مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Experience در زبان انگلیسی به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری لغات به تنهایی برای صحبت کردن روان و طبیعی به زبان انگلیسی کافی نیست. شما باید بدانید که کلمات چگونه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا معنای درستی را منتقل کنند. به این ترکیب‌های رایج و طبیعی کلمات، «کالوکیشن» (Collocation) می‌گویند. یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی، واژه «Experience» است. با تسلط بر کالوکیشن های Experience، شما می‌توانید سطح مکالمه و نوشتار خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهید و مانند یک انگلیسی‌زبان بومی صحبت کنید. بیایید با هم به دنیای این همایندهای قدرتمند قدم بگذاریم.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کپشن‌های انگلیسی “Dark” و کوتاه برای اینستاگرام (مخصوص مود غمگین)

چرا یادگیری کالوکیشن های Experience اهمیت دارد؟

شاید بتوانید با استفاده از کلمات ساده منظورتان را برسانید، اما استفاده از کالوکیشن‌ها نشان‌دهنده تسلط و درک عمیق شما از زبان است. برای مثال، به جای گفتن “I got a lot of knowledge by doing this job” که کاملاً صحیح است، یک فرد بومی می‌گوید “I gained valuable experience from this job”. جمله دوم نه تنها روان‌تر است، بلکه معنای دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تری را منتقل می‌کند. تسلط بر کالوکیشن های Experience به شما کمک می‌کند تا:

📌 انتخاب هوشمند برای شما:تفاوت “Wedding” و “Marriage” (سوتی ندید!)

کالوکیشن‌های فعل با Experience (Verb + Experience)

یکی از مهم‌ترین دسته‌ها، ترکیب فعل با کلمه Experience است. افعال مختلفی وجود دارند که هر کدام جنبه‌ای از داشتن، کسب کردن، یا صحبت کردن در مورد یک تجربه را نشان می‌دهند. در ادامه به بررسی مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم.

افعالی برای کسب کردن یا داشتن تجربه

این گروه از افعال به فرآیند به دست آوردن تجربه، چه در یک زمینه کاری و چه در زندگی شخصی، اشاره دارند.

افعالی برای صحبت و به اشتراک‌گذاری تجربه

وقتی می‌خواهیم در مورد تجربیات خود با دیگران صحبت کنیم، از این افعال استفاده می‌کنیم.

افعالی که نشان‌دهنده تأثیر تجربه هستند

تجربیات ما را شکل می‌دهند و به ما درس می‌آموزند. این افعال به خوبی این مفهوم را منتقل می‌کنند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:فرق House و Home: چرا هیچوقت نمی‌گیم “I am going to house”؟

کالوکیشن‌های صفت با Experience (Adjective + Experience)

صفات به ما کمک می‌کنند تا ماهیت و کیفیت یک تجربه را توصیف کنیم. آیا تجربه خوب بود یا بد؟ آموزنده بود یا دردناک؟ استفاده از صفت مناسب، به کلام شما رنگ و عمق می‌بخشد.

صفاتی برای توصیف تجربیات مثبت

مثال: Volunteering at the shelter was a truly rewarding experience.
ترجمه: کار داوطلبانه در پناهگاه یک تجربه واقعاً رضایت‌بخش بود.

مثال: Seeing the Northern Lights was an unforgettable experience for me.
ترجمه: دیدن شفق قطبی برای من یک تجربه فراموش‌نشدنی بود.

صفاتی برای توصیف تجربیات منفی

مثال: The car accident was a traumatic experience for the whole family.
ترجمه: تصادف ماشین یک تجربه آسیب‌زا برای کل خانواده بود.

مثال: We had a terrible experience with that airline; our flight was canceled twice.
ترجمه: ما تجربه وحشتناکی با آن شرکت هواپیمایی داشتیم؛ پرواز ما دو بار کنسل شد.

صفاتی برای توصیف نوع و ماهیت تجربه

این صفات به ما می‌گویند که تجربه از چه نوعی بوده است.

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Time Release Protein” چیه؟ (راهنمای پروتئین زمان‌دار برای باشگاه)

سایر عبارات و کالوکیشن‌های رایج با Experience

علاوه بر ترکیب فعل و صفت، عبارات دیگری نیز وجود دارند که به طور گسترده با کلمه Experience استفاده می‌شوند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:سوپ رو “نخورید”، “بنوشید”! (تفاوت Eat و Drink برای سوپ)

جدول خلاصه کالوکیشن های Experience

برای مرور سریع و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر مهم‌ترین کالوکیشن های Experience را دسته‌بندی کرده‌ایم.

نوع کالوکیشن کالوکیشن انگلیسی ترجمه فارسی
فعل (کسب کردن) Gain / Get / Have experience تجربه کسب کردن / داشتن
فعل (به اشتراک گذاشتن) Share / Describe experience تجربه را به اشتراک گذاشتن / توصیف کردن
فعل (تأثیر) Learn from an experience از یک تجربه درس گرفتن
صفت (مثبت) A valuable / rewarding experience یک تجربه ارزشمند / رضایت‌بخش
صفت (منفی) A bad / traumatic experience یک تجربه بد / آسیب‌زا
صفت (نوع) A hands-on / first-hand experience یک تجربه عملی / دست اول
عبارت اسمی A lack of / A wealth of experience کمبود / حجم زیادی از تجربه
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Whitepaper”: شناسنامه ارز دیجیتال به زبان ساده!

نتیجه‌گیری

تسلط بر کالوکیشن های Experience یک گام بزرگ در مسیر روان صحبت کردن به زبان انگلیسی است. این ترکیب‌ها فقط مجموعه‌ای از لغات نیستند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای بیان دقیق، طبیعی و حرفه‌ای افکار و خاطرات شما هستند. به جای حفظ کردن لغات به صورت مجزا، سعی کنید آن‌ها را در قالب این کالوکیشن‌ها یاد بگیرید. به مثال‌ها دقت کنید، سعی کنید جملات خود را با آن‌ها بسازید و در مکالمات و نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. با تمرین مستمر، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره لغات فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از زبان انگلیسی خواهند داد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 661

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

26 پاسخ

  1. مقاله فوق‌العاده‌ای بود! همیشه با فعل مناسب برای ‘experience’ مشکل داشتم. آیا ‘gain experience’ رسمی‌تر از ‘get experience’ هست؟

    1. ممنون مریم خانم از بازخورد خوبتون. بله، دقیقاً همینطور است. ‘Gain experience’ کمی رسمی‌تر و آکادمیک‌تر از ‘get experience’ محسوب می‌شود و اغلب در متون نوشتاری و محیط‌های حرفه‌ای کاربرد بیشتری دارد، در حالی که ‘get experience’ بیشتر در مکالمات روزمره و محاوره‌ای استفاده می‌شود. هر دو صحیح هستند و معنی مشابهی دارند، اما انتخاب شما به بافتار و رسمی یا غیررسمی بودن موقعیت بستگی دارد.

  2. خیلی خوب توضیح دادید. فرق ‘hands-on experience’ با ‘first-hand experience’ رو تا حالا نمی‌دونستم. واقعاً مفید بود.

  3. سلام. آیا میشه گفت ‘make experience’؟ یا کلاً اشتباهه؟ شنیدم بعضی‌ها استفاده می‌کنند.

    1. سلام زهرا خانم. ممنون از سوال خوبتون. ترکیب ‘make experience’ در زبان انگلیسی رایج نیست و اشتباه گرامری محسوب می‌شود. افعالی مثل ‘have’, ‘gain’, ‘get’, ‘acquire’, ‘undergo’ برای بیان تجربه صحیح هستند. ممکن است منظورتان ‘make a mistake’ یا ‘make progress’ باشد که افعال مختلفی برای ‘make’ دارند، اما با ‘experience’ استفاده نمی‌شود.

  4. من یه بار توی یه فیلم شنیدم می‌گفت ‘a rich experience’. این یعنی چی؟ مثل ‘good experience’ هست؟

    1. سوال عالی پرسیدید رضا! بله، ‘a rich experience’ به معنی یک تجربه غنی، پربار و ارزشمند است. این عبارت معمولاً برای توصیف تجربه‌هایی استفاده می‌شود که از نظر عاطفی، فرهنگی، آموزشی یا معنوی عمیق و پرمحتوا بوده‌اند و تأثیر زیادی بر فرد گذاشته‌اند. ‘Good experience’ عام‌تر است، اما ‘rich experience’ بار معنایی قوی‌تری دارد.

  5. واقعا ممنونم از این توضیحات کامل. کالوکیشن‌ها رو همیشه دست کم می‌گرفتم ولی الان می‌فهمم چقدر مهم‌اند. کاش برای کلمات دیگه هم کالوکیشن‌ها رو توضیح بدید. مثلاً ‘problem’ یا ‘time’.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده فاطمه خانم. بله، کالوکیشن‌ها ستون فقرات زبان طبیعی هستند و ما حتماً مقالات بیشتری در مورد کلمات پرکاربرد دیگر مانند ‘problem’ و ‘time’ منتشر خواهیم کرد. پیشنهادتون عالیه! منتظر مطالب جدید ما باشید.

  6. عالی بود. با مثال‌هاش کاملاً متوجه شدم. مخصوصاً قسمت ‘a learning experience’ خیلی کاربردیه.

  7. آیا ‘bad experience’ با ‘negative experience’ فرقی داره؟ یا هر دو رو میشه به جای هم استفاده کرد؟

    1. سلام نرگس خانم. هر دو عبارت ‘bad experience’ و ‘negative experience’ به یک تجربه ناخوشایند اشاره دارند و اغلب به جای هم قابل استفاده هستند. اما ‘negative experience’ کمی رسمی‌تر و عمومی‌تر است و ممکن است بار عاطفی کمتری نسبت به ‘bad experience’ داشته باشد. ‘Bad experience’ بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد دارد و می‌تواند شامل حوادث کوچک تا بزرگ باشد.

  8. سلام. اگه یه اتفاق بد برامون بیفته، می‌گیم ‘I had a bad experience’ یا ‘I got a bad experience’؟ همیشه تو انتخاب فعل گیر می‌کنم.

    1. سلام سعید عزیز. سوال بسیار مهمی پرسیدید. فرم صحیح این است که بگوییم ‘I had a bad experience.’ فعل ‘have’ یکی از رایج‌ترین افعال برای بیان وقوع یک تجربه (چه خوب و چه بد) است. ‘Get a bad experience’ رایج نیست و صحیح نیست. پس همیشه به خاطر داشته باشید ‘have an experience’ است.

  9. مطلب بسیار آموزنده‌ای بود. من همیشه فکر می‌کردم فقط باید کلمات رو حفظ کنم. حالا می‌فهمم ترکیب‌ها چقدر مهم‌ترند. ممنون از سایت خوبتون.

  10. خیلی وقت بود دنبال یه همچین مقاله‌ای بودم. واقعاً کمک می‌کنه طبیعی‌تر صحبت کنیم. مخصوصاً ‘undergo an experience’ که کمتر شنیده بودم.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید واقع شده امیر عزیز! ‘Undergo an experience’ یک کالوکیشن رسمی‌تر و قوی‌تر است که معمولاً برای تجربه‌های چالش‌برانگیز، دشوار یا مهم استفاده می‌شود که فرد در طول آن تغییر می‌کند یا چیزی را تحمل می‌کند (مثلاً undergo surgery, undergo a transformation). نکته‌سنجی شما عالیه!

  11. مقاله واقعاً کامل و جامع بود. ممنون از مثال‌های واضح و ترجمه دقیق. این بخش ‘acquire experience’ هم خیلی برای من جدید بود.

    1. خواهش می‌کنم کیانا خانم. هدف ما دقیقاً همین است که با مثال‌های کاربردی و ترجمه‌های روان، یادگیری را برای شما آسان کنیم. ‘Acquire experience’ هم مانند ‘gain experience’ یک عبارت رسمی و عالی برای نشان دادن کسب تجربه در طول زمان است.

  12. آیا ‘experience’ وقتی به معنی مهارت یا دانش هست (مثل work experience)، همیشه uncountable هست؟ یا ممکنه قابل شمارش هم باشه؟

    1. سوال بسیار دقیقی پرسیدید بهنام عزیز! بله، وقتی ‘experience’ به معنی دانش یا مهارتی است که از طریق انجام کارها به دست آمده، معمولاً غیرقابل شمارش (uncountable) است، مثل ‘He has a lot of experience in marketing.’ اما وقتی به معنی یک واقعه یا رویداد خاص باشد، قابل شمارش (countable) می‌شود، مثل ‘We had many interesting experiences during our trip.’ این تفکیک بسیار مهم است!

  13. یکی از بهترین مقالاتی بود که درباره کالوکیشن‌ها خوندم. خیلی کاربردی و به دور از پیچیدگی توضیح داده شده بود. ممنون.

  14. میشه مثال‌های بیشتری برای ‘shared experience’ بگید؟ خیلی برام جالبه.

    1. حتماً امید عزیز. ‘Shared experience’ به تجربه‌ای گفته می‌شود که دو یا چند نفر با هم آن را از سر گذرانده‌اند. مثلاً:
      * ‘Going through the exam together was a shared experience for all the students.’ (امتحان دادن با هم یک تجربه مشترک برای همه دانش‌آموزان بود.)
      * ‘The hardships of war created a strong bond through their shared experience.’ (سختی‌های جنگ از طریق تجربه مشترکشان پیوند محکمی ایجاد کرد.)
      * ‘Listening to live music can be a wonderful shared experience.’ (گوش دادن به موسیقی زنده می‌تواند یک تجربه مشترک فوق‌العاده باشد.)

  15. من همیشه ‘collect experience’ رو استفاده می‌کردم. الان فهمیدم اشتباهه. ممنون از این راهنمایی‌ها.

    1. خوشحالیم که این مقاله برای شما روشنگر بود پروانه خانم. بله، ‘collect experience’ یک ترکیب طبیعی نیست. همانطور که در مقاله توضیح داده شد، ‘gain experience’ یا ‘acquire experience’ گزینه‌های صحیح‌تر و طبیعی‌تری هستند. یادگیری کالوکیشن‌ها نیاز به تمرین و دقت دارد و شما در مسیر درستی هستید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *