مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Fail

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری زبان انگلیسی فقط حفظ کردن لغات به صورت مجزا نیست، بلکه درک این موضوع است که کلمات چطور به شکل طبیعی کنار هم قرار می‌گیرند. اینجاست که اهمیت «کالوکیشن‌ها» (Collocations) مشخص می‌شود. فعل “fail” یکی از آن کلماتی است که کاربرد آن فراتر از یک معنی ساده‌ی «شکست خوردن» است. با تسلط بر کالوکیشن های Fail، می‌توانید بسیار طبیعی‌تر و دقیق‌تر صحبت کنید و منظور خود را مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی منتقل نمایید. بیایید با هم دنیای متنوع این فعل پرکاربرد را کشف کنیم.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

مفهوم اصلی Fail: فراتر از شکست خوردن

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن‌ها برویم، مهم است که دو کاربرد اصلی فعل “fail” را بشناسیم. درک این دو مفهوم پایه، به شما کمک می‌کند تا همایندهای آن را بهتر درک کنید.

  1. عدم موفقیت (Not succeeding): این شناخته‌شده‌ترین معنی “fail” است. وقتی در رسیدن به یک هدف، انجام یک کار یا گذراندن یک آزمون موفق نمی‌شوید، از این فعل استفاده می‌کنید. مثلاً شکست خوردن در یک مسابقه، رد شدن در یک امتحان یا ورشکست شدن یک کسب‌وکار.
  2. انجام ندادن یا کوتاهی کردن (Not doing something expected): این کاربرد بسیار رایج و مهم است. وقتی شما کاری را که انتظار می‌رفته یا باید انجام می‌دادید، انجام نمی‌دهید، از ساختار fail to do something استفاده می‌کنید. این لزوماً به معنای یک شکست بزرگ نیست، بلکه بیشتر به معنای «کوتاهی کردن»، «فراموش کردن» یا «نتوانستن» است.

با در نظر گرفتن این دو مفهوم کلیدی، حالا می‌توانیم با اطمینان بیشتری به بررسی کالوکیشن های Fail در موقعیت‌های مختلف بپردازیم.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاحات استارتاپی: Pitch Deck و Unicorn یعنی چی؟

کالوکیشن‌های Fail در تحصیل و آزمون‌ها

یکی از پرتکرارترین موقعیت‌هایی که زبان‌آموزان با فعل “fail” مواجه می‌شوند، در زمینه تحصیل و امتحانات است. استفاده صحیح از کالوکیشن‌ها در این حوزه، به شما کمک می‌کند تا بسیار طبیعی‌تر به نظر برسید.

یک نکته مهم

توجه داشته باشید که در انگلیسی می‌گوییم “fail an exam” و نه “fail in an exam”. استفاده از حرف اضافه “in” در اینجا اشتباه است و باید از آن اجتناب کرد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Better Half”: نیمه گمشده من

وقتی تلاش‌ها و برنامه‌ها با شکست مواجه می‌شوند

فعل “fail” به طور گسترده برای توصیف عدم موفقیت در تلاش‌ها، برنامه‌ها، و اهداف به کار می‌رود. در این بخش، یاد می‌گیریم که چطور این شکست‌ها را با استفاده از قیدهای مختلف، با شدت و ضعف توصیف کنیم.

اسم + Fail

در این ساختار، یک اسم به عنوان فاعل جمله عمل می‌کند و فعل “fail” نشان‌دهنده ناموفق بودن آن است.

توصیف شدت شکست با قیدها (Adverbs)

برای اینکه به صحبت خود عمق و دقت بیشتری ببخشید، می‌توانید از قیدها قبل از فعل “fail” استفاده کنید تا نشان دهید شکست چقدر بزرگ یا کوچک بوده است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “To The Moon” و “Lambo” (رویای پولدار شدن)

ساختار کلیدی Fail to do something: کوتاهی کردن و نتوانستن

این یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Fail است. این ساختار به معنای انجام ندادن کاری است که از شما انتظار می‌رفته، یا در انجام آن موفق نبوده‌اید. ترجمه آن بسته به جمله می‌تواند «نتوانستن»، «کوتاهی کردن»، «موفق نشدن»، «عدم انجام» یا حتی یک فعل منفی ساده باشد.

ساختار: Subject + fail + to + verb (base form)

بیایید چند مثال را بررسی کنیم تا کاربرد آن روشن‌تر شود:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:مار از پونه بدش میاد، جلوی لانه‌اش سبز می‌شه! (معادل باکلاسش رو بلدی؟)

کالوکیشن‌های Fail مرتبط با سلامتی و عملکرد

فعل “fail” فقط برای اهداف و برنامه‌ها به کار نمی‌رود. این فعل می‌تواند برای توصیف زوال تدریجی و از کار افتادن اعضای بدن، سلامتی یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند شجاعت نیز استفاده شود.

سلامتی و اعضای بدن

مفاهیم انتزاعی

📌 این مقاله را از دست ندهید:چرا توییتریا میگن “Touch Grass”؟ (توهین مودبانه به معتادان نت)

کاربرد Fail در دنیای تجارت، سیستم‌ها و ماشین‌آلات

در نهایت، فعل “fail” کاربرد گسترده‌ای در توصیف از کار افتادن کسب‌وکارها، سیستم‌ها و قطعات مکانیکی دارد.

در اینجا چند نمونه از مهم‌ترین کالوکیشن های Fail در این حوزه آورده شده است:

کالوکیشن (Collocation) ترجمه فارسی جمله مثال
A business/company fails یک کسب‌وکار/شرکت ورشکست می‌شود Many small businesses fail within their first year. (بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک در سال اول خود ورشکست می‌شوند.)
An engine fails یک موتور از کار می‌افتد The plane had to make an emergency landing after one of its engines failed. (هواپیما پس از اینکه یکی از موتورهایش از کار افتاد، مجبور به فرود اضطراری شد.)
The brakes fail ترمزها از کار می‌افتند (ترمز بریدن) His car crashed because the brakes failed on a steep hill. (ماشین او تصادف کرد چون در یک تپه شیب‌دار ترمزش برید.)
The power fails برق قطع می‌شود During the storm, the power failed and we were left in darkness. (در طول طوفان، برق قطع شد و ما در تاریکی ماندیم.)
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:تفاوت “Ripped”, “Shredded” و “Jacked” (کدوم خفن‌تره؟)

چگونه از این کالوکیشن‌ها به درستی استفاده کنیم؟

یادگیری کالوکیشن های Fail به شما قدرت می‌دهد تا از سطح یک زبان‌آموز مبتدی فراتر روید و مانند یک فرد نیتیو، دقیق و طبیعی صحبت کنید. به جای فکر کردن به کلمات مجزا، سعی کنید این عبارات را به عنوان یک «واحد معنایی» به خاطر بسپارید. بهترین راه برای تسلط بر این همایندها، توجه به آن‌ها در هنگام خواندن متون و گوش دادن به انگلیسی است. هر بار که به یکی از این ساختارها برخوردید، آن را یادداشت کرده و سعی کنید جمله جدیدی با آن بسازید. با تمرین مداوم، استفاده از این کالوکیشن‌ها برای شما به یک عادت طبیعی تبدیل خواهد شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 358

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. خیلی برام سوال بود که چرا توی جملات نمی‌گیم fail in the exam و همیشه مستقیم میاد. ممنون که این نکته رو روشن کردید.

    1. دقیقا سارا جان، این یکی از رایج‌ترین اشتباهات فارسی‌زبان‌هاست چون ما در فارسی می‌گیم «در امتحان» رد شدن، اما در انگلیسی فعل fail برای امتحان مستقیم (transitive) به کار می‌ره.

  2. توی فیلم‌ها زیاد شنیدم که می‌گن words fail me. این هم جزو همین کالوکیشن‌های fail محسوب می‌شه؟

    1. بله مهران عزیز! این یک اصطلاح (idiom) بسیار زیباست و زمانی به کار می‌ره که فرد اونقدر تعجب کرده یا احساساتی شده که نمی‌تونه کلمه‌ای برای توصیف موقعیت پیدا کنه. یعنی «زبونم بند اومده».

  3. تفاوت fail و flunk چیه؟ حس می‌کنم flunk صمیمی‌تره و توی محیط‌های دوستانه بیشتر استفاده می‌شه.

    1. آفرین نیلوفر جان، کاملاً درسته. flunk یک واژه slang و غیررسمی هست که دقیقاً همون معنی رد شدن در امتحان یا یک درس رو می‌ده، در حالی که fail حالت استاندارد و رسمی‌تری داره.

  4. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه فکر می‌کردم fail فقط برای امتحانه. نمی‌دونستم برای اعضای بدن مثل heart failure یا از کار افتادن موتور ماشین هم به کار می‌ره. خیلی جالب بود.

  5. عبارت dismal failure رو توی یک مقاله خبری خوندم. این همون «شکست مفتضحانه» هست که توی متن اشاره کردید؟

    1. بله زهرا جان، dismal failure یا miserable failure یا حتی abject failure همگی کالوکیشن‌هایی هستند که شدت زیادِ یک شکست رو توصیف می‌کنند.

  6. آیا می‌تونیم بگیم He failed to show up? یعنی نیومدنش رو با fail توصیف کنیم؟

    1. بله کامران جان. ساختار fail to do something یعنی «موفق به انجام کاری نشدن» یا «قصور کردن در انجام کاری». در اینجا یعنی او نتونست (یا نیومد) که حاضر بشه.

  7. واقعاً یادگیری کالوکیشن‌ها سرعت مکالمه رو بالا می‌بره. قبلاً کلمات رو تک‌تک حفظ می‌کردم ولی الان می‌فهمم چقدر یادگیری ترکیبی مثل fail a test مهمه.

  8. برای قطع شدن برق هم از همین فعل استفاده می‌شه؟ مثلاً power failure؟

    1. دقیقاً پویا جان! به قطع ناگهانی برق یا هرگونه نقص فنی در سیستم برق‌رسانی می‌گن Power failure. کالوکیشن بسیار پرکاربردیه.

  9. تفاوت fail و miss چیه؟ مثلاً می‌تونیم بگیم I missed the exam به معنی رد شدن در امتحان؟

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود مریم جان. miss یعنی اصلاً در امتحان شرکت نکردی (مثلاً خواب موندی)، اما fail یعنی شرکت کردی ولی نمره قبولی نیاوردی.

  10. وقتی می‌خوایم بگیم «ترمز ماشین برید» هم از fail استفاده می‌کنیم؟

    1. بله حامد عزیز، عبارت The brakes failed دقیقاً به معنی بریدن یا از کار افتادن ترمزهاست. فعل fail برای نقص فنی دستگاه‌ها عالیه.

  11. معنی Without fail چی می‌شه؟ توی یک ایمیل اداری دیدمش و کمی برام گنگ بود.

    1. این اصطلاح یعنی «حتماً» یا «بدون فوت وقت». وقتی کسی می‌گه Do it without fail، یعنی حتماً باید انجام بشه و هیچ عذری پذیرفته نیست.

  12. چقدر خوب که به تقابل این کلمه با موفقیت اشاره کردید. همیشه دنبال کلمه‌ای برای «شکست سنگین» بودم که با این مقاله پیدا کردم.

    1. بله نگین جان. وقتی وضعیت سلامت کسی رو به وخامت می‌ره یا بدنش ضعیف می‌شه، از عبارت failing health استفاده می‌کنیم که کاملاً طبیعی و بومی هست.

  13. آیا کلمه failure به عنوان اسم، همیشه بار منفی داره یا در جاهای خنثی هم استفاده می‌شه؟

    1. سپهر عزیز، عموماً بار منفی یا حداقل هشداردهنده داره. اما در علم مهندسی، مطالعه failure یا شکست سازه‌ها یک بخش ضروری و مثبته برای پیشگیری از حوادث.

  14. توی کتاب ۵۰۴ کلمه fail رو خونده بودم ولی این کاربردهای ترکیبی‌ش خیلی جدید بود برام. بخش مربوط به سلامتی عالی بود.

    1. امید جان، fail a test یعنی یک امتحان خاص رو افتادی، اما fail a class یا fail a course یعنی در کلِ اون واحد درسی رد شدی و باید دوباره اون درس رو برداری.

  15. می‌تونیم برای استارتاپ‌هایی که با شکست مواجه می‌شن بگیم failed startup؟

    1. بله فرناز عزیز، این یک اصطلاح کاملاً رایج در دنیای بیزنس و اقتصاد هست و به کسب‌وکارهایی که به نتیجه نرسیده‌اند اطلاق می‌شه.

  16. ممنون از سایت خوبتون. ای کاش در مورد افعال متضاد مثل pass هم کالوکیشن‌های پرکاربرد رو بذارید.

    1. حتماً علی جان، پیشنهاد خیلی خوبیه. به زودی مقاله‌ای در مورد کالوکیشن‌های pass و تفاوت‌های ظریفش منتشر می‌کنیم.

  17. من همیشه fail to do something رو با ساختار ساده منفی (don’t) اشتباه می‌گیرم. کاربردشون یکیه؟

    1. رویا جان، fail to کمی رسمی‌تره و اغلب نشون‌دهنده اینه که تلاشی صورت گرفته ولی نتیجه نداده، یا اینکه فرد در انجام وظیفه‌اش کوتاهی کرده.

  18. اصطلاح single point of failure رو توی مباحث شبکه شنیدم، اینجا هم همون معنی رو می‌ده؟

    1. بله امیر جان، در تکنولوژی به بخشی از سیستم گفته می‌شه که اگه از کار بیفته (fail)، کل سیستم متوقف می‌شه. کاربرد تخصصی failure در مهندسی هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *