مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
کالوکیشن های Face

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. کلمه Face یکی از پرکاربردترین واژگان در زبان انگلیسی است که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما دنیایی از عبارات، اصطلاحات و کالوکیشن‌ها را در خود جای داده است. یادگیری کالوکیشن های Face به شما کمک می‌کند تا از سطح مکالمات کتابی فراتر رفته و مانند یک فرد نیتیو، طبیعی و روان صحبت کنید. این همایندهای زبانی، ترکیبات رایجی از کلمات هستند که انگلیسی‌زبان‌ها به طور ناخودآگاه در گفتار و نوشتار خود به کار می‌برند. با ما همراه باشید تا گنجینه‌ای از این ترکیبات ارزشمند را به همراه مثال‌های کاربردی و ترجمه دقیق فارسی کشف کنید.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Better Half”: نیمه گمشده من

درک عمیق‌تر کلمه Face: فراتر از «صورت»

قبل از پرداختن به کالوکیشن‌ها، باید بدانیم که Face همیشه به معنای «صورت» یا «چهره» نیست. این کلمه می‌تواند به عنوان فعل نیز به کار رود و معانی متفاوتی داشته باشد که پایه و اساس بسیاری از کالوکیشن‌ها را تشکیل می‌دهد. درک این معانی، کلید استفاده صحیح از عبارات مرتبط است.

Face به عنوان فعل: به معنای روبرو شدن و مواجه شدن

یکی از اصلی‌ترین کاربردهای Face به عنوان فعل، به معنای «مواجه شدن با»، «روبرو شدن با» یا «سر و کار داشتن با» یک موقعیت، معمولاً چالش‌برانگیز یا دشوار است. این کاربرد در بسیاری از کالوکیشن های Face به چشم می‌خورد.

مثال:

After years of avoiding his responsibilities, it was time for him to face the music and deal with the consequences.

ترجمه: پس از سال‌ها فرار از مسئولیت‌هایش، وقت آن بود که تاوان کارهایش را پس بدهد و با عواقب آن روبرو شود.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:گیربکس “Manual” یا “Stick Shift”: دزدگیر نسل جدید!

کالوکیشن‌های رایج با فعل Face

حالا که با معنای اصلی فعل Face آشنا شدیم، بیایید برخی از مهم‌ترین و پرکاربردترین همایندهای آن را بررسی کنیم. این عبارات به طور گسترده در زمینه‌های مختلف از تجارت و اخبار گرفته تا مکالمات روزمره استفاده می‌شوند.

کالوکیشن‌های مرتبط با مشکلات و چالش‌ها

مثال:

The company faces stiff competition from foreign imports, and they need a new strategy to survive.

ترجمه: شرکت با رقابت شدیدی از سوی واردات خارجی روبرو است و برای بقا به یک استراتژی جدید نیاز دارد.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:چطور در دانشگاه‌های خارجی “نتورکینگ” کنیم؟ (دوست پیدا کن)

کالوکیشن‌های مرتبط با اسم Face (چهره و ظاهر)

در این بخش، به سراغ کالوکیشن‌هایی می‌رویم که با اسم Face و معنای «چهره» یا «ظاهر» ساخته می‌شوند. این ترکیبات معمولاً برای توصیف احساسات، حالات یا ظاهر فیزیکی افراد به کار می‌روند.

توصیف حالات چهره و احساسات

این دسته از کالوکیشن های Face برای بیان احساسات مختلف از طریق توصیف چهره کاربرد دارند.

کالوکیشن انگلیسی معادل فارسی توضیح
A sad/long face قیافه غمگین، چهره درهم برای نشان دادن ناراحتی یا ناامیدی.
A happy/smiling face چهره شاد، صورت خندان برای نشان دادن خوشحالی و رضایت.
A straight face چهره جدی، قیافه بی‌تفاوت وقتی سعی می‌کنید در موقعیتی خنده‌دار، نخندید.
A brave face حفظ ظاهر، تظاهر به شجاعت تظاهر به قوی بودن در شرایط سخت.
An angry face چهره عصبانی، قیافه خشمگین برای نشان دادن عصبانیت.
A familiar face چهره آشنا، قیافه آشنا کسی که قبلاً او را دیده‌اید.

مثال:

It was hard to keep a straight face when my colleague slipped on the banana peel, but I managed.

ترجمه: وقتی همکارم روی پوست موز لیز خورد، جلوگیری از خنده سخت بود، اما توانستم خودم را کنترل کنم.

مثال دیگر:

Despite the bad news, she decided to put on a brave face for the sake of her children.

ترجمه: با وجود خبر بد، او تصمیم گرفت به خاطر فرزندانش ظاهرش را حفظ کند.

افعالی که با اسم Face می‌آیند

برخی افعال به طور رایج با کلمه Face ترکیب می‌شوند تا معانی خاصی را ایجاد کنند.

مثال:

The politician tried to save face by claiming his controversial comments were taken out of context.

ترجمه: آن سیاستمدار سعی کرد با این ادعا که نظرات جنجالی‌اش خارج از چارچوب نقل شده‌اند، آبروی خود را حفظ کند.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “AFK” و “BRB” (کجا رفتی؟)

اصطلاحات (Idioms) رایج با Face

زبان انگلیسی سرشار از اصطلاحاتی است که در آن‌ها از کلمه Face استفاده شده است. این اصطلاحات اغلب معنایی مجازی دارند و درک آن‌ها برای صحبت کردن مانند نیتیوها ضروری است. در ادامه به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم.

Face to face

این اصطلاح به معنای «رو در رو» یا «حضوراً» است و به زمانی اشاره دارد که افراد به جای تلفن یا ایمیل، مستقیماً با هم ملاقات می‌کنند.

مثال: Some issues are too sensitive to be discussed over the phone; we need to meet face to face.

ترجمه: برخی مسائل آنقدر حساس هستند که نمی‌توان تلفنی درباره‌شان صحبت کرد؛ باید رو در رو ملاقات کنیم.

Face the music

همانطور که قبلاً اشاره شد، این اصطلاح به معنای «پذیرش عواقب ناخوشایند یک عمل» است.

مثال: He was caught cheating on the exam and had to face the music when he met the principal.

ترجمه: او هنگام تقلب در امتحان گیر افتاد و وقتی با مدیر ملاقات کرد، مجبور شد عواقب کارش را بپذیرد.

In the face of something

این عبارت به معنای «علیرغمِ» یا «در مواجهه با» یک مشکل یا سختی است و اغلب برای نشان دادن استقامت و شجاعت به کار می‌رود.

مثال: She showed incredible courage in the face of danger.

ترجمه: او در مواجهه با خطر، شجاعت فوق‌العاده‌ای از خود نشان داد.

(It’s) written all over your face

وقتی احساسات یا افکار کسی کاملاً از روی چهره‌اش مشخص باشد، از این اصطلاح استفاده می‌شود. معادل فارسی آن «از قیافه‌ات معلومه» یا «از چهره‌ات می‌باره» است.

مثال: You don’t have to say you’re tired; it’s written all over your face.

ترجمه: لازم نیست بگویی خسته‌ای؛ از قیافه‌ات کاملاً معلوم است.

On the face of it

این اصطلاح به معنای «در ظاهر»، «با قضاوت سطحی» یا «در نگاه اول» است و نشان می‌دهد که واقعیت ممکن است با آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد، متفاوت باشد.

مثال: On the face of it, it seems like a great offer, but we need to read the fine print.

ترجمه: در ظاهر، پیشنهاد فوق‌العاده‌ای به نظر می‌رسد، اما باید جزئیات دقیق آن را بخوانیم.

To say something to someone’s face

به معنای «چیزی را رک و پوست‌کنده در روی کسی گفتن» به جای پشت سر او حرف زدن است.

مثال: If you have a problem with me, have the courage to say it to my face, not behind my back.

ترجمه: اگر با من مشکلی داری، جرئت داشته باش و آن را در رویم بگو، نه پشت سرم.

Until you are blue in the face

این اصطلاح برای توصیف تلاش زیاد و مداوم برای انجام کاری یا متقاعد کردن کسی به کار می‌رود که در نهایت بی‌نتیجه است. معادل آن در فارسی می‌تواند «آنقدر که جانت در بیاید» یا «آنقدر که دهانت کف کند» باشد.

مثال: You can argue with him until you are blue in the face, but you won’t change his mind.

ترجمه: می‌توانی آنقدر که جانت در بیاید با او بحث کنی، اما نظرش را تغییر نخواهی داد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معادل “خاک تو سرت” به انگلیسی چی میشه؟ (دعوای خیابانی)

جمع‌بندی: چگونه از کالوکیشن های Face استفاده کنیم؟

یادگیری کالوکیشن های Face فقط به معنای حفظ کردن یک لیست طولانی نیست، بلکه درک کاربرد آن‌ها در موقعیت‌های مختلف است. بهترین راه برای تسلط بر این عبارات، تمرین و استفاده فعالانه از آن‌هاست. سعی کنید:

    1. به مکالمات انگلیسی‌زبانان گوش دهید: در فیلم‌ها، سریال‌ها و پادکست‌ها به دنبال این عبارات بگردید و به نحوه استفاده آن‌ها در متن توجه کنید.
    2. آن‌ها را در نوشتار خود به کار ببرید: هنگام نوشتن ایمیل یا تمرینات رایتینگ، خودتان را به چالش بکشید و از این کالوکیشن‌ها استفاده کنید.
    3. با آن‌ها جمله بسازید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، چند مثال مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت آن‌ها در ذهن شما کمک می‌کند.

با ادغام این عبارات طبیعی و رایج در دایره لغات خود، نه تنها درک بهتری از زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد، بلکه توانایی شما در برقراری ارتباط نیز به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت و صحبت‌هایتان بسیار روان‌تر و حرفه‌ای‌تر به نظر خواهد رسید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 287

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، اصطلاح face the music دقیقا یعنی چی؟ من توی فیلم Suits شنیدمش ولی درست متوجه نشدم چه زمانی استفاده می‌شه.

    1. سلام امیرحسین عزیز، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. اصطلاح face the music یعنی «پذیرفتن عواقب یک اشتباه» یا به عبارتی «خربزه خوردی پای لرزش هم بشینی». وقتی کسی کار اشتباهی انجام داده و حالا باید با تنبیه یا نتیجه‌اش روبرو بشه، از این کالوکیشن استفاده می‌کنیم.

  2. چقدر جالب بود! من همیشه فکر می‌کردم face فقط اسمه. حالا یه سوال، تفاوت face a problem با confront a problem در چیه؟ کدومش رسمی‌تره؟

    1. سوال خیلی خوبیه سارا جان. هر دو به معنی «روبرو شدن با مشکل» هستن، اما confront کمی رسمی‌تره و بار معنایی تقابل مستقیم و قوی‌تری داره. در مکالمات روزمره، face a problem بسیار رایج‌تر و طبیعی‌تر به نظر می‌رسه.

  3. مقاله عالی بود. من قبلاً جایی شنیده بودم که می‌گفتن pull a long face. این هم جزو کالوکیشن‌های face حساب می‌شه؟

    1. بله رضا جان، دقیقاً! pull a long face یک اصطلاح خیلی رایج به معنی «عبوس بودن» یا «قیافه غمگین به خود گرفتن» هست. ممنون که این مورد کاربردی رو اضافه کردی.

  4. واقعا سطح زبان آدم رو این کالوکیشن‌ها تغییر می‌ده. من همیشه می‌گفتم in person، ولی الان یاد گرفتم که face to face خیلی طبیعی‌تره برای بعضی جمله‌ها.

  5. سلام. آیا عبارت Let’s face it همون معنی «بیایید واقع‌بین باشیم» رو می‌ده؟ من توی پادکست‌ها زیاد می‌شنوم.

    1. دقیقاً پویا جان. Let’s face it یعنی «بیا با حقیقت روبرو بشیم» یا «بیا واقعیت رو قبول کنیم». معمولاً قبل از گفتن یک حقیقت تلخ یا بدیهی ازش استفاده می‌کنیم.

  6. ببخشید، lose face یعنی آبرو ریزی؟ مثلاً توی محیط کاری هم استفاده می‌شه؟

    1. بله فاطمه عزیز، lose face یعنی «از دست دادن احترام یا اعتبار» که معادل همون «آبرو ریزی» یا «سکه یک پول شدن» در فارسیه. در محیط‌های کاری و رسمی هم اتفاقاً خیلی پرکاربرده، مخصوصاً وقتی کسی اشتباه بزرگی می‌کنه که روی وجهه‌اش تاثیر می‌ذاره.

  7. من توی یک بازی کامپیوتری عبارت Face off رو دیدم. این هم فعل هست؟

    1. علیرضا جان، Face-off هم به صورت اسم و هم فعل (face off) استفاده می‌شه و به معنی «شروع رقابت» یا «رویارویی مستقیم» دو نفر یا دو تیمه. بیشتر در ورزش‌هایی مثل هاکی یا در کانتکست مسابقات استفاده می‌شه.

  8. ممنون از توضیحات کاملتون. تلفظ کلمه Collocation رو هم اگه می‌شه به صورت صوتی یا فونتیک بذارید توی مقالات بعدی.

    1. حتماً نرگس جان، پیشنهاد خوبیه. تلفظ بریتانیایی اون /ˌkɒləˈkeɪʃn/ هست. در مقالات بعدی حتماً فایل صوتی هم اضافه می‌کنیم.

    1. تقریباً مهران عزیز. keep a straight face یعنی «جلوی خنده خود را گرفتن». یعنی با وجود اینکه چیزی خنده‌داره، شما سعی می‌کنی صورتت رو جدی نگه داری و نخندی.

  9. من از عبارت face to face توی پارت دوم آزمون اسپیکینگ آیلتس استفاده کردم و اگزمینر خیلی خوشش اومد. واقعا یادگیری این‌ها نمره رو بالا می‌بره.

    1. دقیقاً شایان جان. save face یعنی «حفظ آبرو» یا جلوگیری از خراب شدن اعتبار. دقیقاً متضاد lose face هست.

  10. خیلی عالی بود. لطفاً برای کلمه Take هم کالوکیشن‌های مشابه بذارید، اون هم خیلی فراره.

    1. ممنون از پیشنهادت الهام عزیز. حتماً در برنامه‌هامون هست که برای کلمات پرکاربردی مثل Take، Get و Have هم مقالات جامعی بنویسیم.

    1. در اینجا face به معنی «چهره شاخص» یا «نماینده» هست. یعنی اون شخص نماد اون شرکت محسوب می‌شه و همه اون برند رو با چهره اون می‌شناسن.

  11. مثال‌هایی که زدید خیلی کاربردی بودن، مخصوصاً ترجمه‌های روانی که براشون نوشتید. خسته نباشید.

    1. سلام حمید جان. face a challenge یعنی «با یک چالش روبرو شدن» (در مرحله اول)، اما deal with a challenge یعنی «رسیدگی کردن و مدیریت کردن اون چالش». اول face می‌کنیم و بعد deal with.

  12. چقدر اصطلاح on the face of it جالبه! یعنی «در نگاه اول» یا «ظاهراً»، درست می‌گم؟

    1. کاملاً درسته نیلوفر جان. on the face of it یعنی وقتی به ظاهر چیزی نگاه می‌کنیم بدون اینکه هنوز وارد جزئیات شده باشیم.

  13. کاش برای هر کالوکیشن یه تمرین کوچیک هم می‌ذاشتید که خودمون جمله بسازیم.

    1. ارسلان عزیز، ایده خیلی خوبیه. از همین الان می‌تونی توی کامنت‌ها با یکی از این کالوکیشن‌ها جمله بسازی و من برات تصحیحش می‌کنم. منتظر جمله‌ات هستم!

  14. من همیشه فکر می‌کردم face فقط برای انسان به کار می‌ره، ولی دیدم که برای اشیا هم می‌گن، مثلاً the face of a clock.

  15. عبارت in your face تو فیلم‌ها زیاد استفاده می‌شه، حالت توهین‌آمیز داره؟

    1. جواد جان، in your face بیشتر حالت «تهاجمی» یا «با صراحت و تحقیرآمیز» داره. وقتی کسی با غرور زیاد موفقیتی رو به رخ کسی می‌کشه از این عبارت استفاده می‌شه. لزوماً فحش نیست ولی لحن تندی داره.

  16. ممنون از سایت خوبتون. یادگیری این‌ها باعث می‌شه موقع حرف زدن کمتر مکث کنیم چون کلمات توی ذهنمون به هم چسبیدن.

    1. دقیقاً هدف یادگیری کالوکیشن همینه بهاره جان؛ افزایش سرعت پردازش ذهنی و روانی کلام (Fluency). موفق باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *