- چطور میتوانیم انواع مختلف خنده را در انگلیسی توصیف کنیم؟
- آیا میدانید فعل laugh با چه کلمات دیگری ترکیب میشود تا معانی جدیدی بسازد؟
- به غیر از “laughing loudly”، چه عبارتهای دیگری برای خندهی بلند و از ته دل وجود دارد؟
- کالوکیشن های Laugh چه هستند و چرا یادگیری آنها برای صحبت کردن طبیعیتر ضروری است؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Laugh یکی از بهترین راهها برای عبور از سطح مبتدی و صحبت کردن به شیوهای طبیعیتر و نزدیک به انگلیسیزبانان بومی است. با دانستن این ترکیبات کلمهای، میتوانید احساسات و منظور خود را با دقت بیشتری بیان کنید و درک بهتری از مکالمات روزمره، فیلمها و کتابها داشته باشید. با ما همراه باشید تا دنیای جذاب ترکیبات فعل Laugh را کشف کنیم و دایره واژگان خود را به شکل قابل توجهی گسترش دهیم.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Laugh برویم، بیایید یک تعریف ساده از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این کلمات «همنشین» خوبی برای هم هستند. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». هر دو عبارت از نظر دستوری صحیح هستند، اما اولی طبیعیتر به نظر میرسد. در انگلیسی هم همینطور است؛ مثلاً میگوییم fast food و نه quick food.
یادگیری کالوکیشنها به چند دلیل بسیار مهم است:
- طبیعیتر صحبت میکنید: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود انگلیسی شما روانتر و طبیعیتر به نظر برسد.
- درک مطلب بهتر: با شناخت این الگوها، متون و مکالمات انگلیسی را سریعتر و عمیقتر درک میکنید.
- بیان دقیقتر: کالوکیشنها به شما ابزار لازم برای بیان دقیق تفاوتهای ظریف در معنا را میدهند.
انواع کالوکیشن های Laugh: صفت + Laugh
یکی از رایجترین انواع کالوکیشن، ترکیب صفت با اسم است. در اینجا، صفات مختلفی که قبل از کلمه laugh (به عنوان اسم) میآیند، نوع و کیفیت خنده را توصیف میکنند. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا به جای گفتن یک “laugh” ساده، تصویر دقیقتری از آن در ذهن شنونده ایجاد کنید.
خندههای مثبت و شاد
-
A hearty laugh: خندهای بلند، عمیق و از ته دل.
Example: His joke was met with a hearty laugh from everyone in the room.
ترجمه: جوک او با یک خندهی از ته دل از سوی همه افراد حاضر در اتاق مواجه شد. -
A genuine laugh: خندهای واقعی و صمیمانه.
Example: When she saw the puppy, a genuine laugh escaped her lips.
ترجمه: وقتی تولهسگ را دید، یک خندهی واقعی از لبانش خارج شد. -
A booming laugh: خندهای بسیار بلند و پرطنین، مانند صدای انفجار.
Example: The giant man had a booming laugh that filled the entire hall.
ترجمه: مرد غولپیکر خندهی پرطنینی داشت که کل سالن را پر میکرد. -
A belly laugh: خندهای آنقدر شدید که شکم فرد تکان میخورد؛ قهقهه.
Example: The comedian’s final punchline earned him a well-deserved belly laugh from the audience.
ترجمه: آخرین بخش طنز کمدین برایش یک قهقههی جانانه از سوی تماشاچیان به ارمغان آورد. -
An infectious laugh: خندهای که دیگران را نیز به خنده میاندازد؛ خنده واگیردار.
Example: She has such an infectious laugh; you can’t help but join in.
ترجمه: او چنان خندهی واگیرداری دارد که نمیتوانی جلوی خودت را بگیری و نخندی.
خندههای منفی یا عصبی
-
A nervous laugh: خندهای که از روی اضطراب یا دستپاچگی است.
Example: He let out a nervous laugh when his boss asked him about the missing files.
ترجمه: وقتی رئیسش در مورد فایلهای گمشده از او پرسید، یک خندهی عصبی سر داد. -
A hollow laugh: خندهای توخالی و بیروح که نشاندهنده شادی واقعی نیست.
Example: When he heard the bad news, he gave a hollow laugh of disbelief.
ترجمه: وقتی خبر بد را شنید، از روی ناباوری یک خندهی توخالی کرد. -
A cruel laugh: خندهای تمسخرآمیز و بیرحمانه.
Example: The bullies let out a cruel laugh as the boy tripped and fell.
ترجمه: قلدرها با زمین خوردن پسر، خندهی بیرحمانهای سر دادند. -
A forced laugh: خندهای از روی اجبار و غیرصمیمی.
Example: I could tell he didn’t find my joke funny by his forced laugh.
ترجمه: از خندهی تصنعیاش توانستم بفهمم که جوک من برایش خندهدار نبود.
فعل + Laugh: شروع کردن، متوقف کردن و کنترل خنده
در این بخش، به بررسی فعلهایی میپردازیم که با فعل laugh ترکیب میشوند. این کالوکیشن های Laugh معمولاً به شروع ناگهانی خنده، تلاش برای کنترل آن یا واکنش به خنده اشاره دارند.
-
Burst out laughing: ناگهان زدن زیر خنده.
Example: As soon as he saw my new haircut, he burst out laughing.
ترجمه: به محض اینکه مدل موی جدیدم را دید، زد زیر خنده. -
Start laughing / Stop laughing: شروع به خندیدن / دست از خندیدن برداشتن.
Example: Please stop laughing; this is a serious matter.
ترجمه: لطفاً نخند؛ این یک موضوع جدی است. -
Can’t help laughing: نتوانستن جلوی خنده را گرفتن.
Example: The way the cat chased its tail was so funny, I couldn’t help laughing.
ترجمه: نحوهی دنبال کردن دمش توسط گربه آنقدر خندهدار بود که نتوانستم جلوی خندهام را بگیرم. -
Manage a laugh: به سختی و با تلاش خندیدن (معمولاً در شرایط نامناسب).
Example: Despite the awkward situation, he somehow managed a laugh.
ترجمه: با وجود موقعیت نامناسب، او به هر طریقی توانست بخندد (لبخند زورکی زد). -
Raise a laugh: باعث خنده دیگران شدن، خنده گرفتن.
Example: The speaker told a short anecdote to raise a laugh from the audience.
ترجمه: سخنران یک حکایت کوتاه تعریف کرد تا از حضار خنده بگیرد.
قید + Laugh: توصیف نحوه خندیدن
قیدها روش انجام یک فعل را توصیف میکنند. ترکیب قیدها با فعل laugh به ما کمک میکند تا چگونگی خندیدن یک شخص را با جزئیات بیشتری بیان کنیم. اینها نیز بخش مهمی از کالوکیشن های Laugh هستند.
| کالوکیشن (Adverb + Laugh) | ترجمه فارسی | مثال |
|---|---|---|
| To laugh loudly | بلند خندیدن | Don’t laugh so loudly in the library. (در کتابخانه اینقدر بلند نخند.) |
| To laugh heartily | از ته دل خندیدن | We all laughed heartily at his stories. (همه ما به داستانهایش از ته دل خندیدیم.) |
| To laugh hysterically | از خنده ریسه رفتن | The movie was so funny that we were laughing hysterically. (فیلم آنقدر خندهدار بود که ما از خنده ریسه رفته بودیم.) |
| To laugh nervously | با عصبیت خندیدن | She laughed nervously while waiting for her exam results. (او در حالی که منتظر نتایج امتحانش بود، با اضطراب میخندید.) |
| To laugh softly/quietly | آرام خندیدن | He laughed softly to himself as he read the book. (همانطور که کتاب را میخواند، با خودش آرام خندید.) |
عبارات و اصطلاحات رایج با کلمه Laugh
علاوه بر کالوکیشنهای مستقیم، کلمه laugh در بسیاری از اصطلاحات (idioms) و عبارات رایج انگلیسی نیز به کار میرود. یادگیری این اصطلاحات به درک عمیقتر فرهنگ و زبان انگلیسی کمک شایانی میکند.
اصطلاحات کاربردی
-
To have the last laugh: کسی که در نهایت پیروز میشود و به رقیبانش میخندد (شاهنامه آخرش خوش است).
Example: They all said his invention would fail, but he had the last laugh when it became a bestseller.
ترجمه: همه میگفتند اختراع او شکست میخورد، اما وقتی به پرفروشترین محصول تبدیل شد، او بود که آخر از همه خندید. -
To laugh all the way to the bank: پول زیادی را به راحتی به دست آوردن (معمولاً در شرایطی که دیگران شک داشتند).
Example: People thought his business idea was silly, but now he’s laughing all the way to the bank.
ترجمه: مردم فکر میکردند ایده تجاری او احمقانه است، اما حالا او پول پارو میکند (و به ریش همه میخندد). -
To laugh something off: چیزی را با خنده نادیده گرفتن؛ جدی نگرفتن.
Example: He tried to insult her, but she just laughed it off.
ترجمه: او سعی کرد به او توهین کند، اما او فقط موضوع را با خنده رد کرد. -
No laughing matter: موضوعی جدی که نباید به آن خندید.
Example: Be careful on the icy roads; it’s no laughing matter.
ترجمه: در جادههای یخی مراقب باش؛ این موضوع خندهداری نیست. -
Don’t make me laugh: وادارم نکن بخندم (برای بیان ناباوری یا مخالفت شدید با حرفی که مضحک به نظر میرسد).
Example: You think you can finish all that work in one hour? Don’t make me laugh!
ترجمه: فکر میکنی میتوانی تمام آن کار را در یک ساعت تمام کنی؟ مرا نخندان!
جمعبندی: چگونه از کالوکیشن های Laugh استفاده کنیم؟
اکنون که با مجموعهای گسترده از کالوکیشن های Laugh آشنا شدید، وقت آن است که آنها را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. به جای استفاده مداوم از “he laughed” یا “it was a funny laugh”، سعی کنید از جایگزینهای دقیقتر و تصویریتری که یاد گرفتهاید استفاده کنید.
- به مکالمات دقت کنید: هنگام تماشای فیلم یا سریالهای انگلیسی، به نحوه استفاده بازیگران از این کالوکیشنها توجه کنید.
- تمرین کنید: سعی کنید برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، یک یا دو جمله مثال از زندگی روزمره خودتان بسازید.
- داستان بنویسید: یک پاراگراف کوتاه بنویسید و سعی کنید حداقل سه یا چهار مورد از این کالوکیشنها را در آن بگنجانید.
یادگیری و استفاده از کالوکیشنها یک شبه اتفاق نمیافتد، اما با تمرین و تکرار مداوم، این ترکیبات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما کمک میکنند تا مانند یک فرد بومی، روان، دقیق و موثر ارتباط برقرار کنید.




سلام، ممنون بابت مقاله عالیتون. تفاوت بین burst out laughing و break into laughter در چی هست؟ آیا هر دو یک معنی رو میدن؟
سلام سعید جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. هر دو عبارت به معنی «ناگهان زیر خنده زدن» هستن، اما burst out laughing معمولاً رایجتره و حس انفجاریتری داره. نکته جالب اینه که بعد از burst out فعل به صورت ing میاد (laughing)، اما بعد از break into معمولاً اسم میاد (laughter).
من همیشه فکر میکردم فقط باید بگیم laugh loudly. اصلا نمیدونستم کلماتی مثل roar یا bellow هم با laugh استفاده میشن. خیلی جالب بود!
دقیقا مریم عزیز! استفاده از کلماتی مثل roar with laughter باعث میشه سطح زبانت خیلی حرفهایتر و به بومیزبانها نزدیکتر به نظر برسه. موفق باشی.
عبارت nervous laugh رو توی یه سریال شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیفهمیدم. الان که اینجا خوندم متوجه شدم همون خنده از روی استرسه که خودمون هم موقعیتهای سخت انجام میدیم.
درسته آرش جان. در انگلیسی به این حالت میگن nervous laughter که معمولاً برای پنهان کردن اضطراب یا خجالت در موقعیتهای ناخوشایند استفاده میشه.
فرق بین Giggle و Chuckle چیه؟ هر دو به معنی خندیدن هستن دیگه، درسته؟
سوال خیلی خوبی بود نیلوفر جان. Giggle بیشتر خنده ریز و بچگانه (گاهی از روی شیطنت یا خجالت) هست، اما Chuckle یک خنده آرام و درونیه که معمولاً از روی رضایت یا خواندن یک مطلب خندهداره.
من توی دیکشنری عبارت get a laugh رو دیدم. این هم جزو کالوکیشنهای رایجه؟
بله فرهاد عزیز. get a laugh یعنی «باعث خنده دیگران شدن». مثلاً وقتی یک کمدین جوکی میگه و مردم میخندن، میگیم He got a big laugh.
مقاله خیلی کامل بود. لطفاً درباره اصطلاح laughing stock هم توضیح بدید. آیا این هم یک کالوکیشنه؟
من شنیدم که میگن don’t make me laugh. این بار معنایی منفی داره یا شوخی هست؟
محسن جان، این عبارت معمولاً زمانی استفاده میشه که کسی حرفی میزنه که از نظر شما کاملاً غیرممکن یا احمقانه است. یعنی «حرفی نزن که مرغ پخته به خنده بیاد!»، پس میتونه کمی طعنهآمیز باشه.
واقعاً یادگیری کالوکیشنها سرعت مکالمه رو بالا میبره. من قبلاً برای گفتن «خنده شدید» کلی فکر میکردم ولی الان roar with laughter همیشه توی ذهنمه.
دقیقاً همینطوره الهام عزیز. وقتی کلمات رو به صورت جفت یا گروهی یاد میگیرید، مغز سریعتر اونها رو بازیابی میکنه.
کلمه belly laugh خیلی برام جالب بود. یعنی خندهای که کل شکم آدم تکون میخوره! چقدر توصیف دقیقی هست.
تلفظ حرف gh در انتهای laugh همیشه برای من سوال بود. مثل f تلفظ میشه یا کلاً ساکته؟
فاطمه جان، در کلمه laugh، ترکیب gh دقیقاً صدای /f/ میده. پس تلفظش میشه «لَف».
اصطلاح crack up هم به معنی خندیدن هست؟ من توی یوتیوب زیاد میشنوم.
بله حسین جان، crack up یک اصطلاح عامیانه (slang) و بسیار رایج به معنی «از خنده ترکیدن» هست. مثلاً: He cracked me up یعنی «او منو از خنده ترکوند».
آیا میتونیم بگیم a forced laugh؟ یعنی خنده اجباری؟
کاملاً درسته پروانه عزیز. Forced laugh یکی از کالوکیشنهای بسیار پرکاربرده برای زمانی که کسی به اجبار و برای ادب میخنده.
ممنون از سایت خوبتون. کاش برای کلمات دیگه مثل Cry هم همینطور کالوکیشنها رو بذارید.
من توی فیلمها شنیدم میگن canned laughter. منظورشون همون صدای خنده پسزمینه توی سریالهای کمدیه؟
دقیقاً دنیا جان! به خندههای ضبطشدهای که روی سریالهای سیتکام (مثل Friends) میذارن میگن canned laughter یا laugh track.
عبارت have a laugh بیشتر در لهجه بریتانیایی استفاده میشه یا آمریکایی؟
آروین عزیز، have a laugh در هر دو لهجه استفاده میشه، اما بریتانیاییها خیلی بیشتر از آن به معنای «خوش گذراندن» یا «شوخی کردن» استفاده میکنند. مثلاً: We were just having a laugh.
اصطلاح be in stitches رو هم میتونیم در کنار این کالوکیشنها یاد بگیریم؟
بله سمیرا جان، ایده عالیایه! be in stitches یعنی از شدت خنده روده بر شدن یا به بخیه افتادن! (از شدت خنده دلدرد گرفتن).
تعریف کالوکیشن رو خیلی خوب توضیح دادید. واقعاً یادگیری لغت به تنهایی کافی نیست.
آیا کلمه short با laugh میاد؟ مثل a short laugh؟
بله یاسمن عزیز، a short laugh به معنای یک خنده کوتاه و گذراست که معمولاً در توصیفات ادبی زیاد دیده میشه.
برای خندهای که از روی تمسخر باشه چه کالوکیشنی پیشنهاد میدید؟
جواد جان، برای خنده تمسخرآمیز میتونی از mocking laugh یا sardonic laugh استفاده کنی. همچنین فعل sneer هم به تنهایی این معنی رو میرسونه.
مقاله بینظیر بود. من همیشه از hearty laugh برای توصیف آدمهای خوشخنده استفاده میکنم.