- مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Knock در زبان انگلیسی کدامند؟
- چگونه میتوان از فعل Knock در جملات مختلف برای بیان مفاهیم گوناگون استفاده کرد؟
- آیا Knock فقط به معنای «در زدن» است یا معانی اصطلاحی دیگری نیز دارد؟
- تفاوت بین Knock on، Knock at و Knock over چیست و هرکدام در چه موقعیتی به کار میروند؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی کالوکیشن های Knock در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل Knock یکی از افعال ساده و در عین حال پرکاربرد است که با ترکیب شدن با کلمات دیگر، معانی و مفاهیم کاملاً جدیدی پیدا میکند. یادگیری این کالوکیشنها به شما کمک میکند تا انگلیسی را طبیعیتر و شبیه به یک فرد نیتیو صحبت کنید و درک بهتری از مکالمات روزمره، فیلمها و متون انگلیسی داشته باشید. پس با ما همراه باشید تا این ترکیبات جذاب را با مثالهای واضح و ترجمه فارسی روان یاد بگیرید.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از پرداختن به کالوکیشن های Knock، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر به کار میروند. این کلمات «همنشین» یکدیگر هستند. برای مثال، در فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد. یادگیری این ترکیبات به جای کلمات تکی، به روانتر شدن و طبیعیتر شدن صحبتهای شما کمک شایانی میکند.
کالوکیشن های رایج Knock با حروف اضافه (Prepositions)
یکی از اصلیترین کاربردهای فعل Knock، ترکیب آن با حروف اضافه مختلف است که هر کدام معنای خاصی را ایجاد میکنند. در ادامه به بررسی مهمترین آنها میپردازیم.
Knock at / Knock on
این دو ترکیب، رایجترین و شناختهشدهترین کالوکیشنهای فعل Knock هستند و هر دو به معنای «در زدن» یا «ضربه زدن به چیزی» به کار میروند. تفاوت معنایی خاصی بین این دو وجود ندارد و در اکثر مواقع میتوان آنها را به جای یکدیگر استفاده کرد. با این حال، Knock on کمی رایجتر است.
- مثال: Someone is knocking on the door. Can you see who it is?
- ترجمه: یک نفر دارد در میزند. میتوانی ببینی کیست؟
- مثال: He heard a knock at the window.
- ترجمه: او صدای ضربهای به پنجره را شنید.
Knock over
این کالوکیشن به معنای «واژگون کردن»، «انداختن» یا «پخش و پلا کردن چیزی» به صورت تصادفی است.
- مثال: Be careful not to knock over the vase. It’s very expensive.
- ترجمه: مواظب باش گلدان را نیندازی. خیلی گران است.
- مثال: The cat jumped on the table and knocked over my glass of milk.
- ترجمه: گربه روی میز پرید و لیوان شیر من را واژگون کرد.
Knock out
این عبارت چند معنی مختلف دارد که بسته به موقعیت باید آن را تفسیر کرد:
- بیهوش کردن (مخصوصاً با ضربه): این کاربرد بیشتر در ورزشهای رزمی مانند بوکس شنیده میشود.
- مثال: The boxer knocked out his opponent in the first round.
- ترجمه: بوکسور حریفش را در راند اول ناکاوت (بیهوش) کرد.
- حذف کردن از مسابقه: وقتی یک تیم یا ورزشکار از دور رقابتها حذف میشود.
- مثال: Brazil was knocked out of the World Cup in the quarter-finals.
- ترجمه: برزیل در مرحله یکچهارم نهایی از جام جهانی حذف شد.
- تحت تأثیر قرار دادن شدید (عامیانه): برای توصیف چیزی که بسیار زیبا، شگفتانگیز یا چشمگیر است.
- مثال: She really knocked me out with her performance.
- ترجمه: او با اجرایش واقعاً مرا شگفتزده کرد.
Knock off
این کالوکیشن نیز معانی متعددی دارد که باید به آنها توجه کرد:
- دست از کار کشیدن (عامیانه): به معنای تمام کردن کار روزانه و رفتن به خانه.
- مثال: What time do you usually knock off work?
- ترجمه: معمولاً چه ساعتی کارت را تمام میکنی (تعطیل میکنی)؟
- کاهش دادن قیمت یا مقدار چیزی:
- مثال: The shopkeeper knocked off 10% because I paid in cash.
- ترجمه: مغازهدار ۱۰ درصد تخفیف داد چون من نقدی پرداخت کردم.
- کشتن یا به قتل رساندن (اصطلاح بسیار عامیانه و غیرر رسمی):
- مثال: The gangster hired a hitman to knock off his rival.
- ترجمه: گانگستر یک آدمکش استخدام کرد تا رقیبش را از بین ببرد.
- تولید کپی ارزان و بیکیفیت از یک محصول:
- مثال: They knock off cheap copies of designer handbags.
- ترجمه: آنها کپیهای ارزان کیفهای دستی برند را تولید میکنند.
اصطلاحات و عبارات رایج با Knock
علاوه بر ترکیبات با حروف اضافه، فعل Knock در بسیاری از اصطلاحات (Idioms) انگلیسی نیز به کار میرود که دانستن آنها برای درک عمیقتر زبان ضروری است. در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
Knock someone’s socks off
این اصطلاح به معنای «کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن»، «شگفتزده کردن» یا «حیرتزده کردن» است. این عبارت بار معنایی بسیار مثبتی دارد.
- مثال: Wait until you see her new painting. It will knock your socks off!
- ترجمه: صبر کن تا نقاشی جدیدش را ببینی. حسابی شگفتزدهات میکند!
Knock on wood / Touch wood
این اصطلاح معادل عبارت «بزنم به تخته» در فارسی است و برای جلوگیری از چشمزخم یا بدشانسی پس از گفتن یک حرف مثبت به کار میرود.
- مثال: I haven’t been sick all year, knock on wood.
- ترجمه: من تمام سال مریض نشدهام، بزنم به تخته.
Knock some heads together
این عبارت به معنای «مجبور کردن افرادی که با هم اختلاف دارند به همکاری» یا «وادار کردن آنها به رفتار منطقی» است. معمولاً توسط یک فرد مافوق یا مدیر به کار میرود.
- مثال: If the team doesn’t start cooperating, I’m going to have to go in there and knock some heads together.
- ترجمه: اگر تیم همکاری را شروع نکند، مجبورم بروم آنجا و وادارشان کنم که منطقی رفتار کنند.
Knock it off!
یک عبارت امری و غیررسمی به معنای «بس کن!»، «تمامش کن!» یا «دیگر ادامه نده!» است. معمولاً با لحنی حاکی از عصبانیت یا بیحوصلگی بیان میشود.
- مثال: Knock it off, you two! Stop arguing all the time.
- ترجمه: بس کنید شما دو تا! اینقدر بحث نکنید.
Don’t knock it until you’ve tried it
این اصطلاح به این معناست که «تا وقتی چیزی را امتحان نکردهای، از آن انتقاد نکن». این عبارت برای تشویق دیگران به امتحان کردن تجربیات جدید به کار میرود.
- مثال: I know snails sound gross, but don’t knock it until you’ve tried it.
- ترجمه: میدانم حلزون به نظر چندشآور است، اما تا امتحانش نکردهای، قضاوتش نکن.
جدول خلاصه کالوکیشن های Knock
برای مرور و یادآوری بهتر، در جدول زیر تعدادی از مهمترین کالوکیشن های Knock را به همراه معنی و یک مثال کوتاه خلاصه کردهایم.
| کالوکیشن / اصطلاح | معنی فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|
| Knock on/at the door | در زدن | There’s a knock on the door. |
| Knock over a glass | واژگون کردن لیوان | He accidentally knocked over his glass. |
| Knock someone out | بیهوش کردن کسی / حذف کردن | The punch knocked him out cold. |
| Knock off work | دست از کار کشیدن | Let’s knock off for the day. |
| Knock on wood | بزنم به تخته | So far, so good, knock on wood. |
| Knock your socks off | کسی را شگفتزده کردن | The view from the top will knock your socks off. |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل Knock بسیار فراتر از معنای ساده «در زدن» است. یادگیری کالوکیشن های Knock به شما این قدرت را میدهد که منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و مکالمات انگلیسی را بهتر درک نمایید. این ترکیبات بخش جداییناپذیر زبان روزمره و عامیانه هستند. پیشنهاد میکنیم این عبارات را در مکالمات خود به کار ببرید و سعی کنید آنها را در فیلمها و آهنگهای انگلیسی تشخیص دهید تا به طور کامل در ذهن شما تثبیت شوند.




واقعاً ممنون از این مقاله عالی! همیشه فکر میکردم Knock فقط به معنی در زدنه. تفاوت Knock on و Knock at خیلی برام جالب بود. میشه بگید کدومش رایجتره؟
سارا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. هم Knock on و هم Knock at برای ‘در زدن’ صحیح و رایج هستند. Knock on اغلب کمی رایجتر و عامیانهتر است و بیشتر بر عمل فیزیکی ضربه زدن به در تاکید دارد، در حالی که Knock at بیشتر به ‘مکان’ در اشاره میکند. هر دو کاملاً قابل فهم و صحیحاند!
من این عبارت “Knock it off” رو زیاد تو فیلما شنیدم، دقیقاً یعنی چی؟ تو مقاله اشاره شده ولی یک مثال دیگه میخواستم.
امیر عزیز، “Knock it off” دقیقاً به معنی “بس کن!” یا “تمومش کن!” هست، وقتی میخواهید کسی از انجام کاری دست بردارد که آزاردهنده یا نامناسب است. مثلاً: The kids were making too much noise, so I told them to knock it off. (بچهها خیلی سروصدا میکردند، بهشون گفتم بس کنن.)
مقالههای شما همیشه عالی و کاربردیه. چقدر خوبه که این کالوکیشنها رو به این وضوح توضیح میدید. واقعاً به بهبود اسپیکینگ کمک میکنه.
مرسی از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه Knock با K اولش همیشه برام سوال بوده. آیا K بیصداست؟ و اینکه “knock someone out” فقط به معنی بیهوش کردن نیست، درسته؟
مریم خانم، بله، در کلمه “Knock” حرف K اول بیصداست و فقط “ناک” تلفظ میشود. در مورد “knock someone out” هم کاملاً درست میفرمایید. علاوه بر بیهوش کردن فیزیکی، میتواند به معنی “خیلی خسته کردن” یا حتی “بسیار تحت تأثیر قرار دادن” (مثلاً از زیبایی یا استعداد کسی) هم باشد، البته این مورد آخر کمی عامیانه است.
آیا اصطلاح “knock on wood” هم از همین ریشه Knock میاد؟ معنی اون چیه؟ ممنون از مطالب خوبتون.
علی جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید! بله، “knock on wood” یک اصطلاح رایج انگلیسی است و به معنی “بزن به تخته!” است. وقتی از چیزی خوبی صحبت میکنید و نمیخواهید چشم بخورد یا بدشانسی بیاورید، این جمله را میگویید و معمولاً واقعاً به یک سطح چوبی ضربه میزنید! برای جلوگیری از بدشانسی استفاده میشود.
من همیشه فکر میکردم “knock up” فقط به معنی باردار کردن کسیه. آیا معنی دیگهای هم داره؟
فاطمه عزیز، بله، این عبارت در مکالمات روزمره بیشتر با معنی ‘باردار کردن’ (معمولاً ناخواسته) استفاده میشود. اما در انگلیسی بریتانیایی و قدیمتر، گاهی به معنی ‘بیدار کردن کسی با در زدن’ هم به کار میرفته (مثلاً ‘I’ll knock you up at 7 o’clock’). اما در انگلیسی آمریکایی و امروزی، استفاده از آن به جز معنی باردار کردن، کمی منسوخ شده و باید با دقت و در بافت مناسب استفاده شود تا سوءتفاهم پیش نیاید.
پس اگه بخوام بگم “اون لیوان رو انداخت زمین”، میتونم بگم “He knocked over the glass”؟
حسین جان، کاملاً درست است! “He knocked over the glass” بهترین راه برای بیان ‘او لیوان را انداخت زمین’ یا ‘واژگون کرد’ است. شما مفهوم “knock over” را به خوبی درک کردهاید.
عالی بود! چقدر این کالوکیشنها مهماند و چقدر ما ازشون غافلیم. مرسی که یاد میدید.
این کالوکیشنها بیشتر تو مکالمات خودمونی استفاده میشن یا تو موقعیتهای رسمی هم کاربرد دارن؟
مهدی عزیز، بیشتر کالوکیشنهای Knock که در این مقاله بررسی شدند، در مکالمات روزمره و غیررسمی کاربرد بیشتری دارند. البته “Knock on/at the door” کاملاً رسمی هم هست. اما مثلاً “Knock it off” یا “Knock someone out” در موقعیتهای رسمی کمتر دیده میشوند. بهتر است همیشه به بافت و مخاطب خود توجه کنید.
من یک بار توی یک بازی کامپیوتری شنیدم “knock yourself out” و نفهمیدم یعنی چی! تو مقاله دیدم به “Knock someone out” اشاره شده. آیا “knock yourself out” هم همین معنی رو میده؟
زینب جان، “Knock yourself out” یک اصطلاح رایج و جالب است که معنی متفاوتی از “Knock someone out” دارد! این عبارت به معنی ‘هر کاری میخواهی بکن’، ‘راحت باش’ یا ‘موفق باشی’ است، معمولاً با لحنی کنایهآمیز یا بیتفاوت. مثلاً: “Can I borrow your car?” “Sure, knock yourself out!” (میتونم ماشینت رو قرض بگیرم؟ – حتماً، هر کاری میخوای بکنی بکن!).
واقعاً توضیح کالوکیشن در ابتدای مقاله خیلی کمککننده بود. فهمیدن اینکه کلمات چطور کنار هم میان و معنی جدید میدن، کلید یادگیری طبیعیه.
آیدا عزیز، خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده. دقیقاً همینطور است! کالوکیشنها قلب زبان طبیعی هستند و یادگیری آنها باعث میشود مانند یک بومیزبان صحبت کنید و درک عمیقتری از زبان داشته باشید. به تلاش و دقت شما در یادگیری آفرین میگوییم!
آیا “knock off work” هم داریم؟ یعنی چی؟
پارسا جان، بله، “knock off work” هم یک کالوکیشن رایج است! به معنی ‘کار را تمام کردن’ یا ‘بعد از اتمام کار، محل کار را ترک کردن’ است. مثلاً: “I usually knock off work at 5 PM.” (من معمولاً ساعت ۵ عصر کارم را تمام میکنم.) ممنون از سوال خوبتون!
مقاله بسیار آموزندهای بود. هر روز با مقالات شما چیزای جدیدی یاد میگیرم. ممنون از تیم خوبتون.
اون مثالی که برای “Knock over” زده شده بود “The dog knocked over the garbage can” خیلی تصویرسازی خوبی داشت. واقعاً به درک معنی کمک میکنه. ممنون.
سامان عزیز، خوشحالیم که مثالها برای شما ملموس و قابل درک بودهاند. هدف ما دقیقاً همین است که با مثالهای کاربردی، مفاهیم را به بهترین شکل منتقل کنیم. موفق باشید!
عبارت “knock it out of the park” هم به “knock” مربوط میشه؟ آیا معنی اصطلاحیش هم تو این دسته بندی قرار میگیره؟
شیوا جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید! بله، “knock it out of the park” یک اصطلاح رایج و ورزشی (از بیسبال) است که به معنی ‘عالی عمل کردن’ یا ‘کار را به بهترین شکل ممکن انجام دادن’ است. هرچند مستقیماً جزو کالوکیشنهای اصلی “Knock” نیست، اما از فعل “Knock” ریشه گرفته و کاربرد اصطلاحی پیدا کرده است. ممنون از مشارکت شما!
پس تفاوت اصلی Knock on و Knock at در اینه که Knock on به عمل فیزیکی و Knock at بیشتر به نقطه اشاره داره؟
کامران عزیز، دقیقاً همینطور است! شما به خوبی این تفاوت ظریف را درک کردهاید. Knock on بیشتر بر صدای حاصل از ضربه و تماس فیزیکی تاکید دارد، در حالی که Knock at بیشتر به محل در زدن اشاره دارد. هر دو صحیح هستند، اما این تفاوت جزئی وجود دارد.
برای “knock up” آیا در محاوره خیلی سخیف و توهینآمیز محسوب میشه که بگیم “He knocked her up”؟ یا بیشتر جنبه غیررسمی و ناخوشایند داره؟
بهار خانم، سوال شما بسیار مهم و دقیق است. عبارت “knock up” (به معنی باردار کردن) در انگلیسی عامیانه است و معمولاً بار معنایی منفی یا حداقل بیتفاوتی نسبت به پیامدهای اخلاقی دارد و اغلب به بارداری ناخواسته اشاره میکند. به همین دلیل، استفاده از آن میتواند در بسیاری از موقعیتها بیاحترامی یا بیملاحظگی تلقی شود. در موقعیتهای رسمیتر یا حتی محاورههای عادی بهتر است از عبارات دیگری مانند “get pregnant” یا “make someone pregnant” استفاده کرد. ممنون از دقت شما.
واقعاً مقاله مفیدی بود. من همیشه مشکل داشتم که چطور طبیعیتر صحبت کنم. الان با این کالوکیشنها احساس میکنم یک گام بزرگ برداشتم. حتماً ازشون استفاده میکنم!
خدا قوت! همیشه مقالههای شما بهترین منبع برای یادگیری اصطلاحات و کالوکیشنهای انگلیسی بوده. ممنون از تیم خوبتون.