- چرا یادگیری کالوکیشنها برای تسلط بر زبان انگلیسی تا این حد حیاتی است؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشنهای فعل Indicate کدامند و چگونه میتوانیم آنها را در جملات خود به کار ببریم؟
- آیا فعل Indicate با وجود معانی مشابه با افعال دیگر، تفاوتهای ظریفی در کالوکیشنها و کاربرد دارد؟
- چگونه میتوانیم با استفاده صحیح از کالوکیشنهای Indicate، نوشته و گفتار خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه دهیم؟
- چه اشتباهات رایجی در استفاده از کالوکیشنهای Indicate وجود دارد و چطور میتوانیم از آنها اجتناب کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به تفصیل پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی کالوکیشنهای Indicate آشنا خواهیم ساخت. تسلط بر کالوکیشنها، به ویژه برای افعالی پرکاربرد مانند “Indicate”، نه تنها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و بومیتر صحبت کنید و بنویسید، بلکه درک مطلب شما را نیز به طرز چشمگیری بهبود میبخشد. ما با ارائه تعاریف روشن، مثالهای متعدد و ترجمههای دقیق فارسی، راهنمای کاملی برای شما فراهم کردهایم تا بتوانید این ساختارهای مهم زبانی را به بهترین شکل ممکن بیاموزید و به کار ببرید. پس با ما همراه باشید تا گامی بلند در مسیر روانتر شدن در زبان انگلیسی بردارید.
کالوکیشن چیست و چرا یادگیری آن اهمیت دارد؟
کالوکیشن (Collocation) به ترکیب طبیعی و رایج دو یا چند کلمه در یک زبان اشاره دارد که در کنار هم معنای خاص و شناخته شدهای را ایجاد میکنند. این ترکیبها اغلب به صورت “طبیعی” به گوش یک بومیزبان میرسند، در حالی که ترکیبهای دیگر، حتی اگر از نظر گرامری صحیح باشند، ممکن است “غیرطبیعی” یا “عجیب” به نظر بیایند. به عنوان مثال، در فارسی میگوییم “چای غلیظ”، نه “چای پرقدرت”، یا “باران شدید”، نه “باران قوی”. همین مفهوم در زبان انگلیسی نیز صدق میکند.
یادگیری کالوکیشنها برای زبانآموزان به دلایل متعددی از اهمیت بالایی برخوردار است:
- روانی و طبیعی بودن: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود زبان شما طبیعیتر و شبیه به یک بومیزبان باشد.
- دقت در بیان: کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا منظور خود را با دقت و وضوح بیشتری بیان کنید.
- تنوع واژگانی: با یادگیری کالوکیشنها، دایره لغات شما فراتر از کلمات منفرد رفته و به ترکیبهای معنادار گسترش مییابد.
- بهبود مهارتهای نوشتاری و گفتاری: تسلط بر کالوکیشنها به شما امکان میدهد تا در امتحانات آیلتس، تافل و سایر موقعیتهای آکادمیک و حرفهای، بهتر عمل کنید.
- درک بهتر متون و شنیدهها: شناخت کالوکیشنها به شما در درک سریعتر و دقیقتر مکالمات و متون انگلیسی کمک میکند.
فعل “Indicate” یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که در موقعیتهای مختلف برای “نشان دادن”، “اشاره کردن”، “بیان کردن” یا “دلالت کردن” به کار میرود. به همین دلیل، آشنایی با کالوکیشنهای Indicate برای استفاده صحیح و طبیعی از آن ضروری است.
معانی اصلی فعل Indicate
پیش از پرداختن به کالوکیشنهای Indicate، بهتر است با معانی اصلی این فعل آشنا شویم:
۱. نشان دادن / اشاره کردن (To show or point out)
در این معنی، “Indicate” اغلب به معنای نشان دادن چیزی با دست، اشاره کردن به جهت یا مکانی خاص، یا آشکار کردن وجود چیزی است.
- مثال: The compass indicates north. (قطبنما جهت شمال را نشان میدهد.)
- مثال: Please indicate your preferred seating. (لطفاً صندلی دلخواه خود را مشخص کنید/نشان دهید.)
۲. بیان کردن / دلالت کردن (To state or suggest indirectly)
در این مفهوم، “Indicate” به معنای بیان کردن یک ایده، نظر، تمایل یا موقعیت، یا حاکی بودن از چیزی است که همیشه صریحاً گفته نمیشود.
- مثال: His silence may indicate disagreement. (سکوت او ممکن است نشاندهنده عدم توافق باشد.)
- مثال: The survey results indicate a growing trend. (نتایج نظرسنجی روندی رو به رشد را نشان میدهد.)
۳. علامت بودن / حاکی بودن (To be a sign of something)
این معنی بسیار نزدیک به مورد دوم است و اغلب در مورد علائم، نشانهها یا شواهد به کار میرود که به وجود یا وضعیت چیزی اشاره دارند.
- مثال: High fever can indicate an infection. (تب بالا میتواند نشاندهنده عفونت باشد.)
- مثال: The dark clouds indicate a coming storm. (ابرهای تیره حاکی از طوفانی قریبالوقوع هستند.)
مهمترین کالوکیشن های Indicate با اسم ها
در این بخش به پرکاربردترین کالوکیشنهای Indicate با اسمهای مختلف میپردازیم. هر کالوکیشن همراه با توضیح، مثال انگلیسی و ترجمه فارسی ارائه شده است.
۱. Indicate + Data/Information/Results/Evidence/Figures
در این کالوکیشنها، “Indicate” به معنای “نشان دادن” یا “حاکی بودن” از اطلاعات، دادهها، نتایج، شواهد یا ارقام است.
- مثال ۱: The latest economic data indicates a slight recovery.
(آخرین دادههای اقتصادی نشاندهنده بهبود اندکی است.) - مثال ۲: Preliminary results indicate that the new drug is effective.
(نتایج اولیه نشان میدهد که داروی جدید مؤثر است.) - مثال ۳: The lack of evidence indicates his innocence.
(فقدان شواهد، بیگناهی او را نشان میدهد.)
۲. Indicate + A Problem/Difficulty/Need/Concern/Risk
در این ترکیبها، “Indicate” به معنای “اشاره داشتن به” یا “نشاندهنده” یک مشکل، دشواری، نیاز، نگرانی یا خطر است.
- مثال ۱: The declining sales indicate a problem with our marketing strategy.
(کاهش فروش نشاندهنده مشکلی در استراتژی بازاریابی ما است.) - مثال ۲: His recent behavior may indicate a need for professional help.
(رفتار اخیر او ممکن است نشاندهنده نیازی به کمک حرفهای باشد.) - مثال ۳: The report indicates a potential risk to public health.
(گزارش خطر بالقوه ای برای سلامت عمومی را نشان میدهد.)
۳. Indicate + A Desire/Preference/Interest/Intention
این کالوکیشنها زمانی به کار میروند که “Indicate” به معنای “بیان کردن” یا “ابراز داشتن” تمایل، ترجیح، علاقه یا قصد باشد.
- مثال ۱: Many students have indicated an interest in the new course.
(بسیاری از دانشجویان به دوره جدید ابراز علاقه کردهاند.) - مثال ۲: She clearly indicated her preference for the blue dress.
(او به وضوح ترجیح خود را برای لباس آبی نشان داد.) - مثال ۳: His actions indicate a clear intention to resign.
(اقدامات او نشاندهنده قصد صریح برای استعفا است.)
۴. Indicate + A Direction/Location/Path
در این موارد، “Indicate” به معنای “اشاره کردن” یا “نشان دادن” جهت، مکان یا مسیری خاص است.
- مثال ۱: The signpost indicates the direction to the nearest town.
(تابلو راهنما جهت نزدیکترین شهر را نشان میدهد.) - مثال ۲: Could you please indicate your exact location on the map?
(لطفاً مکان دقیق خود را روی نقشه نشان دهید؟)
۵. Indicate + A Change/Trend/Shift
این کالوکیشنها برای “نشان دادن” یا “حاکی بودن” از یک تغییر، روند یا جابهجایی در وضعیت یا الگوها استفاده میشوند.
- مثال ۱: The increasing temperatures indicate a significant change in climate.
(افزایش دما نشاندهنده تغییر قابل توجهی در آب و هوا است.) - مثال ۲: Recent polls indicate a shift in public opinion.
(نظرسنجیهای اخیر نشاندهنده تغییر جهت در افکار عمومی است.)
۶. Indicate + Support/Approval/Disapproval
“Indicate” در این ترکیبها به معنای “نشان دادن” یا “ابراز کردن” حمایت، تأیید یا عدم تأیید است.
- مثال ۱: The audience indicated their support with a round of applause.
(حضار با تشویق حمایت خود را نشان دادند.) - مثال ۲: His nod seemed to indicate approval of the plan.
(سر تکان دادن او به نظر تأیید طرح را نشان میداد.)
۷. Indicate + A Number/Amount/Quantity
وقتی “Indicate” با اعداد و مقادیر به کار میرود، به معنای “نشان دادن” یا “مشخص کردن” یک عدد، مقدار یا کمیت است.
- مثال ۱: The meter indicates the amount of electricity used.
(کنتور مقدار برق مصرفی را نشان میدهد.) - مثال ۲: Please indicate the exact number of participants.
(لطفاً تعداد دقیق شرکتکنندگان را مشخص کنید.)
۸. Indicate + A Method/Approach/Strategy
در این موارد، “Indicate” به معنای “پیشنهاد دادن” یا “نشان دادن” یک روش، رویکرد یا استراتژی مناسب است.
- مثال ۱: The research indicates a new method for disease prevention.
(تحقیقات روش جدیدی برای پیشگیری از بیماری را نشان میدهد.) - مثال ۲: We need to indicate our approach to solving this problem.
(ما باید رویکرد خود را برای حل این مشکل نشان دهیم.)
کالوکیشن های Indicate با قیدها و حروف اضافه
فعل Indicate علاوه بر اسمها، با قیدها و حروف اضافه نیز ترکیب میشود و کالوکیشنهای مهمی را میسازد.
۱. قیدهای رایج با Indicate
قیدها اغلب برای توصیف چگونگی یا میزان “Indicate” کردن چیزی به کار میروند.
- Clearly indicate: به وضوح نشان دادن/اشاره کردن.
- مثال: The survey clearly indicates public dissatisfaction.
(نظرسنجی به وضوح نارضایتی عمومی را نشان میدهد.)
- مثال: The survey clearly indicates public dissatisfaction.
- Strongly indicate: به شدت نشان دادن/دلالت کردن.
- مثال: All signs strongly indicate a successful outcome.
(همه نشانهها به شدت از یک نتیجه موفقیتآمیز حکایت دارند.)
- مثال: All signs strongly indicate a successful outcome.
- Broadly indicate: به طور کلی نشان دادن/اشاره کردن.
- مثال: The figures only broadly indicate the scope of the problem.
(ارقام فقط به طور کلی دامنه مشکل را نشان میدهند.)
- مثال: The figures only broadly indicate the scope of the problem.
- Merely indicate: صرفاً نشان دادن/اشاره کردن.
- مثال: His comment was intended to merely indicate a possibility.
(اظهار نظر او صرفاً برای اشاره به یک احتمال بود.)
- مثال: His comment was intended to merely indicate a possibility.
- Precisely indicate: دقیقاً نشان دادن/مشخص کردن.
- مثال: The instrument can precisely indicate the temperature.
(ابزار میتواند دقیقاً دما را نشان دهد.)
- مثال: The instrument can precisely indicate the temperature.
۲. حروف اضافه رایج با Indicate
گرچه “Indicate” اغلب نیازی به حرف اضافه ندارد، اما در برخی ساختارها با حروف اضافه خاصی همراه میشود:
- Indicate that…: نشان دادن اینکه… (رایجترین کاربرد)
- مثال: The report indicated that the economy was improving.
(گزارش نشان داد که اقتصاد در حال بهبود است.)
- مثال: The report indicated that the economy was improving.
- Indicate to (someone): به کسی اشاره کردن/نشان دادن. (معمولاً با حرکت دست یا بدن)
- مثال: He indicated to me that it was time to leave.
(او به من اشاره کرد که زمان رفتن است.)
- مثال: He indicated to me that it was time to leave.
- Indicate by (something): با (چیزی) نشان دادن. (وسیله یا روش نشان دادن)
- مثال: She indicated her answer by raising her hand.
(او پاسخ خود را با بالا بردن دست نشان داد.)
- مثال: She indicated her answer by raising her hand.
تفاوتهای ظریف در کاربرد Indicate و مترادفهای آن
در زبان انگلیسی، کلمات زیادی با معانی مشابه وجود دارند که میتوانند گیجکننده باشند. “Indicate” نیز مترادفهایی مانند “show”، “point out”، “suggest”، “reveal” و “demonstrate” دارد. اما هر کدام تفاوتهای ظریفی در کاربرد و کالوکیشنهای خود دارند که دانستن آنها برای استفاده دقیقتر ضروری است.
- Indicate vs. Show:
Show عمومیتر است و میتواند به معنای بصری (چیزی را نشان دادن) یا بیان کردن (احساسی را نشان دادن) باشد. Indicate اغلب رسمیتر است و به معنای “حاکی بودن از”، “دلالت کردن بر” یا “نشان دادن غیرمستقیم” به کار میرود، به خصوص با دادهها، شواهد یا روندهای انتزاعی.
- Show: He showed me his new car. (او ماشین جدیدش را به من نشان داد.)
- Indicate: The figures indicate a significant decline. (ارقام کاهش قابل توجهی را نشان میدهند/حاکی از آن هستند.)
- Indicate vs. Point out:
Point out معمولاً به معنای جلب توجه به یک جزئیات خاص یا یک نکته است که ممکن است نادیده گرفته شده باشد، اغلب با اشاره فیزیکی یا کلامی مستقیم. Indicate میتواند گستردهتر باشد و شامل دلالت ضمنی نیز شود.
- Point out: He pointed out a mistake in my report. (او به اشتباهی در گزارش من اشاره کرد.)
- Indicate: Her trembling voice indicated her fear. (صدای لرزان او نشاندهنده ترسش بود.)
- Indicate vs. Suggest:
Suggest به معنای ارائه یک ایده، پیشنهاد یا راه حل است که معمولاً نرمتر و غیرمستقیمتر از “Indicate” است. Indicate اغلب بر اساس شواهد و حقایق، به چیزی اشاره میکند.
- Suggest: I suggested that we meet tomorrow. (پیشنهاد دادم فردا ملاقات کنیم.)
- Indicate: The lack of response indicates disinterest. (عدم پاسخ نشاندهنده عدم علاقه است.)
نکات مهم برای استفاده صحیح از کالوکیشن های Indicate
برای اینکه بتوانید کالوکیشنهای Indicate را به درستی و طبیعی به کار ببرید، به نکات زیر توجه کنید:
- به زمینه (Context) توجه کنید: معنی و کاربرد “Indicate” و کالوکیشنهایش به شدت به زمینه جمله بستگی دارد. همیشه به کلماتی که قبل و بعد از آن میآیند، دقت کنید.
- مثالها را مطالعه کنید: بهترین راه برای یادگیری کالوکیشنها، مطالعه مثالهای واقعی و کاربردی است. هرچه بیشتر مثال ببینید، الگوها را بهتر تشخیص خواهید داد.
- تمرین و تکرار: سعی کنید کالوکیشنهای جدید را در جملات خود به کار ببرید، هم در گفتار و هم در نوشتار. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- از دیکشنریهای کالوکیشن استفاده کنید: دیکشنریهای مخصوص کالوکیشن (مانند Oxford Collocations Dictionary) ابزارهای بسیار مفیدی برای یادگیری این ترکیبها هستند.
- بومیزبانها را الگو قرار دهید: به نحوه استفاده بومیزبانها از “Indicate” در فیلمها، کتابها و مقالات دقت کنید و سعی کنید از آنها تقلید کنید.
اشتباهات رایج در استفاده از Indicate
زبانآموزان اغلب در استفاده از “Indicate” دچار اشتباه میشوند. برخی از رایجترین اشتباهات عبارتند از:
- استفاده بیش از حد (Overuse): برخی زبانآموزان به جای افعال سادهتر و مناسبتر مانند “show” یا “tell”، همیشه از “Indicate” استفاده میکنند که باعث رسمی و غیرطبیعی شدن جمله میشود.
- کالوکیشنهای نادرست: استفاده از اسم یا قید نامناسب با “Indicate”. مثلاً گفتن “indicate a strong smell” به جای “have a strong smell” یا “emit a strong smell”.
- عدم درک تفاوتهای ظریف: استفاده از “Indicate” در جایی که “suggest” یا “point out” مناسبتر است.
- گرامر نادرست: مثلاً فراموش کردن “that” بعد از “Indicate” در برخی ساختارها (مثل “The report indicated the problem was serious.” به جای “The report indicated that the problem was serious.”).
تمرین و یادگیری کالوکیشن های Indicate
برای اینکه کالوکیشنهای Indicate به بخشی طبیعی از دایره لغات شما تبدیل شوند، نیاز به تمرین مداوم دارید. در اینجا چند استراتژی پیشنهاد میشود:
- ایجاد فلشکارت: برای هر کالوکیشن، یک فلشکارت بسازید. در یک طرف کالوکیشن (مثلاً “indicate a problem”) و در طرف دیگر مثالها و ترجمه آن را بنویسید.
- نوشتن جملات شخصی: سعی کنید برای هر کالوکیشن، حداقل دو جمله جدید و مرتبط با زندگی یا علایق خودتان بنویسید.
- فعالیتهای خواندنی: در هنگام مطالعه مقالات، کتابها یا اخبار انگلیسی، به فعل “Indicate” و کلماتی که با آن ظاهر میشوند، توجه کنید و آنها را یادداشت نمایید.
- ضبط صدا: جملاتی که شامل کالوکیشنهای “Indicate” هستند را با صدای بلند بخوانید و صدای خود را ضبط کنید. سپس به آن گوش دهید تا تلفظ و روانی خود را ارزیابی کنید.
- بازی با کلمات: با استفاده از ابزارهای آنلاین یا به صورت دستی، تمرینات تطبیقی (matching exercises) ایجاد کنید تا کلمه مناسب را با “Indicate” جفت کنید.
نتیجهگیری
همانطور که در این مقاله به تفصیل بررسی شد، تسلط بر کالوکیشنهای Indicate نه تنها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و دقیقتر در زبان انگلیسی صحبت کنید و بنویسید، بلکه درک شما را از متون و مکالمات نیز به طور چشمگیری افزایش میدهد. از “Indicate data” گرفته تا “indicate a problem” و “indicate an interest”، هر یک از این ترکیبها به زبان شما عمق و ظرافت خاصی میبخشند.
با تمرین مداوم، توجه به مثالها و استفاده آگاهانه از این کالوکیشنها در موقعیتهای مختلف، به تدریج شاهد پیشرفت چشمگیر خود در تسلط بر زبان انگلیسی خواهید بود. فراموش نکنید که یادگیری زبان یک سفر است و هر کالوکیشنی که میآموزید، آجری در ساختمان روانی و مهارت زبانی شماست. پس با انگیزه و پشتکار، به مسیر خود ادامه دهید و از این دانش جدید برای ارتقاء سطح انگلیسی خود لذت ببرید.




واقعاً مقاله عالی و کاربردی بود. تا قبل از این خیلی به کالوکیشنها دقت نمیکردم ولی الان فهمیدم چقدر مهمه که درست استفاده بشن. ممنون از توضیحات کاملتون!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! دقیقاً همینطوره، کالوکیشنها نقش کلیدی در طبیعی صحبت کردن و نوشتن دارن. با تمرین بیشتر، به زودی تسلط بیشتری پیدا میکنید.
من همیشه برای “indicate a problem” یا “indicate a need” مشکل داشتم. میشه بگید چه تفاوتی با “show a problem” یا “show a need” داره؟ آیا هر دو قابل استفاده هستن؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی! “Indicate” اغلب به معنی اشاره کردن به چیزی یا نشانهای از چیزی بودن است، در حالی که “show” میتواند به معنی نشان دادن مستقیمتر باشد. مثلاً “The data indicates a problem” یعنی دادهها نشانههایی از وجود یک مشکل را به ما میدهند، ولی “She showed me the problem” یعنی او مستقیماً مشکل را به من نشان داد. در مورد “a need” هم همینطور است؛ “The survey indicates a need for more resources” یعنی نظرسنجی نیاز به منابع بیشتر را نشان میدهد (به صورت غیرمستقیم و از طریق دادهها).
من متوجه شدم “indicate” در متون آکادمیک و رسمی خیلی بیشتر از مکالمات روزمره کاربرد داره. درسته؟ مثلاً برای “indicate the results” خیلی رسمیتره تا “show the results”.
ممنون بابت مقاله عالی. فقط میخواستم بپرسم تلفظ “indicate” با Stress روی کدوم بخش از کلمهست؟ روی “in” یا “di”؟
خواهش میکنم رضا! استرس اصلی در کلمه “indicate” روی بخش دوم یعنی “di” قرار میگیرد. به صورت /ɪnˈdɪkeɪt/ تلفظ میشود. امیدوارم مفید باشه!
خیلی از مثالهای “indicate a change” و “indicate a shift” خوشم اومد. آیا افعال مشابه دیگهای هم هستن که کالوکیشنهای خاص خودشون رو با “change” یا “shift” داشته باشن؟
بله فاطمه جان، سوال خیلی خوبیه! افعال دیگری مثل “demonstrate a change”، “reflect a change”، “reveal a shift”، یا حتی “mark a shift” هم وجود دارند که هر کدام با کمی تفاوت در معنا و کاربرد، میتوانند با “change” یا “shift” به کار روند. پیشنهاد میکنم در آینده حتماً به این موارد هم بپردازیم.
من قبلاً چند بار سعی کردم از “indicate” استفاده کنم ولی هر بار حس میکردم جمله طبیعی نیست. الان با این مثالها فهمیدم کجا اشتباه میکردم. مخصوصاً کالوکیشن “indicate a strong correlation” خیلی کمکم کرد.
بسیار عالی حسام جان! این احساس “طبیعی نبودن” دقیقاً نشانهی نیاز به یادگیری کالوکیشنهاست. با تمرین و مشاهده مثالهای بیشتر، به زودی این کلمات و عبارات برای شما کاملاً طبیعی خواهند شد. خوشحالیم که مقاله مفید بوده.
این سری مقالات کالوکیشن واقعاً فوقالعادهست. میشه لطفاً برای افعال پرکاربرد دیگهای مثل “provide” یا “establish” هم مقالههای مشابهی تهیه کنید؟
ممنون از پیشنهاد عالی شما الناز عزیز! حتماً این موضوع رو در برنامهریزیهای آینده برای مقالات جدید در نظر میگیریم. “Provide” و “establish” هم افعال بسیار مهمی هستند که کالوکیشنهای پرکاربردی دارند.
ترجمههای دقیق و مثالهای کاربردی مقاله خیلی کمک کرد تا درک بهتری از کالوکیشنها داشته باشم. مخصوصاً معنی “indicate a tendency” که همیشه برام گنگ بود، الان کاملاً واضح شد.
ممنون از مقاله خوبتون. میشه لطفا در مورد تفاوت “indicate” و “suggest” بیشتر توضیح بدید؟ هر دو معنی “نشان دادن” یا “حاکی بودن” میدن ولی فکر میکنم ظرافتهایی در کاربرد دارن.
سوال بسیار مهمی پرسیدید نرگس جان! هم “indicate” و هم “suggest” میتوانند به معنی “نشان دادن” یا “حاکی بودن” باشند، اما “indicate” معمولاً به یک نشانه یا مدرک قویتر و مستقیمتر اشاره دارد، در حالی که “suggest” میتواند به یک پیشنهاد، فرضیه، یا نشانه غیرمستقیمتر اشاره کند که قطعیت کمتری دارد. مثلاً “The thermometer indicates a high fever” (قطعیتر)، ولی “Her pale face suggests she might be ill” (احتمال و حدس).
من برای نوشتن ایمیلهای کاری همیشه مشکل داشتم که جملاتم خیلی خشک و غیرطبیعی میشن. فکر میکنم با استفاده از این کالوکیشنها مخصوصاً “indicate our commitment” یا “indicate our willingness”، بتونم خیلی بهتر بنویسم.
واقعاً به همچین محتوایی نیاز داشتیم! دست مریزاد. خیلی روان و قابل فهم توضیح دادید.
خوشحالیم که مورد پسند شما قرار گرفته رویا جان. هدف ما دقیقاً همین درک آسان و کاربردی مطالب برای شماست. با ما همراه باشید!
آیا “indicate a path” یا “indicate a direction” هم از کالوکیشنهای رایج هستن؟ تو مقاله نبود ولی من حس میکنم گاهی شنیدم.
بله سحر جان، “indicate a path” و “indicate a direction” هم کاملاً صحیح و رایج هستند. مثلاً “The sign indicates the path to the library” یا “The compass indicates the direction north.” اینها هم جزو کاربردهای متداول “indicate” محسوب میشوند. گاهی اوقات به دلیل حجم بالای مطالب، نمیتوانیم همه را در یک مقاله بگنجانیم، اما خوشحالیم که شما با جستجوی بیشتر، به این موارد رسیدید!
مهمترین نکته برای من این بود که کالوکیشنها چقدر میتونن در حرفهایتر و native-like شدن مکالماتمون کمک کنن. با “indicate” که فعل پرکاربردیه، این موضوع خیلی ملموستره.
ممنون از توضیحات راجع به اشتباهات رایج. آیا اشتباه خاصی هست که اغلب با “indicate” و به جای “point out” یا “show” انجام بشه و به نظرتون مهم باشه؟
هستی جان، بله، یکی از اشتباهات رایج این است که گاهی افراد به اشتباه از “indicate” برای نشان دادن فیزیکی یک شیء یا مکان استفاده میکنند، در حالی که “point out” یا “show” مناسبتر است. مثلاً “She pointed out the mistake in my report” درست است، نه “She indicated the mistake…”. “Indicate” بیشتر برای نشان دادن یک نشانه، نتیجه، یا وضعیت انتزاعیتر به کار میرود.
ساختار مقاله خیلی خوب بود. تعریف، مثال، ترجمه… همه چی سر جای خودش. باعث شد خیلی خوب متوجه بشم.
آیا “indicate” phrasal verb هم داره که معنی متفاوتی بده؟ مثلاً مثل “look up” که معنیاش با “look” فرق داره.
سوال خوبی شیرین جان! “Indicate” برخلاف بسیاری از افعال رایج دیگر، phrasal verb شناختهشده و پرکاربردی به معنای متفاوت ندارد. این فعل بیشتر به صورت مستقل و با متممهای مختلف در قالب کالوکیشنها به کار میرود تا تغییر معنایی با اضافه شدن حرف اضافه داشته باشد. تمرکز اصلی آن روی همین کاربردهای کالوکیشن است.
آیا میتوانم بگویم “The red light indicated danger”؟ آیا این کالوکیشن درسته؟
بله مهسا جان، “The red light indicated danger” کاملاً صحیح و یک کالوکیشن بسیار رایج و طبیعی است. این جمله به خوبی نشان میدهد که چراغ قرمز نشانهای از خطر بوده است. استفاده شما عالی است!
وای چقدر دنبال همچین محتوایی بودم! واقعاً ممنون از تیم خوبتون.
من سعی میکنم از این به بعد حتماً این کالوکیشنها رو توی صحبتها و نوشتارهام استفاده کنم تا طبیعیتر به نظر بیام.
آفرین لیلا جان! این بهترین رویکرد برای یادگیری است. با تمرین و تکرار آگاهانه، این کالوکیشنها به مرور زمان بخشی از دایره واژگان فعال شما خواهند شد. موفق باشید!
در بحث آماری و تحقیقاتی، کالوکیشن “indicate statistical significance” هم خیلی رایجه. آیا درست متوجه شدم؟
کاملاً درست متوجه شدید کاوه جان! “Indicate statistical significance” یک کالوکیشن بسیار مهم و رایج در زمینه آمار و تحقیقات علمی است. این یعنی نتایج به دست آمده به حدی قابل توجه هستند که احتمالاً تصادفی نیستند و معنیدار آماری هستند. این یکی از کاربردهای تخصصی و دقیق “indicate” است.