- چگونه میتوانیم از کلمه «mark» برای صحبت در مورد مناسبتها و رویدادهای مهم استفاده کنیم؟
- معروفترین کالوکیشن های Mark که به معنای موفقیت یا شکست در یک هدف هستند، کدامند؟
- چطور میتوان با استفاده از کلمه «mark» تأثیر عمیق یا دائمی یک چیز را توصیف کرد؟
- آیا «mark» فقط به معنای علامتگذاری فیزیکی است یا کاربردهای انتزاعی دیگری نیز دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. کلمه «mark» یکی از پرکاربردترین واژگان در زبان انگلیسی است که معنای آن فراتر از «علامت» یا «نمره» میرود. درک صحیح کالوکیشن های Mark به شما کمک میکند تا مانند یک فرد نیتیو صحبت کنید و مفاهیم را با دقت و ظرافت بیشتری انتقال دهید. از جشن گرفتن یک نقطه عطف مهم گرفته تا صحبت در مورد تأثیر ماندگار یک تجربه، این کالوکیشنها در مکالمات روزمره و نوشتار رسمی نقشی کلیدی ایفا میکنند. با ما همراه باشید تا دنیای گسترده و کاربردی این عبارات را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی روان کشف کنیم.
کالوکیشن های فعل Mark: برای اشاره به رویدادها و تغییرات
یکی از اصلیترین کاربردهای فعل «mark»، اشاره به یک رویداد، تاریخ یا تغییر مهم است. در این حالت، «mark» به معنای «نشانگر بودن»، «مشخص کردن» یا «گرامی داشتن» به کار میرود. این دسته از کالوکیشنها اغلب در متون خبری، سخنرانیها و مکالمات رسمی استفاده میشوند.
۱. Mark an occasion/event/anniversary
این کالوکیشن برای اشاره به برگزاری یک جشن یا مراسم برای یک مناسبت خاص استفاده میشود. در واقع، انجام یک کار خاص، نشاندهنده و یادبود آن رویداد است.
- مثال: We’re having a party to mark the occasion of our tenth wedding anniversary.
- ترجمه: ما برای گرامیداشت مناسبت دهمین سالگرد ازدواجمان، یک مهمانی برگزار میکنیم.
- مثال: A series of events were organized to mark the 100th anniversary of the town’s founding.
- ترجمه: مجموعهای از رویدادها برای گرامیداشت صدمین سالگرد تأسیس شهر سازماندهی شد.
۲. Mark the beginning/end of something
این عبارت برای نشان دادن نقطه شروع یا پایان یک دوره، فرآیند یا وضعیت خاص به کار میرود. یک رویداد خاص به عنوان نماد آغاز یا پایان آن دوره عمل میکند.
- مثال: The president’s speech marked the beginning of a new era in foreign policy.
- ترجمه: سخنرانی رئیسجمهور، نشانگر آغاز دوران جدیدی در سیاست خارجی بود.
- مثال: This ceremony marks the end of their formal training.
- ترجمه: این مراسم، نقطه پایان آموزش رسمی آنها را مشخص میکند.
۳. Mark a milestone/turning point
وقتی یک دستاورد یا رویداد بسیار مهم و تأثیرگذار رخ میدهد، از این کالوکیشن استفاده میکنیم. «Milestone» به معنای نقطه عطف یا دستاورد کلیدی و «turning point» به معنای نقطه تحول است.
- مثال: The discovery of penicillin marked a major milestone in the history of medicine.
- ترجمه: کشف پنیسیلین یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ پزشکی بود.
- مثال: Her decision to move abroad marked a turning point in her life.
- ترجمه: تصمیم او برای مهاجرت به خارج، یک نقطه تحول در زندگیاش رقم زد.
کالوکیشن های اسم Mark: اثرگذاری، هدف و استاندارد
کلمه «mark» به عنوان اسم نیز کالوکیشنهای بسیار رایج و مهمی را تشکیل میدهد. این عبارات معمولاً به مفاهیمی مانند تأثیرگذاری، رسیدن به هدف، استانداردها و گاهی تردید اشاره دارند.
۱. Leave a/its mark on someone/something
این عبارت به معنای تأثیر گذاشتن عمیق، ماندگار و قابل توجه بر روی یک شخص، مکان یا چیز است. این تأثیر میتواند مثبت یا منفی باشد.
- مثال: The years of war have left their mark on the city’s architecture.
- ترجمه: سالهای جنگ، اثر خود را بر معماری شهر گذاشته است.
- مثال: Her kindness and generosity left a lasting mark on everyone she met.
- ترجمه: مهربانی و سخاوت او اثری ماندگار بر هر کسی که ملاقات میکرد، میگذاشت.
۲. Hit the mark / Miss the mark
این دو کالوکیشن متضاد، از رایجترین کالوکیشن های Mark هستند. «Hit the mark» به معنای موفق بودن، دقیق بودن، یا دستیابی به نتیجه مطلوب است. در مقابل، «Miss the mark» یعنی شکست خوردن، به هدف نزدن یا انتظارات را برآورده نکردن.
- مثال (Hit the mark): His analysis of the problem really hit the mark.
- ترجمه: تحلیل او از مشکل واقعاً به هدف زد (دقیق و درست بود).
- مثال (Miss the mark): The new advertising campaign completely missed the mark and failed to attract customers.
- ترجمه: کمپین تبلیغاتی جدید کاملاً به خطا رفت و در جذب مشتری شکست خورد.
۳. Be quick/slow off the mark
این کالوکیشن برای توصیف سرعت واکنش یک فرد به یک موقعیت یا فرصت به کار میرود. «Quick off the mark» به معنای سریعالانتقال بودن، تیز و فرز بودن است و «Slow off the mark» به معنای کند بودن در درک یا واکنش نشان دادن است.
- مثال (Quick): The company was quick off the mark in adopting the new technology.
- ترجمه: شرکت در بهکارگیری فناوری جدید سریع عمل کرد.
- مثال (Slow): He was a bit slow off the mark to realize the opportunity.
- ترجمه: او کمی در درک آن فرصت کند بود.
۴. A question mark over/against something
وقتی در مورد چیزی شک، تردید یا عدم اطمینان وجود دارد، از این عبارت استفاده میشود. این کالوکیشن نشان میدهد که آینده یا صحت آن موضوع نامشخص است.
- مثال: There’s still a big question mark over the future of the project.
- ترجمه: هنوز یک علامت سوال بزرگ در مورد آینده پروژه وجود دارد.
- مثال: His recent poor performance has put a question mark against his name for the upcoming match.
- ترجمه: عملکرد ضعیف اخیر او، یک علامت سوال در برابر نام او برای مسابقه پیش رو قرار داده است.
جدول خلاصه کالوکیشن های پرکاربرد Mark
برای مرور و یادگیری بهتر، در جدول زیر تعدادی از مهمترین کالوکیشن های Mark را به همراه معنی و کاربردشان دستهبندی کردهایم:
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی | کاربرد و مفهوم |
|---|---|---|
| Mark an occasion | گرامی داشتن یک مناسبت | جشن گرفتن یا یادبود یک رویداد خاص. |
| Mark a milestone | رقم زدن یک نقطه عطف | اشاره به یک دستاورد یا مرحله بسیار مهم. |
| Leave a mark | اثر گذاشتن | داشتن تأثیری عمیق و ماندگار. |
| Hit the mark | به هدف زدن / موفق شدن | دقیق بودن، درست بودن یا به نتیجه دلخواه رسیدن. |
| Miss the mark | به خطا رفتن / شکست خوردن | ناموفق بودن یا عدم دستیابی به هدف. |
| Be wide of the mark | بسیار دور از واقعیت بودن | وقتی یک تخمین، حدس یا نظر کاملاً اشتباه است. |
| Make your mark | مشهور شدن / تأثیرگذار شدن | به شهرت یا موفقیت قابل توجهی دست یافتن. |
چگونه این کالوکیشنها را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری کالوکیشنها نیازمند تمرین و تکرار است. صرفاً حفظ کردن لیست کلمات کافی نیست. در ادامه چند راهکار عملی برای تسلط بر کالوکیشن های Mark ارائه میشود:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، چندین جمله مرتبط با زندگی یا علایق خودتان بسازید. این کار به درونیسازی مفهوم کمک میکند.
- در متنها جستجو کنید: هنگام خواندن مقالات، اخبار یا کتابهای انگلیسی، به دنبال این کالوکیشنها بگردید. دیدن آنها در بستر واقعی، بهترین روش یادگیری است.
- یادداشتبرداری هوشمند: یک دفترچه یادداشت یا فایل دیجیتال برای کالوکیشنها درست کنید. هر عبارت را به همراه معنی، یک جمله مثال و حتی یک تصویر کوچک مرتبط یادداشت کنید.
- از آنها استفاده کنید: مهمترین قدم، استفاده فعال از این عبارات در مکالمات و نوشتههایتان است. سعی کنید در کلاس زبان، در گفتگو با دوستان یا در تمرینهای نوشتاری خود، از آنها بهره ببرید.
نتیجهگیری
کلمه «mark» بسیار فراتر از یک واژه ساده است و در قالب کالوکیشنهای متنوع، معانی و مفاهیم گستردهای را پوشش میدهد. تسلط بر کالوکیشن های Mark به شما این امکان را میدهد که ایدههای خود را با دقت، ظرافت و به شیوهای طبیعیتر بیان کنید. از صحبت در مورد رویدادهای مهم زندگی و نقاط عطف تاریخی گرفته تا بیان موفقیت، شکست و تأثیرگذاری، این عبارات ابزارهای قدرتمندی در جعبهابزار زبانی شما خواهند بود. با تمرین مستمر و بهکارگیری نکات ذکر شده در این مقاله، میتوانید سطح زبان انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید و با اعتماد به نفس بیشتری ارتباط برقرار کنید.




مقاله عالی بود! همیشه فکر میکردم mark فقط به معنی نمره است. کالوکیشن ‘mark a milestone’ خیلی برام جالب بود. میشه بگید چه جور milestoneهایی رو میشه با این فعل گفت؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! ‘Milestone’ میتونه هر نقطه عطف مهمی باشه، مثل فارغالتحصیلی، ازدواج، تولد یک فرزند، یا حتی رسیدن به یک هدف کاری بزرگ. مثلاً ‘We marked our 10th anniversary with a big party.’ (ما دهمین سالگرد ازدواجمان را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتیم).
من ‘hit the mark’ رو توی یه فیلم شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان متوجه شدم یعنی به هدف زدن. ممنون از توضیح کامل.
بین ‘leave its mark’ و ‘make its mark’ چه تفاوتی هست؟ هر دو شبیه هم میاد به نظرم.
سوال خوبی پرسیدید، نسرین خانم! هر دو به معنی تأثیر گذاشتن هستند، اما ‘leave its mark’ معمولاً به تأثیر عمیقتر و ماندگارتری اشاره داره، که میتونه مثبت یا منفی باشه. ‘Make its mark’ بیشتر به معنی مشهور شدن یا موفقیت در یک زمینه خاص و گذاشتن رد پای خودش در تاریخ یا یک صنعت است. مثلاً ‘The war left its mark on the city’ (جنگ تأثیر خود را بر شهر گذاشت – اغلب منفی) در مقابل ‘She made her mark as a brilliant scientist’ (او به عنوان یک دانشمند درخشان نامی برای خود دست و پا کرد – مثبت).
واقعا کاربردی بود، خسته نباشید. این نکات ریزه که فرق بین یه زبان آموز متوسط و پیشرفته رو مشخص میکنه.
آیا این کالوکیشنها در مکالمات روزمره هم استفاده میشن یا بیشتر رسمی هستند؟ مثلاً ‘mark the occasion’؟
سوال بسیار مهمی پرسیدید، فاطمه خانم! بله، ‘mark the occasion’ و بسیاری از کالوکیشنهای دیگر ‘mark’ هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارند. البته بعضی از آنها ممکن است کمی رسمیتر به نظر بیایند، اما اغلب آنها کاملاً رایج و طبیعی هستند.
میشه برای ‘miss the mark’ از ‘fail’ هم استفاده کرد؟ آیا همون معنی رو میده؟
بله، در بسیاری از موارد ‘miss the mark’ میتواند به معنای ‘fail’ باشد، مخصوصاً وقتی صحبت از عدم موفقیت در رسیدن به یک هدف یا انتظار خاص است. اما ‘miss the mark’ بیشتر بر عدم دقت یا نرسیدن به نقطه مطلوب تاکید دارد، در حالی که ‘fail’ میتواند معنای گستردهتری از شکست داشته باشد. استفاده از ‘miss the mark’ جمله شما را بومیتر میکند.
من همیشه ‘mark’ رو با نمره مدرسه میشناختم، چقدر خوبه که الان معانی و کاربردهای جدیدش رو یاد گرفتم. مخصوصا ‘mark an anniversary’ که خیلی به درد میخوره.
ممنون از مقاله خوبتون. آیا تلفظ ‘mark’ در این کالوکیشنها با تلفظ معمولی فرق داره یا فقط معنی فرق میکنه؟
سلام هادی آقا، ممنون از دقت شما! تلفظ کلمه ‘mark’ در تمام این کالوکیشنها همان تلفظ استاندارد /ˈmɑːrk/ است و تغییری نمیکند. تفاوت اصلی در معنا و کاربرد آن با کلمات همراهش (کالوکیشن) است که مفهوم جدیدی ایجاد میکند.
یه جا خوندم ‘mark my words’ هم هست، این هم جزو این دسته بندی میشه؟ یعنی به حرفم توجه کن؟
کالوکیشن ‘mark my words’ واقعاً جالبه و به معنی ‘حرفم یادت باشه’ یا ‘خواهید دید که درست میگویم’ است. درسته که ‘mark’ در اینجا هم به معنی ‘توجه کردن و به خاطر سپردن’ است، اما کمی با تمرکز مقاله که بیشتر روی ‘mark’ به عنوان نشانگر رویداد یا تاثیر هست، متفاوته. ولی بله، این هم یکی از کاربردهای جذاب ‘mark’ است!
میشه یه مقاله هم در مورد کالوکیشنهای کلمات دیگه مثل ‘take’ یا ‘get’ بنویسید؟ این نوع مقالات خیلی مفیده.
ممنون از پیشنهاد عالی شما، مینا خانم! حتماً این موضوع رو در برنامهریزیهای آیندهمون در نظر میگیریم. خوشحالیم که این قالب مقالات براتون کاربردی بوده.
مثالهای ‘leave its mark’ رو بیشتر توضیح میدید؟ مثلاً تو چه موقعیتهایی میشه استفاده کرد؟
‘Leave its mark’ همونطور که گفته شد، به معنی گذاشتن تأثیر عمیق و ماندگار است. میتونه برای اتفاقات تاریخی باشه: ‘The revolution left its mark on the country.’ (انقلاب تأثیر خود را بر کشور گذاشت) یا برای تأثیر یک شخص: ‘Her kindness left its mark on everyone she met.’ (مهربانی او بر هرکسی که ملاقات کرد تأثیر گذاشت) و حتی برای اتفاقات تلخ: ‘The accident left its mark on him.’ (تصادف بر او تأثیر روحی عمیقی گذاشت). امیدوارم این مثالها واضحترش کرده باشه.
واقعاً همیشه حس میکردم نیتیوها چطوری انقدر روان صحبت میکنن، این کالوکیشنها کلیدشه! ممنون که اینا رو آموزش میدید.
کالوکیشن ‘mark a turning point’ هم داریم؟
بله، کاملاً درسته! ‘Mark a turning point’ یک کالوکیشن بسیار رایج و مفید است که به معنی ‘نشاندهنده نقطه عطفی بودن’ یا ‘آغاز یک تغییر مهم’ است. مثلاً ‘The invention of the internet marked a turning point in human communication.’ (اختراع اینترنت نقطه عطفی در ارتباطات انسانی بود).
مقاله خیلی خوبی بود، مرسی.
فقط یه سوال، ‘mark’ به معنی ‘goal’ هم میشه؟ یا ‘target’؟
بله، در عباراتی مثل ‘hit the mark’ (به هدف زدن) یا ‘miss the mark’ (از هدف خارج شدن)، ‘mark’ به صورت انتزاعی به معنی ‘هدف’ یا ‘نقطه مطلوب’ است. دقیقاً منظور از آن هدفی است که باید به آن رسید.
پس اگه بخوام بگم این اتفاق تاثیر زیادی روم گذاشت، میتونم بگم ‘It marked me a lot’؟
نزدیک بودید! اما ‘It marked me a lot’ معمولاً استفاده نمیشود. برای بیان ‘این اتفاق تأثیر زیادی روی من گذاشت’، بهتر است از ‘It left a significant mark on me’ یا ‘It had a profound impact on me’ استفاده کنید. ‘Mark’ در اینجا به صورت فعلی و به این شکل مستقیم کمتر به کار میرود.
این مقاله رو به همه دوستام که دارن انگلیسی یاد میگیرن توصیه میکنم. واقعا کاربردیه.
آیا ‘mark a date’ با ‘remember a date’ فرق داره؟
سوال خوبی است، مریم خانم! ‘Remember a date’ یعنی به خاطر آوردن یک تاریخ. اما ‘mark a date’ به معنی مشخص کردن یا برجسته کردن یک تاریخ مهم است، اغلب برای جشن گرفتن یا اشاره به آن به عنوان یک رویداد خاص. مثلاً ‘We marked the date of our engagement on the calendar’ (تاریخ نامزدیمان را در تقویم مشخص کردیم) یا ‘This date marks a new beginning’ (این تاریخ آغاز جدیدی را نشان میدهد).
عالی بود، استفاده کردم.
این ‘leave its mark’ خیلی شبیه ‘رد پاشو گذاشتن’ تو فارسیه. جالبه!
بله دقیقاً! ‘رد پا گذاشتن’ معادل بسیار خوبی برای ‘leave its mark’ است، مخصوصاً وقتی صحبت از تأثیرات عمیق و ماندگار است. این شباهتها در زبانها واقعاً جالبه و به درک بهتر کمک میکنه.
چه جوری میتونم متوجه بشم که کدوم ‘mark’ رو باید استفاده کنم؟ یعنی کالوکیشن های ‘mark’ قانون خاصی دارن؟
سوال شما بسیار اساسی است، امید عزیز. بهترین راه برای یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشنها، قرار گرفتن در معرض زبان واقعی (خواندن، گوش دادن) و تمرین زیاد است. قانون خاصی به معنای گرامری وجود ندارد، اما با دیدن مثالهای زیاد در متنهای مختلف، رفتهرفته حس درستی نسبت به کاربرد هر کالوکیشن پیدا میکنید. تمرکز بر مفهوم کلی ‘نشانگر بودن’، ‘تاثیر گذاشتن’ یا ‘رسیدن به هدف’ که در مقاله توضیح دادیم، کمککننده است.
خیلی ممنون از این مقاله جامع. ‘mark’ چقدر معنی پنهان داشته که من نمیدونستم!
فکر میکنم ‘mark my words’ رو توی فیلم Harry Potter هم شنیده بودم. خیلی کاربردیه!
کاملاً درسته، بهنام عزیز! ‘Mark my words’ در ادبیات و مکالمات روزمره بسیار رایج است و فیلمها هم بستر خوبی برای شنیدن این اصطلاحات هستند. همین که کاربردش رو در محیط واقعی تشخیص دادید، نشاندهنده پیشرفت شماست!
آیا ‘mark’ میتونه معنی ‘تعیین کردن’ یا ‘مشخص کردن’ هم بده؟ مثلاً ‘mark a price’؟
بله، آتنا خانم! ‘Mark’ به معنی ‘تعیین کردن’ یا ‘مشخص کردن’ هم کاربرد دارد، مخصوصاً در مورد قیمتگذاری. مثلاً ‘The shop marked down the prices’ (فروشگاه قیمتها را کاهش داد) یا ‘The items were marked with their prices.’ (کالاها با قیمتشان مشخص شده بودند). این هم یکی دیگر از کاربردهای گسترده این کلمه است که به معنای ‘علامتگذاری’ برای اهداف خاص است.
بهترین بخش مقاله برای من، تفکیک کاربردهای ‘mark’ در موقعیتهای مختلف بود. قبلاً فقط ‘نمره’ رو میشناختم.