- چگونه میتوانیم از فعل Impose به طور طبیعی و صحیح در زبان انگلیسی استفاده کنیم؟
- کدام کلمات و عبارات معمولاً با Impose به کار میروند تا معنی مشخصی را منتقل کنند؟
- چرا یادگیری کالوکیشنهای Impose برای تسلط بر زبان انگلیسی اهمیت ویژهای دارد؟
- چه تفاوتهای ظریفی بین کالوکیشنهای مختلف Impose وجود دارد و چگونه آنها را تشخیص دهیم؟
- بهترین روشها برای به خاطر سپردن و به کار بردن این ترکیبهای کلمهای کدامند؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای پرکاربرد و حیاتی کالوکیشنهای Impose در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. فعل Impose یکی از افعال پرکاربرد و با اهمیت در زبان انگلیسی است که در بافتهای مختلفی به کار میرود. اما برای اینکه بتوانید از آن به شکلی کاملاً طبیعی و بومیگونه استفاده کنید، صرفاً دانستن معنی آن کافی نیست؛ بلکه باید با ترکیبهای رایج آن، یعنی کالوکیشنها، آشنا شوید. کالوکیشنها به ما کمک میکنند تا جملاتی روانتر، دقیقتر و حرفهایتر بسازیم و درک عمیقتری از زبان داشته باشیم. این راهنما جامعترین منبع برای یادگیری کالوکیشن های Impose خواهد بود که با مثالهای متعدد و ترجمه فارسی، مسیر یادگیری شما را هموارتر میکند.
Impose چیست و چرا در زبان انگلیسی اهمیت دارد؟
فعل “Impose” یک فعل متعدی (transitive verb) در زبان انگلیسی است که معانی مختلفی دارد، اما هسته اصلی معنایی آن “تحمیل کردن”، “اعمال کردن” یا “وضع کردن” چیزی بر کسی یا چیزی دیگر است. این فعل معمولاً بار معنایی اجبار، تکلیف یا وضع قانون و محدودیت را به همراه دارد. به عبارت دیگر، وقتی چیزی را “impose” میکنید، آن را بدون رضایت کامل طرف مقابل یا به واسطه قدرت و اختیار خود بر او تحمیل میکنید.
اهمیت این فعل در زبان انگلیسی به گستردگی کاربرد آن در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی شخصی باز میگردد. از وضع مالیات و قوانین جدید توسط دولتها گرفته تا تحمیل نظرات شخصی یا ایجاد محدودیتها، Impose یک کلمه کلیدی برای بیان این مفاهیم است. با این حال، استفاده صحیح و طبیعی از آن تنها از طریق شناخت کالوکیشنهایش میسر میشود. یک بومیزبان انگلیسی هرگز به صورت تصادفی کلمات را با Impose ترکیب نمیکند، بلکه از ترکیبهای ثابت و شناختهشدهای استفاده میکند که به آن “کالوکیشن” میگوییم.
چرا یادگیری کالوکیشنهای Impose حیاتی است؟
تصور کنید میخواهید بگویید “دولت مالیات جدیدی را وضع کرد.” اگر صرفاً معنی “وضع کردن” را بدانید و بخواهید آن را به انگلیسی برگردانید، ممکن است از افعالی مانند “put” یا “make” استفاده کنید که اگرچه معنی را منتقل میکنند، اما کاملاً غیرطبیعی و نادرست به گوش میرسند. اینجاست که نقش کالوکیشن های Impose پررنگ میشود. یادگیری کالوکیشنها مزایای متعددی دارد:
- روانی و طبیعی بودن کلام: با استفاده از کالوکیشنها، گفتار و نوشتار شما مانند یک بومیزبان به نظر میرسد.
- دقت در بیان: هر کالوکیشن معنی دقیقتری را منتقل میکند و از ابهام جلوگیری میکند.
- افزایش دایره لغات فعال: شما تنها یک کلمه را یاد نمیگیرید، بلکه مجموعهای از کلمات را که با هم به کار میروند، فرا میگیرید.
- تقویت مهارتهای چهارگانه: درک مطلب، گوش دادن، صحبت کردن و نوشتن شما به طرز چشمگیری بهبود مییابد.
- جلوگیری از اشتباهات رایج: بسیاری از اشتباهات گرامری و واژگانی ناشی از عدم آگاهی از کالوکیشنها هستند.
در بخش بعدی، به رایجترین کالوکیشن های Impose میپردازیم و نحوه استفاده صحیح از آنها را با مثالهای کاربردی به شما آموزش میدهیم.
رایجترین کالوکیشنهای Impose به همراه مثال و ترجمه
در این بخش، مجموعهای از مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشنهای Impose را گردآوری کردهایم. برای هر کالوکیشن، معنی، مثال انگلیسی و ترجمه فارسی آن را ارائه میدهیم تا درک و یادگیری شما تسهیل شود.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی (Meaning) | مثال انگلیسی (English Example) | ترجمه فارسی (Persian Translation) | |
|---|---|---|---|---|
| Impose a tax/tariff/levy | مالیات/عوارض/جریمه وضع کردن یا تحمیل کردن | The government plans to impose a new tax on luxury goods. | دولت قصد دارد مالیات جدیدی بر کالاهای لوکس وضع کند. | |
| Impose a fine/penalty/sanction | جریمه/مجازات/تحریم اعمال کردن یا تحمیل کردن | The court decided to impose a heavy fine on the company for pollution. | دادگاه تصمیم گرفت جریمه سنگینی را به دلیل آلودگی بر شرکت اعمال کند. | |
| Impose a ban/restriction/curfew | ممنوعیت/محدودیت/مقررات منع رفتوآمد وضع کردن یا تحمیل کردن | The authorities had to impose a curfew during the unrest. | مقامات مجبور شدند در طول ناآرامیها مقررات منع رفتوآمد وضع کنند. | |
| Impose order/discipline | نظم/انضباط را برقرار کردن یا تحمیل کردن | The new manager tried to impose order on the chaotic team. | مدیر جدید تلاش کرد نظم را بر تیم آشفته تحمیل کند. | |
| Impose control/authority | کنترل/اقتدار را اعمال کردن یا تحمیل کردن | The military sought to impose its control over the newly captured territories. | ارتش به دنبال اعمال کنترل خود بر مناطق تازه تصرف شده بود. | |
| Impose a burden/hardship/strain | فشار/سختی/بار را تحمیل کردن | The rising cost of living will impose a significant burden on low-income families. | افزایش هزینههای زندگی بار سنگینی را بر خانوادههای کم درآمد تحمیل خواهد کرد. | |
| Impose one’s will/opinion/ideas | میل/نظر/عقیده خود را تحمیل کردن | She tends to impose her will on others in group projects. | او تمایل دارد اراده خود را در پروژههای گروهی به دیگران تحمیل کند. | |
| Impose a condition/rule/limit | شرط/قانون/محدودیت وضع کردن یا تحمیل کردن | The bank will impose strict conditions on the loan application. | بانک شرایط سختی را برای درخواست وام تعیین خواهد کرد. | |
| Impose a deadline | ضربالاجل تعیین کردن یا تحمیل کردن | The boss decided to impose a strict deadline for the project completion. | رئیس تصمیم گرفت ضربالاجل سختگیرانهای برای اتمام پروژه تعیین کند. | |
| Impose a duty/responsibility | وظیفه/مسئولیت را تحمیل کردن | The new law will impose a duty on employers to ensure workplace safety. | قانون جدید وظیفهای را بر کارفرمایان تحمیل خواهد کرد تا ایمنی محیط کار را تضمین کنند. | |
| Impose oneself (on someone) | خود را تحمیل کردن (به کسی)، مزاحم شدن | I don’t want to impose myself on your hospitality. | نمیخواهم خودم را به میهماننوازی شما تحمیل کنم (مزاحم شوم). | |
| Impose a requirement | نیازی را تحمیل کردن، الزامی را وضع کردن | The new safety regulations will impose new requirements on construction companies. | مقررات ایمنی جدید الزامات جدیدی را بر شرکتهای ساخت و ساز تحمیل خواهد کرد. |
نکات کلیدی برای یادگیری و استفاده از کالوکیشنهای Impose
یادگیری کالوکیشن های Impose نیازمند رویکردی هدفمند و تمرین مداوم است. در اینجا چند نکته عملی برای کمک به شما آورده شده است:
۱. یادگیری در بافت (Contextual Learning)
به جای حفظ کردن لیست کلمات، سعی کنید کالوکیشنها را در جملات و متون واقعی یاد بگیرید. وقتی به یک مقاله خبری یا یک کتاب انگلیسی میخوانید، به چگونگی استفاده از Impose توجه کنید. کدام کلمات قبل یا بعد از آن میآیند؟ این به شما کمک میکند تا کاربرد طبیعی آنها را درک کنید.
۲. استفاده از فرهنگ لغت کالوکیشن
فرهنگ لغتهای تخصصی کالوکیشن (مانند Oxford Collocations Dictionary) ابزارهای فوقالعادهای هستند. با جستجوی Impose در این فرهنگ لغتها، میتوانید تمامی ترکیبهای رایج آن را مشاهده کرده و با مثالهای متعدد، آنها را در ذهن خود تثبیت کنید.
۳. تمرین فعال (Active Practice)
تنها خواندن کافی نیست. سعی کنید خودتان جملاتی با کالوکیشنهای Impose بسازید. این کار را میتوانید به صورت نوشتاری (مثلاً نوشتن یک پاراگراف یا مقاله کوتاه) یا گفتاری (صحبت کردن با یک پارتنر یا با خودتان) انجام دهید. هرچه بیشتر از این ترکیبها استفاده کنید، بیشتر در حافظه فعال شما جای میگیرند.
۴. استفاده از فلشکارت و تکرار با فاصله
فلشکارتها میتوانند برای یادگیری کالوکیشنها بسیار موثر باشند. در یک طرف کارت کالوکیشن (مثلاً “impose a ban”) و در طرف دیگر معنی آن و یک جمله مثال را بنویسید. استفاده از روش تکرار با فاصله (Spaced Repetition) به شما کمک میکند تا آنها را در بلندمدت به خاطر بسپارید.
۵. گوش دادن و تقلید (Listening and Imitation)
به پادکستها، اخبار، فیلمها و سریالهای انگلیسی گوش دهید. وقتی بومیزبانان از Impose استفاده میکنند، به کلماتی که با آن به کار میبرند دقت کنید. سپس سعی کنید خودتان هم با همان الگو صحبت کنید و آن را تقلید کنید.
تفاوت Impose و Enforce: نکتهای ظریف و مهم
اغلب زبانآموزان بین “Impose” و “Enforce” سردرگم میشوند، زیرا هر دو به نوعی به اعمال قانون یا مقررات اشاره دارند. اما تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد که درک آن برای استفاده صحیح ضروری است:
- Impose: به معنای وضع کردن، تعیین کردن یا تحمیل کردن چیزی (مثلاً یک قانون، مالیات، جریمه یا محدودیت) برای اولین بار است. این فعل بیشتر به فرآیند ایجاد و معرفی یک قاعده اشاره دارد.
مثال: The government decided to impose new regulations on air travel. (دولت تصمیم گرفت مقررات جدیدی را برای سفرهای هوایی وضع کند.) - Enforce: به معنای اطمینان حاصل کردن از این است که قانون، قاعده یا توافقی رعایت شود و به آن عمل شود. این فعل به فرآیند اجرای قانون پس از وضع آن اشاره دارد.
مثال: The police will enforce the new regulations strictly. (پلیس مقررات جدید را به شدت اجرا خواهد کرد.)
بنابراین، ابتدا یک قانون یا قاعده imposed میشود و سپس enforced میگردد.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشنهای Impose گامی مهم در جهت رسیدن به سطح پیشرفته و بومیگونه در زبان انگلیسی است. همانطور که دیدید، فعل Impose در ترکیب با کلمات مختلف معانی دقیق و متفاوتی پیدا میکند که فهم و به کارگیری آنها میتواند تفاوت چشمگیری در کیفیت ارتباطات انگلیسی شما ایجاد کند. با پیروی از نکات و راهکارهای ارائه شده در این مقاله، و با تمرین مداوم و هدفمند، میتوانید این ترکیبهای کلمهای را به خوبی در گفتار و نوشتار خود به کار گیرید. به یاد داشته باشید که زبان یک سیستم زنده است و طبیعی صحبت کردن یا نوشتن به آن، بیش از هر چیز نیازمند درک روابط بین کلمات و ترکیبهای رایج آنهاست. پس با دقت و پشتکار، واژگان خود را غنیتر کنید و از بکارگیری صحیح کالوکیشنهای Impose لذت ببرید.




ممنون از مقاله خوبتون. همیشه تو استفاده از “impose on” و “impose upon” گیج میشدم. آیا تفاوتی بینشون هست یا هر دو به یه معنی استفاده میشن؟
سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدید. در زبان انگلیسی مدرن، “impose on” و “impose upon” معمولاً به جای یکدیگر استفاده میشوند و معنی یکسانی دارند. اما “upon” کمی رسمیتر یا ادبیتر به نظر میرسد. در مکالمات روزمره، “on” شایعتر است. هر دو به معنی “تحمیل کردن به کسی/چیزی” هستند.
عالی بود! واقعاً نیاز داشتم کالوکیشنهای impose رو بهتر بفهمم. مثالها خیلی کاربردی و واضح بودن. مرسی از تیم خوبتون.
رضا عزیز، خوشحالیم که مقاله برای شما مفید بوده است! هدف ما دقیقاً همین است که با مثالهای کاربردی، یادگیری را برای شما آسانتر کنیم. هر سوال دیگری داشتید، حتما بپرسید.
یه نکتهای که من برای حفظ کردن کالوکیشنها استفاده میکنم اینه که تو دفترچهام جملاتی که خودم میسازم رو با این کلمات مینویسم و سعی میکنم تو مکالماتم استفاده کنم. خیلی کمک میکنه!
آیا “impose a ban” یه عبارت رسمی محسوب میشه یا میشه توی صحبتهای روزمره هم استفاده کرد؟
کیان گرامی، “impose a ban” عبارتی است که در متون خبری، حقوقی و رسمی بسیار رایج است و کاملاً فرمال محسوب میشود. در مکالمات روزمره معمولاً از عبارات سادهتری مثل “ban something” استفاده میشود، مگر اینکه بخواهید لحن خود را رسمیتر کنید.
میشه لطفا چند مثال دیگه از “impose a tax” یا “impose a duty” ارائه بدید؟ اینا رو خیلی زیاد شنیدم و میخوام کاربردشون رو کامل یاد بگیرم.
حتما فاطمه خانم. برای “impose a tax” میتوان گفت: “The government decided to impose a new tax on luxury goods.” (دولت تصمیم گرفت مالیات جدیدی بر کالاهای لوکس وضع کند.) و برای “impose a duty”: “The UN resolution imposed a duty on member states to protect refugees.” (قطعنامه سازمان ملل وظیفهای را بر دوش کشورهای عضو گذاشت که از پناهندگان محافظت کنند.)
یادمه یه بار تو یه فیلم انگلیسی شنیدم که میگفت “don’t impose your will on me” و اونجا معنی “تحمیل کردن خواستت” رو فهمیدم. این مقاله کاملش کرد.
ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه “impose” چطوریه؟ بعضی جاها شنیدم با صدای “آ” اولش، بعضی جاها با “ای”.
نرگس عزیز، تلفظ صحیح “impose” به صورت /ɪmˈpoʊz/ است. یعنی حرف اول “i” صدای کوتاه “ای” میدهد، شبیه “i” در کلمه “in”. هیچ وقت با صدای “آ” نیست.
کالوکیشن “impose a restriction” چقدر شبیه به “محدودیت وضع کردن” در فارسیه! خیلی جالب بود برام این شباهت.
محمد جان، بله، نکته بسیار خوبی را اشاره کردید. گاهی اوقات شباهت ساختارها بین فارسی و انگلیسی میتواند به درک بهتر و حفظ کالوکیشنها کمک زیادی کند. “وضع کردن” در فارسی واقعاً معادل خوبی برای “impose” در این بافت است.
آیا کلمه دیگه ای هست که معنی مشابه “impose” رو بده و بشه توی این کالوکیشنها استفاده کرد؟ مثلاً “enforce” یا “apply”؟
زهرا خانم، سوال جالبی پرسیدید. بله، بسته به بافت، ممکن است از کلمات دیگری هم استفاده شود، اما دقیقاً جایگزین “impose” نمیشوند. مثلاً “enforce” به معنی “اجرا کردن” است (enforce a law)، و “apply” به معنی “اعمال کردن” یا “به کار بردن” (apply a rule). اما “impose” بیشتر حس “تحمیل کردن” یا “وضع کردن” را دارد. مثلاً نمیگوییم “enforce a burden”، بلکه میگوییم “impose a burden”.
همیشه فکر میکردم فقط معنی لغوی impose رو بلدم، ولی این مقاله دیدگاهم رو نسبت به کالوکیشنها کاملاً عوض کرد. دمتون گرم!
“Impose a curfew” آیا مثل “impose a ban” رسمی هست؟
سناز عزیز، بله، “impose a curfew” نیز عبارتی رسمی است و معمولاً در زمینه اقدامات دولتی یا نظامی برای کنترل شرایط استفاده میشود. در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشود، مگر در اخبار یا بحثهای جدی.
“Impose a penalty” رو تازه فهمیدم! تا حالا فکر میکردم فقط “give a penalty” میگن. خیلی خوب بود.
آیا “impose” میتونه به معنی “تحمیل بار مسئولیت” هم بیاد؟ مثلاً “impose a responsibility on someone”?
بله لاله خانم، کاملاً درست است. “impose a responsibility/duty/burden on someone” از کالوکیشنهای بسیار رایج “impose” است که به معنی “تحمیل کردن مسئولیت، وظیفه یا بار سنگینی بر دوش کسی” است. مثال: “The new project imposed heavy responsibilities on the team.”
توضیحات کالوکیشنها واقعا عالی بود. با مثالهای فارسی هر کدوم رو راحت فهمیدم. تشکر.
چه اشتباهات رایجی هست که زبان آموزان با “impose” انجام میدن؟ دوست دارم ازشون پرهیز کنم.
مریم عزیز، یکی از اشتباهات رایج، استفاده از “impose” بدون حرف اضافه مناسب یا با حرف اضافه اشتباه است (مثلاً گفتن “impose someone” به جای “impose on someone”). اشتباه دیگر، استفاده از “impose” در جایی است که معنی “فشار آوردن” یا “مجبور کردن” مدنظر است و کلمات دیگری مثل “force” یا “pressurize” مناسبترند، چون “impose” بیشتر به معنی “وضع کردن” یا “تحمیل قانونی/رسمی” است.
تو متن اشاره شده بود به “impose a fine”. آیا “impose a penalty” هم همین معنی رو میده یا فرق دارن؟
آرش گرامی، “impose a fine” به طور خاص به “جریمه نقدی” اشاره دارد. در حالی که “impose a penalty” یک مفهوم کلیتر است و میتواند شامل انواع جریمهها (نقدی، محرومیت، زندان و غیره) باشد. پس “fine” نوعی “penalty” است. هر دو صحیح هستند، اما “fine” خاصتر است.
من برای حفظ این کالوکیشنها، فلشکارت درست میکنم. یک طرف کالوکیشن و طرف دیگه معنیش و یک جمله نمونه. خیلی موثره!
این مقاله واقعاً به من کمک کرد تا “impose” رو بهتر بفهمم. توضیحاتتون عالیه.
بابک عزیز، از بازخورد مثبت شما سپاسگزاریم. هدف ما همین است که مفاهیم پیچیده را به شکلی ساده و قابل فهم ارائه دهیم. موفق باشید در مسیر یادگیریتان!