- آیا میدانید چرا گاهی اوقات جملات انگلیسی شما برای یک فرد نیتیو، غیرطبیعی به نظر میرسد؟
- فرق دقیق بین فعلهای Make و Do چیست و چرا زبانآموزان همیشه با آن مشکل دارند؟
- کالوکیشن های Make چه هستند و چگونه میتوانند به روان شدن صحبت کردن شما کمک کنند؟
- آیا به دنبال لیستی جامع از پرکاربردترین عبارات و کالوکیشن های Make به همراه مثال و ترجمه هستید؟
در این مقاله جامع و کاربردی، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. ما به دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Make سفر میکنیم و به شما نشان میدهیم که چگونه با یادگیری این عبارات میتوانید انگلیسی خود را از سطح کتابی به سطح یک گفتگوی طبیعی و روان ارتقا دهید. یادگیری کالوکیشنها یکی از مهمترین رازهای صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان واقعی است و فعل Make به دلیل گستردگی کاربرد، نقطه شروعی عالی برای این مسیر است. با ما همراه باشید تا با دهها مثال و ترجمه، این مفهوم کلیدی را برای همیشه یاد بگیرید.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اینقدر مهم است؟
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Make برویم، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و ببینیم «کالوکیشن» اصلاً به چه معناست. به زبان ساده، کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این کلمات «یار» یکدیگر هستند و شنیدن آنها در کنار هم برای یک فرد نیتیو کاملاً عادی و درست به نظر میرسد.
برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن» یا «چای ساختن». با اینکه از نظر گرامری شاید جملات دیگر هم درست باشند، اما ترکیب «چای دم کردن» طبیعیترین و رایجترین حالت است. این دقیقاً همان مفهوم کالوکیشن است. در انگلیسی هم همینطور است. شما میگویید make a mistake (اشتباه کردن) و نه do a mistake. با اینکه do و make هر دو به معنی «انجام دادن» یا «درست کردن» هستند، اما تنها make با mistake یک زوج طبیعی را تشکیل میدهد.
یادگیری کالوکیشنها به چند دلیل حیاتی است:
- طبیعی صحبت کردن: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار روانتر و طبیعیتر به نظر برسد.
- افزایش سرعت و روانی: وقتی این ترکیبات را بلد باشید، مغز شما سریعتر کلمات مناسب را پیدا میکند و دیگر نیازی به فکر کردن برای پیدا کردن کلمه به کلمه ندارید.
- درک بهتر: با شناخت کالوکیشنها، درک شما از فیلمها، پادکستها و مکالمات واقعی به شدت افزایش مییابد.
تفاوت کلیدی بین Make و Do: کی و کجا استفاده کنیم؟
یکی از بزرگترین چالشهای زبانآموزان ایرانی، تشخیص تفاوت بین Make و Do است. هر دو فعل بسیار پرکاربرد هستند و اغلب به اشتباه به جای یکدیگر استفاده میشوند. به عنوان یک قانون کلی (که البته استثنا هم دارد)، میتوان اینطور گفت:
- Make: معمولاً برای خلق کردن، تولید کردن، ساختن یا ایجاد چیزی جدید که قبلاً وجود نداشته استفاده میشود. تمرکز بر روی نتیجه و محصول است.
- Do: معمولاً برای انجام دادن یک فعالیت، وظیفه، کار یا تکلیف استفاده میشود. تمرکز بر روی فرآیند و عمل است.
برای درک بهتر این موضوع، جدول زیر را با دقت بررسی کنید:
| فعل | کاربرد اصلی | مثالهای رایج (کالوکیشن) |
|---|---|---|
| Make | خلق کردن، ساختن، ایجاد نتیجه | make a cake, make a decision, make a noise, make money, make friends |
| Do | انجام دادن فعالیت، وظیفه | do homework, do the dishes, do business, do a favor, do exercise |
همانطور که میبینید، شما یک کیک را «خلق» میکنید (make a cake)، اما تکالیف مدرسه را «انجام» میدهید (do homework). با این حال، بهترین راه برای تسلط بر این تفاوت، یادگیری کالوکیشن های Make و Do به صورت جداگانه و با مثال است.
لیست جامع کالوکیشن های Make به همراه مثال و ترجمه
در این بخش، پرکاربردترین و مهمترین کالوکیشن های Make را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم تا یادگیری آنها برای شما سادهتر شود.
دسته اول: غذا و نوشیدنی (Food & Drink)
وقتی صحبت از تهیه و آماده کردن خوردنیها و نوشیدنیها میشود، تقریباً همیشه از فعل Make استفاده میکنیم.
-
make a cake/pizza/sandwich: کیک/پیتزا/ساندویچ درست کردن
مثال: She is going to make a cake for his birthday party.
ترجمه: او قصد دارد برای جشن تولدش یک کیک درست کند. -
make breakfast/lunch/dinner: صبحانه/ناهار/شام درست کردن
مثال: I’m too tired to make dinner tonight. Let’s order something.
ترجمه: من امشب برای شام درست کردن خیلی خستهام. بیا چیزی سفارش بدهیم. -
make a cup of tea/coffee: یک فنجان چای/قهوه درست کردن
مثال: Could you please make me a cup of coffee?
ترجمه: ممکن است لطفاً برای من یک فنجان قهوه درست کنی؟ -
make a reservation/booking: رزرو کردن (برای رستوران)
مثال: I’ll call the restaurant and make a reservation for two people.
ترجمه: من به رستوران زنگ میزنم و برای دو نفر رزرو میکنم.
دسته دوم: پول و کار (Money & Work)
در حوزه مالی و شغلی نیز کالوکیشن های Make بسیار رایج هستند و معنای ایجاد کردن ثروت یا پیشرفت را منتقل میکنند.
-
make money/a profit/a loss: پول درآوردن/سود کردن/ضرر کردن
مثال: He started a small business to make some extra money.
ترجمه: او یک کسبوکار کوچک راه انداخت تا کمی پول بیشتر دربیاورد. -
make a fortune: ثروت زیادی به دست آوردن
مثال: The company’s founder made a fortune in the tech industry.
ترجمه: بنیانگذار شرکت در صنعت تکنولوژی ثروت هنگفتی به دست آورد. -
make a living: امرار معاش کردن، گذران زندگی کردن
مثال: It’s difficult to make a living as an artist.
ترجمه: به عنوان یک هنرمند، امرار معاش کردن دشوار است. -
make a deal: معامله کردن، توافق کردن
مثال: After hours of negotiation, they finally made a deal.
ترجمه: پس از ساعتها مذاکره، آنها بالاخره یک معامله انجام دادند.
دسته سوم: روابط و ارتباطات (Relationships & Communication)
وقتی در مورد ایجاد یا توسعه روابط اجتماعی و ارتباطات صحبت میکنیم، فعل Make نقش کلیدی دارد.
-
make friends: دوست پیدا کردن
مثال: It was easy for her to make new friends when she moved to the city.
ترجمه: وقتی به شهر نقل مکان کرد، برایش آسان بود که دوستان جدیدی پیدا کند. -
make a phone call: تماس تلفنی گرفتن
مثال: I need to make an important phone call right now.
ترجمه: من باید همین الان یک تماس تلفنی مهم بگیرم. -
make a suggestion/comment: پیشنهاد دادن/نظر دادن
مثال: Can I make a suggestion? Let’s take a short break.
ترجمه: میتوانم یک پیشنهاد بدهم؟ بیایید یک استراحت کوتاه داشته باشیم. -
make a promise: قول دادن
مثال: If you make a promise, you should always try to keep it.
ترجمه: اگر قولی میدهی، باید همیشه سعی کنی به آن عمل کنی. -
make an excuse: بهانه آوردن
مثال: He was late again and tried to make an excuse about the traffic.
ترجمه: او دوباره دیر کرده بود و سعی کرد در مورد ترافیک بهانه بیاورد. -
make a complaint: شکایت کردن
مثال: The customer wanted to make a complaint about the poor service.
ترجمه: مشتری میخواست در مورد خدمات ضعیف شکایت کند.
دسته چهارم: تصمیمگیری و برنامهریزی (Plans & Decisions)
فرآیند فکر کردن و رسیدن به یک نتیجه، برنامه یا تصمیم نیز با فعل Make بیان میشود.
-
make a decision: تصمیم گرفتن
مثال: I have to make a very important decision by the end of the week.
ترجمه: من باید تا آخر هفته یک تصمیم بسیار مهم بگیرم. -
make a choice: انتخاب کردن
مثال: You have to make a choice between studying abroad or starting a job.
ترجمه: تو باید بین تحصیل در خارج از کشور یا شروع یک کار، انتخاب کنی. -
make a plan: برنامه ریختن
مثال: Let’s make a plan for our summer vacation.
ترجمه: بیا برای تعطیلات تابستانیمان یک برنامه بریزیم. -
make up your mind: تصمیم قطعی گرفتن، تکلیف خود را مشخص کردن
مثال: Please make up your mind. We don’t have all day!
ترجمه: لطفاً تصمیمت را بگیر. ما تمام روز وقت نداریم! -
make a list: لیست تهیه کردن
مثال: I always make a list before I go grocery shopping.
ترجمه: من همیشه قبل از اینکه به خرید مواد غذایی بروم، یک لیست تهیه میکنم.
دسته پنجم: عملکرد و تلاش (Effort & Progress)
این دسته از کالوکیشن های Make به تلاش، پیشرفت و ایجاد تغییرات مثبت اشاره دارند.
-
make a mistake: اشتباه کردن
مثال: Don’t worry if you make a mistake. Everyone does.
ترجمه: نگران نباش اگر اشتباه کردی. همه اشتباه میکنند. -
make an effort: تلاش کردن
مثال: You need to make more of an effort if you want to pass the exam.
ترجمه: اگر میخواهی در امتحان قبول شوی، باید تلاش بیشتری بکنی. -
make progress: پیشرفت کردن
مثال: She is making great progress with her English.
ترجمه: او دارد در زبان انگلیسیاش پیشرفت بسیار خوبی میکند. -
make a difference: تفاوت ایجاد کردن، تأثیر مثبت گذاشتن
مثال: Volunteering in your community can really make a difference.
ترجمه: کار داوطلبانه در جامعهتان واقعاً میتواند تفاوت ایجاد کند. -
make sure: مطمئن شدن، اطمینان حاصل کردن
مثال: Please make sure you’ve locked the door before you leave.
ترجمه: لطفاً قبل از رفتن مطمئن شو که در را قفل کردهای.
نتیجهگیری: چگونه کالوکیشن های Make را به حافظه بسپاریم؟
همانطور که مشاهده کردید، فعل Make در زبان انگلیسی بسیار قدرتمند و پرکاربرد است. یادگیری کالوکیشن های Make نه تنها به شما کمک میکند تا از اشتباهات رایج (مانند استفاده از Do به جای Make) پرهیز کنید، بلکه باعث میشود گفتار شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.
اما چگونه این همه عبارت را به خاطر بسپاریم؟ در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- یادگیری در قالب جمله: هرگز یک کالوکیشن را به تنهایی حفظ نکنید. همیشه آن را در یک جمله کامل و معنادار یاد بگیرید. این کار به مغز شما کمک میکند تا کاربرد آن را بهتر درک کند.
- دفترچه یادداشت مخصوص کالوکیشن: یک بخش از دفترچه خود را به کالوکیشن های Make اختصاص دهید. هر بار که به مورد جدیدی برخوردید، آن را با مثال و ترجمه یادداشت کنید.
- تمرین و تکرار فعال: سعی کنید در مکالمات و نوشتههای خود به طور آگاهانه از این عبارات استفاده کنید. برای مثال، به جای گفتن “I decided”، بگویید “I made a decision“.
- توجه در حین تماشای فیلم و خواندن متن: از این به بعد، وقتی فیلم میبینید یا کتاب میخوانید، به فعل Make و کلماتی که همراه آن میآیند دقت کنید. این کار به شما کمک میکند تا کاربردهای جدیدی را کشف کنید.
تسلط بر کالوکیشن های Make یک شبه اتفاق نمیافتد، اما با تمرین مداوم و توجه به جزئیات، شما میتوانید این مهارت کلیدی را در خود پرورش دهید و یک گام بزرگ به سمت روان صحبت کردن در زبان انگلیسی بردارید.




خیلی ممنون بابت این مقاله عالی. همیشه فرق Make a choice و Do a choice رو قاطی میکردم، الان دیگه برام جا افتاد که انتخاب کردن همیشه با Make میاد.
خوشحالیم که براتون مفید بوده سارا جان. دقیقا همینطوره؛ یادگیری کالوکیشنها باعث میشه جملات شما از حالت ترجمه کلمه به کلمه خارج بشه و کاملا نیتیو به نظر برسه.
ببخشید، عبارت make a difference توی جملات رسمی و آکادمیک هم کاربرد داره یا فقط برای مکالمهست؟
سوال بسیار خوبی بود علی عزیز. این عبارت هم در مکالمات روزمره و هم در متون کاملا رسمی و آکادمیک (مثل رایتینگ آیلتس) بسیار پرکاربرد و حرفهای هست.
من توی یه فیلم شنیدم یکی به اون یکی گفت Don’t make a scene. منظورش دقیقاً چی بود؟ یعنی صحنه درست نکن؟
نیلوفر جان، اصطلاح Make a scene یعنی «معرکه راه انداختن» یا «در جمع آبروریزی کردن». در واقع وقتی کسی در محیط عمومی شروع به داد و بیداد میکنه از این عبارت استفاده میکنیم.
یه سوال فنی، ما میگیم Make an excuse یا Do an excuse؟ برای بهانه آوردن کدوم فعل درستتره؟
رضا جان، همیشه از Make an excuse استفاده میکنیم. استفاده از فعل Do برای این کلمه کاملا اشتباهه و برای گوش یک انگلیسیزبان خیلی غیرطبیعی میاد.
واقعا یادگیری کالوکیشنها از گرامر خشک و خالی مهمتره. من همیشه میگفتم Do a phone call که الان با خوندن این لیست فهمیدم باید از Make استفاده کنم.
آیا Make progress با Do progress فرق داره یا اصلا چیزی به اسم Do progress توی انگلیسی نداریم؟
حامد جان، ما اصلاً عبارتی به اسم Do progress نداریم. پیشرفت کردن در زبان انگلیسی یک کالوکیشن ثابت با فعل Make هست: Make progress.
مرسی بابت این لیست. برای ‘تختخواب رو مرتب کردن’ هم از Make استفاده میشه؟ مثل Make the bed؟
بله مهسا جان، دقیقا! عبارت Make the bed به معنی مرتب کردن رختخواب یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهای روزمره با این فعل هست.
من شنیدم نیتیوها میگن Make ends meet. اینم جزو کالوکیشنهای Make هست یا اصطلاحه؟ معنی دقیقش چی میشه؟
سوال هوشمندانهای بود آرش! این در واقع یک Idiom (اصطلاح) هست که فعل اصلیش Make هست و به معنی «با درآمد کم ساختن» یا «از پس مخارج زندگی برآمدن» به کار میره.
ممنون از مطالب کاربردیتون. ای کاش برای فعل Do هم یه مقاله به همین شکل بذارید چون تشخیص این دو تا از هم واقعا سخته.
تفاوت Make a noise و Do a noise چیه؟ من توی بعضی کتابهای قدیمی Do هم دیدم انگار.
امید جان، در انگلیسی مدرن و استاندارد، برای سر و صدا کردن فقط از فعل Make استفاده میکنیم (Make a noise). فعل Do در این مورد کاربردی نداره.
من همیشه فکر میکردم برای پول درآوردن باید بگیم Get money، ولی انگار Make money رایجتره، درسته؟
دقیقاً الهام جان. Make money رایجترین راه برای گفتن «پول درآوردن» از طریق کسب و کار هست. البته Earn money هم برای حقوق و درآمد حاصل از کار استفاده میشه.
میشه بگید Make sense دقیقا کِی استفاده میشه؟ من معنیش رو به فارسی متوجه نمیشم.
پوریا جان وقتی چیزی منطقی به نظر برسه، معقول باشه یا قابل فهم باشه، میگیم It makes sense. مثلا: Your explanation makes sense (توضیحت منطقی و قابل فهمه).
این لیست عالی بود. من برای آزمون اسپیکینگ آیلتس واقعا به این کالوکیشنها نیاز داشتم تا نمرهام بالاتر بره. خسته نباشید.
به نظر من سختترین بخش اینه که بدونیم کدوم اسم با Make میاد و کدوم با Do. قانون کلی نداره؟
نوید عزیز، قانون ۱۰۰ درصدی وجود نداره اما معمولا Make برای «خلق کردن یا ساختن» چیزیه که قبلا نبوده، و Do بیشتر برای «انجام وظایف، فعالیتها و کارها» استفاده میشه. اما بهترین راه، یادگیری همین ترکیبهای ثابت هست.
عبارت Make an impression چه معنیای میده؟ مثلا توی محیط کاری کاربرد داره؟
الناز جان یعنی «تاثیر گذاشتن» یا «ایجاد ذهنیت مثبت». مثلا: Make a good impression on the boss یعنی تاثیر خوبی روی رئیس گذاشتن.
من توی آهنگها زیاد شنیدم میگن I finally made it. این همون «موفق شدن» هست؟
بله امیر جان، یکی از معانی بسیار رایج Make it در زبان عامیانه، رسیدن به موفقیت بزرگ یا رسیدن به یک هدف دشوار هست.
آیا Make a comment همون معنی Leave a comment رو میده؟ یعنی میتونیم به جای هم استفاده کنیم؟
مرسی از سایت خوبتون. من تازه با مفهوم Collocation آشنا شدم و واقعا دیدم رو به یادگیری لغت عوض کرد. قبلا فقط تککلمه حفظ میکردم.
کیوان عزیز، این بزرگترین قدم در یادگیری زبانه. حفظ کردن لغت به تنهایی کافی نیست، باید بدونید اون لغت با چه کلمات دیگهای همنشینی (Collocation) داره.
برای «اشتباه کردن» بالاخره کدوم درسته؟ من توی کلاس زبان شنیدم معلممون گفت Do a mistake غلطه.
نگین جان کاملا درسته. این یکی از کلاسیکترین اشتباهات فارسیزبانهاست. حتما به خاطر بسپارید: Make a mistake.
برای «غذا پختن» فرقی هست بین Make dinner و Cook dinner؟ کدومش متداولتره؟
هر دو درست هستن فرهاد عزیز. Cook dinner بیشتر به فرآیند پخت و پز اشاره داره، اما Make dinner کمی کلیتره و میتونه شامل آماده کردن ساندویچ یا چیدن میز هم بشه.