- کالوکیشن های فعل lose چه هستند و چرا یادگیری آنها برای تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است؟
- چگونه میتوانیم تفاوتهای ظریف معنایی lose را در ترکیب با کلمات مختلف درک کنیم؟
- رایجترین اشتباهات زبانآموزان در استفاده از کالوکیشن های lose کدامند و چطور باید از آنها اجتناب کرد؟
- بهترین روشها برای به خاطر سپردن و استفاده صحیح از کالوکیشن های lose در مکالمات و نوشتار چیست؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و عمیقاً به دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Lose در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت. فعل “lose” با وجود سادگی ظاهری، یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که در ترکیب با کلمات دیگر، معانی و کاربردهای بسیار متنوعی پیدا میکند. آشنایی با این ترکیبات رایج که به آنها کالوکیشن گفته میشود، نه تنها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و بومیتر صحبت کنید، بلکه دقت و وضوح کلام شما را نیز به طرز چشمگیری افزایش میدهد. ما در این مطلب، مهمترین کالوکیشنهای lose را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی دقیق بررسی خواهیم کرد تا شما بتوانید با اطمینان کامل آنها را در مکالمات روزمره و نوشتار خود به کار ببرید.
کالوکیشن چیست و چرا یادگیری آن مهم است؟
قبل از اینکه به طور خاص به کالوکیشن های Lose بپردازیم، ضروری است که درک درستی از مفهوم “کالوکیشن” و اهمیت آن در یادگیری زبان انگلیسی داشته باشیم. کالوکیشن (Collocation) به ترکیب طبیعی و رایج دو یا چند کلمه گفته میشود که اغلب در کنار یکدیگر میآیند و یک واحد معنایی را تشکیل میدهند. این ترکیبها ممکن است از نظر گرامری همیشه قابل پیشبینی نباشند، اما برای بومیزبانان کاملاً طبیعی و صحیح به نظر میرسند. به عنوان مثال، در فارسی میگوییم “اشتباه کردن” نه “اشتباه ساختن”؛ این یک کالوکیشن فارسی است.
یادگیری کالوکیشنها به چند دلیل حیاتی است:
- صحبت کردن و نوشتن طبیعیتر: استفاده از کالوکیشنهای صحیح، کلام شما را طبیعی و شبیه به بومیزبانان میکند.
- افزایش روان صحبت کردن: وقتی کالوکیشنها را میشناسید، نیازی نیست برای یافتن کلمات مناسب زمان زیادی صرف کنید و این به روانی کلام شما کمک میکند.
- دقت بیشتر در بیان مفهوم: کالوکیشنها اغلب معانی دقیقتری را منتقل میکنند که شاید با ترکیب کلمات به صورت تصادفی نتوان به آن دست یافت.
- گسترش دایره لغات فعال: شما تنها یک کلمه را یاد نمیگیرید، بلکه یاد میگیرید که آن کلمه در چه ترکیباتی کاربرد دارد.
بررسی جامع کالوکیشن های Lose در دستههای مختلف
فعل “lose” در معنای اصلی خود به معنی “گم کردن” یا “از دست دادن” است، اما در ترکیب با کلمات دیگر، این معنا گسترش یافته و ظرایف متعددی پیدا میکند. در ادامه، رایجترین کالوکیشن های Lose را در دستهبندیهای موضوعی مختلف به همراه مثال و ترجمه بررسی میکنیم.
۱. کالوکیشن های Lose برای اشیاء، وسایل و مقادیر
در این دسته، lose به معنای از دست دادن، گم کردن یا به پایان رساندن چیزی است که معمولاً فیزیکی یا قابل اندازهگیری است.
- Lose a key / wallet / phone: گم کردن کلید / کیف پول / تلفن
-
I always lose my keys in the house. (من همیشه کلیدهایم را در خانه گم میکنم.)
-
She was upset because she lost her wallet with all her credit cards. (او ناراحت بود زیرا کیف پولش را با تمام کارتهای اعتباریاش گم کرده بود.)
-
- Lose money: پول از دست دادن (در قمار، سرمایهگذاری ناموفق و غیره)
-
He lost a lot of money in the stock market last year. (او سال گذشته پول زیادی را در بازار سهام از دست داد.)
-
- Lose weight: وزن کم کردن
-
After changing her diet, she managed to lose weight. (بعد از تغییر رژیم غذاییاش، موفق شد وزن کم کند.)
-
- Lose blood: خون از دست دادن
-
The accident victim had lost a lot of blood. (قربانی تصادف خون زیادی از دست داده بود.)
-
- Lose an item: گم کردن یک کالا/شیء (کلیتر از key/wallet)
-
Please report to the lost and found if you lose an item. (اگر کالایی را گم کردید، لطفاً به قسمت اشیاء گمشده گزارش دهید.)
-
۲. کالوکیشن های Lose برای احساسات، حالات و ویژگیهای انتزاعی
این دسته از کالوکیشن های Lose به از دست دادن چیزهایی اشاره دارد که فیزیکی نیستند، مانند احساسات، امید، صبر، یا ویژگیهای شخصیتی.
- Lose hope: امید را از دست دادن
-
Despite the difficulties, they never lost hope. (با وجود سختیها، آنها هرگز امیدشان را از دست ندادند.)
-
- Lose patience: صبر را از دست دادن، بیحوصله شدن
-
I started to lose my patience with his constant complaining. (من شروع کردم به از دست دادن صبرم با شکایتهای مداوم او.)
-
- Lose courage / heart: شجاعت / دل و جرئت را از دست دادن، ناامید شدن
-
Don’t lose heart; you’re almost there. (دلسرد نشو؛ تقریباً رسیدی.)
-
- Lose interest: علاقه را از دست دادن
-
The audience quickly lost interest in the long speech. (تماشاگران به سرعت علاقه خود را به سخنرانی طولانی از دست دادند.)
-
- Lose face: آبرو / اعتبار خود را از دست دادن
-
The company was trying hard not to lose face after the scandal. (شرکت سخت تلاش میکرد تا پس از رسوایی آبروی خود را از دست ندهد.)
-
- Lose faith (in someone/something): اعتماد / ایمان به کسی/چیزی را از دست دادن
-
Many people have lost faith in the political system. (بسیاری از مردم ایمان خود را به سیستم سیاسی از دست دادهاند.)
-
- Lose one’s temper: از کوره در رفتن، عصبانی شدن
-
He tends to lose his temper easily when he’s stressed. (او تمایل دارد وقتی تحت استرس است، به راحتی عصبانی شود.)
-
- Lose one’s mind: عقل خود را از دست دادن، دیوانه شدن (عامیانه)
-
I’m going to lose my mind if I have to listen to that noise any longer! (اگر مجبور باشم بیشتر به آن سر و صدا گوش کنم، دیوانه میشوم!)
-
- Lose control: کنترل را از دست دادن
-
The driver lost control of the car on the icy road. (راننده کنترل ماشین را در جاده یخی از دست داد.)
-
۳. کالوکیشن های Lose برای رقابت، بازی و فرصتها
در این قسمت، lose به معنای باختن، از دست دادن یک فرصت یا جایگاه است.
- Lose a game / match / battle: باختن یک بازی / مسابقه / نبرد
-
Our team lost the game by a single point. (تیم ما بازی را با یک امتیاز اختلاف باخت.)
-
The army was forced to retreat after they lost the battle. (ارتش مجبور به عقبنشینی شد بعد از اینکه نبرد را باختند.)
-
- Lose an argument: باختن یک بحث یا جدل
-
He hates to lose an argument, even when he’s wrong. (او از باختن بحث متنفر است، حتی وقتی اشتباه میکند.)
-
- Lose an opportunity / a chance: فرصت را از دست دادن
-
If you don’t act fast, you might lose this opportunity. (اگر سریع عمل نکنی، ممکن است این فرصت را از دست بدهی.)
-
- Lose ground: زمین / موقعیت / برتری را از دست دادن
-
The company started to lose ground to its competitors. (شرکت شروع کرد به از دست دادن جایگاه خود به رقبایش.)
-
۴. کالوکیشن های Lose برای زمان و مکان
این دسته به از دست دادن زمان، جهت، یا ارتباط با زمان و مکان اشاره دارد.
- Lose time: زمان از دست دادن، وقت تلف کردن
-
We can’t afford to lose time on minor issues. (ما نمیتوانیم وقت را برای مسائل جزئی از دست بدهیم.)
-
- Lose track of time: از گذر زمان بیخبر شدن، متوجه زمان نشدن
-
I lost track of time while reading that fascinating book. (در حین خواندن آن کتاب جذاب، از گذر زمان بیخبر شدم.)
-
- Lose one’s way / get lost: راه را گم کردن
-
Be careful not to lose your way in the forest. (مراقب باشید که در جنگل راهتان را گم نکنید.)
-
- Lose touch with (someone): ارتباط / تماس با کسی را از دست دادن
-
It’s easy to lose touch with old friends after moving away. (بعد از نقل مکان، آسان است که با دوستان قدیمی ارتباطت را از دست بدهی.)
-
۵. کالوکیشن های Lose برای سلامتی و زندگی
این دسته از کالوکیشن های Lose به از دست دادن سلامتی، آگاهی یا حتی زندگی اشاره دارد.
- Lose sleep: خواب خود را از دست دادن، بیخوابی کشیدن (معمولاً به دلیل نگرانی)
-
I’ve been losing a lot of sleep over this upcoming exam. (من به خاطر این امتحان پیش رو، خواب زیادی را از دست دادهام.)
-
- Lose consciousness: بیهوش شدن، از هوش رفتن
-
He hit his head and briefly lost consciousness. (او سرش را زد و برای مدت کوتاهی بیهوش شد.)
-
- Lose one’s life: جان خود را از دست دادن، کشته شدن
-
Many soldiers lost their lives in the war. (بسیاری از سربازان جان خود را در جنگ از دست دادند.)
-
- Lose your voice: صدای خود را از دست دادن (به دلیل بیماری، فریاد زدن زیاد)
-
She lost her voice after shouting at the concert all night. (او بعد از تمام شب فریاد زدن در کنسرت، صدایش را از دست داد.)
-
جدول خلاصه برخی از کالوکیشن های پرکاربرد Lose
برای مرور و درک بهتر، در جدول زیر برخی از مهمترین کالوکیشن های Lose به همراه معنا و مثال کوتاه آورده شدهاند:
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی | مثال کوتاه |
|---|---|---|
| lose control | کنترل را از دست دادن | He lost control of his car. |
| lose weight | وزن کم کردن | She wants to lose weight. |
| lose hope | امید را از دست دادن | Don’t lose hope! |
| lose patience | صبر را از دست دادن | I’m losing my patience. |
| lose temper | از کوره در رفتن | He lost his temper quickly. |
| lose interest | علاقه را از دست دادن | Students lost interest. |
| lose a game | یک بازی را باختن | Our team lost the game. |
| lose an opportunity | فرصتی را از دست دادن | Don’t lose this opportunity. |
| lose track of time | متوجه زمان نشدن | I lost track of time. |
| lose face | آبرو از دست دادن | The company lost face. |
| lose sleep | بیخوابی کشیدن | I lost sleep worrying. |
| lose consciousness | بیهوش شدن | He lost consciousness. |
اشتباهات رایج در استفاده از کالوکیشن های Lose
زبانآموزان اغلب به دلیل ترجمه تحتاللفظی از زبان مادری، در استفاده از کالوکیشن های Lose دچار اشتباه میشوند. در اینجا به برخی از رایجترین این اشتباهات و شکل صحیح آنها اشاره میکنیم:
- اشتباه: make a mistake (درست) vs. lose a mistake (غلط)
-
ما میگوییم “اشتباه کردن” (make a mistake) نه “اشتباه از دست دادن”.
-
- اشتباه: miss a bus/train (درست) vs. lose a bus/train (غلط)
-
برای از دست دادن اتوبوس یا قطار از فعل “miss” استفاده میکنیم، نه “lose”. (از دست دادن وسیله حمل و نقل)
-
- اشتباه: waste time (درست) vs. lose time (در معنای تلف کردن وقت)
-
اگر منظور تلف کردن وقت باشد، “waste time” صحیح است. “lose time” معمولاً به معنای از دست دادن زمان مقرر یا تأخیر است. مثلاً “The delay caused us to lose an hour of work time.” (تأخیر باعث شد یک ساعت از زمان کار را از دست بدهیم.)
-
- اشتباه: fail an exam (درست) vs. lose an exam (غلط)
-
برای رد شدن در امتحان از “fail” استفاده میکنیم.
-
همیشه به یاد داشته باشید که کالوکیشنها منطق خود را دارند و باید آنها را به صورت یک واحد کامل حفظ کرد، نه کلمه به کلمه ترجمه کرد.
نکات کلیدی برای یادگیری و به خاطر سپردن کالوکیشن های Lose
یادگیری مؤثر کالوکیشن های Lose نیازمند رویکردی سیستماتیک است. در اینجا چند نکته کاربردی ارائه شده است:
- خواندن گسترده: هرچه بیشتر متون انگلیسی (کتاب، مقاله، اخبار) بخوانید، بیشتر با کالوکیشنهای طبیعی آشنا میشوید. به نحوه استفاده از فعل “lose” در متن توجه کنید.
- گوش دادن فعال: به پادکستها، فیلمها و سریالهای انگلیسی گوش دهید. کالوکیشنها را در مکالمات شناسایی کنید و سعی کنید آنها را تکرار کنید.
- فلشکارتها: برای هر کالوکیشن یک فلشکارت بسازید. در یک طرف کالوکیشن (مثلاً lose hope) و در طرف دیگر معنی آن به فارسی، یک جمله مثال انگلیسی و ترجمه آن را بنویسید.
- دفترچه یادداشت کالوکیشن: یک دفترچه اختصاصی برای کالوکیشنها داشته باشید. آنها را دستهبندی کنید (مثلاً بر اساس موضوع یا بر اساس فعلی که کالوکیشن با آن ساخته شده است).
- استفاده در جمله: سعی کنید بلافاصله پس از یادگیری یک کالوکیشن، آن را در جملات خودتان به کار ببرید. این کار به تثبیت آن در ذهن شما کمک میکند.
- تمرین با بومیزبانان: اگر امکانش را دارید، با بومیزبانان انگلیسیزبان صحبت کنید و کالوکیشنها را در مکالمات خود به کار ببرید. بازخورد آنها بسیار ارزشمند خواهد بود.
- ابزارهای آنلاین: از دیکشنریهای کالوکیشن آنلاین (مانند Oxford Collocations Dictionary) استفاده کنید تا با گستره وسیعی از کالوکیشنها آشنا شوید.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Lose گامی بسیار مهم در جهت بهبود مهارتهای گفتاری و نوشتاری شما در زبان انگلیسی است. همانطور که دیدیم، فعل “lose” فراتر از معنای ساده “گم کردن” میرود و در ترکیب با اسامی، صفات و قیدهای مختلف، معانی و کاربردهای متنوع و غنیای ایجاد میکند. با تمرین مداوم، توجه به جزئیات و استفاده هدفمند از این ترکیبات در مکالمات روزمره، میتوانید انگلیسی خود را به سطح یک بومیزبان نزدیکتر کنید. به یاد داشته باشید که زبان یک موجود زنده است و یادگیری کالوکیشنها مانند یادگیری رگ و ریشه آن است که به شما امکان میدهد طبیعیتر و پرقدرتتر با آن ارتباط برقرار کنید.




مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه بین lose و loose اشتباه میکردم، اما با این مثالها کاملاً برام جا افتاد. راستی، عبارت lose touch با lose track چه فرقی داره؟
خوشحالیم که مفید بوده سارا جان! عبارت lose touch معمولاً برای قطع ارتباط با افراد به کار میره، اما lose track بیشتر وقتی استفاده میشه که حسابِ زمان، مکان یا روند چیزی از دستت در بره. مثلاً: I lost track of time (حساب زمان از دستم در رفت).
یه سوال داشتم، آیا میشه برای وزن کم کردن از فعل reduce هم استفاده کرد یا حتماً باید بگیم lose weight؟ چون توی فارسی میگیم کاهش وزن.
سوال خوبیه امیررضا! در مکالمات روزمره و طبیعی، تقریباً همیشه از lose weight استفاده میشه. کلمه reduce بیشتر در متون علمی یا پزشکی به صورت reduce body mass به کار میره. پس برای طبیعی بودن، همون lose رو استفاده کن.
من توی یه فیلم شنیدم که طرف گفت I’m losing it! این هم جزو کالوکیشنهای lose حساب میشه؟ معنیش چی بود؟
بله نیلوفر عزیز، این یک اصطلاح (Idiom) خیلی پرکاربرده. I’m losing it یعنی دارم کنترلم رو از دست میدم یا دارم دیوونه میشم (از عصبانیت یا فشار زیاد).
دمتون گرم. میشه لطفاً درباره lose face هم بیشتر توضیح بدید؟ من شنیدم در فرهنگهای شرقی خیلی کاربرد داره.
دقیقاً محمد جان! Lose face به معنی «آبرو ریختن» یا از دست دادن احترام و اعتبار پیش دیگرانه. در مقابلش عبارت save face رو داریم که یعنی حفظ ظاهر یا حفظ آبرو.
برای گم کردن راه، میشه گفت I lost the road؟
نه مهسا جان، اصطلاح رایج و درستش lose your way هست. مثلاً: We lost our way in the forest. استفاده از road توی این ساختار خیلی رایج نیست.
کالوکیشن lose one’s temper رو هم اضافه کنید. خیلی کاربردیه وقتی کسی از کوره در میره.
عالی بود رضا! ممنون از پیشنهادت. lose one’s temper دقیقاً یعنی از کوره در رفتن و عصبانی شدن. حتماً به لیست آپدیتهای مقاله اضافهاش میکنیم.
واقعاً یاد گرفتن کالوکیشنها باعث میشه انگلیسی حرف زدنمون از حالت رباتی خارج بشه. ممنون از سایت خوبتون.
تفاوت lose interest با bore چیه؟ هر دو به معنی بی علاقه شدن هستن؟
حامد عزیز، bore یک فعله به معنی خسته کردن (مثلاً: This movie bores me). اما lose interest یعنی خودت دیگه به چیزی علاقه نداری و اون اشتیاق اولیه رو از دست دادی.
من شنیدم میگن Don’t lose heart. این یعنی قلبت رو از دست نده؟! عجیبه یه کم.
سپیده جان، این یک اصطلاح زیباست. Lose heart یعنی «ناامید شدن» یا «روحیه رو باختن». پس وقتی کسی میگه Don’t lose heart یعنی ناامید نشو و به تلاش ادامه بده.
آیا عبارت lose your marbles هنوز هم استفاده میشه یا قدیمی شده؟
کمی حالت قدیمی و طنز داره، اما هنوز هم در مکالمات غیررسمی شنیده میشه. به معنی «عقل از سر پریدن» یا خل شدن هست.
توی آزمون آیلتس استفاده از این کالوکیشنها چقدر نمره رو بالا میبره؟
بسیار زیاد! یکی از معیارهای نمرهدهی در اسپیکینگ و رایتینگ آیلتس، Lexical Resource هست که استفاده درست از کالوکیشنها نشوندهنده سطح بالای دایره لغات شماست.
من همیشه میگفتم lose the game ولی استادم گفت میتونی بگی lose a match. فرقی دارن؟
کالوکیشن lose patience هم خیلی توی محیط کار به درد میخوره. وقتی دیگه صبرت تموم میشه.
کاملاً درسته مریم جان. Lose patience با حرف اضافه ‘with’ به کار میره. مثلاً: I’m losing patience with this slow computer.
فرق lose و miss اینجا چیه؟ مثلاً میگیم lose the bus یا miss the bus؟
پویا جان، برای وسایل نقلیه مثل اتوبوس یا قطار حتماً باید از miss استفاده کنی. Miss the bus یعنی به اتوبوس نرسیدی. اما Lose یعنی چیزی رو که داشتی، گم کردی یا از دست دادی.
ممنون از توضیحات شفافتون. بخش اشتباهات رایج خیلی عالی بود.
یه عبارت هست lose ground، این توی اخبار زیاد شنیده میشه. معنیش چی میشه؟
جواد عزیز، lose ground یعنی عقبنشینی کردن یا عقب افتادن از رقبا. مثلاً در سیاست یا بازار بورس وقتی شرکتی نفوذش رو از دست میده، میگن It’s losing ground.
اصطلاح lose sleep over something یعنی چی؟ مثلاً بخاطر چیزی نخوابیدن؟
دقیقاً! اما به معنی استرس داشتنه. یعنی اونقدر نگران چیزی باشی که شب خوابت نبره. معمولاً در حالت منفی میگن: Don’t lose sleep over it (نگرانش نباش، ارزششو نداره).
خیلی عالی بود. لطفا برای فعلهای دیگه مثل Gain یا Make هم همینطور کالوکیشنها رو بنویسید.
آیا lose appetite فقط برای غذا خوردنه؟
بیشتر برای میل به غذا به کار میره، اما گاهی به صورت استعاری برای میل و اشتیاق به انجام کاری (مثل سرمایهگذاری یا ریسک) هم در متون بیزنسی دیده میشه.
برای کلید گم شده میگیم lost keys، درسته؟
بله هومن جان، در اینجا lost صفت هست که از فعل lose اومده. I lost my keys (فعلی) و My lost keys (اسم و صفت).