- چرا یادگیری کالوکیشنهای خاص مانند «Function» برای تسلط بر زبان انگلیسی حیاتی است؟
- چگونه میتوانیم تفاوتهای ظریف در کاربرد فعل و اسم «Function» را در کنار دیگر کلمات به درستی درک کنیم؟
- رایجترین کالوکیشنهای مربوط به «Function» کدامند و استفاده صحیح از آنها چه تأثیری بر روانی کلام ما دارد؟
- با چه راهکارهایی میتوانیم این کالوکیشنها را به طور مؤثرتری بیاموزیم و در مکالمات روزمره و نوشتههایمان به کار ببریم؟
در این مقاله جامع، قصد داریم به تمام این سوالات پاسخ دهیم و شما را با دنیای جذاب و کاربردی کالوکیشنهای Function در زبان انگلیسی آشنا کنیم. یادگیری و تسلط بر کالوکیشنها یکی از گامهای اساسی برای صحبت کردن و نوشتن طبیعی و سلیس به زبان انگلیسی است. کلمه “Function” که هم میتواند به عنوان اسم و هم به عنوان فعل به کار رود، در ترکیب با دیگر کلمات، معانی و کاربردهای متنوعی پیدا میکند که درک آنها برای هر زبانآموزی ضروری است. با ما همراه باشید تا با بررسی دقیق این کالوکیشنها، مثالهای کاربردی و ترجمه فارسی آنها، مهارتهای زبانی خود را یک گام ارتقا دهید و اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از انگلیسی پیدا کنید.
کالوکیشن چیست و چرا اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به طور خاص به کالوکیشنهای Function بپردازیم، لازم است درک روشنی از مفهوم کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به ترکیبی طبیعی از دو یا چند کلمه گفته میشود که اغلب در کنار هم استفاده میشوند و برای گویشوران بومی زبان، صدای “درست” و “طبیعی” میدهند. این ترکیبات معمولاً بر اساس قواعد دستوری سختگیرانه نیستند، بلکه بیشتر بر اساس عادت و کاربرد رایج شکل گرفتهاند. به عنوان مثال، در فارسی میگوییم “باران شدید” و نه “باران سنگین”، یا “یک فنجان چای” و نه “یک لیوان چای”، حتی اگر هر دو کلمه “سنگین” و “لیوان” معنای مشابهی داشته باشند.
اهمیت یادگیری کالوکیشنها از چند جهت قابل توجه است:
- روانی و طبیعی بودن کلام: استفاده صحیح از کالوکیشنها باعث میشود صحبت کردن و نوشتن شما بسیار طبیعیتر و شبیه به یک گویشور بومی به نظر برسد.
- دقت در بیان: برخی از کالوکیشنها، معنای دقیقتری را منتقل میکنند که شاید با استفاده از کلمات منفرد به تنهایی قابل انتقال نباشد.
- افزایش دایره لغات فعال: با یادگیری کالوکیشنها، شما نه تنها کلمات جدید، بلکه نحوه صحیح به کار بردن آنها را در متن و موقعیتهای مختلف فرا میگیرید.
- بهبود درک مطلب: آشنایی با کالوکیشنها به شما کمک میکند تا متون انگلیسی را با سرعت و دقت بیشتری درک کنید.
- موفقیت در آزمونها: در آزمونهای بینالمللی مانند آیلتس و تافل، استفاده از کالوکیشنهای صحیح نقش مهمی در کسب نمرات بالا در بخشهای اسپیکینگ و رایتینگ دارد.
مفهوم «Function» در زبان انگلیسی
کلمه “Function” یکی از پرکاربردترین واژهها در زبان انگلیسی است که بسته به نقش دستوری خود (اسم یا فعل) و زمینه استفاده، معانی متفاوتی پیدا میکند. درک این تفاوتها برای تسلط بر کالوکیشنهای Function بسیار مهم است.
«Function» به عنوان اسم (Noun)
- کاربرد یا عمل (Purpose or Operation): اغلب به منظور یا نقشی که چیزی ایفا میکند اشاره دارد.
مثال: The function of a heart is to pump blood. (وظیفه قلب پمپاژ خون است.)
- مناسبت یا رویداد رسمی (Formal Event or Gathering): گاهی اوقات به یک گردهمایی یا مهمانی رسمی اشاره دارد.
مثال: The charity held a special function to raise funds. (مؤسسه خیریه یک مراسم ویژه برای جمعآوری کمک مالی برگزار کرد.)
- وظیفه یا مسئولیت (Duty or Responsibility): به کاری که یک فرد یا سیستم باید انجام دهد.
مثال: His main function in the company is sales. (وظیفه اصلی او در شرکت فروش است.)
«Function» به عنوان فعل (Verb)
- کار کردن یا عمل کردن (To Work or Operate): به معنای انجام دادن کار یا عمل کردن به درستی.
مثال: The new machine is functioning perfectly. (دستگاه جدید کاملاً درست کار میکند.)
- نقش ایفا کردن (To Serve a Purpose): به معنای ایفا کردن یک نقش یا هدف خاص.
مثال: The couch can function as a bed. (کاناپه میتواند به عنوان تختخواب عمل کند.)
با در نظر گرفتن این معانی، حالا به بررسی دقیقتر کالوکیشنهای Function میپردازیم.
بررسی جامع کالوکیشنهای «Function»
در این بخش، مجموعهای از مهمترین و رایجترین کالوکیشنهای Function را با مثال و ترجمه ارائه میدهیم. این کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا کلامی غنیتر و دقیقتر داشته باشید.
کالوکیشنهای «Function» به عنوان اسم
در این دسته، «Function» به عنوان اسم به کار رفته و با افعال، صفات یا حروف اضافه مختلف ترکیب میشود.
| کالوکیشن (انگلیسی) | معنی فارسی | مثال (انگلیسی) | ترجمه مثال (فارسی) |
|---|---|---|---|
| Perform a function | نقشی را ایفا کردن، کاری را انجام دادن | Each organ in the body performs a specific function. | هر ارگان در بدن یک عملکرد خاص را ایفا میکند. |
| Serve a function | کارکردی داشتن، به عنوان چیزی عمل کردن | The decorative wall clock also serves a function by telling time. | ساعت دیواری تزئینی با نشان دادن زمان، یک کارکرد نیز دارد. |
| Fulfill a function | وظیفهای را انجام دادن، کارکردی را برآورده کردن | The new software aims to fulfill a function that was missing in previous versions. | نرمافزار جدید قصد دارد وظیفهای را انجام دهد که در نسخههای قبلی وجود نداشت. |
| Carry out a function | وظیفهای را انجام دادن، عملیاتی را به اجرا درآوردن | The processor’s role is to carry out complex functions quickly. | نقش پردازنده این است که عملکردهای پیچیده را به سرعت انجام دهد. |
| Have a function | کارکردی داشتن، وظیفهای داشتن | Does this button have a specific function? | آیا این دکمه کارکرد خاصی دارد؟ |
| Assume a function | نقشی را بر عهده گرفتن، وظیفهای را پذیرفتن | The assistant will assume the function of manager during her absence. | دستیار در غیاب او وظیفه مدیر را بر عهده خواهد گرفت. |
| Assign a function | وظیفهای را محول کردن، نقشی را اختصاص دادن | We need to assign a specific function to each team member. | ما باید یک وظیفه خاص به هر عضو تیم محول کنیم. |
| Limit a function | محدود کردن عملکرد، کاهش کارایی | Heavy workload can limit the function of the human brain. | حجم کاری زیاد میتواند عملکرد مغز انسان را محدود کند. |
| Restore a function | بازیابی عملکرد، بازگرداندن کارایی | Therapy aims to restore function to the injured limb. | هدف درمانی، بازیابی عملکرد اندام آسیبدیده است. |
| Impair a function | مختل کردن عملکرد، آسیب رساندن به کارایی | Lack of sleep can significantly impair cognitive function. | کمبود خواب میتواند به طور قابل توجهی عملکرد شناختی را مختل کند. |
| Cease to function | از کار افتادن، متوقف شدن عملکرد | The old engine finally ceased to function. | موتور قدیمی بالاخره از کار افتاد. |
| Primary function | کارکرد اصلی، وظیفه اصلی | The primary function of a school is education. | کارکرد اصلی یک مدرسه آموزش است. |
| Key function | وظیفه کلیدی، کارکرد محوری | Time management is a key function for productivity. | مدیریت زمان یک وظیفه کلیدی برای بهرهوری است. |
| Vital function | وظیفه حیاتی، کارکرد اساسی | Breathing is a vital function for survival. | تنفس یک وظیفه حیاتی برای بقا است. |
| Specific function | کارکرد خاص، وظیفه مشخص | Each department has a specific function within the organization. | هر بخش در سازمان کارکرد خاصی دارد. |
| Normal function | عملکرد طبیعی، کارکرد عادی | The doctor confirmed that all organs have normal function. | پزشک تأیید کرد که تمام ارگانها عملکرد طبیعی دارند. |
| Proper function | عملکرد صحیح، کارکرد مناسب | Ensure the device is installed for proper function. | اطمینان حاصل کنید که دستگاه برای عملکرد صحیح نصب شده است. |
| Essential function | کارکرد ضروری، وظیفه اساسی | Water plays an essential function in human health. | آب نقش ضروری در سلامت انسان ایفا میکند. |
| Cognitive function | عملکرد شناختی، کارکرد ادراکی | Reading helps improve cognitive function. | خواندن به بهبود عملکرد شناختی کمک میکند. |
| Impaired function | عملکرد مختل شده، کارایی آسیبدیده | The patient suffered from impaired function in his leg. | بیمار از عملکرد مختل شده در پایش رنج میبرد. |
| The function of something | کارکرد چیزی، وظیفه چیزی | The function of the brain is to control the body. | وظیفه مغز کنترل بدن است. |
کالوکیشنهای «Function» به عنوان فعل
در این دسته، «Function» به عنوان فعل به کار رفته و با قیدها یا حروف اضافه مختلف ترکیب میشود.
| کالوکیشن (انگلیسی) | معنی فارسی | مثال (انگلیسی) | ترجمه مثال (فارسی) |
|---|---|---|---|
| Function properly | به درستی کار کردن، عملکرد صحیح داشتن | The engine needs to be serviced to function properly. | موتور نیاز به سرویس دارد تا به درستی کار کند. |
| Function well | خوب کار کردن، عملکرد خوبی داشتن | The team can only function well if everyone cooperates. | تیم تنها در صورتی میتواند خوب کار کند که همه همکاری کنند. |
| Function effectively | به طور مؤثر کار کردن، عملکرد کارآمد داشتن | For the system to function effectively, regular updates are necessary. | برای اینکه سیستم به طور مؤثر کار کند، بهروزرسانیهای منظم ضروری است. |
| Function normally | به طور عادی کار کردن، عملکرد طبیعی داشتن | After the repair, the refrigerator started to function normally again. | پس از تعمیر، یخچال دوباره شروع به کار عادی کرد. |
| Function smoothly | روان کار کردن، بدون مشکل عمل کردن | The new workflow allows the office to function smoothly. | جریان کاری جدید به اداره امکان میدهد روان کار کند. |
| Function as something | به عنوان چیزی عمل کردن، نقشی را ایفا کردن | This room can function as both a living room and a guest bedroom. | این اتاق میتواند هم به عنوان نشیمن و هم به عنوان اتاق خواب مهمان عمل کند. |
| Function by doing something | با انجام کاری عمل کردن، از طریق چیزی کار کردن | The device functions by converting solar energy into electricity. | این دستگاه با تبدیل انرژی خورشیدی به برق کار میکند. |
| Function with something | با چیزی کار کردن، به کمک چیزی عمل کردن | The old computer can still function with basic software. | کامپیوتر قدیمی هنوز هم میتواند با نرمافزارهای پایه کار کند. |
| Function independently | به طور مستقل کار کردن، مستقل عمل کردن | The new department will function independently of the main office. | بخش جدید به طور مستقل از دفتر اصلی عمل خواهد کرد. |
اهمیت یادگیری کالوکیشنهای «Function» در مکالمه و نگارش
همانطور که مشاهده کردید، کلمه “Function” در ترکیب با کلمات دیگر، طیف وسیعی از معانی و کاربردها را ایجاد میکند. تسلط بر کالوکیشنهای Function برای هر زبانآموزی که به دنبال رسیدن به سطح پیشرفته و بومیگونه در انگلیسی است، ضروری است. در اینجا به برخی از دلایل اهمیت این موضوع میپردازیم:
- افزایش دقت و وضوح: استفاده از کالوکیشنهای صحیح، پیام شما را دقیقتر و واضحتر منتقل میکند. به جای گفتن “The heart does its job” که شاید از نظر گرامری درست باشد، گفتن “The heart performs its function” بسیار طبیعیتر و دقیقتر است.
- بهبود روانی کلام: وقتی کالوکیشنها را میشناسید، نیازی نیست برای پیدا کردن کلمات مناسب، هر بار فکر کنید. این امر باعث میشود مکالمات شما روانتر و بدون مکثهای طولانی انجام شود.
- اعتماد به نفس بیشتر: دانستن اینکه از عبارات صحیح استفاده میکنید، اعتماد به نفس شما را در صحبت کردن و نوشتن افزایش میدهد و ترس از اشتباه را کاهش میدهد.
- غنیسازی نگارش: در نوشتههای آکادمیک، تجاری و حتی روزمره، استفاده از کالوکیشنهای مناسب نشاندهنده تسلط شما بر زبان و نگارشی پخته است.
- درک بهتر متون پیچیده: بسیاری از متون تخصصی و آکادمیک از کالوکیشنهای پیچیده استفاده میکنند. آشنایی با این ترکیبات به شما کمک میکند تا این متون را بهتر درک کنید.
راهکارهای مؤثر برای یادگیری کالوکیشنهای «Function»
یادگیری کالوکیشنهای Function و سایر کالوکیشنها نیازمند رویکردی سیستماتیک و تمرین مداوم است. در اینجا چند راهکار مؤثر ارائه میشود:
- مطالعه گسترده (Extensive Reading): یکی از بهترین راهها برای یادگیری طبیعی کالوکیشنها، خواندن هرچه بیشتر متون انگلیسی است. کتابها، مقالات، اخبار و وبلاگها منابع عالی هستند. به نحوه کنار هم قرار گرفتن کلمات دقت کنید و الگوها را شناسایی کنید.
- استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن: دیکشنریهای تخصصی کالوکیشن مانند Oxford Collocations Dictionary یا Longman Collocations Dictionary ابزارهایی بینظیر برای کشف و یادگیری این ترکیبات هستند.
- یادداشتبرداری فعال: هنگام مطالعه یا گوش دادن، هر زمان که با کالوکیشن جدیدی مواجه شدید، آن را در دفترچه یادداشت خود بنویسید. کالوکیشن را همراه با یک مثال و حتی ترجمه آن یادداشت کنید.
- تمرین در مکالمه و نگارش: سعی کنید کالوکیشنهای جدید را آگاهانه در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، راحتتر در حافظه بلندمدت شما جای میگیرند.
- استفاده از فلشکارت: کالوکیشنها را روی فلشکارت بنویسید (کالوکیشن روی یک رو و معنی و مثال روی روی دیگر) و به طور منظم آنها را مرور کنید.
- توجه به زمینه (Contextual Learning): هر کالوکیشن را در قالب جمله و در یک زمینه مشخص یاد بگیرید، نه به صورت کلمات مجزا. این روش به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح آن را درک کنید.
- گوش دادن فعال (Active Listening): به پادکستها، فیلمها، سریالها و اخبار انگلیسی گوش دهید و به نحوه استفاده گویشوران بومی از کالوکیشنها دقت کنید.
اشتباهات رایج در استفاده از «Function» و نحوه اجتناب از آنها
مانند بسیاری از واژگان پرکاربرد، هنگام استفاده از “Function” نیز ممکن است اشتباهاتی رخ دهد. آگاهی از این اشتباهات به شما کمک میکند تا از آنها اجتناب کنید و کالوکیشنهای Function را به درستی به کار ببرید:
- ترجمه کلمه به کلمه: یکی از بزرگترین اشتباهات، تلاش برای ترجمه مستقیم عبارات از زبان مادری است. برای مثال، اگر در فارسی میگوییم “کارکرد مغز”، ممکن است وسوسه شوید بگویید “work of brain” که اشتباه است. عبارت صحیحتر “function of the brain” یا “brain function” است.
- استفاده از فعل یا اسم نامناسب: گاهی اوقات زبانآموزان از افعالی استفاده میکنند که در کنار “Function” طبیعی نیستند. مثلاً به جای “perform a function” ممکن است بگویند “do a function” که صحیح نیست.
- عدم توجه به معنی در نقشهای مختلف: همانطور که اشاره شد، “Function” هم میتواند اسم باشد و هم فعل، با معانی متفاوت. اشتباه در تشخیص نقش دستوری و معنی آن در جمله، منجر به سوءتفاهم میشود.
- عدم درک تفاوتهای ظریف: برخی کالوکیشنها ممکن است به ظاهر شبیه هم باشند اما تفاوتهای معنایی ظریفی داشته باشند. مطالعه دقیق و مشاهده مثالهای متعدد برای درک این تفاوتها حیاتی است.
نتیجهگیری
در این مقاله، به بررسی جامع کالوکیشنهای Function در زبان انگلیسی پرداختیم و نشان دادیم که چگونه این کلمه میتواند در ترکیب با افعال، صفات و حروف اضافه مختلف، معانی متنوع و دقیقی را منتقل کند. از “perform a function” گرفته تا “function properly”، هر یک از این ترکیبات به غنای کلام و نوشتار شما میافزایند.
یادگیری کالوکیشنها، از جمله کالوکیشنهای Function، نه تنها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و سلیستر صحبت کنید و بنویسید، بلکه درک شما از متون و مکالمات انگلیسی را نیز عمیقتر میکند. با به کارگیری راهکارهای مؤثر یادگیری مانند مطالعه گسترده، استفاده از دیکشنریهای تخصصی و تمرین مداوم، میتوانید این ترکیبات پرکاربرد را به بخشی جداییناپذیر از دایره لغات فعال خود تبدیل کنید.
به یاد داشته باشید که تسلط بر زبان انگلیسی یک سفر است، نه یک مقصد. با هر کالوکیشنی که میآموزید، گامی به سوی تسلط کاملتر و ارتباط مؤثرتر برمیدارید. پس با پشتکار و دقت، به تقویت این جنبه حیاتی از مهارتهای زبانی خود ادامه دهید.




سلام، ممنون از مقاله خیلی خوبتون. واقعا یادگیری کالوکیشنها چقدر توی طبیعی حرف زدن کمک میکنه. من همیشه توی استفاده از “Function” شک داشتم که کجا اسم و کجا فعل استفاده کنم. این مقاله خیلی شفافسازی کرد.
سلام سارا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، دقیقا هدف همین بود که ابهامات رو برطرف کنیم و بهتون کمک کنیم که با اعتماد به نفس بیشتری از کلمات در جای درستشون استفاده کنید. موفق باشید!
خیلی ممنون از این مطلب مفید. من همیشه با عبارت “perform a function” و “serve a function” مشکل داشتم. آیا تفاوت خاصی بین این دو وجود داره یا میشه به جای هم استفاده کرد؟
سلام علی عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدید. هر دو عبارت به معنای “انجام دادن یک وظیفه یا کار” هستند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. “Perform a function” بیشتر بر روی خود عمل انجام دادن تمرکز دارد، در حالی که “serve a function” به معنای “خدمت کردن به یک هدف یا منظور خاص” است. یعنی یک چیز چه هدفی را دنبال میکند. اغلب میتوانند به جای هم استفاده شوند، اما در برخی بافتها، یکی از دیگری طبیعیتر به نظر میرسد.
ممنون از مقاله عالی. من خودم برای یادگیری کالوکیشنها سعی میکنم هر کلمهای رو که جدید یاد میگیرم، بلافاصله چند تا کالوکیشن رایجش رو هم سرچ کنم و توی یه دفترچه جداگونه بنویسم. اینجوری خیلی بهتر توی ذهنم میمونه.
مریم عزیز، راهکار فوقالعادهای پیشنهاد دادید! این روش یکی از موثرترین راهها برای تثبیت کالوکیشنها در ذهن است. استفاده از دفترچه مخصوص یا اپلیکیشنهای یادداشتبرداری میتونه روند یادگیری رو خیلی هدفمندتر و کارآمدتر کنه. ممنون از به اشتراکگذاری تجربهتون!
آیا “malfunction” هم به نوعی کالوکیشن حساب میشه؟ و اینکه تلفظ صحیحش چطوریه؟ خیلی از دوستانم رو دیدم که اشتباه تلفظ میکنن.
رضا جان، “malfunction” یک کالوکیشن نیست، بلکه یک کلمه مرکب است (Mal- به معنای بد یا نادرست + Function). این کلمه به معنای “عملکرد نادرست” یا “اشکال در کار” است. تلفظ صحیح آن /ˈmælˌfʌŋkʃən/ است. نکته مهم این است که استرس روی بخش اول (mal-) و بخش سوم (func-) قرار میگیرد. امیدوارم کمک کرده باشه!
خیلی مقاله خوبی بود، خصوصاً مثالها خیلی کاربردی بودن. میخواستم بدونم آیا “function” میتونه توی مکالمات غیررسمی و روزمره هم به همین شکل استفاده بشه؟ یا بیشتر رسمی محسوب میشه؟
سلام فاطمه جان، خوشحالیم که لذت بردید. بله، کلمه “function” و بسیاری از کالوکیشنهای آن هم در مکالمات رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارند. البته برخی از آنها مانند “cease to function” ممکن است کمی رسمیتر به نظر برسند، اما به طور کلی میتوانید با خیال راحت از آنها در مکالمات روزمره خود استفاده کنید، به خصوص وقتی در مورد عملکرد دستگاهها، اعضا یا رویدادها صحبت میکنید.
مرسی از این مطلب عالی. به جای “function” در مفهوم “رویداد یا مراسم”، میشه از چه کلمات دیگهای استفاده کرد؟ مثلاً اگه بخوام بگم “یه مراسم کوچیک داشتیم”؟
امیر عزیز، سوال شما بسیار بجا است! در مفهوم “رویداد یا مراسم”، کلمه “function” معمولاً به یک رویداد رسمی یا اجتماعی بزرگ اشاره دارد (مثل charity function). اگر منظورتان “یه مراسم کوچیک” است، کلماتی مثل “gathering,” “event,” “party,” “get-together,” یا حتی “meeting” (بسته به نوع مراسم) مناسبترند. “Function” در این معنا کمی رسمیتر و بزرگتر است.
واقعا مقاله به موقعی بود. من همیشه حس میکنم با اینکه گرامر و لغت بلدم، حرف زدنم طبیعی نیست. فکر کنم دلیل اصلیش همین ندونستن کالوکیشنهاست. باید بیشتر روی این بخش تمرکز کنم.
خیلی عالی بود، دستتون درد نکنه. من این “function as” رو توی یه فیلم زیاد شنیده بودم ولی نمیدونستم دقیقا معنیش چیه. الان متوجه شدم. میشه چندتا مثال دیگه از این مدل کالوکیشنها که با حرف اضافه میان رو معرفی کنید؟
سلام حسین جان، خوشحالیم که مطلب براتون روشنگر بوده. بله، “function as” (به معنای “به عنوان چیزی عمل کردن”) بسیار رایج است. کالوکیشنهای مشابه با حروف اضافه زیادند، مثلاً “depend on” (وابسته بودن به)، “rely on” (تکیه کردن بر)، “cope with” (کنار آمدن با)، “insist on” (پافشاری کردن بر) و “account for” (توجیه کردن/دلیل بودن برای). تمرین با اینها باعث روانی کلام شما میشه.
سلام، ممنون از این مقاله کامل. آیا جمله “My phone is not functioning correctly” درسته؟ یا باید بگم “My phone doesn’t function correctly”؟ کدوم طبیعیتره؟
سلام زهرا جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید. هر دو جمله از نظر گرامری صحیح هستند و معنای مشابهی دارند. “My phone is not functioning correctly” کمی بیشتر بر روی وضعیت فعلی و جاری تاکید دارد (در حال حاضر کار نمیکند). در حالی که “My phone doesn’t function correctly” ممکن است به یک مشکل مزمن یا کلیتر اشاره کند. اما در مکالمه روزمره، هر دو کاملاً طبیعی و قابل درک هستند و میتوانید از هر کدام که راحتترید استفاده کنید.
واقعا مطالب شما باعث میشه آدم انگیزه بگیره بیشتر یاد بگیره. ممنون از تیم خوبتون. اگه بشه در مورد کالوکیشنهای “make” و “do” هم مقاله بذارید، فکر کنم خیلی از زبانآموزها مشکل دارن باهاش.
محسن عزیز، از این همه انرژی مثبت ممنونیم! این نوع بازخوردها دلگرمی بزرگی برای ماست. پیشنهاد شما در مورد کالوکیشنهای “make” و “do” بسیار عالی و کاربردی است و حتماً در برنامهریزی مطالب آیندهمون در نظر گرفته میشه. لطفاً با ما همراه باشید!
آیا “functionality” هم با “function” مرتبط هست؟ من این کلمه رو توی مباحث کامپیوتری زیاد دیدم. میشه توضیح بدید؟
سلام پریا جان, بله، “functionality” ارتباط بسیار نزدیکی با “function” دارد. “Functionality” اسم است و به معنای “قابلیتها” یا “عملکردها”ی یک سیستم، برنامه یا دستگاه است. یعنی مجموعهای از عملکردهایی که یک چیز میتواند انجام دهد. مثلاً “The new software has improved functionality” به این معنی است که نرمافزار جدید قابلیتها و عملکردهای بهبود یافتهای دارد. این کلمه بیشتر در حوزههای فنی و مهندسی کاربرد دارد.
همیشه توی انتخاب حرف اضافه درست برای “function” مشکل دارم، مثلاً “function for” یا “function as”. این مقاله کمک کرد تا کمی بهتر درک کنم، ولی هنوز باید بیشتر تمرین کنم.
ممنون از مقاله خوبتون. بخش “come into function” خیلی جالب بود. میشه چندتا مثال دیگه که این معنی رو بهتر برسونه اضافه کنید؟
شیرین عزیز، خوشحالیم که این بخش براتون جالب بوده. “Come into function” یا “come into operation/effect” به معنای “شروع به کار کردن” یا “به اجرا درآمدن” است. چند مثال دیگر:
– “The new traffic laws will come into function next month.” (قوانین جدید ترافیک ماه آینده اجرایی خواهند شد.)
– “After the repair, the old machine came into function again.” (بعد از تعمیر، دستگاه قدیمی دوباره شروع به کار کرد.)
این عبارت معمولا برای سیستمها، قوانین یا ماشینآلات استفاده میشود.
مقاله عالی بود! کالوکیشن “cease to function” خیلی باکلاس به نظر میاد. آیا این عبارت خیلی رسمیه و توی مکالمات روزمره بهتره استفاده نشه؟
کیوان عزیز، بله، “cease to function” (به معنای “متوقف شدن از کار کردن”) عبارتی نسبتاً رسمی است. در مکالمات روزمره و غیررسمی، احتمالاً بیشتر از عباراتی مانند “stop working,” “break down,” یا “fail” استفاده میشود. اما بسته به موقعیت، استفاده از “cease to function” میتواند لحن شما را جدیتر یا ادبیتر نشان دهد. انتخاب به بافت مکالمه و مخاطب شما بستگی دارد.
وبلاگتون واقعا منبع خیلی خوبیه برای زبانآموزان ایرانی. ممنون که اینقدر دقیق و باکیفیت مطالب رو ارائه میدید. لطفاً همینطوری ادامه بدید.