- آیا تا به حال در استفاده صحیح از فعل interpret در انگلیسی احساس سردرگمی کردهاید؟
- نمیدانید کدام اسمها یا قیدها در کنار interpret به کار میروند تا معنی طبیعیتری داشته باشند؟
- آیا نگرانید که استفاده نادرست از interpret برداشت متفاوتی از منظور شما ایجاد کند؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری در موقعیتهای مختلف از این واژه کلیدی استفاده کنید؟
در این راهنمای جامع، ما به سادگی و قدم به قدم به بررسی کالوکیشن های Interpret در زبان انگلیسی میپردازیم تا شما دیگر هرگز در این زمینه اشتباه نکنید و بتوانید مانند یک بومیزبان از آن بهره ببرید.
| کالوکیشن رایج | معنی کلی | مثال فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|---|
| Interpret data/results | تفسیر دادهها/نتایج | او نتایج آزمایش را تفسیر کرد. | She interpreted the test results. |
| Interpret a dream/sign | تعبیر یک رویا/نشانه | فالگیر رویاهای او را تعبیر کرد. | The fortune teller interpreted her dreams. |
| Interpret a text/law | تفسیر یک متن/قانون | قضات باید قانون را به درستی تفسیر کنند. | Judges must interpret the law correctly. |
| Interpret for someone | ترجمه شفاهی برای کسی | او برای هیئت مدیره ترجمه میکرد. | He interpreted for the board of directors. |
| Interpret something as something | چیزی را به معنای چیزی درک کردن | من سکوت او را به معنای عدم موافقت تعبیر کردم. | I interpreted her silence as a sign of disagreement. |
کالوکیشن چیست و چرا برای Interpret مهم است؟
پیش از آنکه به عمق موضوع بپردازیم، اجازه دهید یادآوری کنیم که کالوکیشن (collocation) به معنای همنشینی طبیعی کلمات است؛ یعنی کلماتی که بومیزبانان معمولاً در کنار هم به کار میبرند. یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا:
- صحبت کردن و نوشتن شما طبیعیتر و روانتر به نظر برسد.
- از اشتباهات رایج دستوری و معنایی پرهیز کنید.
- توانایی درک مطلب (Listening & Reading) خود را بهبود بخشید.
- اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از واژگان داشته باشید.
فعل “Interpret” به معنای “تفسیر کردن”، “معنی کردن”، “درک کردن” یا “تعبیر کردن” است و در زمینههای بسیار متنوعی کاربرد دارد. اما استفاده صحیح از آن تنها با دانستن معنی لغوی کافی نیست؛ باید بدانید که این فعل با چه کلماتی همنشینی طبیعی دارد.
معانی مختلف Interpret و کاربردهای آن
فعل “Interpret” بسته به بافتار (context) میتواند معانی متفاوتی داشته باشد. اجازه دهید قبل از پرداختن به کالوکیشنها، نگاهی به این معانی بیندازیم:
- توضیح دادن معنی چیزی: وقتی چیزی مبهم، پیچیده یا ناواضح است و نیاز به روشنسازی دارد.
- مثال: It’s difficult to interpret these ancient texts. (تفسیر این متون باستانی دشوار است.)
- فهمیدن یا برداشت کردن از چیزی به روشی خاص: دیدگاه شخصی یا عمومی نسبت به یک وضعیت، رفتار یا اطلاعات.
- مثال: We all interpreted his actions differently. (همه ما اعمال او را به گونهای متفاوت برداشت کردیم.)
- ترجمه شفاهی (مترجم همزمان) از یک زبان به زبان دیگر: در این حالت معمولاً برای شخصی یا گروهی ترجمه صورت میگیرد.
- مثال: She agreed to interpret for the delegates. (او موافقت کرد که برای نمایندگان ترجمه شفاهی انجام دهد.)
- اجرای یک قطعه هنری (موسیقی، نمایش) به شیوه خاص: اضافه کردن دیدگاه و احساسات شخصی به اثر.
- مثال: The pianist gave a brilliant interpretation of the sonata. (پیانیست اجرایی درخشان از سوناتا ارائه داد.)
همانطور که میبینید، “Interpret” فعلی چندوجهی است و همین موضوع یادگیری کالوکیشنهای آن را حیاتیتر میکند.
کالوکیشنهای Interpret بر اساس مفعول (Direct Object)
یکی از رایجترین راهها برای یادگیری کالوکیشنهای Interpret، بررسی اسامیای است که معمولاً به عنوان مفعول مستقیم (Direct Object) بعد از آن میآیند.
1. Interpret Data/Information/Results (تفسیر دادهها/اطلاعات/نتایج)
این کاربرد بیشتر در زمینههای علمی، پژوهشی و تحلیلی دیده میشود.
- کاربرد: تجزیه و تحلیل و توضیح معنی اطلاعات خام یا یافتهها.
مثالها:
- ✅ Scientists need to interpret the data carefully before drawing conclusions. (دانشمندان باید دادهها را با دقت تفسیر کنند پیش از آنکه نتیجهگیری کنند.)
- ✅ It’s essential to interpret the results of the survey accurately. (تفسیر دقیق نتایج نظرسنجی ضروری است.)
- ❌ The committee *understood* the data. (اگرچه از لحاظ معنایی اشتباه نیست، اما Interpret طبیعیتر است.)
2. Interpret a Dream/Sign/Symbol (تعبیر یک رویا/نشانه/نماد)
این کالوکیشن به درک معانی پنهان یا پیشبینیهای احتمالی از چیزهایی که به طور مستقیم واضح نیستند، اشاره دارد.
مثالها:
- ✅ Throughout history, people have tried to interpret dreams to understand the future. (در طول تاریخ، مردم تلاش کردهاند رویاها را تعبیر کنند تا آینده را بفهمند.)
- ✅ The ancient priests would interpret omens and signs from the gods. (کاهنان باستان نشانهها و فالها را از سوی خدایان تعبیر میکردند.)
- ❌ She *explained* her dream. (Interpret برای رویا و نشانه رایجتر است.)
3. Interpret a Text/Law/Policy (تفسیر یک متن/قانون/سیاست)
این مورد به توضیح و روشنسازی معنی عبارات، قوانین یا اسناد رسمی اشاره دارد که ممکن است مبهم باشند.
مثالها:
- ✅ Judges are tasked with interpreting the law to ensure justice. (قضات وظیفه دارند قانون را تفسیر کنند تا عدالت تضمین شود.)
- ✅ Different scholars might interpret the ancient text in various ways. (دانشمندان مختلف ممکن است متون باستانی را به شیوههای گوناگون تفسیر کنند.)
- ✅ We need to interpret the company policy to avoid misunderstandings. (ما باید سیاست شرکت را تفسیر کنیم تا از سوءتفاهمها جلوگیری کنیم.)
- ❌ It’s wrong to *understand* the law this way. (Interpret در اینجا دقیقتر و رسمیتر است.)
4. Interpret a Gesture/Expression/Silence (تفسیر یک ژست/بیان/سکوت)
این کالوکیشنها به درک معانی نهفته در ارتباطات غیرکلامی اشاره دارند.
مثالها:
- ✅ Her smile could be interpreted as an invitation. (لبخند او میتوانست به عنوان یک دعوت تفسیر شود.)
- ✅ It’s often hard to interpret people’s facial expressions correctly. (اغلب دشوار است که حالات چهره افراد را به درستی تفسیر کرد.)
- ✅ I tried to interpret his silence, but couldn’t understand what he was thinking. (تلاش کردم سکوت او را تفسیر کنم، اما نفهمیدم به چه فکر میکند.)
- ❌ Don’t *read* into her gesture too much. (While “read into” is similar, “interpret” is more formal and direct.)
کالوکیشنهای Interpret با قیدها (Adverbs)
قیدها میتوانند نحوه تفسیر شدن چیزی را مشخص کنند و با Interpret همنشینیهای بسیار طبیعی دارند.
- Interpret something literally: چیزی را به معنای واقعی کلمه تفسیر کردن.
- ✅ He tends to interpret instructions literally, which can sometimes cause problems. (او تمایل دارد دستورالعملها را به معنای واقعی کلمه تفسیر کند، که گاهی اوقات میتواند مشکلساز باشد.)
- Interpret something broadly/narrowly: چیزی را به صورت گسترده/محدود تفسیر کردن.
- ✅ The new regulation can be interpreted broadly or narrowly depending on the context. (قانون جدید میتواند بسته به بافتار به صورت گسترده یا محدود تفسیر شود.)
- Interpret something correctly/incorrectly: چیزی را به درستی/نادرستی تفسیر کردن.
- ✅ It’s crucial to interpret the findings correctly. (تفسیر صحیح یافتهها بسیار حیاتی است.)
- Interpret something differently: چیزی را متفاوت تفسیر کردن.
- ✅ Everyone seemed to interpret the speech differently. (به نظر میرسید هر کس سخنرانی را متفاوت تفسیر کرده است.)
- Interpret something subjectively/objectively: چیزی را ذهنی/عینی تفسیر کردن.
- ✅ Art is often interpreted subjectively. (هنر اغلب به صورت ذهنی تفسیر میشود.)
کالوکیشن Interpret در نقش مترجم (To Interpret For Someone)
یکی از کاربردهای مهم “Interpret” اشاره به فعالیت ترجمه شفاهی (oral translation) است. در این حالت، فعل معمولاً با حرف اضافه “for” و سپس شخصی که ترجمه برای او انجام میشود، همراه است.
- ساختار: Interpret (for) Someone/Something
- مثالها:
- ✅ The diplomat needed someone to interpret for him during the meeting. (دیپلمات نیاز داشت کسی در طول جلسه برای او ترجمه شفاهی کند.)
- ✅ She worked as an interpreter, interpreting for foreign visitors at the museum. (او به عنوان مترجم کار میکرد و برای بازدیدکنندگان خارجی در موزه ترجمه شفاهی انجام میداد.)
- ❌ She *translated* for them. (اگرچه “translate” صحیح است، اما “interpret for someone” برای ترجمه شفاهی طبیعیتر است.)
عبارات و اصطلاحات رایج با Interpret
علاوه بر کالوکیشنهای مستقیم، چند عبارت مهم نیز با “interpret” وجود دارد که به کارگیری آنها گفتار و نوشتار شما را بسیار غنیتر میکند.
1. Be open to interpretation (قابل تفسیر بودن)
وقتی چیزی میتواند به روشهای مختلفی درک یا توضیح داده شود، از این عبارت استفاده میکنیم.
- ✅ The ending of the movie was open to interpretation. (پایان فیلم قابل تفسیر بود.)
- ✅ His silence was open to interpretation; some saw it as agreement, others as disapproval. (سکوت او قابل تفسیر بود؛ برخی آن را موافقت و برخی دیگر عدم تأیید میدانستند.)
2. Be beyond interpretation (غیرقابل تفسیر بودن)
برعکس حالت قبل، این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی به قدری واضح یا غیرقابل توضیح است که نیازی به تفسیر ندارد.
- ✅ The evidence was so clear that it was beyond interpretation. (شواهد آنقدر واضح بود که فراتر از تفسیر بود.)
3. Give an interpretation of something (تفسیری از چیزی ارائه دادن)
این یک عبارت فعلی است که در آن “interpretation” به عنوان اسم به کار میرود.
- ✅ The art critic gave a new interpretation of the painting. (منتقد هنری تفسیری جدید از نقاشی ارائه داد.)
تفاوتهای US vs. UK و Formal vs. Informal
در مورد فعل “Interpret” و کالوکیشنهای اصلی آن، تفاوت چشمگیری در استفاده بین انگلیسی آمریکایی (US) و انگلیسی بریتانیایی (UK) وجود ندارد. این کالوکیشنها به طور کلی در هر دو لهجه قابل قبول و رایج هستند.
با این حال، در مورد سطح رسمیت (Formality)، “Interpret” اغلب در بافتارهای رسمیتر و دانشگاهی، حقوقی، علمی و دیپلماتیک استفاده میشود. در مکالمات روزمره و غیررسمی، ممکن است از افعالی مانند “understand” (فهمیدن) یا “figure out” (متوجه شدن) برای بیان منظور مشابه استفاده شود، هرچند که “interpret” نیز کاملاً قابل درک است.
- رسمی: Scientists interpreted the complex data. (دانشمندان دادههای پیچیده را تفسیر کردند.)
- غیررسمیتر: We figured out what the numbers meant. (ما فهمیدیم اعداد چه معنیای دارند.)
بنابراین، نیازی نیست نگران تفاوتهای لهجهای باشید، اما به بافتار رسمی و غیررسمی توجه کنید.
نکات کلیدی برای تسلط بر کالوکیشنهای Interpret
به خودتان سخت نگیرید اگر در ابتدا همه این موارد کمی پیچیده به نظر میرسند. بسیاری از زبانآموزان با این موضوع دست و پنجه نرم میکنند. کلید موفقیت در تمرین و تکرار است!
- در بافتار یاد بگیرید: هرگز کلمات را به صورت جداگانه حفظ نکنید. همیشه آنها را در جملات کامل و بافتارهای واقعی ببینید و تمرین کنید.
- جملهسازی کنید: با هر کالوکیشن حداقل سه جمله جدید بسازید. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- گوش دهید و بخوانید: به پادکستها، اخبار، فیلمها و مقالات انگلیسی گوش دهید و بخوانید. هر بار که “Interpret” را میبینید یا میشنوید، به کلماتی که در کنار آن به کار رفتهاند دقت کنید.
- از دیکشنری کالوکیشن استفاده کنید: دیکشنریهایی مانند Longman Collocations Dictionary میتوانند منابع بسیار مفیدی باشند.
- صبور باشید: یادگیری کالوکیشنها یک فرآیند زمانبر است. با تمرین منظم، به تدریج بر آنها مسلط خواهید شد.
Common Myths & Mistakes (اشتباهات و تصورات غلط رایج)
در اینجا به چند اشتباه رایج که زبانآموزان هنگام استفاده از “interpret” مرتکب میشوند، اشاره میکنیم:
- استفاده از “explain” به جای “interpret” در بافتارهای خاص:
- ❌ He explained my dream. (این جمله از لحاظ گرامری اشتباه نیست، اما “interpret” برای تعبیر رویا طبیعیتر است.)
- ✅ He interpreted my dream.
- اشتباه گرفتن “interpret” با “translate” در ترجمه کتبی: “Interpret” معمولاً برای ترجمه شفاهی به کار میرود، در حالی که “translate” هم برای شفاهی و هم کتبی استفاده میشود، اما بیشتر اشاره به ترجمه کتبی دارد.
- ❌ She interpreted the book into English.
- ✅ She translated the book into English.
- ✅ She interpreted for the speaker at the conference.
- عدم استفاده از حروف اضافه صحیح: فراموش کردن “for” در هنگام اشاره به ترجمه شفاهی برای کسی.
- ❌ He interpreted the ambassador.
- ✅ He interpreted for the ambassador.
Common FAQ (سوالات متداول)
در این بخش به برخی از سوالات رایج درباره استفاده از “Interpret” پاسخ میدهیم:
- آیا “interpret” و “explain” همیشه قابل جایگزینی هستند؟
خیر. “Explain” به معنای روشن کردن چیزی است که ممکن است گیجکننده باشد. “Interpret” علاوه بر روشنسازی، شامل فهمیدن و ارائه یک دیدگاه یا تعبیر خاص از چیزی نیز میشود که میتواند مبهم یا دارای معانی پنهان باشد. مثلاً شما یک دستورالعمل را “explain” میکنید تا واضح شود، اما یک شعر را “interpret” میکنید تا معنی عمیقتر آن را بفهمید و توضیح دهید.
- آیا “interpret” میتواند به معنای “گمان کردن” باشد؟
نه دقیقاً. “Interpret” به معنای تلاش برای فهمیدن یا توضیح دادن چیزی است، که ممکن است شامل حدس و گمان هم باشد، اما خودش به معنای “گمان کردن” نیست. “Assume” یا “guess” برای “گمان کردن” مناسبتر هستند.
- چگونه میتوانم فرق بین “interpret as” و “interpret to mean” را بفهمم؟
هر دو عبارت بسیار مشابه هستند و اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما “interpret as” کمی رایجتر و طبیعیتر است. هر دو به این معنی هستند که شما چیزی را به گونهای خاص درک میکنید یا به آن معنی میدهید.
- I interpreted his smile as approval.
- I interpreted his smile to mean approval.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Interpret نه تنها به شما کمک میکند تا دقیقتر و طبیعیتر انگلیسی صحبت کنید، بلکه اعتماد به نفس شما را نیز در محیطهای آکادمیک و حرفهای افزایش میدهد. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک سفر است و هر قدم کوچک، شما را به مقصد نزدیکتر میکند. با تمرین و توجه به بافتار، به زودی خواهید دید که چگونه میتوانید از این فعل قدرتمند به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.
شما شایسته پیشرفت هستید و با این راهنمای جامع، ابزارهای لازم برای تسلط بر “Interpret” را در اختیار دارید. به خودتان افتخار کنید و ادامه دهید!




ممنون از این مطلب کاربردی! همیشه تو استفاده از interpret با اسامی مختلف مشکل داشتم. الان خیلی شفافتر شد.
خوشحالیم که براتون مفید بوده سارا جان! هدف اصلی ما هم همین شفافسازی برای استفاده صحیح و طبیعی از کلمات انگلیسیه.
کالوکیشن ‘interpret for someone’ واقعا جدید بود برام. یعنی فقط برای ترجمه شفاهی استفاده میشه یا برای توضیح دادن یه مطلب به کسی هم کاربرد داره؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید امیر! بله، ‘interpret for someone’ به طور خاص به معنای ‘ترجمه شفاهی کردن برای کسی’ به کار میره. اگه منظور ‘توضیح دادن مطلبی به کسی’ باشه، معمولا از فعلهایی مثل ‘explain’ یا ‘clarify’ استفاده میکنیم. مثلا: ‘He explained the concept to me.’ (او مفهوم را برای من توضیح داد).
من همیشه ‘interpret a dream’ رو با ‘explain a dream’ اشتباه میگرفتم. ممنون که تفاوت دقیق رو مشخص کردید. اینجوری دیگه گیج نمیشم.
دقیقا! ‘Interpret a dream’ بیشتر به معنای ‘تعبیر کردن’ و پی بردن به معنی پنهان یک رویاست، در حالی که ‘explain a dream’ میتونه صرفا شرح دادن جزئیات یک رویا باشه. خوشحالیم که این نکته روشن شده.
فکر میکنید کالوکیشن ‘interpret data’ بیشتر در محیطهای آکادمیک و رسمی استفاده میشه یا توی مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟
کالوکیشن ‘interpret data/results’ هم در محیطهای آکادمیک و تجاری (برای گزارشها و تحلیلها) بسیار رایجه و هم در مکالمات روزمره برای صحبت درباره نتایج یک نظرسنجی، آمار ورزشی و غیره به کار میره. کاربردش گستردهست و بستگی به نوع داده و زمینه گفتگو داره.
بخش ‘interpret something as something’ خیلی کاربردی بود. من سکوت کسی رو ‘as’ بیاحترامی تعبیر کردم. دقیقاً همین مثال رو نیاز داشتم!
این کالوکیشن واقعا در زندگی روزمره کاربرد زیادی داره، چون ما مدام در حال تعبیر رفتارها، کلمات یا حتی سکوت افراد به روشهای مختلف هستیم. خوشحالیم که براتون مفید بوده!
آیا ‘read into’ هم میتونه در بعضی جاها به جای ‘interpret’ استفاده بشه، مخصوصاً وقتی داریم درباره تعبیر بیش از حد چیزی صحبت میکنیم؟
بله علی جان، ‘read into something’ یک اصطلاح بسیار خوب و مرتبط هست که گاهی اوقات میتونه شبیه به ‘interpret’ عمل کنه، اما با یک تفاوت ظریف. ‘Read into something’ اغلب به معنای ‘بیش از حد به چیزی فکر کردن یا معنای خاصی به آن نسبت دادن که شاید وجود ندارد’ است. مثلا: ‘Don’t read too much into his silence.’ (سکوتش را بیش از حد تعبیر نکن.) در حالی که ‘interpret’ میتواند خنثی باشد و صرفا به معنای ‘تفسیر’ باشد، ‘read into’ بیشتر بار منفی یا حداقل بار ‘تعبیر بیش از حد’ را دارد.
این مطلب عالی بود! این کالوکیشنها باعث میشن که جمله بندی طبیعیتر به نظر بیاد. مرسی بابت این همه مثال واضح.
هدف ما دقیقا همین طبیعی جلوه دادن مکالمه و نوشتار انگلیسی شماست. استفاده از کالوکیشنها یکی از بهترین راهها برای رسیدن به این هدفه. خوشحالیم که مطلب رو دوست داشتید.
فکر کنم با این راهنما دیگه اشتباه نمیکنم! میشه یه مثال دیگه از ‘interpret a text’ برای متنهای ادبی بزنید؟
حتما کاوه جان! برای متنهای ادبی: ‘Literary critics interpret Shakespeare’s plays in many different ways.’ (منتقدان ادبی نمایشنامههای شکسپیر را به روشهای بسیار متفاوتی تفسیر میکنند.) این مثال نشون میده که چطور یک متن میتونه تعابیر مختلفی داشته باشه.
کاش برای هر کالوکیشن یه مثال صوتی هم میگذاشتید تا تلفظ وintonation رو هم یاد بگیریم.
پیشنهاد خیلی خوبی بود شیوا! حتما برای مطالب آینده این رو در نظر میگیریم تا تجربه یادگیری کاملتر بشه. ممنون از بازخوردتون.
من این فعل رو تو فیلمهای حقوقی زیاد میدیدم، مخصوصاً برای ‘interpret the law’. حالا فهمیدم منظور دقیقش چیه.
دقیقا! در متون و فیلمهای حقوقی این کالوکیشن بسیار رایجه. ‘تفسیر قانون’ یک بخش حیاتی در سیستم قضاییه. خوشحالیم که این مطلب به درک بهتر شما کمک کرده.
ممنون از توضیحات عالی. آیا ‘misinterpret’ هم با همین کالوکیشنها استفاده میشه؟ مثلا ‘misinterpret data’؟
بله مهسا جان، نکته بسیار خوبیه! ‘Misinterpret’ (به معنای اشتباه تفسیر کردن) دقیقا با همین کالوکیشنها استفاده میشه. مثلا: ‘He misinterpreted the data, leading to incorrect conclusions.’ (او دادهها را اشتباه تفسیر کرد و منجر به نتایج نادرست شد.) یا ‘She misinterpreted his silence as anger.’ (او سکوت او را خشم تلقی کرد، که اشتباه بود.)
یه سوال! برای تفسیر نمودارها و چارتها هم میشه از ‘interpret data’ استفاده کرد؟
بله، قطعاً آرش! ‘Interpret data’ شامل تفسیر نمودارها (charts)، گرافها (graphs)، جدولها (tables) و هر نوع نمایش بصری از دادهها نیز میشود. هدف این است که از اطلاعات ارائه شده معنی استخراج شود.
مثل همیشه مطالب سایتتون عالیه. کاش برای فعلهای دیگه هم چنین راهنماهای کاملی بگذارید.
ممنون از لطف شما الهام! حتما در برنامهریزی آیندهمون، فعلهای کلیدی بیشتری رو با همین روش کامل پوشش خواهیم داد. پیشنهادات شما برای ما بسیار ارزشمنده.
من همیشه دنبال یه منبع فارسی بودم که اینقدر دقیق کالوکیشنها رو توضیح بده. واقعا دستتون درد نکنه.
آیا ‘interpret’ میتونه حالت intransitive هم داشته باشه؟ یعنی بدون مفعول استفاده بشه؟
سوال جالبیه افشین! در بیشتر کاربردها، ‘interpret’ یک فعل متعدی (transitive) است و نیاز به مفعول دارد (interpret *something*). اما در موارد خاصی مانند ‘He interprets for the deaf’ (او برای ناشنوایان ترجمه شفاهی میکند)، مفعول ‘the deaf’ یک مفعول غیرمستقیم است. به ندرت، و بیشتر در زبانهای فنی یا تخصصی، ممکن است به صورت intransitive به معنای ‘انجام عمل تفسیر’ بدون اشاره به مفعول خاصی به کار رود، اما این بسیار نادر است و بهتر است همیشه با مفعول استفاده شود تا ابهام ایجاد نشود.
این مقاله خیلی به من کمک کرد تا اعتماد به نفسم تو استفاده از این کلمه زیاد بشه. ممنون!
هدف ما دقیقا همین تقویت اعتماد به نفس شما در استفاده صحیح از زبان انگلیسیه. خوشحالیم که تونستیم کمک کنیم!