- چطور میتوانیم فراتر از یادگیری لغات ساده برویم و مانند یک بومیزبان (Native) صحبت کنیم؟
- کالوکیشن های Learn چه هستند و چرا یادگیری آنها برای تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است؟
- چگونه میتوان از فعل «Learn» در ترکیب با کلمات دیگر برای بیان مفاهیم مختلف استفاده کرد؟
- آیا میدانید یادگیری اصولی کالوکیشنها میتواند سرعت یادگیری شما را چند برابر کند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. بسیاری از زبانآموزان فعل «Learn» را فقط به معنی «یاد گرفتن» میشناسند، اما قدرت واقعی این کلمه در ترکیب با سایر کلمات یا همان «کالوکیشنها» نهفته است. یادگیری کالوکیشن های Learn به شما کمک میکند تا طبیعیتر، دقیقتر و حرفهایتر صحبت کنید و از ساختارهای تکراری و ساده فراتر بروید. با ما همراه باشید تا دنیای گسترده و کاربردی این همایندهای زبانی را کشف کرده و سطح زبان انگلیسی خود را به طور چشمگیری ارتقا دهید.
چرا یادگیری کالوکیشن های Learn اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به لیست بلند و بالای کالوکیشن های Learn بپردازیم، بهتر است بدانیم چرا اینقدر روی یادگیری آنها تاکید میشود. کالوکیشنها (Collocations) کلماتی هستند که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر قرار میگیرند. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». این ترکیب برای یک فارسیزبان کاملاً طبیعی است. در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد.
وقتی شما از کالوکیشنهای صحیح استفاده میکنید، چند مزیت بزرگ به دست میآورید:
- طبیعی صحبت کردن: مکالمات شما دیگر رباتیک و کتابی به نظر نمیرسد و به صحبت یک فرد انگلیسیزبان نزدیکتر میشود.
- دقت در انتقال مفهوم: گاهی یک کالوکیشن میتواند معنایی را منتقل کند که بیان آن با کلمات جداگانه دشوار است.
- سرعت در صحبت کردن: مغز شما به جای جستجوی کلمات مجزا، یک «بسته کلمهای» آماده را به کار میبرد که باعث افزایش سرعت و روانی کلام میشود.
- درک بهتر: با شناخت این ترکیبها، متون و صحبتهای انگلیسیزبانان را بسیار بهتر و عمیقتر درک خواهید کرد.
بنابراین، سرمایهگذاری زمان برای یادگیری کالوکیشن های Learn یکی از هوشمندانهترین کارها در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی است.
دسته بندی کالوکیشن های Learn
برای سادگی در یادگیری، ما این کالوکیشنها را به چند دسته اصلی تقسیم کردهایم. هر دسته شامل ترکیب فعل Learn با نوع خاصی از کلمات است. در ادامه به بررسی کامل هر دسته به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه روان فارسی میپردازیم.
۱. یادگیری مهارتها و موضوعات (Learn + a skill/subject)
این دسته از کالوکیشنها رایجترین و شناختهشدهترین نوع هستند و به یادگیری یک توانایی، مهارت یا دانش خاص اشاره دارند.
-
Learn a language: یاد گرفتن یک زبان
مثال: She is trying to learn Farsi to communicate with her in-laws.
ترجمه: او در تلاش است تا برای ارتباط با خانواده همسرش، فارسی یاد بگیرد. -
Learn a skill: یاد گرفتن یک مهارت
مثال: During the pandemic, many people decided to learn a new skill online, like coding or graphic design.
ترجمه: در دوران همهگیری کرونا، بسیاری از مردم تصمیم گرفتند یک مهارت جدید مانند کدنویسی یا طراحی گرافیک را به صورت آنلاین یاد بگیرند. -
Learn to drive/swim/cook: رانندگی/شنا/آشپزی یاد گرفتن
مثال: He’s taking lessons to learn to drive.
ترجمه: او در حال گذراندن کلاسهایی برای یادگیری رانندگی است. -
Learn the basics: یاد گرفتن اصول اولیه
مثال: Before you can write complex essays, you need to learn the basics of grammar.
ترجمه: قبل از اینکه بتوانید مقالات پیچیده بنویسید، باید اصول اولیه گرامر را یاد بگیرید. -
Learn the ropes: فوت و فن کاری را یاد گرفتن / چم و خم کار را آموختن
مثال: It took me a few weeks to learn the ropes at my new job.
ترجمه: چند هفته طول کشید تا چم و خم کار را در شغل جدیدم یاد بگیرم.
۲. یادگیری از طریق تجربه (Learn + from experience/mistakes)
این دسته از کالوکیشن های Learn به درس گرفتن و آموختن از طریق تجربیات، اشتباهات یا مشاهده دیگران اشاره دارد. این ترکیبها بسیار پرکاربرد و مهم هستند.
-
Learn from your mistakes: از اشتباهات خود درس گرفتن
مثال: Don’t be afraid to fail. The most important thing is to learn from your mistakes.
ترجمه: از شکست نترس. مهمترین چیز این است که از اشتباهاتت درس بگیری. -
Learn a lesson: درس عبرت گرفتن
مثال: After losing all his money, he finally learned his lesson about gambling.
ترجمه: بعد از اینکه تمام پولش را از دست داد، بالاخره در مورد قمار کردن درس عبرت گرفت. -
Learn something the hard way: چیزی را به سختی و با تجربه تلخ آموختن
مثال: I learned the hard way that you should always back up your computer files.
ترجمه: به سختی آموختم که همیشه باید از فایلهای کامپیوترت نسخه پشتیبان تهیه کنی. -
Learn by doing: با انجام دادن یاد گرفتن / یادگیری عملی
مثال: For practical skills like carpentry, it’s best to learn by doing.
ترجمه: برای مهارتهای عملی مانند نجاری، بهتر است به صورت عملی یاد گرفت. -
Learn from experience: از تجربه آموختن
مثال: He is a great manager because he has learned a lot from experience.
ترجمه: او مدیر فوقالعادهای است زیرا چیزهای زیادی از تجربه آموخته است.
۳. یادگیری اطلاعات و حقایق (Learn + about/that)
این گروه از کالوکیشنها برای اشاره به آگاه شدن از یک موضوع، خبر یا حقیقت به کار میروند.
-
Learn about something: درباره چیزی اطلاعات کسب کردن
مثال: I want to learn about ancient history.
ترجمه: من میخواهم درباره تاریخ باستان اطلاعات کسب کنم. -
Learn that…: فهمیدن که… / متوجه شدن که…
مثال: We were sad to learn that the local library is closing down.
ترجمه: از اینکه متوجه شدیم کتابخانه محلی در حال تعطیل شدن است، ناراحت شدیم. -
Learn the truth: حقیقت را فهمیدن
مثال: The detective worked hard to help the family learn the truth about what happened.
ترجمه: کارآگاه سخت تلاش کرد تا به خانواده کمک کند حقیقت را در مورد آنچه اتفاق افتاده بود بفهمند. -
Learn a fact: یک حقیقت را یاد گرفتن
مثال: Did you know that you can learn a new fact every day just by reading for 15 minutes?
ترجمه: آیا میدانستید فقط با ۱۵ دقیقه مطالعه در روز میتوانید هر روز یک حقیقت جدید یاد بگیرید؟
۴. کالوکیشنهای توصیفی با Learn (Adverb + Learn)
در این بخش، قیدها به فعل Learn اضافه میشوند تا نحوه یا سرعت یادگیری را توصیف کنند. اینها برای دقیقتر کردن صحبت شما عالی هستند.
جدول زیر برخی از مهمترین قیدها که با Learn میآیند را نشان میدهد:
| کالوکیشن (Adverb + Learn) | ترجمه فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Quickly learn | سریع یاد گرفتن | Children can quickly learn new languages. |
| Gradually learn | به تدریج یاد گرفتن | Over time, he gradually learned to trust her. |
| Eagerly learn | با اشتیاق یاد گرفتن | The students were eagerly learning everything the famous scientist taught them. |
| Painfully learn | به سختی و با درد آموختن | He painfully learned that not everyone has good intentions. |
چگونه این کالوکیشنها را به خاطر بسپاریم؟
حالا که با لیست کاملی از کالوکیشن های Learn آشنا شدید، سوال مهم این است که چگونه آنها را به حافظه بسپاریم و در مکالمات خود استفاده کنیم. فقط خواندن این لیست کافی نیست. در ادامه چند راهکار عملی ارائه میشود:
- دفترچه یادداشت کالوکیشن: یک دفترچه یا فایل دیجیتال مخصوص کالوکیشنها داشته باشید. هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید را همراه با معنی و یک مثال شخصی در آن بنویسید.
- ساختن جمله شخصی: برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله بسازید که به زندگی یا تجربیات خودتان مرتبط باشد. این کار به تثبیت مطلب در ذهن کمک میکند. مثلاً: «I am trying to learn the ropes of using this new software.»
- تکنیک سایه (Shadowing): به پادکستها یا فیلمهای انگلیسی گوش دهید و هر زمان که یکی از این کالوکیشنها را شنیدید، جمله را متوقف کرده و با همان لحن و تلفظ تکرار کنید.
- استفاده فعال: خودتان را مجبور کنید که در نوشتهها (ایمیل، چت) و صحبتهای خود از این کالوکیشنها استفاده کنید. حتی اگر در ابتدا کمی غیرطبیعی به نظر برسد، به مرور زمان به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل خواهد شد.
جمعبندی نهایی
همانطور که در این مقاله مشاهده کردید، فعل Learn بسیار فراتر از یک کلمه ساده است. با یادگیری کالوکیشن های Learn، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان دقیقتر و طبیعیتر افکار خود در زبان انگلیسی پیدا میکنید. به جای گفتن «I learned how to do the job»، میتوانید بگویید «I learned the ropes»، که بسیار حرفهایتر و زیباتر است. به خاطر داشته باشید که یادگیری زبان یک فرایند تدریجی است. این لیست را به عنوان یک منبع مرجع نگه دارید و سعی کنید هر هفته چند مورد از آن را به صورت فعال در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. با تمرین و تکرار، این ترکیبهای کلمهای به بخشی جداییناپذیر از دانش زبانی شما تبدیل خواهند شد.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا عبارت learn by heart برای متون رسمی هم استفاده میشه یا فقط در مکالمات دوستانه کاربرد داره؟
سلام رضا جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. عبارت learn by heart بیشتر در مکالمات روزمره و غیررسمی (Informal) استفاده میشه. برای متون رسمی بهتره از فعل memorize استفاده کنی.
من همیشه فکر میکردم فقط باید بگیم learn something، ولی الان فهمیدم چقدر ترکیبهای قشنگی مثل learn the hard way وجود داره. واقعاً کاربردی بود.
دقیقاً سارا خانم! اصطلاح learn the hard way زمانی استفاده میشه که کسی از طریق یک تجربه تلخ یا اشتباه، درس مهمی رو یاد بگیره.
فرق بین learn about و learn خالی چیه؟ مثلاً کجا باید بگیم I learned about the history؟
امیرحسین عزیز، learn به تنهایی یعنی یادگیری یک مهارت یا دانش عمیق، اما learn about یعنی کسب اطلاعات در مورد یک موضوع خاص. مثلاً I learned French یعنی زبان فرانسه رو یاد گرفتم، اما I learned about French culture یعنی در مورد فرهنگ فرانسه اطلاعاتی به دست آوردم.
توی فیلمها زیاد میشنوم که میگن learn your lesson. این هم جزو کالوکیشنها حساب میشه؟
بله مریم جان، اتفاقاً یکی از پرکاربردترینهاست! به معنی «درس عبرت گرفتن» هست و معمولاً وقتی کسی اشتباهی میکنه و نتیجهاش رو میبینه به کار میره.
لطفاً در مورد قیدهایی که با learn میان هم بیشتر بگید. مثلاً learn quickly درسته؟
بله نیما جان، قیدهایی مثل quickly، fast، easily و rapidly خیلی زیاد با learn ترکیب میشن. مثلاً: She learns languages very easily.
بسیار عالی بود. کاش برای کالوکیشن learn a trade هم مثالهای بیشتری میزدید چون برای محیطهای کاری خیلی مهمه.
من شنیدم که میگن You can’t teach an old dog new tricks. آیا این هم به مفهوم learn ربط داره؟
بله جواد عزیز، این یک ضربالمثله که به سختیِ یادگیری (learn) مهارتهای جدید توسط افراد مسن یا کسانی که به عادتهای قدیمیشون چسبیدن اشاره داره.
آیا عبارت learn by doing هم یک کالوکیشن محسوب میشه؟ من در یک پادکست آموزشی شنیدمش.
بله فاطمه خانم، این یک ساختار بسیار معروفه که به یادگیری عملی و تجربی اشاره داره، یعنی یادگیری از طریق انجام دادن کار.
مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً بخش تفاوت learn و study. خیلی از زبانآموزها این دوتا رو اشتباه به جای هم به کار میبرن.
ببخشید، برای گفتن «یاد گرفتن از اشتباهات» حتماً باید از حرف اضافه from استفاده کنیم؟ یعنی learn from mistakes؟
دقیقاً نازنین جان، حرف اضافه درست برای این مفهوم from هست. We should all learn from our mistakes.
تلفظ کلمه learned در بعضی جملات تغییر میکنه؟ مثلاً وقتی به عنوان صفت به معنی «دانشمند» به کار میره؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود بابک جان! بله، وقتی learned به معنی باسواد یا دانشمند (صفت) باشه، معمولاً دو بخشی تلفظ میشه (ler-nid)، اما به عنوان فعل گذشته، یک بخشی هست.
واقعاً یادگیری کالوکیشنها سرعت مکالمه رو بالا میبره. من قبلاً برای هر کلمه دنبال معادل فارسی میگشتم ولی الان سعی میکنم ترکیبها رو حفظ کنم.
دقیقاً هدف ما هم همینه سپیده جان. با یادگیری کالوکیشنها، ذهن شما به جای کلمات تکی، جملات رو به صورت بستههای آماده بازیابی میکنه.
آیا learn a craft با learn a skill تفاوتی داره؟
مهدی عزیز، craft معمولاً به مهارتهای دستی و هنری (مثل نجاری یا سفالگری) اشاره داره، در حالی که skill یک کلمه کلیتر هست و میتونه شامل مهارتهای ذهنی یا کامپیوتری هم بشه.
خیلی ممنون، مطالب وبلاگ شما همیشه برای من که در سطح متوسط هستم راهگشاست.
تفاوت learn of و learn about چیه؟ هر دو به معنی مطلع شدن هستن؟
امید جان، learn of رسمیتر هست و معمولاً به معنی مطلع شدن از یک خبر یا رویداد به کار میره، در حالی که learn about عمومیتره و برای یادگیری در مورد هر موضوعی استفاده میشه.