- آیا فعل kick فقط به معنای «لگد زدن» است یا معانی پنهان دیگری هم دارد؟
- چگونه میتوان با استفاده از کالوکیشن های Kick انگلیسی خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه داد؟
- رایجترین عبارات و اصطلاحات با Kick که در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان استفاده میشود کدامند؟
- تفاوت بین «kick off» و «kick in» چیست و هر کدام در چه موقعیتی به کار میروند؟
- چطور میتوانیم از این کالوکیشنها برای ترک یک عادت بد یا شروع یک فعالیت جدید استفاده کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Kick را به شما معرفی خواهیم کرد. فعل «kick» یکی از آن فعلهای پرکاربرد و در عین حال چندوجهی در زبان انگلیسی است که فراتر از معنای ساده «لگد زدن» عمل میکند. زبانآموزان اغلب با دیدن این فعل در عبارات مختلف دچار سردرگمی میشوند، اما خبر خوب این است که با یادگیری همایندهای (collocations) آن، نه تنها درک شما از این فعل عمیقتر میشود، بلکه میتوانید مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید. این مقاله به شما کمک میکند تا با مثالهای کاربردی و ترجمههای روان، تسلط خود را بر این بخش از واژگان انگلیسی افزایش دهید.
درک مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن با فعل Kick
قبل از اینکه به سراغ لیست بلندبالای کالوکیشن های Kick برویم، بیایید یک بار برای همیشه مفهوم «کالوکیشن» را مرور کنیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و معمول با هم به کار میروند. مثلاً در فارسی ما میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم همین قانون نانوشته وجود دارد. یادگیری این همایندها کلید اصلی برای روان و طبیعی صحبت کردن است. فعل kick نیز از این قاعده مستثنی نیست و با کلمات مختلفی همراه میشود تا معانی کاملاً جدید و گاهی غیرمنتظرهای بسازد.
کالوکیشنهای Kick برای شروع کردن یا آغاز فعالیت
یکی از رایجترین کاربردهای استعاری فعل kick، در معنای «شروع کردن» یا «آغاز کردن» است. این عبارات بسیار پرکاربرد هستند و در موقعیتهای رسمی و غیرر رسمی شنیده میشوند.
-
Kick off (something) / Kick (something) off: به معنای شروع کردن یک رویداد، جلسه، مسابقه یا پروژه. این یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Kick است.
مثال:
We will kick off the meeting with a brief introduction.
ترجمه: ما جلسه را با یک معرفی کوتاه آغاز خواهیم کرد.مثال:
The football match kicks off at 3 PM.
ترجمه: مسابقه فوتبال ساعت ۳ بعد از ظهر شروع میشود. -
Kick-start (something): به معنای فراهم کردن انگیزه یا نیروی اولیه برای شروع یا بهبود چیزی. این عبارت اغلب برای اقتصاد، یک پروژه یا حتی روشن کردن موتور به کار میرود.
مثال:
The government hopes the new policy will kick-start the economy.
ترجمه: دولت امیدوار است که سیاست جدید، اقتصاد را به راه بیندازد (به آن جان تازهای ببخشد).مثال:
I need some coffee to kick-start my day.
ترجمه: برای شروع روزم به کمی قهوه نیاز دارم.
کالوکیشن های Kick برای توصیف واکنشها و احساسات
فعل kick به طرز شگفتآوری برای بیان احساسات و واکنشهای شدید نیز به کار میرود. این عبارات معمولاً بار معنایی قوی دارند و کمی غیررسمی هستند.
بیان هیجان و لذت
-
Get a kick out of (something): از چیزی بسیار لذت بردن یا هیجانزده شدن. این عبارت نشاندهنده لذتی است که از یک فعالیت خاص میبرید.
مثال:
He gets a real kick out of watching horror movies late at night.
ترجمه: او از تماشای فیلمهای ترسناک در آخر شب واقعاً کیف میکند (لذت میبرد). -
(Just) for kicks: انجام کاری فقط برای تفریح، هیجان و سرگرمی، بدون هیچ دلیل منطقی دیگری.
مثال:
They didn't steal the car to sell it; they just did it for kicks.
ترجمه: آنها ماشین را برای فروش ندزدیدند؛ فقط برای تفریح و هیجان این کار را کردند.
بیان ناراحتی و پشیمانی
-
Kick yourself: خود را سرزنش کردن به خاطر یک اشتباه یا از دست دادن یک فرصت. معادل فارسی آن «تو سر خود زدن» از پشیمانی است.
مثال:
I could kick myself for not buying that stock when it was cheap.
ترجمه: دارم خودم را میخورم که چرا آن سهام را وقتی ارزان بود نخریدم. -
A kick in the teeth: یک ناامیدی یا شکست بزرگ و غیرمنتظره. ضربهای که فرد را به شدت ناراحت میکند.
مثال:
Losing the contract after months of hard work was a real kick in the teeth.
ترجمه: از دست دادن قرارداد بعد از ماهها کار سخت، واقعاً یک شکست بزرگ و ناامیدکننده بود.
کالوکیشن های Kick مرتبط با عادات و سبک زندگی
ترک کردن عادتهای بد یکی از زمینههایی است که کالوکیشن های Kick در آن نقش پررنگی دارند. این عبارات به طور گسترده در کمپینهای سلامتی و مکالمات روزمره استفاده میشوند.
-
Kick the habit: ترک کردن یک عادت بد، به خصوص سیگار کشیدن یا مصرف مواد مخدر.
مثال:
Many people find it very difficult to kick the smoking habit.
ترجمه: برای بسیاری از مردم ترک کردن عادت سیگار کشیدن بسیار دشوار است. -
Kick back: استراحت کردن، ریلکس کردن. این عبارت حس لم دادن و آرامش را منتقل میکند.
مثال:
After a long week of work, I just want to kick back and watch a movie.
ترجمه: بعد از یک هفته کاری طولانی، فقط میخواهم استراحت کنم و یک فیلم ببینم. -
Alive and kicking: به معنای زنده، سالم، فعال و پرانرژی بودن. معمولاً برای تأکید بر سلامت و فعالیت کسی یا چیزی به کار میرود که انتظارش نمیرود.
مثال:
My grandfather is 90 years old, but he's still alive and kicking.
ترجمه: پدربزرگم ۹۰ ساله است، اما هنوز سر و مر و گنده (سالم و سرحال) است.
عبارات و اصطلاحات (Idioms) رایج با Kick
علاوه بر کالوکیشنها، فعل kick در بسیاری از اصطلاحات رایج انگلیسی نیز حضور دارد. این اصطلاحات معمولاً معنای کاملاً متفاوتی از معنای تحتاللفظی کلمات دارند.
| اصطلاح (Idiom) | معنی و توضیح | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| Kick the bucket | (غیررسمی و گاهی بیادبانه) مردن. |
|
| Kick up a fuss/stink | جنجال به پا کردن، سر و صدا راه انداختن، به شدت شکایت و اعتراض کردن. |
|
| Kick (someone) when they’re down | در وضعیت بد به کسی ضربه زدن، از ضعف کسی سوءاستفاده کردن. |
|
| Kick into gear | شروع به کار کردن با تمام قدرت، فعال شدن به طور مؤثر. |
|
فعلهای عبارتی (Phrasal Verbs) با Kick
فعل kick با حروف اضافه مختلف ترکیب شده و فعلهای عبارتی با معانی مشخصی میسازد. درک این تفاوتها برای استفاده صحیح از آنها ضروری است.
-
Kick in: شروع به اثر کردن (معمولاً برای دارو، خستگی یا یک قانون جدید). همچنین میتواند به معنای کمک مالی کردن (مشارکت) باشد.
مثال ۱ (اثر کردن):
The painkiller should kick in within ten minutes.
ترجمه: داروی مسکن باید ظرف ده دقیقه اثر کند.مثال ۲ (مشارکت):
Everyone kicked in a few dollars to buy her a gift.
ترجمه: هر کس چند دلار داد (مشارکت کرد) تا برای او یک هدیه بخرند. -
Kick out (someone): کسی را اخراج کردن، بیرون انداختن (از یک مکان یا گروه).
مثال:
The landlord threatened to kick them out if they didn't pay the rent.
ترجمه: صاحبخانه تهدید کرد که اگر اجاره را پرداخت نکنند، آنها را بیرون میاندازد. -
Kick around (an idea): به صورت غیررسمی در مورد یک ایده یا پیشنهاد صحبت و بحث کردن.
مثال:
Let's kick around a few ideas for the new project.
ترجمه: بیایید چند ایده برای پروژه جدید را سرسری با هم بررسی کنیم.
جمعبندی: چگونه از کالوکیشن های Kick به درستی استفاده کنیم؟
همانطور که مشاهده کردید، فعل kick بسیار فراتر از معنای فیزیکی خود عمل میکند. بهترین راه برای تسلط بر کالوکیشن های Kick، توجه به بافت (context) و تمرین مداوم است. سعی کنید این عبارات را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. به جای استفاده از کلمات ساده مانند «start» یا «enjoy»، از جایگزینهای جذابتری مانند «kick off» یا «get a kick out of» استفاده کنید. این کار نه تنها دایره لغات شما را غنیتر میکند، بلکه باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر، پویاتر و تأثیرگذارتر به نظر برسد. این لیست را به عنوان یک مرجع همیشه در دسترس داشته باشید و به تدریج این عبارات قدرتمند را به جعبه ابزار زبانی خود اضافه کنید.




وای، ممنون از این مقاله فوقالعاده! من همیشه فکر میکردم kick فقط یعنی لگد زدن. چقدر معنی پنهان داره و چقدر کالوکیشنها مهم هستن.
خواهش میکنیم سارا جان! دقیقاً، بسیاری از افعال رایج مثل kick معانی گستردهتری در قالب کالوکیشنها پیدا میکنند که یادگیری آنها به روانتر صحبت کردن شما کمک زیادی میکند.
واقعاً عالی بود! یه سوال داشتم، kick off برای شروع یه پروژه یا جلسه هم استفاده میشه؟ یا فقط تو ورزش؟
سلام علی عزیز. بله، کاملاً درسته! ‘kick off’ به غیر از ورزش، برای شروع رسمی یک رویداد، پروژه، جلسه یا حتی یک کمپین هم به طور گستردهای استفاده میشود. مثلاً: ‘The meeting will kick off at 9 AM.’
من ‘kick the bucket’ رو تو یه فیلم شنیده بودم که به معنی مردن بود. اونم کالوکیشنه یا اصطلاح؟
مریم عزیز، سؤال خوبی پرسیدید! ‘kick the bucket’ یک اصطلاح (idiom) است که به معنای ‘مردن’ به کار میرود. هرچند کلمه ‘kick’ در آن هست، اما معنی کلی عبارت از مجموع معانی کلمات تشکیلدهندهاش قابل حدس نیست، که ویژگی اصلی اصطلاحات است. کالوکیشنها معمولاً قابل درکتر هستند و به همراهی کلمات اشاره دارند.
تفاوت kick in و kick off رو خیلی خوب توضیح دادید. قبلاً گیج میشدم. پس kick in یعنی یه چیزی شروع به اثر کردن میکنه؟
دقیقاً! ‘kick in’ به معنای شروع تأثیرگذاری، فعال شدن یا به کار افتادن چیزی است. مثلاً: ‘The pain medication started to kick in after 20 minutes.’ یا ‘The new rules will kick in next month.’
عبارت ‘kick back’ برای ریلکس کردن رو توی مکالمات روزمره چقدر میشه استفاده کرد؟ خیلی عامیانه نیست؟
فاطمه گرامی، ‘kick back’ یک عبارت نسبتاً غیررسمی (informal) است و در مکالمات روزمره و دوستانه بسیار رایج است. معمولاً به معنای استراحت کردن، ریلکس کردن و لذت بردن از اوقات فراغت است و در موقعیتهای رسمی کمتر به کار میرود.
میشه چند تا مثال دیگه از ‘kick up a fuss’ بدید؟ خیلی جالبه ولی فکر کنم سخت بتونم استفاده کنم.
حتماً امیرحسین جان. ‘kick up a fuss’ یعنی اعتراض کردن یا سروصدا راه انداختن در مورد چیزی. مثلاً: ‘The customers kicked up a fuss when they found out the restaurant was closing early.’ یا ‘Don’t kick up a fuss over something so small.’ با تمرین، استفاده از آن برایتان راحتتر میشود.
من قبلاً اهمیت کالوکیشنها رو دست کم میگرفتم، ولی این مقاله نشون داد چقدر تو طبیعی صحبت کردن موثرن. واقعاً ممنونم.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده نگین عزیز. کالوکیشنها ستون فقرات زبان طبیعی هستند و یادگیری آنها واقعاً شما را یک گام به تسلط بر زبان انگلیسی نزدیکتر میکند.
این قسمت ‘kick a bad habit’ خیلی به دردم خورد. من دارم تلاش میکنم تنبلی رو ترک کنم. میتونه انگیزه باشه!
سامان عزیز، همینطوره! ‘kick a habit’ به معنای ‘ترک کردن یک عادت’ است و با اراده قوی قطعاً شما میتوانید بر تنبلی غلبه کنید. موفق باشید!
ممنون از مقاله. توی این کالوکیشنها مثل ‘kick off’ یا ‘kick in’ استرس کلمه روی کدوم بخشه؟ kick یا حرف اضافه؟
یلدا جان، سوال شما درباره استرس کلمات بسیار هوشمندانه است! در بیشتر افعال عبارتی (phrasal verbs) که کالوکیشنها هم جزء آنها هستند، تأکید (stress) معمولاً روی حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) قرار میگیرد. مثلاً در ‘kick OFF’ یا ‘kick IN’. این نکته به طبیعیتر صحبت کردن شما کمک زیادی میکند.
آیا ‘kick around’ هم میتونه به معنی بحث کردن یا فکر کردن به یه ایده باشه؟ شنیدم یه جا.
بله پویا، ‘kick around an idea’ به معنای بررسی کردن یا بحث کردن درباره یک ایده به صورت غیررسمی و کلی است. مثلاً: ‘Let’s kick around some ideas for the new project.’ معنی درستی شنیدهاید.
خیلی ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. مقالاتتون همیشه کاربردی و با کیفیت هستن.
زینب عزیز، از لطف شما سپاسگزاریم. هدف ما ارائه محتوای مفید و کاربردی برای شما زبانآموزان عزیز است.
میشه برای ‘kick in’ یه مثال دیگه تو حوزه مالی بدید؟ مثلاً بیمه یا وام؟
حتماً حسن جان. در حوزه مالی، ‘kick in’ میتواند به معنای ‘شروع به پرداخت شدن’ یا ‘شروع به اثرگذاری’ باشد. مثلاً: ‘The insurance policy will kick in after a 30-day waiting period.’ یا ‘The government grant will kick in next quarter.’
جالبه که تو فارسی هم افعال ما با پیشوند و پسوند معنیهای مختلفی پیدا میکنن. خیلی شبیه کالوکیشنهاست.
نکته بسیار خوبی است ریحانه! این شباهت در ساختار زبانها، درک کالوکیشنها و افعال عبارتی را برای فارسیزبانان آسانتر میکند. این نوع ساختار در زبانهای مختلف رایج است.
شایعترین اشتباهی که زبانآموزها موقع استفاده از کالوکیشنهای kick مرتکب میشن چیه؟
کوروش عزیز، یکی از شایعترین اشتباهات، تلاش برای ترجمه کلمه به کلمه کالوکیشنهاست. به جای آن، بهتر است هر کالوکیشن را به عنوان یک واحد معنیدار کامل یاد بگیرید و درک کنید که در چه بافتی استفاده میشود.
واقعا دمتون گرم بابت این محتوای آموزشی.
kick off برای شروع یک رویداد بزرگ مثل فستیوال هم به کار میره؟ مثلا the festival kicks off next week.
کاملاً درسته مهران! ‘The festival kicks off next week’ یک جمله کاملاً صحیح و رایج است. ‘kick off’ برای شروع رسمی و هیجانانگیز رویدادهای بزرگ، فستیوالها، کنفرانسها و حتی مسابقات استفاده میشود.
میدونستید چرا به بعضی از این عبارتها kick میگن؟ مثلا ‘kick back’ از کجا اومده؟
سؤال جالبی است صبا. ریشهیابی دقیق برخی از این عبارات میتواند پیچیده باشد و به تغییرات معنایی در طول زمان برگردد. برای ‘kick back’، تصور میشود که از حالت نشستن با پاهای دراز شده به عقب (recline) یا بدون فعالیت فیزیکی زیاد برای استراحت کردن، گرفته شده است.
من این اصطلاحات رو توی فیلم و سریال خیلی شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان خیلی روشن شد برام.
خوشحالیم که این مقاله توانسته ابهامات شما را برطرف کند شهین عزیز. شنیدن و دیدن این کالوکیشنها در محتوای بومی، بهترین راه برای آشنایی و یادگیری کاربرد آنها در بافت طبیعی است.
مقاله بسیار جامع و مفید بود.
آیا ‘kick start’ هم کالوکیشنی با kick هست که معنی شروع سریع و پر انرژی رو بده؟
بله شقایق جان، ‘kick start’ هم یک کالوکیشن بسیار رایج است! معمولاً به معنای ‘راه انداختن سریع و با انرژی یک چیز راکد یا کند’ به کار میرود. مثلاً: ‘The government plans to kick-start the economy with new investments.’ ریشهاش هم از روشن کردن موتورسیکلت با لگد زدن به استارت آن میآید.
به نظرم بهترین قسمت مقاله، مقایسه تفاوت kick off و kick in بود. خیلی وقتا این دوتا رو اشتباهی استفاده میکردم.
افشین عزیز، این دو کالوکیشن واقعاً میتوانند برای زبانآموزان گیجکننده باشند. خوشحالیم که توضیحات مقاله به شما در تشخیص تفاوت و کاربرد صحیح آنها کمک کرده است.
برای یادگیری کالوکیشن ها چه روشی رو پیشنهاد میدید؟ فقط حفظ کردن کافی نیست.
الهه جان، سوال بسیار مهمی است. فقط حفظ کردن کافی نیست. پیشنهاد میکنیم: 1. کالوکیشنها را در قالب جمله یاد بگیرید. 2. از آنها در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید. 3. با استفاده از فلشکارت یا نرمافزارهای مرور فاصلهدار (مثل Anki) مرور کنید. 4. با گوش دادن به پادکستها، فیلمها و خواندن متون انگلیسی، خودتان را در معرض آنها قرار دهید.
کالوکیشن ‘kick back and relax’ رو تو یکی از آهنگها شنیده بودم. باحال بود که اینجا دیدم معنیش رو.
محسن عزیز، بله، این عبارت در موسیقی و فرهنگ عامه بسیار رایج است و دقیقاً به معنای ‘استراحت کردن و لذت بردن از لحظه’ است. خوشحالیم که مقاله توانسته ارتباطی بین آنچه شنیدهاید و معنای دقیقش برقرار کند.
این مقاله نشون داد چقدر استفاده درست از کلمات میتونه روی سلیس بودن زبانمون تاثیر بذاره.
دقیقاً آیدا جان. fluency و naturalness در زبان انگلیسی به شدت به استفاده صحیح از کالوکیشنها و عبارات بومی بستگی دارد.