مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Fulfill در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل به بررسی کالوکیشن های Fulfill در زبان انگلیسی می‌پردازیم. یادگیری کالوکیشن‌ها یا همایندهای کلمات، یکی از کلیدی‌ترین روش‌ها برای صحبت کردن و نوشتن به شیوه‌ای طبیعی، روان و حرفه‌ای است. فعل “fulfill” یکی از آن فعل‌های پرکاربردی است که در ترکیب با کلمات مختلف، معانی دقیق و متنوعی پیدا می‌کند. با تسلط بر این ترکیب‌ها، شما می‌توانید از سطح ترجمه کلمه به کلمه فراتر رفته و مانند یک انگلیسی‌زبان بومی، مفاهیم عمیق‌تری مانند برآورده کردن آرزوها، انجام وظایف، به تحقق رساندن اهداف و شکوفا کردن استعدادها را بیان کنید. پس با ما همراه باشید تا دنیای این فعل قدرتمند و همایندهای آن را کشف کنیم.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:معنی “Whitepaper”: شناسنامه ارز دیجیتال به زبان ساده!

درک عمیق‌تر فعل Fulfill

قبل از آنکه به سراغ کالوکیشن های Fulfill برویم، بهتر است معنای اصلی این فعل را بهتر درک کنیم. فعل “fulfill” (که در انگلیسی بریتانیایی به صورت “fulfil” نیز نوشته می‌شود) در هسته خود به معنای «به انجام رساندن»، «کامل کردن» یا «برآورده ساختن» است. این فعل حس رضایت، تکمیل و رسیدن به یک نتیجه مطلوب را منتقل می‌کند. برخلاف فعل “do” که صرفاً به انجام یک کار اشاره دارد، “fulfill” بار معنایی مثبت‌تری داشته و اغلب به تحقق چیزی اشاره دارد که مورد انتظار، مورد نیاز یا آرزو بوده است. برای مثال، شما یک وظیفه را “do” می‌کنید، اما یک رویا را “fulfill” می‌کنید. این تفاوت ظریف، اهمیت یادگیری کالوکیشن‌ها را دوچندان می‌کند.

📌 بیشتر بخوانید:توروخدا به پارتنرتون نگید “My Liver”! (جیگر من)

مهم‌ترین کالوکیشن های Fulfill

در این بخش، به بررسی دسته‌بندی شده و دقیق رایج‌ترین و کاربردی‌ترین کالوکیشن های Fulfill می‌پردازیم. برای هر مورد، تعریف، مثال‌های انگلیسی و ترجمه روان فارسی ارائه شده است تا بتوانید به راحتی آن‌ها را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید.

۱. تحقق آرزوها و اهداف (Dreams, Ambitions, Goals)

این دسته از کالوکیشن‌ها شاید از محبوب‌ترین کاربردهای فعل fulfill باشند و به تحقق یافتن خواسته‌های قلبی و اهداف بلندمدت اشاره دارند.

۲. انجام تعهدات و مسئولیت‌ها (Obligations, Duties, Promises)

این دسته از کالوکیشن‌ها بر جنبه مسئولیت‌پذیری و پایبندی به قول و قرارها تأکید دارند. استفاده از این عبارات نشان‌دهنده تعهد و اعتبار فرد است.

۳. برآورده کردن نیازها و شرایط (Needs, Requirements, Criteria)

این گروه از کالوکیشن های Fulfill در موقعیت‌های رسمی‌تر مانند محیط کار، دانشگاه یا در قراردادها کاربرد فراوانی دارند و به معنای تأمین کردن یا واجد شرایط بودن هستند.

۴. شکوفایی و ایفای نقش (Potential, Role, Function)

این دسته از کالوکیشن‌ها به مفاهیم عمیق‌تری مانند رشد شخصی و به کار گرفتن تمام توانایی‌ها اشاره دارند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Tie the Knot”: گره زدن سرنوشت

جدول خلاصه کالوکیشن های Fulfill

برای مرور و یادگیری بهتر، در جدول زیر مهم‌ترین کالوکیشن‌های Fulfill به همراه معنی و یک مثال خلاصه شده‌اند.

کالوکیشن (Collocation) ترجمه فارسی مثال کوتاه (Short Example)
Fulfill a dream محقق کردن یک رویا He fulfilled his dream of traveling the world.
Fulfill an obligation انجام دادن یک تعهد She had to fulfill her contractual obligations.
Fulfill a promise عمل کردن به قول A good leader always fulfills their promises.
Fulfill your potential شکوفا کردن استعدادها The scholarship helped him fulfill his potential.
Fulfill the requirements داشتن شرایط لازم You must fulfill the requirements to graduate.
Fulfill a need برآورده کردن یک نیاز This new software fulfills a real need in the market.
Fulfill a role ایفای یک نقش He fulfilled his role as a team captain perfectly.
Fulfill an ambition رسیدن به یک آرزوی بزرگ She fulfilled her ambition to start her own business.
📌 این مقاله را از دست ندهید:توی کالاف نگو “Help”! اصطلاحات “Revive” و “Res”

نکات کلیدی برای استفاده صحیح

برای اینکه بتوانید از این کالوکیشن‌ها به درستی استفاده کنید، به چند نکته توجه داشته باشید:

  1. توجه به زمینه (Context): همیشه به زمینه‌ای که در آن صحبت می‌کنید یا می‌نویسید توجه کنید. برای مثال، “fulfill a requirement” در یک مکالمه رسمی یا آکادمیک مناسب‌تر است، در حالی که “fulfill a dream” حسی شخصی‌تر و غیررسمی‌تر دارد.
  2. استفاده از قیدها: برای قوی‌تر کردن معنای جمله، می‌توانید از قیدهایی مانند completely, fully, successfully, finally قبل از فعل fulfill استفاده کنید.

    Example: He finally fulfilled his lifelong dream.
  3. حالت منفی: برای بیان عدم تحقق، از fail to fulfill یا be unable to fulfill استفاده می‌شود.

    Example: The government failed to fulfill its election promises.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چرا ساعت دیواری “Watch” نیست؟

جمع‌بندی

تسلط بر کالوکیشن های Fulfill یک گام بزرگ در جهت روان و طبیعی صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این ترکیبات به شما کمک می‌کنند تا از بیان ساده و ابتدایی فاصله بگیرید و مفاهیم پیچیده‌تری مانند تحقق آرزوها، پایبندی به تعهدات و شکوفایی استعدادها را با دقت و زیبایی بیان کنید. با به خاطر سپردن این همایندها و تمرین آن‌ها در قالب جملات مختلف، می‌توانید سطح زبان خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید و در ارتباطات خود حرفه‌ای‌تر به نظر برسید. به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است و استفاده فعال از این کالوکیشن‌ها در مکالمه و نوشتن، بهترین راه برای تثبیت آن‌ها در ذهن شماست.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 791

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

54 پاسخ

  1. مقاله خیلی خوبی بود. همیشه تو استفاده از fulfill مشکل داشتم. میشه توضیح بدید fulfill a dream با achieve a dream چه فرقی داره؟

    1. ممنون از توجه شما! تفاوت اصلی در اینه که ‘fulfill a dream’ بیشتر به معنای ‘برآورده کردن’ یا ‘به حقیقت پیوستن’ یک رویاست، در حالی که ‘achieve a dream’ بیشتر به ‘رسیدن’ یا ‘موفق شدن در رسیدن’ به یک رویا اشاره داره. ‘Fulfill’ یک حس کامل شدن و ارضا شدن اون رویا رو هم در خودش داره.

  2. خیلی ممنون از این مطلب مفید. اگه میشه چندتا مثال دیگه برای ‘fulfill a role’ هم بزنید.

    1. حتما! مثال‌های بیشتر برای ‘fulfill a role’: ‘She excellently fulfilled her role as the team leader.’ (او نقش خود را به عنوان رهبر تیم به نحو احسن ایفا کرد.) یا ‘It’s important for everyone to fulfill their role in a project.’ (مهم است که هر کس نقش خود را در یک پروژه ایفا کند.)

  3. واقعا مقالاتتون کمک کننده است. مرسی که اینقدر دقیق توضیح میدید.

  4. من فکر میکردم fulfill فقط یعنی ‘انجام دادن’. پس معانی ‘برآورده کردن’ و ‘به ثمر رساندن’ رو هم داره؟

    1. دقیقا! همونطور که در مقاله هم اشاره شد، ‘fulfill’ فراتر از صرفاً ‘انجام دادن’ هست و می‌تونه معانی عمیق‌تری مثل ‘برآورده کردن آرزوها’، ‘به ثمر رساندن اهداف’ یا ‘شکوفا کردن استعدادها’ رو هم داشته باشه.

  5. یک نکته که من یاد گرفتم اینه که ‘fulfill a promise’ خیلی رایجه و نشون دهنده مسئولیت پذیریه.

  6. آیا fulfill کلمه رسمی محسوب میشه؟ میشه تو مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟

    1. بله، ‘fulfill’ یک واژه نسبتاً رسمی‌تر است اما در مکالمات روزمره نیز بسته به بافت (context) و موقعیت، کاملاً قابل استفاده است، به خصوص وقتی می‌خواهید بر کامل کردن یا به سرانجام رساندن چیزی تأکید کنید.

  7. پس میشه گفت ‘fulfill one’s potential’ یعنی پتانسیل خودمون رو کامل به کار بگیریم؟

    1. کاملاً درست متوجه شدید! ‘Fulfill one’s potential’ به معنای ‘به فعلیت رساندن پتانسیل’ یا ‘شکوفا کردن استعدادها’ و استفاده کامل از توانایی‌های فردی است.

  8. میشه ‘fulfill’ رو با ‘satisfy’ مقایسه کرد؟ مثلاً ‘fulfill a need’ و ‘satisfy a need’؟

    1. ‘Fulfill a need’ و ‘satisfy a need’ هر دو به معنای ‘برآورده کردن نیاز’ هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. اما ‘fulfill’ گاهی اوقات حس کامل‌تر و جامع‌تری از ‘برآورده شدن’ را می‌رساند، در حالی که ‘satisfy’ ممکن است به معنای ‘کافی بودن’ برای آن نیاز باشد. در بسیاری از موارد قابل تعویض هستند.

  9. من تو یه فیلم شنیدم میگن ‘fulfill the requirements’. آیا این یه کالوکیشن رایجیه؟

    1. بله، ‘Fulfill the requirements’ (الزامات را برآورده کردن) یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی است، به خصوص در محیط‌های آکادمیک، کاری یا رسمی.

  10. اگه میشه تلفظ صحیح fulfill رو هم بنویسید. مرسی از مقالات خوبتون.

    1. حتما! تلفظ ‘fulfill’ به صورت /fʊlˈfɪl/ هست. می‌تونید از دیکشنری‌های آنلاین مثل Longman یا Cambridge برای شنیدن دقیق تلفظ هم استفاده کنید.

  11. خیلی ممنون از سایت خوبتون، همیشه مطالب مفید و کاربردی میذارید.

  12. این مقاله خیلی خوب بود. آیا ‘fulfill’ تو عبارات منفی هم استفاده میشه؟ مثلاً ‘fail to fulfill’؟

    1. بله، کاملاً درست است! ‘Fail to fulfill’ (در انجام کاری ناکام ماندن یا موفق نشدن در برآورده کردن) یک ترکیب رایج است، مثلاً ‘He failed to fulfill his promise.’ (او نتوانست به قولش عمل کند.) یا ‘The company failed to fulfill its obligations.’ (شرکت نتوانست به تعهدات خود عمل کند.)

  13. من همیشه تو رایتینگ‌هام دنبال جایگزین‌های بهتر بودم. این کالوکیشن‌ها واقعاً نوشتنم رو طبیعی‌تر می‌کنه.

    1. خوشحالیم که این مقاله برای رایتینگ شما مفید بوده! یادگیری کالوکیشن‌ها یکی از مؤثرترین راه‌ها برای افزایش روانی و طبیعی‌نویسی در انگلیسی است. ادامه بدید!

  14. کاش برای فعل‌های دیگه هم همچین مقاله کاملی در مورد کالوکیشن‌هاشون بذارید. واقعاً لازمه!

    1. بسیار ممنون از پیشنهاد ارزشمند شما! حتماً این موضوع را در برنامه‌ریزی مطالب آینده‌ی بلاگمان مدنظر قرار خواهیم داد. خوشحالیم که این نوع مقالات برایتان مفید است.

    1. بله، تفاوت تقریباً مشابه ‘fulfill a dream’ و ‘achieve a dream’ است. ‘Achieve a goal’ بیشتر بر ‘رسیدن’ به هدف تأکید دارد، در حالی که ‘fulfill a goal’ می‌تواند حس ‘کامل شدن’ و ‘برآورده شدن’ نهایی آن هدف را در بر بگیرد. هر دو صحیح هستند، اما ‘fulfill’ گاهی حس عمیق‌تری دارد.

  15. آیا ‘fulfill’ میتونه به معنای ‘برآوردن توقعات’ هم باشه؟ مثلاً ‘fulfill expectations’؟

    1. کاملاً! ‘Fulfill expectations’ (توقعات را برآورده کردن) یک کالوکیشن بسیار رایج است و دقیقاً به همین معناست. مثلاً ‘The new product failed to fulfill customer expectations.’ (محصول جدید نتوانست انتظارات مشتریان را برآورده کند.)

  16. ‘Fulfill one’s destiny’ هم شنیدم. اینم جزو کالوکیشن‌هاش محسوب میشه؟

    1. بله، ‘Fulfill one’s destiny’ (سرنوشت خود را محقق کردن) یک کالوکیشن زیبا و کاربردی است که به معنای رسیدن به آنچه مقدر شده یا تحقق بخشیدن به سرنوشت خود است. بسیار عالی که به این نکته اشاره کردید!

  17. میشه برای هر کالوکیشن یه مثال دیگه هم نوشت؟ با ترجمه فارسی ممنون میشم.

    1. در مقاله اصلی سعی شده برای هر کالوکیشن مثال‌های متعددی آورده شود. اما اگر کالوکیشن خاصی مد نظرتان هست، خوشحال می‌شویم مثال‌های بیشتری ارائه دهیم! هدف ما کمک به یادگیری شماست.

    1. بله، در بسیاری از موارد ‘fulfill a requirement’ و ‘meet a requirement’ به جای یکدیگر استفاده می‌شوند و معنای ‘برآورده کردن الزامات’ را می‌دهند. هر دو کاملاً رایج و صحیح هستند.

  18. من دنبال این بودم که چطور سطح زبانم رو از ترجمه کلمه به کلمه بالاتر ببرم. این مقاله دقیقا همونی بود که نیاز داشتم. حتما کالوکیشن‌ها رو تمرین می‌کنم.

    1. بسیار عالی! هدف اصلی مقالات کالوکیشن ما همین است که شما را از ترجمه تحت‌اللفظی فراتر ببرد و به سمت صحبت و نوشتن طبیعی‌تر هدایت کند. با تمرین مستمر، حتماً شاهد پیشرفت چشمگیری خواهید بود.

    1. خیر، لزوماً همیشه معنی مثبتی ندارد. اگرچه بسیاری از کاربردهایش مثل ‘fulfill a dream’ مثبت هستند، اما مثلاً در ‘fulfill an obligation’ (به یک تعهد عمل کردن)، فقط به انجام دادن تعهد اشاره دارد که می‌تواند خنثی باشد. همچنین در ‘fail to fulfill’ هم که کاربرد منفی دارد.

    1. فعل ‘fulfill’ بیشتر در قالب کالوکیشن‌ها (همایندها) کاربرد دارد تا اصطلاحات رایج (idioms) به معنای ضرب‌المثل یا عباراتی با معنی غیرشفاف. کاربرد اصلی آن در ترکیب با کلمات دیگر برای ساخت معنای دقیق و طبیعی است، مثل همین مواردی که در مقاله ذکر شد.

    1. پیشنهاد بسیار خوبی است! ‘Fulfill’ و ‘complete’ هر دو به معنای ‘تکمیل کردن’ یا ‘به اتمام رساندن’ هستند، اما تفاوت‌های ظریفی دارند که می‌توانند موضوع یک مقاله جداگانه باشند. ‘Fulfill’ بیشتر به ‘برآورده کردن’ و ‘کامل کردن از نظر محتوایی’ اشاره دارد، در حالی که ‘complete’ بیشتر بر ‘به پایان رساندن یک فرآیند’ تأکید می‌کند. حتماً در نظر می‌گیریم.

  19. خیلی وقتا حس میکنم نمیتونم ‘fulfill my purpose in life’. این جمله درسته؟

    1. بله، کاملاً جمله درستی است و ‘Fulfill one’s purpose in life’ (به هدف زندگی خود دست یافتن یا آن را محقق کردن) یک کالوکیشن بسیار زیبا و پرمعناست. این جمله نشان‌دهنده‌ی درک عمیق شما از کاربرد این فعل است.

    1. پیشنهاد بسیار کاربردی‌ای هست و حتماً در به‌روزرسانی‌های آتی و مقالات جدید، افزودن فایل‌های صوتی تلفظ را مد نظر قرار خواهیم داد. ممنون از بازخوردتان!

  20. واقعاً از توضیحات شفافتون ممنونم. قبل از این مقاله، ‘fulfill’ برام یه کلمه مبهم بود.

    1. خوشحالیم که توانستیم ابهامات شما را برطرف کنیم و به درک عمیق‌تری از فعل ‘fulfill’ و کاربردهای آن برسید. هدف ما دقیقاً همین است که یادگیری را برای شما آسان‌تر کنیم.

  21. آیا ‘carry out’ میتونه جایگزین ‘fulfill’ بشه تو بعضی موارد؟ مثلا ‘carry out duties’؟

    1. بله، در برخی موارد ‘carry out’ (به انجام رساندن، اجرا کردن) می‌تواند جایگزین ‘fulfill’ شود، به خصوص در مورد وظایف و تعهدات. مثلاً ‘carry out duties’ و ‘fulfill duties’ هر دو رایج هستند و معنای مشابهی دارند. با این حال، ‘fulfill’ یک حس تکمیل و به سرانجام رساندن عمیق‌تری را در خود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *