مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Fly در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت جامع و کامل، شما را با دنیای شگفت‌انگیز کالوکیشن های Fly آشنا می‌کنیم. فعل «fly» یکی از اولین کلماتی است که هر زبان‌آموزی یاد می‌گیرد، اما کاربرد آن بسیار فراتر از معنای ساده «پرواز کردن» است. این فعل در ترکیب با کلمات دیگر (کالوکیشن)، معانی و مفاهیم متنوع و جالبی پیدا می‌کند که دانستن آن‌ها برای صحبت کردن به شیوه‌ای طبیعی و حرفه‌ای ضروری است. با یادگیری این ترکیبات، می‌توانید از ساختارهای تکراری پرهیز کنید و منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان نمایید. در ادامه، دسته‌بندی‌های مختلف این کالوکیشن‌ها را به همراه مثال‌های کاربردی و ترجمه فارسی بررسی خواهیم کرد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Ex”: اکس یعنی کی؟ (برگشتن به اکس)

کالوکیشن های Fly مرتبط با سفر و هوانوردی

طبیعی‌ترین و اولین دسته‌ای که به ذهن می‌رسد، کالوکیشن‌های مرتبط با پرواز و سفر هوایی است. این ترکیبات به طور گسترده در فرودگاه‌ها، مکالمات مربوط به سفر و اخبار هوانوردی استفاده می‌شوند.

ترکیب فعل + Fly

در این ساختار، افعال مختلفی قبل از fly قرار می‌گیرند تا اعمال مربوط به پرواز را توصیف کنند.

ترکیب Fly + اسم (به عنوان مفعول)

در این حالت، fly به معنای «به پرواز درآوردن» یا «هدایت کردن» یک وسیله پرنده است.

ترکیب Fly + قید یا حرف اضافه (برای توصیف مقصد یا مسیر)

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Skipping Leg Day” که بدنسازها ازش وحشت دارن!

کالوکیشن های Fly با معانی مجازی و اصطلاحی

فعل fly در بسیاری از اصطلاحات و عبارات انگلیسی به کار می‌رود که معنای آن‌ها کاملاً مجازی است و ارتباطی با پرواز فیزیکی ندارد. این دسته از کالوکیشن های Fly به غنی‌تر شدن دایره واژگان شما کمک شایانی می‌کنند.

عبارات مرتبط با زمان و سرعت

عبارات مرتبط با موفقیت و شکست

عبارات مرتبط با احساسات و رفتار

اصطلاحات رایج دیگر

در جدول زیر چند اصطلاح پرکاربرد دیگر را مشاهده می‌کنید:

اصطلاح (Collocation) معنی مثال و ترجمه
Rumors are flying شایعات پخش شده‌اند

مثال: Rumors are flying that the CEO is about to resign.

ترجمه: شایعاتی پخش شده که مدیرعامل در شرف استعفا است.

Fly in the face of مخالفت آشکار با (چیزی که معمولاً پذیرفته شده است)

مثال: His decision flies in the face of all common sense.

ترجمه: تصمیم او در تضاد کامل با عقل سلیم است.

Wouldn’t hurt a fly آزارش به مورچه هم نمی‌رسد (بسیار مهربان و بی‌خطر)

مثال: He looks intimidating, but he wouldn’t hurt a fly.

ترجمه: او ترسناک به نظر می‌رسد، اما آزارش به مورچه هم نمی‌رسد.

On the fly سریع و بدون برنامه‌ریزی قبلی، فی‌البداهه

مثال: We didn’t have a reservation, so we had to find a hotel on the fly.

ترجمه: ما رزرو نداشتیم، برای همین مجبور شدیم فی‌البداهه یک هتل پیدا کنیم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:چالش “Old Money Aesthetic”: کلماتی که پولدارها استفاده میکنن

کالوکیشن‌های مربوط به اسم Fly (مگس)

فراموش نکنیم که «fly» به عنوان اسم به معنای «مگس» نیز به کار می‌رود. در این حالت هم کالوکیشن‌های خاص خود را دارد.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:چرا به چربی پهلو میگن “Love Handles”؟ (دستگیره عشق!)

چگونه این کالوکیشن‌ها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟

یادگیری کالوکیشن های Fly نیازمند تمرین و توجه است. در اینجا چند راهکار عملی ارائه می‌شود:

  1. توجه فعال: هنگام خواندن متون یا گوش دادن به پادکست‌ها و فیلم‌های انگلیسی، به کلماتی که همراه با fly می‌آیند دقت کنید و آن‌ها را یادداشت بردارید.
  2. ساختن جمله: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، چند جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  3. استفاده در مکالمه: سعی کنید از این ترکیبات در مکالمات روزمره خود با دوستان یا معلم زبان خود استفاده کنید. از اشتباه کردن نترسید!
  4. مرور منظم: فلش‌کارت یا یک دفترچه یادداشت برای کالوکیشن‌ها تهیه کنید و به طور منظم آن‌ها را مرور نمایید.

با به کارگیری این روش‌ها، نه تنها دایره لغات خود را گسترش می‌دهید، بلکه زبان انگلیسی شما بسیار طبیعی‌تر و روان‌تر به نظر خواهد رسید و می‌توانید مانند یک فرد بومی، مفاهیم پیچیده‌تر و ظریف‌تری را منتقل کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 484

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

26 پاسخ

  1. واقعا ممنون از این مقاله! من همیشه فکر می‌کردم fly فقط به معنی پروازه، ولی الان دیدم چقدر کاربردهای دیگه داره. “Time flies” رو شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمی‌دونستم.

    1. خواهش می‌کنم ثریا خانم. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، ‘Time flies’ یکی از رایج‌ترین و زیباترین کاربردهای فعل fly هست که به سرعت گذشت زمان اشاره داره و در فارسی معادل ‘زمان مثل برق و باد می‌گذرد’ رو میشه براش در نظر گرفت. موفق باشید!

  2. مطالب بسیار کاربردی بود. مخصوصاً اون بخش کالوکیشن‌های مربوط به سفر. مثلاً “fly blind” واقعاً جالبه، تو فارسی هم یه چیزی شبیه بهش داریم؟

    1. ممنون آرش عزیز از بازخوردتون. ‘Fly blind’ به معنی ‘کاری را بدون اطلاعات کافی و با ریسک بالا انجام دادن’ هست. در فارسی می‌توان معادل‌هایی مثل ‘کورکورانه کاری را انجام دادن’ یا ‘بدون برنامه و دست‌پاچه عمل کردن’ رو براش در نظر گرفت. امیدوارم در مکالماتتون ازش استفاده کنید!

  3. عالی بود! آیا “fly into a rage” و “fly off the handle” تقریباً یک معنی میدن یا تفاوت‌های ظریفی دارن؟ گاهی وقتا اینا رو با هم قاطی می‌کنم.

    1. سوال خیلی خوبی بود مینا خانم! هر دو اصطلاح به معنی ‘عصبانی شدن ناگهانی و شدید’ هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. ‘Fly off the handle’ بیشتر به از دست دادن کنترل بر خود و عصبانیت ناگهانی اشاره دارد، در حالی که ‘fly into a rage’ به ورود سریع به حالت خشم شدید دلالت می‌کند. تفاوتشان بسیار جزئی و در بیشتر موارد قابل صرف‌نظر کردن است.

  4. چقدر خوب که به کالوکیشن‌ها اهمیت دادید. برای ما زبان‌آموزها که می‌خوایم طبیعی حرف بزنیم، اینا حیاتی‌ان. مثال‌هاتون هم خیلی کمک‌کننده بودن.

  5. من “fly by the seat of your pants” رو تو یه فیلم شنیده بودم و اصلاً معنی‌ش رو نمی‌فهمیدم. الان که توضیح دادید کاملاً متوجه شدم. مرسی!

    1. خوشحالیم که توانستیم به درک بهتر این اصطلاح کمک کنیم سارا خانم! ‘Fly by the seat of your pants’ واقعاً اصطلاح جالبی است که به انجام کاری بدون برنامه ریزی قبلی و بر اساس غریزه و تجربه لحظه‌ای اشاره دارد. به یاد آوردن اینکه خلبانان اولیه بدون ابزارهای پیشرفته چگونه پرواز می‌کردند، می‌تواند به حفظ این اصطلاح کمک کند.

  6. آیا برای “fly high” میشه ازش تو کانتکست موفقیت و پیشرفت شغلی هم استفاده کرد؟ مثلاً “He flew high in his career.”

    1. کاملاً درسته علی آقا! مثال شما بسیار عالی و دقیق است. ‘Fly high’ دقیقاً به همین معنی ‘موفق شدن و به اوج رسیدن در زمینه کاری یا زندگی’ به کار می‌رود. این اصطلاح بار معنایی مثبت و الهام‌بخشی دارد.

  7. یه سوال: آیا تمام این کالوکیشن‌ها تو انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی یکسان استفاده میشن یا تفاوت‌هایی دارن؟

    1. فاطمه خانم، سوال بسیار مهمی پرسیدید. بیشتر کالوکیشن‌های ذکر شده در این مقاله در هر دو لهجه آمریکایی و بریتانیایی رایج و قابل فهم هستند. با این حال، همیشه ممکن است تفاوت‌های جزئی در فرکانس استفاده یا ترجیح برخی اصطلاحات وجود داشته باشد. برای مثال، برخی اصطلاحات عامیانه ممکن است در یک لهجه بیشتر شنیده شوند. اما در کل، اصطلاحات مربوط به fly در سطح گسترده‌ای مشترک هستند.

  8. این مقاله واقعاً به من کمک کرد که تفاوت‌های ظریف رو درک کنم. من همیشه “fly a kite” رو با پرواز دادن بادبادک می‌دونستم، ولی اینجا دیدم معنی دیگه‌ای هم داره!

  9. این کالوکیشن‌ها رو چطور میشه بهتر حفظ کرد؟ من معمولاً بعد از چند روز یادم میره. راهکاری دارید؟

    1. پریسا خانم، این مشکل رایج بسیاری از زبان‌آموزان است. بهترین راهکارها شامل: 1. استفاده فعال در جملات خودتان (چه نوشتاری و چه گفتاری). 2. ساختن فلش‌کارت‌های تصویری یا ذهنی. 3. ارتباط دادن کالوکیشن‌ها با تجربیات شخصی. 4. مشاهده و گوش دادن به انگلیسی‌زبان‌ها (فیلم، سریال، پادکست) و دقت به نحوه استفاده آن‌ها. 5. تکرار منظم و هدفمند. امیدواریم این روش‌ها به شما کمک کنند!

  10. مقاله خیلی مفیدی بود. آیا “fly in the face of something” رو میشه همیشه به معنی “مخالف چیزی بودن” استفاده کرد یا کاربردهای دیگه‌ای هم داره؟

    1. محسن عزیز، بله، ‘fly in the face of something’ اساساً به معنی ‘کاملاً مخالف یا مغایر با چیزی بودن’ یا ‘به چالش کشیدن چیزی’ است. معمولاً وقتی به کار می‌رود که یک عمل یا ایده، با یک باور رایج، قانون، منطق یا سنت در تضاد آشکار باشد. کاربرد اصلی آن همین است و معمولاً به معانی دیگر استفاده نمی‌شود.

  11. ممنون از توضیحات کاملتون. این کالوکیشن “fly under the radar” رو خیلی دوست دارم، چون دقیقا یه حسی رو منتقل میکنه که تو فارسی شاید چند کلمه لازم باشه.

  12. آیا کالوکیشن‌های fly که کمتر رایج هستن رو هم میشه تو مقالات بعدی پوشش بدین؟ بعضی وقتا تو کتاب‌های قدیمی‌تر چیزایی میبینم که اینجا نیست.

    1. پیشنهاد عالی بود امیر جان! حتماً این موضوع را در برنامه‌ریزی برای مقالات آینده در نظر خواهیم گرفت. هدف ما پوشش جامع و کاربردی موضوعات است و قطعاً پرداختن به اصطلاحات کمتر رایج‌تر برای زبان‌آموزان پیشرفته‌تر نیز می‌تواند بسیار مفید باشد. ممنون از مشارکت شما.

  13. من “fly a flag” رو تو خبرها زیاد شنیدم، ولی دقیقاً نمی‌دونستم کالوکیشنه. این بخش واقعاً چشمم رو باز کرد به اهمیت این ترکیب‌ها.

  14. برای “fly off the handle” آیا فعل قوی‌تری هم هست که همین معنی رو بده ولی شدت بیشتری داشته باشه؟

    1. کیمیا خانم، سوال جالبیه. در مورد ‘عصبانیت شدید’، اصطلاحات دیگری هم هستند که شدت را نشان می‌دهند، مثلاً ‘lose your temper completely’ یا ‘go ballistic’ که به معنی ‘خیلی عصبانی شدن و از کوره در رفتن’ است و می‌تواند شدتی بیشتر از ‘fly off the handle’ را منتقل کند. البته بستگی به موقعیت و لحن دارد.

  15. عالی بود! یه پیشنهاد: اگه میشه برای هر کالوکیشن یه جمله کوتاه هم بنویسید که مثال کاربردش باشه، خیلی بهتر میشه.

    1. مهراد عزیز، ممنون از بازخورد و پیشنهادتون. در مقاله تلاش کرده‌ایم برای هر کالوکیشن مثال‌های کاربردی ارائه دهیم تا درک بهتری از نحوه استفاده آنها ایجاد شود. خوشحالیم که به این نکته توجه کردید و تاکید می‌کنیم که خواندن و درک مثال‌ها کلید یادگیری این ترکیبات است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *