- کالوکیشن های Identify دقیقاً به چه معنا هستند و چه نقشی در روان صحبت کردن انگلیسی دارند؟
- پرکاربردترین کالوکیشن های Identify کدامند و چگونه میتوانیم آنها را در جملات خود به کار ببریم؟
- آیا استفاده صحیح از Identify تنها به معنای “شناسایی کردن” است یا ابعاد گستردهتری دارد؟
- چگونه میتوانیم تفاوتهای ظریف معنایی بین کالوکیشنهای مختلف Identify را درک کنیم و از اشتباهات رایج پرهیز کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمامی این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی کالوکیشن های Identify در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. یادگیری کالوکیشنها یکی از گامهای اساسی برای دستیابی به تسلط واقعی و صحبت کردن طبیعی به زبان انگلیسی است. فعل “Identify” به تنهایی معانی متعددی از “شناسایی کردن” و “تعیین کردن” تا “همذاتپنداری کردن” را دربرمیگیرد، اما وقتی با کلمات دیگر همراه میشود، ظرایف معنایی خاصی پیدا میکند که درک آنها برای هر زبانآموزی ضروری است. با ما همراه باشید تا نه تنها پرکاربردترین کالوکیشن های Identify را بیاموزید، بلکه نحوه صحیح استفاده از آنها را در بافتهای مختلف و با مثالهای عملی فرا بگیرید.
کالوکیشن چیست و چرا برای تسلط بر زبان انگلیسی حیاتی است؟
پیش از آنکه وارد بحث اصلی کالوکیشن های Identify شویم، لازم است که درکی روشن از مفهوم “کالوکیشن” (Collocation) داشته باشیم. کالوکیشن به ترکیب طبیعی و رایج دو یا چند کلمه گفته میشود که در کنار یکدیگر به کار میروند و یک معنای خاص را منتقل میکنند. این ترکیبها اغلب از قوانین گرامری پیروی میکنند، اما فراتر از آن، از قواعد کاربرد طبیعی زبان نیز تبعیت میکنند. به عبارت دیگر، برخی کلمات صرفاً “صدا میدهند که با هم باشند” و استفاده از آنها در کنار یکدیگر برای یک بومیزبان کاملاً طبیعی و صحیح به نظر میرسد، در حالی که ترکیبهای دیگر، اگرچه از نظر گرامری ممکن است درست باشند، اما غیرطبیعی و ناخوشایند هستند.
اهمیت کالوکیشنها در یادگیری زبان انگلیسی غیرقابل انکار است. دلایل متعددی برای این اهمیت وجود دارد:
- روانتر صحبت کردن: یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا جملات را بدون مکث و تردید بسازید و مانند یک بومیزبان صحبت کنید.
- طبیعیتر به نظر رسیدن: استفاده از کالوکیشنهای صحیح باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار طبیعیتر و اصیلتر به نظر برسد.
- افزایش دقت و درستی: کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا کلمات دقیقتری را انتخاب کنید و پیام خود را به درستی و بدون ابهام منتقل کنید.
- تنوع در واژگان: با یادگیری کالوکیشنها، دامنه واژگان فعال شما گسترش یافته و میتوانید ایدههای خود را با کلمات و عبارات متنوعتری بیان کنید.
درک عمیق افعال: معرفی Identify
فعل “Identify” یکی از افعال پرکاربرد و چندوجهی در زبان انگلیسی است که معانی مختلفی دارد. درک معنای اصلی و کاربردهای آن به تنهایی میتواند به شما در ساخت جملات بهتر کمک کند، اما وقتی به سراغ کالوکیشنهای آن میرویم، عمق و گستردگی معنایی آن بیش از پیش آشکار میشود. معانی اصلی Identify شامل موارد زیر است:
- شناسایی کردن یا تشخیص دادن: تشخیص هویت یک فرد یا شیء، یا تشخیص یک مشکل یا عامل. (مثال: Identify the suspect)
- تعیین کردن یا مشخص کردن: پیدا کردن یا مشخص کردن چیزی. (مثال: Identify the cause)
- همذاتپنداری کردن: احساس ارتباط یا درک متقابل با یک فرد یا گروه. (مثال: Identify with a character)
با توجه به این گستردگی معنایی، انتظار میرود که کالوکیشن های Identify نیز تنوع زیادی داشته باشند. در ادامه به بررسی پرکاربردترین و مهمترین این کالوکیشنها میپردازیم.
پرکاربردترین کالوکیشن های Identify در زبان انگلیسی
در این بخش، به طور مفصل به معرفی و بررسی کالوکیشن های Identify میپردازیم. برای هر کالوکیشن، توضیحاتی به زبان فارسی، یک مثال انگلیسی و ترجمه فارسی آن ارائه خواهد شد تا درک و کاربرد آنها برای شما آسانتر شود.
Identify with
این کالوکیشن به معنای “همذاتپنداری کردن” یا “احساس قرابت و درک مشترک داشتن با کسی” است. وقتی شما با کسی یا چیزی همذاتپنداری میکنید، یعنی احساس میکنید که موقعیت، احساسات یا تجربیات او را درک میکنید و به نوعی خود را جای او میگذارید.
- مثال انگلیسی: Many young people identify with the struggles of the main character in the novel.
- ترجمه فارسی: بسیاری از جوانان با مشکلات شخصیت اصلی رمان همذاتپنداری میکنند.
Identify as
این کالوکیشن معمولاً برای “تعریف کردن خود به عنوان” یا “شناخته شدن به عنوان” یک هویت خاص، گروه یا جنسیت استفاده میشود. این کالوکیشن اغلب در زمینههای اجتماعی و هویتی کاربرد دارد.
- مثال انگلیسی: She identifies as an artist and spends most of her time painting.
- ترجمه فارسی: او خود را به عنوان یک هنرمند معرفی میکند و بیشتر وقت خود را به نقاشی میگذراند.
Identify a problem/issue/need/cause
این ترکیبها به معنای “شناسایی یا تشخیص دادن یک مشکل، مسئله، نیاز یا علت” هستند. این کالوکیشنها در زمینههای حل مسئله، تحلیل و برنامهریزی بسیار کاربردیاند.
- مثال انگلیسی: The first step in solving any conflict is to identify the problem clearly.
- ترجمه فارسی: اولین گام در حل هر درگیری، شناسایی واضح مشکل است.
Identify a suspect/victim/body/person
این کالوکیشنها به معنای “شناسایی کردن هویت یک فرد” (معمولاً در زمینه جنایی یا پزشکی قانونی) است. این کاربرد مستقیمتر به معنای اصلی “شناسایی کردن” نزدیک است.
- مثال انگلیسی: The police were able to identify the suspect from security footage.
- ترجمه فارسی: پلیس توانست مظنون را از طریق تصاویر دوربین مداربسته شناسایی کند.
Identify an opportunity/threat
این ترکیبها به معنای “شناسایی کردن یا تشخیص دادن یک فرصت یا تهدید بالقوه” است. این کالوکیشنها در زمینههای کسبوکار، برنامهریزی استراتژیک و مدیریت ریسک کاربرد فراوان دارند.
- مثال انگلیسی: Successful entrepreneurs are skilled at identifying new market opportunities.
- ترجمه فارسی: کارآفرینان موفق در شناسایی فرصتهای بازار جدید ماهر هستند.
Identify key areas/factors/elements
این کالوکیشنها به معنای “شناسایی کردن یا مشخص کردن بخشهای کلیدی، عوامل مهم یا عناصر اساسی” در یک سیستم، پروژه یا تحلیل است.
- مثال انگلیسی: The report aims to identify key areas for improvement in public transport.
- ترجمه فارسی: هدف گزارش شناسایی حوزههای کلیدی برای بهبود در حمل و نقل عمومی است.
Identify the source/root cause
این ترکیبها به معنای “پیدا کردن منبع یا علت اصلی چیزی” است. این کالوکیشنها اغلب در زمینههای تحقیقاتی، عیبیابی و پزشکی استفاده میشوند.
- مثال انگلیسی: The technician’s job was to identify the source of the electrical problem.
- ترجمه فارسی: کار تکنسین شناسایی منبع مشکل الکتریکی بود.
Identify clearly/precisely/accurately
اینها قیدهایی هستند که همراه با Identify میآیند تا بر دقت و وضوح فرایند شناسایی تأکید کنند.
- مثال انگلیسی: The instructions help users to identify the correct settings clearly.
- ترجمه فارسی: دستورالعملها به کاربران کمک میکنند تا تنظیمات صحیح را به وضوح شناسایی کنند.
Be identified as
این ساختار فرم مجهول Identify است و به معنای “به عنوان چیزی شناخته شدن” یا “هویت چیزی مشخص شدن” به کار میرود.
- مثال انگلیسی: The mysterious object was later identified as a weather balloon.
- ترجمه فارسی: شیء مرموز بعداً به عنوان یک بالون هواشناسی شناسایی شد.
Identify oneself
این کالوکیشن به معنای “خود را معرفی کردن” یا “هویت خود را آشکار ساختن” است.
- مثال انگلیسی: Before entering the restricted area, you must identify yourself to the guard.
- ترجمه فارسی: قبل از ورود به منطقه ممنوعه، باید خودتان را به نگهبان معرفی کنید.
جدول خلاصه ای از کالوکیشن های Identify
برای سهولت در مرور و یادگیری، در جدول زیر به صورت خلاصه برخی از پرکاربردترین کالوکیشن های Identify و معانی آنها را مشاهده میکنید:
| کالوکیشن | معنای فارسی | مثال انگلیسی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Identify with | همذاتپنداری کردن، احساس قرابت داشتن | I identify with his struggle for justice. | من با مبارزه او برای عدالت همذاتپنداری میکنم. |
| Identify as | خود را به عنوان (چیزی/کسی) معرفی کردن | She identifies as a feminist. | او خود را به عنوان یک فمینیست معرفی میکند. |
| Identify a problem | یک مشکل را شناسایی کردن | We need to identify the problem first. | ما ابتدا باید مشکل را شناسایی کنیم. |
| Identify a suspect | یک مظنون را شناسایی کردن | The police identified the suspect quickly. | پلیس مظنون را سریع شناسایی کرد. |
| Identify an opportunity | یک فرصت را شناسایی کردن | Businesses must identify new opportunities. | کسبوکارها باید فرصتهای جدید را شناسایی کنند. |
| Identify key factors | عوامل کلیدی را شناسایی کردن | It’s important to identify the key factors. | مهم است که عوامل کلیدی را شناسایی کنیم. |
| Identify the root cause | ریشه اصلی (مشکل) را شناسایی کردن | They tried to identify the root cause of the error. | آنها تلاش کردند ریشه اصلی خطا را شناسایی کنند. |
| Identify clearly | به وضوح شناسایی کردن | The symptoms clearly identify the disease. | علائم بیماری را به وضوح شناسایی میکنند. |
| Be identified as | به عنوان (چیزی/کسی) شناخته شدن | The plant was identified as poisonous. | این گیاه به عنوان سمی شناسایی شد. |
| Identify oneself | خود را معرفی کردن | The caller refused to identify himself. | تماسگیرنده از معرفی خود خودداری کرد. |
نکات کلیدی برای یادگیری و استفاده مؤثر از کالوکیشن های Identify
برای اینکه بتوانید کالوکیشن های Identify و هر کالوکیشن دیگری را به طور مؤثر یاد بگیرید و به کار ببرید، رعایت چند نکته ضروری است:
- یادگیری در متن: هرگز کلمات یا کالوکیشنها را به صورت جداگانه حفظ نکنید. همیشه سعی کنید آنها را در جملات کامل و در بافتهای معنایی مختلف یاد بگیرید. این روش به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح آنها را درک کنید.
- تمرین فعال: فقط خواندن کافی نیست. سعی کنید از کالوکیشن های Identify در مکالمات روزمره خود، در نوشتارها (ایمیل، مقاله، یادداشت) و حتی در تفکر خود استفاده کنید. هرچه بیشتر آنها را به کار ببرید، بهتر در ذهن شما تثبیت میشوند.
- استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن: دیکشنریهای تخصصی کالوکیشن منابع بسیار ارزشمندی هستند. آنها به شما نشان میدهند که کدام کلمات به طور طبیعی با هم میآیند و میتوانند از اشتباهات گرامری یا کاربردی جلوگیری کنند.
- یادداشتبرداری: هنگام مواجهه با یک کالوکیشن جدید، آن را در دفترچه یادداشت خود بنویسید، همراه با یک یا دو مثال. این کار به مرور زمان به شما کمک میکند تا یک بانک اطلاعاتی شخصی از کالوکیشنها داشته باشید.
- توجه به حروف اضافه: در مورد “Identify”، توجه به حروف اضافهای مانند “with” یا “as” بسیار مهم است، زیرا معنای کل عبارت را تغییر میدهند.
اشتباهات رایج در استفاده از کالوکیشن های Identify و چگونگی پرهیز از آنها
یادگیری کالوکیشنها به معنای پرهیز از اشتباهات رایج نیز هست. در مورد کالوکیشن های Identify، برخی از اشتباهات متداول عبارتند از:
- اشتباه در انتخاب حرف اضافه: مثلاً استفاده از “identify for” به جای “identify with” که کاملاً معنای جمله را تغییر میدهد یا آن را نادرست میکند. همواره به حرف اضافه صحیح پس از فعل “identify” توجه کنید.
- خلط معنایی با افعال مشابه: “Identify” گاهی با افعالی مانند “recognize” (شناختن از قبل)، “detect” (کشف کردن) یا “determine” (مصمم شدن) اشتباه گرفته میشود. اگرچه ممکن است همپوشانی معنایی داشته باشند، اما هر کدام کاربرد و کالوکیشنهای خاص خود را دارند. “Identify” بیشتر به معنای تعیین هویت، ماهیت یا ویژگیهای خاص چیزی پس از بررسی است.
- ترجمه کلمه به کلمه: سعی نکنید کالوکیشنها را کلمه به کلمه از فارسی به انگلیسی یا بالعکس ترجمه کنید. این کار معمولاً منجر به ساختارهای غیرطبیعی و نادرست میشود. به جای آن، معنای کلی کالوکیشن را درک کرده و آن را به عنوان یک واحد معنایی به خاطر بسپارید.
نتیجهگیری
در این مقاله، به بررسی جامع کالوکیشن های Identify در زبان انگلیسی پرداختیم. همانطور که دیدیم، “Identify” فراتر از معنای ساده “شناسایی کردن” است و در ترکیب با کلمات دیگر، معانی عمیقتر و کاربردهای وسیعتری پیدا میکند. از “identify with” که به معنای همذاتپنداری است تا “identify a problem” که به تشخیص مسائل میپردازد، هر یک از این ترکیبها نقش مهمی در غنای زبانی و دقت کلامی شما ایفا میکنند.
یادگیری این کالوکیشنها نه تنها به شما کمک میکند تا مانند یک بومیزبان صحبت کنید و بنویسید، بلکه درک شما را از ظرایف و پیچیدگیهای زبان انگلیسی نیز افزایش میدهد. به خاطر داشته باشید که تسلط بر کالوکیشنها نیازمند زمان، تمرین مستمر و توجه به جزئیات است. با استفاده از نکات و مثالهایی که در این مقاله ارائه شد، میتوانید مسیر خود را برای استفاده صحیح و مؤثر از کالوکیشن های Identify هموار کنید. پس با پشتکار، این کالوکیشنها را در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید و از پیشرفت خود در زبان انگلیسی لذت ببرید.




مقاله خیلی مفید و کاربردی بود، واقعاً ممنون! همیشه تو استفاده از identify مشکل داشتم، مخصوصاً با حروف اضافهاش.
خواهش میکنم رضا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. دقت به حروف اضافه کنار Identify واقعاً کلید درک صحیح تفاوتهای ظریف معنایی اون هستش. اگه سوال خاصی در مورد هر کدوم داشتید، حتماً بپرسید.
من همیشه فکر میکردم ‘identify with’ فقط به معنی همذاتپنداریه، ولی تو مقاله دیدم کاربردهای دیگه هم داره. میشه بیشتر توضیح بدید؟
سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدید! درسته، ‘identify with’ علاوه بر ‘همذاتپنداری کردن’ یا ‘خود را شبیه کسی یا چیزی دانستن’، گاهی به معنی ‘پذیرفتن یا حمایت کردن از یک ایده یا هدف’ هم هست. مثلاً ‘He identified with the struggles of the working class.’ به این معنی نیست که او خودش یک کارگر بود، بلکه با مشکلات آنها همسو بود و آنها را درک میکرد.
فرق بین ‘identify a problem’ و ‘identify a solution’ دقیقا چیه؟ به نظرم خیلی شبیهن.
علی عزیز، تفاوت اصلی در مفهوم کلمهی بعد از Identify هست. ‘Identify a problem’ به معنی ‘تشخیص دادن و پیدا کردن یک مشکل’ است که وجود دارد. اما ‘identify a solution’ به معنی ‘پیدا کردن یا پیشنهاد دادن یک راهحل’ برای مشکلی است که از قبل شناسایی شده. در واقع اول مشکل را ‘identify’ میکنیم و بعد راهحل را ‘identify’ میکنیم.
این جمله رو تو یه فیلم شنیدم: ‘He identified himself as a journalist.’ الان که مقاله رو خوندم، معنی دقیقش رو فهمیدم. خیلی خوبه که با مثال توضیح دادید.
مریم جان، چقدر خوبه که از مثالهای واقعی استفاده میکنید و ارتباط برقرار میکنید! ‘Identify oneself as X’ یکی از کاربردهای بسیار رایج و مهم Identify هست که به معنای ‘خود را به عنوان X معرفی کردن’ یا ‘هویت خود را آشکار کردن’ است. مثال شما دقیقاً گویای این کاربرد است.
واقعا یادگیری کالوکیشنها چقدر مهمه برای روان صحبت کردن. مرسی که تاکید کردید. من قبلاً ‘identify something wrong’ میگفتم، ولی فکر کنم ‘identify a problem’ صحیحتره. درسته؟
بله پویا جان، کاملاً درسته! ‘Identify a problem’ بسیار طبیعیتر و رایجتر از ‘identify something wrong’ هست. دلیلش هم اینه که ‘problem’ کلمهی همنشین طبیعیتری با ‘identify’ در این بافت معنایی است. کالوکیشنها مثل قطعات پازل زبانی عمل میکنند.
میشه چند تا مثال دیگه از ‘identify potential’ بدید؟ خیلی کاربردی به نظر میاد.
حتماً نارگس عزیز. ‘Identify potential’ به معنی ‘تشخیص دادن پتانسیل یا توانایی’ است. مثلاً: ‘The coach identified potential in the young athlete.’ (مربی پتانسیل را در ورزشکار جوان تشخیص داد.) یا ‘It’s important to identify potential risks early in a project.’ (مهم است که ریسکهای احتمالی را در اوایل یک پروژه شناسایی کنیم.)
آیا ‘identify’ در مکالمات روزمره هم زیاد استفاده میشه یا بیشتر رسمی هست؟
کریم عزیز، ‘Identify’ هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی کاربرد دارد. البته بسته به کالوکیشنش ممکن است کمی لحن متفاوت پیدا کند. مثلاً ‘Can you identify the person in the photo?’ کاملاً محاورهای است. اما ‘The report seeks to identify key trends.’ کمی رسمیتر به نظر میرسد. در کل، کلمهای بسیار رایج و انعطافپذیر است.
یه نکتهای که من یاد گرفتم اینه که همیشه ‘identify’ رو با حرف اضافه درستش به کار ببریم. مثلاً ‘identify as’ و ‘identify with’ خیلی فرق دارن. ممنون از مقاله خوبتون.
لیلا جان، نکتهای که بهش اشاره کردید، از اهمیت بالایی برخورداره! درک تفاوت ‘identify as’ (خود را X دانستن/معرفی کردن) و ‘identify with’ (همذاتپنداری کردن یا همسو بودن با) برای جلوگیری از سوءتفاهم ضروریه. این نشون میده که چقدر به جزئیات توجه میکنید و این در یادگیری زبان خیلی ارزشمنده.
میشه در مورد کالوکیشنهای فعلهای پرکاربرد دیگه مثل ‘make’ یا ‘take’ هم مقاله بنویسید؟ خیلی کاربردیه.
فرهاد عزیز، پیشنهاد شما رو حتماً در نظر میگیریم! ‘Make’ و ‘Take’ هم جزو پرکاربردترین افعال انگلیسی با کالوکیشنهای بیشمار هستند که نیاز به مقالات مفصل دارند. ممنون از پیشنهاد خوبتون و همراهی شما.
آیا ‘identification’ هم کالوکیشنهای مشابهی داره؟
بله زینب جان! ‘Identification’ که اسم فعل ‘Identify’ هست، هم کالوکیشنهای خاص خودش رو داره. مثلاً ‘photo identification’ (کارت شناسایی عکسدار)، ‘proof of identification’ (مدرک شناسایی) یا ‘identification number’ (شماره شناسایی). اینها هم در دایرهی واژگان ضروری قرار میگیرند.
من مدیر پروژهام و ‘identify risks’ برام خیلی کاربردیه. ممنون از مثالهای خوب و مرتبط با دنیای واقعی.
خوشحالیم مهدی جان که مقاله براتون کاربرد عملی داره! ‘Identify risks’ و ‘identify opportunities’ از اصطلاحات بسیار کلیدی در مدیریت پروژه و کسب و کار هستند. درک صحیح این کالوکیشنها میتواند به شما در ارتباطات حرفهای کمک زیادی کند.
مقاله جامع و کاملی بود، ممنون.
خواهش میکنم پریسا جان. هدف ما ارائه محتوای کاربردی و جامع برای کمک به زبانآموزان فارسیزبان است. از اینکه مورد پسند شما واقع شده، خوشحالیم.
مثال ‘identify with a cause’ یعنی چی؟ آیا با ‘support a cause’ فرق داره؟
افشین عزیز، تفاوت ظریفی وجود دارد. ‘Identify with a cause’ بیشتر به معنای ‘احساس همبستگی عمیق با یک هدف’ یا ‘درک و پذیرش آن هدف به عنوان بخشی از هویت خود’ است، یک ارتباط عاطفی و فکری. در حالی که ‘support a cause’ میتواند به معنای ‘حمایت فعالانه’ با پول، زمان یا اقدامات دیگر باشد، بدون اینکه لزوماً آن همذاتپنداری عمیق وجود داشته باشد. البته گاهی میتوانند همپوشانی داشته باشند.
فکر کنم بهترین راه یادگیری کالوکیشنها اینه که تو جمله یاد بگیریم، نه تک کلمه. مقالهتون این اصل رو خوب رعایت کرده بود.
دقیقاً ساناز جان! شما به نکتهی بسیار مهمی اشاره کردید. یادگیری کلمات در قالب کالوکیشنها و جملات به مراتب موثرتر از حفظ کردن لغات به صورت مجزا است، چرا که به شما کمک میکند کلمات را در بافت طبیعی زبان و با کاربرد صحیحشان به ذهن بسپارید.
آیا ‘unidentified’ هم کاربردهای کالوکیشن داره؟ مثلاً ‘unidentified object’؟
بله بهرام جان، ‘unidentified’ که شکل منفی و صفتی ‘identified’ است، قطعاً کالوکیشنهای رایج خودش را دارد. مثال شما ‘unidentified object’ (شیء ناشناس) یک نمونهی عالی است. همچنین ‘unidentified body’ (جنازه ناشناس) یا ‘unidentified suspect’ (مظنون ناشناس) از دیگر موارد پرکاربرد هستند.
کاش برای هر کالوکیشن یه مثال هم توی مکالمه میزدید تا بیشتر جا بیفته. ولی در کل عالی بود.
ندا جان، ممنون از پیشنهاد سازندهتون! این ایده رو حتماً برای مقالات بعدی و همچنین بهروزرسانی مقالات موجود در نظر میگیریم. ارائه مثال در قالب مکالمه به درک کاربرد عملی کالوکیشنها کمک شایانی میکند.
من همیشه با تفاوت ‘identify’ و ‘recognize’ مشکل دارم. آیا میشه این دو رو هم یه روزی مقایسه کنید؟
امین عزیز، این سوالی است که بسیاری از زبانآموزان با آن مواجه هستند! ‘Identify’ به معنای ‘شناسایی و تعیین هویت چیزی/کسی برای اولین بار’ یا ‘تشخیص ویژگیهای خاص’ است، در حالی که ‘recognize’ به معنای ‘شناختن چیزی/کسی که قبلاً دیده یا شنیدهاید’ است. قطعاً در آینده مقالهای اختصاصی به تفاوتهای این دو خواهیم پرداخت.
چقدر این اصطلاحات توی IELTS و TOEFL کاربرد دارن! ممنون که این مقاله رو منتشر کردید.
بله ژاله جان، دقیقاً! استفاده صحیح از کالوکیشنها و دایره لغات گسترده از جمله ‘Identify’ و همنشینهایش، تاثیر مستقیمی بر نمره شما در آزمونهای بینالمللی مثل آیلتس و تافل، به خصوص در بخشهای اسپیکینگ و رایتینگ دارد. خوشحالیم که براتون مفید بوده.