مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Justify در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این راهنمای جامع، ما کالوکیشن‌های Justify را به شکلی ساده و قدم به قدم بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده صحیح از این فعل مهم دچار سردرگمی نشوید و بتوانید با اعتماد به نفس کامل، منظورتان را بیان کنید.

کالوکیشن اصلی معنی رایج مثال فارسی مثال انگلیسی
Justify an action/decision توجیه کردن یک عمل/تصمیم او تصمیم خود را با اشاره به وضعیت اقتصادی توجیه کرد. He justified his decision by pointing to the economic situation.
Justify oneself از خود دفاع کردن/خود را توجیه کردن او مجبور شد در برابر اتهامات از خود دفاع کند. She had to justify herself against the accusations.
Justify by + gerund/noun توجیه کردن با/به واسطه آن‌ها افزایش قیمت‌ها را با رشد هزینه‌ها توجیه کردند. They justified the price increase by rising costs.
Justify to + someone توجیه کردن چیزی برای کسی او باید نتایج تیم را به مدیران توجیه کند. He needs to justify the team’s results to the management.
Be justified in + gerund حق داشتن در/مجاز بودن در شما کاملاً حق دارید که این کار را انجام دهید. You are perfectly justified in doing this.
📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت وحشتناک کلمه Rubber در انگلیس و آمریکا (آبروریزی محض!)

معنی Justify و اهمیت کالوکیشن‌ها در یادگیری آن

فعل “justify” یکی از واژگان پرکاربرد و در عین حال نیازمند دقت در زبان انگلیسی است. ریشه این کلمه به لاتین باز می‌گردد و به معنای “عادلانه‌سازی” یا “درست‌انگاری” است. وقتی چیزی را “justify” می‌کنیم، در واقع دلایل منطقی، اخلاقی یا عملی برای آن ارائه می‌دهیم تا نشان دهیم آن چیز صحیح، موجه یا ضروری است.

برای مثال، اگر شما یک هزینه بزرگ کرده‌اید، ممکن است نیاز باشد آن را به مدیرتان “justify” کنید؛ یعنی توضیح دهید چرا این هزینه لازم بوده و چه سودی برای شرکت دارد. اگر دوستتان عصبانی است، شاید لازم باشد او رفتار خود را “justify” کند؛ یعنی دلایلش را برای عصبانیت بیان کند تا از نظر شما منطقی به نظر برسد.

یادگیری کالوکیشن‌ها (collocations) یا کلمات هم‌نشین، برای تسلط بر این فعل حیاتی است. “Justify” به تنهایی می‌تواند گمراه‌کننده باشد؛ اما وقتی می‌دانیم معمولاً با چه کلمات دیگری (مانند اسم‌ها، حروف اضافه، یا افعال دیگر) به کار می‌رود، معنی و کاربرد آن بسیار شفاف‌تر می‌شود. عدم آشنایی با این کالوکیشن‌ها می‌تواند منجر به جملات غیرطبیعی، اشتباهات گرامری و سوءتفاهم شود. نگران نباشید اگر در ابتدا این موضوع کمی پیچیده به نظر می‌رسد؛ بسیاری از زبان‌آموزان با این چالش روبرو هستند و این راهنما به شما کمک خواهد کرد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:ماشین “Sleeper” چیه؟ (ظاهر پراید، باطن فراری!)

کالوکیشن‌های رایج Justify با اسم‌ها و ضمایر

یکی از رایج‌ترین کاربردهای “justify” زمانی است که با یک اسم یا ضمیر به عنوان مفعول همراه می‌شود. در این حالت، شما در حال توجیه کردن یک عمل، تصمیم، یا حتی یک شخص (معمولاً خودتان) هستید.

Justify + Noun (توجیه کردن چیزی)

این ساختار به معنای ارائه دلایل برای اثبات درستی یا قابل قبول بودن یک چیز است. مفعول می‌تواند یک عمل (action)، تصمیم (decision)، انتخاب (choice)، هزینه (expense)، موضع (position) یا حتی وسیله (means) باشد.

ساختار: Subject + Justify + Noun

مثال‌های بیشتر:

Justify oneself (خود را توجیه کردن)

این ساختار زمانی به کار می‌رود که فردی نیاز دارد از خود، اعمالش، یا اعتقاداتش در برابر انتقادات، اتهامات یا سوءتفاهم‌ها دفاع کند. به عبارت دیگر، شخص دلایلی را برای نشان دادن درستی خود ارائه می‌دهد.

ساختار: Subject + Justify + oneself (himself/herself/themselves etc.)

مثال‌های بیشتر:

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:ترجمه «خدا خر رو شناخت شاخ بهش نداد» به انگلیسی، این اشتباه رو نکنید!

کالوکیشن‌های Justify با حروف اضافه

استفاده صحیح از حروف اضافه پس از “justify” می‌تواند معنی جمله را به کلی تغییر دهد. در اینجا به رایج‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

Justify something by/with (توجیه کردن چیزی به واسطه/با)

این ساختار برای بیان دلیل یا ابزاری که برای توجیه کردن چیزی استفاده می‌شود، به کار می‌رود. “By” معمولاً با یک gerund (فعل با ing) یا یک اسم انتزاعی همراه است، در حالی که “with” ممکن است با شواهد یا مدارک فیزیکی‌تر به کار رود.

ساختار: Subject + Justify + Noun + by + Gerund/Noun
ساختار: Subject + Justify + Noun + with + Noun (evidence/proof)

مثال‌های بیشتر:

Justify something to someone (توجیه کردن چیزی برای کسی)

این ساختار به معنای توضیح دادن دلایل یک چیز به شخص یا گروهی دیگر است، به نحوی که برای آن‌ها منطقی یا قابل قبول باشد.

ساختار: Subject + Justify + Noun + to + Someone

مثال‌های بیشتر:

Be justified in + Gerund (حق داشتن در انجام کاری/مجاز بودن در انجام کاری)

این ساختار بیشتر به صورت مجهول (passive) استفاده می‌شود و به این معنی است که شخص یا گروهی دلایل کافی و موجهی برای انجام کاری دارند. این عبارت حس قانونی، اخلاقی یا منطقی بودن یک عمل را منتقل می‌کند.

ساختار: Subject + Be justified in + Gerund (V-ing)

مثال‌های بیشتر:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:فرق “RV”, “Camper” و “Trailer” (بالاخره کاروان کدومه؟ یدک کدومه؟)

تفاوت کاربرد Justify: رسمی و غیررسمی

فعل “justify” به طور کلی یک واژه نسبتاً رسمی (formal) است و بیشتر در مکالمات حرفه‌ای، آکادمیک، گزارش‌ها، مقالات و بحث‌های جدی به کار می‌رود. در موقعیت‌های غیررسمی و روزمره، ممکن است از عبارات ساده‌تری مانند “explain why” (توضیح دادن چرا)، “give reasons for” (دلیل آوردن برای) یا “make excuses for” (بهانه آوردن برای) استفاده شود.

همچنین، دقت کنید که “justify” همیشه به معنای “حق با کسی بودن” نیست، بلکه به معنای “دلیل منطقی یا قابل قبولی آوردن” است. یک نفر ممکن است عمل خود را توجیه کند، اما این توجیه لزوماً به این معنی نیست که عمل او درست بوده است.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:هر چه پیش آید خوش آید (مثبت اندیشی به انگلیسی)

اشتباهات و باورهای غلط رایج درباره Justify

درک این اشتباهات به شما کمک می‌کند تا از آن‌ها دوری کنید و از “justify” با اطمینان بیشتری استفاده نمایید.

1. استفاده نادرست از حروف اضافه

همانطور که دیدیم، یکی از بزرگترین چالش‌ها انتخاب حرف اضافه صحیح است. بسیاری از زبان‌آموزان به اشتباه از “for” یا “about” بعد از “justify” استفاده می‌کنند.

2. خلط معنی با “explain” (توضیح دادن)

با اینکه “justify” شامل توضیح دادن است، اما صرفاً توضیح دادن نیست. “Explain” فقط به معنای روشن کردن یک موضوع است، در حالی که “justify” به معنای ارائه دلایلی برای اثبات درستی یا قابل قبول بودن آن است.

3. تصور اینکه “justify” همیشه مثبت است

این باور که “justify” همیشه به معنای درست بودن یا حق با شما بودن است، یک باور غلط است. شما ممکن است چیزی را “justify” کنید، اما شنونده همچنان با آن مخالف باشد یا آن را نادرست بداند.

در این جمله، با اینکه تلاشی برای توجیه صورت گرفته، اما موفق نبوده است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

سوالات متداول (FAQ) درباره Justify

آیا Justify می‌تواند بدون مفعول استفاده شود؟

خیر، فعل “justify” تقریباً همیشه متعدی (transitive) است و نیاز به یک مفعول دارد. یعنی باید چیزی را “justify” کنید (مثل یک عمل، تصمیم، یا خودتان). جملاتی مانند “He justified” به تنهایی معمولاً ناقص یا غیرطبیعی هستند. مگر در موارد بسیار خاص و نادری که در زمینه خاصی به “justify” شدن یک متن اشاره دارد.

تفاوت Justify با Defend و Validate چیست؟

این سه فعل معانی نزدیکی دارند، اما تفاوت‌های ظریفی نیز دارند:

آیا Justify در لهجه‌های آمریکایی و بریتانیایی تفاوتی دارد؟

خیر، فعل “justify” و کالوکیشن‌های اصلی آن، تفاوت‌های معناداری بین لهجه‌های آمریکایی و بریتانیایی ندارند. کاربردها و معانی که در این مقاله بررسی شد، در هر دو لهجه کاملاً مشابه و قابل فهم هستند. ممکن است در موارد بسیار خاصی در بافت‌های بسیار تخصصی تفاوت‌های جزئی در فرکانس استفاده وجود داشته باشد، اما برای زبان‌آموزان و کاربرد روزمره، این تفاوت‌ها ناچیز هستند.

📌 بیشتر بخوانید:رزولوشن 4K Native یا Upscaled؟ (دروغ کنسول‌ها)

نتیجه‌گیری

تبریک می‌گویم! با مطالعه این راهنما، شما اکنون به درک عمیق‌تری از فعل “justify” و مهم‌ترین کالوکیشن‌های آن در زبان انگلیسی دست یافته‌اید. به یاد داشته باشید که کلید تسلط بر این فعل و سایر واژگان پیچیده، تمرین مداوم و استفاده فعال از آن‌ها در جملات واقعی است.

از این پس، هنگام صحبت یا نوشتن به انگلیسی، با دقت به مفعول “justify” و حرف اضافه پس از آن توجه کنید. آیا در حال توجیه یک عمل هستید (justify an action)؟ آیا خودتان را توجیه می‌کنید (justify oneself)؟ یا دلیل چیزی را به کسی ارائه می‌دهید (justify something to someone)؟ با در نظر گرفتن این نکات، نه تنها از اشتباهات رایج جلوگیری خواهید کرد، بلکه توانایی خود را در بیان دقیق و مؤثر افکارتان در زبان انگلیسی به طور چشمگیری افزایش خواهید داد. به یاد داشته باشید، هر تلاشی که برای یادگیری عمیق‌تر می‌کنید، شما را یک گام به تسلط بر زبان نزدیک‌تر می‌کند. به خودتان افتخار کنید و به مسیر یادگیری ادامه دهید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 211

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

25 پاسخ

  1. مقاله عالی بود! همیشه با ‘justify oneself’ مشکل داشتم و نمی‌دونستم چطور باید ازش استفاده کنم. الان خیلی بهتر متوجه شدم.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده پریسا جان. ‘Justify oneself’ واقعاً کاربرد مهمی در دفاع از اعمال یا تصمیمات فردی داره. اگر سوال دیگه‌ای در موردش داشتید، حتماً بپرسید.

  2. آیا میشه گفت ‘justify about something’؟ یا فقط با ‘by’ و ‘for’ میاد؟ همیشه توی انتخاب حرف اضافه‌ش گیج میشم.

    1. سلام علی عزیز. ‘Justify about something’ کاربرد رایجی نداره. معمولاً از ‘justify (something)’ به معنای توجیه کردن چیزی یا ‘justify by (doing something/noun)’ به معنای توجیه کردن با/به واسطه چیزی استفاده میشه. برای مثال، ‘He justified his absence by saying he was sick.’

  3. چقدر این فعل توی بحث‌های آکادمیک و مقاله‌نویسی به کار میاد! من همیشه دنبال یه راه بودم که دلایل انتخاب متودولوژیم رو قوی‌تر بیان کنم. این کالوکیشن‌ها خیلی کمکم می‌کنند.

  4. ممنون از مطلب خوبتون. میشه لطفاً چند مثال دیگه برای ‘justify by + gerund/noun’ بزنید؟ حس می‌کنم هنوز کاملاً برام جا نیفتاده.

    1. حتماً رضا جان. چند مثال دیگر: ‘They justified their higher prices by citing the superior quality of their products.’ (آنها قیمت‌های بالاتر خود را با اشاره به کیفیت برتر محصولاتشان توجیه کردند.) ‘She justified her decision to leave by claiming she needed a change.’ (او تصمیم خود برای رفتن را با این ادعا که به تغییر نیاز دارد توجیه کرد.) امیدوارم این‌ها کمک‌کننده باشند.

    1. سلام مریم عزیز. تلفظ صحیح ‘justify’ به صورت /ˈdʒʌstɪfaɪ/ است. اگر به دنبال منابع صوتی هم هستید، دیکشنری‌های آنلاین مثل Oxford Learner’s Dictionaries بخش تلفظ صوتی رو هم دارند.

  5. خیلی ازتون متشکرم! کالوکیشن ‘justify an action/decision’ رو واقعاً نیاز داشتم. همیشه موقع توضیح دادن تصمیماتم به انگلیسی مشکل داشتم.

  6. آیا ‘validate’ و ‘justify’ معنی کاملاً یکسانی دارند؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟ حس می‌کنم گاهی اوقات جای هم استفاده میشن.

    1. سوال خیلی خوبی بود فاطمه جان! ‘Validate’ و ‘justify’ با اینکه نزدیک به هم هستند، تفاوت‌های ظریفی دارند: ‘Validate’ به معنای تایید یا صحه گذاشتن بر چیزی است، معمولاً بر اساس شواهد یا منطق. یعنی نشان دادن اینکه چیزی معتبر، درست یا قابل قبول است. ‘Justify’ به معنای ارائه دلایل یا توجیهات برای یک عمل، تصمیم یا باور است تا نشان دهد که آن معقول، موجه یا درست بوده است. به عبارت دیگر، ‘validate’ بیشتر در مورد اعتبار یک چیز صحبت می‌کند، در حالی که ‘justify’ در مورد دلایل انجام یک کار یا قبول یک باور است.

  7. جالبه! من فکر می‌کردم فقط با ‘reason’ میاد. یادمه توی یک کتاب خوندم که ‘justify’ بیشتر برای دفاع از چیزی به کار میره تا صرفاً توضیح دادن.

    1. نکته بسیار دقیقی فرمودید محمد جان! کاملاً درسته. تفاوت اصلی ‘justify’ با افعالی مثل ‘explain’ یا ‘reason’ در همین نکته نهفته است. ‘Justify’ معمولاً زمانی به کار می‌رود که نیاز به دفاع از یک عمل یا تصمیم در برابر انتقاد یا سؤال وجود دارد، و هدف ارائه دلایلی برای موجه نشان دادن آن است.

  8. آیا ‘justify’ فعل نسبتاً رسمی هست؟ میشه در مکالمات روزمره با دوستان هم ازش استفاده کرد یا بیشتر مناسب محیط‌های کاری و رسمی‌تره؟

    1. نرگس عزیز، ‘Justify’ یک فعل کاملاً متداول است و در هر دو محیط رسمی و غیررسمی استفاده می‌شود. با این حال، معمولاً در مکالمات جدی‌تر یا زمانی که نیاز به توضیح و دفاع از یک موضوع است، بیشتر به کار می‌رود تا در گپ‌و‌گفت‌های روزمره و سبک.

  9. خیلی ممنون از این مقاله جامع. همیشه توی امتحان‌های رایتینگ مشکل داشتم که چطور از ‘justify’ به درستی استفاده کنم. الان با مثال‌ها برام روشن‌تر شد.

  10. سلام، آیا ‘justify’ میتونه با ‘rationalize’ اشتباه گرفته بشه؟ به نظرم شبیه هم میان اما فکر کنم ‘rationalize’ یه بار معنایی منفی‌تر داره.

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای مطرح کردید زینب جان! بله، ‘justify’ و ‘rationalize’ اغلب نزدیک به هم در نظر گرفته می‌شوند، اما تفاوت‌های مهمی دارند: ‘Justify’ به معنای ارائه دلایل معتبر و منطقی برای یک عمل یا تصمیم است که ممکن است درست یا غلط باشد. ‘Rationalize’ اغلب به معنای پیدا کردن دلایل به ظاهر منطقی برای توجیه یک عمل، عقیده یا احساس است که در واقع غیر منطقی، غیر قابل قبول یا حتی غلط است. این کار معمولاً برای فرار از احساس گناه یا مسئولیت انجام می‌شود و بار معنایی منفی‌تری دارد. مثال: ‘He tried to rationalize his laziness by saying he was too tired.’ (او سعی کرد تنبلی‌اش را با گفتن اینکه خیلی خسته است توجیه کند – با بار منفی). ‘She justified her decision to move by explaining her new job opportunity.’ (او تصمیم خود برای نقل مکان را با توضیح فرصت شغلی جدیدش توجیه کرد – بار مثبت/خنثی).

  11. عالی بود! برای گفتن ‘توجیه اقتصادی’ چه کالوکیشنی مناسبه؟ آیا میشه گفت ‘economic justification’؟

    1. بله کسری جان، کاملاً درسته! ‘Economic justification’ یک اصطلاح کاملاً استاندارد و رایج برای ‘توجیه اقتصادی’ است. همچنین می‌توانید از عباراتی مانند ‘justification on economic grounds’ هم استفاده کنید.

  12. این کلمه رو توی سریال Suits خیلی شنیدم، مخصوصا وقتی شخصیت‌ها می‌خواستن از کارهای خودشون دفاع کنن. این مقاله واقعاً کمک کرد که دلیل کاربردش رو بفهمم.

  13. آیا ‘justify’ در معنی ‘سفیدنمایی’ هم می‌تونه به کار بره؟ یا اون معنی با کلمات دیگه‌ای بیان میشه؟

    1. بهزاد عزیز، سوال خوبی است. در حالی که ‘justify’ می‌تواند برای ارائه دلایل قانع‌کننده (چه واقعی و چه غیرواقعی) برای یک عمل استفاده شود، اما به خودی خود معنی ‘سفیدنمایی’ (whitewashing یا sugarcoating) را نمی‌دهد. ‘سفیدنمایی’ بیشتر به پنهان کردن یا کمرنگ کردن جنبه‌های منفی یک چیز برای بهبود ظاهر آن اشاره دارد. ‘Justify’ بیشتر روی ارائه دلیل و منطق تمرکز دارد، حتی اگر آن دلایل ضعیف باشند.

  14. واااای چقدر دنبال این بودم! مخصوصا قسمت ‘justify oneself’. توی بحث‌ها خیلی لازمم میشه. مرسی واقعا!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *