- چطور میتوانیم به جای استفاده از کلمات تکراری، در مورد پول به شکل طبیعیتری صحبت کنیم؟
- رایجترین فعلهایی که با کلمه «Money» در انگلیسی میآیند کدامند؟
- چگونه میتوانیم مفاهیمی مثل «هدر دادن پول» یا «پسانداز کردن» را با کالوکیشنهای صحیح بیان کنیم؟
- آیا کالوکیشن های Money فقط به فعلها محدود میشوند یا صفات و اسمهای خاصی هم با آن همراه میشوند؟
- چطور با یادگیری این کالوکیشنها، سطح مکالمه و نوشتار انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Money یکی از هوشمندانهترین راهها برای طبیعی و روان صحبت کردن در مورد مسائل مالی به زبان انگلیسی است. کالوکیشنها (Collocations) کلماتی هستند که به طور طبیعی با هم میآیند و استفاده از آنها باعث میشود انگلیسی شما کمتر شبیه به ترجمه تحتاللفظی از فارسی و بیشتر شبیه به بیان یک فرد نیتیو به نظر برسد. در ادامه، مجموعهای از کاربردیترین و مهمترین کالوکیشنهای مرتبط با کلمه «پول» را به همراه مثالهای واضح و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد تا دیگر در استفاده از این کلمه پرکاربرد دچار مشکل نشوید.
فعلهای رایج: کالوکیشن های Money با افعال (Verbs + Money)
یکی از بزرگترین دستههای کالوکیشن های Money مربوط به فعلهایی است که با آن همراه میشوند. این افعال اعمال مختلفی مانند به دست آوردن، خرج کردن، پسانداز کردن و هدر دادن پول را توصیف میکنند. یادگیری این افعال به شما کمک میکند تا با دقت بیشتری منظور خود را بیان کنید.
به دست آوردن و دریافت پول
-
Earn money: پول درآوردن (معمولاً در ازای کار)
Example: She works hard to earn money for her family.
ترجمه: او سخت کار میکند تا برای خانوادهاش پول درآورد. -
Make money: پول درآوردن، کسب درآمد کردن (به طور کلی، نه لزوماً از طریق شغل ثابت)
Example: He found a creative way to make money online.
ترجمه: او یک راه خلاقانه برای کسب درآمد آنلاین پیدا کرد. -
Receive money: پول دریافت کردن
Example: Did you receive the money I sent you?
ترجمه: آیا پولی را که برایت فرستادم دریافت کردی؟ -
Inherit money: پول به ارث بردن
Example: He will inherit a lot of money when his grandfather passes away.
ترجمه: او پس از فوت پدربزرگش پول زیادی به ارث خواهد برد. -
Borrow money (from someone): پول قرض گرفتن (از کسی)
Example: I had to borrow money from my parents to buy the car.
ترجمه: مجبور شدم برای خرید ماشین از والدینم پول قرض بگیرم.
خرج کردن و هدر دادن پول
-
Spend money (on something): پول خرج کردن (برای چیزی)
Example: She spends a lot of money on clothes.
ترجمه: او پول زیادی برای لباس خرج میکند. -
Waste money (on something): پول هدر دادن (برای چیزی)
Example: Don’t waste your money on things you don’t need.
ترجمه: پول خود را برای چیزهایی که نیاز نداری هدر نده. -
Squander money: پول به باد دادن، ولخرجی کردن
Example: He squandered all his money on gambling.
ترجمه: او تمام پولش را با قمار به باد داد. -
Owe money: پول بدهکار بودن
Example: I still owe money to the bank for my student loan.
ترجمه: من هنوز برای وام دانشجوییام به بانک پول بدهکارم.
پسانداز و سرمایهگذاری پول
-
Save money: پول پسانداز کردن
Example: I’m trying to save money for a new laptop.
ترجمه: من دارم سعی میکنم برای یک لپتاپ جدید پول پسانداز کنم. -
Invest money (in something): پول سرمایهگذاری کردن (در چیزی)
Example: They decided to invest their money in the stock market.
ترجمه: آنها تصمیم گرفتند پولشان را در بازار سهام سرمایهگذاری کنند. -
Deposit money: پول به حساب واریز کردن
Example: I need to go to the bank to deposit some money.
ترجمه: باید برای واریز مقداری پول به بانک بروم. -
Withdraw money: پول از حساب برداشت کردن
Example: You can withdraw money from any ATM.
ترجمه: شما میتوانید از هر دستگاه خودپردازی پول برداشت کنید. -
Set aside money: پول کنار گذاشتن (برای هدف خاص)
Example: Every month, she sets aside some money for her retirement.
ترجمه: او هر ماه مقداری پول برای بازنشستگیاش کنار میگذارد.
توصیف پول: کالوکیشن های Money با صفات (Adjectives + Money)
علاوه بر افعال، صفات زیادی نیز وجود دارند که برای توصیف پول به کار میروند. این صفات به ما کمک میکنند تا در مورد ارزش، منبع یا قانونی بودن پول صحبت کنیم. استفاده از این کالوکیشن های Money به غنای کلام شما میافزاید.
| کالوکیشن (صفت + Money) | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Hard-earned money | پولی که به سختی به دست آمده | He was reluctant to spend his hard-earned money on luxury items. |
| Pocket money / Spending money | پول توجیبی | My parents give me some pocket money every week. |
| Easy money | پول بادآورده، پول آسان | Some people are always looking for ways to make easy money. |
| Public money | پول عمومی، بیتالمال | The government was accused of wasting public money on the project. |
| Dirty money | پول کثیف (حاصل از فعالیت غیرقانونی) | The police are investigating a network involved in laundering dirty money. |
| Counterfeit money | پول تقلبی | He was arrested for trying to use counterfeit money at the store. |
عبارات و اصطلاحات رایج با کلمه Money
در زبان انگلیسی، اصطلاحات و عبارات زیادی وجود دارند که کلمه «Money» در آنها نقش کلیدی دارد. این عبارات اغلب معنای مجازی دارند و دانستن آنها برای درک مکالمات روزمره ضروری است. در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
اصطلاحات مرتبط با ارزش و کمبود پول
-
To be short of money: بیپول بودن، پول کم داشتن
Example: I can’t go out tonight, I’m a bit short of money.
ترجمه: امشب نمیتوانم بیرون بروم، کمی بیپول هستم. -
To be rolling in money: در پول غلت زدن، خیلی پولدار بودن
Example: After selling his company, he’s been rolling in money.
ترجمه: بعد از فروختن شرکتش، او در پول غلت میزند. -
Money is no object: پول اصلاً مهم نیست
Example: For them, money is no object; they always buy the best of everything.
ترجمه: برای آنها، پول اصلاً مهم نیست؛ همیشه بهترینِ همهچیز را میخرند. -
For my money: به نظر من، از دیدگاه من (معمولاً برای بیان عقیده در مورد بهترین انتخاب)
Example: For my money, this is the best restaurant in town.
ترجمه: به نظر من، این بهترین رستوران شهر است.
اصطلاحات مرتبط با خرج کردن
-
Throw money at something: پول به پای چیزی ریختن (به امید حل مشکل، بدون فکر)
Example: The government tried to solve the problem by throwing money at it, but it didn’t work.
ترجمه: دولت سعی کرد با پول ریختن به پای آن مشکل را حل کند، اما فایدهای نداشت. -
To get your money’s worth: به اندازه پولی که دادهاید استفاده بردن یا لذت بردن
Example: The ticket was expensive, but we definitely got our money’s worth at the concert.
ترجمه: بلیت گران بود، اما ما قطعاً در کنسرت به اندازه پولمان لذت بردیم.
جمعبندی: چرا یادگیری کالوکیشن های Money مهم است؟
همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، دنیای کالوکیشن های Money بسیار گسترده و کاربردی است. یادگیری این ترکیبات کلمهای به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر و روانتر صحبت کنید: استفاده از «earn money» به جای «get money from work» بیان شما را شبیه به یک انگلیسیزبان نیتیو میکند.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: تفاوت بین «waste money» و «squander money» به شما امکان میدهد تا شدت و نوع خرج کردن را با دقت بیشتری توصیف کنید.
- درک شنیداری خود را تقویت کنید: با شناخت این عبارات، درک فیلمها، پادکستها و مکالمات روزمره برای شما آسانتر خواهد شد.
بهترین راه برای تسلط بر این کالوکیشنها، تمرین و استفاده فعال از آنهاست. سعی کنید در مکالمات و نوشتههای خود از این ترکیبات استفاده کنید و به نحوه استفاده افراد بومی از آنها در فیلمها و کتابها دقت کنید. با کمی تمرین، به راحتی میتوانید این کالوکیشنهای ارزشمند را به بخشی از دایره لغات فعال خود تبدیل کنید.




وای عالی بود این مقاله! همیشه موقع صحبت درباره پول توی انگلیسی حس میکردم حرفام خیلی مکانیکی و ترجمه شده از فارسیه. مخصوصا بخش Verbs + Money خیلی کاربردی بود.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. دقیقا هدف ما همین طبیعیتر کردن مکالمات انگلیسی شماست. Collocations واقعاً نقش کلیدی در روان صحبت کردن دارند.
ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، تفاوت Make money و Earn money دقیقا چیه؟ به نظرم هر دو یعنی پول درآوردن، درسته؟
من همیشه بین Spend money و Waste money گیج میشدم. با مثالهای این مقاله الان کاملا متوجه تفاوت شدم. ممنون!
خواهش میکنم لیلا جان. خوشحالیم که ابهامتون برطرف شد. Spend money به معنی خرج کردن پول به هر شکلیه، در حالی که Waste money یعنی خرج کردن پول برای چیزی که ارزش نداره یا بیاثر باشه، مثل ‘He wasted money on lottery tickets’.
خیلی خوبه که به collocations توجه کردید. به نظرم یکی از مهمترین بخشهای یادگیری زبان همینه که متاسفانه کمتر بهش پرداخته میشه. لطفا مقالات بیشتری در مورد collocations با کلمات دیگه هم بذارید!
کاملاً با شما موافقیم کیان عزیز. Collocations ستون فقرات یک مکالمه طبیعی هستند و ما حتماً مقالات بیشتری در این زمینه منتشر خواهیم کرد. پیشنهاد شما برای ما بسیار ارزشمنده.
با ‘Save money’ و ‘Put money aside’ آشنا بودم، ولی ‘Set money aside’ رو تازه یاد گرفتم. آیا اینها کاملا قابل جایگزینی هستند؟
سوال خوبی پرسیدید نارگس جان. ‘Save money’ یک اصطلاح کلیه. ‘Put money aside’ و ‘Set money aside’ در واقع زیرمجموعه ‘save money’ هستند و به معنی اختصاص دادن یا کنار گذاشتن پول برای یک هدف خاص در آیندهاند، و بله، معمولاً در بیشتر موارد به جای هم قابل استفادهاند.
I always said ‘give money’ but ‘lend money’ or ‘donate money’ seems more specific. Thanks for the clarification!
دقیقاً همینطوره علی جان. ‘Give money’ خیلی کلیه و بسته به موقعیت، میتونید از collocations دقیقتری مثل ‘lend money’ (قرض دادن)، ‘donate money’ (اهدای پول)، یا حتی ‘hand over money’ (تحویل دادن پول) استفاده کنید.
چطور میشه گفت ‘پولدار شدن’ با یک collocation؟ ‘Make a lot of money’ درسته؟
بله مریم جان، ‘make a lot of money’ کاملاً درسته. همچنین ‘get rich’ هم به معنی پولدار شدن هست. عبارتهای دیگری مثل ‘come into money’ (به طور ناگهانی پول به دست آوردن، مثلاً از ارث) یا ‘strike it rich’ (ناگهان ثروتمند شدن) هم وجود دارند.
این اصطلاحات توی فیلمها و سریالها خیلی به کار میرن. من همیشه وقتی میشنیدم ‘raise money’ فکر میکردم منظورشون بالا بردن پوله نه جمع کردن پول! الان متوجه شدم.
دقیقا رضا جان! ‘Raise money’ به معنی جمعآوری پول برای یک هدف خاص، مثلاً خیریه یا یک پروژه است. خوشحالیم که این سوءتفاهم براتون برطرف شد. یادگیری collocations به درک بهتر رسانههای انگلیسیزبان کمک شایانی میکنه.
Would ‘throw money away’ be considered informal? And is it similar to ‘squander money’?
Yes, Fatima, ‘throw money away’ is generally considered informal and means to waste money on something useless. ‘Squander money’ is more formal and also means to waste money foolishly or extravagantly, often in large amounts. They are quite similar in meaning regarding the waste aspect.
آیا کالوکیشنهایی برای توصیف کمبود پول هم وجود داره؟ مثلا ‘پول ندارم’ رو چطوری طبیعیتر بگیم؟
این مقاله خیلی کاربردی بود، واقعا ممنون. مخصوصا که با مثالهای فارسی توضیح دادین، درکش رو راحتتر کرد.
یه سوال، ‘money laundering’ هم یک نوع کالوکیشنه؟ معنی ‘پولشویی’ رو میده درسته؟
بله سهیل جان، ‘money laundering’ یک collocation اسمیه که به معنی پولشویی (قانونی جلوه دادن پول نامشروع) هست. ‘Launder money’ هم فعلش هست. مثال خوبی برای collocations اسم و فعل!
من همیشه موقع نوشتن ایمیلهای رسمی برای درخواست کمک مالی مشکل داشتم. ‘Raise money’ و ‘solicit funds’ واقعا به دردم میخورن. مرسی!
خواهش میکنم بهار جان. خوشحالیم که مقاله براتون کاربرد عملی داشته. ‘Solicit funds’ یک عبارت رسمیتر و مناسبتر برای محیطهای اداری و رسمیتر است، در حالی که ‘raise money’ هم برای مکالمات روزمره و هم رسمی استفاده میشود.
واقعا این مقاله ارزش خوندن داشت. لطفا در مورد collocations با کلمه ‘time’ هم بنویسید، اون هم خیلی پرکاربرده.