- آیا تا به حال هنگام استفاده از واژه “Overcome” در انگلیسی، مطمئن نبودهاید که چه کلمهای را باید در کنار آن به کار ببرید؟
- آیا میخواهید با قدرت و دقت بیشتری در مورد “غلبه بر مشکلات” یا “پشت سر گذاشتن چالشها” صحبت کنید؟
- آیا حس میکنید استفاده نادرست از کلمات همنشین (Collocations) باعث میشود صحبتهایتان غیرطبیعی به نظر برسد؟
- آیا دوست دارید با یادگیری **کالوکیشن های Overcome**، دایره لغات فعال و اعتماد به نفس زبانی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، نگران نباشید! در این راهنما، ما **کالوکیشن های Overcome** را به سادگی و به صورت گام به گام بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از این فعل قدرتمند دچار اشتباه نشوید.
جدول راهنمای سریع: کالوکیشنهای کلیدی Overcome
| کالوکیشن | معنی (فارسی) | مثال (انگلیسی) | مثال (فارسی) |
|---|---|---|---|
| Overcome challenges | غلبه بر چالشها | She managed to overcome all the challenges. | او موفق شد بر تمام چالشها غلبه کند. |
| Overcome fear | غلبه بر ترس | He had to overcome his fear of public speaking. | او مجبور بود بر ترس خود از سخنرانی در جمع غلبه کند. |
| Overcome difficulties | پشت سر گذاشتن مشکلات | We need to overcome these difficulties together. | ما باید با هم بر این مشکلات فائق آییم. |
| Overcome obstacles | از میان برداشتن موانع | The team overcame many obstacles to reach their goal. | تیم برای رسیدن به هدفش بر موانع زیادی غلبه کرد. |
| Overcome shyness | غلبه بر خجالت | Learning English helped her overcome her shyness. | یادگیری انگلیسی به او کمک کرد تا بر خجالتش غلبه کند. |
Overcome چیست و چرا کالوکیشنهای آن مهم هستند؟
واژه “Overcome” یک فعل بسیار پرکاربرد در زبان انگلیسی است که به معنای “غلبه کردن”، “فائق آمدن”، “از میان برداشتن”، “پشت سر گذاشتن” یا “موفق شدن در کنترل چیزی” است. این فعل اغلب برای صحبت در مورد چالشها، مشکلات، احساسات منفی، موانع یا بیماریها به کار میرود. ریشه این کلمه به انگلیسی قدیم (ofercuman) بازمیگردد که به معنای “برتر آمدن” یا “پیروز شدن” بوده و به خوبی حس غلبه و پیروزی را منتقل میکند.
اما چرا یادگیری کالوکیشن های Overcome اینقدر حیاتی است؟ کالوکیشنها یا همان کلمات همنشین، ترکیبات طبیعی از کلمات هستند که بومیزبانها به طور معمول آنها را در کنار هم به کار میبرند. اگرچه ممکن است از نظر گرامری ترکیبهای دیگری نیز صحیح باشند، اما استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود زبان شما روانتر، طبیعیتر و دقیقتر به نظر برسد. این موضوع به طور مستقیم بر کیفیت ارتباطات شما و درک متقابل با بومیزبانان تأثیر میگذارد و به بالا رفتن امتیاز شما در آزمونهای بینالمللی نیز کمک شایانی میکند. بسیاری از زبانآموزان با این موضوع دست و پنجه نرم میکنند، پس نگران نباشید؛ شما تنها نیستید!
مهمترین کالوکیشن های Overcome
فعل “Overcome” با انواع مختلفی از اسمها همنشین میشود که هر کدام معنای خاصی را منتقل میکنند. در اینجا به دستهبندی و بررسی مهمترین آنها میپردازیم:
۱. Overcome + چالشها و مشکلات (Challenges & Difficulties)
این دسته از رایجترین کاربردهای “Overcome” است و به معنای موفقیت در رویارویی با موانع و مسائل سخت است.
- Overcome challenges: غلبه بر چالشها
- Overcome difficulties: فائق آمدن بر مشکلات
- Overcome obstacles: از میان برداشتن موانع
- Overcome hurdles: از سد موانع گذشتن (کمی رسمیتر)
- Overcome adversity: غلبه بر بدشانسی/ناملایمات (بسیار رسمی و ادبی)
- Overcome a problem: حل کردن یک مشکل/غلبه بر آن
مثالها:
- ✅
The new CEO worked hard to overcome the company’s financial challenges.
مدیرعامل جدید سخت تلاش کرد تا بر چالشهای مالی شرکت غلبه کند.
- ❌
The new CEO worked hard to win the company’s financial challenges.
(“win challenges” طبیعی نیست.)
- ✅
Despite facing many difficulties, they managed to overcome them and achieve their goal.
با وجود رویارویی با مشکلات زیاد، آنها توانستند بر آنها غلبه کنند و به هدفشان برسند.
- ✅
Innovation is key to overcoming obstacles in the market.
نوآوری کلید از میان برداشتن موانع در بازار است.
- ✅
Many refugees show incredible resilience in overcoming adversity.
بسیاری از پناهندگان استقامت باورنکردنی در غلبه بر ناملایمات از خود نشان میدهند.
۲. Overcome + احساسات و حالات درونی (Emotions & Inner States)
اینجا “Overcome” به معنای کنترل یا حذف یک احساس منفی یا یک وضعیت درونی ناخواسته است.
- Overcome fear: غلبه بر ترس
- Overcome shyness: غلبه بر خجالت/کمرویی
- Overcome anxiety: غلبه بر اضطراب
- Overcome anger: کنترل خشم/غلبه بر آن
- Overcome sadness: غلبه بر غم/غم را کنار گذاشتن
- Overcome prejudice: غلبه بر تعصب/پیشداوری
- Overcome a feeling/urge: غلبه بر یک احساس/میل شدید
مثالها:
- ✅
She finally overcame her fear of flying after years of avoiding planes.
او بالاخره پس از سالها دوری از هواپیما، بر ترس خود از پرواز غلبه کرد.
- ❌
She finally defeated her fear of flying.
(“defeat fear” در مورد احساسات طبیعی نیست.)
- ✅
With practice, you can overcome your shyness and speak confidently.
با تمرین، میتوانید بر خجالت خود غلبه کنید و با اعتماد به نفس صحبت کنید.
- ✅
Therapy helped him to overcome his anxiety about social situations.
درمان به او کمک کرد تا بر اضطراب خود در موقعیتهای اجتماعی غلبه کند.
- ✅
It’s important to try and overcome prejudice to build a more inclusive society.
مهم است که تلاش کنیم بر تعصبات غلبه کنیم تا جامعهای فراگیرتر بسازیم.
۳. Overcome + بیماریها و اعتیادها (Illnesses & Addictions)
در این کاربرد، “Overcome” به معنای بهبودی از یک بیماری یا رهایی از یک اعتیاد است.
- Overcome an illness: غلبه بر یک بیماری/بهبود یافتن از آن
- Overcome an addiction: ترک اعتیاد/غلبه بر آن
- Overcome a disability: غلبه بر یک ناتوانی (با وجود محدودیتها موفق شدن)
مثالها:
- ✅
It took a lot of willpower for her to overcome her addiction to smoking.
او برای غلبه بر اعتیادش به سیگار به اراده زیادی نیاز داشت.
- ✅
His doctor was amazed by his strength to overcome such a severe illness.
پزشکش از قدرت او در غلبه بر چنین بیماری شدیدی شگفتزده شد.
- ✅
She has bravely worked to overcome her physical disability and live an independent life.
او شجاعانه برای غلبه بر ناتوانی جسمی خود و زندگی مستقل تلاش کرده است.
۴. Overcome + مقاومت و مخالفت (Resistance & Opposition)
در این موارد، “Overcome” به معنای پیروزی بر یک مقاومت یا مخالفت از سوی دیگران است.
- Overcome resistance: غلبه بر مقاومت
- Overcome opposition: غلبه بر مخالفت
مثالها:
- ✅
The government had to overcome strong public resistance to pass the new law.
دولت مجبور شد برای تصویب قانون جدید بر مقاومت شدید عمومی غلبه کند.
- ✅
He managed to overcome initial opposition from some board members.
او موفق شد بر مخالفت اولیه برخی از اعضای هیئت مدیره غلبه کند.
۵. Overcome + ضعفها و کاستیها (Weaknesses & Shortcomings)
“Overcome” میتواند برای اشاره به بهبود یا رفع نقاط ضعف شخصی یا سیستمی نیز به کار رود.
- Overcome weaknesses: غلبه بر ضعفها
- Overcome shortcomings: رفع کاستیها/نقاط ضعف
- Overcome a deficit: رفع یک کمبود/کسری
مثالها:
- ✅
The training program aims to help employees overcome their weaknesses in presentation skills.
هدف برنامه آموزشی این است که به کارکنان کمک کند تا بر ضعفهای خود در مهارتهای ارائه غلبه کنند.
- ✅
The company is working to overcome its financial deficit.
شرکت در حال تلاش برای رفع کسری مالی خود است.
نکات کاربردی برای به خاطر سپردن کالوکیشنها:
- یادگیری در بافت: همیشه کالوکیشنها را در قالب جملات کامل و معنادار یاد بگیرید، نه به صورت کلمات مجزا.
- استفاده فعال: سعی کنید این کالوکیشنها را عمداً در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. هرچه بیشتر استفاده کنید، بیشتر در ذهنتان جای میگیرند.
- فلشکارت: فلشکارتهایی بسازید که یک سمت آن “Overcome” و سمت دیگر کالوکیشنهای آن با مثال باشد.
- مطالعه و گوش دادن: هنگام خواندن کتاب، مقاله یا گوش دادن به پادکستها، به نحوه استفاده از “Overcome” توجه کنید و آنها را یادداشت برداری کنید.
- اشتباه کنید: از اشتباه کردن نترسید. هر اشتباه فرصتی برای یادگیری است.
تفاوتهای Overcome (US vs. UK) و نکات املایی
در مورد خود فعل “Overcome”، تفاوت عمدهای در کاربرد و کالوکیشنهای آن بین انگلیسی آمریکایی (US) و انگلیسی بریتانیایی (UK) وجود ندارد. هر دو لهجه از همین فعل و کالوکیشنهای مشابه استفاده میکنند. شکلهای فعل نیز برای هر دو یکسان است: Overcome (شکل ساده), Overcame (گذشته ساده), Overcome (اسم مفعول/Past Participle).
مثلاً:
- I need to overcome my fear. (US & UK)
- I overcame my fear. (US & UK)
- I have overcome my fear. (US & UK)
با این حال، ممکن است در برخی ساختارها یا عبارتهای مرتبط با مفهوم “غلبه کردن” تفاوتهای جزئی در انتخاب لغات وجود داشته باشد، اما برای خود “Overcome” و کالوکیشنهای اصلی آن، استانداردها در هر دو لهجه بسیار نزدیک هستند. این خبر خوبی برای زبانآموزان است، زیرا نیاز نیست نگران تفاوتهای پیچیده باشید!
Common Myths & Mistakes (افسانهها و اشتباهات رایج)
بسیاری از زبانآموزان هنگام استفاده از “Overcome” دچار اشتباهات تکراری میشوند. بیایید به برخی از آنها نگاهی بیندازیم:
اشتباه ۱: استفاده از فعلهای جایگزین نامناسب
گاهی اوقات زبانآموزان سعی میکنند از افعالی مانند “win”, “beat”, “defeat” به جای “overcome” استفاده کنند که همیشه صحیح نیست.
- ❌
I need to win my shyness.
(“Win” برای مسابقات یا جوایز است، نه احساسات.)
- ✅
I need to overcome my shyness.
من باید بر خجالتم غلبه کنم.
- ❌
They defeated the difficulties.
(“Defeat” بیشتر برای دشمنان یا حریفان در جنگ/مسابقه است.)
- ✅
They overcame the difficulties.
آنها بر مشکلات غلبه کردند.
اشتباه ۲: فراموش کردن حرف اضافه
برخی افعال نیاز به حرف اضافه دارند، اما “overcome” معمولاً به طور مستقیم با مفعول خود میآید (transitive verb).
- ❌
He managed to overcome on his fear.
(حرف اضافه “on” در اینجا اشتباه است.)
- ✅
He managed to overcome his fear.
او موفق شد بر ترسش غلبه کند.
اشتباه ۳: استفاده از “Overcome” برای چیزهای مثبت
“Overcome” معمولاً برای غلبه بر چیزهای منفی، چالشبرانگیز یا ناخواسته به کار میرود. برای رسیدن به چیزهای مثبت، افعال دیگری مانند “achieve”, “reach”, “succeed in” مناسبتر هستند.
- ❌
I want to overcome my dream.
(“Overcome a dream” طبیعی نیست، انگار که آرزو یک مشکل است.)
- ✅
I want to achieve my dream.
من میخواهم به آرزویم دست پیدا کنم.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. آیا “get over” میتواند جایگزین “overcome” شود؟
تا حدودی بله، اما با تفاوتهای ظریف. “Get over” اغلب برای غلبه بر احساسات، بیماریها، یا تجربیات ناخوشایند (مانند جدایی یا مرگ) به کار میرود و بیشتر بر “بهبودی” یا “کنار آمدن” تمرکز دارد. “Overcome” حس رسمیتر و قدرتمندتری از “غلبه کامل” و “پیروزی” را منتقل میکند.
مثال:
- Overcome: She finally overcame her sadness after losing her pet. (غلبه کامل بر غم)
- Get over: It took her a long time to get over her pet’s death. (کنار آمدن و بهبودی)
۲. آیا میتوانم “overcome” را با اسمهای جمع به کار ببرم؟
بله، کاملاً. “Overcome” با اسمهای جمع به خوبی همنشین میشود و بسیار رایج است.
- Example: We must overcome many challenges to succeed.
۳. آیا “overcome” یک فعل باقاعده است یا بیقاعده؟
“Overcome” یک فعل بیقاعده است. شکلهای آن به صورت “overcome – overcame – overcome” میباشد.
۴. چگونه میتوانم کالوکیشنهای “overcome” را سریعتر یاد بگیرم؟
کلید یادگیری، تکرار و استفاده فعال است. همانطور که پیشتر گفته شد، بافتسازی (Contextualization)، تمرین نوشتاری و شفاهی، و گوش دادن فعال به انگلیسیزبانان بومی (از طریق فیلم، پادکست، موسیقی) بسیار کمککننده است. سعی کنید جملات مربوط به زندگی خودتان با این کالوکیشنها بسازید. این کار به کاهش اضطراب زبانی شما نیز کمک میکند، زیرا حس میکنید کنترل بیشتری بر زبان دارید.
Conclusion (نتیجهگیری)
تبریک میگوییم! اکنون شما به درک عمیقتری از **کالوکیشن های Overcome** دست یافتهاید. یادگیری این کلمات همنشین نه تنها به شما کمک میکند تا زبان انگلیسی را طبیعیتر و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید و بنویسید، بلکه نشان میدهد که شما یک زبانآموز دقیق و باهوش هستید که به جزئیات زبان اهمیت میدهید.
به یاد داشته باشید که سفر یادگیری زبان انگلیسی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. شاید در ابتدا کمی گیجکننده به نظر برسد، اما نگران نباشید! با تمرین مداوم، استفاده فعال از این کالوکیشنها در مکالمات و نوشتههایتان، و مرور منظم آنها، به زودی خواهید دید که چگونه به طور طبیعی از آنها استفاده میکنید.
هر بار که با موفقیت از یکی از این کالوکیشنها استفاده میکنید، به خودتان افتخار کنید. این پیشرفتهای کوچک، گامهای بزرگی در مسیر تسلط شما بر زبان انگلیسی هستند. به تلاش خود ادامه دهید و بدانید که با هر کلمه جدیدی که یاد میگیرید، یک گام به هدف نهایی خود نزدیکتر میشوید. شما قادر به overcome هر چالشی در این مسیر هستید!




مرسی از مقاله خوبتون! همیشه با این فعل مشکل داشتم. میشه بگید ‘overcome an obstacle’ هم یه کالوکیشن رایجه؟
بله، کاملاً درسته! ‘Overcome an obstacle’ یک کالوکیشن بسیار رایج و مفید است. ‘Obstacle’ به معنای مانع یا سد است و به خوبی با ‘overcome’ ترکیب میشود. مثال: ‘She worked hard to overcome every obstacle in her path.’ موفق باشید!
تفاوت ‘overcome difficulties’ با مثلا ‘solve difficulties’ چیه؟ آیا معنی دقیقا یکسانه یا تفاوتی داره؟
سوال عالی! در حالی که هر دو به معنای رسیدگی به مشکلات هستند، ‘overcome difficulties’ بیشتر بر ‘غلبه کردن’ و ‘پشت سر گذاشتن’ مشکلات تاکید دارد، یعنی آنها را کاملاً پشت سر بگذارید و اثر منفیشان را خنثی کنید. ‘Solve difficulties’ بیشتر به ‘پیدا کردن راهحل’ برای یک مشکل خاص اشاره دارد. هر دو صحیح هستند اما کاربرد و تاکیدشان کمی متفاوت است.
واقعا ممنون از این مطلب کاربردی. من همیشه بین ‘beat’ و ‘overcome’ دچار تردید میشدم. الان بهتر متوجه شدم.
میشه برای ‘overcome fear’ مثالهای بیشتری بزنید که حالتهای مختلف ترس رو نشون بده؟ مثلاً ترس از ارتفاع یا ترس اجتماعی؟
حتما! برای ‘overcome fear’ میتوانیم بگوییم: ‘She overcame her fear of heights by taking a climbing course.’ (ترس از ارتفاع) یا ‘He struggled to overcome his fear of social situations.’ (ترس اجتماعی). این فعل برای هر نوع ترسی قابل استفاده است.
این فعل همیشه با مفعول مستقیم میاد؟ یعنی نمیشه مثلا ‘overcome of something’ گفت؟
سوال دقیق و خوبی است! ‘Overcome’ یک فعل متعدی (transitive verb) است و معمولاً نیاز به مفعول مستقیم دارد. استفاده از حرف اضافه ‘of’ بعد از آن در این مفهوم رایج نیست و نادرست محسوب میشود. شما مستقیماً میگویید ‘overcome something’ (مثلاً overcome fear). استثناهایی وجود دارد مانند ‘to be overcome with emotion’ که در آن ‘overcome’ در حالت مجهول و به معنای غرق شدن در احساسات است.
ممنون از مقاله. تلفظ صحیح Overcome چیه؟ آیا ‘اوورکام’ درسته؟
خواهش میکنم! تلفظ صحیح ‘Overcome’ به صورت /ˌoʊvərˈkʌm/ است. تلفظ ‘اوورکام’ نسبتاً نزدیک است، اما تاکید اصلی روی بخش دوم (‘come’) قرار دارد و ‘o’ اول به صورت ‘او’ کشیده و ‘e’ در ‘over’ به صورت ‘اِ’ خفیف تلفظ میشود. میتوانید به دیکشنریهای آنلاین مثل کمبریج یا آکسفورد مراجعه کنید تا تلفظ صوتی را بشنوید.
آیا ‘overcome an addiction’ هم کالوکیشن محسوب میشه؟ خیلی شنیدم.
بله، کاملاً درسته! ‘Overcome an addiction’ یک کالوکیشن بسیار رایج و مهم است، به معنای ‘غلبه بر اعتیاد’. این مورد نیز مصداق ‘پشت سر گذاشتن یک چالش بزرگ’ است و کاربرد زیادی در انگلیسی دارد. مثال: ‘He managed to overcome his drug addiction after years of struggle.’
عالی بود، من همیشه دنبال یه همچین لیستی بودم. دستتون درد نکنه.
این کالوکیشنها رسمیتر هستند یا در مکالمات روزمره هم استفاده میشن؟
‘Overcome’ یک فعل نسبتاً رسمی و قدرتمند است، اما کالوکیشنهای ذکر شده در مقاله (مثل ‘overcome challenges’, ‘overcome fear’) هم در متون رسمی و هم در مکالمات روزمره، به خصوص وقتی موضوع جدی باشد، استفاده میشوند. استفاده از آنها مکالمه شما را غنیتر و دقیقتر میکند.
یادمه تو یه فیلمی شنیدم که میگفت ‘overcome your past’. یعنی میشه بر گذشته هم غلبه کرد؟
بله، کاملاً امکانپذیر است! ‘Overcome your past’ یک عبارت رایج است که به معنای ‘کنار آمدن با مشکلات گذشته، درس گرفتن از آنها و حرکت رو به جلو’ است. اغلب اشاره به غلبه بر اثرات منفی رویدادهای گذشته یا تجربیات تلخ دارد. این یک مثال خوب از کاربرد گسترده ‘overcome’ است.
این فعل با ‘conquer’ فرق داره؟ ‘Conquer fear’ هم میگن.
بله، ‘conquer’ و ‘overcome’ معانی مشابهی دارند و هر دو به معنای غلبه کردن هستند. ‘Conquer’ اغلب حس پیروزی در یک نبرد یا فتح یک قلمرو را میدهد، اما در مورد ترس و مشکلات نیز استفاده میشود و میتواند مترادف ‘overcome’ باشد. هر دو ‘overcome fear’ و ‘conquer fear’ صحیح و رایج هستند، با این تفاوت که ‘conquer’ کمی ادبیتر یا حماسیتر به نظر میرسد.
ضد این فعل چیه؟ یعنی چطور بگم ‘نتونستم غلبه کنم’؟
سوال خوبی است! برای بیان ‘نتوانستن غلبه کردن’ میتوانید به سادگی از ‘fail to overcome’ یا ‘be unable to overcome’ استفاده کنید. مثال: ‘He failed to overcome his shyness.’ (او نتوانست بر خجالت خود غلبه کند.) همچنین، افعالی مثل ‘succumb to’ (تسلیم شدن در برابر) میتوانند در برخی موقعیتها متضاد ‘overcome’ باشند. مثال: ‘He succumbed to his illness.’
این کالوکیشنها برای Writing خیلی کمک کننده هستن. ممنون.
آیا ‘overcome resistance’ هم کالوکیشن هست؟ مثلاً وقتی میخوایم بگیم بر مقاومت کسی غلبه کردیم؟
بله، ‘overcome resistance’ یک کالوکیشن صحیح و بسیار پرکاربرد است. به معنای ‘غلبه بر مقاومت’ یا ‘مخالفت’. مثال: ‘The government tried to overcome public resistance to the new law.’ این عبارت در زمینههای سیاسی، تجاری و حتی شخصی بسیار مفید است.
چقدر خوب که کالوکیشن ها رو یاد میدین. من همیشه ترجمه کلمه به کلمه میکردم و خیلی غیر طبیعی میشد.
واقعا کالوکیشنها چقدر تو طبیعی صحبت کردن مهمه؟ حس میکنم کلید روان صحبت کردنه.
کاملاً حق با شماست! کالوکیشنها نقش حیاتی در طبیعی و روان صحبت کردن به انگلیسی دارند. یادگیری آنها باعث میشود جملات شما نه تنها صحیح باشند، بلکه مانند یک بومیزبان به گوش برسند. ترجمه کلمه به کلمه اغلب منجر به جملات غیرطبیعی میشود، در حالی که استفاده از کالوکیشنهای درست، زبان شما را غنیتر و دقیقتر میکند. به همین دلیل تمرکز بر آنها بسیار توصیه میشود.
میشه گفت ‘overcome a challenge’ یا حتما باید جمع باشه ‘challenges’؟
سوال بسیار خوبی است. بله، ‘overcome a challenge’ کاملاً صحیح و رایج است و به معنای غلبه بر ‘یک’ چالش خاص است. استفاده از حالت جمع (‘overcome challenges’) نیز صحیح است و به غلبه بر چندین چالش یا چالشها به طور کلی اشاره دارد. هر دو شکل کاربرد دارند و به تعداد چالشهایی که قصد دارید به آنها اشاره کنید بستگی دارد.
من همیشه توی رایتینگهام از ‘deal with problems’ استفاده میکردم. الان ‘overcome difficulties’ خیلی حرفهایتر به نظر میرسه. مرسی از این تفاوتها.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. هر دو ‘deal with problems’ و ‘overcome difficulties’ صحیح هستند، اما همانطور که اشاره کردید، ‘overcome difficulties’ حس قویتر و موفقیتآمیزتری از پشت سر گذاشتن یک مانع بزرگ را منتقل میکند. این انتخاب کلمات دقیق است که به غنای زبانی شما کمک میکند.