- چطور میتوانم از فعل manage به شکلی طبیعی و مانند یک نیتیو استفاده کنم؟
- رایجترین کالوکیشن های Manage در محیط کار و زندگی روزمره کدامند؟
- آیا manage همیشه به معنای «مدیریت کردن» است یا کاربردهای دیگری هم دارد؟
- چه قیدها و اسمهایی معمولاً با فعل manage همراه میشوند تا معنای دقیقتری بسازند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل “manage” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که فراتر از معنای ساده «مدیریت کردن» میرود. درک و استفاده صحیح از کالوکیشن های Manage به شما کمک میکند تا روانتر و طبیعیتر صحبت کنید و منظور خود را با دقت بیشتری انتقال دهید. بسیاری از زبانآموزان این فعل را صرفاً به اداره کردن یک شرکت یا تیم محدود میکنند، در حالی که این فعل در موقعیتهای مختلفی از جمله غلبه بر مشکلات، موفقیت در انجام کارهای دشوار و سر و کله زدن با شرایط سخت نیز به کار میرود. با ما همراه باشید تا دنیای متنوع این همایندهای کاربردی را کشف کنیم.
درک دو معنای اصلی فعل Manage
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشنها برویم، ضروری است که دو کاربرد اصلی و متمایز فعل manage را درک کنیم. تقریباً تمام کالوکیشن های Manage زیرمجموعهی یکی از این دو مفهوم اصلی قرار میگیرند.
۱. مدیریت کردن، کنترل کردن و سازماندهی کردن (To control or organize)
این همان معنای رایجی است که اکثر ما با آن آشنا هستیم. این کاربرد به معنای داشتن مسئولیت و کنترل بر روی یک سیستم، فرآیند، کسبوکار یا گروهی از افراد است. در این مفهوم، manage به معنای اداره کردن، گرداندن و سازماندهی امور است.
- مثال: She manages a team of 20 employees. (او یک تیم ۲۰ نفره را مدیریت میکند.)
- مثال: You need to learn how to manage your time effectively. (باید یاد بگیری که زمانت را به طور مؤثر مدیریت کنی.)
۲. موفق شدن در انجام کاری دشوار (To succeed in doing something difficult)
این کاربرد دوم، که اغلب برای زبانآموزان چالشبرانگیزتر است، به معنای موفق شدن، از عهده برآمدن یا توانستن برای انجام کاری است که معمولاً سخت یا پیچیده است. در این حالت، اغلب ساختار manage to do something به کار میرود و حس غلبه بر یک مانع را منتقل میکند.
- مثال: Despite the traffic, we managed to get to the airport on time. (با وجود ترافیک، موفق شدیم بهموقع به فرودگاه برسیم.)
- مثال: How did you manage to fix the computer? I thought it was broken for good. (چطور موفق شدی کامپیوتر را تعمیر کنی؟ فکر میکردم برای همیشه خراب شده.)
کالوکیشن های Manage + اسم (Noun Collocations)
یکی از رایجترین ساختارها، ترکیب فعل manage با اسمهای مختلف است. این ترکیبها معمولاً به معنای «مدیریت و کنترل» هستند. در اینجا لیستی از پرکاربردترینها آورده شده است.
در محیط کار و کسبوکار
-
Manage a business/company/department: اداره کردن یک کسبوکار/شرکت/دپارتمان
مثال: He has successfully managed the family business for over a decade. (او بیش از یک دهه است که کسبوکار خانوادگی را با موفقیت اداره میکند.)
-
Manage a project/campaign: مدیریت کردن یک پروژه/کمپین
مثال: She was chosen to manage the new marketing campaign. (او برای مدیریت کمپین بازاریابی جدید انتخاب شد.)
-
Manage a team/staff: مدیریت کردن یک تیم/کارکنان
مثال: A good leader knows how to manage their staff with respect. (یک رهبر خوب میداند که چطور کارکنانش را با احترام مدیریت کند.)
-
Manage finances/a budget/accounts: مدیریت امور مالی/بودجه/حسابها
مثال: It’s crucial to manage your finances wisely to avoid debt. (مدیریت هوشمندانه امور مالی برای جلوگیری از بدهی بسیار مهم است.)
-
Manage resources/expectations: مدیریت منابع/توقعات
مثال: Project managers must manage resources efficiently. (مدیران پروژه باید منابع را به طور کارآمد مدیریت کنند.)
در زندگی شخصی و روزمره
-
Manage your time: مدیریت زمان
مثال: Students need to learn to manage their time between studies and social life. (دانشآموزان باید یاد بگیرند که زمان خود را بین درس و زندگی اجتماعی مدیریت کنند.)
-
Manage stress/emotions/anger: مدیریت استرس/احساسات/خشم
مثال: Exercise is a great way to manage stress. (ورزش یک راه عالی برای مدیریت استرس است.)
-
Manage a household: اداره کردن امور خانه
مثال: It’s a full-time job to manage a household with three children. (اداره کردن یک خانه با سه فرزند، یک کار تماموقت است.)
-
Manage a situation: مدیریت کردن یک موقعیت
مثال: The police were called to manage the situation. (پلیس برای مدیریت اوضاع فراخوانده شد.)
کالوکیشن های Manage با قید (Adverb Collocations)
قیدها به ما کمک میکنند تا فعل manage را توصیف کنیم و بگوییم این مدیریت یا موفقیت چگونه انجام شده است. این قیدها میتوانند نشاندهنده کیفیت عملکرد باشند.
| قید (Adverb) | مثال و ترجمه فارسی |
|---|---|
| Successfully / Well | She has successfully managed the transition to the new software. او با موفقیت انتقال به نرمافزار جدید را مدیریت کرده است. |
| Effectively / Efficiently | We need a system that can effectively manage customer complaints. ما به سیستمی نیاز داریم که بتواند به طور مؤثر شکایات مشتریان را مدیریت کند. |
| Properly / Competently | If the project isn’t properly managed, it will fail. اگر پروژه به درستی مدیریت نشود، شکست خواهد خورد. |
| Badly / Poorly | The company was badly managed and went bankrupt. شرکت به بدی مدیریت میشد و ورشکست شد. |
| Somehow | Don’t worry, we’ll somehow manage to finish on time. نگران نباش، ما یک جوری موفق میشویم که سر وقت تمامش کنیم. |
ساختار Manage to do something
همانطور که قبلاً اشاره شد، این ساختار برای بیان موفقیت در انجام کاری چالشبرانگیز به کار میرود. فعل بعد از “to” همیشه به صورت ساده (infinitive) میآید. این یکی از مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Manage است.
مثالهای کاربردی
-
Manage to escape: موفق به فرار شدن
مثال: The prisoner managed to escape by digging a tunnel. (زندانی با حفر یک تونل موفق به فرار شد.)
-
Manage to find: موفق به پیدا کردن شدن
مثال: I eventually managed to find my keys under the sofa. (بالاخره موفق شدم کلیدهایم را زیر مبل پیدا کنم.)
-
Manage to persuade: موفق به متقاعد کردن شدن
مثال: Did you manage to persuade him to join our team? (آیا موفق شدی او را برای پیوستن به تیم ما متقاعد کنی؟)
-
Manage to stay calm: موفق به حفظ آرامش شدن
مثال: Despite the insults, he managed to stay calm. (علیرغم توهینها، او موفق شد آرامش خود را حفظ کند.)
-
Manage to survive: موفق به زنده ماندن شدن
مثال: A small cat had somehow managed to survive the fire. (یک گربه کوچک به نوعی موفق شده بود از آتشسوزی جان سالم به در ببرد.)
نکته مهم: تفاوت بین “Could” و “Managed to”
گاهی زبانآموزان “could” و “managed to” را به جای هم استفاده میکنند. در حالی که هر دو به توانایی اشاره دارند، تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد:
- Could: به یک توانایی کلی در گذشته اشاره دارد، نه یک موفقیت در یک موقعیت خاص.
- Managed to: به موفقیت در انجام کاری در یک موقعیت خاص و معمولاً دشوار اشاره دارد.
مثال: He was a great swimmer. He could swim across the lake. (او شناگر ماهری بود. میتوانست (توانایی کلی داشت) دریاچه را شنا کند.)
مثال: The boat sank, but he managed to swim to the shore. (قایق غرق شد، اما او موفق شد (در آن موقعیت خاص) تا ساحل شنا کند.)
عبارات و اصطلاحات رایج با Manage
علاوه بر کالوکیشنهای مستقیم، فعل manage در برخی عبارات ثابت و اصطلاحی نیز به کار میرود که دانستن آنها بسیار مفید است.
۱. I can manage / We’ll manage
این عبارت به تنهایی به کار میرود و به این معناست که «من از پسش برمیآیم» یا «ما از پسش برمیآییم». معمولاً در پاسخ به پیشنهاد کمک یا در شرایطی که با کمبود چیزی مواجه هستید، استفاده میشود.
- “Need any help with those bags?” “No thanks, I can manage.”
- («برای آن کیفها کمک میخواهی؟» «نه ممنون، خودم از پسش برمیآیم.»)
- “We don’t have much money, but we’ll manage.”
- («پول زیادی نداریم، اما یک جوری سر میکنیم/از پسش برمیآییم.»)
۲. Manage on / without something
این ساختار برای صحبت در مورد سر کردن یا زندگی کردن با منابع محدود (مثلاً پول کم) یا بدون چیزی خاص به کار میرود.
-
Manage on a small salary: با حقوق کم سر کردن
مثال: It’s difficult to manage on such a low income. (سر کردن با چنین درآمد پایینی دشوار است.)
-
Manage without help: بدون کمک از عهده برآمدن
مثال: Do you think you can manage without me for a few days? (فکر میکنی میتوانی چند روز بدون من از پس کارها بربیایی؟)
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
فعل manage ابزاری قدرتمند در دایره واژگان انگلیسی شماست، به شرطی که بدانید چگونه از آن به درستی استفاده کنید. بهترین راه برای تسلط بر کالوکیشن های Manage، تمرین و تکرار است. سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید.
- به تفاوت دو معنای اصلی توجه کنید: همیشه از خود بپرسید که آیا منظور شما «کنترل و اداره کردن» است یا «موفق شدن در کاری سخت».
- کالوکیشنها را به صورت یک واحد یاد بگیرید: به جای یادگیری کلمه “manage” به تنهایی، عباراتی مانند “manage time”، “manage a budget” یا “manage to finish” را به عنوان یک تکه (chunk) به خاطر بسپارید.
- به قیدها دقت کنید: استفاده از قیدهایی مانند “successfully”, “effectively” یا “poorly” به جمله شما دقت و ظرافت بیشتری میبخشد.
- تمرین کنید: برای هر کالوکیشن جدید، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت مطلب در ذهن شما کمک شایانی میکند.
با به کارگیری این نکات و کالوکیشنهای معرفیشده در این مقاله، میتوانید استفاده خود از فعل manage را به سطح بالاتری برسانید و مانند یک فرد انگلیسیزبان، طبیعی و روان صحبت کنید.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه فکر میکردم manage فقط برای مدیریت شرکت به کار میره. آیا عبارت manage to survive هم یک کالوکیشن رایج محسوب میشه؟
خواهش میکنم امیررضای عزیز. بله دقیقاً! manage to survive یکی از همایندهای پرکاربرد است که به معنای «زنده ماندن در شرایط سخت» یا «جان سالم به در بردن» به کار میرود. به طور کلی ساختار manage to + verb برای نشان دادن موفقیت در انجام کاری سخت بسیار رایج است.
تفاوت دقیق manage و handle در چیست؟ در بسیاری از جملات احساس میکنم هر دو را میتوان به جای هم به کار برد.
سوال بسیار هوشمندانهای بود سارا جان. manage معمولاً به جنبههای سازماندهی و برنامهریزی اشاره دارد، در حالی که handle بیشتر روی کنترل کردن یک موقعیت یا فرد (به خصوص در لحظه) تمرکز دارد. مثلاً میگوییم manage a business اما handle a complaint.
من توی فیلم Suits شنیدم که میگفتن manage expectations. این دقیقاً به چه معناست؟
چه مثال عالیای! manage expectations به معنای «مدیریت کردن انتظارات» است. یعنی به گونهای رفتار کنیم یا اطلاعات بدهیم که دیگران بیش از حد یا کمتر از حد واقعیت از ما توقع نداشته باشند.
آیا عبارت manage a team رسمی است یا در مکالمات دوستانه هم استفاده میشود؟
این عبارت کاملاً خنثی (Neutral) است نیلوفر عزیز. یعنی هم در محیطهای کاملاً رسمی کاری و هم در صحبتهای روزمره درباره مسئولیتهایمان در یک گروه کوچک به کار میرود.
بسیار کاربردی بود. لطفاً درباره کالوکیشنهای مربوط به manage money هم بیشتر توضیح بدید.
حتماً رضا جان. عبارت manage your finances یا manage your budget به معنای مدیریت دخل و خرج و برنامهریزی مالی است که در دنیای بیزنس و زندگی شخصی بسیار کلیدی هستند.
آیا قیدهایی مثل successfully هم با manage میان؟ مثلاً بگیم I successfully managed it؟
بله، اما توجه داشته باشید که خودِ فعل manage در بطن خودش معنای موفقیت در انجام کار را دارد. استفاده از successfully برای تاکید بیشتر است و کاملاً صحیح میباشد.
من توی تلفظ کلمه manageable مشکل دارم. بخش آخرش چطور تلفظ میشه؟
پویا جان، بخش آخر یا همان پسوند -able در اینجا به صورت /əbl/ (مَ-نِ-جِ-بُل) تلفظ میشود. استرس کلمه هم روی بخش اول یعنی /mæn/ است.
بسیار عالی. جملهی I can’t manage all this work به معنای «نمیتونم از پس این همه کار بربیام» درسته؟
کالوکیشن manage to find خیلی کاربردیه. مثلا وقتی یه چیزی که گم شده رو پیدا میکنیم.
دقیقا فرهاد عزیز. استفاده از manage در اینجا نشان میدهد که پیدا کردن آن وسیله ساده نبوده و شما برایش تلاش کردهاید.
میشه بگیم How do you manage؟ به تنهایی منظورم هست.
بله الناز جان. وقتی کسی در شرایط سختی است، با پرسیدن ?How do you manage از او میپرسیم که چطور با این شرایط کنار میآید یا چطور از پس زندگیاش بر میآید.
من همیشه فکر میکردم برای مدیریت زمان فقط باید از control استفاده کرد، مرسی که manage your time رو یاد دادید.
آیا این فعل با حرف اضافه خاصی به کار میره؟ مثلا manage with؟
بله فرزانه عزیز. manage with به معنای «با چیزی سر کردن» است. مثلاً I can manage with a small car یعنی با یک ماشین کوچک هم کارم راه میافتد.
لطفا درباره تفاوت manage to do و succeed in doing یک مقاله جداگانه بنویسید.
عبارت manage a project در رزومههای کاری خیلی دیده میشه. ممنون از توضیحات دقیق.
آیا کلمه management هم همین کالوکیشنها رو داره یا کلاً فرق میکنه؟
سوال خوبی است. management به عنوان اسم، کالوکیشنهای خاص خودش را دارد مثل middle management یا time management. اما ریشه معنایی آنها به هم نزدیک است.
من شنیدم میگن I’ll manage. این یعنی خودم از پسش برمیام؟
دقیقاً تینا جان. وقتی کسی میخواهد به شما کمک کند و شما مودبانه رد میکنید و میگویید خودم انجامش میدهم، از I’ll manage استفاده میکنید.
توی محیط آکادمیک کدوم کالوکیشن manage بیشتر استفاده میشه؟
در متون آکادمیک، manage resources (مدیریت منابع) و manage data (مدیریت دادهها) بسیار پرکاربرد هستند.
آیا managed to get یک عبارت عامیانه است؟
بسیار عالی بود. من همیشه در استفاده از manage برای شرایط سخت شک داشتم که با این مقاله برطرف شد.
خوشحالیم که برایتان مفید بوده کامران عزیز. به کار بردن این فعل در مکالمات، شما را بسیار شبیه به نیتیوها نشان میدهد.
به جای manage can we use ‘cope with’ in all situations?
شیرین عزیز، cope with بیشتر برای مقابله با فشارهای روانی و استرس به کار میرود، در حالی که manage طیف وسیعتری از سازماندهی تا موفقیت در کار را شامل میشود.