HTML article.
- فعل Gain به چه معناست و چرا یادگیری کالوکیشنهای آن اهمیت دارد؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Gain در زبان انگلیسی کدامند؟
- چگونه میتوان از کالوکیشنهای Gain برای بهبود مهارت مکالمه و نوشتار استفاده کرد؟
- چه تفاوتی بین کالوکیشنهای gain experience، gain knowledge و gain understanding وجود دارد؟
- در چه موقعیتهایی میتوان از عباراتی مانند gain control یا gain momentum استفاده کرد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Gain در زبان انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فعل «gain» یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که به معنای «به دست آوردن»، «کسب کردن» یا «افزایش دادن» به کار میرود. اما قدرت واقعی این فعل زمانی آشکار میشود که با کلمات دیگر ترکیب شده و کالوکیشنهای (Collocations) معناداری میسازد. یادگیری این همایندها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید، منظور خود را دقیقتر بیان نمایید و درک بهتری از متون انگلیسی داشته باشید. در ادامه، به بررسی مهمترین و رایجترین کالوکیشنهای این فعل به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی آنها میپردازیم تا تسلط شما بر این مبحث کلیدی افزایش یابد.
درک عمیقتر کالوکیشن های Gain
قبل از اینکه به لیست بلندبالای کالوکیشنها بپردازیم، بهتر است کمی روی خود فعل gain تمرکز کنیم. این فعل معمولاً برای به دست آوردن چیزهای مثبت و مطلوب به کار میرود که اغلب غیرملموس هستند و به تدریج و با تلاش حاصل میشوند. برای مثال، شما تجربه، دانش، شهرت یا اعتماد به نفس را «gain» میکنید. این برخلاف فعل «win» است که بیشتر برای بردن در رقابتها و مسابقات (مثل win a match) یا فعل «earn» که برای به دست آوردن پول در ازای کار (مثل earn a salary) استفاده میشود. درک این تفاوتهای ظریف به شما کمک میکند تا کالوکیشن مناسب را در جایگاه درست به کار ببرید.
کالوکیشنهای مرتبط با رشد و توسعه فردی و حرفهای
یکی از اصلیترین کاربردهای کالوکیشن های Gain در زمینههای مرتبط با پیشرفت شخصی و شغلی است. این عبارات به شما کمک میکنند تا در مورد کسب مهارتها، دانش و ویژگیهای مثبت صحبت کنید.
1. Gain Experience (کسب تجربه)
این یکی از رایجترین و مهمترین کالوکیشنهاست. «کسب تجربه» سنگ بنای پیشرفت در هر شغلی است. معمولاً از طریق کار کردن، کارآموزی یا انجام یک فعالیت خاص به دست میآید.
- Example: Volunteering is a great way to gain experience in a new field.
- ترجمه: کار داوطلبانه راهی عالی برای کسب تجربه در یک زمینه جدید است.
- Example: She moved to London to gain more experience in marketing.
- ترجمه: او برای کسب تجربه بیشتر در زمینه بازاریابی به لندن نقل مکان کرد.
2. Gain Knowledge/Understanding (کسب دانش/درک)
این کالوکیشن به فرآیند یادگیری و فهم عمیقتر یک موضوع اشاره دارد. این دانش میتواند از طریق مطالعه، تحقیق یا تجربه عملی به دست آید.
- Example: By reading classic literature, you can gain knowledge of different cultures.
- ترجمه: با خواندن ادبیات کلاسیک، میتوانید در مورد فرهنگهای مختلف دانش کسب کنید.
- Example: The research helped us gain a better understanding of the disease.
- ترجمه: این تحقیق به ما کمک کرد تا درک بهتری از این بیماری به دست آوریم.
3. Gain Skills (کسب مهارت)
به معنای یادگیری تواناییهای جدید و عملی است. این مهارتها میتوانند فنی (مانند برنامهنویسی) یا نرم (مانند مهارتهای ارتباطی) باشند.
- Example: He took an online course to gain skills in data analysis.
- ترجمه: او برای کسب مهارت در تحلیل داده در یک دوره آنلاین شرکت کرد.
- Example: Through this internship, I hope to gain practical skills that I can use in my future career.
- ترجمه: امیدوارم از طریق این کارآموزی، مهارتهای عملی کسب کنم که بتوانم در شغل آیندهام از آنها استفاده کنم.
4. Gain Confidence (کسب اعتماد به نفس)
این عبارت به فرآیند افزایش باور به تواناییهای خود اشاره دارد. موفقیتهای کوچک، تشویق دیگران و تمرین مداوم میتواند به کسب اعتماد به نفس کمک کند.
- Example: Public speaking classes helped her gain confidence.
- ترجمه: کلاسهای سخنرانی عمومی به او کمک کرد تا اعتماد به نفس پیدا کند.
- Example: As he won more matches, the young athlete started to gain confidence in his abilities.
- ترجمه: همانطور که مسابقات بیشتری را میبرد، آن ورزشکار جوان شروع به کسب اعتماد به نفس در تواناییهایش کرد.
کالوکیشنهای مرتبط با قدرت، نفوذ و پذیرش
دسته دیگری از کالوکیشن های Gain به مفاهیم مرتبط با به دست آوردن کنترل، محبوبیت و جایگاه اجتماعی میپردازند. این عبارات اغلب در متون خبری، سیاسی و تجاری دیده میشوند.
1. Gain Control (کنترل را به دست گرفتن)
این کالوکیشن به معنای به دست آوردن قدرت یا تسلط بر یک موقعیت، سازمان یا حتی احساسات خود است.
- Example: The new CEO’s first task was to gain control of the company’s finances.
- ترجمه: اولین وظیفه مدیرعامل جدید، به دست گرفتن کنترل امور مالی شرکت بود.
- Example: He took a deep breath to gain control of his emotions before speaking.
- ترجمه: او نفس عمیقی کشید تا قبل از صحبت کردن، کنترل احساساتش را به دست بگیرد.
2. Gain Momentum (شتاب گرفتن / قدرت گرفتن)
این عبارت استعاری به معنای افزایش سرعت، قدرت یا اهمیت یک فرآیند یا جنبش است. وقتی چیزی «momentum» به دست میآورد، متوقف کردن آن سختتر میشود.
- Example: The protest movement is gaining momentum across the country.
- ترجمه: جنبش اعتراضی در سراسر کشور در حال شتاب گرفتن است.
- Example: The campaign gained momentum after the candidate’s powerful speech.
- ترجمه: کمپین انتخاباتی پس از سخنرانی قدرتمند نامزد، قدرت گرفت.
3. Gain Popularity/Acceptance (کسب محبوبیت / مورد پذیرش قرار گرفتن)
این کالوکیشنها به معنای محبوب شدن یک ایده، محصول یا شخص در بین مردم است.
- Example: The idea of a four-day work week is slowly gaining popularity.
- ترجمه: ایده هفته کاری چهار روزه به آرامی در حال کسب محبوبیت است.
- Example: His radical theories eventually gained acceptance in the scientific community.
- ترجمه: نظریههای رادیکال او سرانجام در جامعه علمی مورد پذیرش قرار گرفت.
4. Gain Access (دسترسی پیدا کردن)
به معنای به دست آوردن اجازه یا توانایی برای ورود به یک مکان، استفاده از یک سیستم یا دستیابی به اطلاعات است.
- Example: Hackers managed to gain access to the company’s private data.
- ترجمه: هکرها موفق شدند به دادههای خصوصی شرکت دسترسی پیدا کنند.
- Example: You need a special keycard to gain access to this part of the building.
- ترجمه: برای دسترسی پیدا کردن به این بخش از ساختمان به یک کارت کلید ویژه نیاز دارید.
سایر کالوکیشن های مهم و کاربردی Gain
علاوه بر دستهبندیهای فوق، کالوکیشنهای مفید دیگری نیز با فعل gain وجود دارند که دانستن آنها دایره لغات شما را غنیتر میکند. در اینجا به چند مورد پرکاربرد اشاره میکنیم.
| کالوکیشن (Collocation) | معنی فارسی | جمله مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Gain Weight | وزن اضافه کردن / چاق شدن | I need to exercise more because I’ve been gaining weight recently. | باید بیشتر ورزش کنم چون اخیراً در حال وزن اضافه کردن هستم. |
| Gain an Advantage | کسب مزیت / برتری یافتن | Knowing a second language can help you gain an advantage in the job market. | دانستن یک زبان دوم میتواند به شما کمک کند در بازار کار مزیت کسب کنید. |
| Gain Insight | بینش پیدا کردن / به درک عمیقی رسیدن | Talking to the local people helped me gain insight into their culture. | صحبت کردن با مردم محلی به من کمک کرد تا نسبت به فرهنگشان بینش پیدا کنم. |
| Gain a Reputation | شهرت کسب کردن (معمولاً برای یک ویژگی خاص) | The restaurant quickly gained a reputation for its excellent service. | آن رستوران به سرعت به خاطر خدمات عالیاش شهرت کسب کرد. |
| Gain Ground | پیشرفت کردن / موفق شدن / رایج شدن | Despite early setbacks, the project is finally gaining ground. | علیرغم مشکلات اولیه، پروژه سرانجام در حال پیشرفت کردن است. |
| Gain Time | وقت خریدن | He asked a few irrelevant questions to gain time to think of an answer. | او چند سوال بیربط پرسید تا برای فکر کردن به جواب، وقت بخرد. |
چگونه از کالوکیشن های Gain در مکالمه و نوشتار استفاده کنیم؟
حال که با مجموعهای از کالوکیشن های Gain آشنا شدید، سوال این است که چگونه آنها را به طور موثر در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. در اینجا چند نکته کلیدی ارائه میشود:
- گوش دادن و خواندن فعال: به دنبال این کالوکیشنها در فیلمها، پادکستها، اخبار و مقالات انگلیسی باشید. وقتی یکی از آنها را میشنوید یا میبینید، به نحوه استفاده آن در جمله دقت کنید.
- ایجاد جملات شخصی: سعی کنید با هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، جملاتی در مورد زندگی، کار یا علایق خود بسازید. این کار به تثبیت معنا و کاربرد آنها در ذهن شما کمک میکند. برای مثال، میتوانید بگویید: “I want to gain new skills to improve my career prospects.”
- استفاده در نوشتار: هنگام نوشتن ایمیل، رزومه یا مقالات، آگاهانه تلاش کنید تا از این کالوکیشنها استفاده کنید. این کار نوشته شما را حرفهایتر و طبیعیتر جلوه میدهد. به جای نوشتن “get more experience”، از “gain more experience” استفاده کنید.
- تمرین با یک پارتنر: اگر پارتنر زبان دارید، سعی کنید در مکالمات خود از این عبارات استفاده کنید و از او بخواهید اشتباهات شما را تصحیح کند.
جمعبندی نهایی
تسلط بر کالوکیشن های Gain یک گام بزرگ در جهت روان و طبیعی صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این همایندها به شما اجازه میدهند تا ایدههای خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و از سطح یک زبانآموز مبتدی فراتر روید. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است؛ با تمرین مداوم و استفاده فعال از این عبارات، به تدریج آنها به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل خواهند شد و میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری از آنها در موقعیتهای مختلف استفاده کنید.




مقاله خیلی کامل و کاربردی بود. واقعاً به درک عمیقتر کالوکیشنهای Gain کمک کرد. قبلاً فقط به معنای ‘به دست آوردن’ میشناختمش!
خوشحالیم که این مقاله برای شما مفید واقع شد! کالوکیشنها کلید صحبت کردن روان و طبیعی هستند. امیدواریم در مکالمههای روزمره ازشون استفاده کنید.
تفاوت ‘gain control’ با ‘take control’ چیه؟ فکر میکنم هر دو معنی مشابهی داشته باشن.
سوال بسیار خوبیه! ‘Gain control’ بیشتر به معنای ‘به دست آوردن تدریجی کنترل’ یا ‘بازپسگیری کنترل’ بعد از یک دوره بینظمی است. در حالی که ‘take control’ اغلب به معنای ‘مسئولیت را به دست گرفتن’ یا ‘کنترل را از کسی دیگر گرفتن’ به صورت قویتر و گاهی سریعتر است. مثال: The firefighters *gained control* of the wildfire. (آتشنشانان کمکم کنترل آتش را به دست آوردند) vs. The new manager *took control* of the project. (مدیر جدید بلافاصله کنترل پروژه را به دست گرفت).
من همیشه ‘gain experience’ رو با ‘get experience’ اشتباه میگرفتم. ممنون که تفاوتها رو شفاف توضیح دادید. الان متوجه شدم که ‘gain’ رسمیتر و مناسبتره.
بله، دقیقاً همینطور است. ‘Gain experience’ نه تنها رسمیتر است بلکه حس ‘کسب کردن از طریق تلاش و تجربه’ را بهتر منتقل میکند. ‘Get experience’ هرچند اشتباه نیست، اما ‘gain’ انتخاب بهتری برای متون رسمیتر و بیان قویتر است.
آیا میشه ‘gain knowledge’ رو با ‘acquire knowledge’ جایگزین کرد؟ کدوم رایجتره؟
بله، ‘acquire knowledge’ یک جایگزین عالی و کاملاً صحیح برای ‘gain knowledge’ است و هر دو به معنای ‘کسب دانش’ هستند. هر دو عبارت بسیار رایجند و میتوانند به جای هم به کار روند. انتخاب بین آنها بیشتر به سلیقه و تنوع واژگانی بستگی دارد.
کالوکیشن ‘gain momentum’ خیلی جالب بود. میشه چند مثال دیگه از کاربردش بدید؟
حتماً. ‘Gain momentum’ یعنی ‘شتاب گرفتن’ یا ‘قوت گرفتن’. مثالهای دیگر: The protest movement is *gaining momentum*. (جنبش اعتراضی در حال قوت گرفتن است) یا After a slow start, the company’s sales began to *gain momentum*. (بعد از شروعی آرام، فروش شرکت شروع به شتاب گرفتن کرد).
یه بار توی یه برنامه تلویزیونی شنیدم میگفتن ‘gain ground’. اون هم کالوکیشن ‘gain’ هست؟ اگر بله، معنیش چیه؟
آفرین به دقت شما! بله، ‘gain ground’ هم یک کالوکیشن مهم با ‘gain’ است که به معنای ‘پیشرفت کردن’، ‘محبوبیت پیدا کردن’ یا ‘در حال موفقیت بودن’ است. مثلاً: The new party is *gaining ground* in the polls. (حزب جدید در نظرسنجیها در حال پیشرفت است).
اینکه تفاوت ‘gain knowledge’ و ‘gain understanding’ رو توضیح دادید، برام خیلی روشنگر بود. ممنون از دقتتون.
خواهش میکنم. دقیقاً همین ظرافتهاست که به شما کمک میکنه منظور خودتون رو با دقت بیشتری بیان کنید و متون رو عمیقتر درک کنید. خوشحالیم که مفید بود!
آیا ‘gain weight’ و ‘lose weight’ کالوکیشن متضاد همدیگه محسوب میشن؟
بله کاملاً! ‘Gain weight’ به معنای ‘افزایش وزن’ و ‘lose weight’ به معنای ‘کاهش وزن’ است و هر دو کالوکیشنهای رایج و متضاد هستند.
واقعاً نیاز به همچین مقالهای بود. کالوکیشنها رو همیشه سرسری رد میشدم، ولی الان فهمیدم چقدر مهمن.
خوشحالیم که این مقاله اهمیت کالوکیشنها را برای شما روشن کرد. این همایندها زبان شما را بسیار طبیعیتر و نیتیو-مانند میکنند.
میشه لطفاً نحوه صحیح تلفظ ‘gain’ رو بگید؟ بعضی وقتها شک میکنم چطوری باید اداش کنم.
تلفظ صحیح ‘gain’ دقیقاً /geɪn/ است. حرف ‘g’ مثل ‘گ’ در فارسی و ‘ai’ شبیه ‘ای’ در کلمه ‘key’ یا ‘پلی’ است که کمی کشیده میشود. امیدوارم این توضیح به شما کمک کند!
کاش یه بخش تمرین یا کوییز هم آخر مقاله داشتید. اینجوری بهتر تو ذهن میموند.
پیشنهاد بسیار عالیای دادید! حتماً برای مقالات آتی یا بهروزرسانی همین مقاله این موضوع را در نظر خواهیم گرفت. از بازخورد سازندهتان سپاسگزاریم!
با تشکر از مقاله خوبتون. آیا ‘gain access’ یعنی ‘دسترسی پیدا کردن’؟
بله، دقیقاً همینطور است. ‘Gain access’ به معنای ‘دسترسی پیدا کردن’ یا ‘ورود به چیزی’ است. مثلاً: The hackers managed to *gain access* to the company’s network. (هکرها موفق شدند به شبکه شرکت دسترسی پیدا کنند).
فکر میکنم ‘gain strength’ هم یکی از کالوکیشنهای رایج باشه. درسته؟
کاملاً درست میفرمایید! ‘Gain strength’ یک کالوکیشن بسیار رایج است که به معنای ‘قدرت گرفتن’ یا ‘قویتر شدن’ به کار میرود. مثلاً: The patient is slowly *gaining strength* after the operation. (بیمار به آرامی بعد از عمل قدرت میگیرد).
مقاله خیلی مفید و خوب نوشته شده بود. متشکرم.
خواهش میکنم، خوشحالیم که توانستیم محتوایی مفید ارائه دهیم. همراهی شما باعث دلگرمی ماست.
تفاوت ‘gain advantage’ و ‘take advantage’ چیه؟ من این دو تا رو زیاد با هم قاطی میکنم.
سوال خیلی مهمیه! ‘Gain advantage’ به معنای ‘برتری به دست آوردن’ یا ‘سود بردن از یک موقعیت به شیوه مثبت’ است. مثلاً: They *gained an advantage* by starting early. (آنها با شروع زودهنگام برتری به دست آوردند). اما ‘take advantage’ میتواند دو معنی داشته باشد: یکی مثبت به معنای ‘استفاده مفید کردن از فرصت’ (Take advantage of the discount) و دیگری منفی به معنای ‘سوء استفاده کردن’ (He *took advantage* of her kindness). پس باید به کانتکس جمله دقت کنید.
آیا ‘gain confidence’ هم معنی ‘اعتماد به نفس پیدا کردن’ میده؟
بله، دقیقاً همینطور است! ‘Gain confidence’ یک کالوکیشن بسیار رایج و صحیح به معنای ‘اعتماد به نفس پیدا کردن’ یا ‘باور به خود را افزایش دادن’ است. مثلاً: She *gained confidence* after winning the competition. (او پس از بردن مسابقه اعتماد به نفس پیدا کرد).
کاش برای هر کالوکیشن، یک مثال دیگه هم میآوردید. مخصوصاً برای اونایی که کمتر شنیده بودم.
ممنون از پیشنهاد سازندهتون! حتماً در بهروزرسانیهای آینده مقاله یا در مقالات مشابه، به این نکته توجه بیشتری خواهیم کرد. هدف ما همیشه ارائه جامعترین و کاربردیترین محتواست.