- چطور میتوانم از کلمه Low در جمله استفاده کنم تا طبیعی و حرفهای به نظر برسم؟
- کالوکیشن های Low در زبان انگلیسی کدامند و چه معنایی دارند؟
- آیا Low فقط به معنای «کم» یا «پایین» است یا در ترکیب با کلمات دیگر معانی جدیدی پیدا میکند؟
- چگونه با یادگیری همایندهای Low، دایره لغات و تسلط خود را بر زبان انگلیسی افزایش دهم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Low در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. بسیاری از زبانآموزان کلمه «Low» را تنها با معنی «پایین» یا «کم» میشناسند، اما قدرت واقعی این کلمه در ترکیب با سایر کلمات آشکار میشود. یادگیری این همایندها (Collocations) به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی صحبت کنید، مفاهیم را با دقت بیشتری منتقل نمایید و از ساختارهای تکراری و ساده فراتر بروید. با ما همراه باشید تا مجموعهای از کاربردیترین و مهمترین کالوکیشنهای Low را به همراه مثالهای واضح و ترجمه فارسی بررسی کنیم.
درک عمیق کالوکیشن (Collocation) در زبان انگلیسی
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Low برویم، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به معنای همنشینی یا همآیی کلمات است. به عبارت سادهتر، کلماتی هستند که به طور طبیعی و معمول با یکدیگر به کار میروند. مثلاً در فارسی میگوییم «چای غلیظ» و نه «چای قوی». در انگلیسی نیز همین قانون برقرار است؛ میگوییم strong coffee و نه powerful coffee. استفاده صحیح از کالوکیشنها، زبان شما را طبیعیتر و روانتر میکند و نشاندهنده تسلط شما بر زبان انگلیسی است.
مهمترین کالوکیشن های Low: دستهبندی و مثالها
کلمه Low میتواند در زمینههای مختلفی مانند قیمت، کیفیت، احساسات، موقعیت اجتماعی و ریسک به کار رود. در ادامه، این کالوکیشنها را در دستهبندیهای مشخص بررسی میکنیم تا یادگیری آنها برای شما آسانتر شود.
۱. کالوکیشنهای مرتبط با قیمت و مقدار (Price & Quantity)
این دسته از کالوکیشنها برای توصیف قیمتهای پایین، مقادیر کم یا کاهش سطح چیزی به کار میروند و بسیار پرکاربرد هستند.
-
Low price: قیمت پایین
Example: They offer good quality products at a low price.
ترجمه: آنها محصولات باکیفیتی را با قیمت پایین عرضه میکنند. -
Low cost: هزینه کم (معمولاً برای خدمات یا تولید)
Example: Many companies are moving to countries with low-cost labor.
ترجمه: بسیاری از شرکتها در حال انتقال به کشورهایی با نیروی کار کمهزینه هستند. -
Low budget: بودجه کم
Example: This movie was made on a very low budget, but it was a huge success.
ترجمه: این فیلم با بودجه بسیار کمی ساخته شد، اما موفقیت بزرگی کسب کرد. -
Low income: درآمد کم
Example: The government provides support for low-income families.
ترجمه: دولت برای خانوادههای کمدرآمد حمایت فراهم میکند. -
Run low on something: چیزی رو به اتمام بودن
Example: We are running low on milk; I need to buy some.
ترجمه: شیر ما دارد تمام میشود؛ باید مقداری بخرم.
۲. کالوکیشنهای مرتبط با کیفیت و استاندارد (Quality & Standard)
از این ترکیبات برای توصیف کیفیت پایین، استانداردهای ضعیف یا انتظارات کم استفاده میشود.
-
Low quality: کیفیت پایین
Example: Be careful not to buy low-quality electronics online.
ترجمه: مراقب باش که لوازم الکترونیکی بیکیفیت را آنلاین نخری. -
Low standard: استاندارد پایین
Example: The hotel had a very low standard of cleanliness.
ترجمه: هتل استاندارد نظافت بسیار پایینی داشت. -
Low-grade: درجه پایین، نامرغوب
Example: He was suffering from a low-grade fever.
ترجمه: او از تب خفیف (درجه پایین) رنج میبرد. -
Low expectations: انتظارات کم
Example: It’s better to have low expectations and be pleasantly surprised.
ترجمه: بهتر است انتظارات پایینی داشته باشی و بعد به طور خوشایندی غافلگیر شوی.
۳. کالوکیشنهای مرتبط با احساسات و روحیه (Feelings & Mood)
این دسته از کالوکیشن های Low برای بیان احساسات منفی، ناراحتی، یا کمبود اعتماد به نفس به کار میروند.
-
Low spirits / In low spirits: غمگین، بیحوصله، پکر
Example: She has been in low spirits ever since she lost her job.
ترجمه: او از وقتی کارش را از دست داده روحیه خوبی ندارد. -
Feel low: احساس ناراحتی و بیحالی کردن
Example: I tend to feel low during the winter months.
ترجمه: من در ماههای زمستان معمولاً احساس بیحالی میکنم. -
Low self-esteem: اعتماد به نفس پایین
Example: Many teenagers suffer from low self-esteem.
ترجمه: بسیاری از نوجوانان از اعتماد به نفس پایین رنج میبرند. -
A low point: نقطه حضیض، بدترین دوره
Example: Losing his family was the low point of his life.
ترجمه: از دست دادن خانوادهاش، نقطه حضیض زندگی او بود. -
All-time low: پایینترین حد (در تاریخ)، رکورد کمترین مقدار
Example: The company’s profits have hit an all-time low.
ترجمه: سود شرکت به پایینترین حد خود رسیده است.
۴. کالوکیشنهای مرتبط با ریسک، اولویت و مشخصات (Risk, Priority & Profile)
این ترکیبات در زمینههایی مانند کسبوکار، استراتژی و توصیف موقعیتها بسیار رایج هستند.
-
Low risk: ریسک کم
Example: Investing in government bonds is generally considered a low-risk option.
ترجمه: سرمایهگذاری در اوراق قرضه دولتی عموماً یک گزینه کمریسک در نظر گرفته میشود. -
Low priority: اولویت پایین
Example: For now, redesigning the website is a low priority for the team.
ترجمه: در حال حاضر، طراحی مجدد وبسایت برای تیم اولویت پایینی دارد. -
Keep a low profile: جلب توجه نکردن، در سایه ماندن
Example: After the scandal, the politician decided to keep a low profile for a while.
ترجمه: پس از رسوایی، آن سیاستمدار تصمیم گرفت برای مدتی جلب توجه نکند. -
Lie low: پنهان شدن، خود را نشان ندادن (معمولاً برای اجتناب از دردسر)
Example: The criminals were advised to lie low until the police investigation cooled down.
ترجمه: به مجرمان توصیه شد تا زمانی که تحقیقات پلیس فروکش کند، آفتابی نشوند. -
Low-hanging fruit: اهداف در دسترس، کارهای ساده و زودبازده
Example: To increase sales quickly, we should focus on the low-hanging fruit first.
ترجمه: برای افزایش سریع فروش، باید ابتدا بر اهداف سهلالوصول تمرکز کنیم.
جدول مقایسهای کالوکیشنهای کلیدی Low
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین برخی از این عبارات، جدول زیر را آماده کردهایم:
| کالوکیشن | معنای اصلی | کاربرد رایج |
|---|---|---|
| Low price | قیمت پایین برای یک محصول | خردهفروشی، خرید و فروش |
| Low cost | هزینه کم برای تولید یا ارائه خدمات | کسبوکار، تولید، خطوط هوایی |
| Low budget | بودجه محدود برای یک پروژه یا فعالیت | فیلمسازی، رویدادها، برنامهریزی |
| Keep a low profile | اجتناب از جلب توجه عمومی | افراد مشهور، سیاست، موقعیتهای حساس |
| Lie low | پنهان شدن برای فرار از خطر یا مجازات | داستانهای جنایی، فرار از مسئولیت |
چگونه این کالوکیشنها را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری کالوکیشن های Low مانند هر بخش دیگری از زبان، نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند راهکار عملی برای شما داریم:
- جملهسازی کنید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک میکند.
- از فلشکارت استفاده کنید: روی یک طرف کارت، کالوکیشن را بنویسید و در طرف دیگر، معنا و یک جمله نمونه را یادداشت کنید.
- در متون انگلیسی جستجو کنید: هنگام خواندن مقالات، کتابها یا تماشای فیلم، به این ترکیبات دقت کنید. دیدن آنها در بستر واقعی، بهترین روش یادگیری است.
- در مکالمات خود استفاده کنید: سعی کنید به طور فعال از این کالوکیشنها در صحبتها و نوشتههای خود استفاده کنید. اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است، پس نترسید!
نتیجهگیری
کلمه Low بسیار فراتر از یک صفت ساده برای توصیف ارتفاع یا مقدار است. با یادگیری کالوکیشن های Low، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان دقیقتر و طبیعیتر ایدههای خود در اختیار خواهید داشت. این همایندها به شما کمک میکنند تا از سطح مبتدی فراتر رفته و به تسلطی عمیقتر بر زبان انگلیسی دست یابید. امیدواریم این مقاله جامع، راهنمای مفیدی برای شما در این مسیر باشد. اکنون نوبت شماست که این عبارات را به دایره لغات فعال خود اضافه کرده و از آنها در مکالمات روزمره استفاده کنید.




ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون! من همیشه با کاربرد Low مشکل داشتم و فقط Low price یا Low quality به ذهنم میرسید. واقعاً مفید بود که دیدم چقدر معانی متفاوتی میتونه داشته باشه. میشه لطفاً چند مثال دیگه از Low spirits یا Low mood بدید؟ مثلاً چطور میتونم به کسی بگم «حالت خوب نیست؟» با استفاده از اینها؟
بله حتماً! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. برای پرسیدن ‘حالت خوب نیست؟’ میتونید بگید: ‘Are you feeling a bit low today?’ یا ‘You seem to be in low spirits. Is everything okay?’ همچنین برای خودتان میتوانید بگویید: ‘I’m feeling a bit low today.’ یا ‘I’ve been in low spirits since yesterday.’ امیدواریم این مثالها به شما کمک کند تا با اطمینان بیشتری از این اصطلاحات استفاده کنید.
مقاله بسیار جامع و عالی بود. من همیشه بین Low voice و Quiet voice تفاوت قائل نمیشدم. آیا هر دو رو میشه به جای هم استفاده کرد یا تفاوتهای ظریفی دارند؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید علی جان! هرچند Low voice و Quiet voice در بسیاری از موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. Low voice بیشتر به بلندی یا پایین بودن تن صدا اشاره دارد، یعنی صدای شما بمتر یا آرامتر است. در حالی که Quiet voice بیشتر به عدم وجود سر و صدا یا بلندی کم صدا در یک محیط اشاره میکند. مثلاً: ‘He spoke in a low voice so no one else could hear him’ (صدایش را پایین آورد تا کسی نشنود). ‘She has a very quiet voice, it’s hard to hear her sometimes’ (صدای او خیلی آرام است، گاهی شنیدنش سخت است). در کل، Low voice بیشتر به ‘عمق’ صدا و Quiet voice به ‘میزان شنیده شدن’ صدا مربوط میشود.
چقدر این مقاله به موقع بود! من دقیقا داشتم دنبال یه منبع خوب برای کالوکیشنها میگشتم. خسته نباشید واقعاً! یادگیری کالوکیشنها چقدر میتونه به نمره IELTS کمک کنه؟
سلام فاطمه جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، یادگیری کالوکیشنها نقش حیاتی در بهبود نمره آیلتس، به خصوص در بخشهای Writing و Speaking دارد. استفاده صحیح از کالوکیشنها نشاندهنده دامنه لغات گسترده و تسلط شما بر زبان است که مستقیماً بر روی نمرات Lexical Resource و Fluency & Coherence شما تأثیر میگذارد. ممتحنین به دنبال زبان طبیعی و بومیگونه هستند که کالوکیشنها بخش جداییناپذیری از آن هستند.
با سلام و خسته نباشید. من یک کالوکیشن دیگه با Low میشناسم: Low beam که به نور پایین چراغ ماشین گفته میشه. آیا این هم جزء کالوکیشنهای رایج محسوب میشه؟ ممنون میشم توضیح بدید.
همیشه فکر میکردم Low فقط یعنی کم یا پایین. این مقاله واقعاً دیدگاهم رو عوض کرد. Low self-esteem چقدر کاربردیه و من قبلاً نمیدونستم! آیا Low self-confidence هم به همین معنیه؟
سارای عزیز، خوشحالیم که مقاله توانسته دیدگاه شما را تغییر دهد! بله، Low self-esteem و Low self-confidence بسیار نزدیک به هم هستند و اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما تفاوت ظریفی دارند. Self-esteem به ارزش کلی و احترام شما به خودتان برمیگردد، در حالی که Self-confidence بیشتر به باور شما به تواناییهایتان برای انجام کارهای خاص اشاره دارد. یک فرد ممکن است High self-esteem داشته باشد (خودش را باارزش بداند) اما در مورد یک مهارت خاص Low self-confidence (اعتماد به نفس پایین) داشته باشد. با این حال، در مکالمات روزمره، هر دو میتوانند برای بیان حس کمبود یا ناتوانی استفاده شوند.
عالی بود! من واقعا نیاز به این مطلب داشتم. ازتون ممنونم بابت تلاش و آموزشهای مفیدتون.
چطور میتونم این کالوکیشنها رو راحتتر حفظ کنم و تو مکالمههام ازشون استفاده کنم؟ گاهی حس میکنم یه لیست بلند بالا دارم ولی موقع حرف زدن یادم نمیاد.
نرگس جان، این یک چالش رایج برای بسیاری از زبانآموزان است! برای حفظ و کاربرد بهتر کالوکیشنها، چند روش وجود دارد: ۱. **یادگیری در متن:** همیشه کالوکیشنها را در قالب جمله کامل و مثال یاد بگیرید، نه فقط به صورت جفت کلمات. ۲. **استفاده فعال:** سعی کنید در مکالمات یا نوشتههای روزمره خود (حتی در یک دفترچه یادداشت شخصی) آگاهانه از آنها استفاده کنید. ۳. **فلشکارت:** میتوانید برای هر کالوکیشن، یک فلشکارت بسازید که یک طرف آن کالوکیشن و طرف دیگر آن یک مثال کاربردی و ترجمه باشد. ۴. **گوش دادن و تکرار:** به پادکستها، فیلمها و سریالهای انگلیسی گوش دهید و به نحوه استفاده بومیزبانان از این کالوکیشنها توجه کنید. ۵. **تمرین مداوم:** مهمتر از همه، تکرار و تمرین مداوم است. با پیوستگی، این عبارتها جزئی از ذهن فعال شما خواهند شد.
Low expectations رو در یک فیلم شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان متوجه شدم. واقعا کارتون عالیه. مرسی!
مقاله فوقالعادهای بود! من همیشه سعی میکردم به جای Low salary بگم Small salary که فکر کنم اشتباهه؟ ممنون میشم توضیح بدید.
زهرا جان، ممنون از بازخوردتون! بله، کاملاً درست حدس زدید. کالوکیشن رایج و طبیعی برای توصیف حقوق یا دستمزد کم، Low salary یا Low wage است. گفتن Small salary از نظر گرامری اشتباه نیست اما یک بومیزبان هرگز از آن استفاده نمیکند و غیرطبیعی به نظر میرسد. این دقیقاً همان نکتهای است که کالوکیشنها به ما کمک میکنند تا ‘بومیگونه’ صحبت کنیم. ‘Small’ بیشتر برای چیزهای فیزیکی و قابل شمارش مثل ‘small house’ یا ‘small car’ به کار میرود.
آیا Low price با Cheap price تفاوت معنایی داره؟ به نظرم هر دو میتونن به معنی قیمت کم باشن.
امیر عزیز، سوال خوبی است! Low price و Cheap price هر دو به معنی قیمت کم هستند، اما تفاوتهایی در کاربرد و بار معنایی دارند. Low price (قیمت پایین) یک اصطلاح خنثی و معمولاً مثبت است که صرفاً به پایین بودن قیمت اشاره دارد، مثلاً: ‘We offer products at consistently low prices.’ (ما محصولات را با قیمتهای همواره پایین عرضه میکنیم.) اما Cheap price (قیمت ارزان) ممکن است بار معنایی منفی نیز داشته باشد و گاهی اوقات به این معنی باشد که کیفیت کالا هم پایین است. مثلاً: ‘I bought a cheap car, but it broke down after a month.’ (یک ماشین ارزان خریدم، اما بعد از یک ماه خراب شد.) پس انتخاب کلمه به این بستگی دارد که آیا میخواهید فقط به پایین بودن قیمت اشاره کنید یا کیفیت پایین را نیز مد نظر دارید.
سلام، من تازه شروع کردم به یادگیری کالوکیشنها. این مقاله خیلی خوبه برای شروع. میشه لطفاً بیشتر در مورد Low-cost و Low-budget توضیح بدید؟ آیا اینها فقط برای فیلم و پروژه استفاده میشن یا کاربردهای دیگهای هم دارن؟
سلام مریم جان، خوشحالیم که مقاله برای شروع یادگیری کالوکیشنها به شما کمک کرده است. Low-cost و Low-budget هر دو به معنای «کمهزینه» هستند و کاربردهای وسیعی دارند. Low-cost بیشتر به محصول یا خدماتی اشاره میکند که هزینه تولید یا ارائه آن پایین است، مانند: ‘low-cost airline’ (شرکت هواپیمایی ارزانقیمت) یا ‘low-cost housing’ (مسکن ارزانقیمت). Low-budget معمولاً برای پروژهها یا تولیداتی استفاده میشود که منابع مالی محدودی دارند، مثل: ‘low-budget film’ (فیلم کمهزینه) یا ‘low-budget trip’ (سفر کمهزینه). پس کاربرد آنها فراتر از فقط فیلم و پروژه است و در مورد هر چیزی که هزینهاش کم است، میتوانند به کار روند.
این مطلب رو ذخیره کردم تا هر روز بخونمش. یادگیری کالوکیشنها واقعاً حس و حال یک نیتیو اسپیکر رو میده. دستتون درد نکنه.
مقاله بسیار مفید و پربار بود. ممنون. یک سوال دارم: آیا Low profile به معنای کماهمیت یا پنهان بودن است؟ یا منظور چیز دیگری است؟
مینا عزیز، سوال خوبی است! Low profile به معنای ‘پرهیز از جلب توجه’ یا ‘مواظب بودن که خیلی به چشم نیایی’ است. وقتی کسی ‘keeps a low profile’ (خود را از دید پنهان میکند)، یعنی نمیخواهد مورد توجه قرار گیرد یا میخواهد از تبلیغات و شلوغی دوری کند. این لزوماً به معنای کماهمیت بودن نیست، بلکه بیشتر به یک استراتژی برای اجتناب از دیده شدن اشاره دارد. مثلاً: ‘After the scandal, the politician kept a low profile for a few months.’ (پس از رسوایی، آن سیاستمدار چند ماهی خود را از دید پنهان کرد/کمتر در انظار عمومی ظاهر شد.)
مطالب شما همیشه عالی و دقیق هستند. خسته نباشید. من دنبال منابع بیشتری برای یادگیری کالوکیشنها هستم، آیا کتاب خاصی رو معرفی میکنید؟
بهنام جان، ممنون از حسن نظر شما! برای یادگیری کالوکیشنها، کتابهای بسیار خوبی در بازار وجود دارد. از بهترینها میتوان به سری کتابهای ‘English Collocations in Use’ از انتشارات Cambridge اشاره کرد که در سطوح مختلف (Elementary, Intermediate, Advanced) موجود هستند. همچنین، استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن مثل ‘Oxford Collocations Dictionary’ یا ‘Macmillan Collocations Dictionary’ نیز بسیار مفید است. این منابع به شما کمک میکنند تا دامنه وسیعی از کالوکیشنها را به همراه مثالهای کاربردی یاد بگیرید.
ممنون از مقاله خوبتون. من اغلب Low رو با فعل Make استفاده میکردم مثلاً Make low price که الان متوجه شدم اشتباهه. بهتره Keep prices low بگم. این مقاله کمک کرد اشتباهاتم رو اصلاح کنم.
لیلای عزیز، دقیقاً همینطور است! این یک اشتباه رایج است و خوشحالیم که مقاله توانسته به شما در تشخیص و اصلاح آن کمک کند. ‘Keep prices low’ کالوکیشن صحیح و طبیعی است که به معنای ‘قیمتها را پایین نگه داشتن’ است. فعل ‘make’ به تنهایی معمولاً با ‘low’ به این شکل کالوکه نمیشود. این نشان میدهد که چقدر یادگیری کالوکیشنها در روان و طبیعی صحبت کردن مهم است.
مقاله واقعاً بینش خوبی داد. آیا Low blow هم کالوکیشن محسوب میشه؟ من در یک فیلم رزمی شنیدم، منظور چی بود؟
امید عزیز، بله، Low blow یک کالوکیشن بسیار رایج است! در زمینه ورزشهای رزمی، Low blow به ضربهای گفته میشود که به ناحیه زیر کمر (معمولاً بین پاها) وارد میشود و غیرقانونی است. اما این اصطلاح یک معنی کنایهآمیز و مجازی نیز دارد: ‘یک عمل یا حرف ناعادلانه و بیرحمانه که قصد آسیب رساندن به کسی را دارد، به خصوص وقتی که شخص آسیبپذیر است و انتظارش را ندارد.’ مثلاً: ‘Criticizing his family was a low blow.’ (انتقاد از خانوادهاش یک حرکت ناجوانمردانه بود.) پس بسته به بافت (context)، میتواند معنی فیزیکی یا مجازی داشته باشد.
بسیار جامع و کاربردی. از زحمات شما و تیمتون سپاسگزارم. لطفاً از این نوع مقالات بیشتر بگذارید.
من همیشه در مورد کالوکیشنها گیج میشدم. این مقاله خیلی خوب و روان توضیح داده. آیا برای تمرین بیشتر، پیشنهاد میکنید جملهسازی کنم یا فقط بخونم؟
داوود عزیز، خوشحالیم که مقاله توانسته ابهامات شما را برطرف کند! هم جملهسازی و هم خواندن برای تمرین بیشتر کالوکیشنها مفید هستند، اما ترکیب هر دو بهترین نتیجه را میدهد. **خوانندگی فعال:** وقتی متنی را میخوانید، به کالوکیشنها توجه کنید و زیر آنها خط بکشید. **جملهسازی فعال:** سعی کنید برای هر کالوکیشنی که یاد میگیرید، حداقل ۲-۳ جمله متفاوت بسازید. این کار به شما کمک میکند تا کالوکیشنها را در موقعیتهای مختلف به کار بگیرید و آنها را فعالانه در ذهن خود جای دهید. همچنین، تلاش کنید جملات را با صدای بلند بگویید تا تلفظ و روان صحبت کردن شما نیز تقویت شود.
Low season رو قبلاً نشنیده بودم. چقدر جالبه که Low در این موارد معنی «فصل کمرونق» میده. آیا برای کسب و کار هم میتونیم بگیم Low business season؟
رؤیای عزیز، بله، Low season یک کالوکیشن رایج در صنعت گردشگری و هتلداری است که به فصلی با تقاضای کمتر اشاره دارد. در مورد کسب و کار، استفاده از Low business season کمتر رایج است و معمولاً از ‘off-season’ یا ‘slow season’ یا حتی ‘downtime’ استفاده میشود تا به دورههای کمرونق کسب و کار اشاره شود. Low season بیشتر برای فصول سفر یا رویدادهای فصلی خاص استفاده میشود.
این مطلب باید تو هر کلاس زبان آموزش داده بشه. واقعاً تفاوت بین یک زبانآموز متوسط و پیشرفته رو کالوکیشنها تعیین میکنند. میشه چند کالوکیشن دیگه با Low که کمتر شناخته شده باشن ولی کاربردی باشن رو مثال بزنید؟
سعید جان، کاملاً با شما موافقیم! کالوکیشنها کلید طبیعی صحبت کردن هستند. حتماً! چند کالوکیشن کمتر شناخته شده اما کاربردی با Low عبارتند از: * Low-tech: (تکنولوژی پایین) مثال: ‘The project uses low-tech solutions.’ * Low-fat: (کمچرب) مثال: ‘I prefer low-fat milk.’ * Low-carbon: (کمکربن، سازگار با محیط زیست) مثال: ‘We need more low-carbon energy sources.’ * Low tide: (جزر، پایینترین سطح آب دریا) مثال: ‘We can walk to the island at low tide.’ * Run low (on something): (چیزی کم آوردن) مثال: ‘We’re running low on coffee.’ امیدواریم اینها به گسترش دایره لغات شما کمک کنند!