مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Manage در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل “manage” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که فراتر از معنای ساده «مدیریت کردن» می‌رود. درک و استفاده صحیح از کالوکیشن های Manage به شما کمک می‌کند تا روان‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنید و منظور خود را با دقت بیشتری انتقال دهید. بسیاری از زبان‌آموزان این فعل را صرفاً به اداره کردن یک شرکت یا تیم محدود می‌کنند، در حالی که این فعل در موقعیت‌های مختلفی از جمله غلبه بر مشکلات، موفقیت در انجام کارهای دشوار و سر و کله زدن با شرایط سخت نیز به کار می‌رود. با ما همراه باشید تا دنیای متنوع این همایندهای کاربردی را کشف کنیم.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Hardgainer”: چرا هرچی میخورم چاق نمیشم؟

درک دو معنای اصلی فعل Manage

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن‌ها برویم، ضروری است که دو کاربرد اصلی و متمایز فعل manage را درک کنیم. تقریباً تمام کالوکیشن های Manage زیرمجموعه‌ی یکی از این دو مفهوم اصلی قرار می‌گیرند.

۱. مدیریت کردن، کنترل کردن و سازماندهی کردن (To control or organize)

این همان معنای رایجی است که اکثر ما با آن آشنا هستیم. این کاربرد به معنای داشتن مسئولیت و کنترل بر روی یک سیستم، فرآیند، کسب‌وکار یا گروهی از افراد است. در این مفهوم، manage به معنای اداره کردن، گرداندن و سازماندهی امور است.

۲. موفق شدن در انجام کاری دشوار (To succeed in doing something difficult)

این کاربرد دوم، که اغلب برای زبان‌آموزان چالش‌برانگیزتر است، به معنای موفق شدن، از عهده برآمدن یا توانستن برای انجام کاری است که معمولاً سخت یا پیچیده است. در این حالت، اغلب ساختار manage to do something به کار می‌رود و حس غلبه بر یک مانع را منتقل می‌کند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:چرا “دستشویی” رفتن در انگلیسی اینقدر پیچیده است؟ (Loo, Restroom, WC)

کالوکیشن های Manage + اسم (Noun Collocations)

یکی از رایج‌ترین ساختارها، ترکیب فعل manage با اسم‌های مختلف است. این ترکیب‌ها معمولاً به معنای «مدیریت و کنترل» هستند. در اینجا لیستی از پرکاربردترین‌ها آورده شده است.

در محیط کار و کسب‌وکار

در زندگی شخصی و روزمره

📌 انتخاب هوشمند برای شما:رزولوشن 4K Native یا Upscaled؟ (دروغ کنسول‌ها)

کالوکیشن های Manage با قید (Adverb Collocations)

قیدها به ما کمک می‌کنند تا فعل manage را توصیف کنیم و بگوییم این مدیریت یا موفقیت چگونه انجام شده است. این قیدها می‌توانند نشان‌دهنده کیفیت عملکرد باشند.

قید (Adverb) مثال و ترجمه فارسی
Successfully / Well

She has successfully managed the transition to the new software.

او با موفقیت انتقال به نرم‌افزار جدید را مدیریت کرده است.

Effectively / Efficiently

We need a system that can effectively manage customer complaints.

ما به سیستمی نیاز داریم که بتواند به طور مؤثر شکایات مشتریان را مدیریت کند.

Properly / Competently

If the project isn’t properly managed, it will fail.

اگر پروژه به درستی مدیریت نشود، شکست خواهد خورد.

Badly / Poorly

The company was badly managed and went bankrupt.

شرکت به بدی مدیریت می‌شد و ورشکست شد.

Somehow

Don’t worry, we’ll somehow manage to finish on time.

نگران نباش، ما یک جوری موفق می‌شویم که سر وقت تمامش کنیم.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:سندروم “لهجه خارجی”: وقتی بعد از ضربه به سر، بریتیش میشی!

ساختار Manage to do something

همانطور که قبلاً اشاره شد، این ساختار برای بیان موفقیت در انجام کاری چالش‌برانگیز به کار می‌رود. فعل بعد از “to” همیشه به صورت ساده (infinitive) می‌آید. این یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Manage است.

مثال‌های کاربردی

نکته مهم: تفاوت بین “Could” و “Managed to”

گاهی زبان‌آموزان “could” و “managed to” را به جای هم استفاده می‌کنند. در حالی که هر دو به توانایی اشاره دارند، تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد:

مثال: He was a great swimmer. He could swim across the lake. (او شناگر ماهری بود. می‌توانست (توانایی کلی داشت) دریاچه را شنا کند.)

مثال: The boat sank, but he managed to swim to the shore. (قایق غرق شد، اما او موفق شد (در آن موقعیت خاص) تا ساحل شنا کند.)

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:عجله کار شیطان است (Haste makes waste)

عبارات و اصطلاحات رایج با Manage

علاوه بر کالوکیشن‌های مستقیم، فعل manage در برخی عبارات ثابت و اصطلاحی نیز به کار می‌رود که دانستن آنها بسیار مفید است.

۱. I can manage / We’ll manage

این عبارت به تنهایی به کار می‌رود و به این معناست که «من از پسش برمی‌آیم» یا «ما از پسش برمی‌آییم». معمولاً در پاسخ به پیشنهاد کمک یا در شرایطی که با کمبود چیزی مواجه هستید، استفاده می‌شود.

۲. Manage on / without something

این ساختار برای صحبت در مورد سر کردن یا زندگی کردن با منابع محدود (مثلاً پول کم) یا بدون چیزی خاص به کار می‌رود.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کالری‌های “Empty” vs “Nutrient Dense”

نتیجه‌گیری: چگونه از این کالوکیشن‌ها استفاده کنیم؟

فعل manage ابزاری قدرتمند در دایره واژگان انگلیسی شماست، به شرطی که بدانید چگونه از آن به درستی استفاده کنید. بهترین راه برای تسلط بر کالوکیشن های Manage، تمرین و تکرار است. سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید.

  1. به تفاوت دو معنای اصلی توجه کنید: همیشه از خود بپرسید که آیا منظور شما «کنترل و اداره کردن» است یا «موفق شدن در کاری سخت».
  2. کالوکیشن‌ها را به صورت یک واحد یاد بگیرید: به جای یادگیری کلمه “manage” به تنهایی، عباراتی مانند “manage time”، “manage a budget” یا “manage to finish” را به عنوان یک تکه (chunk) به خاطر بسپارید.
  3. به قیدها دقت کنید: استفاده از قیدهایی مانند “successfully”, “effectively” یا “poorly” به جمله شما دقت و ظرافت بیشتری می‌بخشد.
  4. تمرین کنید: برای هر کالوکیشن جدید، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت مطلب در ذهن شما کمک شایانی می‌کند.

با به کارگیری این نکات و کالوکیشن‌های معرفی‌شده در این مقاله، می‌توانید استفاده خود از فعل manage را به سطح بالاتری برسانید و مانند یک فرد انگلیسی‌زبان، طبیعی و روان صحبت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 806

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه فکر می‌کردم manage فقط برای مدیریت شرکت به کار میره. آیا عبارت manage to survive هم یک کالوکیشن رایج محسوب میشه؟

    1. خواهش می‌کنم امیررضای عزیز. بله دقیقاً! manage to survive یکی از همایندهای پرکاربرد است که به معنای «زنده ماندن در شرایط سخت» یا «جان سالم به در بردن» به کار می‌رود. به طور کلی ساختار manage to + verb برای نشان دادن موفقیت در انجام کاری سخت بسیار رایج است.

  2. تفاوت دقیق manage و handle در چیست؟ در بسیاری از جملات احساس می‌کنم هر دو را می‌توان به جای هم به کار برد.

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود سارا جان. manage معمولاً به جنبه‌های سازماندهی و برنامه‌ریزی اشاره دارد، در حالی که handle بیشتر روی کنترل کردن یک موقعیت یا فرد (به خصوص در لحظه) تمرکز دارد. مثلاً می‌گوییم manage a business اما handle a complaint.

  3. من توی فیلم Suits شنیدم که می‌گفتن manage expectations. این دقیقاً به چه معناست؟

    1. چه مثال عالی‌ای! manage expectations به معنای «مدیریت کردن انتظارات» است. یعنی به گونه‌ای رفتار کنیم یا اطلاعات بدهیم که دیگران بیش از حد یا کمتر از حد واقعیت از ما توقع نداشته باشند.

  4. آیا عبارت manage a team رسمی است یا در مکالمات دوستانه هم استفاده می‌شود؟

    1. این عبارت کاملاً خنثی (Neutral) است نیلوفر عزیز. یعنی هم در محیط‌های کاملاً رسمی کاری و هم در صحبت‌های روزمره درباره مسئولیت‌هایمان در یک گروه کوچک به کار می‌رود.

  5. بسیار کاربردی بود. لطفاً درباره کالوکیشن‌های مربوط به manage money هم بیشتر توضیح بدید.

    1. حتماً رضا جان. عبارت manage your finances یا manage your budget به معنای مدیریت دخل و خرج و برنامه‌ریزی مالی است که در دنیای بیزنس و زندگی شخصی بسیار کلیدی هستند.

  6. آیا قیدهایی مثل successfully هم با manage میان؟ مثلاً بگیم I successfully managed it؟

    1. بله، اما توجه داشته باشید که خودِ فعل manage در بطن خودش معنای موفقیت در انجام کار را دارد. استفاده از successfully برای تاکید بیشتر است و کاملاً صحیح می‌باشد.

    1. پویا جان، بخش آخر یا همان پسوند -able در اینجا به صورت /əbl/ (مَ-نِ-جِ-بُل) تلفظ می‌شود. استرس کلمه هم روی بخش اول یعنی /mæn/ است.

  7. بسیار عالی. جمله‌ی I can’t manage all this work به معنای «نمی‌تونم از پس این همه کار بربیام» درسته؟

  8. کالوکیشن manage to find خیلی کاربردیه. مثلا وقتی یه چیزی که گم شده رو پیدا می‌کنیم.

    1. دقیقا فرهاد عزیز. استفاده از manage در اینجا نشان می‌دهد که پیدا کردن آن وسیله ساده نبوده و شما برایش تلاش کرده‌اید.

    1. بله الناز جان. وقتی کسی در شرایط سختی است، با پرسیدن ?How do you manage از او می‌پرسیم که چطور با این شرایط کنار می‌آید یا چطور از پس زندگی‌اش بر می‌آید.

  9. من همیشه فکر می‌کردم برای مدیریت زمان فقط باید از control استفاده کرد، مرسی که manage your time رو یاد دادید.

    1. بله فرزانه عزیز. manage with به معنای «با چیزی سر کردن» است. مثلاً I can manage with a small car یعنی با یک ماشین کوچک هم کارم راه می‌افتد.

  10. لطفا درباره تفاوت manage to do و succeed in doing یک مقاله جداگانه بنویسید.

  11. عبارت manage a project در رزومه‌های کاری خیلی دیده میشه. ممنون از توضیحات دقیق.

  12. آیا کلمه management هم همین کالوکیشن‌ها رو داره یا کلاً فرق می‌کنه؟

    1. سوال خوبی است. management به عنوان اسم، کالوکیشن‌های خاص خودش را دارد مثل middle management یا time management. اما ریشه معنایی آنها به هم نزدیک است.

    1. دقیقاً تینا جان. وقتی کسی می‌خواهد به شما کمک کند و شما مودبانه رد می‌کنید و می‌گویید خودم انجامش می‌دهم، از I’ll manage استفاده می‌کنید.

  13. توی محیط آکادمیک کدوم کالوکیشن manage بیشتر استفاده میشه؟

    1. در متون آکادمیک، manage resources (مدیریت منابع) و manage data (مدیریت داده‌ها) بسیار پرکاربرد هستند.

  14. بسیار عالی بود. من همیشه در استفاده از manage برای شرایط سخت شک داشتم که با این مقاله برطرف شد.

    1. خوشحالیم که برایتان مفید بوده کامران عزیز. به کار بردن این فعل در مکالمات، شما را بسیار شبیه به نیتیوها نشان می‌دهد.

    1. شیرین عزیز، cope with بیشتر برای مقابله با فشارهای روانی و استرس به کار می‌رود، در حالی که manage طیف وسیع‌تری از سازماندهی تا موفقیت در کار را شامل می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *