مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Get

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما کمک می‌کنیم تا با یکی از پرکاربردترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین جنبه‌های زبان انگلیسی، یعنی کالوکیشن های Get، آشنا شوید. فعل “Get” به تنهایی معانی متعددی دارد، اما زمانی که با کلمات دیگر ترکیب می‌شود، می‌تواند دنیایی از مفاهیم جدید را ایجاد کند. تسلط بر این ترکیبات نه تنها به روان‌تر صحبت کردن شما کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود مانند یک بومی‌زبان انگلیسی صحبت کنید و بنویسید. این راهنما برای هر زبان‌آموزی که به دنبال عمق بخشیدن به دانش خود و رسیدن به سطح پیشرفته‌تر است، ضروری خواهد بود.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:کی تو خونه “Wears the pants”؟ (رئیس کیه؟)

مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن در یادگیری زبان انگلیسی

پیش از آنکه به سراغ دنیای وسیع کالوکیشن های Get برویم، لازم است درک روشنی از مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن در فرآیند یادگیری زبان انگلیسی داشته باشیم. کالوکیشن‌ها ستون فقرات زبان طبیعی را تشکیل می‌دهند و نقش حیاتی در روان و صحیح صحبت کردن دارند.

کالوکیشن چیست؟

کالوکیشن (Collocation) به ترکیب طبیعی و رایج دو یا چند کلمه در کنار یکدیگر گفته می‌شود که بومی‌زبانان به طور معمول از آن‌ها استفاده می‌کنند. این کلمات ممکن است از نظر گرامری همیشه درست باشند، اما برخی از ترکیب‌ها صرفاً در زبان رایج‌تر و طبیعی‌تر به نظر می‌رسند. برای مثال، در زبان فارسی ما می‌گوییم “چای غلیظ” نه “چای سنگین”، یا “باران شدید” نه “باران قوی”. همین مفهوم در زبان انگلیسی نیز وجود دارد. کلماتی که در کنار هم قرار می‌گیرند، معنای خاصی را ایجاد می‌کنند که ممکن است از جمع معنای تک‌تک آن‌ها به دست نیاید.

چرا کالوکیشن‌ها مهم هستند؟

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Stay-at-home Dad”: پدر خانه‌دار؟

کالوکیشن های Get: دسته‌بندی و کاربردها

فعل “Get” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است و می‌تواند معانی بسیار متنوعی داشته باشد. به همین دلیل، کالوکیشن های Get از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. در ادامه، به دسته‌بندی این کالوکیشن‌ها بر اساس معانی مختلف “Get” و ارائه مثال‌های متعدد همراه با ترجمه فارسی می‌پردازیم.

Get به معنی “رسیدن به/شدن”

در بسیاری از موارد، “Get” به معنای رسیدن به یک وضعیت یا حالت خاص، یا تغییر از یک وضعیت به وضعیت دیگر است.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get ready آماده شدن I need to get ready for work. باید برای کار آماده شوم.
get married ازدواج کردن They are planning to get married next year. آن‌ها قصد دارند سال آینده ازدواج کنند.
get dressed لباس پوشیدن Please get dressed quickly; we’re late! لطفاً سریع لباس بپوش؛ دیرمان شده!
get lost گم شدن We got lost in the forest. ما در جنگل گم شدیم.
get angry عصبانی شدن He always gets angry when things go wrong. او همیشه وقتی کارها اشتباه پیش می‌رود، عصبانی می‌شود.
get sick بیمار شدن I hope I don’t get sick before my trip. امیدوارم قبل از سفرم بیمار نشوم.
get tired خسته شدن After a long day, I usually get tired easily. بعد از یک روز طولانی، معمولاً به راحتی خسته می‌شوم.
get wet خیس شدن Don’t go out in the rain, you’ll get wet. زیر باران نرو، خیس می‌شوی.
get dark تاریک شدن It’s starting to get dark, we should go home. هوا دارد تاریک می‌شود، باید به خانه برویم.
get old پیر شدن / قدیمی شدن This phone is starting to get old. این گوشی دارد قدیمی می‌شود.
get cold سرد شدن The weather is starting to get cold. هوا دارد سرد می‌شود.

Get به معنی “دریافت کردن/به دست آوردن”

این دسته از کالوکیشن های Get به معنای کسب کردن، دریافت کردن یا به دست آوردن چیزی است.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get a present هدیه گرفتن She was happy to get a present for her birthday. او از گرفتن هدیه برای تولدش خوشحال بود.
get a job شغل پیدا کردن It’s hard to get a job without experience. پیدا کردن شغل بدون تجربه سخت است.
get a degree مدرک گرفتن He hopes to get a degree in engineering. او امیدوار است مدرک مهندسی بگیرد.
get a message پیام دریافت کردن Did you get my message? پیام من را دریافت کردی؟
get permission اجازه گرفتن You need to get permission before leaving. باید قبل از رفتن اجازه بگیری.
get information اطلاعات کسب کردن Where can I get information about the course? از کجا می‌توانم درباره دوره اطلاعات کسب کنم؟
get a ticket بلیت گرفتن Let’s get tickets for the concert. بیا برای کنسرت بلیت بگیریم.
get a call تماس دریافت کردن I just got a call from my boss. همین الان از رئیسم تماس دریافت کردم.
get a good mark نمره خوب گرفتن She studied hard to get a good mark on the test. او سخت درس خواند تا نمره خوبی در امتحان بگیرد.
get some rest کمی استراحت کردن You look tired, you should get some rest. خسته به نظر می‌رسی، باید کمی استراحت کنی.

Get به معنی “فهمیدن/درک کردن”

“Get” در این مفهوم به معنای فهمیدن و درک کردن موضوعی است، اغلب در مکالمات غیررسمی.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get it فهمیدن (چیزی) I don’t get it. Can you explain again? نمی‌فهمم. می‌شود دوباره توضیح دهی؟
get the point متوجه منظور شدن Yes, I get the point. بله، متوجه منظور شدم.
get a joke متوجه جوک شدن He told a funny story, but I didn’t get the joke. او یک داستان خنده‌دار گفت، اما من متوجه جوک نشدم.

Get به معنی “آماده شدن/شروع کردن”

گاهی اوقات، “Get” به مفهوم شروع یک فعالیت یا آماده شدن برای آن به کار می‌رود.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get started شروع کردن Let’s get started on the project. بیا پروژه را شروع کنیم.
get going حرکت کردن/رفتن It’s getting late; we should get going. دیر وقت شده؛ باید حرکت کنیم.
get things done کارها را انجام دادن He’s very efficient at getting things done. او در انجام دادن کارها بسیار کارآمد است.
get to work مشغول کار شدن It’s 9 AM, time to get to work. ساعت ۹ صبح است، وقت آن است که مشغول کار شویم.

Get در اصطلاحات و عبارات رایج

“Get” همچنین بخشی از بسیاری از اصطلاحات (idioms) و عبارات ثابت (fixed expressions) است که معنای آن‌ها را نمی‌توان از روی کلمات تشکیل دهنده حدس زد.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get on someone’s nerves روی اعصاب کسی رفتن His constant complaining really gets on my nerves. غر زدن‌های مداوم او واقعاً روی اعصابم می‌رود.
get the hang of it قلق چیزی دست کسی آمدن It’s difficult at first, but you’ll get the hang of it. اولش سخت است، اما قلقش دستت می‌آید.
get a life (غیر رسمی) زندگی خود را داشتن / از این حالت بیرون آمدن Stop playing video games all day and get a life! تمام روز را بازی‌های ویدیویی بازی نکن و زندگی خودت را داشته باش!
get even with someone تلافی کردن / تلافی سر کسی درآوردن He wants to get even with her for what she did. او می‌خواهد به خاطر کاری که او انجام داد، تلافی سرش درآورد.
get cold feet تردید کردن / ترسیدن و عقب کشیدن She was going to jump, but she got cold feet. او قرار بود بپرد، اما ترسید و عقب کشید.
get rid of something/someone از شر چیزی/کسی خلاص شدن I need to get rid of these old clothes. باید از شر این لباس‌های قدیمی خلاص شوم.
get stuck گیر کردن The car got stuck in the mud. ماشین در گل گیر کرد.
get a grip کنترل خود را به دست گرفتن Calm down and get a grip! آرام باش و کنترل خودت را به دست بگیر!

Get با حروف اضافه (Phrasal Verbs با Get)

ترکیب “Get” با حروف اضافه (prepositions) یا قیدها (adverbs) فعل‌های عبارتی (phrasal verbs) را می‌سازد که اغلب معنایی کاملاً متفاوت با “Get” تنها دارند. این دسته از کالوکیشن های Get بسیار رایج هستند و تسلط بر آن‌ها ضروری است.

کالوکیشن (Collocation) معنی فارسی مثال (Example) ترجمه (Translation)
get up برخاستن / بیدار شدن I usually get up at 7 AM. من معمولاً ساعت ۷ صبح بیدار می‌شوم.
get on/off سوار/پیاده شدن (اتوبوس، قطار، هواپیما) She got on the bus at the next stop. او در ایستگاه بعدی سوار اتوبوس شد.
get in/out of سوار/پیاده شدن (ماشین، تاکسی) He got in the car and drove away. او سوار ماشین شد و دور شد.
get along with با کسی کنار آمدن / سازگار بودن Do you get along with your neighbors? با همسایگانت کنار می‌آیی؟
get over بهبود یافتن از بیماری / فراموش کردن کسی/چیزی It took him a long time to get over his illness. خیلی طول کشید تا از بیماری‌اش بهبود یابد.
get through با موفقیت انجام دادن / پشت سر گذاشتن (دوره سخت) We’ll get through this difficult time together. ما این دوران سخت را با هم پشت سر خواهیم گذاشت.
get away with قسر در رفتن / مجازات نشدن He thinks he can get away with cheating. او فکر می‌کند می‌تواند با تقلب قسر در برود.
get by گذران زندگی کردن / از عهده برآمدن (با حداقل) I can get by on a small salary. می‌توانم با حقوق کم زندگی را بگذرانم.
get around جابجا شدن / شایع شدن (خبر) It’s easy to get around the city by bike. با دوچرخه به راحتی می‌توان در شهر جابجا شد.
get across منظور را رساندن / تفهیم کردن It’s hard to get my point across in a foreign language. رساندن منظورم در یک زبان خارجی سخت است.
get back برگشتن When did you get back from your trip? چه زمانی از سفرت برگشتی؟
get down to جدی شروع کردن به انجام کاری Let’s get down to business. بیایید جدی به کار بپردازیم.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Gym Rat” یعنی چی؟ (موش باشگاه؟!)

نکات کلیدی برای یادگیری موثر کالوکیشن های Get

یادگیری کالوکیشن های Get نیاز به تمرین و تکرار دارد. در اینجا چند نکته برای یادگیری موثرتر ارائه می‌شود:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:ایمیل زدن به استاد خارجی: اگه بگی “Hi Teacher” ریجکت میشی!

اشتباهات رایج در استفاده از کالوکیشن های Get و چگونگی اجتناب از آن‌ها

یکی از بزرگترین چالش‌ها در استفاده از کالوکیشن های Get، تلاش برای ترجمه کلمه به کلمه از زبان مادری است. این کار اغلب منجر به عبارات غیرطبیعی و حتی اشتباه می‌شود. در اینجا به برخی از اشتباهات رایج و نحوه اجتناب از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

برای اجتناب از این اشتباهات، بهترین راه همان روش‌هایی است که در بخش قبل ذکر شد: یادگیری در بافت، استفاده فعال، و مرور منظم. هرچه بیشتر با زبان طبیعی انگلیسی سروکار داشته باشید و به نحوه استفاده بومی‌زبانان از کالوکیشن های Get دقت کنید، کمتر دچار این اشتباهات خواهید شد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Glitch in the Matrix”: وقتی واقعیت باگ میخوره!

جمع‌بندی

در این مقاله جامع، ما به بررسی دقیق کالوکیشن های Get در زبان انگلیسی پرداختیم. از مفهوم کالوکیشن و اهمیت آن در یادگیری زبان تا دسته‌بندی‌های مختلف این کالوکیشن‌ها بر اساس معانی و کاربردها، همراه با مثال‌های متعدد و ترجمه فارسی، سعی شد تا یک راهنمای کامل و کاربردی ارائه شود. یادگیری و تسلط بر این ترکیبات نه تنها به شما کمک می‌کند تا دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید، بلکه باعث می‌شود زبان انگلیسی را بسیار طبیعی‌تر، روان‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت و بنویسید.

به یاد داشته باشید که زبان‌آموزی یک سفر است و تسلط بر کالوکیشن‌ها یکی از مهم‌ترین ایستگاه‌های این سفر به سوی روانی در زبان انگلیسی است. با به کارگیری نکات و استراتژی‌های ارائه شده در این مقاله، می‌توانید به طور موثرتری کالوکیشن های Get را فرا بگیرید و آن‌ها را به بخشی جدایی‌ناپذیر از دانش زبانی خود تبدیل کنید. با تمرین مستمر، مشاهده دقیق و استفاده فعال، به زودی خواهید دید که چگونه گفتار و نوشتار شما به سطحی فراتر ارتقا می‌یابد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 800

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه فکر می‌کردم Get فقط به معنی ‘گرفتن’ هست. فرق بین get angry و become angry در چیه؟ کدومش رسمی‌تره؟

    1. سارای عزیز، سوال بسیار خوبی پرسیدی. هر دو درست هستند اما become angry رسمی‌تر (formal) است و بیشتر در متون نوشتاری استفاده می‌شود، در حالی که get angry در مکالمات روزمره و محاوره‌ای بسیار رایج‌تر است.

  2. توی فیلم‌ها زیاد شنیدم می‌گن Get lost! این هم جزو کالوکیشن‌های Get حساب میشه؟

    1. بله علیرضا جان، Get lost در واقع یک اصطلاح (idiom) است که از ترکیب Get و lost ساخته شده و به معنی ‘بزن به چاک’ یا ‘گم شو’ به کار می‌رود.

  3. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. می‌خواستم بپرسم برای ‘خریدن’ هم میشه از این فعل استفاده کرد؟ مثلاً I got a new car درسته؟

    1. دقیقاً مریم جان! در انگلیسی محاوره‌ای، فعل get به وفور به جای buy (خریدن) یا obtain (به دست آوردن) استفاده می‌شود و جمله شما کاملاً صحیح و طبیعی است.

    1. نیما عزیز، هر دو به معنی بیمار شدن هستند. get sick در انگلیسی آمریکایی و در محیط‌های غیررسمی بسیار رایج است، اما fall ill ساختاری رسمی‌تر و بریتانیایی‌تر دارد.

  4. واقعاً یاد گرفتن کالوکیشن‌ها باعث میشه دایره لغاتمون خیلی طبیعی‌تر به نظر برسه. من قبلاً همیشه از become استفاده می‌کردم ولی الان می‌بینم get چقدر کاربردی‌تره.

  5. تفاوت Get to school و Arrive at school در چیه؟ آیا استفاده از get در اینجا اشتباهه؟

    1. فرهاد جان، به هیچ وجه اشتباه نیست. اتفاقاً get to بسیار پرکاربردتر از arrive است. Arrive معمولاً در اعلان‌های رسمی (مثل فرودگاه) استفاده می‌شود، اما برای کارهای روزمره get to بهترین گزینه است.

    1. الناز عزیز، این یک اصطلاح عامیانه و کمی تند است. وقتی به کسی می‌گویند Get a life یعنی ‘برو دنبال زندگی خودت’ یا ‘انقدر در زندگی بقیه دخالت نکن/وقتت رو تلف نکن’.

  6. میشه لطفاً درباره Get home هم توضیح بدید؟ چرا حرف اضافه to نمی‌گیره؟

    1. نکته ظریفی بود امیرحسین جان! کلمه home در این ساختار قید مکان است و برخلاف school یا work، قبل از آن از حرف اضافه to استفاده نمی‌کنیم. پس می‌گوییم get home.

  7. مقاله عالی بود. لطفاً برای افعال دیگه‌ای مثل Do و Make هم از این لیست کالوکیشن‌ها تهیه کنید.

    1. حتماً سپیده عزیز، خوشحالیم که این مطلب برایت مفید بوده. به زودی مقالات جامعی درباره کالوکیشن‌های Do و Make هم منتشر خواهیم کرد.

  8. من همیشه Get married رو با Marry قاطی می‌کنم. کدومش رو باید بیشتر استفاده کنیم؟

    1. مهدی جان، Get married توصیف‌کننده یک رویداد یا تغییر وضعیت است (از مجرد به متاهل) و در گفتار رایج‌تر است. Marry معمولاً با مفعول مستقیم می‌آید (مثل She married him).

  9. آیا Get dark برای تغییرات آب و هوایی هم استفاده میشه؟ مثلاً It’s getting cold؟

  10. من توی محیط کار زیاد می‌شنوم که می‌گن Get the hang of something. این یعنی چی؟

    1. پویا جان، این یک اصطلاح بسیار کاربردی در محیط کار و یادگیری است. Get the hang of something یعنی ‘قلق چیزی دست کسی آمدن’ یا یاد گرفتن نحوه انجام یک کار دشوار.

  11. ممنون از توضیحات شفافتون. من همیشه با Get back و Get away مشکل داشتم که اینجا متوجه شدم این‌ها Phrasal Verbs هستند.

    1. درست متوجه شدی رضا جان! در مکالمات سریع انگلیسی، به خصوص وقتی کلمه بعدی با صامت شروع شود، ‘t’ در انتهای get ممکن است به صورت Glottal Stop تلفظ شود یا بسیار ضعیف شنیده شود.

    1. نازنین عزیز، هر دو صحیح هستند. I caught a cold کمی رایج‌تر است برای لحظه‌ای که ویروس وارد بدن می‌شود، اما I got a cold هم برای بیمار شدن کاملاً طبیعی و درست است.

  12. بهترین راه برای حفظ کردن این همه کالوکیشن چیه؟ واقعاً زیادن!

    1. شایان جان، بهترین راه یادگیری در قالب جمله و متن است. سعی نکن لیست را حفظ کنی، بلکه سعی کن با هر کدام یک جمله درباره زندگی خودت بسازی تا در حافظه‌ات ماندگار شود.

    1. سینا جان، برای هر دو استفاده می‌شود. هم برای بهبود بیماری (Get well) و هم برای پیشرفت در یک مهارت، مثلاً My English is getting better.

    1. بهار عزیز، Find a job یعنی جستجو کردن و پیدا کردن کار، اما Get a job بیشتر روی نتیجه یعنی ‘استخدام شدن’ و به دست آوردن موقعیت شغلی تاکید دارد.

  13. دمتون گرم، مقاله خیلی جامع و کاربردی بود. برای آزمون آیلتس خیلی به دردم خورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *