مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Jump در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. بسیاری از زبان‌آموزان فعل Jump را تنها با معنی «پریدن» می‌شناسند، اما این فعل در ترکیب با کلمات دیگر، معانی و مفاهیم بسیار گسترده‌تری پیدا می‌کند. یادگیری کالوکیشن های Jump به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید، درک مطلب خود را در فیلم‌ها و متون انگلیسی افزایش دهید و از ساختارهای تکراری و ساده فراتر بروید. با ما همراه باشید تا دنیای شگفت‌انگیز این کالوکیشن‌ها را کشف کنیم و با مثال‌های کاربردی و ترجمه دقیق، آن‌ها را برای همیشه به خاطر بسپاریم.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن” به انگلیسی چی میشه؟

درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)

قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Jump برویم، بیایید مرور کوتاهی بر مفهوم «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به معنای همنشینی یا هم‌آیی کلمات است. به عبارت ساده‌تر، در هر زبانی، برخی کلمات به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. این ترکیب‌ها برای گوش یک فرد بومی، طبیعی و درست به نظر می‌رسند. برای مثال، در فارسی ما می‌گوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم می‌گویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری این الگوهای همنشینی، کلید اصلی روان و طبیعی صحبت کردن است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Pump and Dump”: بازی کثیف اینفلوئنسرها

کالوکیشن های Jump: از پرش فیزیکی تا جهش معنایی

فعل Jump در ظاهر ساده است، اما در ترکیب با اسم‌ها، صفت‌ها و حروف اضافه، معانی مجازی و اصطلاحی بسیار جالبی پیدا می‌کند. ما این کالوکیشن‌ها را در چند دسته اصلی بررسی می‌کنیم تا یادگیری آن‌ها ساده‌تر شود.

دسته اول: پرش و حرکت فیزیکی

این دسته از کالوکیشن‌ها به معنای واقعی کلمه، یعنی حرکت و پرش فیزیکی اشاره دارند. اگرچه معنای آن‌ها مستقیم است، اما دانستن ترکیب صحیح کلمات اهمیت زیادی دارد.

دسته دوم: افزایش ناگهانی و تغییرات شدید

یکی از پرکاربردترین معانی مجازی Jump، اشاره به افزایش یا تغییر ناگهانی و شدید است. این کالوکیشن های Jump به ویژه در زمینه‌های اقتصادی و تجاری بسیار رایج هستند.

دسته سوم: نتیجه‌گیری عجولانه و اقدامات شتاب‌زده

این دسته از کالوکیشن های Jump به مفاهیمی چون عجله کردن در قضاوت یا عمل اشاره دارند و بار معنایی منفی را منتقل می‌کنند.

تفاوت Jump to a conclusion و Jump the gun

این دو عبارت اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند. تفاوت اصلی در این است:

به طور خلاصه، اولی به «فکر کردن» و دومی به «عمل کردن» زودهنگام اشاره دارد.

دسته چهارم: فرصت‌ها و شروع فعالیت‌ها

در این بخش، کالوکیشن های Jump به معنای استفاده از فرصت یا شروع مشتاقانه یک کار هستند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چرا “دستشویی” رفتن در انگلیسی اینقدر پیچیده است؟ (Loo, Restroom, WC)

جدول کالوکیشن‌های دیگر با Jump

در جدول زیر، چند کالوکیشن کاربردی دیگر را به همراه مثال و ترجمه مشاهده می‌کنید تا دایره لغات خود را گسترش دهید.

کالوکیشن معنی فارسی مثال انگلیسی و ترجمه
Jump-start something به راه انداختن (یک پروژه، موتور ماشین)، جان دوباره بخشیدن We need a new investment to jump-start the economy.
ترجمه: ما برای به راه انداختن اقتصاد به یک سرمایه‌گذاری جدید نیاز داریم.
(My) heart jumped قلبم ریخت، ناگهان ترسیدن یا هیجان‌زده شدن My heart jumped when I heard a strange noise downstairs.
ترجمه: وقتی از طبقه پایین صدای عجیبی شنیدم، قلبم ریخت.
Jump through hoops هفت‌خوان رستم را طی کردن، برای رسیدن به هدف کارهای سخت و پیچیده انجام دادن We had to jump through hoops to get our visa approved.
ترجمه: ما برای تایید شدن ویزایمان مجبور شدیم از هفت‌خوان رستم عبور کنیم.
A quantum jump/leap یک جهش بزرگ و ناگهانی، پیشرفت چشمگیر The invention of the internet was a quantum jump in communication technology.
ترجمه: اختراع اینترنت یک جهش کوانتومی در فناوری ارتباطات بود.
Go jump in a lake! برو بمیر! (یک عبارت غیررسمی و بی‌ادبانه برای گفتن به کسی که مزاحم شماست) He kept telling me what to do, so I finally told him to go jump in a lake.
ترجمه: او مدام به من می‌گفت چه کار کنم، برای همین آخرش به او گفتم برو بمیر!
📌 موضوع مشابه و کاربردی:ماجرای “اسفند دود کردن” برای چشم‌زخم (ترجمه برای توریست)

چگونه این کالوکیشن‌ها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟

یادگیری لیستی از کلمات و عبارات کافی نیست. برای اینکه این کالوکیشن های Jump واقعاً به بخشی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شوند، باید از روش‌های مؤثر استفاده کنید:

  1. یادگیری در متن (Context): هرگز یک کالوکیشن را به تنهایی حفظ نکنید. همیشه آن را در قالب یک جمله یاد بگیرید. مثال‌هایی که در این مقاله ارائه شد، نقطه شروع خوبی هستند. سعی کنید خودتان هم با هر کالوکیشن یک یا دو جمله بسازید که به زندگی شخصی شما مرتبط باشد.
  2. استفاده فعال: در مکالمات یا نوشته‌های خود به دنبال فرصتی برای استفاده از این عبارات باشید. شاید در ابتدا کمی مصنوعی به نظر برسد، اما با تکرار، این عبارات به صورت طبیعی در ذهن و زبان شما جاری خواهند شد.
  3. توجه در فیلم و موسیقی: از این به بعد، هنگام تماشای فیلم یا سریال‌های انگلیسی، به دقت به نحوه استفاده از فعل Jump گوش دهید. هر بار که یکی از این کالوکیشن‌ها را می‌شنوید، آن را یادداشت کرده و با معنایی که یاد گرفته‌اید مقایسه کنید. این کار به تثبیت مطلب در ذهن شما کمک شایانی می‌کند.
  4. استفاده از فلش کارت: برای هر کالوکیشن یک فلش کارت درست کنید. در یک روی کارت، کالوکیشن (مثلاً Jump to a conclusion) را بنویسید و در روی دیگر، معنی و یک جمله مثال. مرور منظم این فلش کارت‌ها یک راه عالی برای به خاطر سپردن است.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:۵ حیوان که در انگلیسی صدای متفاوتی دارند (قورباغه نمیگه قور!)

نتیجه‌گیری

همانطور که دیدیم، فعل Jump بسیار فراتر از یک پرش ساده است. یادگیری کالوکیشن های Jump به شما این قدرت را می‌دهد که مفاهیمی مانند هیجان، تغییرات ناگهانی، قضاوت عجولانه و استفاده از فرصت‌ها را با دقت و به شیوه‌ای طبیعی بیان کنید. این عبارات بخشی جدایی‌ناپذیر از زبان انگلیسی روزمره هستند و تسلط بر آن‌ها سطح زبان شما را به شکل چشمگیری ارتقا می‌دهد. توصیه می‌کنیم این مقاله را ذخیره کرده و به طور منظم به آن سر بزنید و سعی کنید هر هفته چند مورد از این کالوکیشن‌ها را به مکالمات و نوشته‌های خود اضافه کنید. با تمرین و تکرار، به زودی خواهید دید که این عبارات به طور خودکار بر زبانتان جاری می‌شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 617

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

27 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. تفاوت دقیق بین jump the gun و jump to a conclusion رو متوجه نشدم، هر دو به معنی عجله کردن نیستن؟

    1. سلام امیرحسین عزیز. هر دو به عجله اشاره دارن اما در زمینه‌های متفاوت. Jump the gun یعنی کاری رو «زودتر از موعد مقرر» شروع کردن (مثل ورزشکاری که قبل از شلیک تفنگ شروع به دویدن می‌کنه). اما Jump to a conclusion یعنی «بدون داشتن مدارک کافی سریع قضاوت کردن» یا نتیجه‌گیری شتاب‌زده انجام دادن.

  2. من اصطلاح Jump ship رو توی سریال Suits شنیدم. منظورشون استعفا دادن از شرکت بود؟

    1. دقیقاً سارا جان! Jump ship در دنیای بیزنس یعنی ترک کردن ناگهانی یک سازمان یا شرکت، مخصوصاً وقتی اون شرکت با مشکل مواجه شده یا یک پیشنهاد بهتر از جای دیگه دارید.

  3. کالوکیشن jump at the chance خیلی کاربردیه. معادل رسمی‌تری هم برای این عبارت داریم؟

    1. سلام رضا جان. بله، می‌توانید از عبارت Seize the opportunity استفاده کنید که در نامه‌های اداری و محیط‌های رسمی بسیار رایج‌تر است.

  4. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها سطح زبان رو از متوسط به پیشرفته تغییر میده. لطفاً برای فعل‌های دیگه مثل Keep یا Get هم چنین مقالاتی بنویسید.

    1. حتماً نیلوفر عزیز، خوشحالیم که این محتوا برای شما مفید بوده. پیشنهاد شما در لیست مطالب آینده قرار گرفت.

  5. آیا عبارت Jump the queue فقط در انگلیس استفاده میشه؟ چون توی فیلم‌های آمریکایی بیشتر Cut in line رو شنیدم.

    1. دقیقاً همینطوره مهدی جان. Jump the queue یک عبارت بریتیش (British) هست و آمریکایی‌ها ترجیح میدن از Cut in line استفاده کنن. هر دو به معنی نوبت را رعایت نکردن یا همان «بزخری کردن» در صف هست.

  6. توی دیکشنری دیدم نوشته بود jump down someone’s throat. این یه جور توهینه؟

    1. توهین نیست هانیه عزیز، اما یک اصطلاح (Idiom) غیررسمی هست به معنی «با تندی و عصبانیت به کسی پاسخ دادن». مثلاً وقتی کسی بدون دلیل سر شما داد می‌زنه، می‌تونید بگید: Don’t jump down my throat!

  7. برای jump start مثالی در مورد بیزنس یا پروژه‌ها می‌زنید؟ من فقط برای باتری ماشین شنیده بودم.

    1. حتماً بابک جان. مثلاً: The government hopes the tax cuts will jump-start the economy. یعنی دولت امیدوار است کاهش مالیات باعث «تحرک بخشیدن سریع» یا «شروع مجدد» اقتصاد شود.

  8. واقعا کالوکیشن ها بخش سختی هستن چون نمیشه کلمه به کلمه ترجمشون کرد. مرسی از توضیحات خوبتون درباره مفهوم کالوکیشن.

    1. فرهاد عزیز، هر دو کاملاً درست هستن و تفاوت معنایی خاصی ندارن. هر دو به معنی «از خوشحالی به هوا پریدن» هستن، اما Jump رایج‌تر و پرکاربردتره.

  9. ببخشید، کالوکیشن Jump to it چه معنی‌ای میده؟ توی یه انیمیشن شنیدم.

    1. الناز جان، این یک عبارت امری هست به معنی «عجله کن» یا «سریع انجامش بده». معمولاً وقتی کسی می‌خواد به دیگری دستور بده که سریع‌تر کاری رو شروع کنه از این عبارت استفاده می‌کنه.

  10. من همیشه فکر می‌کردم کالوکیشن همون اصطلاحه. الان متوجه شدم که فرق دارن. ممنون.

    1. مونا جان، این کلمه دقیقاً مثل حرف Q در انگلیسی تلفظ میشه: /kjuː/. جالبه که چهار تا حرف آخرش خونده نمی‌شن!

  11. تفاوت jump on the bandwagon با بقیه عباراتی که گفتید چیه؟ اینم با jump ساخته میشه دیگه؟

    1. بله حسین عزیز، اتفاقاً کالوکیشن بسیار مهمیه. به معنی «همرنگ جماعت شدن» یا دنبال کردن یک مد یا عقیده خاص فقط به خاطر اینکه همه دارن اون کار رو انجام میدن هست.

  12. خیلی عالی بود. مخصوصاً مثال‌هایی که زدید کمک کرد کاربردشون رو توی جمله یاد بگیرم.

  13. در مورد Jump light هم توضیح بدید لطفاً. وقتی از چراغ قرمز رد میشیم کاربرد داره؟

    1. بله سامان جان. Jump the lights یا Jump a red light به معنی رد شدن از چراغ قرمز قبل از سبز شدن (یا حتی وقتی قرمزه) استفاده میشه. اصطلاح پرکاربردی در رانندگی هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *