- آیا تا به حال شده بخواهید بگویید «یک مشکل بزرگ»، اما حس کنید کلمه Big برای آن موقعیت کمی ساده یا غیرحرفهای است؟
- آیا میدانید چرا در متون آکادمیک و خبری به جای کلمات معمولی، از کالوکیشن های Major استفاده میشود؟
- آیا میخواهید بدانید چرا برخی ترکیبها با کلمه Major برای بومیزبانها طبیعی (Natural) به نظر میرسند، اما ترکیبهای ابداعی ما برای آنها غریب است؟
- آیا در تشخیص تفاوت معنایی Major در جملات مختلف دچار تردید میشوید؟
یادگیری لغات به تنهایی نیمی از راه است؛ نیمه دوم و مهمتر، یادگیری «همآیی» یا همان Collocation است. در این مقاله جامع، ما به بررسی دقیق کالوکیشن های Major میپردازیم و این مفهوم را به شکلی ساده و کاربردی باز میکنیم تا دیگر هرگز در استفاده از این کلمه قدرتمند دچار اشتباه نشوید و سطح زبان خود را به سطوح پیشرفته (C1/C2) نزدیک کنید.
| نوع ترکیب (Collocation) | مثال کاربردی | معادل فارسی |
|---|---|---|
| Major + Problem/Issue | A major issue in the city. | یک مشکل/موضوع اصلی و اساسی |
| Major + Breakthrough | A major breakthrough in cancer research. | یک پیشرفت بزرگ و چشمگیر |
| Play a Major Role | Technology plays a major role in our lives. | نقش بسیار مهمی ایفا کردن |
| Major + Surgery/Operation | He underwent major surgery yesterday. | عمل جراحی سنگین و حساس |
چرا یادگیری کالوکیشن های Major برای شما حیاتی است؟
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، کلمه Major فقط یک صفت ساده به معنای «بزرگ» نیست. این کلمه در ذهن یک بومیزبان، بار معنایی «اهمیت»، «تأثیرگذاری» و «جدیت» را حمل میکند. وقتی شما به جای کلمه Big از Major استفاده میکنید، در واقع دارید سیگنال میدهید که تسلط بالایی بر ظرافتهای زبان انگلیسی دارید.
بسیاری از زبانآموزان دچار «اضطراب زبانی» میشوند چون میترسند کلمات را اشتباه در کنار هم قرار دهند. یادگیری کالوکیشن های Major به شما این اعتمادبهنفس را میدهد که بدانید کدام اسمها همیشه با این صفت همراه میشوند. این کار باعث میشود پردازش مغزی شما هنگام صحبت کردن سریعتر شود، چون شما عبارات را به صورت «بستههای آماده» (Chunks) از حافظه بازیابی میکنید، نه به صورت تککلمه.
دسته اول: کالوکیشنهای صفت Major با اسمها (Major + Noun)
این رایجترین شکل استفاده از این کلمه است. در اینجا کلمه Major به معنای اصلی، مهم، بزرگ یا شدید است. بیایید این موارد را در دستهبندیهای موضوعی بررسی کنیم:
۱. مسائل و مشکلات (Problems & Issues)
در فضای کاری و آکادمیک، برای بیان بزرگی یک مشکل، کلمه Major بهترین انتخاب است.
- Major problem: مشکل اساسی
- Major concern: نگرانی اصلی
- Major challenge: چالش بزرگ
- Major setback: شکست یا مانع بزرگ در مسیر پیشرفت
مثال: The lack of funding is a major setback for the project. (کمبود بودجه یک مانع بزرگ برای پروژه است.)
۲. تغییرات و پیشرفتها (Changes & Developments)
وقتی چیزی به طور قابل توجهی تغییر میکند یا پیشرفت بزرگی حاصل میشود:
- Major change: تغییر اساسی
- Major impact: تأثیر بزرگ
- Major breakthrough: موفقیت یا پیشرفت غیرمنتظره و بزرگ
- Major reform: اصلاحات اساسی (مثلاً در سیاست یا آموزش)
۳. حوادث و وقایع (Events & Incidents)
- Major event: رویداد مهم
- Major accident: تصادف شدید
- Major disaster: فاجعه بزرگ
- Major incident: حادثه جدی
۴. پزشکی و سلامت (Medical Context)
در دنیای پزشکی، Major برای تفکیک موارد حیاتی از موارد جزئی (Minor) به کار میرود.
- Major surgery: جراحی سنگین (مثل قلب)
- Major illness: بیماری سخت و جدی
- Major injury: جراحت شدید
دسته دوم: فعلهایی که با Major میآیند (Verb + Major)
گاهی اوقات کلمه Major بخشی از مفعول جمله است و با فعلهای خاصی ترکیبهای ثابت میسازد. رایجترین فرمول آن به صورت زیر است:
Verb + a Major + Noun
- Play a major role/part: نقش کلیدی داشتن در چیزی.
- Have a major effect/impact: تأثیر بسزایی داشتن.
- Undergo major surgery/changes: تحتِ عمل جراحی سنگین یا تغییرات بزرگ قرار گرفتن.
- Make a major contribution: کمک یا مشارکت بزرگی انجام دادن.
تفاوتهای لهجهای و کاربردی: US در مقابل UK
از منظر زبانشناسی، کلمه Major در انگلیسی آمریکایی (US) یک کاربرد بسیار رایج به عنوان «اسم» دارد که در انگلیسی بریتانیایی (UK) کمتر به این شکل دیده میشود یا با کلمات دیگری جایگزین میشود.
در آمریکا، Major به معنای «رشته تحصیلی اصلی» در دانشگاه است:
- What is your major? (رشته تحصیلی شما چیست؟)
- I am a History major. (من دانشجوی رشته تاریخ هستم.)
- To major in [Subject]: در یک رشته تحصیل کردن. (مثلاً: I majored in Physics.)
در مقابل، در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از واژه Subject یا عبارت Read برای تحصیل در یک رشته استفاده میشود (هرچند امروزه به دلیل تأثیر رسانههای آمریکا، Major در بریتانیا نیز کاملاً درک میشود).
فرمولهای کاربردی برای جملهسازی
برای اینکه بتوانید به درستی از کالوکیشن های Major استفاده کنید، این الگوها را به خاطر بسپارید:
- Subject + Verb + a major + Noun:
مثال: Regular exercise plays a major role in mental health. - There is/are + a major + Noun + in/of…:
مثال: There has been a major increase in fuel prices. - Subject + Major in + [Subject Name] (Academic):
مثال: She decided to major in Computer Science.
مقایسه صحیح و اشتباه (Common Errors)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترجمه مستقیم از زبان مادری، اشتباهات زیر را مرتکب میشوند:
| ❌ اشتباه (Incorrect) | ✅ درست (Correct) | توضیح |
|---|---|---|
| He had a big surgery. | He had major surgery. | در اصطلاحات پزشکی برای جراحیهای سنگین همیشه از Major استفاده میشود. |
| A heavy breakthrough. | A major breakthrough. | کلمه Breakthrough با Major همآیی دارد، نه Heavy. |
| I am studying major Biology. | I am majoring in Biology. | بعد از فعل Major باید از حرف اضافه In استفاده کرد. |
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
اشتباه ۱: تصور اینکه Major همیشه به معنای «خیلی بزرگ» است.
در واقع، Major بیشتر بر روی «اهمیت» و «تأثیر» تمرکز دارد. یک Major problem ممکن است از نظر فیزیکی بزرگ نباشد، اما تأثیر مخربی بر کل سیستم بگذارد.
اشتباه ۲: استفاده از Very قبل از Major.
عبارت “Very major” از نظر گرامری غلط نیست اما برای بومیزبانها کمی تکراری (Redundant) به نظر میرسد، زیرا خود کلمه Major معنای شدت را در خود دارد. بهتر است از کلماتی مثل Truly major یا Potentially major استفاده کنید.
اشتباه ۳: نادیده گرفتن کلمه Minor.
برای یادگیری بهتر، همیشه متضاد کالوکیشن های Major را هم یاد بگیرید. تقریباً برای هر ترکیبی با Major، یک ترکیب با Minor (جزئی) وجود دارد. (مثلاً: Minor injury در مقابل Major injury).
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا میتوانم به جای Major از Important استفاده کنم؟
بله، در بسیاری از مواقع هممعنی هستند، اما Major رسمیتر است و نشاندهنده مقیاس و اندازه (Scale) بزرگتر است. در گزارشهای خبری و مقالات دانشگاهی، Major ترجیح داده میشود.
۲. تفاوت Major و Main چیست؟
کلمه Main بیشتر به معنای «اصلیترین» در میان چند گزینه است (مثل Main course در غذا). کلمه Major به اهمیت و بزرگیِ خودِ پدیده اشاره دارد. گاهی این دو جایگزین هم میشوند، اما Major بار معنایی سنگینتری دارد.
۳. آیا Major به عنوان فعل هم استفاده میشود؟
بله، همانطور که گفته شد، در انگلیسی آمریکایی به معنای تحصیل کردن در یک رشته خاص است: I majored in Psychology.
۴. آیا Major برای توصیف افراد هم به کار میرود؟
بله، به عنوان اسم (Noun) میتواند به معنای رتبه «سرگرد» در ارتش باشد. همچنین به صورت غیررسمی برای اشاره به شخصیتهای مهم در یک صنعت استفاده میشود (مثل: The majors در صنعت موسیقی).
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Major گامی بلند برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به سطح پیشرفته در زبان انگلیسی است. به یاد داشته باشید که زبان، مجموعهای از کلمات جداگانه نیست، بلکه شبکهای از همآییهاست. با استفاده از ترکیبهایی مثل Major breakthrough یا Major concern، کلام شما دقیقتر، حرفهایتر و متقاعدکنندهتر خواهد بود.
نگران نباشید اگر در ابتدا همه این ترکیبات را به خاطر نمیآورید. بهترین استراتژی این است که هر هفته دو یا سه مورد از این کالوکیشنها را انتخاب کرده و در مکالمات یا نوشتههای خود به کار ببرید. با تکرار و مواجهه مداوم در متون انگلیسی، این کلمات به بخشی جداییناپذیر از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد. یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مسابقه؛ پس با لذت به یادگیری ادامه دهید!




مقاله خیلی عالی بود، واقعاً به کالوکیشن نیاز داشتم. همیشه بین Big و Major برای ‘مشکل بزرگ’ گیر میکردم. پس A major issue خیلی طبیعیتره؟
بله سارا خانم، دقیقاً همینطوره. ‘A major issue’ حس حرفهایتر و رسمیتری دارد و در بافتهای خبری و آکادمیک بسیار رایجتر است، در حالی که ‘A big issue’ بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد دارد و میتواند کمی سادهتر به نظر برسد.
ممنون از توضیحات کاملتون. اگه میشه چند تا مثال دیگه برای ‘Major setback’ یا ‘Major challenge’ هم بذارید خیلی عالی میشه.
خواهش میکنم علی آقا. حتماً! ‘A major setback’ یعنی یک عقبگرد یا شکست بزرگ، مثلاً ‘The project faced a major setback due to funding cuts.’ و ‘A major challenge’ هم یعنی یک چالش بزرگ، مثل ‘Learning a new language is a major challenge for many.’ امیدواریم این مثالها مفید باشند.
من این رو توی فیلم ‘Interstellar’ شنیده بودم که میگفتن ‘a major discovery’. همیشه فکر میکردم چرا نمیگن ‘a big discovery’. الان کامل متوجه شدم. ممنون از مطلب خوبتون.
چه خوب که تونستید ارتباط برقرار کنید نیما! ‘A major discovery’ یک کالوکیشن بسیار رایج و قوی است که حس اهمیت و مقیاس بزرگتری را منتقل میکند. این مثال شما گویای قدرت کالوکیشنها در بیان دقیقتر و طبیعیتر منظور است.
برای استفاده از Major در مکالمات روزمره هم میشه استفاده کرد یا بیشتر برای متنهای رسمی و آکادمیکه؟ مثلاً میتونم بگم ‘I have a major headache’?
فاطمه خانم، سوال خیلی خوبی پرسیدید. بله، میتوانید ‘I have a major headache’ بگویید و کاملاً هم طبیعی است، به معنای سردرد بسیار شدید. ‘Major’ در مکالمات روزمره هم کاربرد دارد، مخصوصاً وقتی بخواهیم روی اهمیت یا شدت چیزی تأکید کنیم، اما کاربرد آن در متون رسمی و آکادمیک به دلیل بار معنایی قویتر و دقیقترش بیشتر است.
آیا ‘Major’ با ‘Significant’ کاملاً مترادف هستن توی این کالوکیشنها؟ مثلاً میتونیم بگیم ‘a significant issue’ به جای ‘a major issue’?
رضا جان، سؤال عالیای مطرح کردید. ‘Major’ و ‘Significant’ هر دو به معنای ‘مهم’ یا ‘قابل توجه’ هستند و در بسیاری از موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند، مانند ‘a major issue’ و ‘a significant issue’. با این حال، ‘Major’ اغلب به چیزی اشاره دارد که در مقیاس بزرگتر، اساسیتر یا دارای تأثیر گستردهتری است. ‘Significant’ ممکن است بیشتر بر روی ‘اهمیت’ و ‘قابل توجه بودن’ تأکید کند، حتی اگر مقیاس آن لزوماً ‘بزرگ’ نباشد. تفاوتهای ظریفی دارند که با مطالعه بیشتر و قرار گرفتن در معرض زبان، بیشتر درک خواهید کرد.
ممنون از مقاله فوقالعاده کاربردیتون. دقیقاً دنبال همین مباحث بودم. دستتون درد نکنه.
اگه بخوام بگم ‘یک تغییر بزرگ’ میشه گفت ‘a major change’? یا ‘a big change’ طبیعیتره؟
امیر عزیز، ‘A major change’ یک کالوکیشن کاملاً صحیح و رایج است و به معنای یک تغییر اساسی و مهم است. این ترکیب نسبت به ‘a big change’ که بیشتر جنبه توصیفی دارد، حرفهایتر و قویتر است، مخصوصاً در متونی که نیاز به تأکید بر اهمیت تغییر باشد. انتخاب بین این دو بستگی به بافت و میزان رسمی بودن مکالمه یا متن شما دارد.
این کلمه ‘Major’ فقط صفت هست یا کاربردهای دیگه هم داره؟ مثلاً به عنوان اسم شنیدم میگن ‘What’s your major?’ اینجا هم همین معنی رو میده؟
سؤال هوشمندانهای پرسیدید سمیرا! در این مقاله ما روی ‘Major’ به عنوان صفت تمرکز کردیم. اما بله، ‘Major’ میتواند به عنوان اسم هم استفاده شود، مثلاً در ‘What’s your major?’ به معنای رشته تحصیلی اصلی در دانشگاه است. همچنین به عنوان درجه نظامی (سرگرد) هم کاربرد دارد. اما این معانی متفاوت از کاربرد آن در کالوکیشنهایی است که در این مقاله بررسی کردیم.
راست میگید، همیشه حس میکردم یه چیزی توی جملاتم کمه تا سطح بالاتر به نظر برسه. این کالوکیشنها دقیقاً همون چیزیه که برای رسیدن به سطح C1/C2 لازم دارم. مرسی از مطلب روشنگرتون.
خوشحالیم که این مقاله برای شما مفید بوده کیان عزیز. بله، استفاده صحیح از کالوکیشنها یکی از نشانههای اصلی تسلط بر زبان انگلیسی در سطوح پیشرفته است و نشان میدهد که شما نه تنها معنی لغات را میدانید، بلکه با نحوه ‘همنشینی’ طبیعی آنها در زبان بومی نیز آشنایی دارید.
ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه ‘Major’ چطوریه؟ آیا ‘مِیجِر’ صحیحه؟
بله سپیده خانم، تلفظ ‘Major’ دقیقاً ‘مِیجِر’ ( /ˈmeɪdʒər/ ) صحیح است. برای اطمینان بیشتر همیشه میتوانید از دیکشنریهای آنلاین با قابلیت تلفظ صوتی استفاده کنید.
من عاشق این نوع مقالاتم که فقط لغت یاد نمیدن، نحوه استفاده صحیح رو هم آموزش میدن. همیشه فکر میکردم چرا بعضی وقتا ‘big role’ یه جوریه. الان ‘play a major role’ رو فهمیدم. عالی بود.
در زمینه پزشکی هم این ‘Major’ کاربرد داره؟ مثلاً ‘major disease’?
بله بهرام عزیز، در زمینه پزشکی هم بسیار رایج است. مثلاً ‘major surgery’ (عمل جراحی بزرگ/اصلی) که در مقاله هم اشاره شد. یا ‘a major illness’ (یک بیماری جدی/اصلی). ‘Major disease’ هم قابل استفاده است، اما ‘major illness’ یا ‘serious disease’ بیشتر رایج است.
مطالب شما همیشه بهترین و کاربردی ترینهاست. مرسی که زبان انگلیسی رو اینقدر جذاب آموزش میدید.
آیا ‘Major’ همیشه بار معنایی مثبت یا خنثی داره؟ یا میشه برای چیزای منفی هم استفاده کرد؟ مثلاً ‘a major disaster’?
آرش جان، سؤال بسیار خوبی پرسیدید. ‘Major’ میتواند هم برای اتفاقات مثبت و هم منفی به کار رود. بله، ‘a major disaster’ (یک فاجعه بزرگ/عمده)، ‘a major problem’ (یک مشکل اساسی)، یا ‘a major accident’ (یک حادثه بزرگ) کاملاً صحیح و رایج هستند و بار معنایی منفی دارند. Major فقط به ‘اندازه’ یا ‘اهمیت’ چیزی اشاره دارد، نه لزوماً ‘خوب’ یا ‘بد’ بودن آن.
واقعاً سطح مقالاتتون بالاست و کمک میکنه که مثل یه نیتیو صحبت کنیم. دیگه باید بیشتر کالوکیشن یاد بگیرم.
اگر بخوام بگم ‘اون یه تأثیر بزرگ روی زندگی من داشت’ میشه ‘He had a major impact on my life’?
بله پرهام عزیز، ‘He had a major impact on my life’ یک جمله کاملاً صحیح و بسیار طبیعی است. ‘Major impact’ یک کالوکیشن عالی برای تأثیر بزرگ و مهم است. احسنت به شما!