- چطور میتوانیم از فعل Hurt برای بیان آسیبهای جسمی و روحی استفاده کنیم؟
- رایجترین کالوکیشن های Hurt در مکالمات روزمره انگلیسی کدامند؟
- آیا Hurt فقط به معنای آسیب فیزیکی است یا کاربردهای دیگری هم دارد؟
- چه قیدهایی معمولاً با Hurt به کار میروند تا شدت آن را نشان دهند؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Hurt در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل Hurt یکی از کلمات پرکاربردی است که در موقعیتهای مختلفی از آسیبهای جزئی گرفته تا صدمات عاطفی عمیق به کار میرود. یادگیری همایندهای (collocations) صحیح این کلمه به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی، منظور خود را با دقت و به شکلی طبیعی بیان کنید. با ما همراه باشید تا انواع این کالوکیشنها را با مثالهای واضح و ترجمه فارسی بررسی کنیم.
آسیب و درد فیزیکی: رایجترین کاربرد Hurt
اولین و ملموسترین معنای Hurt، به آسیبها و دردهای جسمانی مربوط میشود. وقتی عضوی از بدن شما درد میکند یا در یک حادثه زخمی میشوید، این فعل به کمک شما میآید. درک کالوکیشن های Hurt در این زمینه برای توصیف وضعیتهای پزشکی یا حوادث روزمره ضروری است.
آسیب زدن به خود یا دیگران (Hurt someone/something/oneself)
این ساختار برای بیان عمل آسیب رساندن به کار میرود. فاعل جمله، عامل آسیب است و مفعول، کسی یا چیزی است که صدمه میبیند.
-
Hurt your leg/arm/back: به پا/دست/کمر خود آسیب زدن
Example: Be careful not to hurt your back when you lift that heavy box.
ترجمه: مراقب باش وقتی آن جعبه سنگین را بلند میکنی، به کمرت آسیب نزنی. -
Hurt someone: به کسی آسیب زدن
Example: The falling brick could have seriously hurt someone.
ترجمه: آن آجر در حال سقوط میتوانست به کسی آسیب جدی بزند. -
Hurt oneself: به خود آسیب زدن
Example: He hurt himself while playing football yesterday.
ترجمه: او دیروز هنگام فوتبال بازی کردن به خودش آسیب زد.
آسیب دیدن (Get hurt)
وقتی میخواهیم بگوییم کسی در یک حادثه مجروح یا مصدوم شده است، از ساختار get hurt استفاده میکنیم. این ساختار حالتی مجهول و غیرمستقیم دارد و تمرکز آن روی فرد آسیبدیده است، نه عامل آسیب.
-
Example: Several people got hurt in the car accident.
ترجمه: چندین نفر در تصادف رانندگی آسیب دیدند. -
Example: If you’re not careful on the stairs, you might get hurt.
ترجمه: اگر روی پلهها مراقب نباشی، ممکن است آسیب ببینی.
قیدهای تشدیدکننده آسیب فیزیکی
برای نشان دادن شدت آسیب، از قیدهای خاصی قبل از hurt استفاده میکنیم. این قیدها به شنونده کمک میکنند تا درک بهتری از وخامت اوضاع داشته باشد.
-
Badly hurt: به شدت آسیب دیده
Example: Two firefighters were badly hurt while trying to control the blaze.
ترجمه: دو آتشنشان حین تلاش برای مهار آتش به شدت مجروح شدند. -
Seriously hurt: به طور جدی آسیب دیده
Example: No one was seriously hurt in the incident, thankfully.
ترجمه: خوشبختانه هیچکس در این حادثه به طور جدی آسیب ندید. -
Slightly hurt: کمی آسیب دیده
Example: She fell off her bike but was only slightly hurt.
ترجمه: او از دوچرخهاش افتاد اما فقط کمی آسیب دید.
آزردگی و درد عاطفی: وقتی کلمات آسیب میزنند
شاید مهمترین و پیچیدهترین کاربرد Hurt، در حوزه احساسات باشد. کلمات، رفتارها و تصمیمها میتوانند به اندازه آسیبهای فیزیکی دردناک باشند. کالوکیشن های Hurt در این بخش به شما کمک میکنند تا احساسات منفی و آزردگیهای روحی را به درستی بیان کنید.
جریحهدار کردن احساسات (Hurt someone’s feelings)
این یکی از رایجترین عبارات برای بیان ناراحتی عاطفی است. وقتی حرف یا عمل کسی باعث رنجش شما میشود، احساساتتان جریحهدار شده است.
-
Example: I didn’t mean to hurt your feelings with my comment.
ترجمه: منظورم این نبود که با نظرم احساساتت را جریحهدار کنم. -
Example: His harsh words really hurt her feelings.
ترجمه: کلمات تند او واقعاً احساسات آن دختر را آزرد.
قیدهای تشدیدکننده درد عاطفی
همانند درد فیزیکی، برای بیان عمق و شدت یک آسیب روحی نیز از قیدهای خاصی استفاده میشود. این قیدها نشان میدهند که تأثیر منفی یک اتفاق چقدر زیاد بوده است.
-
Deeply hurt: عمیقاً آزرده
Example: She was deeply hurt by his betrayal.
ترجمه: او از خیانت او عمیقاً آزرده شد. -
Terribly hurt: به طرز وحشتناکی آزرده
Example: He was terribly hurt when he wasn’t invited to his best friend’s wedding.
ترجمه: او وقتی به عروسی بهترین دوستش دعوت نشد، به طرز وحشتناکی رنجید. -
Bitterly hurt: با تلخی آزرده (نشاندهنده رنجش و خشم)
Example: I felt bitterly hurt by the unfair accusations.
ترجمه: من از آن اتهامات ناعادلانه به تلخی آزرده شدم.
سایر عبارات مرتبط با درد عاطفی
-
It hurts to see…: دیدن … دردناک است.
Example: It hurts to see him so unhappy.
ترجمه: دیدن او در این حد ناراحت، دردناک است. -
Look/Sound/Seem hurt: آزرده به نظر رسیدن
Example: She tried to smile, but she still looked hurt.
ترجمه: او سعی کرد لبخند بزند، اما همچنان آزرده به نظر میرسید.
آسیب رساندن به موقعیتها و مفاهیم انتزاعی
فعل Hurt تنها به آسیبهای جسمی و روحی محدود نمیشود. این فعل میتواند برای بیان تأثیر منفی بر روی چیزهای غیرملموس مانند اقتصاد، شهرت یا شانس نیز به کار رود. آشنایی با این دسته از کالوکیشن های Hurt سطح زبان شما را بسیار بالاتر میبرد.
وارد کردن ضرر و زیان
در این کاربرد، Hurt به معنای “ضرر زدن” یا “تأثیر منفی گذاشتن” است.
-
Hurt the economy: به اقتصاد ضربه زدن
Example: The new trade policies could hurt the economy in the long run.
ترجمه: سیاستهای تجاری جدید میتواند در بلندمدت به اقتصاد ضربه بزند. -
Hurt a company/business: به یک شرکت/کسبوکار آسیب زدن
Example: The scandal badly hurt the company’s reputation.
ترجمه: آن رسوایی به شدت به اعتبار شرکت آسیب زد. -
Hurt someone’s chances: شانس کسی را از بین بردن یا کم کردن
Example: Arriving late for the interview will definitely hurt your chances of getting the job.
ترجمه: دیر رسیدن به مصاحبه قطعاً شانس شما را برای گرفتن آن شغل کاهش میدهد. -
Hurt a reputation: به اعتبار و شهرت لطمه زدن
Example: False rumors can easily hurt a person’s reputation.
ترجمه: شایعات دروغین به راحتی میتوانند به شهرت یک فرد لطمه بزنند.
جدول جمعبندی کالوکیشن های Hurt
برای مرور سریع و دستهبندی بهتر، در جدول زیر مهمترین کالوکیشن های Hurt را بر اساس کاربرد آنها مشاهده میکنید.
| نوع کاربرد | کالوکیشن (همایند) | مثال فارسی |
|---|---|---|
| آسیب فیزیکی | Hurt one’s back / get hurt / badly hurt | به کمر خود آسیب زدن / مصدوم شدن / به شدت آسیب دیدن |
| آسیب عاطفی | Hurt someone’s feelings / deeply hurt / look hurt | احساسات کسی را جریحهدار کردن / عمیقاً آزرده / آزرده به نظر رسیدن |
| ضرر و زیان (انتزاعی) | Hurt the economy / hurt one’s chances / hurt a reputation | به اقتصاد ضربه زدن / شانس کسی را کم کردن / به شهرت لطمه زدن |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل Hurt کاربردهای بسیار متنوعی فراتر از یک درد ساده فیزیکی دارد. با یادگیری و تمرین کالوکیشن های Hurt، شما میتوانید احساسات، موقعیتها و اتفاقات مختلف را با دقت بیشتری توصیف کنید. به خاطر سپردن این همایندها در قالب مثالهای کاربردی، بهترین روش برای تسلط بر آنهاست. از این پس تلاش کنید در مکالمات و نوشتههای خود، این عبارات را به کار ببرید تا انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد.




مقاله خیلی مفیدی بود، ممنون! همیشه فکر میکردم hurt فقط برای درد فیزیکیه. الان متوجه شدم چقدر کاربردش وسیعتره. میخواستم بپرسم آیا ‘hurt someone’s feelings’ خیلی رایجه و تو مکالمات روزمره استفاده میشه؟
سلام سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، ‘hurt someone’s feelings’ یک کالوکیشن بسیار رایج و پرکاربرد در مکالمات روزمره انگلیسیه و برای بیان آسیب عاطفی یا ناراحت کردن کسی به کار میره. حتماً ازش استفاده کنید.
بسیار عالی! کالوکیشن ‘hurt badly’ رو قبلاً شنیده بودم ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. الان خیلی خوب متوجه شدم. آیا ‘hurt severely’ هم همین معنی رو میده یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟
سلام علی عزیز! سوال خوبی پرسیدید. بله، ‘hurt severely’ هم معنی مشابه ‘hurt badly’ رو میده و هر دو برای توصیف آسیب جدی و شدید به کار میرن. تفاوتشون معمولاً خیلی ظریفه و در بسیاری از موارد میتونید به جای هم استفاده کنید، اما ‘severely’ ممکنه کمی رسمیتر یا تأکیدیتر باشه.
از توضیحات در مورد ‘hurt emotionally’ و ‘hurt someone’s pride’ خیلی خوشم اومد. گاهی اوقات پیدا کردن کلمه مناسب برای این جور دردها سخته. آیا اصطلاح دیگهای هم برای ‘آسیب روحی’ داریم که با hurt فرق داشته باشه و رسمیتر باشه؟
سلام مریم عزیز! بله، علاوه بر ‘hurt emotionally’، اصطلاحاتی مثل ‘to wound someone deeply’ یا ‘to traumatize someone’ هم برای اشاره به آسیبهای روحی عمیقتر و جدیتر به کار میروند که بسته به شدت و نوع آسیب، میتونن رسمیتر باشند.
سلام. خیلی خوب بود. یه سوال: تو فیلمها زیاد میشنوم ‘it hurts me to see you like this’. این هم جزو همین کالوکیشنهاست یا یه اصطلاح دیگهست که معنی ‘دیدن تو در این حال به من آسیب میزند’ رو میده؟
سلام رضا جان! دقیقاً درسته. این یک عبارت بسیار رایج و احساسی است که برای بیان رنج یا درد عاطفی استفاده میشود. اگرچه به شکل مستقیم یک کالوکیشن دو کلمهای مثل ‘hurt feelings’ نیست، اما کاربرد ‘hurt’ در اینجا کاملاً با مفهوم آسیب عاطفی که در مقاله توضیح داده شد، همخوانی داره.
مطلب در مورد قیدهایی که با hurt میان خیلی کاربردی بود. ‘seriously hurt’ و ‘severely hurt’ رو توی اخبار زیاد میبینم. فرق خاصی بین این دو تا هست؟
سلام فاطمه خانم! خوشحالیم که براتون مفید بوده. ‘Seriously hurt’ و ‘severely hurt’ هر دو به معنای آسیب جدی هستند و در بسیاری موارد به جای هم به کار میروند. اما گاهی ‘severely’ تأکید بیشتری بر شدت آسیب و وضعیت خطرناکتر داره، در حالی که ‘seriously’ میتونه کمی عمومیتر باشه.
مرسی از مقاله کاملتون. من بین ‘injure’ و ‘hurt’ همیشه گیج میشم. آیا میشه گفت ‘hurt’ عمومیتره و ‘injure’ بیشتر به آسیبهای جسمی جدی در حوادث یا فعالیتهای ورزشی اشاره داره؟
سلام امیر جان! کاملاً درست متوجه شدید. ‘Hurt’ یک واژه عمومیتره که هم برای دردهای خفیف و هم برای آسیبهای جدی (فیزیکی یا عاطفی) به کار میره. در مقابل، ‘injure’ بیشتر به آسیبهای فیزیکی مشخص و غالباً جدیتر اشاره داره که معمولاً ناشی از یک حادثه، تصادف یا فعالیت ورزشی هستند. نکته سنجی عالی بود!
واقعا ممنونم از این توضیحات جامع و کامل. همیشه فکر میکردم hurt یه کلمه سادهست ولی الان میبینم چقدر عمق و کاربرد متنوع داره. دستتون درد نکنه.
مقاله عالی بود. تلفظ ‘hurt’ رو چطور باید تمرین کرد که لهجهمون شبیه بومیزبانها باشه؟ آیا نکته خاصی داره؟
سلام حسن عزیز! برای تلفظ صحیح ‘hurt’ روی صدای ‘er’ (مثل در کلمات ‘bird’ یا ‘first’) تمرکز کنید. مطمئن شوید که زبان شما در دهان کمی به سمت بالا و عقب حرکت میکند اما به سقف دهان نمیچسبد. تمرین با گوش دادن به فایلهای صوتی بومیزبانها و تکرار زیاد خیلی کمک میکنه.
عالی بود! ‘My back hurts’ رو زیاد استفاده میکنم، ولی نمیدونستم که ‘hurt your reputation’ هم داریم. خیلی جالب بود که به آسیب به آبرو یا اعتبار هم اشاره میکنه. ممنون.
سلام نسرین خانم! خوشحالیم که این نکته جدید براتون جالب بود. بله، ‘hurt’ دامنه کاربردی بسیار وسیعی داره و همونطور که اشاره کردید، میتونه برای آسیب رساندن به چیزهای غیرفیزیکی مثل اعتبار یا شانس هم به کار بره. باعث افتخاره که تونستیم اطلاعات جدیدی ارائه بدیم.
یه سوال داشتم. به جای ‘hurt your feelings’ میشه گفت ‘offend you’؟ فرقشون چیه؟
سلام مجید جان! بله، میشه از ‘offend’ هم استفاده کرد، اما تفاوت ظریفی دارن. ‘Offend’ بیشتر به معنای بیاحترامی کردن، توهین کردن یا زیر پا گذاشتن اصول کسی است که ممکن است به خشم یا ناراحتی منجر شود. اما ‘hurt your feelings’ مشخصاً به آسیب عاطفی و ناراحت کردن دل کسی اشاره داره، حتی اگر قصد توهین نبوده باشه.
یه نکتهای که من یاد گرفتم اینه که معمولا وقتی خودمون چیزی رو میشکنیم یا میسوزونیم میگیم ‘I hurt myself’. ولی اگه کسی دیگه بهمون آسیب بزنه میگیم ‘I got hurt’. آیا این درسته؟
سلام کیمیا خانم! این یک مشاهده بسیار دقیق و هوشمندانه است. کاملاً درست میگید. ‘I hurt myself’ بیانگر فاعل بودن خود فرد در آسیبرساندن است (فاعل و مفعول یکی هستند)، در حالی که ‘I got hurt’ (که ساختار مجهول دارد) بیان میکند که شما آسیب دیدهاید اما لزوماً فاعل آن نبودهاید و ممکن است توسط عامل دیگری آسیب به شما وارد شده باشد. آفرین بر نکتهسنجی شما!
آیا ‘hurt a fly’ جزو کالوکیشنها محسوب میشه؟ معنی ‘آزارش به مورچه هم نمیرسه’ رو میده؟
سلام پارسا جان! بله، ‘wouldn’t hurt a fly’ یک اصطلاح (idiom) رایج در زبان انگلیسی است که دقیقاً همان معنی ‘آزارش به مورچه هم نمیرسه’ یا ‘بسیار بیخطر و مهربان’ را میدهد. این اصطلاح هم جزو کاربردهای جالب فعل ‘hurt’ است.
میشه چند تا مثال دیگه از ‘hurt badly’ یا ‘seriously hurt’ برای مکالمات روزمره بیارید که بیشتر جا بیفته؟
حتماً نگار جان! برای ‘hurt badly’ میتونیم بگیم: ‘He fell off his bike and hurt his knee badly.’ (او از دوچرخه افتاد و زانویش به شدت آسیب دید.) و برای ‘seriously hurt’: ‘She was seriously hurt in the car accident.’ (او در تصادف رانندگی به شدت مجروح شد.) امیدوارم این مثالها مفید باشند.
آیا ‘hurt’ کلمه رسمیتریه یا میشه در مکالمات دوستانه هم ازش استفاده کرد؟
سلام مهدی عزیز! ‘Hurt’ یک کلمه بسیار متداول و چندمنظوره است که هم در مکالمات دوستانه و غیررسمی (‘My foot hurts!’) و هم در زمینههای رسمیتر (‘The economic policies hurt small businesses.’) به کار میرود. بنابراین، هم برای موقعیتهای روزمره و هم برای بحثهای جدیتر کاملاً مناسب است.
توضیحاتتون درباره تفاوت hurt as a verb و hurt as an adjective خیلی روشنکننده بود. ممنون از زحماتتون. این جزئیات واقعاً برای یادگیری عمیقتر زبان انگلیسی کمک میکنه.