- آیا تا به حال هنگام تلاش برای توضیح و دفاع از یک عمل یا تصمیم در زبان انگلیسی، با این سوال روبرو شدهاید که از کدام حرف اضافه یا کلمه همراه با فعل justify استفاده کنید؟
- آیا احساس میکنید استفاده از justify در جملاتتان گاهی اوقات نامفهوم یا غیرطبیعی به نظر میرسد؟
- آیا میخواهید با اطمینان کامل، دلایل و منطق پشت انتخابها و اقدامات خود را به انگلیسی بیان کنید و از اشتباهات رایج جلوگیری کنید؟
در این راهنمای جامع، ما کالوکیشنهای Justify را به شکلی ساده و قدم به قدم بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده صحیح از این فعل مهم دچار سردرگمی نشوید و بتوانید با اعتماد به نفس کامل، منظورتان را بیان کنید.
| کالوکیشن اصلی | معنی رایج | مثال فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|---|
| Justify an action/decision | توجیه کردن یک عمل/تصمیم | او تصمیم خود را با اشاره به وضعیت اقتصادی توجیه کرد. | He justified his decision by pointing to the economic situation. |
| Justify oneself | از خود دفاع کردن/خود را توجیه کردن | او مجبور شد در برابر اتهامات از خود دفاع کند. | She had to justify herself against the accusations. |
| Justify by + gerund/noun | توجیه کردن با/به واسطه | آنها افزایش قیمتها را با رشد هزینهها توجیه کردند. | They justified the price increase by rising costs. |
| Justify to + someone | توجیه کردن چیزی برای کسی | او باید نتایج تیم را به مدیران توجیه کند. | He needs to justify the team’s results to the management. |
| Be justified in + gerund | حق داشتن در/مجاز بودن در | شما کاملاً حق دارید که این کار را انجام دهید. | You are perfectly justified in doing this. |
معنی Justify و اهمیت کالوکیشنها در یادگیری آن
فعل “justify” یکی از واژگان پرکاربرد و در عین حال نیازمند دقت در زبان انگلیسی است. ریشه این کلمه به لاتین باز میگردد و به معنای “عادلانهسازی” یا “درستانگاری” است. وقتی چیزی را “justify” میکنیم، در واقع دلایل منطقی، اخلاقی یا عملی برای آن ارائه میدهیم تا نشان دهیم آن چیز صحیح، موجه یا ضروری است.
برای مثال، اگر شما یک هزینه بزرگ کردهاید، ممکن است نیاز باشد آن را به مدیرتان “justify” کنید؛ یعنی توضیح دهید چرا این هزینه لازم بوده و چه سودی برای شرکت دارد. اگر دوستتان عصبانی است، شاید لازم باشد او رفتار خود را “justify” کند؛ یعنی دلایلش را برای عصبانیت بیان کند تا از نظر شما منطقی به نظر برسد.
یادگیری کالوکیشنها (collocations) یا کلمات همنشین، برای تسلط بر این فعل حیاتی است. “Justify” به تنهایی میتواند گمراهکننده باشد؛ اما وقتی میدانیم معمولاً با چه کلمات دیگری (مانند اسمها، حروف اضافه، یا افعال دیگر) به کار میرود، معنی و کاربرد آن بسیار شفافتر میشود. عدم آشنایی با این کالوکیشنها میتواند منجر به جملات غیرطبیعی، اشتباهات گرامری و سوءتفاهم شود. نگران نباشید اگر در ابتدا این موضوع کمی پیچیده به نظر میرسد؛ بسیاری از زبانآموزان با این چالش روبرو هستند و این راهنما به شما کمک خواهد کرد.
کالوکیشنهای رایج Justify با اسمها و ضمایر
یکی از رایجترین کاربردهای “justify” زمانی است که با یک اسم یا ضمیر به عنوان مفعول همراه میشود. در این حالت، شما در حال توجیه کردن یک عمل، تصمیم، یا حتی یک شخص (معمولاً خودتان) هستید.
Justify + Noun (توجیه کردن چیزی)
این ساختار به معنای ارائه دلایل برای اثبات درستی یا قابل قبول بودن یک چیز است. مفعول میتواند یک عمل (action)، تصمیم (decision)، انتخاب (choice)، هزینه (expense)، موضع (position) یا حتی وسیله (means) باشد.
ساختار:
Subject + Justify + Noun
- ✅ Correct:
او نتوانست رفتار خود را توجیه کند.
He couldn’t justify his behavior.
- ❌ Incorrect:
او نتوانست درباره رفتار خود توجیه کند.
He couldn’t justify about his behavior.
- ✅ Correct:
دولت افزایش مالیاتها را توجیه کرد.
The government justified the tax increases.
- ❌ Incorrect:
دولت برای افزایش مالیاتها توجیه کرد.
The government justified for the tax increases.
مثالهای بیشتر:
-
این موفقیت هزینههای پروژه را توجیه میکند.
This success justifies the project’s expenses.
-
او سعی کرد تصمیم خود را برای ترک شغل توجیه کند.
She tried to justify her decision to leave the job.
-
آیا میتوانید این عمل بیرحمانه را توجیه کنید؟
Can you justify this cruel act?
Justify oneself (خود را توجیه کردن)
این ساختار زمانی به کار میرود که فردی نیاز دارد از خود، اعمالش، یا اعتقاداتش در برابر انتقادات، اتهامات یا سوءتفاهمها دفاع کند. به عبارت دیگر، شخص دلایلی را برای نشان دادن درستی خود ارائه میدهد.
ساختار:
Subject + Justify + oneself (himself/herself/themselves etc.)
- ✅ Correct:
او مجبور شد ساعتها از خود دفاع کند.
He had to justify himself for hours.
- ❌ Incorrect:
او مجبور شد برای خودش توجیه کند.
He had to justify for himself.
مثالهای بیشتر:
-
هیچ نیازی نیست خودت را به من توجیه کنی.
You don’t need to justify yourself to me.
-
او احساس میکرد باید به پدر و مادرش خود را توجیه کند.
She felt she had to justify herself to her parents.
کالوکیشنهای Justify با حروف اضافه
استفاده صحیح از حروف اضافه پس از “justify” میتواند معنی جمله را به کلی تغییر دهد. در اینجا به رایجترین و مهمترین آنها میپردازیم.
Justify something by/with (توجیه کردن چیزی به واسطه/با)
این ساختار برای بیان دلیل یا ابزاری که برای توجیه کردن چیزی استفاده میشود، به کار میرود. “By” معمولاً با یک gerund (فعل با ing) یا یک اسم انتزاعی همراه است، در حالی که “with” ممکن است با شواهد یا مدارک فیزیکیتر به کار رود.
ساختار:
Subject + Justify + Noun + by + Gerund/Noun
ساختار:
Subject + Justify + Noun + with + Noun (evidence/proof)
- ✅ Correct:
آنها هزینهها را با افزایش بهرهوری توجیه کردند.
They justified the costs by increasing productivity.
- ❌ Incorrect:
آنها هزینهها را برای افزایش بهرهوری توجیه کردند.
They justified the costs for increasing productivity.
- ✅ Correct:
او اقدامش را با ارائه شواهد جدید توجیه کرد.
He justified his action with new evidence.
- ❌ Incorrect:
او اقدامش را به واسطه شواهد جدید توجیه کرد.
He justified his action for new evidence.
مثالهای بیشتر:
-
هیچ چیزی نمیتواند چنین خشونت را توجیه کند.
Nothing can justify such violence.
-
او تصمیم خود را با اشاره به عدم حمایت کافی توجیه کرد.
She justified her decision by citing a lack of sufficient support.
Justify something to someone (توجیه کردن چیزی برای کسی)
این ساختار به معنای توضیح دادن دلایل یک چیز به شخص یا گروهی دیگر است، به نحوی که برای آنها منطقی یا قابل قبول باشد.
ساختار:
Subject + Justify + Noun + to + Someone
- ✅ Correct:
او مجبور بود هر تصمیم خود را به رئیسش توجیه کند.
She had to justify every decision to her boss.
- ❌ Incorrect:
او مجبور بود هر تصمیم خود را برای رئیسش توجیه کند.
She had to justify every decision for her boss.
مثالهای بیشتر:
-
چگونه میخواهی این تأخیر را به مشتریان توجیه کنی؟
How will you justify this delay to the clients?
-
من باید برنامه کاری جدید را به تیم توجیه کنم.
I need to justify the new work schedule to the team.
Be justified in + Gerund (حق داشتن در انجام کاری/مجاز بودن در انجام کاری)
این ساختار بیشتر به صورت مجهول (passive) استفاده میشود و به این معنی است که شخص یا گروهی دلایل کافی و موجهی برای انجام کاری دارند. این عبارت حس قانونی، اخلاقی یا منطقی بودن یک عمل را منتقل میکند.
ساختار:
Subject + Be justified in + Gerund (V-ing)
- ✅ Correct:
شما کاملاً حق داشتید که از آن کار جلوگیری کنید.
You were perfectly justified in preventing that action.
- ❌ Incorrect:
شما کاملاً توجیه شده بودید برای جلوگیری از آن کار.
You were perfectly justified for preventing that action.
مثالهای بیشتر:
-
آنها حق داشتند که نگران باشند.
They were justified in being worried.
-
شکایات او کاملاً موجه بود.
Her complaints were entirely justified.
تفاوت کاربرد Justify: رسمی و غیررسمی
فعل “justify” به طور کلی یک واژه نسبتاً رسمی (formal) است و بیشتر در مکالمات حرفهای، آکادمیک، گزارشها، مقالات و بحثهای جدی به کار میرود. در موقعیتهای غیررسمی و روزمره، ممکن است از عبارات سادهتری مانند “explain why” (توضیح دادن چرا)، “give reasons for” (دلیل آوردن برای) یا “make excuses for” (بهانه آوردن برای) استفاده شود.
- رسمی:
مدیر باید افزایش هزینهها را به هیئت مدیره توجیه کند.
The manager must justify the cost increases to the board.
- غیررسمیتر:
چرا این کار رو کردی؟ باید توضیح بدی.
Why did you do that? You need to explain why.
همچنین، دقت کنید که “justify” همیشه به معنای “حق با کسی بودن” نیست، بلکه به معنای “دلیل منطقی یا قابل قبولی آوردن” است. یک نفر ممکن است عمل خود را توجیه کند، اما این توجیه لزوماً به این معنی نیست که عمل او درست بوده است.
اشتباهات و باورهای غلط رایج درباره Justify
درک این اشتباهات به شما کمک میکند تا از آنها دوری کنید و از “justify” با اطمینان بیشتری استفاده نمایید.
1. استفاده نادرست از حروف اضافه
همانطور که دیدیم، یکی از بزرگترین چالشها انتخاب حرف اضافه صحیح است. بسیاری از زبانآموزان به اشتباه از “for” یا “about” بعد از “justify” استفاده میکنند.
- ❌ Incorrect:
او تصمیم خود را برای تأخیر توجیه کرد.
He justified his decision for the delay.
- ✅ Correct:
او تصمیم خود را در مورد تأخیر توجیه کرد.
He justified his decision regarding the delay.
یا
او تصمیم خود را به خاطر تأخیر توجیه کرد.
He justified his decision due to the delay.
(در اینجا، “due to” دلیل را بیان میکند، نه یک حرف اضافه برای “justify”.)
2. خلط معنی با “explain” (توضیح دادن)
با اینکه “justify” شامل توضیح دادن است، اما صرفاً توضیح دادن نیست. “Explain” فقط به معنای روشن کردن یک موضوع است، در حالی که “justify” به معنای ارائه دلایلی برای اثبات درستی یا قابل قبول بودن آن است.
- ❌ Incorrect:
میتوانی به من توجیه کنی که چگونه ماشینت خراب شد؟
Can you justify to me how your car broke down?
(در اینجا، هدف صرفاً توضیح دادن روند است، نه توجیه.)
- ✅ Correct:
میتوانی به من توضیح دهی که چگونه ماشینت خراب شد؟
Can you explain to me how your car broke down?
- ✅ Correct (درست با justify):
میتوانی تأخیرت را توجیه کنی؟
Can you justify your delay?
(در اینجا، هدف ارائه دلیل برای قابل قبول بودن تأخیر است.)
3. تصور اینکه “justify” همیشه مثبت است
این باور که “justify” همیشه به معنای درست بودن یا حق با شما بودن است، یک باور غلط است. شما ممکن است چیزی را “justify” کنید، اما شنونده همچنان با آن مخالف باشد یا آن را نادرست بداند.
-
او تلاش کرد اقدام خود را توجیه کند، اما من قانع نشدم.
He tried to justify his action, but I remained unconvinced.
در این جمله، با اینکه تلاشی برای توجیه صورت گرفته، اما موفق نبوده است.
سوالات متداول (FAQ) درباره Justify
آیا Justify میتواند بدون مفعول استفاده شود؟
خیر، فعل “justify” تقریباً همیشه متعدی (transitive) است و نیاز به یک مفعول دارد. یعنی باید چیزی را “justify” کنید (مثل یک عمل، تصمیم، یا خودتان). جملاتی مانند “He justified” به تنهایی معمولاً ناقص یا غیرطبیعی هستند. مگر در موارد بسیار خاص و نادری که در زمینه خاصی به “justify” شدن یک متن اشاره دارد.
- ✅ Correct:
او نتوانست حرف خود را توجیه کند.
He couldn’t justify his statement.
- ❌ Incorrect:
او نتوانست توجیه کند.
He couldn’t justify.
تفاوت Justify با Defend و Validate چیست؟
این سه فعل معانی نزدیکی دارند، اما تفاوتهای ظریفی نیز دارند:
- Justify: ارائه دلایل منطقی یا اخلاقی برای اثبات درستی یا قابل قبول بودن یک چیز یا عمل. بیشتر بر روی منطق و عقلانیت تمرکز دارد.
-
او تصمیماتش را با آمار و ارقام توجیه کرد.
He justified his decisions with facts and figures.
-
- Defend: محافظت از چیزی در برابر حمله، انتقاد یا اتهام. ممکن است شامل توجیه هم باشد، اما تأکید آن بر مقاومت در برابر مخالفت است.
-
او از موضع خود در برابر منتقدان دفاع کرد.
She defended her position against the critics.
-
- Validate: تأیید صحت، اعتبار یا قانونی بودن چیزی. معمولاً به معنای تأیید بر اساس استانداردها، قوانین یا شواهد خارجی است.
-
این مطالعه جدید نظریه او را تأیید میکند.
The new study validates his theory.
-
آیا Justify در لهجههای آمریکایی و بریتانیایی تفاوتی دارد؟
خیر، فعل “justify” و کالوکیشنهای اصلی آن، تفاوتهای معناداری بین لهجههای آمریکایی و بریتانیایی ندارند. کاربردها و معانی که در این مقاله بررسی شد، در هر دو لهجه کاملاً مشابه و قابل فهم هستند. ممکن است در موارد بسیار خاصی در بافتهای بسیار تخصصی تفاوتهای جزئی در فرکانس استفاده وجود داشته باشد، اما برای زبانآموزان و کاربرد روزمره، این تفاوتها ناچیز هستند.
نتیجهگیری
تبریک میگویم! با مطالعه این راهنما، شما اکنون به درک عمیقتری از فعل “justify” و مهمترین کالوکیشنهای آن در زبان انگلیسی دست یافتهاید. به یاد داشته باشید که کلید تسلط بر این فعل و سایر واژگان پیچیده، تمرین مداوم و استفاده فعال از آنها در جملات واقعی است.
از این پس، هنگام صحبت یا نوشتن به انگلیسی، با دقت به مفعول “justify” و حرف اضافه پس از آن توجه کنید. آیا در حال توجیه یک عمل هستید (justify an action)؟ آیا خودتان را توجیه میکنید (justify oneself)؟ یا دلیل چیزی را به کسی ارائه میدهید (justify something to someone)؟ با در نظر گرفتن این نکات، نه تنها از اشتباهات رایج جلوگیری خواهید کرد، بلکه توانایی خود را در بیان دقیق و مؤثر افکارتان در زبان انگلیسی به طور چشمگیری افزایش خواهید داد. به یاد داشته باشید، هر تلاشی که برای یادگیری عمیقتر میکنید، شما را یک گام به تسلط بر زبان نزدیکتر میکند. به خودتان افتخار کنید و به مسیر یادگیری ادامه دهید!




مقاله عالی بود! همیشه با ‘justify oneself’ مشکل داشتم و نمیدونستم چطور باید ازش استفاده کنم. الان خیلی بهتر متوجه شدم.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده پریسا جان. ‘Justify oneself’ واقعاً کاربرد مهمی در دفاع از اعمال یا تصمیمات فردی داره. اگر سوال دیگهای در موردش داشتید، حتماً بپرسید.
آیا میشه گفت ‘justify about something’؟ یا فقط با ‘by’ و ‘for’ میاد؟ همیشه توی انتخاب حرف اضافهش گیج میشم.
سلام علی عزیز. ‘Justify about something’ کاربرد رایجی نداره. معمولاً از ‘justify (something)’ به معنای توجیه کردن چیزی یا ‘justify by (doing something/noun)’ به معنای توجیه کردن با/به واسطه چیزی استفاده میشه. برای مثال، ‘He justified his absence by saying he was sick.’
چقدر این فعل توی بحثهای آکادمیک و مقالهنویسی به کار میاد! من همیشه دنبال یه راه بودم که دلایل انتخاب متودولوژیم رو قویتر بیان کنم. این کالوکیشنها خیلی کمکم میکنند.
ممنون از مطلب خوبتون. میشه لطفاً چند مثال دیگه برای ‘justify by + gerund/noun’ بزنید؟ حس میکنم هنوز کاملاً برام جا نیفتاده.
حتماً رضا جان. چند مثال دیگر: ‘They justified their higher prices by citing the superior quality of their products.’ (آنها قیمتهای بالاتر خود را با اشاره به کیفیت برتر محصولاتشان توجیه کردند.) ‘She justified her decision to leave by claiming she needed a change.’ (او تصمیم خود برای رفتن را با این ادعا که به تغییر نیاز دارد توجیه کرد.) امیدوارم اینها کمککننده باشند.
تلفظ صحیح ‘justify’ چیه؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
سلام مریم عزیز. تلفظ صحیح ‘justify’ به صورت /ˈdʒʌstɪfaɪ/ است. اگر به دنبال منابع صوتی هم هستید، دیکشنریهای آنلاین مثل Oxford Learner’s Dictionaries بخش تلفظ صوتی رو هم دارند.
خیلی ازتون متشکرم! کالوکیشن ‘justify an action/decision’ رو واقعاً نیاز داشتم. همیشه موقع توضیح دادن تصمیماتم به انگلیسی مشکل داشتم.
آیا ‘validate’ و ‘justify’ معنی کاملاً یکسانی دارند؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟ حس میکنم گاهی اوقات جای هم استفاده میشن.
سوال خیلی خوبی بود فاطمه جان! ‘Validate’ و ‘justify’ با اینکه نزدیک به هم هستند، تفاوتهای ظریفی دارند: ‘Validate’ به معنای تایید یا صحه گذاشتن بر چیزی است، معمولاً بر اساس شواهد یا منطق. یعنی نشان دادن اینکه چیزی معتبر، درست یا قابل قبول است. ‘Justify’ به معنای ارائه دلایل یا توجیهات برای یک عمل، تصمیم یا باور است تا نشان دهد که آن معقول، موجه یا درست بوده است. به عبارت دیگر، ‘validate’ بیشتر در مورد اعتبار یک چیز صحبت میکند، در حالی که ‘justify’ در مورد دلایل انجام یک کار یا قبول یک باور است.
جالبه! من فکر میکردم فقط با ‘reason’ میاد. یادمه توی یک کتاب خوندم که ‘justify’ بیشتر برای دفاع از چیزی به کار میره تا صرفاً توضیح دادن.
نکته بسیار دقیقی فرمودید محمد جان! کاملاً درسته. تفاوت اصلی ‘justify’ با افعالی مثل ‘explain’ یا ‘reason’ در همین نکته نهفته است. ‘Justify’ معمولاً زمانی به کار میرود که نیاز به دفاع از یک عمل یا تصمیم در برابر انتقاد یا سؤال وجود دارد، و هدف ارائه دلایلی برای موجه نشان دادن آن است.
آیا ‘justify’ فعل نسبتاً رسمی هست؟ میشه در مکالمات روزمره با دوستان هم ازش استفاده کرد یا بیشتر مناسب محیطهای کاری و رسمیتره؟
نرگس عزیز، ‘Justify’ یک فعل کاملاً متداول است و در هر دو محیط رسمی و غیررسمی استفاده میشود. با این حال، معمولاً در مکالمات جدیتر یا زمانی که نیاز به توضیح و دفاع از یک موضوع است، بیشتر به کار میرود تا در گپوگفتهای روزمره و سبک.
خیلی ممنون از این مقاله جامع. همیشه توی امتحانهای رایتینگ مشکل داشتم که چطور از ‘justify’ به درستی استفاده کنم. الان با مثالها برام روشنتر شد.
سلام، آیا ‘justify’ میتونه با ‘rationalize’ اشتباه گرفته بشه؟ به نظرم شبیه هم میان اما فکر کنم ‘rationalize’ یه بار معنایی منفیتر داره.
سوال بسیار هوشمندانهای مطرح کردید زینب جان! بله، ‘justify’ و ‘rationalize’ اغلب نزدیک به هم در نظر گرفته میشوند، اما تفاوتهای مهمی دارند: ‘Justify’ به معنای ارائه دلایل معتبر و منطقی برای یک عمل یا تصمیم است که ممکن است درست یا غلط باشد. ‘Rationalize’ اغلب به معنای پیدا کردن دلایل به ظاهر منطقی برای توجیه یک عمل، عقیده یا احساس است که در واقع غیر منطقی، غیر قابل قبول یا حتی غلط است. این کار معمولاً برای فرار از احساس گناه یا مسئولیت انجام میشود و بار معنایی منفیتری دارد. مثال: ‘He tried to rationalize his laziness by saying he was too tired.’ (او سعی کرد تنبلیاش را با گفتن اینکه خیلی خسته است توجیه کند – با بار منفی). ‘She justified her decision to move by explaining her new job opportunity.’ (او تصمیم خود برای نقل مکان را با توضیح فرصت شغلی جدیدش توجیه کرد – بار مثبت/خنثی).
عالی بود! برای گفتن ‘توجیه اقتصادی’ چه کالوکیشنی مناسبه؟ آیا میشه گفت ‘economic justification’؟
بله کسری جان، کاملاً درسته! ‘Economic justification’ یک اصطلاح کاملاً استاندارد و رایج برای ‘توجیه اقتصادی’ است. همچنین میتوانید از عباراتی مانند ‘justification on economic grounds’ هم استفاده کنید.
این کلمه رو توی سریال Suits خیلی شنیدم، مخصوصا وقتی شخصیتها میخواستن از کارهای خودشون دفاع کنن. این مقاله واقعاً کمک کرد که دلیل کاربردش رو بفهمم.
آیا ‘justify’ در معنی ‘سفیدنمایی’ هم میتونه به کار بره؟ یا اون معنی با کلمات دیگهای بیان میشه؟
بهزاد عزیز، سوال خوبی است. در حالی که ‘justify’ میتواند برای ارائه دلایل قانعکننده (چه واقعی و چه غیرواقعی) برای یک عمل استفاده شود، اما به خودی خود معنی ‘سفیدنمایی’ (whitewashing یا sugarcoating) را نمیدهد. ‘سفیدنمایی’ بیشتر به پنهان کردن یا کمرنگ کردن جنبههای منفی یک چیز برای بهبود ظاهر آن اشاره دارد. ‘Justify’ بیشتر روی ارائه دلیل و منطق تمرکز دارد، حتی اگر آن دلایل ضعیف باشند.
واااای چقدر دنبال این بودم! مخصوصا قسمت ‘justify oneself’. توی بحثها خیلی لازمم میشه. مرسی واقعا!