- آیا میدانید کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن برای صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native) ضروری است؟
- فعل پرکاربرد Finish با چه کلماتی همنشین میشود تا عبارات طبیعی و صحیحی بسازد؟
- چگونه میتوان از کالوکیشن های Finish در جملات مختلف برای بیان اتمام یک کار، توصیف یک نتیجه یا حتی ظاهر یک وسیله استفاده کرد؟
- رایجترین اشتباهات زبانآموزان در استفاده از فعل Finish چیست و چطور میتوان از آنها جلوگیری کرد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری همایندها یا کالوکیشنها یکی از مهمترین قدمها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به تسلط کامل در زبان انگلیسی است. کالوکیشنها کلماتی هستند که بهطور طبیعی با هم به کار میروند و باعث میشوند کلام شما روانتر، طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد. فعل Finish یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است، اما قدرت واقعی آن زمانی آشکار میشود که با همنشینهای درست خود همراه شود. در این راهنما، شما را با انواع کالوکیشن های Finish آشنا میکنیم و با ارائه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی، به شما کمک میکنیم تا این ترکیبات را به سادگی در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید.
درک مفهوم کالوکیشن (Collocation)
قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Finish برویم، بیایید یک بار برای همیشه مفهوم کالوکیشن را مرور کنیم. کالوکیشن به زبان ساده، یعنی «همنشینی» کلمات. برخی کلمات در زبان انگلیسی تمایل دارند که همیشه با کلمات خاص دیگری بیایند. برای مثال، ما در فارسی میگوییم «دوش گرفتن» و نه «دوش انجام دادن». در انگلیسی هم دقیقا همینطور است و میگویند take a shower و نه do a shower. این ترکیبهای طبیعی همان کالوکیشنها هستند.
یادگیری کالوکیشنها به شما کمک میکند تا:
- طبیعیتر صحبت کنید: استفاده از همایندهای صحیح، زبان شما را از حالت کتابی و رباتیک خارج میکند.
- منظور خود را دقیقتر برسانید: هر ترکیبی معنای ظریف و خاص خود را دارد.
- سریعتر فکر و صحبت کنید: با دانستن این الگوها، مغز شما برای پیدا کردن کلمات مناسب کمتر دچار چالش میشود.
کالوکیشن های Finish به عنوان فعل (Verb)
فعل Finish به معنای «تمام کردن» یا «به پایان رساندن» است. این فعل میتواند با انواع اسمها، قیدها و حروف اضافه ترکیب شود تا معانی مختلفی بسازد. در ادامه به بررسی مهمترین دستهها میپردازیم.
1. Finish + اسم (Noun)
این دسته از کالوکیشنها رایجترین نوع هستند و به تمام کردن یک کار، وظیفه یا فعالیت اشاره دارند. در اینجا چند مثال کلیدی آورده شده است.
-
Finish a task / a job / a project: تمام کردن یک وظیفه / یک کار / یک پروژه
مثال: She needs to finish the project by Friday.
ترجمه: او باید تا روز جمعه پروژه را تمام کند.
-
Finish a book / a report / an article: تمام کردن یک کتاب / یک گزارش / یک مقاله
مثال: I stayed up late to finish the book. It was amazing!
ترجمه: من تا دیروقت بیدار ماندم تا کتاب را تمام کنم. فوقالعاده بود!
-
Finish homework / an assignment: تمام کردن تکالیف / یک تکلیف
مثال: You can’t watch TV until you finish your homework.
ترجمه: تا زمانی که تکالیفت را تمام نکنی، نمیتوانی تلویزیون تماشا کنی.
-
Finish a meal / your drink: تمام کردن غذا / نوشیدنی
مثال: Please finish your meal; we have to leave soon.
ترجمه: لطفاً غذایت را تمام کن؛ باید زود برویم.
-
Finish a race / a competition: به پایان رساندن یک مسابقه
مثال: Despite the injury, he managed to finish the race.
ترجمه: با وجود مصدومیت، او موفق شد مسابقه را به پایان برساند.
-
Finish school / college / university: تمام کردن مدرسه / کالج / دانشگاه
مثال: What do you plan to do after you finish university?
ترجمه: بعد از اینکه دانشگاه را تمام کردی، قصد داری چه کار کنی؟
2. Finish + قید (Adverb)
قیدها به ما نشان میدهند که یک کار چگونه یا چه زمانی به پایان رسیده است. این ترکیبات به جمله شما جزئیات بیشتری اضافه میکنند.
-
Finish quickly / early: سریع تمام کردن / زود تمام کردن
مثال: We finished the meeting early and went for lunch.
ترجمه: ما جلسه را زود تمام کردیم و برای ناهار رفتیم.
-
Finish late: دیر تمام کردن
مثال: He often has to work late to finish late.
ترجمه: او اغلب مجبور است تا دیروقت کار کند تا دیر تمام کند.
-
Finally finish: بالاخره تمام کردن
مثال: After three years of hard work, I finally finished my PhD thesis.
ترجمه: بعد از سه سال کار سخت، بالاخره پایاننامه دکترایم را تمام کردم.
-
Just finish: همین الان تمام کردن
مثال: I’ve just finished cleaning the kitchen.
ترجمه: همین الان تمیز کردن آشپزخانه را تمام کردم.
3. Finish + حرف اضافه (Preposition)
استفاده از حروف اضافه صحیح بعد از فعل Finish بسیار مهم است و میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد.
-
Finish with something: تمام کردن کار با چیزی / استفاده از چیزی را تمام کردن
مثال: Have you finished with the newspaper? I’d like to read it.
ترجمه: کارت با روزنامه تمام شده؟ من میخواهم آن را بخوانم.
-
Finish by (a time/date): تمام کردن تا قبل از (یک زمان/تاریخ مشخص)
مثال: The report must be finished by 5 PM.
ترجمه: گزارش باید تا ساعت ۵ بعدازظهر تمام شود.
-
Finish in (a position): در جایگاه … تمام کردن (در مسابقه)
مثال: He finished in third place.
ترجمه: او در جایگاه سوم کار را تمام کرد (سوم شد).
4. Phrasal Verbs with Finish
فعل Finish با برخی حروف اضافه ترکیب میشود و افعال عبارتی (Phrasal Verbs) با معانی جدید میسازد.
-
Finish off: تمام کردن (معمولاً بخش آخر چیزی)، کار کسی را تمام کردن (کشتن)
مثال ۱: Let’s finish off the cake. There’s only a small piece left.
ترجمه ۱: بیا کیک را تمام کنیم. فقط یک تکه کوچک باقی مانده است.
مثال ۲: The storm finished off the last of the crops.
ترجمه ۲: طوفان کار باقیمانده محصولات را تمام کرد (آنها را نابود کرد).
-
Finish up: به پایان رساندن، تمام کردن
مثال: We need to finish up this conversation and get back to work.
ترجمه: ما باید این گفتگو را تمام کنیم و به کار برگردیم.
کالوکیشن های Finish به عنوان اسم (Noun)
کلمه Finish به عنوان اسم نیز به کار میرود و به معنای «پایان»، «خط پایان» یا «پرداخت نهایی» یک سطح است. در این حالت نیز کالوکیشنهای خاص خود را دارد.
1. صفت (Adjective) + Finish
این دسته از کالوکیشنها برای توصیف کیفیت یا نوع پایان یک رویداد یا ظاهر یک سطح به کار میروند.
توصیف پایان یک رویداد:
-
A strong finish: یک پایان قدرتمند
مثال: The team had a strong finish to the season, winning their last five games.
ترجمه: تیم پایان قدرتمندی در فصل داشت و پنج بازی آخر خود را برد.
-
An exciting / a dramatic finish: یک پایان هیجانانگیز / دراماتیک
مثال: The race had a dramatic finish, with two runners crossing the line at the same time.
ترجمه: مسابقه پایان دراماتیکی داشت و دو دونده همزمان از خط پایان عبور کردند.
-
A photo finish: پایانی که برنده با عکس مشخص میشود (بسیار نزدیک)
مثال: It was a photo finish, but the horse from Ireland won by a nose.
ترجمه: یک پایان بسیار نزدیک بود، اما اسب ایرلندی با اختلاف یک بینی برنده شد.
توصیف ظاهر و سطح یک جسم:
-
A smooth finish: پرداخت صاف و یکدست
مثال: After sanding, the wood had a perfectly smooth finish.
ترجمه: پس از سنبادهزنی، چوب یک پرداخت کاملاً صاف داشت.
-
A glossy / matt / satin finish: پرداخت براق / مات / ساتن
مثال: This paint gives the walls a beautiful satin finish.
ترجمه: این رنگ به دیوارها یک پرداخت ساتن زیبا میدهد.
-
A natural wood finish: پرداخت با ظاهر چوب طبیعی
مثال: The cabinet has a lovely natural wood finish.
ترجمه: این کابینت یک پرداخت چوب طبیعی دوستداشتنی دارد.
2. فعل (Verb) + Finish
در این حالت، افعال دیگری قبل از اسم Finish قرار میگیرند.
-
Reach the finish (line): به خط پایان رسیدن
مثال: She was exhausted when she reached the finish line.
ترجمه: او وقتی به خط پایان رسید، کاملاً خسته بود.
-
Cross the finish (line): از خط پایان عبور کردن
مثال: He was the first to cross the finish line.
ترجمه: او اولین کسی بود که از خط پایان عبور کرد.
3. عبارت “From start to finish”
این عبارت یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی است که به معنای «از اول تا آخر» یا «از سیر تا پیاز» است.
مثال: The whole project was a disaster from start to finish.
ترجمه: کل پروژه از اول تا آخر یک فاجعه بود.
جدول خلاصه کالوکیشن های Finish
برای مرور سریع و دسترسی آسان، مهمترین کالوکیشنها در جدول زیر خلاصه شدهاند:
| نوع کالوکیشن | مثال کالوکیشن | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| فعل + اسم | Finish a task / a book / a race | تمام کردن یک وظیفه / کتاب / مسابقه |
| فعل + قید | Finish quickly / finally | سریع تمام کردن / بالاخره تمام کردن |
| فعل + حرف اضافه | Finish with something / Finish by 5 PM | کارت با چیزی تمام شدن / تا ساعت ۵ تمام کردن |
| فعل عبارتی | Finish off / Finish up | کار چیزی را تمام کردن / به پایان رساندن |
| صفت + اسم | A strong finish / A smooth finish | یک پایان قدرتمند / یک پرداخت صاف |
| عبارت رایج | From start to finish | از اول تا آخر |
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Finish به شما کمک میکند تا با اعتمادبهنفس و دقت بیشتری از این کلمه پرکاربرد استفاده کنید. همانطور که دیدید، این همایندها در موقعیتهای مختلفی از اتمام یک پروژه کاری گرفته تا توصیف پایان یک مسابقه ورزشی و حتی ظاهر یک میز چوبی کاربرد دارند. به جای حفظ کردن کلمات به صورت تکی، سعی کنید آنها را در قالب این عبارات و همایندهای طبیعی یاد بگیرید. این کار نه تنها دایره لغات شما را غنیتر میکند، بلکه باعث میشود انگلیسی شما بسیار طبیعیتر و شبیهتر به یک فرد بومی به نظر برسد. اکنون نوبت شماست که این کالوکیشنها را در مکالمات روزمره خود تمرین کنید و از آنها استفاده نمایید.




ممنون بابت این مقاله جامع! همیشه برام سوال بود چطور میتونم مثل یک نیتیو صحبت کنم و الان فهمیدم کالوکیشنها چقدر مهمن. ‘Finish a task’ رو خیلی استفاده میکردم ولی نمیدونستم یک کالوکیشن هست.
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، دقیقاً! این کلمات بهطور طبیعی کنار هم میان و استفاده درست ازشون تفاوت بزرگی در روان و طبیعی صحبت کردن شما ایجاد میکنه. ادامه بدید و از یادگیری لذت ببرید!
سلام، مقاله خیلی خوبی بود. من همیشه بین finish و complete دچار مشکل میشدم. میشه لطفا در مورد تفاوت های ظریف ‘finish a project’ و ‘complete a project’ بیشتر توضیح بدید؟
سلام علی عزیز! سوال بسیار خوبی پرسیدید. هر دو عبارت به اتمام رساندن یک پروژه اشاره دارند، اما ‘finish a project’ بیشتر بر اتمام فیزیکی یا زمانی پروژه تأکید دارد، در حالی که ‘complete a project’ علاوه بر اتمام، بر کامل و بینقص بودن و رسیدن به همه اهداف پروژه نیز دلالت دارد. گاهی اوقات تفاوتشان ناچیز است، اما ‘complete’ کمی رسمیت و کمالگرایی بیشتری را القا میکند.
واقعاً این بلاگ فوقالعادهست! من همیشه فکر میکردم ‘finish school’ تنها کاربردش هست، ولی با ‘finish up the details’ یا ‘finish strong’ آشنا شدم که خیلی کاربردی هستن. ممنون از مثالهای واضح.
مریم عزیز، خوشحالیم که مطالب جدید و کاربردی برای شما داشتهایم! ‘Finish’ واقعاً فعل پرکاربردیه و در کنار همنشینهای درستش، قدرت بیان شما رو خیلی بالا میبره. امیدواریم در مکالمات روزمره از این عبارات به خوبی استفاده کنید.
آیا ‘finish up’ همیشه به معنی تموم کردن کامل یک چیزه یا ممکنه معنی دیگه ای هم داشته باشه؟ مثلاً ‘I need to finish up my report.’
رضا جان، ‘finish up’ معمولاً به معنی اتمام نهایی یک کار یا فعالیت است، اغلب با این مفهوم که کارهای جزئی یا مراحل پایانی را انجام میدهیم تا به طور کامل تمام شود. مثل مثال شما ‘finish up my report’ که یعنی آخرین قسمتهای گزارش را تمام کنم. گاهی هم میتواند برای اتمام غذا یا نوشیدنی استفاده شود: ‘Finish up your drink’.
من همیشه ‘end’ رو به جای ‘finish’ توی بعضی جملهها استفاده میکردم و حس میکردم یه جای کار میلنگه. الان فهمیدم! این مقاله نجاتم داد!
نازنین عزیز، درک این ظرافتها نشوندهنده پیشرفت شماست! ‘End’ و ‘Finish’ هر دو به معنی پایان هستند اما کاربردهای کالوکیشنی متفاوتی دارند و درک این تفاوتها واقعاً به طبیعیتر شدن صحبت کردن کمک میکنه. موفق باشید!
یکی از بهترین مقالاتی بود که در مورد کالوکیشنها خوندم. خیلی کاربردی و با مثالهای عالی. آیا میشه ‘finish a person’ هم گفت به معنی نابود کردن؟ یا فقط برای اشیاء و کارهاست؟
پویا جان، سؤال جالبی پرسیدید! در حالت عادی و رایج، ‘finish a person’ کالوکیشن نیست و بهطور معمول استفاده نمیشود. اما در زبان عامیانه یا محاوره و در متون خاص (مانند رمانهای جنایی یا بازیهای ویدیویی) ممکن است به معنی از بین بردن یا کشتن یک نفر به کار رود. ولی در کاربرد روزمره و آکادمیک، عمدتاً برای کارها، اشیاء یا دورهها استفاده میشود.
من تا حالا به این جزئیات در مورد افعال پرکاربرد دقت نکرده بودم. ‘Finish’ واقعاً پیچیدهتر از چیزی بود که فکر میکردم. مقاله شما چشمم رو باز کرد!
هدیه عزیز، همین دقت به جزئیات و کالوکیشنهاست که شما رو از سطح متوسط فراتر میبره. خوشحالیم که این مقاله تونسته به شما دید جدیدی بده و مسیر یادگیریتون رو هموارتر کنه!
ممنون از مقاله عالی. همیشه دنبال منبعی بودم که کالوکیشنها رو به این خوبی توضیح بده. برای یادگیری کالوکیشنهای بیشتر، چه منابعی رو پیشنهاد میکنید؟
محمد جان، خواهش میکنم. برای یادگیری کالوکیشنهای بیشتر، میتوانید از دیکشنریهای مخصوص کالوکیشن (مثل Oxford Collocations Dictionary) استفاده کنید. همچنین خواندن کتابها، مقالات و گوش دادن به پادکستها به زبان انگلیسی به شما کمک میکند تا این ترکیبها را در بستر واقعی ببینید و بشنوید و بهطور طبیعی یاد بگیرید.
من خیلی وقت بود که برای پیدا کردن کالوکیشنهای ‘finish’ در اینترنت سرچ میکردم ولی منبع خوبی پیدا نکردم. مقاله شما یک گنج بود! دقیقاً همون چیزی که لازم داشتم. سپاسگزارم.
فاطمه جان، از اینکه مقاله ما برای شما مفید بوده، بسیار خوشحالیم. هدف ما دقیقاً ارائه محتوای کاربردی و قابل اعتماد برای زبانآموزان فارسیزبان است. موفق باشید!
این اشتباه رایج استفاده از ‘end’ به جای ‘finish’ برای منم پیش میومد. مثلاً ‘end the project’ به جای ‘finish the project’. ممنون که این نکته رو گوشزد کردید.
مجید عزیز، این یکی از رایجترین اشتباهات زبانآموزان است و اشاره به آن ضروری بود. یادگیری این تفاوتها کمک میکند تا زبان شما هرچه بیشتر به زبان بومیزبانها نزدیک شود. موفق باشید!
آیا ‘finish line’ هم یک کالوکیشن هست؟ و آیا فقط برای مسابقات ورزشی استفاده میشه یا کاربردهای دیگه ای هم داره؟
شقایق جان، بله، ‘finish line’ یک ترکیب رایج است. در اصل برای مسابقات ورزشی (خط پایان) استفاده میشود، اما به صورت استعاری (Metaphorically) هم برای اشاره به پایان یک پروژه دشوار یا هدف بزرگ به کار میرود. مثلاً: ‘We’re almost at the finish line with this project’ (ما تقریباً در مراحل پایانی این پروژه هستیم).
عالی بود، واقعاً نیاز داشتم به این توضیحات. همیشه وقتی فیلم میدیدم متوجه میشدم که چقدر تفاوت هست بین چیزی که من میگم و اونها. الان کمکم دارم ریشههاش رو میفهمم. ممنونم.
مهسا جان، دقیقاً همین مشاهدات شما در فیلمها و سریالها، بهترین راه برای درک نیاز به کالوکیشنها و عبارات بومی است. خوشحالیم که این مقاله به شما در این مسیر کمک کرده است. ادامه بدهید!
من همیشه سعی میکنم کالوکیشنها رو توی دفترچه جداگانه یادداشت کنم. ‘Finish a book’ و ‘finish a meal’ جزو اولین کالوکیشنهایی بودن که یاد گرفتم. ولی بقیه موارد واقعاً جدید بودن برام.
حمید عزیز، روش شما برای یادداشتبرداری کالوکیشنها بسیار مؤثر و صحیح است! ادامه این روش، به همراه مرور منظم و تمرین در جمله، شما را به تسلط خوبی میرساند. با هر کالوکیشن جدید، یک قدم به روانی بیشتر نزدیک میشوید.
اینکه اشتباهات رایج زبانآموزان رو هم گفتید، خیلی ارزشمند بود. ‘Finish from school’ رو منم گاهی میگفتم. ممنون از اصلاح.
خواهش میکنم زهرا جان! هدف ما این است که با اشاره به این اشتباهات رایج، از تکرار آنها جلوگیری کنیم و یادگیری را برای شما آسانتر کنیم. ‘Finish school’ یا ‘finish university’ فرم صحیح هستند. موفق باشید!
یک پیشنهاد: کاش یک بخش تمرین هم بعد از مقالات داشتید تا بتونیم بیشتر کالوکیشنها رو تثبیت کنیم. ولی در کل عالی بود.
امیر جان، از پیشنهاد خوب شما سپاسگزاریم! حتماً این ایده را برای بخشهای آینده بلاگمان در نظر میگیریم. همین بازخوردهای شماست که به ما در بهبود کیفیت محتوا کمک میکند.
با خواندن این مقاله، متوجه شدم که چرا بعضی از جملاتم با اینکه از نظر گرامری درست هستند، اما طبیعی به نظر نمیرسند. کالوکیشنها کلید این معما بودن!
آیدا جان، دقیقاً همینطور است! کالوکیشنها همان ‘حس طبیعی بودن’ را به جملات شما میدهند که گرامر به تنهایی نمیتواند. خوشحالیم که به این درک رسیدهاید.
محتوا عالی بود. فقط یه سوال، آیا ‘finish the job’ و ‘get the job done’ تقریباً معنی مشابهی دارن یا تفاوتهای اساسی دارن؟
چقدر خوب که به اهمیت کالوکیشنها برای رسیدن به سطح تسلط کامل تاکید کردید. من همیشه فکر میکردم فقط با گرامر و لغت میشه به اونجا رسید.
این مقاله واقعاً راهنمای کاملی برای کالوکیشن های ‘finish’ بود. ممنون از مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق.
آیا کالوکیشن ‘finish off’ به معنی خاصی استفاده میشه؟ مثلاً ‘finish off the cake’؟