- آیا کلمه «Heavy» در انگلیسی فقط به معنی «سنگین» است؟
- چطور میتوانم مانند یک نیتیو اسپیکر از کلمه Heavy استفاده کنم؟
- کالوکیشن های Heavy چه هستند و چرا یادگیری آنها ضروری است؟
- رایجترین اشتباهات زبانآموزان در استفاده از Heavy کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفتانگیز کالوکیشن های Heavy آشنا میکنیم. بسیاری از زبانآموزان کلمه heavy را صرفاً به معنای وزن زیاد میشناسند، اما این کلمه در زبان انگلیسی بسیار فراتر از این معنای اولیه کاربرد دارد. وقتی heavy با کلمات دیگر ترکیب میشود، معانی کاملاً جدید و مجازی پیدا میکند که دانستن آنها برای درک عمیقتر و صحبت کردن طبیعیتر ضروری است. یادگیری این کالوکیشنها به شما کمک میکند تا از ساختارهای تکراری و غیرطبیعی پرهیز کنید و دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید. با ما همراه باشید تا با مثالهای کاربردی و ترجمههای روان، با مهمترین همایندهای این کلمه آشنا شوید.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation) در زبان انگلیسی
قبل از اینکه به طور خاص به سراغ کالوکیشن های Heavy برویم، بهتر است یک تعریف ساده از «کالوکیشن» داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعهای از دو یا چند کلمه گفته میشود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر استفاده میشوند. این ترکیبها برای یک انگلیسیزبان کاملاً طبیعی به نظر میرسند، اما اگر کلمات آن را تغییر دهیم، عبارت جدید ممکن است عجیب یا اشتباه به نظر برسد. برای مثال، در فارسی میگوییم «چای پررنگ»، نه «چای قوی». در انگلیسی نیز همین قانون برقرار است؛ آنها میگویند heavy rain (باران شدید) و نه strong rain. یادگیری کالوکیشنها کلید اصلی صحبت کردن روان و طبیعی مانند یک نیتیو اسپیکر است.
کالوکیشن های Heavy: فراتر از وزن و سنگینی
کلمه heavy در ترکیب با اسمهای مختلف، معانی متنوعی پیدا میکند که میتوان آنها را در چند دسته اصلی طبقهبندی کرد. در ادامه، به بررسی این دستهبندیها به همراه مثال و ترجمه فارسی میپردازیم.
۱. Heavy برای توصیف شدت پدیدههای طبیعی و شرایط
یکی از رایجترین کاربردهای heavy، توصیف شدت و حجم زیاد پدیدههای جوی و شرایط محیطی است. در این موارد، heavy به معنای «شدید»، «زیاد» یا «انبوه» به کار میرود.
-
Heavy Rain / Snow / Fog: باران شدید / برف سنگین / مه غلیظ
این یکی از معروفترین کالوکیشن های Heavy است. وقتی میزان بارش باران یا برف زیاد باشد، از این عبارت استفاده میشود.
Example: We had to cancel the picnic because of the heavy rain.
ترجمه: مجبور شدیم به خاطر باران شدید، پیکنیک را لغو کنیم.Example: The airport was closed due to heavy snow.
ترجمه: فرودگاه به دلیل برف سنگین بسته شد. -
Heavy Traffic: ترافیک سنگین
وقتی تعداد زیادی ماشین در خیابانها وجود دارد و حرکت به کندی صورت میگیرد، از این کالوکیشن استفاده میشود.
Example: I was late for the meeting because I got stuck in heavy traffic.
ترجمه: برای جلسه دیرم شد چون در ترافیک سنگین گیر کرده بودم. -
Heavy Seas: دریای متلاطم و طوفانی
این عبارت برای توصیف دریایی با موجهای بزرگ و خروشان به کار میرود.
Example: The ferry service was cancelled due to heavy seas.
ترجمه: سرویس کشتی به دلیل دریای متلاطم لغو شد.
۲. Heavy برای توصیف مسئولیت، فشار و احساسات
در این دسته، heavy معنای مجازی و عمیقتری پیدا میکند و برای توصیف فشارهای روحی، مسئولیتهای بزرگ و احساسات منفی به کار میرود. این کاربردها نشاندهنده تسلط شما بر زبان انگلیسی هستند.
-
Heavy Workload / Burden: حجم کاری زیاد / بار سنگین (مسئولیت)
وقتی وظایف و کارهای زیادی بر عهده فردی باشد، از این کالوکیشن استفاده میشود.
Example: Many employees are struggling to cope with their heavy workload.
ترجمه: بسیاری از کارمندان برای کنار آمدن با حجم کاری زیاد خود در تلاش هستند.Example: The responsibility of caring for his elderly parents became a heavy burden for him.
ترجمه: مسئولیت مراقبت از والدین سالخوردهاش به باری سنگین برای او تبدیل شد. -
Heavy Heart: قلبی آکنده از غم، اندوهگین
این عبارت یک اصطلاح زیبا برای توصیف احساس ناراحتی و اندوه عمیق است.
Example: It was with a heavy heart that she said goodbye to her family.
ترجمه: او با قلبی آکنده از غم با خانوادهاش خداحافظی کرد. -
Heavy Responsibility: مسئولیت سنگین
برای اشاره به وظایف و مسئولیتهای بسیار مهم و جدی استفاده میشود.
Example: As a judge, he carries a heavy responsibility to ensure justice is served.
ترجمه: او به عنوان یک قاضی، مسئولیت سنگینی برای اطمینان از اجرای عدالت بر عهده دارد. -
Heavy Pressure: فشار زیاد
برای توصیف فشار روانی یا اجتماعی شدید به کار میرود.
Example: Students are under heavy pressure to get good grades.
ترجمه: دانشآموزان برای گرفتن نمرات خوب تحت فشار زیادی هستند.
۳. Heavy برای توصیف عادات و مصرف بیش از حد
یکی دیگر از کاربردهای مهم heavy، توصیف افرادی است که یک کار را به طور افراطی و بیش از حد انجام میدهند، به خصوص در مورد عادات مضر.
-
A Heavy Smoker / Drinker: یک سیگاری قهار / یک دائمالخمر
این عبارت برای کسی به کار میرود که به مقدار بسیار زیادی سیگار میکشد یا الکل مصرف میکند.
Example: My uncle was a heavy smoker for over thirty years.
ترجمه: عموی من بیش از سی سال یک سیگاری قهار بود. -
Heavy Sleeper: کسی که خواب سنگینی دارد
این کالوکیشن برای فردی استفاده میشود که به سختی از خواب بیدار میشود.
Example: I’m such a heavy sleeper that I didn’t even hear the fire alarm.
ترجمه: من آنقدر خوابم سنگین است که حتی صدای آژیر آتشنشانی را هم نشنیدم. -
Heavy User: کاربر پرمصرف
این عبارت برای کسی به کار میرود که از یک محصول، سرویس یا ماده (مانند مواد مخدر) به مقدار زیاد استفاده میکند.
Example: He is a heavy user of social media, spending hours online every day.
ترجمه: او یک کاربر پرمصرف رسانههای اجتماعی است و هر روز ساعتها را آنلاین میگذراند.
۴. سایر کالوکیشنهای مهم و کاربردی با Heavy
در این بخش، به چند کالوکیشن مهم دیگر اشاره میکنیم که در دستهبندیهای قبلی قرار نمیگرفتند اما دانستن آنها بسیار مفید است.
در جدول زیر، میتوانید برخی دیگر از کالوکیشن های Heavy را به همراه معنی و مثال مشاهده کنید:
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی | مثال (Example) | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Heavy losses / casualties | تلفات / خسارات سنگین | The company reported heavy losses last quarter. | شرکت در سه ماهه گذشته خسارات سنگینی را گزارش داد. |
| Heavy machinery | ماشینآلات سنگین | Operating heavy machinery requires special training. | کار با ماشینآلات سنگین نیاز به آموزش ویژه دارد. |
| Heavy cold | سرماخوردگی شدید | She couldn’t come to work because she had a heavy cold. | او نتوانست سر کار بیاید چون سرماخوردگی شدیدی داشت. |
| Heavy accent | لهجه غلیظ | He speaks English with a heavy French accent. | او انگلیسی را با لهجه غلیظ فرانسوی صحبت میکند. |
| Heavy meal | غذای سنگین (دیرهضم) | I feel sleepy after having such a heavy meal for lunch. | بعد از خوردن چنین غذای سنگینی برای ناهار، احساس خوابآلودگی میکنم. |
| Heavy fighting | درگیری شدید | There were reports of heavy fighting near the border. | گزارشهایی از درگیری شدید در نزدیکی مرز وجود داشت. |
| Heavy price | بهای سنگین | He paid a heavy price for his mistake. | او برای اشتباهش بهای سنگینی پرداخت. |
چگونه این کالوکیشنها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟
یادگیری کالوکیشن های Heavy نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند راهکار عملی برای شما آورده شده است:
- توجه فعال هنگام مطالعه و گوش دادن: وقتی در حال خواندن یک متن انگلیسی یا گوش دادن به پادکست هستید، به کلماتی که در کنار heavy میآیند توجه ویژهای داشته باشید. آنها را در یک دفترچه یادداشت کنید.
- استفاده در جمله: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، سعی کنید یک یا دو جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت آن در ذهن شما کمک میکند.
- مرور منظم: لیست کالوکیشنهای خود را به صورت منظم مرور کنید. استفاده از فلش کارتهای دیجیتال یا فیزیکی میتواند بسیار موثر باشد.
- تمرین با یک پارتنر: اگر پارتنر زبان دارید، سعی کنید در مکالمات خود از این کالوکیشنها استفاده کنید و از او بخواهید اشتباهات شما را تصحیح کند.
نتیجهگیری
کلمه heavy بسیار فراتر از معنای ساده «سنگین» است و یادگیری کالوکیشن های Heavy یکی از بهترین راهها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شما از متوسط به پیشرفته است. این ترکیبات به شما کمک میکنند تا طبیعیتر، دقیقتر و حرفهایتر صحبت کنید و بنویسید. با به خاطر سپردن و تمرین عباراتی مانند heavy traffic، heavy workload، و heavy heart، شما ابزارهای قدرتمندی برای بیان ایدهها و احساسات خود به شیوهای که یک نیتیو اسپیکر انجام میدهد، در اختیار خواهید داشت. پس از امروز شروع کنید و این کالوکیشنهای کاربردی را به دایره لغات فعال خود اضافه کنید.




چقدر مقاله کاربردی و جذابی بود! همیشه فکر میکردم heavy فقط برای وزن سنگین به کار میره و وقتی میشنیدم “heavy rain” یا “heavy traffic” یه کم گیج میشدم. الان کاملاً متوجه شدم. ممنون از توضیحات عالیتون!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. دقیقا هدف ما این بود که نشون بدیم چقدر یک کلمه ساده میتونه معانی گستردهای داشته باشه. یادگیری کالوکیشنها کلید صحبت کردن طبیعیتره!
خیلی ممنون از این مقاله خوب. لطفاً اگه امکانش هست، چند تا مثال دیگه از heavy meal رو هم توضیح بدین که بیشتر جا بیفته. من معمولاً از big meal استفاده میکنم.
خواهش میکنم امیر عزیز. بله، “big meal” هم رایجه، اما “heavy meal” تاکید بیشتری روی غذای پرحجم و سنگین داره که هضمش طول میکشه و معمولاً بعدش احساس سیری و خوابآلودگی به آدم دست میده. مثلا: “I had such a heavy meal for lunch, I can barely stay awake.” (آنقدر ناهار سنگینی خوردم که به سختی میتوانم بیدار بمانم.)
من یه کالوکیشن دیگه هم با heavy شنیدم: “heavy smoker”. فکر میکنم معنی فردی هست که زیاد سیگار میکشه. درسته؟
آفرین مریم! نکته بسیار درستی رو اشاره کردید. “Heavy smoker” و همچنین “heavy drinker” (فردی که زیاد مشروب مینوشد) از کالوکیشنهای رایج و مهم heavy هستند که نشوندهنده عادت شدید به چیزیه. ممنون از اضافه کردن این نکته مفید.
آیا “heavy workload” یه اصطلاح رسمی محسوب میشه یا میشه توی مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟
رضا جان، “heavy workload” هم در محیطهای رسمی مثل محل کار و هم در مکالمات روزمره برای توصیف حجم کاری زیاد کاملاً مناسب و رایجه. مثلاً: “I have a heavy workload this week, so I can’t go out much.” (این هفته حجم کاری زیادی دارم، برای همین زیاد نمیتونم بیرون برم.)
عالی بود! به خصوص مثال “heavy heart” رو واقعاً دوست داشتم. هیچ وقت فکر نمیکردم heavy بتونه این معنی عمیق رو داشته باشه. باعث میشه جملات خیلی قویتر بشن.
در مورد “heavy going”، میشه بگید دقیقاً چه تفاوتی با “difficult” داره؟ مثلاً میشه گفت “The book was heavy going” به جای “The book was difficult”?
علی عزیز، سوال خوبی پرسیدید. بله، در مورد کتاب یا فیلم میتونید بگید “The book was heavy going” که به معنی “مطالعهاش دشوار بود” یا “پیشرفت در آن کند بود” است. تفاوتش با “difficult” اینه که “heavy going” معمولاً بار معنایی خستهکننده یا ملالآور بودن رو هم داره، نه صرفاً سخت بودن. یعنی به کندی پیش میره و انرژی زیادی برای ادامه دادن میطلبه.
ممنون بابت مقاله. لطفاً در مورد تلفظ صحیح کلمه “collocation” هم یه توضیحی بدین. گاهی شنیدم [کالوکیشن] و گاهی [کولوکیشن].
کیان عزیز، تلفظ صحیح “collocation” به صورت /ˌkɒləˈkeɪʃən/ هستش. یعنی بخش اول “کا” (مانند “car”) و بخش دوم “لو” (مانند “low”) نیست، بلکه یک صدای “ə” (شوا) داره، پس بیشتر به “کالوکیشن” نزدیکه تا “کولوکیشن”. در دیکشنریهای معتبر میتونید تلفظ دقیق رو بشنوید.
من یه اصطلاح دیگه هم شنیدم: “heavy-duty”. فکر میکنم برای وسایلی استفاده میشه که خیلی محکم و بادوام هستن. مثل “heavy-duty truck”. آیا این هم جزو کالوکیشنهای heavy حساب میشه؟
بله یاسمن جان، دقیقاً درسته! “Heavy-duty” یک صفت ترکیبی (compound adjective) است که برای توصیف تجهیزات، ماشینآلات یا محصولاتی به کار میرود که برای تحمل کار زیاد یا شرایط سخت طراحی شدهاند و بسیار مقاوم هستند. این هم از کاربردهای جالب و مهم heavy است. ممنون که بهش اشاره کردید.
واقعا مقالاتتون همیشه پر از نکتههای جدیده که به زبانآموز کمک میکنه طبیعیتر حرف بزنه. این اشتباهات رایج رو منم زیاد دیدم. ممنون از تیم خوب Englishvocabulary.ir.
در مورد “heavy make-up”، یعنی آرایش زیاد؟ یا آرایش غلیظ؟ تفاوتی دارن این دو؟
فرناز عزیز، هر دو معنی درست هستن. “Heavy make-up” به آرایشی گفته میشه که مقدار زیادی از لوازم آرایش استفاده شده باشه و معمولاً غلیظ و پررنگ به نظر برسه، نه لزوماً آرایشی که رنگهای تیره داشته باشه. مثلاً “She was wearing heavy make-up for the party.” (او برای مهمانی آرایش غلیظی کرده بود.)
آیا ما معادل خاصی برای “heavy sleeper” در فارسی داریم؟ یا باید جمله رو توضیح بدیم؟
امید جان، معادل دقیق و تککلمهای برای “heavy sleeper” در فارسی نداریم، اما میتوانیم از عباراتی مثل “خواب سنگین” یا “کسی که خوابش سنگینه” استفاده کنیم. مثلاً: “اونقدر خوابش سنگینه که با صدای زنگ ساعت هم بیدار نمیشه.” (He’s such a heavy sleeper that he doesn’t wake up even with the alarm.)
من عبارت “heavy topic” رو توی یه فیلم شنیدم. آیا اینم جزو کالوکیشنهاست؟ یعنی موضوع جدی یا غمانگیز؟
بله پریسا جان، “heavy topic” هم یک کالوکیشن رایج است. به موضوعی اشاره دارد که جدی، مهم، یا حتی غمانگیز و پرفشار است و بحث کردن درباره آن ممکن است دشوار یا ناراحتکننده باشد. مثلاً: “Let’s avoid heavy topics at dinner.” (بیایید سر شام از موضوعات جدی/سنگین دوری کنیم.)
دمتون گرم بابت این محتوای عالی و مفید. کالوکیشنها واقعا چالشبرانگیزند ولی با این توضیحات خیلی بهتر میشه یاد گرفت.
خواهش میکنم کاوه عزیز. خوشحالیم که براتون مفید بوده. درسته، کالوکیشنها نیاز به دقت و تمرین دارند اما ارزشش را دارند چون به شما کمک میکنند طبیعیتر و روانتر صحبت کنید.
آیا کلمهای مثل “massive” هم میتونه به جای heavy توی بعضی از این کالوکیشنها استفاده بشه؟ مثلاً “massive rain” داریم؟
غزل جان، سوال خوبی است. در برخی موارد “massive” میتواند به جای “heavy” برای تاکید بر شدت زیاد به کار رود، اما نه در همه کالوکیشنها. مثلاً “massive rain” ممکن است شنیده شود، اما “heavy rain” بسیار رایجتر و طبیعیتر است. “Massive” بیشتر بر بزرگی و حجم عظیم تاکید دارد، در حالی که “heavy” در این کالوکیشنها میتواند به شدت، تراکم یا دشواری اشاره کند. بهتر است کالوکیشنها را همانطور که هستند یاد بگیریم تا طبیعیتر صحبت کنیم.
من واقعا به این نتیجه رسیدم که بدون یادگیری کالوکیشنها نمیشه مثل نیتیو صحبت کرد. این مقاله هم اهمیتش رو خیلی خوب نشون داد.
سهراب عزیز، کاملا با شما موافقیم. کالوکیشنها ستونهای اصلی صحبت کردن روان و طبیعی هستند. یادگیری کلمات به صورت جداگانه کافی نیست و باید یاد بگیریم چطور آنها را کنار هم قرار دهیم. هدف ما هم همین است که این مسیر را برای شما هموارتر کنیم.
آیا “heavy breathing” هم جزو این کالوکیشنهاست؟ به معنی نفسنفس زدن یا نفسهای عمیق و سخت کشیدن؟
بله لاله جان، “heavy breathing” هم یک کالوکیشن بسیار رایج و مهم است. به معنی نفسنفس زدن، تنفس دشوار یا عمیق و پرصدا است، که معمولاً بعد از ورزش شدید یا در اثر اضطراب یا بیماری اتفاق میافتد. مثال: “After running, she was heavy breathing.” (بعد از دویدن، نفسنفس میزد.)
خیلی عالی بود. مخصوصا بخش “رایجترین اشتباهات زبانآموزان” که واقعا کاربردیه. مثلاً من خودم زیاد از “strong rain” به جای “heavy rain” استفاده میکردم.
حمید عزیز، خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده. این اشتباهات بسیار رایج هستند و دقیقا به همین دلیل لازم بود که بهشون بپردازیم. با تمرین و توجه به کالوکیشنهای صحیح، به مرور زمان این اشتباهات رفع خواهند شد.
آیا “heavy heart” با “heavy burden” هم معنی هست یا فرق دارن؟
سمانه جان، “heavy heart” و “heavy burden” هر دو حس ناراحتی و فشار را منتقل میکنند، اما تفاوت ظریفی دارند. “Heavy heart” بیشتر به احساس غم، اندوه یا نگرانی عمیق درونی اشاره دارد. در حالی که “heavy burden” به بار مسئولیت، وظیفه یا مشکلی اشاره میکند که فرد باید آن را به دوش بکشد یا با آن کنار بیاید و میتواند ملموستر باشد. هر دو حس سنگینی را منتقل میکنند، اما اولی بیشتر احساسی و دومی بیشتر فیزیکی یا مربوط به مسئولیت است.
واقعاً این مقاله دید منو نسبت به کلمه heavy عوض کرد! همیشه فکر میکردم فقط یه معنی لغوی داره. ممنون بابت روشنگری عالیتون.
خوشحالیم که توانستیم زاویه دید جدیدی را برایتان باز کنیم شیرین عزیز. همین تنوع معنایی کلمات ساده است که یادگیری زبان را جذابتر و کاربردیتر میکند.
کالوکیشنهای heavy traffic و heavy rain رو زیاد میشنیدم ولی دلیلش رو نمیدونستم. الان متوجه شدم که چرا “strong traffic” اشتباهه. مرسی از توضیحات شفافتون.
خواهش میکنم مهران جان. دقیقاً، هدف از این مقاله همین بود که به این سوالات رایج پاسخ بده و شما رو با منطق پنهان پشت انتخاب کلمات در کالوکیشنها آشنا کنه. خوشحالیم که براتون مفید بوده.