- کالوکیشن های High در زبان انگلیسی چه هستند و چرا یادگیری آنها اهمیت دارد؟
- چگونه میتوان از کلمه High برای توصیف مفاهیم انتزاعی مانند امید، استاندارد یا احتمال استفاده کرد؟
- رایجترین اشتباهات زبانآموزان در استفاده از کلمه High چیست؟
- آیا High فقط به معنای «بلند» برای اشیاء فیزیکی به کار میرود یا معانی گستردهتری دارد؟
- چطور میتوان با استفاده از کالوکیشنهای صحیح، سطح مکالمه و نوشتار انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا داد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. ما به دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های High سفر میکنیم و به شما نشان میدهیم که چگونه این کلمه ساده میتواند در ترکیب با کلمات دیگر، معانی عمیق و متنوعی ایجاد کند. یادگیری این ترکیبات به شما کمک میکند تا مانند یک فرد انگلیسیزبان بومی، طبیعیتر و دقیقتر صحبت کنید و از ساختارهای تکراری و اشتباهات رایج پرهیز نمایید. با ما همراه باشید تا با مثالهای کاربردی و ترجمههای روان، تسلط خود را بر این بخش مهم از واژگان انگلیسی افزایش دهید.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation) و اهمیت آن
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های High برویم، بیایید مفهوم «کالوکیشن» را مرور کنیم. کالوکیشن به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار میروند. این ترکیبات برای انگلیسیزبانان بومی کاملاً طبیعی به نظر میرسند، اما برای زبانآموزان ممکن است چالشبرانگیز باشند. برای مثال، در فارسی میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی نیز همین قانون برقرار است؛ آنها میگویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری کالوکیشنها به جای کلمات تکی، به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبات درست، کلام شما را به زبان یک فرد بومی نزدیکتر میکند.
- معنی دقیقتری را منتقل کنید: گاهی یک کلمه به تنهایی کافی نیست و این کالوکیشن است که معنای مورد نظر شما را به درستی بیان میکند.
- سریعتر و روانتر صحبت کنید: وقتی این ترکیبات در ذهن شما حک شوند، برای پیدا کردن کلمه مناسب بعدی مکث نخواهید کرد.
کالوکیشن های High مرتبط با سطح، مقدار و شدت
یکی از پرکاربردترین دستهها برای کالوکیشن های High، مربوط به توصیف سطوح بالا، مقادیر زیاد یا شدت قوی است. این ترکیبات هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی کاربرد فراوانی دارند.
بیان مقادیر و قیمتها
وقتی صحبت از قیمت، هزینه یا مقدار میشود، High یک انتخاب عالی برای توصیف «زیاد بودن» آن است.
-
High price/cost: قیمت/هزینه بالا
مثال: The high cost of living in London is a major concern for students.
ترجمه: هزینه بالای زندگی در لندن یک نگرانی عمده برای دانشجویان است.
-
High salary/income: حقوق/درآمد بالا
مثال: He is looking for a job with a high salary and good benefits.
ترجمه: او به دنبال شغلی با حقوق بالا و مزایای خوب است.
-
High number/quantity: تعداد/مقدار زیاد
مثال: A high number of applicants have already registered for the course.
ترجمه: تعداد زیادی از متقاضیان уже برای این دوره ثبتنام کردهاند.
-
High demand: تقاضای بالا
مثال: There is a high demand for qualified software engineers in the tech industry.
ترجمه: تقاضای بالایی برای مهندسان نرمافزار واجد شرایط در صنعت فناوری وجود دارد.
بیان شدت و درجه
از High میتوان برای نشان دادن شدت یا درجه بالای چیزی نیز استفاده کرد.
-
High speed: سرعت بالا
مثال: The train travels at a very high speed.
ترجمه: قطار با سرعت بسیار بالایی حرکت میکند.
-
High pressure: فشار بالا
مثال: He works well under high pressure.
ترجمه: او تحت فشار بالا به خوبی کار میکند.
-
High temperature: دمای بالا
مثال: The engine overheated due to the high temperature.
ترجمه: موتور به دلیل دمای بالا بیش از حد گرم شد.
-
High risk: ریسک بالا
مثال: Investing in startups is considered a high-risk investment.
ترجمه: سرمایهگذاری در استارتاپها یک سرمایهگذاری پرریسک محسوب میشود.
کالوکیشن های High برای مفاهیم انتزاعی و کیفی
قدرت واقعی کالوکیشن های High زمانی مشخص میشود که از آنها برای توصیف مفاهیم انتزاعی، احساسات و ایدهها استفاده میکنیم. این ترکیبات به زبان شما عمق و زیبایی میبخشند.
کیفیت و استاندارد
وقتی میخواهید در مورد کیفیت، استاندارد یا سطح چیزی صحبت کنید، این کالوکیشنها بسیار مفید هستند.
| کالوکیشن انگلیسی | معادل فارسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| High quality | کیفیت بالا | We only sell high-quality products made from the finest materials. (ما فقط محصولات با کیفیت بالا که از بهترین مواد ساخته شدهاند را میفروشیم.) |
| High standard(s) | استاندارد(های) بالا | This hotel is known for its high standards of service. (این هتل به خاطر استانداردهای بالای خدماتش معروف است.) |
| High level | سطح بالا | The negotiations were conducted at a very high level. (مذاکرات در سطح بسیار بالایی انجام شد.) |
| High performance | عملکرد بالا / کارایی بالا | She drives a high-performance sports car. (او یک ماشین اسپرت با کارایی بالا میراند.) |
احساسات، نظرات و احتمالات
در این بخش، با ترکیباتی آشنا میشویم که برای بیان احساسات قوی، نظرات مثبت یا احتمال بالای وقوع یک رویداد به کار میروند.
-
High hopes: امیدواری زیاد
مثال: We have high hopes for the success of this project.
ترجمه: ما امید زیادی به موفقیت این پروژه داریم.
-
High regard/opinion: احترام/عقیده بسیار مثبت
مثال: She is held in high regard by all her colleagues.
ترجمه: او مورد احترام فراوان همه همکارانش است. (همه همکارانش نظر بسیار مثبتی نسبت به او دارند.)
-
High priority: اولویت بالا
مثال: Customer satisfaction is our high priority.
ترجمه: رضایت مشتری اولویت اصلی ماست.
-
High probability/likelihood: احتمال بالا
مثال: There is a high probability of rain tomorrow.
ترجمه: احتمال بالایی وجود دارد که فردا باران ببارد.
-
High spirits: روحیه بسیار خوب / شاد و سرحال
مثال: The team was in high spirits after their victory.
ترجمه: تیم بعد از پیروزیشان روحیه بسیار خوبی داشت.
کالوکیشنهای مرتبط با مقام و جایگاه
کلمه High همچنین برای اشاره به رتبه، مقام یا جایگاه مهم و ارشد به کار میرود. این دسته از کالوکیشن های High اغلب در محیطهای کاری، سیاسی و اجتماعی شنیده میشوند.
-
High office: منصب یا مقام عالیرتبه
مثال: He aspired to hold the highest office in the country.
ترجمه: او آرزو داشت که بالاترین مقام کشور را به دست آورد.
-
High rank: درجه یا رتبه بالا
مثال: He is a high-ranking officer in the army.
ترجمه: او یک افسر عالیرتبه در ارتش است.
-
High court: دادگاه عالی
مثال: The case was eventually taken to the High Court.
ترجمه: پرونده در نهایت به دادگاه عالی ارجاع داده شد.
-
High society: طبقه مرفه و بالای جامعه
مثال: They enjoyed mingling with members of high society.
ترجمه: آنها از معاشرت با اعضای طبقه بالای جامعه لذت میبردند.
نکات و اشتباهات رایج در استفاده از High
برای استفاده صحیح از این کالوکیشنها، باید به چند نکته کلیدی توجه کنید و از اشتباهات رایج دوری کنید.
تفاوت High و Tall
این یکی از رایجترین اشتباهات زبانآموزان است. به طور کلی:
- از Tall برای توصیف قد انسان، درختان و ساختمانها (چیزهای باریک و بلند) استفاده میشود.
- از High برای توصیف چیزهایی که عرض بیشتری دارند (مانند کوه و دیوار) و همچنین برای توصیف ارتفاع از سطح زمین (مانند پرواز هواپیما) استفاده میشود.
مثال غلط: a high man
مثال صحیح: a tall man (یک مرد قدبلند)
مثال غلط: a tall mountain
مثال صحیح: a high mountain (یک کوه بلند)
ترکیبات ثابت را به خاطر بسپارید
سعی نکنید کلمات را به صورت دلخواه با High ترکیب کنید. کالوکیشن های High ساختارهای نسبتاً ثابتی دارند. برای مثال، برای بیان «امید زیاد»، همیشه از “high hopes” استفاده میشود، نه “big hopes” یا “strong hopes”. بهترین راه برای یادگیری این ترکیبات، دیدن و شنیدن آنها در متنها و مکالمات واقعی و یادداشتبرداری از آنهاست.
جمعبندی: چگونه از این کالوکیشنها در عمل استفاده کنیم؟
اکنون که با مجموعهای غنی از کالوکیشن های High آشنا شدید، زمان آن رسیده است که آنها را وارد دایره واژگان فعال خود کنید. در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- دفترچه یادداشت کالوکیشن بسازید: هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید را با معنی، یک مثال و ترجمه آن یادداشت کنید.
- جملهسازی کنید: سعی کنید با هر کالوکیشن جدید، یک یا دو جمله مرتبط با زندگی یا علاقمندیهای خودتان بسازید. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- توجه فعال داشته باشید: هنگام تماشای فیلم، خواندن کتاب یا گوش دادن به پادکستهای انگلیسی، به نحوه استفاده از کلمه High و ترکیبات آن دقت کنید.
- در مکالمه و نوشتار استفاده کنید: از فرصتهای خود برای صحبت کردن یا نوشتن به زبان انگلیسی استفاده کنید و آگاهانه تلاش کنید تا از این کالوکیشنها بهره ببرید.
تسلط بر کالوکیشن های High یک گام بزرگ در مسیر روان صحبت کردن و درک عمیقتر زبان انگلیسی است. با تمرین و تکرار، این ترکیبات به بخشی طبیعی از زبان شما تبدیل خواهند شد و به شما اعتماد به نفس بیشتری در برقراری ارتباط خواهند داد.




ممنون بابت مقاله عالی! همیشه فکر میکردم High فقط برای ارتفاع فیزیکیه. الان فهمیدم چقدر کاربرد انتزاعی داره و چقدر میتونه مکالمه رو طبیعیتر کنه.
خواهش میکنم سارا جان. دقیقاً همینطوره! High در بسیاری از موارد به مفاهیم انتزاعی مثل شدت، اهمیت یا سطح بالا اشاره میکنه که در فارسی شاید معادلهای مختلفی داشته باشه. خوشحالیم که براتون مفید بوده و به ارتقای مهارت مکالمهتون کمک میکنه.
خیلی خوب توضیح دادید. من همیشه توی امتحانها بین big و high برای ‘استاندارد بالا’ اشتباه میکردم. یعنی ‘high standard’ درسته و ‘big standard’ اشتباهه؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. ‘High standard’ و ‘high quality’ از کالوکیشنهای بسیار رایج و صحیح هستند. ‘Big standard’ اصلاً استفاده نمیشه و یک اشتباه رایج بین زبانآموزان هست که با یادگیری کالوکیشنها برطرف میشه.
پس ‘high probability’ درستتر از ‘strong probability’ هست؟ یا هر دو رو میشه استفاده کرد؟
مریم عزیز، هر دو عبارت ‘high probability’ و ‘strong probability’ صحیح و رایج هستند و معنای مشابهی دارند. انتخاب بینشون بیشتر به سلیقه و کانتکست (زمینهی جمله) بستگی داره. هر دو نشوندهنده احتمال زیاد هستند.
مقاله خیلی کاربردی بود. میشه چندتا collocation دیگه با ‘high’ که برای امید یا انتظارات به کار میره رو مثال بزنید؟
حتماً علی جان. برای امید میتونیم از ‘high hopes’ (امیدهای زیاد/بزرگ) و برای انتظارات از ‘high expectations’ (انتظارات بالا) استفاده کنیم. همچنین ‘high ambitions’ (جاهطلبیهای زیاد) هم بسیار رایجه.
من یه بار تو یه فیلم شنیدم ‘high stakes’. اونم مربوط به همین کاربردای انتزاعیه؟
بله نگین جان، ‘high stakes’ یک کالوکیشن بسیار خوبه و دقیقاً مربوط به کاربردهای انتزاعی ‘high’ هست. به معنای ‘ریسک بالا’ یا ‘وضعیت پرمخاطره’ (جایی که نتیجه تأثیر زیادی داره) به کار میره. مثال: ‘It was a high-stakes game.’ (یک بازی پرمخاطره بود.)
این که گفتید ‘high’ میتونه برای مفاهیم انتزاعی باشه مثل ‘اهمیت’، آیا ‘high importance’ هم درسته؟
سوال خیلی خوبیه امیرحسین. اگرچه مفهوم ‘اهمیت بالا’ با ‘high’ منتقل میشه، اما معمولاً از ‘high priority’ (اولویت بالا) یا ‘of high importance’ (با اهمیت بالا) استفاده میکنیم. فقط ‘high importance’ به تنهایی کمتر رایجه.
مرسی از مقاله فوقالعادهتون! واقعاً کمک میکنه طبیعیتر صحبت کنیم. کاش زودتر این اشتباهاتم رو میدونستم.
پس ‘high intelligence’ هم داریم؟ یعنی هوش بالا؟
بله حسین جان، کاملاً درسته. ‘High intelligence’ به معنای هوش بالا و ‘highly intelligent’ به معنای بسیار باهوش رایج و صحیح هستند. این یک مثال عالی دیگر از کاربرد ‘high’ برای توصیف ویژگیهای ذهنی است.
آیا ‘high’ همیشه بار مثبت داره یا میتونه منفی هم باشه؟ مثلاً ‘high risk’ که منفیه.
نکتهسنجی عالی ندا جان! خیر، ‘high’ همیشه بار مثبت نداره. همانطور که مثال زدید، ‘high risk’ (ریسک بالا) یا ‘high pressure’ (فشار بالا) میتوانند بار منفی داشته باشند. مفهوم اصلی ‘شدت زیاد’ یا ‘سطح بالا’ است که بسته به کلمهی بعدی، مثبت یا منفی میشود.
خیلی خوب توضیح دادید اهمیت کالوکیشن رو. من همیشه فکر میکردم فقط باید معنی کلمات رو بلد باشم.
دقیقاً همینطوره کامیار عزیز. یادگیری کالوکیشنها یک قدم بزرگ برای رسیدن به سطح بومیگونه در زبان انگلیسیه و تفاوت بین ‘خوب صحبت کردن’ و ‘طبیعی صحبت کردن’ رو ایجاد میکنه.
چه فرقی بین ‘high building’ و ‘tall building’ هست؟
سوال بسیار رایج و مهمیه شیوا جان! در مورد ساختمانها، ‘tall building’ رایجتر و طبیعیتره، هرچند ‘high building’ هم اشتباه نیست اما کمتر استفاده میشه. ‘Tall’ معمولاً برای چیزهایی که از زمین به سمت بالا کشیده شدهاند و دارای پهنای کمی نسبت به ارتفاع هستند (مثل درخت، انسان، ساختمان بلند) به کار میره. ‘High’ بیشتر برای چیزهایی است که از سطح زمین فاصله دارند یا در ارتفاع قرار گرفتهاند (مثل ‘high wall’ – دیوار بلند، ‘high shelf’ – قفسه بالا، ‘high jump’ – پرش ارتفاع). البته در کالوکیشنهای انتزاعی مثل مقاله، ‘high’ بسیار گستردهتره.
میشه ‘high speed’ رو هم به عنوان یه کالوکیشن با ‘high’ قبول کرد؟
بله پیمان جان، ‘high speed’ یک کالوکیشن کاملاً صحیح و رایجه. به معنای ‘سرعت بالا’ استفاده میشه، مثلاً ‘a car travelling at high speed’ (ماشینی که با سرعت بالا حرکت میکنه).
آیا در زبان روزمره هم این کالوکیشنها استفاده میشن یا بیشتر رسمی هستن؟
سحر عزیز، بسیاری از این کالوکیشنها هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار رسمی استفاده میشن. مثلاً ‘high priority’ یا ‘high hopes’ کاملاً عادی هستند. برخی ممکن است کمی رسمیتر باشند، اما بخش عمدهای از آنها کاربرد گستردهای دارند و سطح زبان شما را بسیار بالا میبرند.
من همیشه میگفتم ‘much probability’ به جای ‘high probability’. چقدر اشتباه رایجی بوده پس.
مرتضی جان، ‘much probability’ اصلاً استفاده نمیشه. ‘Much’ بیشتر برای اسامی غیرقابل شمارش به کار میره و با ‘probability’ (که یک اسم انتزاعیه و قابل شمارش نیست اما با ‘much’ هم نمیآید) به این شکل ترکیب نمیشه. ‘High probability’ یا ‘a lot of probability’ (که کمتر رایجه) صحیح هستند. از این که این اشتباه رایج رو با ما در میون گذاشتید ممنونیم. یادگیری از اشتباهات خود و دیگران یک بخش مهم از فرآیند یادگیریه.
لطفاً یه لیست از رایجترین کالوکیشنهای High رو بذارید توی یه جدول، خیلی کاربردی میشه! ممنون از توضیحات کاملتون.
پیشنهاد عالیه الهه جان! حتماً این موضوع رو برای مقالات آینده در نظر میگیریم. تا اون زمان، میتونید مثالهایی مثل ‘high standard’, ‘high quality’, ‘high expectations’, ‘high probability’, ‘high risk’, ‘high priority’, ‘high hopes’, ‘high temperature’, ‘high pressure’ و ‘high speed’ رو به خاطر بسپارید.
مقاله خیلی به جا و عالی بود. واقعاً این تفاوتها رو کمتر کسی تدریس میکنه. ممنون از شما که به این نکات ظریف زبانی میپردازید.
من همیشه فکر میکردم ‘high’ فقط برای صفت ارتفاع به کار میره. این مقاله چشم من رو به دنیای جدیدی از کلمات باز کرد. ‘High time’ هم مگه داریم؟ به معنای وقتشه؟
بله کیمیا جان، ‘It’s high time…’ (یا ‘It’s high time for…’) یک اصطلاح بسیار رایجه به معنای ‘وقت آن رسیده که…’ یا ‘دیگر وقتش است که…’. این هم یکی از مثالهای عالی کاربرد انتزاعی ‘high’ هست که معنای ‘مناسبت زیاد’ یا ‘ضرورت’ را میرساند. مثلاً: ‘It’s high time you started studying for your exams.’ (دیگر وقتش است که برای امتحاناتت شروع به درس خواندن کنی.)