- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای کلمه Mind اهمیت دارد؟
- رایجترین فعلهایی که با کلمه Mind در انگلیسی میآیند کدامند؟
- چطور میتوانیم از صفات مختلف برای توصیف حالتهای ذهنی با کلمه Mind استفاده کنیم؟
- آیا عبارات و اصطلاحات پرکاربردی با Mind وجود دارند که معنی متفاوتی ایجاد کنند؟
- چگونه میتوان با استفاده صحیح از کالوکیشن های Mind، انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه داد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا به طور کامل با کالوکیشن های Mind در زبان انگلیسی آشنا شوید. یادگیری این همایندهای زبانی، کلید صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان بومی است. با تسلط بر این عبارات، دیگر کلمات را به صورت جداگانه و جزیرهای به کار نخواهید برد، بلکه آنها را در قالب ساختارهای طبیعی و صحیح استفاده میکنید و درک عمیقتری از زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد. بیایید سفر خود را به دنیای شگفتانگیز ذهن و زبان آغاز کنیم.
درک مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن برای کلمه Mind
قبل از آنکه به سراغ لیست بلندبالای کالوکیشن های Mind برویم، بهتر است کمی در مورد خود مفهوم «کالوکیشن» صحبت کنیم. کالوکیشن یا «همایند» به ترکیب کلماتی گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این ترکیبها برای گوش یک فرد بومی (Native Speaker) بسیار طبیعی و درست به نظر میرسند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم همین قانون وجود دارد؛ آنها میگویند “make a decision” و نه “do a decision”.
کلمه Mind (به معنی ذهن، فکر، حواس) یکی از آن کلماتی است که کالوکیشنهای بسیار متنوع و پرکاربردی دارد. یادگیری این ترکیبها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از کالوکیشنهای صحیح، کلام شما را از حالت کتابی و رباتیک خارج میکند.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: هر کالوکیشن بار معنایی خاصی دارد که به انتقال دقیقتر پیام شما کمک میکند.
- درک مطلب خود را افزایش دهید: با شناخت این ترکیبها، فیلمها، پادکستها و متون انگلیسی را بسیار راحتتر درک خواهید کرد.
کالوکیشن های Mind با فعل (Verbs + Mind)
یکی از بزرگترین دستهبندیهای کالوکیشن، ترکیب فعل با اسم است. در این بخش به مهمترین فعلهایی که قبل یا بعد از کلمه Mind میآیند، به همراه مثال و ترجمه روان فارسی میپردازیم.
1. Change your mind (تغییر عقیده دادن / نظرتان را عوض کردن)
این یکی از رایجترین کالوکیشنهاست و زمانی استفاده میشود که شما تصمیم یا عقیدهتان را در مورد چیزی عوض میکنید.
- مثال: I was going to buy the red car, but I changed my mind and got the blue one instead.
- ترجمه: قرار بود ماشین قرمز را بخرم، اما نظرم را عوض کردم و به جایش آبی را گرفتم.
2. Make up your mind (تصمیم گرفتن / تصمیمت را قطعی کردن)
این عبارت زمانی به کار میرود که باید بین چند گزینه یکی را انتخاب کنید و تصمیم نهایی خود را بگیرید. معمولاً کمی حس کلافگی از عدم تصمیمگیری در آن نهفته است.
- مثال: Please make up your mind! We don’t have all day to wait.
- ترجمه: لطفاً تصمیمت را بگیر! ما تمام روز وقت نداریم منتظر بمانیم.
3. Keep in mind / Bear in mind (در نظر داشتن / به خاطر سپردن)
هر دو عبارت معنای یکسانی دارند و برای یادآوری یک نکته مهم به کسی استفاده میشوند. Bear in mind کمی رسمیتر از Keep in mind است.
- مثال ۱: Keep in mind that the deadline for the project is this Friday.
- ترجمه: در نظر داشته باش که آخرین مهلت پروژه همین جمعه است.
- مثال ۲: You must bear in mind that there will be extra costs.
- ترجمه: باید مد نظر داشته باشید که هزینههای اضافی وجود خواهد داشت.
4. Speak your mind (رک حرف زدن / آنچه در فکرت هست را گفتن)
این کالوکیشن برای توصیف فردی به کار میرود که بدون ترس یا تعارف، نظر واقعی خود را بیان میکند.
- مثال: She is not afraid to speak her mind, even if it upsets people.
- ترجمه: او از اینکه حرف دلش را بزند نمیترسد، حتی اگر باعث ناراحتی دیگران شود.
5. Cross your mind (به ذهن خطور کردن)
وقتی یک فکر یا ایده به طور ناگهانی و غیرمنتظره به ذهن شما میرسد، از این عبارت استفاده میکنید.
- مثال: It never crossed my mind that he might be lying.
- ترجمه: هرگز به ذهنم خطور نکرد که او ممکن است دروغ بگوید.
6. Slip your mind (از ذهن پریدن / فراموش کردن)
این عبارت برای زمانی است که شما چیزی را که قرار بود به خاطر بسپارید، کاملاً فراموش میکنید.
- مثال: I’m so sorry I missed your birthday! It completely slipped my mind.
- ترجمه: خیلی متاسفم که تولدت را فراموش کردم! کاملاً از ذهنم پرید.
7. Read someone’s mind (فکر کسی را خواندن)
این عبارت به معنی دانستن افکار یک نفر بدون اینکه او حرفی بزند، استفاده میشود.
- مثال: You brought me coffee? You must have read my mind!
- ترجمه: برام قهوه آوردی؟ حتماً فکرم رو خوندی!
8. Ease/Relieve your mind (خیال کسی را راحت کردن)
این کالوکیشن به معنی از بین بردن نگرانی و استرس یک فرد است.
- مثال: Let me call her and ease your mind; I’m sure she’s fine.
- ترجمه: بذار بهش زنگ بزنم و خیالت رو راحت کنم؛ مطمئنم حالش خوبه.
کالوکیشن های Mind با صفت (Adjectives + Mind)
ذهن انسان میتواند حالتهای مختلفی داشته باشد. در زبان انگلیسی، از صفات گوناگونی برای توصیف این حالتها استفاده میشود که ترکیب آنها با کلمه Mind، کالوکیشنهای بسیار مهمی را میسازد.
1. Open mind (فکر باز / ذهن پذیرا)
فردی که open mind دارد، آماده شنیدن ایدههای جدید و متفاوت است و تعصب ندارد.
- مثال: It’s important to have an open mind when you travel to new countries.
- ترجمه: وقتی به کشورهای جدید سفر میکنی، مهم است که ذهن بازی داشته باشی.
2. Narrow mind (فکر بسته / ذهن متعصب)
این صفت متضاد open mind است و برای فردی به کار میرود که حاضر به پذیرش عقاید دیگران نیست.
- مثال: You can’t have a serious discussion with someone who has such a narrow mind.
- ترجمه: نمیتوانی با کسی که انقدر فکر بستهای دارد، یک بحث جدی داشته باشی.
3. Sharp mind / Brilliant mind (ذهن تیز / هوش سرشار)
این کالوکیشن برای توصیف فردی بسیار باهوش، زیرک و نکتهسنج به کار میرود.
- مثال: Even in his old age, my grandfather has a very sharp mind.
- ترجمه: پدربزرگم حتی در سن پیری هم ذهن بسیار تیزی دارد.
4. Troubled mind (فکر آشفته / ذهن نگران)
برای توصیف ذهنی که پر از نگرانی، استرس و مشکلات است، از این عبارت استفاده میشود.
- مثال: He walked all night, trying to calm his troubled mind.
- ترجمه: او تمام شب را قدم زد و سعی میکرد ذهن آشفتهاش را آرام کند.
عبارات و اصطلاحات رایج با Mind
علاوه بر ترکیب با فعل و صفت، کلمه Mind در بسیاری از عبارات و اصطلاحات ثابت (Fixed Expressions) نیز به کار میرود. این عبارات معنای خاص خود را دارند و یادگیری آنها برای درک مکالمات روزمره ضروری است.
1. Peace of mind (آرامش خاطر / خیال راحت)
این عبارت به حالت نداشتن نگرانی و اضطراب اشاره دارد.
- مثال: Having a good insurance policy gives me peace of mind.
- ترجمه: داشتن یک بیمهنامه خوب به من آرامش خاطر میدهد.
2. A mind of its own (ساز خود را زدن / مستقل عمل کردن)
این اصطلاح معمولاً برای اشیاء و دستگاههایی به کار میرود که به نظر میرسد خودسرانه و برخلاف انتظار ما عمل میکنند.
- مثال: This printer has a mind of its own; it prints whenever it wants to.
- ترجمه: این پرینتر ساز خودش را میزند؛ هر وقت دلش بخواهد پرینت میگیرد.
3. Be in two minds (دو دل بودن / مردد بودن)
وقتی در مورد یک تصمیمگیری شک دارید و نمیتوانید بین دو گزینه انتخاب کنید، از این عبارت استفاده میکنید.
- مثال: I’m in two minds about whether to accept the job offer or not.
- ترجمه: در مورد اینکه پیشنهاد شغلی را قبول کنم یا نه، دو دل هستم.
4. Never mind (مهم نیست / ولش کن)
این عبارت بسیار پرکاربرد برای کماهمیت جلوه دادن یک موضوع یا گفتن اینکه طرف مقابل نیازی به نگرانی ندارد، استفاده میشود.
- مثال: “Oh, I’m so sorry I broke your pen.” – “Never mind, it was a cheap one.”
- ترجمه: «وای، خیلی متاسفم که خودکارت را شکستم.» – «مهم نیست، یک خودکار ارزان بود.»
5. Mind your own business (سرت به کار خودت باشه)
این یک عبارت نسبتاً تند و غیررسمی برای گفتن به کسی است که در کاری که به او مربوط نیست، دخالت نکند.
- مثال: I don’t want to talk about my salary. Please, mind your own business.
- ترجمه: نمیخواهم در مورد حقوقم صحبت کنم. لطفاً، سرت به کار خودت باشد.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای کلیدی Mind
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین برخی از کالوکیشن های Mind، جدول زیر میتواند راهنمای خوبی باشد.
| کالوکیشن | کاربرد اصلی | مثال فارسی |
|---|---|---|
| Change your mind | عوض کردن یک تصمیم یا نظر قبلی | نظرم عوض شد و به سفر نرفتم. |
| Make up your mind | گرفتن یک تصمیم نهایی پس از تردید | زود باش تصمیمت را بگیر! |
| Slip your mind | فراموش کردن غیرعمدی چیزی | قرار ملاقاتمان کاملاً از ذهنم پرید. |
| Cross your mind | خطور کردن یک فکر به صورت ناگهانی | اصلاً به فکرم هم نرسید که او مخالف باشد. |
چگونه این کالوکیشنها را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری لیستی از کلمات و عبارات کافی نیست؛ شما باید آنها را فعالانه تمرین کنید. در اینجا چند راهکار عملی برای به خاطر سپردن کالوکیشن های Mind ارائه میشود:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، حداقل سه جمله مرتبط با زندگی واقعی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- از فلش کارت استفاده کنید: روی یک طرف فلش کارت، کالوکیشن را بنویسید (مثلاً: to have an open ____) و در طرف دیگر کلمه mind و یک جمله مثال را یادداشت کنید.
- توجه فعال در فیلم و موسیقی: از این به بعد هنگام تماشای فیلم یا گوش دادن به موسیقی انگلیسی، با دقت به این عبارات گوش دهید. هر بار که یکی از آنها را میشنوید، آن را یادداشت کنید.
- داستانسرایی کنید: سعی کنید یک پاراگراف یا داستان کوتاه بنویسید و تا جایی که ممکن است از این کالوکیشنها به طور طبیعی در آن استفاده کنید.
تسلط بر کالوکیشن های Mind یک شبه اتفاق نمیافتد، اما با تمرین مداوم و استفاده فعال از آنها در مکالمات و نوشتههای خود، به زودی متوجه خواهید شد که انگلیسی شما چقدر طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر شده است. این عبارات ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما اجازه میدهند افکار و احساسات خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. میخواستم بپرسم تفاوت دقیق بین Keep in mind و Bear in mind چیه؟ آیا هر دو تو موقعیتهای رسمی استفاده میشن؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. هر دو به معنی «به خاطر سپردن» یا «در نظر داشتن» هستن، اما Bear in mind کمی رسمیتره و بیشتر در نوشتار یا محیطهای کاری استفاده میشه. Keep in mind توی مکالمات روزمره رایجتره.
عبارت Slip my mind رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی اون موقع دقیق متوجه نشدم. الان که اینجا خوندم تازه یادم اومد کجا شنیدمش. یعنی کلاً یادم رفت!
دقیقاً امیرحسین عزیز! Slip my mind یک اصطلاح خیلی رایج برای وقتیه که چیزی از یادت میره یا اصطلاحاً «از ذهنت لیز میخوره». خوشحالم که این مقاله بهت کمک کرد.
آیا عبارت Change your mind برای تصمیمات خیلی مهم هم به کار میره یا فقط برای چیزای پیش پا افتادهست؟
نازنین عزیز، محدودیتی نداره. هم برای موارد ساده مثل انتخاب غذا (I changed my mind about the pizza) و هم برای تصمیمات بزرگ زندگی مثل مهاجرت یا تغییر شغل میتونی ازش استفاده کنی.
به نظرم یکی از پرکاربردترینها Mind your own business هست که البته یکم ممکنه تند به نظر برسه، درسته؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. این عبارت یعنی «سر به تن خودت باشه» یا «به تو مربوط نیست». درسته که خیلی کاربردیه، اما باید مراقب باشی چون میتونه کمی گستاخانه به نظر بیاد.
خیلی دنبال معادل Peace of mind میگشتم. توی فارسی میگیم «آرامش خاطر»، توی انگلیسی هم همین مفهوم رو داره؟
دقیقاً مهسا جان. Peace of mind بهترین معادل برای «آرامش خاطر» یا «خیالِ راحت» هست. مثلاً: This insurance gives me peace of mind.
تفاوت Make up your mind با کلمه Decide چیه؟ به نظرم هر دو یک معنی رو میدن.
پویا جان، از لحاظ معنایی بله، هر دو به معنی «تصمیم گرفتن» هستن. اما Make up your mind یک Collocation هست که بیشتر در مکالمات غیررسمی و دوستانه به کار میره و تاکید بیشتری روی «نهایی کردن تصمیم» بعد از کلی فکر کردن داره.
من همیشه Broad-minded و Narrow-minded رو با هم قاطی میکردم. این مقاله خیلی خوب دستهبندیشون کرده بود.
خوشحالم که برات مفید بوده فاطمه جان. یادت باشه Broad یعنی پهن (روشنفکر) و Narrow یعنی باریک (متعصب یا کوتهفکر).
عبارت Out of your mind رو توی فیلمهای اکشن زیاد شنیدم. همون معنی «دیوونه شدی» رو میده؟
واقعاً یادگیری کالوکیشنها باعث میشه انگلیسی ما از اون حالت ترجمه کلمه به کلمه خارج بشه. ممنون از تیم خوبتون.
خواهش میکنم زهرا جان. هدف ما همینه که شما بتونید مثل یک Native صحبت کنید و ساختارهای طبیعی رو به کار ببرید.
تلفظ دقیق Collocation چیه؟ استرس کلمه روی کدوم بخشه؟
حامد عزیز، تلفظش /ˌkɒləˈkeɪʃn/ هست و استرس اصلی روی بخش سوم یعنی ‘ca’ قرار داره.
کلمه Mind میتونه به عنوان فعل هم به کار بره؟ مثلاً توی جملهای مثل Would you mind helping me؟
یک کالوکیشن دیگه هم هست: State of mind. فکر کنم یعنی «وضعیت روحی». درسته؟
بله سعید جان، عالی بود. State of mind به وضعیت ذهنی یا روانی فرد در یک لحظه خاص اشاره داره.
تفاوت Cross my mind با It occurred to me چیه؟ هر دو به معنی «به ذهنم رسید» هستن؟
مریم عزیز، بله هر دو خیلی شبیه هستن. اما Cross my mind معمولاً برای ایدههای گذرا و کوتاه استفاده میشه، در حالی که It occurred to me ممکنه کمی جدیتر یا رسمیتر باشه.
من همیشه Never mind رو با It doesn’t matter اشتباه میگیرم. کی باید از کدوم استفاده کنیم؟
بابک عزیز، Never mind بیشتر زمانی استفاده میشه که میخوای بگی «بیخیال، ولش کن، دیگه مهم نیست (چون نمیخوام ادامه بدم)». اما It doesn’t matter یعنی «اهمیتی نداره» و جنبه عمومیتری داره.
مثالهایی که برای هر بخش زدید خیلی به درک مطلب کمک کرد. مخصوصاً بخش صفات مربوط به ذهن.
صفت Absent-minded رو برای آدمهای حواسپرت به کار میبرن؟
دقیقاً کاوه جان. Absent-minded یعنی کسی که ذهنش جای دیگهست و تمرکز نداره، یا همون «حواسپرت» خودمان.
عبارت Keep an open mind چقدر توی محیطهای آکادمیک کاربرد داره؟
بسیار زیاد الناز جان. در محیطهای علمی و آکادمیک همیشه توصیه میشه که Keep an open mind داشته باشید، یعنی نسبت به ایدههای جدید جبهه نگیرید و پذیرا باشید.
آیا Mind و Brain همیشه به جای هم به کار میرن؟ چون توی فارسی ما گاهی «مغز» و «ذهن» رو جابجا میگیم.
برای Slip my mind میتونیم مترادف سادهتر Forgot رو به کار ببریم؟
بله سمیه جان، معنیشون یکیه، اما Slip my mind خیلی Idiomatic و قشنگتره و باعث میشه انگلیسی شما طبیعیتر به نظر بیاد.
عبارت Get something off my mind یعنی «چیزی رو از فکر بیرون کردن»؟
آرش عزیز، معمولاً به صورت Get something off your chest استفاده میشه برای سبک شدن، اما Get something off your mind یعنی ذهنت رو از اون درگیری یا نگرانی آزاد کنی. عالی بود.