- چطور میتوانیم از فعل Forget در جملات انگلیسی به شکل طبیعی و مانند یک نیتیو استفاده کنیم؟
- رایجترین و مهمترین کالوکیشن های Forget در مکالمات روزمره کدامند؟
- چه قیدهایی برای تاکید بیشتر بر «فراموش کردن» همراه با این فعل میآیند؟
- اصطلاحات و Idiom های پرکاربرد با Forget چه معنایی دارند و کجا استفاده میشوند؟
- تفاوت ساختاری و معنایی forget to do something و forget doing something چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Forget در زبان انگلیسی آشنا میکنیم. یادگیری این همایندها به شما کمک میکند تا از سطح ترجمه کلمه به کلمه فراتر رفته و منظور خود را دقیقتر، طبیعیتر و با تسلط بیشتری بیان کنید. با ما همراه باشید تا با مثالهای واضح و ترجمههای دقیق، استفاده از فعل Forget را در انگلیسی به سطح جدیدی برسانید.
چرا یادگیری کالوکیشن های Forget اهمیت دارد؟
فعل Forget (فراموش کردن) یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است. اما استفاده صحیح و طبیعی از آن، فراتر از دانستن معنای اصلی کلمه است. زبانآموزان حرفهای میدانند که کلمات در زبان انگلیسی به ندرت به تنهایی استفاده میشوند؛ آنها معمولاً با کلمات دیگری همنشین (collocate) میشوند تا معنای دقیقتر و طبیعیتری بسازند. یادگیری کالوکیشن های Forget به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از ترکیبهای رایج باعث میشود انگلیسی شما کمتر «کتابی» و بیشتر شبیه به صحبتهای یک فرد نیتیو به نظر برسد.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: تفاوتهای ظریفی بین «کاملاً فراموش کردن» (completely forget) و «تعمداً فراموش کردن» (conveniently forget) وجود دارد که با کالوکیشنها بهتر منتقل میشود.
- درک شنیداری خود را تقویت کنید: با شناخت این همایندها، درک فیلمها، پادکستها و مکالمات روزمره برایتان آسانتر خواهد شد.
رایجترین کالوکیشن های Forget با قیدها (Adverbs)
یکی از متداولترین انواع کالوکیشن، ترکیب فعل با قید است. قیدها به فعل Forget شدت، ضعف یا حالت خاصی میبخشند و معنای آن را دقیقتر میکنند. در ادامه به مهمترین قیدهایی که با Forget همراه میشوند، نگاهی میاندازیم.
۱. برای تاکید بر فراموشی کامل
وقتی میخواهید بگویید چیزی را به طور کامل و مطلق فراموش کردهاید، از این قیدها استفاده کنید:
-
Completely / Totally / Entirely Forget: کاملاً فراموش کردن
Example: I’m so sorry, I completely forgot about your birthday!
ترجمه: خیلی متاسفم، من تولدت رو کاملاً فراموش کردم! -
Clean Forget (بیشتر در انگلیسی آمریکایی و غیررسمی): به کل فراموش کردن
Example: With all the excitement, I clean forgot to lock the door.
ترجمه: با این همه هیجان، به کل فراموش کردم در را قفل کنم.
۲. برای اشاره به فراموشی موقت یا تقریبی
گاهی فراموشی ما کامل نیست و در مرز به یاد آوردن قرار داریم.
-
Almost / Nearly Forget: تقریباً فراموش کردن، نزدیک بود فراموش کنم
Example: I almost forgot to tell you the good news.
ترجمه: نزدیک بود فراموش کنم خبر خوب را به تو بگویم. -
Momentarily / Temporarily Forget: برای لحظهای فراموش کردن
Example: For a second, he momentarily forgot his own name under pressure.
ترجمه: برای یک لحظه، او زیر فشار اسم خودش را به طور موقت فراموش کرد.
۳. برای اشاره به فراموشی عمدی یا مصلحتی
گاهی فراموشی یک انتخاب است! این کالوکیشنها اغلب با لحنی کنایهآمیز به کار میروند.
-
Conveniently Forget: مصلحتی فراموش کردن (وقتی چیزی به نفع شما نیست)
Example: He conveniently forgot to mention that he already had a girlfriend.
ترجمه: او مصلحتی فراموش کرد که اشاره کند دوست دختر دارد. -
Promptly Forget: بلافاصله فراموش کردن (معمولاً بعد از قول دادن)
Example: She promised to call me back, but then promptly forgot about it.
ترجمه: او قول داد به من زنگ بزند، اما بعد بلافاصله فراموش کرد.
۴. سایر قیدهای پرکاربرد
-
Easily Forget: به راحتی فراموش کردن
Example: A traumatic experience like that is not easily forgotten.
ترجمه: تجربهی تلخی مانند آن به راحتی فراموش نمیشود. -
Never Forget: هرگز فراموش نکردن
Example: I will never forget the kindness you showed me.
ترجمه: من هرگز لطفی که به من نشان دادی را فراموش نخواهم کرد.
ساختارهای گرامری مهم با فعل Forget
فراتر از قیدها، فعل Forget در دو ساختار گرامری مهم به کار میرود که معنای متفاوتی دارند. این یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان است، پس به تفاوت آنها دقت کنید.
۱. Forget to do something
این ساختار به معنای فراموش کردن انجام یک وظیفه یا کار است. شما به یاد نداشتید که کاری را باید انجام میدادید.
Example: I forgot to buy milk on my way home.
ترجمه: فراموش کردم در راه خانه شیر بخرم. (یعنی شیر نخریدم)
Example: Don’t forget to lock the door when you leave.
ترجمه: وقتی میروی بیرون، فراموش نکن در را قفل کنی. (یک یادآوری برای انجام کاری در آینده)
۲. Forget doing something
این ساختار به معنای از دست دادن خاطرهی انجام کاری در گذشته است. شما آن کار را انجام دادهاید، اما خاطرهی آن را به یاد نمیآورید.
Example: I will never forget seeing the Eiffel Tower for the first time.
ترجمه: من هرگز دیدن برج ایفل برای اولین بار را فراموش نخواهم کرد. (خاطرهی دیدن آن همیشه با من است)
Example: He forgot meeting her at the party last year.
ترجمه: او ملاقات کردن او در مهمانی سال گذشته را فراموش کرده بود. (او را ملاقات کرده بود، اما به یاد نمیآورد)
عبارات و اصطلاحات (Idioms & Phrases) رایج با Forget
زبان انگلیسی سرشار از اصطلاحاتی است که معنای آنها از تک تک کلماتشان قابل حدس نیست. در اینجا چند اصطلاح بسیار پرکاربرد مرتبط با کالوکیشن های Forget را بررسی میکنیم.
۱. It slipped my mind
این عبارت راهی بسیار رایج و مودبانه برای گفتن «فراموشم شد» است. دقیقاً یعنی آن فکر یا وظیفه از ذهنم لغزید و خارج شد.
Example: I’m so sorry I missed your call. It completely slipped my mind!
ترجمه: خیلی متاسفم تماست را از دست دادم. کاملاً از ذهنم پریده بود!
۲. Forgive and forget
این اصطلاح به معنای «بخشیدن و فراموش کردن» است و برای کنار گذاشتن کینهها و شروعی دوباره به کار میرود.
Example: They had a big argument, but they decided to forgive and forget for the sake of their friendship.
ترجمه: آنها یک مشاجره بزرگ داشتند، اما تصمیم گرفتند به خاطر دوستیشان ببخشند و فراموش کنند.
۳. Lest we forget
این یک عبارت رسمی و قدیمی است که اغلب در مراسم یادبود (به خصوص برای سربازان کشته شده در جنگ) به کار میرود و به معنای «تا فراموش نکنیم» یا «مبادا فراموش کنیم» است. این عبارت تاکیدی بر اهمیت به خاطر سپردن یک واقعه تاریخی است.
Example: We honor the fallen soldiers, lest we forget their sacrifice.
ترجمه: ما به سربازان کشته شده ادای احترام میکنیم، تا فداکاری آنها را فراموش نکنیم.
۴. Forget it!
این عبارت چند کاربرد مختلف بسته به لحن گوینده دارد:
- برای بیاهمیت جلوه دادن چیزی: «مهم نیست / ولش کن»
Person A: “I’m so sorry I broke your pen.”
Person B: “Forget it, it was old anyway.”
ترجمه شخص ب: «ولش کن، در هر صورت قدیمی بود.» - برای رد کردن یک پیشنهاد یا درخواست (با لحن قاطع): «عمراً / فکرش را هم نکن»
Person A: “Can I borrow your new car for the weekend?”
Person B: “Forget it! No way.”
ترجمه شخص ب: «فکرشم نکن! امکان نداره.»
جدول جمعبندی: کالوکیشن های Forget
برای مرور سریع، در جدول زیر مهمترین همایندهای فعل Forget را دستهبندی کردهایم:
| نوع کالوکیشن | مثال (کالوکیشن) | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|---|
| با قید (شدت) | Completely / Totally Forget | کاملاً فراموش کردن | تاکید بر فراموشی کامل |
| با قید (تقریب) | Almost / Nearly Forget | نزدیک بود فراموش کنم | اشاره به چیزی که در آستانه فراموشی بود |
| با قید (عمدی) | Conveniently Forget | مصلحتی فراموش کردن | فراموش کردن چیزی که به نفع فرد نیست |
| ساختار گرامری | Forget to do something | فراموش کردن انجام کاری | وظیفهای که انجام نشده است |
| ساختار گرامری | Forget doing something | فراموش کردن خاطره انجام کاری | خاطرهای که از ذهن رفته است |
| اصطلاح رایج | It slipped my mind | از ذهنم پرید | راهی رایج و مودبانه برای گفتن «یادم رفت» |
| اصطلاح رایج | Forgive and forget | بخشیدن و فراموش کردن | کنار گذاشتن اختلافات گذشته |
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
اکنون شما مجموعهای قدرتمند از کالوکیشن های Forget را در اختیار دارید. بهترین راه برای تسلط بر آنها، تمرین است. سعی کنید:
- به دنبال این ترکیبها بگردید: هنگام تماشای فیلم یا خواندن متنهای انگلیسی، به نحوه استفاده از فعل Forget و کلمات همراه آن دقت کنید.
- جملات شخصی بسازید: برای هر کالوکیشن، یک یا دو جمله درباره زندگی یا تجربیات خودتان بنویسید. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- در مکالمات خود از آنها استفاده کنید: از به کار بردن این ساختارها نترسید. حتی اگر در ابتدا کمی مکث کنید، به مرور زمان این ترکیبات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد.
با به کارگیری این نکات، نه تنها دانش زبانی خود را افزایش میدهید، بلکه تسلط و اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد.




ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون. همیشه در مورد تفاوت forget to do و forget doing مشکل داشتم. الان کاملاً متوجه شدم. واقعاً کمککننده بود.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. این یکی از چالشهای رایج برای زبانآموزان هست و درک این تفاوتها در دقت و روانی صحبت کردن بسیار موثره. به مرور و با تمرین بیشتر، این ساختارها برای شما کاملاً جا میافتد.
کالوکیشن ‘forget your manners’ رو تا حالا نشنیده بودم. چقدر جالب! میشه یه مثال دیگه از موقعیت استفادهش بزنید؟
حتما علی آقا. فرض کنید بچهای در مهمانی بیادبی میکند، مادرش ممکن است بگوید: ‘Don’t forget your manners, dear.’ یا ‘Have you forgotten your manners?’ یعنی ‘با ادب باش’ یا ‘ادب یادت رفته؟’ این عبارت به معنای رفتار مودبانه و رعایت نزاکت اجتماعی است.
‘Never forget’ واقعاً حس قویای داره. تو فیلمها زیاد شنیدم. آیا این یه اصطلاح بیشتر برای اتفاقات مهم و بزرگ استفاده میشه یا میشه برای چیزهای روزمره هم گفت؟
مهسا خانم، ‘Never forget’ بیشتر برای یادآوری وقایع مهم، خاطرات فراموشنشدنی (هم خوب و هم بد)، یا درسهای مهم زندگی استفاده میشود. مثلاً ‘Never forget where you came from.’ یا ‘I’ll never forget that day.’ برای مسائل روزمره معمولاً از ‘I won’t forget’ یا ‘I’ll remember’ استفاده میکنیم که لحن متفاوتی دارد.
قسمت مربوط به ‘forget yourself’ خیلی برام جدید بود. میشه معادل فارسیش رو دقیقتر بگین؟ چون یه ذره مبهمه برام.
رضا جان، ‘forget yourself’ به معنای ‘از خود بیخود شدن’ یا ‘حد و حدود خود را نادیده گرفتن’ است، معمولاً زمانی که کسی در لحظه کنترلش را از دست میدهد یا کاری انجام میدهد که در حالت عادی نمیکند. مثلاً ‘He forgot himself and shouted at the boss.’ یعنی ‘از خود بیخود شد و سر رئیس فریاد زد.’
اینکه کالوکیشنها چقدر میتونن در طبیعی صحبت کردن تاثیرگذار باشن رو واقعاً درک کردم. ممنون از مقاله جامع و کاملتون.
دقیقا همینطوره فاطمه خانم. کالوکیشنها کلید رسیدن به سطح نیتیو هستن و به شما کمک میکنند که نه تنها معنای درستی را منتقل کنید، بلکه این کار را به شیوه طبیعی و رایج در زبان انگلیسی انجام دهید. خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده.
معمولاً ‘forget it’ رو به جای ‘never mind’ استفاده میکنم. آیا همیشه قابل جایگزینی هستن؟ تفاوت ظریفی ندارن؟
امیر جان، بله در بسیاری از موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Forget it’ کمی قاطعتر است و میتواند به معنای ‘بیخیال’ یا ‘اصلا مهم نیست’ باشد، گاهی با کمی کلافگی. اما ‘Never mind’ بیشتر به معنای ‘مهم نیست’ یا ‘اشکالی ندارد’ است و معمولاً لحن آرامتری دارد. مثلاً اگر کسی برایتان کاری میکند و خراب میشود: ‘Oh, forget it, I’ll do it myself’ (با کمی ناراحتی). ولی ‘Never mind, it’s not a big deal’ (آرامتر).
میشه در مورد اصطلاح ‘forget your troubles’ بیشتر توضیح بدین؟ آیا فقط برای وقتیه که واقعاً مشکل بزرگ و جدی داریم؟
زینب خانم، ‘forget your troubles’ به معنای ‘مشکلاتت را فراموش کن’ یا ‘به مشکلاتت فکر نکن’ است. این اصطلاح میتواند برای مشکلات بزرگ یا حتی دغدغههای کوچک روزمره هم استفاده شود، زمانی که میخواهید برای مدتی از آنها فاصله بگیرید و استراحت کنید یا سرگرم شوید. مثلاً ‘Let’s go out and forget our troubles for a while.’
قیدهای تاکید مثل ‘completely forget’ یا ‘utterly forget’ خیلی مفید بودن. اینا رو معمولاً در چه سبک نوشتاری یا گفتاری استفاده میکنیم؟ رسمی یا غیررسمی؟
کیان عزیز، این قیدها هم در موقعیتهای رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارند و به شدت و میزان فراموشی تاکید میکنند. ‘Completely forget’ بسیار رایج و عمومی است. ‘Utterly forget’ کمی ادبیتر و قویتر است، اما همچنان در مکالمات روزمره هم شنیده میشود، به خصوص وقتی میخواهیم روی ناتوانی کامل در به خاطر آوردن چیزی تأکید کنیم.
من همیشه ‘I forgot about it’ رو به جای ‘I forgot it’ استفاده میکردم. آیا تفاوتی دارن؟
بله لیلا خانم، تفاوت ظریفی دارند. ‘I forgot it’ یعنی ‘آن را فراموش کردم’ (مستقیماً یک شیء یا یک کار را). اما ‘I forgot about it’ یعنی ‘در موردش فراموش کردم’ یا ‘یادم رفت که وجود دارد/یادم رفت که باید انجامش دهم.’ دومی بیشتر به معنای فراموش کردن موضوع یا وظیفه مرتبط با آن چیز است و کمی جامعتر است. مثلاً ‘I forgot my keys’ (جا گذاشتم) و ‘I forgot about the meeting’ (یادم رفت که جلسهای هست).
واقعاً دمتون گرم، چقدر مثالها کاربردی و قابل فهم بودن. همینطور ادامه بدید.
ممنون از انرژی مثبتی که میدهید پویا جان! هدف ما دقیقاً همین است که با مثالهای کاربردی، یادگیری را برای شما آسانتر کنیم. حمایت شما انگیزه ما برای ادامه دادن است.
کالوکیشن ‘forget your worries’ به نظرم خیلی امیدبخش اومد. آیا این هم مثل ‘forget your troubles’ کاربرد داره؟
بله مریم خانم، ‘forget your worries’ و ‘forget your troubles’ بسیار شبیه به هم هستند و اغلب به جای یکدیگر به کار میروند. هر دو به معنای نادیده گرفتن موقت نگرانیها و مشکلات برای لذت بردن از لحظه یا استراحت هستند. تفاوت بسیار جزئی در میزان جدیت ‘worries’ (نگرانیها) و ‘troubles’ (مشکلات) است که گاهی ‘troubles’ کمی سنگینتر به نظر میرسد.
بخش ‘forget to do something’ و ‘forget doing something’ رو باید چندین بار بخونم تا کاملاً برام جا بیفته. خیلی پیچیده بود ولی با مثالها قابل فهم شد.
ندا خانم، این بخش برای بسیاری از زبانآموزان چالشبرانگیز است و کاملاً طبیعی است که نیاز به تکرار و تمرین داشته باشد. پیشنهاد میکنم چند جمله با هر دو ساختار برای خودتان بسازید و آنها را با صدای بلند تمرین کنید. این کار به تثبیت تفاوتها در ذهن شما کمک زیادی میکند.
همیشه فکر میکردم ‘I forgot’ کافیه، ولی با این مقاله فهمیدم چقدر میتونم دقیقتر منظورم رو برسونم. مرسی از تیم خوبتون.
خوشحالیم که این آگاهی را پیدا کردید هادی جان. همین دقت در انتخاب کالوکیشنهاست که تفاوت بین یک زبانآموز متوسط و یک زبانآموز حرفهای را رقم میزند و به شما کمک میکند مانند یک نیتیو صحبت کنید. موفق باشید.
آیا اصطلاح ‘forgive and forget’ هم جزو همین دسته کالوکیشنها با ‘forget’ محسوب میشه؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید نگین خانم. ‘Forgive and forget’ یک اصطلاح (idiom) بسیار رایج است که به معنای ‘بخشیدن و فراموش کردن گذشته’ یا ‘کینه به دل نگرفتن’ است. بله، این اصطلاح جزو خانواده اصطلاحات مرتبط با فعل ‘forget’ محسوب میشود که در کاربرد روزمره بسیار پرکاربرد است و معمولاً برای توصیه به آشتی و کنار گذاشتن اختلافات به کار میرود.
این کالوکیشنها واقعاً مکالمات رو طبیعیتر میکنن. من سعی میکنم چندتاشو تو جملات خودم استفاده کنم تا ملکه ذهنم بشن.
این بهترین استراتژی برای یادگیری کالوکیشنهاست، سمیه خانم. استفاده فعال و مداوم از آنها در مکالمات و نوشتار روزمره، به شما کمک میکند که این ساختارها را به صورت ناخودآگاه و طبیعی به کار ببرید. منتظر مقالات بعدی ما باشید!