- کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای فعل invest ضروری است؟
- رایجترین کالوکیشن های Invest در زبان انگلیسی کدامند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشنهای فعل invest برای سرمایهگذاری پول، زمان و انرژی به درستی در جمله استفاده کرد؟
- چه تفاوتهایی در استفاده از قیدها (adverbs) و اسمها (nouns) در کنار فعل invest وجود دارد؟
- آیا مثالهای کاربردی برای درک بهتر این همایندهها وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Invest یکی از بهترین راهها برای صحبت کردن طبیعی و حرفهای درباره سرمایهگذاری در زبان انگلیسی است. فعل “invest” فقط به معنای سرمایهگذاری مالی نیست، بلکه میتواند برای زمان، تلاش و انرژی نیز به کار رود. با درک همایندههای صحیح این فعل، میتوانید منظور خود را با دقت و شیوایی یک فرد نیتیو بیان کنید. در ادامه، دستهبندیهای مختلف این کالوکیشنها را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد تا تسلط شما بر این مبحث کلیدی افزایش یابد.
چرا یادگیری کالوکیشن های Invest اهمیت دارد؟
در زبان انگلیسی، کلمات به صورت تصادفی کنار هم قرار نمیگیرند. بسیاری از کلمات تمایل دارند با کلمات خاص دیگری همراه شوند که به این پدیده «همایندی» یا «کالوکیشن» (Collocation) میگویند. فعل invest نیز از این قاعده مستثنی نیست. وقتی شما از کالوکیشنهای صحیح استفاده میکنید، کلام شما طبیعیتر، روانتر و قابل فهمتر به نظر میرسد. برای مثال، یک انگلیسیزبان معمولاً میگوید “invest heavily” و نه “invest powerfully”. اگرچه هر دو قید معنای «به شدت» را میرسانند، اما فقط یکی از آنها ترکیب رایج و طبیعی است. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا از اشتباهات رایج پرهیز کرده و سطح زبان خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید.
رایجترین دستهبندی کالوکیشن های Invest
کالوکیشنهای فعل invest را میتوان به چند دسته اصلی تقسیم کرد که هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. این دستهبندی به شما کمک میکند تا ساختارها را بهتر درک کرده و در مکالمات و نوشتههای خود به درستی از آنها استفاده کنید. این دستهها عبارتند از:
- قید + Invest: برای توصیف نحوه یا میزان سرمایهگذاری.
- Invest + اسم: برای مشخص کردن چیزی که سرمایهگذاری میشود (پول، زمان، انرژی).
- Invest in + اسم: برای بیان حوزه یا موضوع سرمایهگذاری.
در ادامه هر یک از این دستهها را با جزئیات و مثالهای کاربردی بررسی میکنیم.
دسته اول: قید (Adverb) + Invest
استفاده از قیدها قبل از فعل invest به ما کمک میکند تا شدت، میزان و چگونگی سرمایهگذاری را توصیف کنیم. این یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Invest است. در جدول زیر، برخی از مهمترین قیدها به همراه مثال و ترجمه آورده شده است.
| قید (Adverb) | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| Heavily | The company invested heavily in new technology. | شرکت سرمایهگذاری سنگینی روی تکنولوژی جدید انجام داد. |
| Wisely | She invested wisely and her portfolio grew significantly. | او هوشمندانه سرمایهگذاری کرد و سبد سهامش رشد چشمگیری داشت. |
| Directly | You can invest directly in the stock market. | شما میتوانید مستقیماً در بازار بورس سرمایهگذاری کنید. |
| Initially | They initially invested a small amount to test the market. | آنها در ابتدا مبلغ کمی را برای سنجش بازار سرمایهگذاری کردند. |
| Successfully | He successfully invested in several promising startups. | او با موفقیت در چندین استارتاپ آیندهدار سرمایهگذاری کرد. |
| Poorly / Unwisely | Unfortunately, he invested poorly and lost most of his money. | متاسفانه، او بد سرمایهگذاری کرد و بیشتر پولش را از دست داد. |
دسته دوم: Invest + اسم (Noun)
در این ساختار، بعد از فعل invest، اسمی قرار میگیرد که نشاندهنده منبعی است که سرمایهگذاری میشود. این منبع همیشه پول نیست و میتواند مفاهیم انتزاعیتری مانند زمان، انرژی یا تلاش باشد. این ساختار به درک عمیقتر معنای فعل invest کمک شایانی میکند.
سرمایهگذاری منابع مالی
-
To invest money: سرمایهگذاری کردن پول
Example: They decided to invest money in real estate. (آنها تصمیم گرفتند در املاک و مستغلات پول سرمایهگذاری کنند.)
-
To invest capital: سرمایهگذاری کردن سرمایه
Example: The firm plans to invest capital to expand its operations. (شرکت قصد دارد برای گسترش فعالیتهایش سرمایه تزریق کند.)
-
To invest funds: سرمایهگذاری کردن وجوه
Example: The manager is responsible for investing the company’s funds. (مدیر مسئول سرمایهگذاری وجوه شرکت است.)
-
To invest savings: سرمایهگذاری کردن پسانداز
Example: It’s a good idea to invest your savings for long-term growth. (ایده خوبی است که پسانداز خود را برای رشد بلندمدت سرمایهگذاری کنید.)
سرمایهگذاری منابع غیرمالی
یکی از زیباترین کاربردهای کالوکیشن های Invest، استفاده از آن برای مفاهیم غیرمادی است. این نشان میدهد که شما زمان، تلاش یا احساسات خود را وقف چیزی میکنید تا در آینده نتیجه بهتری بگیرید.
-
To invest time: وقت گذاشتن / زمان صرف کردن
Example: If you want to learn a new language, you need to invest a lot of time. (اگر میخواهید زبان جدیدی یاد بگیرید، باید زمان زیادی را صرف کنید.)
-
To invest energy: انرژی صرف کردن
Example: She invested all her energy in her final project. (او تمام انرژی خود را صرف پروژه نهاییاش کرد.)
-
To invest effort: تلاش کردن
Example: To build a successful business, you must be willing to invest considerable effort. (برای ساختن یک کسبوکار موفق، باید مایل باشید تلاش قابل توجهی صرف کنید.)
دسته سوم: Invest in + اسم (Noun)
این ساختار مشخص میکند که سرمایهگذاری در چه زمینهای یا روی چه چیزی انجام میشود. حرف اضافه “in” در اینجا نقش کلیدی دارد و تقریباً همیشه با فعل invest همراه میشود.
حوزههای مالی و تجاری
-
Invest in stocks/shares: سرمایهگذاری در سهام
-
Invest in the stock market: سرمایهگذاری در بازار بورس
-
Invest in real estate/property: سرمایهگذاری در املاک و مستغلات
-
Invest in a company/business: سرمایهگذاری در یک شرکت/کسبوکار
-
Invest in a project: سرمایهگذاری روی یک پروژه
-
Invest in infrastructure: سرمایهگذاری در زیرساختها
Example: The government plans to invest heavily in public transport infrastructure. (دولت قصد دارد سرمایهگذاری سنگینی در زیرساختهای حملونقل عمومی انجام دهد.)
حوزههای توسعه فردی و اجتماعی
این دسته از کالوکیشن های Invest نشان میدهد که سرمایهگذاری فقط به پول محدود نیست و میتواند به بهبود و توسعه افراد، مهارتها یا جامعه نیز اشاره داشته باشد.
-
Invest in your future: سرمایهگذاری برای آیندهتان
Example: By getting a good education, you are investing in your future. (با کسب تحصیلات خوب، شما در حال سرمایهگذاری برای آینده خود هستید.)
-
Invest in yourself: روی خودتان سرمایهگذاری کردن
Example: Reading books and learning new skills are great ways to invest in yourself. (کتاب خواندن و یادگیری مهارتهای جدید راههایی عالی برای سرمایهگذاری روی خودتان هستند.)
-
Invest in your education: سرمایهگذاری در تحصیلات
Example: Many parents work hard to invest in their children’s education. (بسیاری از والدین سخت کار میکنند تا در تحصیلات فرزندانشان سرمایهگذاری کنند.)
-
Invest in a relationship: صرف وقت و انرژی برای یک رابطه
Example: To have a strong friendship, both people need to invest in the relationship. (برای داشتن یک دوستی قوی، هر دو طرف باید برای آن رابطه مایه بگذارند.)
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
اکنون که با دستهبندیها و مثالهای مختلف کالوکیشن های Invest آشنا شدید، وقت آن است که آنها را در مکالمات و نوشتههای خود به کار بگیرید. به جای استفاده از جملات ساده مانند “I put money in stocks”، از ساختارهای طبیعیتر و حرفهایتر استفاده کنید:
-
به جای: “I put a lot of money in this project.”
بگویید: “I invested heavily in this project.”
-
به جای: “You should use your time for learning.”
بگویید: “You should invest your time in learning.”
-
به جای: “The company gave money for new machines.”
بگویید: “The company invested capital in new machinery.”
با تمرین و تکرار این ساختارها، به تدریج آنها به بخشی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در مورد موضوعات مالی، تجاری و توسعه فردی به زبان انگلیسی صحبت کنید. به یاد داشته باشید که کلید تسلط بر زبان، استفاده از کلمات در قالب ترکیبهای صحیح و طبیعی است.




این مقاله واقعا جامع و کاربردی بود. همیشه فکر میکردم invest فقط برای پوله، اما توضیح دادید که برای زمان و انرژی هم استفاده میشه، خیلی جالب بود. ممنون از مطلب خوبتون!
در مورد “invest heavily” یه سوال داشتم. آیا میشه به جای heavily از strongly هم استفاده کرد؟ معنی تقریبا یکیه؟
سلام علی عزیز. سوال خوبی پرسیدید. اگرچه “strongly” میتونه به معنی قوی بودن باشه، اما در context سرمایهگذاری (چه مالی و چه غیرمالی)، “heavily” (به شدت) رایجترین و طبیعیترین کالوکیشن برای نشان دادن مقدار زیاد سرمایهگذاری است. “Invest strongly” ممکن است کمی غیرطبیعی به گوش برسد. از انتخابهای دیگر میشود به “significantly” یا “substantially” اشاره کرد. موفق باشید!
من تو یه پادکست انگلیسی شنیده بودم “invest in yourself” که به معنای سرمایهگذاری روی تواناییها و دانش خود آدمه. خیلی خوشحالم که این مقاله هم به ابعاد غیرمالی invest اشاره کرد.
تفاوت “invest in a company” و “invest in stocks” دقیقا چیه؟ یعنی میشه جابجا استفادهشون کرد یا مفهومشون فرق داره؟
سلام رضا جان. سوال بسیار دقیق و مهمی پرسیدید. وقتی میگوییم “invest in a company”، منظور کلیتر است و میتواند شامل خرید سهام، اوراق قرضه، یا حتی سرمایهگذاری مستقیم در زیرساختهای آن شرکت باشد. اما “invest in stocks” مشخصاً به خرید سهام آن شرکت اشاره دارد. بنابراین، “invest in stocks” زیرمجموعهای از “invest in a company” است و نمیتوان همیشه آنها را جابجا استفاده کرد. امیدوارم شفاف شده باشد.
با مثالهایی که آوردید، خیلی بهتر متوجه شدم چطور از این کالوکیشنها تو جملاتم استفاده کنم. مخصوصا اون قسمت که در مورد “invest time” و “invest energy” توضیح داده بودید، عالی بود.
آیا “invest wisely” یه کالوکیشن خیلی رایجه؟ یا بیشتر تو متون تخصصی استفاده میشه؟
امیر عزیز، “invest wisely” یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی است و هم در مکالمات روزمره و هم در متون تخصصی (مثلاً در مورد توصیههای مالی) به کرات استفاده میشود. به معنای “سرمایهگذاری هوشمندانه” است و مفهوم گستردهای دارد، نه فقط برای پول، بلکه برای زمان یا انرژی هم به کار میرود.
یه کالوکیشن دیگه که من زیاد شنیدم “invest in real estate” هست. آیا این هم جزو همین دسته بندیها میشه؟
بله، فاطمه جان. “Invest in real estate” (سرمایهگذاری در املاک و مستغلات) یک مثال بسیار خوب از کالوکیشنهای مرتبط با “invest” است که در دسته “What to invest in?” قرار میگیرد. با تشکر از اضافه کردن این نکته کاربردی!
همیشه با حرف اضافه “invest” مشکل داشتم. تو مقاله به “invest in” اشاره شده بود، آیا “invest on” هم وجود داره یا همیشه “in” استفاده میشه؟
میلاد عزیز، حرف اضافه صحیح برای فعل “invest” در اکثر موارد “in” است (مثلاً invest in stocks, invest in a project, invest in yourself). استفاده از “invest on” رایج نیست و معمولاً اشتباه محسوب میشود. حرف “on” ممکن است در عبارات دیگر به کار رود، اما نه مستقیماً با “invest” به معنای سرمایهگذاری.
واقعا درک این تفاوتها و کالوکیشنهاست که باعث میشه حرف زدن آدم طبیعیتر به نظر بیاد. من همیشه سعی میکردم کلمات رو جدا جدا یاد بگیرم، اما الان متوجه اهمیت همایندیها شدم.
میتونید چند مثال دیگه برای “invest heavily” یا “invest wisely” بدید؟ دلم میخواد بیشتر تمرین کنم.
حتما کسری عزیز! برای “invest heavily”: “The company invested heavily in new technology last year.” (شرکت سال گذشته سرمایهگذاری زیادی در فناوری جدید انجام داد.) و برای “invest wisely”: “If you invest wisely, your savings can grow significantly over time.” (اگر هوشمندانه سرمایهگذاری کنید، پسانداز شما میتواند به مرور زمان به طور قابل توجهی رشد کند.) امیدواریم این مثالها به شما کمک کند!
ممنون از تیم Englishvocabulary.ir برای این مقاله بینظیر. کاش برای افعال پرکاربرد دیگه هم این مدل مقالات رو بذارید. واقعا یادگیری کالوکیشنها کلید طبیعی حرف زدنه.
آیا “invest” همیشه معنی مثبت داره؟ مثلاً میشه گفت “invest in a bad habit”؟
سوال جالبی است سپهر عزیز. در حالت کلی، “invest” دارای بار معنایی مثبت و سازنده است و به معنای صرف منابع برای کسب بازده یا نتیجه بهتر در آینده است. با این حال، میتوان در مواقعی به صورت کنایه یا برای تأکید بر هدر رفتن منابع در یک کار بیفایده یا مضر از آن استفاده کرد، مثلاً “He invested too much time in that unproductive project.” (او زمان زیادی را صرف آن پروژه بیحاصل کرد.) اما برای “bad habit” بیشتر از عباراتی مثل “indulge in” (افراط کردن در) یا “fall into” (گرفتار شدن در) استفاده میشود. استفاده از “invest in a bad habit” خیلی رایج نیست و کمی غیرطبیعی به نظر میرسد.
همیشه دغدغهام این بود که چطور مثل یه نیتیو صحبت کنم و از کلمات درست کنار هم استفاده کنم. این مقاله دقیقا به این مشکل من پاسخ داد.
وقتی میگیم “invest wisely”، تاکید روی کدوم کلمهست؟ invest یا wisely؟
سهراب عزیز، در جمله “You should invest wisely,” معمولاً تاکید بیشتر روی “wisely” است تا نشان دهیم که چگونه باید سرمایهگذاری انجام شود. اما این بستگی به context و چیزی که میخواهید برجسته کنید هم دارد. هر دو کلمه برای درک کامل معنی ضروری هستند.
اون بخش تفاوت استفاده از قیدها و اسمها در کنار فعل invest خیلی مهم بود. من همیشه این دو رو قاطی میکردم و این مطلب برام روشنگر بود.