- آیا تا به حال در یک موقعیت حساس قرار گرفتهاید که بخواهید شدت ترس خود را بیان کنید، اما کلمهای جز Very Scared به ذهنتان نرسیده باشد؟
- آیا میدانید تفاوت ظریف معنایی بین Fear of و Fear for چیست و چرا استفاده جابهجای آنها میتواند معنای جمله شما را کاملاً تغییر دهد؟
- آیا از اینکه در آزمونهای آیلتس یا تافل برای توصیف احساسات خود از کلمات تکراری استفاده میکنید، نگران هستید؟
- آیا به دنبال این هستید که مانند یک سخنور بومی (Native)، از ترکیبهای قدرتمند و دقیق برای کلمه ترس استفاده کنید تا سطح زبانی خود را به رخ بکشید؟
یادگیری لغات به تنهایی کافی نیست؛ آنچه شما را از یک زبانآموز سطح متوسط به یک فرد مسلط تبدیل میکند، دانش «همایندها» یا همان کالوکیشنهاست. در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق کالوکیشن های Fear میپردازیم تا شما بتوانید این مفهوم را به شکلی حرفهای و دقیق در جملات خود به کار ببرید و دیگر نگران اشتباهات رایج در این زمینه نباشید.
| نوع کالوکیشن | مثال انگلیسی (Example) | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| صفت + Fear | Deep-seated fear | ترس ریشهدار و عمیق |
| فعل + Fear | Overcome fear | غلبه بر ترس | Fear haunts someone | ترس کسی را رها نمیکند |
| حرف اضافه + Fear | Fear of heights | ترس از ارتفاع |
کالوکیشن چیست و چرا برای کلمه Fear حیاتی است؟
پیش از آنکه به عمق کالوکیشن های Fear نفوذ کنیم، باید بدانیم که چرا یادگیری آنها اهمیت دارد. در زبان انگلیسی، کلمات مانند قطعات پازل هستند که فقط با قطعات خاصی جفت میشوند. اگر شما بگویید “Big fear”، شاید منظورتان را متوجه شوند، اما یک انگلیسیزبان ترجیح میدهد از “Great fear” یا “Abject fear” استفاده کند. استفاده از کالوکیشنهای صحیح، «روانی کلام» (Fluency) شما را افزایش داده و باعث میشود گفتار و نوشتار شما طبیعیتر به نظر برسد.
از منظر زبانشناسی کاربردی، کلمه Fear نه تنها یک اسم، بلکه یک وضعیت روانی است. بنابراین، صفتهایی که برای توصیف آن به کار میروند یا افعالی که با آن میآیند، باید شدت، تداوم و نوع این احساس را به درستی منتقل کنند.
صفتهای رایج برای توصیف Fear
در زبان انگلیسی برای اینکه بگویید چقدر ترسیدهاید، گزینههای بسیار زیادی دارید. هر کدام از این صفتها بار معنایی خاصی دارند.
۱. صفتهای نشاندهنده شدت زیاد
- Extreme / Intense fear: ترس بسیار شدید.
- Paralyzing fear: ترسی که باعث میشود فرد خشکش بزند و نتواند حرکت کند (ترس فلجکننده).
- Abject fear: ترس بسیار ذلیلانه و شدید که معمولاً با ناامیدی همراه است.
- Overwhelming fear: ترسی که تمام وجود فرد را فرامیگیرد و کنترل آن سخت است.
۲. صفتهای نشاندهنده تداوم و ریشه
- Deep-seated / Deep-rooted fear: ترسهای عمیقی که از کودکی یا تجربیات قدیمی نشأت گرفتهاند.
- Constant / Lingering fear: ترسی که همیشه با فرد است و او را رها نمیکند.
- Irrational fear: ترس غیرمنطقی (مانند فوبیاها که دلیلی منطقی ندارند).
افعال مهم در کنار کلمه Fear
ساختار جملات حول محور افعال میچرخد. برای استفاده صحیح از کالوکیشن های Fear، باید بدانید چه افعالی قبل یا بعد از این اسم قرار میگیرند.
۱. وقتی کسی ترس را تجربه میکند (Subject + Verb + Fear)
- Experience / Feel fear: تجربه کردن یا احساس کردن ترس (رایجترین حالت).
- Confront / Face fear: روبرو شدن با ترس (نشاندهنده شجاعت).
- Succumb to fear: تسلیم ترس شدن.
- Hide / Conceal fear: پنهان کردن ترس.
۲. وقتی چیزی باعث ایجاد ترس میشود
- Instill fear (in someone): ترس را در دل کسی کاشتن یا ایجاد کردن (معمولاً توسط والدین، معلمان یا حاکمان).
- Evoke / Arouse fear: برانگیختن حس ترس در دیگران.
- Fear grips someone: وقتی ترس بر کسی چیره میشود (استفاده ادبی و قوی).
۳. غلبه بر ترس
- Overcome / Conquer fear: شکست دادن و پیروز شدن بر ترس.
- Allay / Quell fear: آرام کردن یا فرو نشاندن ترس (بسیار رسمی).
- Dispel fear: برطرف کردن ترس یا شک.
تفاوتهای کلیدی در حروف اضافه: Fear of vs. Fear for
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از حروف اضافه دچار اشتباه میشوند. این بخش یکی از مهمترین قسمتهای یادگیری کالوکیشن های Fear است.
- Fear of: این ترکیب زمانی استفاده میشود که ما از خودِ آن چیز میترسیم.
مثال: He has a great fear of spiders. (او ترس شدیدی از عنکبوتها دارد.) - Fear for: این ترکیب زمانی استفاده میشود که ما نگران سلامتی یا امنیت فرد یا چیز دیگری هستیم.
مثال: The mother felt a sudden fear for her child’s safety. (مادر ناگهان نگران امنیت فرزندش شد / برای امنیت فرزندش ترسید.)
تفاوتهای لهجهای و گویشی (US vs. UK)
اگرچه کلمه Fear در هر دو گویش به یک معناست، اما در کاربردهای روزمره تفاوتهایی دیده میشود:
- در انگلیسی بریتانیایی (UK)، استفاده از کلمه Dread برای توصیف ترس از اتفاقات آینده بسیار رایجتر است. (مثلاً: I’m dreading the exam).
- در انگلیسی آمریکایی (US)، کلمه Scared در مکالمات غیررسمی بسیار بیشتر از Fear به عنوان فعل یا اسم استفاده میشود. با این حال، در متون آکادمیک و رسمی، هر دو گویش از کالوکیشن های Fear به شکلی یکسان بهره میبرند.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان فکر میکنند که کلمات Scared، Afraid و Fear دقیقاً معادل هم هستند و در هر ساختاری جایگزین میشوند. بیایید این اشتباهات را بررسی کنیم:
- ❌ Incorrect: I have a big fear from ghosts.
✅ Correct: I have a great fear of ghosts. (حرف اضافه همیشه of است و صفت مناسب معمولاً great یا intense است). - ❌ Incorrect: The movie made me fear.
✅ Correct: The movie made me feel afraid یا instilled fear in me. (کلمه Fear به عنوان فعل معمولاً به صورت مستقیم استفاده میشود، مثلاً I fear ghosts، اما بعد از make ساختار متفاوتی دارد). - ❌ Incorrect: He is fear of heights.
✅ Correct: He is afraid of heights / He has a fear of heights. (کلمه Fear اسم است و نباید به جای صفت Afraid به کار رود).
بخش روانشناسی: غلبه بر اضطراب زبان (Language Anxiety)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترس از اشتباه کردن، از صحبت کردن خودداری میکنند. جالب اینجاست که خودِ “Fear of making mistakes” یکی از رایجترین کالوکیشن های Fear است! به یاد داشته باشید که حتی افراد بومی نیز ممکن است در انتخاب دقیقترین کلمه تامل کنند. هدف از یادگیری این کالوکیشنها، دادن ابزار به شماست، نه ایجاد محدودیت. اگر در ابتدا “Very scared” گفتید، نگران نباشید؛ به مرور زمان و با تمرین، “Paralyzing fear” جایگزین آن خواهد شد.
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا Fear میتواند فعل باشد؟
بله، Fear هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل به کار میرود. به عنوان فعل به معنای «ترسیدن از چیزی» است. مثال: They fear the consequences.
۲. تفاوت Fear و Dread چیست؟
Fear یک احساس کلی ترس است، اما Dread معمولاً ترسی است که همراه با انتظار برای یک اتفاق ناخوشایند در آینده است (مانند ترس از رفتن به دندانپزشکی در هفته آینده).
۳. رسمیترین صفت برای توصیف ترس چیست؟
استفاده از صفتهایی مانند Abject یا Acute در نوشتههای رسمی و ادبی بسیار مرسوم است.
۴. آیا میتوانیم بگوییم “Full of fear”؟
بله، این یک عبارت رایج و درست است (Fearful یا Filled with fear) که برای توصیف وضعیت یک شخص به کار میرود.
نتیجهگیری
تسلط بر کالوکیشن های Fear یکی از گامهای مهم در مسیر حرفهای شدن در زبان انگلیسی است. ما در این مقاله آموختیم که چگونه با استفاده از صفتهای دقیق (مثل Paralyzing)، افعال قدرتمند (مثل Overcome) و حروف اضافه درست (of vs for)، احساسات خود را با جزئیات بیشتری بیان کنیم.
فراموش نکنید که یادگیری زبان یک مسیر تدریجی است. پیشنهاد میکنیم همین امروز سه مورد از این کالوکیشنها را انتخاب کرده و در دفترچه یادداشت خود با آنها جمله بسازید. تمرین مداوم، تنها راه تبدیل دانش تئوری به مهارت عملی است. شما شجاعتر از آن هستید که اجازه دهید ترس از اشتباهات زبانی، مانع پیشرفتتان شود!




مطلب بسیار عالی و کاربردی بود. همیشه مشکل داشتم که چطور شدت ترس رو غیر از ‘very scared’ بیان کنم. این کالوکیشنها واقعا کمکم میکنه تا حرفهایتر صحبت کنم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir!
خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده، امیررضا عزیز! استفاده از کالوکیشنها واقعاً سطح زبان شما رو متحول میکنه و نشون میده که درک عمیقتری از زبان انگلیسی دارید. موفق باشید!
بخش ‘Fear of’ و ‘Fear for’ واقعاً گیجکننده بود برام. میشه لطفاً چند مثال دیگه برای هر کدوم ارائه بدید تا مفهومش بیشتر جا بیفته؟ مثلاً ‘I fear for his safety’ رو کاملاً متوجه شدم، اما ‘I fear of ghosts’ چطور؟
سارای عزیز، سوال بسیار خوبی پرسیدید! بله، ‘I fear of ghosts’ ساختار درستی نیست. باید بگیم ‘I have a fear of ghosts’ یا ‘I am afraid of ghosts’. ‘Fear of’ معمولاً بعد از فعل ‘have’ یا اسم ‘fear’ میاد. اما ‘Fear for’ یعنی نگران آینده یا ایمنی کسی یا چیزی بودن. مثلاً ‘I fear for the future of our planet.’ (من نگران آینده سیارهمان هستم). امیدواریم این توضیحات بیشتر کمکتون کنه!
‘Deep-seated fear’ خیلی کلمه قشنگیه. میشه برای توصیف ترسهای اجتماعی هم ازش استفاده کرد؟ مثلاً ‘a deep-seated fear of public speaking’؟
کاملاً درسته نوید جان! ‘Deep-seated fear’ به معنای ترس ریشهدار و عمیق، برای انواع ترسها، از جمله ترسهای اجتماعی یا روانشناختی، بسیار مناسبه. ‘A deep-seated fear of public speaking’ یک مثال عالی و کاربردیه. آفرین بر شما!
ممنون از این مطلب جامع. من همیشه تو آزمونهای آیلتس برای توصیف احساسات تکراری حرف میزدم. الان کلی کلمه جدید یاد گرفتم. آیا ‘strike fear into someone’ هم یک کالوکیشن با Fear محسوب میشه؟
بله، مریم عزیز، ‘strike fear into someone’ هم یک کالوکیشن بسیار رایج و قویه به معنای ‘کسی را ترساندن’ یا ‘ترس به دل کسی انداختن’. این عبارت هم میتونه دایره واژگان شما رو برای توصیف ترس گسترش بده. مثل ‘The sudden noise struck fear into the child.’ (صدای ناگهانی بچه را ترساند.)
واقعا مطلب کاربردی بود. این کالوکیشنها بیشتر تو محیطهای رسمی کاربرد دارن یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازشون استفاده کرد؟
رضای عزیز، این کالوکیشنها طیف وسیعی از کاربردها رو پوشش میدن. برخی مثل ‘deep-seated fear’ ممکنه کمی رسمیتر به نظر برسن، اما خیلیها مثل ‘overcome fear’ یا ‘face your fears’ (که در ادامه بهش میپردازیم!) در مکالمات روزمره هم بسیار رایج و طبیعی هستن. هدف اینه که شما بتونید متناسب با موقعیت، بهترین و دقیقترین عبارت رو انتخاب کنید.
اگر بخوام بگم ‘ترس از شکست باعث شده همیشه نگران باشم’ میتونم بگم ‘Fear of failure haunts me’? حس میکنم ‘haunts’ اینجا کمی منفیتر از چیزی هست که میخوام.
فاطمه جان، استفاده از ‘Fear of failure haunts me’ کاملاً درسته و دقیقاً همون حس ‘ترس کسی را رها نمیکند’ یا ‘ترس آزارش میدهد’ رو منتقل میکنه. ‘Haunt’ معمولاً بار معنایی منفی داره و به چیزی اشاره میکنه که مرتباً در ذهن شما تکرار میشه و آرامشتون رو سلب میکنه. اگر میخواید کمی ملایمتر بگید، میتونید از ‘Fear of failure makes me constantly worried’ استفاده کنید، اما ‘haunts’ خیلی قویتر و زیباتره.
میشه برای بقیه احساسات مثل Anger یا Happiness هم همچین لیستی از کالوکیشنها آماده کنید؟ خیلی کمک کنندهست برای افزایش دایره واژگان.
علی عزیز، پیشنهاد شما بسیار عالیه و حتماً در برنامهریزی مطالب آیندهی Englishvocabulary.ir در نظر گرفته میشه. تمرکز بر کالوکیشنها برای احساسات مختلف، قطعاً به زبانآموزان کمک شایانی خواهد کرد. از پیشنهاد خوبتون ممنونیم!
من خودم همیشه با ‘I am very scared’ یا ‘I am afraid’ جمله میساختم. این لیست واقعاً چشمم رو باز کرد که چقدر تنوع وجود داره و چطور میشه مثل یه نیتیو صحبت کرد. این توضیحات کوتاه و مثالها هم عالی بودن.
خوشحالیم که این مطلب تونسته به شما کمک کنه، زهرا جان! هدف اصلی ما همینه که شما رو از استفاده از کلمات تکراری دور کنیم و ابزارهای لازم برای بیان دقیق و نیتیو-مانند رو بهتون بدیم. ادامه بدید و این اصطلاحات رو در مکالمات و نوشتههاتون به کار ببرید.
آیا ‘face your fears’ هم یه کالوکیشن با Fear محسوب میشه؟ خیلی کاربردیه به نظرم.
بله محسن عزیز، ‘face your fears’ یک کالوکیشن بسیار رایج و قدرتمند به معنای ‘با ترسهای خود روبرو شدن’ هستش که بار معنایی مثبتی داره و به شجاعت اشاره میکنه. این هم به لیست کالوکیشنهای مفید برای ‘fear’ اضافه میشه. ممنون از مشارکت خوبتون!
مطلب خوبی بود. فقط کاش چند مثال دیگه از صفتهایی که با Fear میان، اضافه میکردید. غیر از ‘Deep-seated’. مثلاً ‘irrational fear’ یا ‘legitimate fear’ هم درسته؟
ناهید عزیز، بله، مثالهای شما بسیار دقیق و بجا هستند! ‘Irrational fear’ (ترس غیرمنطقی) و ‘legitimate fear’ (ترس منطقی/برحق) هر دو کالوکیشنهای عالی با صفت + Fear هستند. مثالهای دیگه میتونه ‘overwhelming fear’ (ترس طاقتفرسا) یا ‘uncontrollable fear’ (ترس غیرقابل کنترل) باشه. اینها همگی به شما کمک میکنند تا طیف وسیعتری از ترسها رو با دقت توصیف کنید.
برای ‘overcome fear’ مثالهای بیشتری میشه آورد؟ مثل ‘overcome fear of public speaking’؟
بله پویا جان، مثال شما برای ‘overcome fear of public speaking’ عالیه! از دیگر مثالها میشه به ‘overcome fear of failure’ (غلبه بر ترس از شکست)، ‘overcome fear of heights’ (غلبه بر ترس از ارتفاع) یا ‘overcome fear of flying’ (غلبه بر ترس از پرواز) اشاره کرد. این اصطلاح بسیار کاربردیه.
این مقاله دقیقا چیزی بود که برای آماده شدن برای آزمون اسپیکینگ آیلتس نیاز داشتم. دیگه از تکرار ‘I’m scared’ خسته شده بودم! تشکر فراوان.
خیلی خوشحالیم شیرین عزیز که این مقاله تونسته در مسیر آمادگی شما برای آیلتس مفید واقع بشه. با به کار بردن این کالوکیشنها، هم دامنه لغات خودتون رو نشان میدید و هم صحبتهاتون روانتر و طبیعیتر میشه. موفقیت شما آرزوی ماست!
بسیار آموزنده بود. آیا ‘conquer fear’ هم مثل ‘overcome fear’ به معنای غلبه بر ترس هست؟ و آیا تو سطحهای پیشرفتهتر کاربرد داره؟
حمید عزیز، بله، ‘conquer fear’ دقیقاً به معنای ‘غلبه بر ترس’ است و مترادف بسیار خوبی برای ‘overcome fear’ محسوب میشود. ‘Conquer’ کمی حس مبارزه و پیروزی بر یک چالش بزرگتر را منتقل میکند و بله، برای سطوح پیشرفتهتر و در متون ادبیتر هم کاربرد دارد. مثال: ‘She conquered her fear of heights by skydiving.’ (او با چتربازی بر ترس خود از ارتفاع غلبه کرد.)
ممنون بابت این مقاله خوب. یک سوال: ‘Fear of’ رو برای چی بیشتر استفاده میکنیم و ‘Fear for’ برای چی؟ این دو هنوز گاهی قاطی میشن برام.
کیوان عزیز، تفاوت این دو واقعاً نکته مهمیه! ‘Fear of’ برای بیان خودِ ترس از چیزی یا کسی به کار میرود. مثلاً ‘fear of spiders’ (ترس از عنکبوت) یا ‘fear of failure’ (ترس از شکست). اما ‘Fear for’ به معنای ‘نگران کسی یا چیزی بودن’ به دلیل خطری که او یا آن را تهدید میکند، استفاده میشود. مثلاً ‘I fear for his life’ (من نگران جان او هستم) یا ‘We fear for the safety of the missing climbers’ (ما نگران امنیت کوهنوردان گمشده هستیم). امیدواریم این توضیح کاملتر تفاوت را روشن کند.
بخش ‘Fear haunts someone’ خیلی جالبه. میشه مثال دیگهای از این ترکیب در ادبیات یا فیلمها بگید؟ جایی شنیدم که روح یک نفر رو توصیف میکرد که خونه رو haunted کرده.
لیلا جان، ‘Fear haunts someone’ بسیار کاربردی و ادبیه. بله، در ادبیات و فیلمها، کلمهی ‘haunt’ به معنای ‘محل حضور مکرر روح’ هم هست. اما وقتی میگیم ‘Fear haunts someone’، یعنی ترس به طور مداوم و آزاردهندهای در ذهن یا زندگی فرد حضور داره. مثال دیگه: ‘Memories of the accident continued to haunt him.’ (خاطرات تصادف همچنان او را آزار میداد.) این جمله نشان میدهد که چگونه یک اتفاق میتواند به طور مداوم در ذهن فرد حاضر باشد و او را اذیت کند، درست مثل یک روح.