- چگونه میتوانیم با استفاده از کالوکیشنهای فعل open، انگلیسی خود را طبیعیتر جلوه دهیم؟
- پرکاربردترین کالوکیشن های Open که هر زبانآموزی باید بداند کدامند؟
- آیا کالوکیشنهای Open فقط به معنای «باز کردن» فیزیکی چیزی هستند؟
- چگونه میتوان از این کالوکیشنها در مکالمات تجاری و روزمره به درستی استفاده کرد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشنها یا همایندها یکی از مهمترین قدمها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به تسلط در زبان انگلیسی است. فعل «open» یکی از پرکاربردترین افعال است، اما قدرت واقعی آن زمانی آشکار میشود که در کنار کلمات درست قرار بگیرد. با مطالعه این راهنما، شما با مجموعهای از کالوکیشن های Open آشنا میشوید که به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی صحبت کنید، بنویسید و فکر کنید. از باز کردن یک حساب بانکی گرفته تا آغاز یک گفتگوی مهم، تمام جنبههای این فعل کلیدی را پوشش خواهیم داد.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از آنکه به سراغ لیست بلندبالای کالوکیشن های Open برویم، بیایید یک بار برای همیشه مفهوم کالوکیشن را مرور کنیم. کالوکیشن به زبان ساده، به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر به کار میروند. یک انگلیسیزبان بومی هرگز نمیگوید «strong rain» بلکه میگوید «heavy rain». این انتخاب کلمات، قانونی گرامری نیست، بلکه یک قرارداد نانوشته و طبیعی در زبان است. یادگیری این ترکیبها باعث میشود انگلیسی شما روانتر، طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد و از ترجمههای تحتاللفظی و نامانوس فارسی به انگلیسی جلوگیری میکند.
کالوکیشن های Open: دستهبندی بر اساس کاربرد
فعل open کاربردهای بسیار گستردهتری از باز کردن یک در یا پنجره دارد. ما در اینجا کالوکیشنها را بر اساس مفهوم و کاربردشان دستهبندی کردهایم تا یادگیری آنها برای شما آسانتر شود. هر بخش شامل مثالهای کاربردی به همراه ترجمه دقیق فارسی است.
۱. شروع کردن یا آغاز کردن (To Start or Begin)
یکی از اصلیترین کاربردهای استعاری فعل open، به معنای آغاز کردن یک فرآیند، رویداد یا کسبوکار است. این دسته از کالوکیشن های Open در محیطهای تجاری و رسمی بسیار پرکاربرد هستند.
-
Open an account: افتتاح حساب (معمولاً بانکی)
مثال: I need to go to the bank to open an account for my salary.
ترجمه: باید برای حقوقم به بانک بروم تا یک حساب باز کنم.
-
Open a business/shop/company: راهاندازی یک کسبوکار/مغازه/شرکت
مثال: They decided to open a small coffee shop in their neighborhood.
ترجمه: آنها تصمیم گرفتند یک کافیشاپ کوچک در محله خودشان راهاندازی کنند.
-
Open an investigation: شروع تحقیقات (معمولاً توسط پلیس یا یک نهاد رسمی)
مثال: The police have opened an investigation into the mysterious disappearance.
ترجمه: پلیس تحقیقاتی را در مورد ناپدید شدن مرموز آغاز کرده است.
-
Open a discussion/debate: آغاز کردن یک بحث یا گفتگو
مثال: The manager wanted to open a discussion about the new marketing strategy.
ترجمه: مدیر میخواست بحثی را در مورد استراتژی جدید بازاریابی آغاز کند.
-
Open fire: شروع به تیراندازی کردن
مثال: The soldiers were ordered not to open fire unless they were attacked.
ترجمه: به سربازان دستور داده شد تا زمانی که به آنها حمله نشده، شلیک نکنند.
۲. ایجاد فرصت و امکان (Creating Possibilities)
در این دسته، open به معنای فراهم کردن یا ایجاد یک فرصت، شانس یا امکان جدید است. این کالوکیشنها اغلب بار معنایی مثبتی دارند.
-
Open the door to (something): راه را برای چیزی باز کردن، فرصت چیزی را فراهم کردن
مثال: This new technology could open the door to many exciting developments in medicine.
ترجمه: این فناوری جدید میتواند راه را برای پیشرفتهای هیجانانگیز زیادی در پزشکی باز کند.
-
Open up possibilities/opportunities: امکانات/فرصتهای جدیدی را به وجود آوردن
مثال: Learning English can open up many new career opportunities for you.
ترجمه: یادگیری زبان انگلیسی میتواند فرصتهای شغلی جدید زیادی را برای شما به وجود آورد.
-
Open one’s eyes to (something): چشم کسی را به روی چیزی باز کردن، باعث آگاهی شدن
مثال: Traveling to different countries can really open your eyes to new cultures and perspectives.
ترجمه: سفر به کشورهای مختلف واقعاً میتواند چشمان شما را به روی فرهنگها و دیدگاههای جدید باز کند.
-
Leave the possibility open: احتمال چیزی را باز گذاشتن، در را برای گزینهای نبستن
مثال: He didn’t accept the job offer immediately; he wanted to leave the possibility open for other offers.
ترجمه: او پیشنهاد شغلی را فوراً قبول نکرد؛ میخواست احتمال پیشنهادهای دیگر را باز بگذارد.
۳. کالوکیشنهای مرتبط با صفت Open (Adjective Collocations)
کلمه open فقط یک فعل نیست، بلکه به عنوان صفت نیز به کار میرود و کالوکیشنهای بسیار مهمی را میسازد. در اینجا open به معنای «پذیرا»، «صادق»، «در دسترس» یا «گسترده» است.
-
An open mind: ذهن باز، فکر پذیرا
مثال: It’s important to approach this problem with an open mind.
ترجمه: مهم است که با ذهنی باز به این مشکل نزدیک شویم.
-
An open secret: راز علنی، رازی که همه میدانند
مثال: It was an open secret that the CEO was planning to retire.
ترجمه: اینکه مدیرعامل قصد بازنشستگی داشت، یک راز علنی بود.
-
Open arms: آغوش باز (کنایه از استقبال گرم)
مثال: They welcomed the new team member with open arms.
ترجمه: آنها با آغوش باز از عضو جدید تیم استقبال کردند.
-
The open air: فضای باز
مثال: I love camping and sleeping in the open air.
ترجمه: من عاشق کمپینگ و خوابیدن در فضای باز هستم.
-
An open book: کتاب باز (کنایه از فردی که چیزی برای پنهان کردن ندارد و کاملاً صادق است)
مثال: She’s very easy to understand; her life is an open book.
ترجمه: درک کردن او بسیار آسان است؛ زندگیاش مثل یک کتاب باز است.
-
Open to suggestions/criticism: پذیرا بودن نسبت به پیشنهادات/انتقادات
مثال: As a leader, you must be open to criticism from your team.
ترجمه: به عنوان یک رهبر، شما باید پذیرای انتقاد از سوی تیم خود باشید.
۴. کالوکیشنهای فیزیکی و ملموس
این دسته شامل همان معنای رایج «باز کردن» است که برای اشیاء فیزیکی به کار میرود. اما حتی در این دسته نیز ترکیبهای خاصی وجود دارند که دانستنشان ضروری است.
-
Open a door/window/box/bottle: باز کردن در/پنجره/جعبه/بطری
مثال: Could you please open the window? It’s a bit stuffy in here.
ترجمه: ممکن است لطفاً پنجره را باز کنید؟ اینجا کمی دم کرده است.
-
Open a book/newspaper: باز کردن کتاب/روزنامه (برای خواندن)
مثال: He opened the book to page 50 and started reading.
ترجمه: او کتاب را در صفحه ۵۰ باز کرد و شروع به خواندن نمود.
-
Open your mouth/eyes: دهان/چشمان خود را باز کردن
مثال: The dentist asked me to open my mouth wide.
ترجمه: دندانپزشک از من خواست دهانم را کاملاً باز کنم.
جدول خلاصه: کالوکیشنهای کلیدی Open
برای مرور و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر برخی از مهمترین کالوکیشن های Open را به همراه نوع و ترجمه آنها آوردهایم.
| کالوکیشن (Collocation) | نوع کاربرد | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| Open an account | تجاری/شخصی | افتتاح حساب کردن |
| Open a discussion | ارتباطی | شروع کردن بحث |
| Open the door to | فرصتسازی | راه را باز کردن برای |
| Have an open mind | شخصیتی (صفت) | ذهن باز داشتن |
| An open secret | اجتماعی (صفت) | راز علنی |
| Welcome with open arms | اجتماعی | با آغوش باز استقبال کردن |
| Open an investigation | رسمی/حقوقی | آغاز تحقیقات |
| Open fire | نظامی | شروع به تیراندازی کردن |
چگونه این کالوکیشنها را تمرین کنیم؟
دانستن این لیست کافی نیست؛ شما باید این عبارات را به بخشی از دایره لغات فعال خود تبدیل کنید. در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن جدید، سعی کنید چند جمله متفاوت در مورد زندگی، کار یا علایق خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- به دنبال آنها بگردید: هنگام خواندن متون انگلیسی یا تماشای فیلم، حواستان به کالوکیشن های Open باشد. هر بار که یکی را پیدا کردید، آن را یادداشت کنید.
- در مکالمات خود استفاده کنید: از فرصتهای صحبت کردن، چه با یک پارتنر زبان و چه در کلاس، برای استفاده از این عبارات استفاده کنید. اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است.
- فلشکارت بسازید: یک طرف فلشکارت کالوکیشن را بنویسید و طرف دیگر مثال و ترجمه آن را. این یک روش عالی برای مرور سریع است.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Open یک گام بزرگ در مسیر روان صحبت کردن انگلیسی است. این ترکیبات کلامی به شما کمک میکنند تا از ساختارهای خشک و کتابی فاصله بگیرید و به زبانی غنی، طبیعی و دقیق دست یابید. با یادگیری و تمرین همایندهایی که در این مقاله معرفی شد، شما نه تنها دایره لغات خود را گسترش میدهید، بلکه درک عمیقتری از نحوه کارکرد زبان انگلیسی در دنیای واقعی پیدا میکنید. پس از امروز شروع کنید و این عبارات قدرتمند را به جعبه ابزار زبانی خود اضافه کنید.




مطلب خیلی مفیدی بود. آیا عبارت open a meeting هم جزو کالوکیشنهای رسمی محسوب میشود یا بهتر است از start استفاده کنیم؟
سلام سارا جان، بله open a meeting کاملاً درست و رسمی است. حتی در جلسات خیلی رسمی از عبارت Declare the meeting open استفاده میکنند. اما start a meeting دوستانهتر و رایجتر است.
من توی یک فیلم شنیدم که میگفت Open an account. این فقط برای حساب بانکی استفاده میشه یا برای شبکههای اجتماعی هم کاربرد داره؟
امیررضای عزیز، این کالوکیشن برای هر دو کاربرد دارد. هم برای حساب بانکی (Bank account) و هم برای ساختن اکانت در پلتفرمهایی مثل اینستاگرام یا لینکدین میتوانید از open/create an account استفاده کنید.
تفاوت بین open heart و open-hearted در چیست؟ آیا هر دو یک معنی را میدهند؟
سوال هوشمندانهای بود! Open heart معمولاً به مسائل پزشکی (مثل عمل قلب باز) اشاره دارد، اما open-hearted یک صفت برای توصیف شخصیت افراد مهربان و باصداقت است.
ای کاش به کالوکیشن open fire هم اشاره میکردید. من توی اخبار جنگی زیاد این رو میشنوم.
ممنون از پیشنهادت مهران جان. بله، open fire به معنای «شروع به تیراندازی کردن» است و یک کالوکیشن بسیار مهم در متون خبری و نظامی محسوب میشود.
آیا میتوانیم برای کسبوکار هم از این فعل استفاده کنیم؟ مثلاً open a business؟
بله مریم عزیز، open a business یا open a shop کاملاً صحیح هستند و به معنای راهاندازی یا افتتاح یک واحد تجاری میباشند.
من همیشه برای باز کردن قفل در از open استفاده میکردم. یعنی اشتباهه؟
نیلوفر جان، اشتباه نیست اما دقیق هم نیست. برای قفل بهتر است از فعل unlock استفاده کنی. وقتی قفل باز شد، حالا میتوانی در را open کنی.
عبارت open for negotiation در قراردادهای تجاری خیلی استفاده میشه. ممنون که روی مفهوم کالوکیشن تاکید کردید چون واقعا ترجمه کلمه به کلمه جواب نمیده.
دقیقاً همینطور است فرهاد عزیز. یادگیری کالوکیشنها باعث میشود منظور شما در محیطهای بیزنسی دقیقتر و حرفهایتر منتقل شود.
این لیست برای آزمون آیلتس من خیلی عالی بود، مخصوصاً بخش تفاوتهای معنایی در شرایط مختلف.
اصطلاح open a can of worms هم با همین فعل ساخته میشه؟ معنای منفی داره؟
بله علی جان، این یک اصطلاح (Idiom) رایج است و به معنای باز کردن سرِ بحثی است که باعث ایجاد مشکلات پیچیده و دردسر میشود. کاملاً بار معنایی منفی دارد.
چرا نمیتونیم برای روشن کردن چراغ بگیم open the light؟ معلمم همیشه میگه این غلطه.
سپیده عزیز، این یکی از رایجترین اشتباهات فارسیزبانان است. چون ما در فارسی میگوییم «لامپ را باز کن»، فکر میکنیم در انگلیسی هم open میشود. اما برای وسایل برقی حتماً باید از turn on یا switch on استفاده کنید.
در دنیای کامپیوتر هم کالوکیشنهای زیادی با open داریم، مثل open a file یا open a tab در مرورگر.
توی شرکت ما همیشه میگن open door policy داریم. این یعنی درهای اتاقها همیشه بازه؟
محمد عزیز، این یک اصطلاح مدیریتی است. به این معناست که مدیران آماده شنیدن نظرات، پیشنهادات و شکایات کارکنان در هر زمانی هستند و فضا برای گفتگو باز است.
میشه چند مثال برای open to suggestions بزنید؟
البته الهام جان. مثلاً: We haven’t decided on the location yet, so we are open to suggestions. (هنوز در مورد مکان تصمیم نگرفتهایم، بنابراین پذیرای پیشنهادات هستیم.)
بسیار عالی. توضیح مفهوم کالوکیشن در ابتدای مقاله خیلی به درک بقیه مطلب کمک کرد.
توی داستان علیبابا عبارت Open Sesame رو شنیده بودم. این هم کالوکیشن محسوب میشه یا فقط یک ورد جادوییه؟
کیمیا جان، این در واقع یک عبارت ثابت (Fixed phrase) در ادبیات و فولکلور است که به فارسی «ای کنجد باز شو» ترجمه شده. به عنوان کالوکیشن روزمره استفاده نمیشود مگر به شوخی!
کالوکیشن open an inquiry چه فرقی با open an investigation داره؟
پویا جان، هر دو به معنای شروع تحقیقات هستند. اما Inquiry معمولاً رسمیتر است و اغلب توسط دولتها یا سازمانهای بزرگ برای بررسی یک موضوع خاص انجام میشود.
عبارت with eyes wide open به چه معنیه؟ من توی یک پادکست شنیدم.
شادی عزیز، یعنی «با آگاهی کامل از خطرات یا مشکلات احتمالی». وقتی کسی کاری را با چشم باز انجام میدهد، یعنی کاملاً میداند چه عواقبی دارد.
این مقالات سریالی درباره افعال پرکاربرد رو ادامه بدید. خیلی برای Speaking مفیده.
آیا open up با open متفاوته؟ مثلاً وقتی کسی میخواد در مورد احساساتش حرف بزنه.
بله نسرین جان. Open up یک Phrasal Verb است و وقتی برای شخص به کار میرود، یعنی سفره دلش را باز کند و در مورد احساساتش صحبت کند.
من شنیدم میگن Open the floor for questions. این یعنی چی؟
جواد عزیز، این یک عبارت عالی برای سمینارها و کنفرانسهاست. یعنی «حالا نوبت حضار است که سوالاتشان را بپرسند» یا به عبارتی وقت پرسش و پاسخ شروع شده است.