مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Limit در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری لغات به صورت مجزا و جدا از هم، یکی از بزرگترین اشتباهات زبان‌آموزان است. قدرت واقعی زبان در یادگیری ترکیب کلمات یا «کالوکیشن‌ها» نهفته است. کلمه limit (به معنای محدودیت، حد، مرز) یکی از آن کلماتی است که با قرار گرفتن در کنار فعل‌ها، صفت‌ها و اسم‌های مختلف، عبارات بسیار کاربردی و مهمی می‌سازد. تسلط بر کالوکیشن های Limit به شما کمک می‌کند تا طبیعی‌تر، دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر صحبت کنید. با ما همراه باشید تا دنیای این ترکیبات شگفت‌انگیز را کشف کنیم.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:تفاوت CV و Resume که ۹۰٪ دانشجوها نمیدونن (رد نشید!)

کالوکیشن های Limit با فعل (Verb + Limit)

یکی از مهم‌ترین دسته‌بندی‌ها، ترکیب فعل با کلمه‌ی limit است. این عبارات نشان‌دهنده‌ی اعمالی هستند که ما در رابطه با محدودیت‌ها انجام می‌دهیم. در ادامه به بررسی پرکاربردترین آن‌ها می‌پردازیم.

Set a limit / Impose a limit

این دو عبارت به معنای «محدودیت تعیین کردن» یا «محدودیت وضع کردن» هستند. `Set a limit` کمی رایج‌تر و عمومی‌تر است، در حالی که `impose a limit` معمولاً بار رسمی‌تری دارد و به معنای تحمیل کردن یک محدودیت از سوی یک قدرت یا مرجع است.

Reach a limit / Hit a limit

این کالوکیشن‌ها زمانی استفاده می‌شوند که شما به نقطه پایانی یا حداکثر ظرفیت چیزی می‌رسید و دیگر نمی‌توانید ادامه دهید. به معنای «به حد خود رسیدن» یا «به سقف خوردن» است.

Exceed a limit / Go over a limit

این دو عبارت دقیقاً متضاد موارد قبلی هستند و به معنای «فراتر رفتن از حد»، «تجاوز از محدودیت» یا «رد کردن سقف مجاز» به کار می‌روند.

Know your limits

این عبارت یک توصیه‌ی مهم است و به معنای «حد و مرز خود را شناختن» است. یعنی شما باید بدانید که توانایی‌ها و ظرفیت‌هایتان چقدر است و چه زمانی باید متوقف شوید.

Push the limits / Test the limits

این کالوکیشن به معنای «به چالش کشیدن محدودیت‌ها» یا «سنجیدن مرزها» است. این عبارت می‌تواند هم معنای مثبت (برای پیشرفت) و هم معنای منفی (برای زیر پا گذاشتن قوانین) داشته باشد.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

کالوکیشن های Limit با صفت (Adjective + Limit)

صفت‌ها به ما کمک می‌کنند تا نوع و شدت یک محدودیت را توصیف کنیم. آشنایی با این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا منظور خود را بسیار دقیق‌تر بیان کنید.

Strict / Tight limit

به معنای یک «محدودیت سخت‌گیرانه» یا «محدودیت جدی» است که انعطاف‌پذیری کمی دارد.

Upper / Lower limit

این دو صفت برای مشخص کردن «حد بالا (سقف)» و «حد پایین (کف)» یک بازه استفاده می‌شوند.

Time limit

به «محدودیت زمانی» اشاره دارد که برای انجام کاری در نظر گرفته شده است.

Age limit

به «محدودیت سنی» برای انجام کاری (مانند تماشای فیلم، خرید محصول یا شرکت در رویداد) اشاره می‌کند.

Speed limit

یکی از رایج‌ترین کالوکیشن‌ها که به معنای «سرعت مجاز» یا «محدودیت سرعت» در رانندگی است.

Legal limit

به «حد قانونی» اشاره دارد که توسط قانون تعیین شده است، مثلاً در مورد میزان الکل در خون هنگام رانندگی.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:کلمات “جادویی” هری پاتر که واقعاً ریشه انگلیسی دارند!

عبارات و اصطلاحات کاربردی دیگر با Limit

علاوه بر ترکیب با فعل و صفت، کالوکیشن های Limit در قالب عبارات و اصطلاحات خاص نیز به کار می‌روند که دانستن آن‌ها بسیار مفید است.

Within the limit(s)

به معنای «در چارچوب محدودیت» یا «در حد مجاز» است.

Off-limits

این اصطلاح به معنای «ورود ممنوع» یا «غیرمجاز» است و معمولاً برای مکان‌ها به کار می‌رود.

The sky is the limit

یک اصطلاح بسیار رایج و مثبت که به معنای «هیچ محدودیتی وجود ندارد» یا «آسمان سقف آرزوهاست» است. این عبارت برای تشویق دیگران به کار می‌رود و نشان می‌دهد که هر چیزی ممکن است.

Without limit

به معنای «بدون محدودیت» یا «نامحدود» است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:دسته PS5: “Haptic Feedback” یعنی چی؟ (لرزش هوشمند)

جدول خلاصه کالوکیشن های Limit

برای مرور و جمع‌بندی بهتر، در جدول زیر مهم‌ترین کالوکیشن های Limit را به همراه دسته‌بندی و معنای فارسی آن‌ها مشاهده می‌کنید.

کالوکیشن (Collocation) نوع (Type) معنای فارسی (Persian Meaning)
Set / Impose a limit فعل + اسم محدودیت تعیین کردن / وضع کردن
Reach / Hit a limit فعل + اسم به حد خود رسیدن / به سقف خوردن
Exceed / Go over a limit فعل + اسم از حد فراتر رفتن / تجاوز کردن
Know your limits فعل + اسم حد و مرز خود را شناختن
Push / Test the limits فعل + اسم مرزها را به چالش کشیدن / سنجیدن
Strict / Tight limit صفت + اسم محدودیت سخت‌گیرانه
Upper / Lower limit صفت + اسم حد بالا / حد پایین
Age / Time / Speed limit اسم + اسم (Noun Collocation) محدودیت سنی / زمانی / سرعت
Off-limits اصطلاح ورود ممنوع / غیرمجاز
The sky is the limit اصطلاح هیچ محدودیتی وجود ندارد
📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Chad” و “Sigma Male”: مرد آلفای اینترنتی کیه؟

نتیجه‌گیری

همانطور که مشاهده کردید، کلمه limit به تنهایی معنای محدودی دارد، اما وقتی در کنار کلمات دیگر قرار می‌گیرد، دنیایی از مفاهیم دقیق و کاربردی را خلق می‌کند. یادگیری کالوکیشن های Limit نه تنها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مانند یک انگلیسی‌زبان بومی، منظورتان را با ظرافت و دقت بیشتری بیان کنید. سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید و تاثیر شگفت‌انگیز آن‌ها را در بهبود سطح زبان خود مشاهده کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 602

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

34 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. همیشه حس می‌کردم یه چیزی توی صحبتم کمه و طبیعی نیستم، الان فهمیدم مشکل از یادگیری تک‌تک کلمات بوده نه کالوکیشن‌ها. بی‌صبرانه منتظر ادامه مطلب هستم!

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. دقیقاً همینطوره، یادگیری کالوکیشن‌ها کلید روان و طبیعی صحبت کردن به انگلیسیه. تمرین و تکرار این ترکیبات رو فراموش نکنید!

  2. مقاله عالی بود. برای ‘set a limit’ میشه یه مثال توی محیط کاری بزنید؟ مثلاً چطوری بگم ‘ما باید برای بودجه‌مون یه محدودیت تعیین کنیم’؟

    1. بله حتماً، علی آقا. می‌تونید بگید: ‘We need to set a limit on our budget.’ یا ‘The manager set a strict limit on expenses.’ این ترکیب در محیط کار خیلی پرکاربرده.

  3. سلام. آیا ‘set a limit’ توی مکالمات روزمره هم استفاده میشه یا بیشتر توی موقعیت‌های رسمی کاربرد داره؟

    1. سلام فاطمه خانم. ‘Set a limit’ هم در مکالمات روزمره و هم در موقعیت‌های رسمی کاربرد داره. برای مثال ‘You should set a limit on screen time for your kids.’ یک جمله کاملاً روزمره است.

  4. ممنون از این رویکرد جدید به یادگیری! آیا کالوکیشن‌های ‘limit’ مثل ‘push the limit’ یا ‘exceed the limit’ هم توی مقاله‌های بعدی توضیح داده میشن؟ خیلی دوست دارم بدونم.

    1. خواهش می‌کنم رضا جان. بله حتماً! در بخش‌های بعدی مقاله به کالوکیشن‌های دیگر ‘limit’ با فعل‌ها و صفت‌های مختلف از جمله ‘push the limit’ و ‘exceed the limit’ خواهیم پرداخت. منتظر باشید!

  5. ممنون از مقاله مفیدتون. تلفظ صحیح کلمه ‘limit’ چطوره؟ آیا ‘i’ اولش مثل ‘لیمو’ خونده میشه یا مثل ‘لنت’؟

    1. خواهش می‌کنم نرگس خانم. تلفظ صحیح ‘limit’ بیشتر شبیه به ‘لی-میت’ است، با صدای کوتاه ‘i’ در هجای اول، تقریباً مانند ‘i’ در کلمه ‘sit’. میتونید به دیکشنری‌های آنلاین مثل Cambridge یا Oxford مراجعه کنید و تلفظ صوتی‌اش رو هم بشنوید.

  6. کالوکیشن ‘set a limit’ واقعاً چقدر خوبه که یاد گرفتیم. معادل فارسیش ‘محدودیت گذاشتن’ یا ‘حد و مرز تعیین کردن’ میشه؟

    1. بله امیر جان، دقیقاً همینطوره. ‘محدودیت گذاشتن’ یا ‘حد و مرز تعیین کردن’ بهترین معادل‌های فارسی برای ‘set a limit’ هستند که مفهوم رو به خوبی منتقل می‌کنند.

  7. این دقیقاً چیزی بود که نیاز داشتم! بارها شده که ترجمه لغت به لغت کردم و نتیجه‌اش جملات عجیب و غریب شده. از امروز تمرکزم رو میذارم روی کالوکیشن‌ها. عالی بود!

  8. میشه برای کالوکیشن‌های بعدی، مثال‌های متنوع‌تر و با ساختارهای گرامری مختلف رو هم اضافه کنید؟ مثلاً در سوال یا در حالت منفی.

    1. نکته بسیار خوبی رو مطرح کردید حسن آقا. حتماً سعی می‌کنیم در مثال‌های آینده، تنوع بیشتری از نظر ساختار گرامری و موقعیت‌های کاربردی رو در نظر بگیریم.

  9. وای چقدر این مقاله روشنگرانه بود! همیشه فکر می‌کردم فقط لغات رو بلد باشم کافیه. ممنون که چشم ما رو به دنیای کالوکیشن‌ها باز کردید.

  10. کلمه limit آیا به عنوان فعل هم می‌تونه استفاده بشه؟ مثلاً بگم ‘Don’t limit yourself’؟ یا این دیگه کالوکیشن نیست؟

    1. سوال بسیار خوبی بود کیان جان. بله، ‘limit’ خودش به عنوان فعل هم استفاده میشه، مثلاً ‘Don’t limit yourself’ یا ‘We must limit our spending.’ در این حالت، ‘limit’ فعل اصلی جمله است و خودش به معنی ‘محدود کردن’ است. زمانی که ‘limit’ اسم است، ترکیب آن با فعل‌های دیگر (مثل ‘set a limit’) کالوکیشن رو می‌سازه.

  11. به نظرم بهترین راه یادگیری کالوکیشن‌ها اینه که جملاتی که اونا رو دارن رو با صدای بلند تکرار کنیم تا ملکه ذهنمون بشه. تجربه من که اینو میگه.

    1. کاملاً درسته مینا خانم. تکرار با صدای بلند و استفاده فعال از این کالوکیشن‌ها در مکالمه یا نوشتار، سرعت یادگیری و تثبیت آن‌ها را به شدت افزایش می‌دهد. ممنون از نکته خوبتون!

  12. من همیشه بین ‘limit’ و ‘restrict’ گیج میشم. آیا این مقاله تفاوت‌هاشون رو هم توضیح میده؟

    1. پیمان جان، سوال شما بسیار بجاست و این دو کلمه گاهی اوقات نزدیک به هم به نظر می‌رسند. در این مقاله تمرکز اصلی بر کالوکیشن‌های ‘limit’ است، اما در مقالات آینده حتماً به تفاوت‌های ظریف بین کلمات مشابه نیز خواهیم پرداخت. به طور کلی ‘restrict’ اغلب به معنای محدود کردن آزادی یا دسترسی است، در حالی که ‘limit’ بیشتر به معنی تعیین یک نقطه حداکثر یا مرز است.

  13. واقعاً ممنونم از مقالات مفیدتون. این یکی خیلی انگیزه بخش بود که به جای حفظ لغت، به ترکیبشون فکر کنم. مرسی!

  14. آیا ‘set a limit’ میتونه برای مسائل غیرمادی هم استفاده بشه؟ مثلاً ‘محدودیت روی تفکر’ یا ‘محدودیت روی احساسات’؟

    1. بله سامان جان، ‘set a limit’ می‌تواند برای مسائل انتزاعی و غیرمادی هم به کار رود. مثلاً ‘Don’t set a limit on your dreams’ (روی رویاهات محدودیت نذار) یا ‘You should set a limit on how much negativity you allow into your life.’ (باید برای میزان منفی‌گرایی که وارد زندگیت می‌کنی، محدودیت تعیین کنی).

  15. کاش برای کالوکیشن‌ها فایل صوتی هم می‌ذاشتید. خیلی کمک میکنه به یادگیری و تلفظ.

    1. ایده بسیار خوبی است آرش جان. در حال حاضر چنین امکانی فراهم نیست، اما حتماً این پیشنهاد را برای بهبود کیفیت محتوا در آینده مد نظر قرار خواهیم داد. از بازخورد شما متشکریم!

  16. این کالوکیشن‌ها برای آزمون‌های آیلتس و تافل فوق‌العاده مهم هستند. ممنون که اینقدر دقیق توضیح دادید.

  17. فرق بین کالوکیشن و اصطلاح (idiom) چیه؟ آیا ‘set a limit’ یک اصطلاح هم هست؟

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود فرهاد جان. کالوکیشن (collocation) به ترکیب طبیعی کلمات گفته می‌شود که کنار هم قرار می‌گیرند (مثلاً ‘make a decision’ یا ‘strong coffee’). در حالی که اصطلاح (idiom) عبارتی است که معنی کلی آن از معنی تک‌تک کلماتش قابل استنباط نیست و معمولاً معنای مجازی دارد (مثلاً ‘kick the bucket’ به معنی مردن). ‘Set a limit’ یک کالوکیشن است زیرا معنی آن مستقیماً از ترکیب ‘set’ (تعیین کردن) و ‘limit’ (محدودیت) قابل درک است، هرچند که یک ترکیب ثابت و رایج است.

  18. سال‌ها انگلیسی میخونم ولی اینقدر واضح درباره کالوکیشن‌ها نشنیده بودم. چقدر کمک‌کننده است این مقاله.

  19. آیا ‘no limit’ هم یک کالوکیشن حساب میشه؟ مثلاً ‘sky’s the limit’؟

    1. بله امید جان، ‘no limit’ یک ترکیب رایج است که ‘limit’ را با صفت ‘no’ به کار می‌برد و اغلب به معنی ‘بی‌محدودیت’ است. ‘Sky’s the limit’ هم یک اصطلاح بسیار معروف است که از کلمه ‘limit’ استفاده می‌کند و به معنی ‘هیچ محدودیتی وجود ندارد’ یا ‘محدودیت فقط آسمان است’ می‌باشد. این اصطلاح هم بسیار زیبا و پرکاربرد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *