- آیا میدانید فعل “meet” فقط به معنای «ملاقات کردن» نیست؟
- چگونه میتوانیم از “meet” برای صحبت در مورد رسیدن به اهداف یا برآورده کردن انتظارات استفاده کنیم؟
- تفاوت بین “meet a friend” و “meet a deadline” در چیست؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Meet در مکالمات روزمره انگلیسی کدامند؟
در این مقاله جامع و کاربردی، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. بسیاری از زبانآموزان فعل “meet” را تنها با معنی «دیدن و ملاقات کردن» میشناسند، در حالی که این فعل یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که در ترکیب با کلمات دیگر، معانی کاملاً جدید و متفاوتی پیدا میکند. یادگیری کالوکیشن های Meet به شما کمک میکند تا مانند یک فرد انگلیسیزبان (Native Speaker) طبیعی و روان صحبت کنید و از ساختارهای تکراری و ساده فراتر بروید. با ما همراه باشید تا دنیای گسترده و جذاب این ترکیبات را کشف کرده و سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به سراغ بررسی تخصصی کالوکیشن های Meet برویم، بهتر است یک تعریف ساده و روشن از «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این ترکیبات برای انگلیسیزبانان کاملاً عادی و طبیعی به نظر میرسند، اما اگر کلمات را به اشتباه در کنار هم قرار دهید، جمله شما ممکن است عجیب یا غیرطبیعی به نظر برسد، حتی اگر از نظر گرامری صحیح باشد.
برای مثال، در فارسی ما میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد. آنها میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری این ترکیبات به دلایل زیر اهمیت فوقالعادهای دارد:
- طبیعی صحبت کردن: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار روانتر و طبیعیتر به نظر برسد.
- افزایش سرعت و روانی: وقتی این ترکیبات را یاد بگیرید، مغز شما سریعتر کلمات مناسب را پیدا کرده و در نتیجه با سرعت و اطمینان بیشتری صحبت میکنید.
- درک بهتر: شناخت کالوکیشنها به شما کمک میکند تا متون و مکالمات انگلیسی را بهتر و عمیقتر درک کنید، زیرا معانی بسیاری از عبارات در همین ترکیبات نهفته است.
رایجترین کالوکیشن های Meet در زبان انگلیسی
فعل “meet” یکی از آن افعالی است که کالوکیشنهای بسیار متنوعی دارد. این ترکیبات را میتوان به چند دسته اصلی تقسیم کرد تا یادگیری آنها سادهتر شود: ملاقات با افراد، رویارویی با شرایط و چالشها، و برآورده کردن نیازها و معیارها.
۱. ملاقات با افراد (Meeting People)
این دسته آشناترین کاربرد “meet” برای اکثر زبانآموزان است. اما حتی در همین دسته نیز نکات و عبارات جالبی وجود دارد که شاید با آنها آشنا نباشید.
Meet someone for the first time
به معنای «برای اولین بار با کسی ملاقات کردن» یا «با کسی آشنا شدن» است.
مثال: I still remember the day I met my best friend for the first time.
ترجمه: من هنوز روزی که برای اولین بار بهترین دوستم را ملاقات کردم به یاد دارم.
Meet up with someone
این عبارت حالتی غیررسمیتر دارد و به معنای «قرار گذاشتن و دیدن کسی» است، معمولاً با دوستان یا افرادی که از قبل میشناسید.
مثال: Let’s meet up for coffee sometime next week.
ترجمه: بیا هفته آینده یک زمانی برای قهوه همدیگر را ببینیم.
Meet and greet
این یک رویداد برنامهریزی شده است که در آن فرصتی برای ملاقات با یک شخص مشهور (مانند یک بازیگر، نویسنده یا سیاستمدار) فراهم میشود.
مثال: The fans were excited for the meet and greet with the author after the book signing.
ترجمه: طرفداران برای رویداد ملاقات و خوشوبش با نویسنده بعد از مراسم امضای کتاب هیجانزده بودند.
۲. رویارویی با شرایط و چالشها (Meeting Conditions & Challenges)
این دسته از کالوکیشن های Meet بسیار مهم و کاربردی هستند و به معنای «روبرو شدن»، «مواجه شدن» یا «از پس چیزی برآمدن» به کار میروند.
Meet a challenge
به معنای «پذیرفتن یک چالش و با موفقیت با آن روبرو شدن» است.
مثال: Our team is ready to meet the challenge of launching a new product in a competitive market.
ترجمه: تیم ما آماده است تا با چالش عرضه یک محصول جدید در یک بازار رقابتی روبرو شود.
Meet a deadline
یکی از رایجترین کالوکیشنها در محیط کار و تحصیل است و به معنای «به پایان رساندن یک کار تا موعد مقرر» است.
مثال: She worked late every night to meet the deadline for her project.
ترجمه: او هر شب تا دیروقت کار میکرد تا پروژه خود را تا موعد مقرر تحویل دهد.
Meet with disaster/trouble
این عبارت به معنای «دچار فاجعه یا مشکل شدن» است و بار معنایی منفی دارد.
مثال: Their plans met with disaster when the main investor pulled out.
ترجمه: نقشههایشان با خروج سرمایهگذار اصلی، با شکست فاجعهباری روبرو شد.
Meet one’s end / Meet one’s death
این یک عبارت رسمی و ادبی برای «مردن» یا «به پایان زندگی رسیدن» است، معمولاً به شکلی خاص یا تراژیک.
مثال: The villain in the story finally met his end at the hands of the hero.
ترجمه: شخصیت منفی داستان در نهایت به دست قهرمان کشته شد.
۳. برآورده کردن نیازها و معیارها (Meeting Needs & Criteria)
این دسته از کالوکیشنها در زمینههای تجاری، فنی و رسمی بسیار پرکاربرد هستند و به معنای «برآورده کردن»، «تأمین کردن» یا «مطابقت داشتن با» هستند.
Meet the requirements/criteria
به معنای «داشتن شرایط لازم» یا «مطابقت با معیارها» است.
مثال: To get the job, you must meet all the requirements listed in the advertisement.
ترجمه: برای گرفتن این شغل، شما باید تمام شرایط ذکر شده در آگهی را داشته باشید.
Meet expectations
به معنای «برآورده کردن انتظارات» یا «همانقدر خوب بودن که انتظار میرفت» است.
مثال: The movie was good, but it didn’t quite meet my expectations.
ترجمه: فیلم خوبی بود، اما انتظارات من را کاملاً برآورده نکرد.
Meet a need/demand
به معنای «تأمین کردن یک نیاز» یا «پاسخ دادن به یک تقاضا» است.
مثال: The new community center was built to meet the needs of the local residents.
ترجمه: مرکز فرهنگی جدید برای تأمین نیازهای ساکنان محلی ساخته شد.
Meet the cost/expense
به معنای «پرداختن هزینه» یا «تأمین مالی چیزی» است.
مثال: My part-time job is just enough to meet the cost of my university tuition.
ترجمه: شغل پارهوقت من فقط برای پرداخت هزینه شهریه دانشگاهم کافی است.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای کلیدی Meet
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین این کالوکیشنها، جدول زیر میتواند بسیار مفید باشد.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی اصلی | کاربرد |
|---|---|---|
| Meet up with someone | قرار گذاشتن و دیدن کسی | غیررسمی، اجتماعی |
| Meet a deadline | تمام کردن کار در موعد مقرر | کاری، تحصیلی |
| Meet the requirements | برآورده کردن شرایط | رسمی، شغلی، قانونی |
| Meet a challenge | مواجه شدن با چالش | عمومی، انگیزشی |
| Meet a need | تأمین کردن یک نیاز | اجتماعی، اقتصادی |
| Meet with approval | مورد تأیید قرار گرفتن | رسمی، کاری |
چگونه کالوکیشنهای Meet را بهتر یاد بگیریم؟
یادگیری کالوکیشنها یک فرآیند است و نیاز به تمرین و تکرار دارد. در اینجا چند راهکار عملی برای مسلط شدن بر کالوکیشن های Meet ارائه میشود:
- توجه فعال (Active Noticing): هنگام خواندن متون یا گوش دادن به پادکستها و فیلمهای انگلیسی، به کلماتی که در کنار “meet” میآیند دقت کنید. یک دفترچه یادداشت داشته باشید و این ترکیبات را همراه با جمله مثال یادداشت کنید.
- استفاده در عمل (Practice): سعی کنید از این کالوکیشنها در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید. مثلاً در مورد روز خود بنویسید و سعی کنید از عباراتی مانند “meet a deadline” یا “meet up with a friend” استفاده کنید.
- یادگیری در بستر (Contextual Learning): هر کالوکیشن را در یک جمله کامل یاد بگیرید، نه به صورت کلمات جداگانه. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح آن را درک کنید.
- استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن: دیکشنریهای آنلاینی مانند Ozdic یا a free dictionary of English collocations منابع فوقالعادهای برای پیدا کردن ترکیبات رایج کلمات هستند.
جمعبندی
همانطور که دیدید، فعل “meet” بسیار فراتر از یک ملاقات ساده است. این فعل قدرتمند میتواند برای بیان مفاهیم مختلفی از جمله رویارویی با چالشها، برآورده کردن استانداردها، و تأمین نیازها به کار رود. تسلط بر کالوکیشن های Meet نه تنها دایره لغات شما را غنیتر میکند، بلکه به شما کمک میکند تا منظورتان را با دقت بیشتری بیان کرده و در نهایت، انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنید. از امروز شروع کنید و این ترکیبات کاربردی را به جعبه ابزار زبانی خود اضافه کنید. با کمی تمرین و توجه، به زودی خواهید دید که چگونه این عبارات به طور خودکار در مکالمات شما جاری میشوند.




خیلی عالی بود! من همیشه فکر میکردم meet فقط برای دیدن آدماست. یه سوال، آیا میتونیم بگیم Reach a deadline یا حتماً باید از Meet a deadline استفاده کنیم؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. در انگلیسی رایجترین کالوکیشن برای ضربالاجلها همان Meet a deadline است. عبارت Reach a deadline خیلی کم استفاده میشود و بهتر است برای اینکه طبیعیتر به نظر برسید، از فعل Meet استفاده کنید.
من عبارت meet the requirements رو توی آگهیهای استخدامی لینکدین زیاد میبینم. معنیش دقیقاً یعنی داشتن شرایط لازم؟
دقیقاً همینطور است آرش عزیز. وقتی شرکتی میگوید شما باید Requirements را Meet کنید، یعنی باید واجد شرایط و استانداردهای لازم برای آن شغل باشید.
ممنون از مقاله کاربردیتون. بخش تفاوت meet a friend و meet with a friend برام خیلی جالب بود.
توی فیلمها شنیدم که میگن Meet halfway. این هم از همین خانوادهست؟ چه کاربردی داره؟
بله امیرحسین جان! Meet halfway یک اصطلاح (Idiom) بسیار کاربردی است و به معنی «سازش کردن» یا «کوتاه آمدن دو طرف برای رسیدن به توافق» است. مثلاً وقتی سر قیمت چانه میزنید.
آیا عبارت meet the expectations برای مسائل رسمی به کار میره یا در صحبتهای دوستانه هم میتونیم استفاده کنیم؟
نیلوفر عزیز، این عبارت هم در محیطهای کاری و رسمی (مثلاً ارزیابی عملکرد کارمند) و هم در روابط شخصی (مثلاً انتظارات از یک دوست) کاملاً کاربرد دارد، اما لحن آن کمی جدی و ساختارمند است.
سلام، تلفظ کلمه deadline گاهی برام سخت میشه. میشه بگید استرس کلمه روی کدوم بخشه؟
سلام رضا جان، در کلمه DEAD-line استرس روی بخش اول (syllable) قرار دارد. یعنی باید بخش اول را کمی بلندتر و کشیدهتر تلفظ کنی.
واقعاً کالوکیشنها بخش گمشده آموزش زبان هستن. تا اینا رو بلد نباشیم نمیتونیم مثل نیتیوها حرف بزنیم. خسته نباشید.
یک سوال: تفاوت Meet the needs با Satisfy the needs در چیه؟ جفتشون یعنی برآورده کردن نیازها؟
مهران عزیز، هر دو درست هستند و معنای مشابهی دارند. اما Meet the needs در متون تجاری و رسمی پرکاربردتر است، در حالی که Satisfy کمی بار معنایی «رضایتبخش بودن» بیشتری دارد.
من شنیدم که میگن Meet a challenge. این هم درسته؟ یعنی با چالش روبرو شدن؟
بله زهرا جان، Meet a challenge یعنی پذیرفتن یک چالش و تلاش برای حل کردن یا پیروز شدن در آن. یک کالوکیشن بسیار حرفهای برای رزومههاست!
میشه لطفاً درباره عبارت meet up هم توضیح بدید؟ من همیشه با meet خالی قاطیاش میکنم.
امید عزیز، Meet up کاملاً غیررسمی (Informal) است و معمولاً برای قرار گذاشتن با دوستان برای تفریح استفاده میشود. اما Meet رسمیتر است و میتواند برای اولین ملاقات یا جلسات کاری هم باشد.
ببخشید، تفاوت Nice to meet you و Nice meeting you رو هم میشه بگید؟
حتماً پریسا جان. Nice to meet you را در شروع ملاقات و زمان سلام و احوالپرسی میگوییم، اما Nice meeting you را در پایان ملاقات و هنگام خداحافظی استفاده میکنیم.
مقاله خیلی کامل بود. من همیشه مشکل داشتم که چطور بگم «تقاضای بازار رو پاسخ دادن»، الان یاد گرفتم که باید از Meet the demand استفاده کنم.
عالیه مانی! Meet the demand دقیقاً همان چیزی است که در اقتصاد و بیزینس برای پاسخ به تقاضای مشتریان استفاده میشود.
دستتون درد نکنه، مثالها خیلی به درک مطلب کمک کرد.
سلام، آیا عبارت Meet the standards برای محصولات صنعتی هم به کار میره؟
بله فرهاد عزیز، وقتی کالایی با استانداردهای کیفی مطابقت داشته باشد، میگوییم آن محصول Meet the standards کرده است. بسیار پرکاربرد در مهندسی و کنترل کیفیت.
استفاده از این فعل در جملات مجهول چطوره؟ مثلاً The deadline was met درسته؟
کاملاً درسته نرگس جان! The deadline was met یعنی ضربالاجل رعایت شد و کار به موقع تمام شد. استفاده از حالت مجهول در گزارشهای کاری خیلی رایج است.
من یه جا دیدم نوشته بود Meet the criteria. این criteria همون شرایط هست؟
بله کاوه جان، Criteria جمع کلمه Criterion و به معنای «معیارها» است. Meet the criteria یعنی دارا بودن معیارهای لازم برای یک انتخاب یا پذیرش.
لطفاً درباره Make ends meet هم توضیح بدید. به این مقاله ربط داره؟
سمیه عزیز، این یک Idiom بسیار معروف است! Make ends meet یعنی «از پس هزینههای زندگی برآمدن» یا به اصطلاح خودمان «رساندن دخل به خرج».
خیلی ممنون. اگه ممکنه برای فعلهای دیگه مثل Get یا Take هم همینطوری کالوکیشنها رو بذارید.
حتماً بابک عزیز، لیست کالوکیشنهای Get و Take در برنامه محتوایی ما هست و به زودی منتشر میشه. همراه ما باش!
واقعاً سایتتون عالیه، من هر روز یه نکته جدید یاد میگیرم.
عبارت Meet one’s match رو کجا استفاده میکنیم؟
سینا جان، این عبارت زمانی به کار میرود که کسی با شخصی روبرو میشود که به اندازه خودش قوی، باهوش یا ماهر است. اصطلاحاً یعنی «حریف قدر پیدا کردن».