مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Free

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Free یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به تسلطی طبیعی در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبان‌آموزان کلمه «Free» را تنها به معنی «رایگان» یا «آزاد» می‌شناسند، اما قدرت واقعی این کلمه در ترکیب با کلمات دیگر آشکار می‌شود. با مطالعه این مقاله، شما مجموعه‌ای از کاربردی‌ترین همایندهای این کلمه را به همراه مثال‌های واضح و ترجمه فارسی فرا خواهید گرفت تا بتوانید مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی، روان و دقیق صحبت کنید.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:۵ حیوان که در انگلیسی صدای متفاوتی دارند (قورباغه نمیگه قور!)

درک مفهوم کالوکیشن (Collocation) و اهمیت آن

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Free برویم، بیایید یک بار دیگر مرور کنیم که کالوکیشن چیست. کالوکیشن به مجموعه‌ای از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و معمول در کنار هم قرار می‌گیرند. این ترکیب‌ها برای انگلیسی‌زبانان کاملاً عادی و طبیعی به نظر می‌رسند. برای مثال، در فارسی ما می‌گوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». در انگلیسی هم می‌گویند «make tea» و نه «do tea». یادگیری این ترکیب‌های طبیعی، زبان شما را از حالت کتابی و رباتیک خارج کرده و به آن رنگ و بوی واقعی می‌بخشد.

کلمه Free نیز از این قاعده مستثنی نیست. این کلمه در ترکیب با اسامی، افعال و صفات مختلف، معانی متنوعی پیدا می‌کند که دانستن آن‌ها برای درک عمیق‌تر و استفاده صحیح از زبان انگلیسی ضروری است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:چطور به انگلیسی توضیح بدیم “ته دیگ” چیه؟ (سوخته نیست!)

دسته بندی کالوکیشن های Free

برای یادگیری بهتر و منظم‌تر، ما کالوکیشن های Free را به چند دسته اصلی تقسیم کرده‌ایم. این دسته‌بندی به شما کمک می‌کند تا الگوهای تکرارشونده را بهتر تشخیص دهید و آن‌ها را راحت‌تر به خاطر بسپارید.

حالا بیایید هر کدام از این دسته‌ها را با جزئیات، مثال و ترجمه بررسی کنیم.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

۱. کالوکیشن های فعل + Free (Verb + Free)

در این دسته، فعل‌هایی را بررسی می‌کنیم که معمولاً قبل از کلمه Free قرار می‌گیرند و معنای خاصی را خلق می‌کنند. این ترکیب‌ها اغلب به معنای رها کردن، آزاد کردن یا در دسترس قرار دادن چیزی هستند.

Set free

این کالوکیشن یکی از رایج‌ترین‌هاست و به معنای «آزاد کردن» یا «رها کردن» کسی یا چیزی است که در اسارت یا محدودیت بوده است.

Break free

این ترکیب به معنای «فرار کردن»، «گریختن» یا «رها شدن از چیزی» است که شما را محدود کرده است. در اینجا تاکید بر تلاش خود شخص یا چیز برای رهایی است.

Go free / Walk free

این دو کالوکیشن معمولاً در متون حقوقی و خبری استفاده می‌شوند و به معنای «آزاد شدن از زندان یا دادگاه» هستند، به خصوص وقتی فردی بی‌گناه شناخته می‌شود.

Get something for free

این کالوکیشن به معنای «چیزی را رایگان به دست آوردن» است. این یکی از اولین معانی کلمه Free است که اکثر ما یاد می‌گیریم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Smurf Account” (پرو پلیر در لباس بره!)

۲. کالوکیشن های Free + اسم (Free + Noun)

این دسته از کالوکیشن های Free بسیار گسترده و پرکاربرد است. در اینجا، کلمه Free به عنوان صفت قبل از یک اسم قرار می‌گیرد و معنای آن را توصیف می‌کند. معانی ایجاد شده می‌توانند از «رایگان» تا «بدونِ» یا «آزاد» متغیر باشند.

Free time

به معنای «وقت آزاد» یا «اوقات فراغت» است؛ زمانی که شما کار یا مطالعه نمی‌کنید و می‌توانید به فعالیت‌های مورد علاقه خود بپردازید.

Free speech / Free press

این کالوکیشن‌ها به مفاهیم اساسی دموکراتیک اشاره دارند. Free speech به معنای «آزادی بیان» و Free press به معنای «آزادی مطبوعات» است.

Free will

این عبارت به مفهوم فلسفی و روان‌شناختی «اختیار» یا «اراده آزاد» اشاره دارد؛ یعنی توانایی انسان برای انتخاب کردن بدون اجبار.

Free spirit

این کالوکیشن برای توصیف فردی به کار می‌رود که «روحیه آزادی» دارد، مستقل است و دوست ندارد توسط قوانین و هنجارهای اجتماعی محدود شود. چنین فردی را در فارسی «آزاده» یا «رها» می‌نامیم.

Free ride

این عبارت به معنای «سواری مجانی» یا به طور کنایه‌آمیز، «مفت‌خوری» است. یعنی بهره‌مند شدن از چیزی بدون تلاش یا پرداخت هزینه، در حالی که دیگران برای آن زحمت کشیده‌اند.

Free admission / Free entry

این دو کالوکیشن به معنای «ورود رایگان» یا «ورودیه رایگان» هستند و معمولاً برای موزه‌ها، گالری‌ها یا رویدادها استفاده می‌شوند.

Free kick / Free throw

این‌ها اصطلاحات ورزشی هستند. Free kick در فوتبال به معنای «ضربه آزاد» و Free throw در بسکتبال به معنای «پرتاب آزاد» است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:زبان مخفی دزدان دریایی: چرا همشون میگن “Arrgh”؟

۳. عبارات و کالوکیشن‌های رایج با پیشوند/پسوند Free

در این بخش، به ترکیب‌هایی نگاه می‌کنیم که در آن‌ها Free به عنوان بخشی از یک کلمه ترکیبی (معمولاً با خط تیره) به کار می‌رود و معنای «بدونِ» یا «عاری از» را می‌رساند.

Duty-free

به معنای «بدون عوارض گمرکی» است. این عبارت را اغلب در فرودگاه‌ها روی تابلو فروشگاه‌ها (Duty-free shops) می‌بینید.

Sugar-free / Fat-free / Gluten-free

این ترکیب‌ها در صنایع غذایی بسیار رایج هستند و به معنای «بدون قند»، «بدون چربی» و «بدون گلوتن» می‌باشند.

Carefree

این کلمه یک صفت است و برای توصیف فرد یا دوره‌ای از زندگی به کار می‌رود که «بی‌دغدغه»، «آسوده‌خاطر» و «بدون نگرانی» است.

Hands-free

این عبارت برای توصیف دستگاه‌هایی (مانند تلفن یا هدست) به کار می‌رود که می‌توان بدون استفاده از دست از آن‌ها استفاده کرد. معنای آن «بدون دخالت دست» است.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت Freshman, Sophomore, Junior, Senior (سال چندمی؟)

جدول جمع‌بندی کالوکیشن های Free

برای مرور سریع و مقایسه بهتر، در اینجا جدولی از مهم‌ترین کالوکیشن های Free که در این مقاله بررسی کردیم آورده شده است.

کالوکیشن (Collocation) نوع ترجمه فارسی مثال کوتاه
Set free فعل + Free آزاد کردن، رها کردن Set the animals free.
Break free فعل + Free گریختن، رها شدن He broke free from his past.
Go free فعل + Free آزاد شدن (از زندان) The prisoner was told he could go free.
Free time Free + اسم وقت آزاد I read books in my free time.
Free speech Free + اسم آزادی بیان A law protecting free speech.
Free will Free + اسم اراده آزاد، اختیار She did it of her own free will.
Free entry Free + اسم ورود رایگان The gallery has free entry.
Sugar-free عبارت ترکیبی بدون قند A sugar-free diet.
Carefree عبارت ترکیبی بی‌دغدغه، آسوده‌خاطر A carefree childhood.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:فرق “Grind” و “Farm” (کارگری تو بازی!)

نتیجه‌گیری: چگونه این کالوکیشن‌ها را به کار ببریم؟

اکنون که با مجموعه‌ای غنی از کالوکیشن های Free آشنا شدید، قدم بعدی استفاده فعال از آن‌هاست. صرفاً خواندن و حفظ کردن این لیست کافی نیست. برای اینکه این ترکیبات بخشی از دایره لغات فعال شما شوند، این راهکارها را امتحان کنید:

  1. جمله‌سازی کنید: برای هر کالوکیشن جدید، چند جمله مرتبط با زندگی و تجربیات خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  2. در مکالمات از آن‌ها استفاده کنید: سعی کنید در صحبت کردن یا نوشتن به زبان انگلیسی، به طور آگاهانه از این کالوکیشن‌ها استفاده کنید. حتی اگر در ابتدا کمی غیرطبیعی به نظر برسد، به مرور زمان به عادت تبدیل خواهد شد.
  3. توجه فعال داشته باشید: هنگام تماشای فیلم، گوش دادن به پادکست یا خواندن متون انگلیسی، به نحوه استفاده انگلیسی‌زبانان از کالوکیشن های Free دقت کنید. این کار درک شما را عمیق‌تر می‌کند.

یادگیری کالوکیشن‌ها یک سرمایه‌گذاری بلندمدت برای روان صحبت کردن شماست. با تسلط بر این ترکیبات، نه تنها درک بهتری از زبان انگلیسی خواهید داشت، بلکه می‌توانید منظور خود را بسیار دقیق‌تر، طبیعی‌تر و موثرتر به دیگران منتقل کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 665

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

38 پاسخ

  1. چه مقاله عالی و کاملی بود! همیشه فکر می‌کردم Free فقط یعنی رایگان یا آزاد. واقعاً Free time رو شنیده بودم ولی به Free from debt یا Free spirit هیچوقت دقت نکرده بودم. ممنون از توضیح کاملتون.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا جان. دقیقا همین نکته مهمیه که «Free» معانی خیلی گسترده‌تری داره و یادگیریش با کالوکیشن‌ها به طبیعی‌تر صحبت کردن کمک می‌کنه. Free spirit هم کالوکیشن زیباییه برای توصیف افرادی که مستقل و بدون محدودیت فکری زندگی می‌کنن.

  2. ممنون از مقاله خوبتون. در مورد Free speech میشه یه مثال دیگه بزنید که کاربردش رو بهتر درک کنم؟ مثلا در چه جمله‌ای خیلی رایجه؟

    1. خواهش می‌کنم علی عزیز. حتما. Free speech به معنای آزادی بیان هست. یک مثال رایج می‌تونه این باشه: ‘The right to free speech is a fundamental principle in many democracies.’ یعنی ‘حق آزادی بیان یک اصل اساسی در بسیاری از دموکراسی‌هاست.’ امیدوارم کمک کننده باشه.

  3. یادمه یه بار به جای ‘available’ خواستم بگم ’empty’ و از Free استفاده کردم و خیلی اشتباه شد! اونجا بود که فهمیدم Free چه فرق‌هایی با بقیه کلمات داره. این مقاله خیلی خوبه برای رفع این ابهامات.

    1. تجربه‌ای که شما داشتید کاملا رایجه رضا جان و نقطه ورود خیلی از زبان‌آموزان به اهمیت کالوکیشن‌هاست. Free در بعضی کاربردها به معنای ‘در دسترس بودن’ یا ‘خالی بودن’ هم هست ولی نه برای همه چیز. مثلا ‘Is this seat free?’ به معنی ‘آیا این صندلی خالی است؟’ درسته. دقیقا هدف مقاله هم همین شفاف‌سازیه.

  4. میشه در مورد تلفظ Free در کالوکیشن‌ها نکته‌ای بگید؟ گاهی اوقات حس می‌کنم وقتی سریع صحبت میشه، فرقش با کلماتی مثل three خیلی واضح نیست.

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید مریم جان! بله، ‘free’ (فری) و ‘three’ (ثری) به دلیل نزدیکی صداها ممکنه در مکالمات سریع اشتباه گرفته بشن. نکته کلیدی اینجاست که ‘th’ در ‘three’ یک صدای friction (سایشی) بی صدا هست (مثل حرف ث در عربی که با نوک زبان پشت دندان‌های بالا قرار می‌گیره) در حالی که ‘f’ در ‘free’ یک صدای friction بی صدا هست که با لب پایین و دندان‌های بالا ایجاد میشه. تمرین تلفظ هر دو کلمه با دقت به محل قرارگیری زبان و لب می‌تونه کمک زیادی کنه.

  5. واقعاً ممنون. آیا کالوکیشن‌های ‘Free’ هستن که کاربردشون خیلی کمتره یا اصطلاحاً خیلی ‘advanced’ تر باشن؟ دوست دارم بیشتر یاد بگیرم.

    1. خواهش می‌کنم حسین عزیز. بله، کالوکیشن‌های پیشرفته‌تری هم وجود داره. مثلاً ‘free rein’ به معنای ‘آزادی عمل کامل’ یا ‘free agent’ برای کسی که مستقل عمل می‌کنه و به تیمی خاص وابسته نیست. یا ‘foot-loose and fancy-free’ که یک اصطلاح خودمونی برای کسی است که مجرد و بدون دغدغه است. این‌ها رو می‌تونید به مرور به دایره لغاتتون اضافه کنید.

  6. من همیشه با گفتن ‘وقت آزاد’ مشکل داشتم. ‘Free time’ خیلی ساده و کاربردیه. می‌تونم بپرسم ‘Free day’ هم درسته؟ مثلاً ‘I have a free day tomorrow’؟

    1. بله نگار جان، ‘Free day’ کاملا درسته و به معنای روز تعطیل یا روزی که برنامه خاصی ندارید، استفاده میشه. ‘I have a free day tomorrow’ یک جمله صحیح و رایج است.

  7. به نظرم بهترین راه برای یادگیری کالوکیشن‌ها، دیدن فیلم و سریال و توجه به کاربردهاشون توی دیالوگ‌هاست. من خودم خیلی از ‘Free from blame’ رو توی سریال‌های حقوقی دیدم.

    1. کاملا موافقم امیر عزیز! تماشای فیلم و سریال و دقت به کاربرد بومی کلمات، یکی از موثرترین روش‌ها برای درونی کردن کالوکیشن‌هاست. ‘Free from blame’ هم مثال خیلی خوبی بود، به معنی ‘بری از اتهام’ یا ‘بی‌گناه’.

  8. اینکه Free برای ‘رهایی از چیزی’ هم استفاده میشه (مثل Free from pain) برای من جدیده. تا الان بیشتر ‘get rid of’ رو بلد بودم. واقعاً زبان انگلیسی پر از ظرافته!

    1. همینطوره فاطمه جان! هر دو عبارت ‘free from’ و ‘get rid of’ می‌تونن به معنای رهایی باشند، اما ‘free from’ بیشتر تاکید بر حالت رهایی یا عدم وجود چیزی داره (مثلاً ‘free from danger’ یعنی بری از خطر) در حالی که ‘get rid of’ بیشتر به عمل خلاص شدن از چیزی اشاره می‌کنه. خوشحالیم که به این ظرافت‌ها دقت می‌کنید.

  9. آیا کالوکیشن‌های Free که توی مقاله گفتید، بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد دارن یا بعضی‌هاشون رسمی‌ترن؟

    1. نوید عزیز، بیشتر کالوکیشن‌هایی که در مقاله بهشون اشاره شد، کاربرد روزمره و عمومی دارن. اما بعضی مثل ‘free market’ (بازار آزاد) یا ‘free trade’ (تجارت آزاد) می‌تونن در زمینه‌های اقتصادی و رسمی‌تر هم به کار برن. ولی در کل، هدف مقاله کمک به طبیعی صحبت کردنه که بیشتر شامل عبارات روزمره میشه.

  10. من برای یادگیری کالوکیشن‌ها، فلش‌کارت درست می‌کنم و روی یک طرفش کلمه و اون طرف کالوکیشن‌هاش رو می‌نویسم. خیلی کمک میکنه.

    1. زهرا جان، این یک روش فوق‌العاده و اثبات شده برای یادگیری لغات و کالوکیشن‌هاست! استفاده از فلش‌کارت‌ها به همراه تکرار زمان‌بندی شده (spaced repetition) می‌تونه اثربخشی یادگیری رو به شدت افزایش بده. ممنون که این نکته مفید رو با ما به اشتراک گذاشتید!

  11. واقعاً مقاله به موقعی بود! من همیشه توی مکالمه با ‘Free of charge’ مشکل داشتم که کی باید استفاده کنم. توضیحش اینجا عالی بود.

    1. خوشحالیم که ‘Free of charge’ براتون شفاف شد کیمیا جان. این عبارت وقتی استفاده میشه که چیزی رایگان ارائه میشه و هیچ هزینه‌ای نداره، مثل ‘The delivery is free of charge’.

  12. فرق ‘Free to do something’ با ‘Allowed to do something’ چیه؟ حس می‌کنم هر دو معنی ‘اجازه داشتن’ میدن.

    1. سوال خوبی پرسیدید آرش عزیز. ‘Free to do something’ بیشتر به معنای ‘آزاد بودن برای انجام کاری’ اشاره داره، یعنی هیچ محدودیتی از نظر قانونی، اجتماعی یا شخصی برای شما وجود نداره. اما ‘Allowed to do something’ به معنای ‘اجازه داشتن از سوی یک مرجع’ است. هرچند گاهی اوقات overlap دارند، اما تفاوت ظریفی در منبع این اجازه یا آزادی وجود دارد.

  13. من یک بار توی فرودگاه دیدم نوشته ‘Duty Free’ اولش نفهمیدم چیه. بعداً متوجه شدم یعنی ‘بدون عوارض’. این مقاله هم کلی به شناخت اینجور اصطلاحات کمک میکنه.

    1. تجربه شما با ‘Duty Free’ یک مثال عالی از اهمیت کالوکیشن‌هاست پروانه جان. ‘Duty Free’ به معنای ‘معاف از عوارض گمرکی’ است و کاملاً با مفهوم کلی ‘free from’ (رهایی از چیزی) همخوانی داره. خوشحالیم که مقاله براتون روشنگر بوده.

  14. خیلی ممنون بابت این مقاله مفید. آیا برای کلمات دیگه هم اینجوری کالوکیشن‌ها رو توضیح میدید؟ مثلاً برای ‘Take’ یا ‘Make’ که خیلی فعل‌های پرکاربردی هستن.

    1. خواهش می‌کنم مهدی عزیز. بله حتماً! ما مقالات زیادی در مورد کالوکیشن‌های افعال و کلمات پرکاربرد دیگه مثل ‘Take’ و ‘Make’ در برنامه‌هامون داریم و منتشر خواهیم کرد. هدفمون پوشش جامع این مباحث برای کمک به زبان‌آموزان فارسی‌زبان هست. وبلاگ ما رو دنبال کنید.

  15. من یه عبارت شنیدم ‘Free as a bird’. این هم جزو کالوکیشن‌های Free هست؟ یعنی چی؟

    1. بله آتنا جان، ‘Free as a bird’ یک اصطلاح بسیار رایج و زیباست که به معنای ‘کاملاً آزاد و بدون دغدغه’ هست. معمولاً برای توصیف کسی به کار میره که از یک بار یا مسئولیت خلاص شده و احساس سبکی و آزادی می‌کنه.

  16. همیشه مقالاتتون عالی و کاربردی هستن. واقعاً کالوکیشن‌ها خیلی مهم‌تر از اونی هستن که اوایل فکر می‌کردم. این مقاله خیلی کمک کرد.

  17. عبارت ‘Free hand’ به معنی ‘اختیار کامل’ رو هم میتونیم جزو کالوکیشن‌های Free حساب کنیم؟

    1. بله شیوا جان، ‘Free hand’ یک کالوکیشن عالی و دقیق برای ‘اختیار کامل’ یا ‘آزادی عمل’ است. مثلاً ‘The manager gave me a free hand to design the new project.’ (مدیر به من اختیار کامل داد تا پروژه جدید را طراحی کنم). مثال بسیار خوبی بود!

  18. من در استفاده از ‘Free from’ همیشه اشتباه می‌کنم و به جاش فقط ‘without’ میگم. چه راهی هست که راحت‌تر اینو به خاطر بسپارم؟

    1. محمد عزیز، ‘Free from’ تاکید بیشتری روی رهایی کامل از یک چیز داره، در حالی که ‘without’ فقط به عدم وجود اشاره می‌کنه. یک راه اینه که برای هر ‘Free from’ یک مثال با خودتون تکرار کنید و موقعیتش رو تجسم کنید. مثلاً ‘free from worries’ (عاری از نگرانی). سعی کنید وقتی در فارسی عبارتی مثل ‘عاری از’ یا ‘بری از’ به کار می‌برید، به ‘free from’ فکر کنید.

  19. با این مقالات واقعاً حس می‌کنم دارم قدم به قدم به صحبت کردن طبیعی نزدیک میشم. دمتون گرم!

  20. آیا Free در ‘free-range eggs’ هم معنی خاصی میده؟ این رو توی سوپرمارکت‌ها زیاد میبینم.

    1. سوال بسیار دقیق و خوبی بود بهنام عزیز! بله، در ‘free-range eggs’ (تخم‌مرغ‌های محلی) کلمه ‘free-range’ به این معنیه که مرغ‌ها در فضای باز و آزاد پرورش یافته‌اند و محبوس نیستند. این هم نشانی از ‘آزادی’ و ‘عدم محدودیت’ است و جزو کالوکیشن‌های توصیفی Free محسوب میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *