن پنجره را بپذیرد.) ممنون از سوال خوبتون!
یادمه یه بار تو یه آهنگ ‘hold your own’ رو شنیدم ولی نمیدونستم دقیقا یعنی چی. الان فهمیدم چه معنی باحالی داره! مرسی.
پس در واقع own میتونه تأکید رو ببره روی استقلال عمل یا مسئولیتپذیری فرد، درسته؟ خیلی نکته کلیدی بود.
کاملاً درست متوجه شدید! ‘Own’ در بسیاری از کالوکیشنها فراتر از مالکیت فیزیکی، به مالکیت فکری، مسئولیتپذیری، استقلال عمل و حتی اصالت اشاره دارد. این دقیقاً همان نکته کلیدی است که باعث میشود استفاده از آن طبیعیتر به نظر برسد.
میخواستم بدونم ‘of your own free will’ چقدر رایج هست و آیا خیلی رسمی به حساب میاد یا تو مکالمات عادی هم استفاده میشه؟
‘Of your own free will’ یک عبارت کاملاً رایج است و هم در مکالمات عادی و هم در متون رسمیتر (مانند متون حقوقی یا بیانیهها) استفاده میشود. تاکید بر این است که عملی بدون اجبار و با اراده آزاد فرد صورت گرفته است. سوال بسیار خوبی بود.
من همیشه با کالوکیشنها مشکل داشتم و حرفام خیلی کتابی به نظر میومد. این مقاله واقعا کمک میکنه طبیعیتر حرف بزنم. مرسی!
به نظرم ‘come into your own’ هم میتونه به لیست اضافه بشه که خیلی خوبه و معنی «به خود آمدن» یا «شکوفا شدن» رو میده.
ممنون از نکته عالی شما! بله، ‘come into your own’ یک اصطلاح بسیار زیبا و کاربردی است که به معنای رسیدن به پتانسیل کامل، یافتن موفقیت یا مستقل شدن پس از یک دوره عدم قطعیت است. حتماً در آپدیتهای بعدی مقاله به آن اشاره خواهیم کرد.
میشه لطفاً راهنمایی کنید که ‘own up to’ رو چطور باید تلفظ کرد؟ گاهی اوقات ترکیب حروف رو درست نمیتونم ادا کنم.
سلام نازنین خانم. ‘Own up to’ را به این صورت تلفظ میکنید: /oʊn ʌp tuː/. حرف ‘o’ در ‘own’ شبیه ‘او’ در کلمه ‘تو’ تلفظ میشود و ‘up to’ هم معمولاً به صورت پیوسته و سریع ادا میشود. میتوانید در دیکشنریهای آنلاین با قابلیت صوتی نیز آن را گوش کنید تا دقیقتر در ذهنتان بماند.
اینکه فراتر از معنی مالکیت به کلمه own پرداختید واقعا ارزشمنده. خیلی از منابع فقط معنی ساده رو میگن.
من خودم دارم انگلیسی یاد میگیرم و این مقاله دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتم تا حرفزدنم کمتر حالت ‘ترجمه’ داشته باشه. عالی بود!
دقیقاً! هدف اصلی ما هم همین است که به شما کمک کنیم از مرحله ترجمه مستقیم عبور کرده و به سمت درک عمیقتر و استفاده طبیعیتر از زبان پیش بروید. خوشحالیم که مقاله مفید بوده.
آیا ‘on your own’ فقط برای افراد استفاده میشه یا میشه برای اشیا یا حیوانات هم به کار برد؟ مثلا ‘The car started on its own’؟
سوال بسیار خوبی است! بله، ‘on its own’ یا ‘on their own’ میتواند برای اشیا یا حیوانات هم به کار رود. مثلاً ‘The door opened on its own’ (در خودش باز شد – بدون دخالت کسی/چیزی) یا ‘The cat found its way home on its own’ (گربه خودش راه خونه رو پیدا کرد). این کاربرد به معنای خودبهخود یا بدون کمک خارجی است.
خیلی عالی و کاربردی! دستتون درد نکنه.
تو این مقاله به تفاوت ‘on my own’ و ‘by myself’ اشاره شد. آیا کالوکیشنهای مشابه دیگه ای هم هستن که بشه به تفاوتشون پرداخت؟
بله، قطعاً کالوکیشنهای مشابه دیگری هم وجود دارند که تفاوتهای ظریفی با هم دارند. برای مثال، تفاوت بین ‘make an effort’ و ‘put in effort’ یا ‘take a picture’ و ‘make a picture’ که به مرور در مقالات آینده به آنها خواهیم پرداخت. تمرکز بر این تفاوتها واقعاً به افزایش دقت و طبیعی صحبت کردن کمک میکند.
هدفم اینه که مثل یک نیتیو صحبت کنم و این کالوکیشنها دقیقا در همین راستا هستند. ممنون از آموزش کاملتون.
اگه بخوام بگم ‘من خودم این تصمیم رو گرفتم’ میتونم بگم ‘I made this decision on my own’؟ این جمله درسته؟
بله، جمله ‘I made this decision on my own’ کاملاً درست و رایج است و به این معنی است که شما این تصمیم را بدون کمک یا مشاوره از کسی گرفتهاید و کاملاً مستقل عمل کردهاید. مثال بسیار خوبی بود!
تا حالا نمیدونستم own اینقدر پرکاربرد باشه. واقعاً چشمم رو باز کردید.
اینکه میگید با یادگیری اینا انگلیسی طبیعیتر میشه، کاملاً درسته. حس میکنم بعد این مقاله اعتماد به نفسم بیشتر شده.
دقیقاً همینطور است! یادگیری کالوکیشنها باعث میشود نه تنها کلمات را بهتر بفهمید، بلکه بتوانید آنها را در بستر طبیعی زبان به کار ببرید و همین موضوع به افزایش اعتماد به نفس و fluency شما کمک شایانی میکند. خوشحالیم که برای شما مفید بوده.
عالی، عالی، عالی! واقعاً ممنون از این مطلب مفید و جامع. خسته نباشید.
به نظرم یادگیری کالوکیشن ها واقعا مثل این میمونه که یه لایه عمیق تر از زبان رو یاد میگیریم. خیلی حس خوبیه.
بله، کاملاً درست میگویید. کالوکیشنها پلی هستند بین درک لغات جداگانه و فهمیدن و استفاده از زبان به صورت یک کل واحد و طبیعی. این لایه عمیقتر همان چیزی است که زبانآموزان پیشرفته به دنبال آن هستند. ممنون از درک دقیق شما.