- چطور میتوان از فعل expect در جملات انگلیسی به درستی استفاده کرد؟
- رایجترین کالوکیشن های Expect که افراد نیتیو (Native) استفاده میکنند کدامند؟
- چه تفاوت معنایی بین expect something from someone و expect something of someone وجود دارد؟
- آیا قیدها میتوانند معنای فعل expect را تغییر دهند؟
- چطور با استفاده از این کالوکیشنها، انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی کالوکیشن های Expect آشنا خواهیم کرد. یادگیری این همایندها به شما کمک میکند تا از سطح ترجمه کلمه به کلمه فراتر رفته و مانند یک انگلیسیزبان واقعی، مفاهیم را با دقت و ظرافت بیشتری منتقل کنید. با ما همراه باشید تا با مثالهای واضح و ترجمههای دقیق، تسلط خود را بر این فعل پرکاربرد افزایش دهید.
کالوکیشن های Expect: کلید صحبت کردن مانند یک نیتیو
در زبان انگلیسی، کلمات به ندرت به تنهایی استفاده میشوند. آنها معمولاً در کنار کلمات خاص دیگری قرار میگیرند تا یک عبارت طبیعی و معنادار بسازند. به این ترکیبات رایج «کالوکیشن» یا «همایند» میگویند. فعل expect به معنای «انتظار داشتن» یا «توقع داشتن» نیز از این قاعده مستثنی نیست و کالوکیشنهای متعددی دارد. درک و استفاده صحیح از این همایندها، تفاوت بین یک زبانآموز سطح متوسط و یک فرد مسلط را رقم میزند. در ادامه، مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشن های Expect را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم.
کالوکیشنهای فعل با Expect
در این ساختار، افعال دیگری قبل از expect قرار میگیرند تا معنای آن را دقیقتر یا مؤکدتر کنند. این ترکیبات در مکالمات روزمره و نوشتار رسمی بسیار رایج هستند.
- Can / Can’t expect: برای بیان انتظارات منطقی یا غیرمنطقی استفاده میشود.
مثال: You can’t expect to learn a new language in just a month.
ترجمه: تو نمیتوانی انتظار داشته باشی که یک زبان جدید را فقط در یک ماه یاد بگیری. - Have every reason to expect: برای تأکید بر اینکه انتظار شما کاملاً منطقی و بر اساس شواهد است.
مثال: We have every reason to expect that the project will be successful.
ترجمه: ما کاملاً حق داریم (دلایل کافی داریم) که انتظار داشته باشیم پروژه موفقیتآمیز خواهد بود. - Be reasonable to expect: برای بیان اینکه یک انتظار، معقول و منطقی است.
مثال: It’s reasonable to expect a response to your email within 24 hours.
ترجمه: منطقی است که انتظار داشته باشید ظرف ۲۴ ساعت پاسخی به ایمیلتان داده شود. - Be unrealistic to expect: متضاد مورد قبل؛ برای بیان انتظارات غیرواقعی و نامعقول.
مثال: It would be unrealistic to expect a beginner to win the championship.
ترجمه: غیرواقعبینانه است که از یک مبتدی انتظار داشته باشیم در مسابقات قهرمانی برنده شود.
کالوکیشنهای قید با Expect (Adverb + Expect)
قیدها نقش بسیار مهمی در توصیف نحوه و شدت انتظار ما دارند. استفاده از این قیدها قبل از فعل expect، به کلام شما عمق و دقت بیشتری میبخشد.
قیدهای رایج قبل از Expect:
- Fully expect: انتظار کامل و قطعی داشتن.
مثال: I fully expect her to pass the exam with high marks.
ترجمه: من کاملاً انتظار دارم که او امتحان را با نمرات بالا قبول شود. - Reasonably expect: انتظار منطقی و معقول داشتن.
مثال: You can reasonably expect the package to arrive within a week.
ترجمه: شما میتوانید به طور منطقی انتظار داشته باشید که بسته ظرف یک هفته برسد. - Half expect: تا حدودی انتظار داشتن (مطمئن نبودن).
مثال: I was half expecting to see him at the party, but he didn’t show up.
ترجمه: من تا حدودی انتظار داشتم او را در مهمانی ببینم، اما پیدایش نشد. - Honestly expect: برای تأکید بر صداقت در بیان یک انتظار، اغلب در جملات سؤالی.
مثال: Did you honestly expect me to believe that story?
ترجمه: آیا تو صادقانه انتظار داشتی که من آن داستان را باور کنم؟ - Confidently expect: با اطمینان و اعتماد به نفس انتظار داشتن.
مثال: She confidently expects to get the promotion.
ترجمه: او با اطمینان انتظار دارد که ترفیع بگیرد.
ساختارهای رایج با حروف اضافه (Expect + Preposition)
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای یادگیری کالوکیشن های Expect، استفاده صحیح از حروف اضافه است. دو حرف اضافه from و of کاربردهای متفاوتی دارند که درک آنها ضروری است.
تفاوت Expect from و Expect of
اگرچه هر دو عبارت به معنای «انتظار داشتن از کسی/چیزی» هستند، اما تفاوت ظریفی بین آنها وجود دارد:
- Expect something FROM someone/something: این ساختار معمولاً به انتظار دریافت یک چیز ملموس یا مشخص اشاره دارد؛ مانند یک توضیح، یک هدیه، یا یک نتیجه.
مثال ۱: What kind of behavior do you expect from a child?
ترجمه: چه نوع رفتاری از یک کودک انتظار دارید؟
مثال ۲: We expect a full report from you by Friday.
ترجمه: ما تا روز جمعه یک گزارش کامل از شما انتظار داریم. - Expect something OF someone/something: این ساختار بیشتر به انتظارات مرتبط با شخصیت، رفتار، وظیفه یا استاندارد یک فرد اشاره دارد. اغلب بار معنایی رسمیتر یا قضاوتیتری دارد.
مثال ۱: That’s not the sort of behavior I expect of you!
ترجمه: این آن نوع رفتاری نیست که من از تو توقع دارم! (اشاره به استاندارد رفتاری)
مثال ۲: A lot is expected of the team captain.
ترجمه: از کاپیتان تیم انتظارات زیادی میرود. (اشاره به وظایف و مسئولیتها)
عبارات و اصطلاحات رایج با Expect
علاوه بر کالوکیشنهای دستوری، فعل expect در برخی عبارات و اصطلاحات ثابت نیز به کار میرود که دانستن آنها به طبیعیتر شدن کلام شما کمک شایانی میکند.
در جدول زیر، برخی از این عبارات پرکاربرد به همراه مثال و ترجمه آورده شده است:
| عبارت انگلیسی | معنای فارسی | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| As expected | همانطور که انتظار میرفت | As expected, the traffic was terrible this morning. همانطور که انتظار میرفت، ترافیک امروز صبح وحشتناک بود. |
| Contrary to expectations | برخلاف انتظارات | Contrary to expectations, the movie was actually very good. برخلاف انتظارات، فیلم در واقع خیلی خوب بود. |
| Against all expectations | برخلاف همه انتظارات | Against all expectations, our small team won the competition. برخلاف همه انتظارات، تیم کوچک ما برنده مسابقه شد. |
| What to expect | چه انتظاری باید داشت | When you’re starting a new job, it’s hard to know what to expect. وقتی شغل جدیدی را شروع میکنی، سخت است که بدانی چه انتظاری باید داشت. |
| Don’t know what to expect | نمیدانم چه انتظاری داشته باشم | I’ve never traveled to Asia before, so I don’t know what to expect. من قبلاً هرگز به آسیا سفر نکردهام، بنابراین نمیدانم چه انتظاری داشته باشم. |
| To be expecting (a baby) | باردار بودن | Sarah and Tom are expecting their first child in May. سارا و تام در ماه می منتظر اولین فرزندشان هستند (باردار هستند). |
ساختار Expect + to + Verb
یکی از رایجترین ساختارها، استفاده از مصدر با to بعد از فعل expect است. این ساختار برای بیان انتظار انجام یک عمل به کار میرود.
ساختارهای مختلف این کالوکیشن:
- Expect to do something: انتظار داشتن برای انجام کاری توسط خود فرد.
مثال: I expect to finish this report by the end of the day.
ترجمه: من انتظار دارم این گزارش را تا پایان روز تمام کنم. - Expect someone/something to do something: انتظار داشتن اینکه شخص یا چیز دیگری کاری را انجام دهد.
مثال: The manager expects the team to meet the deadline.
ترجمه: مدیر انتظار دارد که تیم مهلت تعیین شده را رعایت کند. - Be expected to do something: حالت مجهول که نشان میدهد انتظاری از کسی یا چیزی وجود دارد.
مثال: All students are expected to attend the ceremony.
ترجمه: انتظار میرود که همه دانشآموزان در مراسم شرکت کنند.
نتیجهگیری: چگونه از این کالوکیشنها استفاده کنیم؟
تسلط بر کالوکیشن های Expect یک شبه اتفاق نمیافتد. بهترین راه برای یادگیری این همایندها، مشاهده و تمرین مداوم است. سعی کنید هنگام خواندن متون یا گوش دادن به پادکستها و فیلمهای انگلیسی، به کلماتی که در کنار expect میآیند توجه ویژهای داشته باشید. آنها را یادداشت کرده و تلاش کنید در مکالمات و نوشتههای خود از آنها استفاده کنید. با انجام این کار، نه تنها دایره لغات خود را گسترش میدهید، بلکه زبان انگلیسی شما بسیار طبیعیتر، روانتر و حرفهایتر به نظر خواهد رسید.




خیلی ممنون از این مقاله جامع و مفید. همیشه در تشخیص تفاوت “expect from” و “expect of” مشکل داشتم، الان کامل متوجه شدم. واقعاً کاربردی بود!
خوشحالیم که این مقاله برای شما مفید بوده سارا خانم. این دو عبارت ریزهکاریهای مهمی دارند و دانستن تفاوتشان کمک زیادی به طبیعیتر صحبت کردن میکند. موفق باشید!
واقعا عالی بود! من فکر میکردم فقط “expect to” یا “expect that” داریم. کالوکیشنهایی مثل “expect a lot” یا “expect great things” رو خیلی شنیده بودم ولی نمیدونستم اسمشون کالوکیشنه و چقدر مهمه.
یه سوال، آیا “expect” همیشه به معنی “انتظار داشتن” هست یا گاهی هم میتونه معنای “توقع داشتن” رو بده؟ توی فارسی اینا کمی فرق دارن.
سوال خیلی خوبی پرسیدید فاطمه خانم. بله، “expect” هر دو معنی “انتظار داشتن” و “توقع داشتن” را پوشش میدهد. بسته به بافت جمله، یکی از این دو معنا غالب میشود. مثلاً “I expect you to finish your homework” بیشتر به معنی “توقع دارم” است در حالی که “I expect it will rain today” به معنی “انتظار دارم” است.
ممنون از توضیحات عالی. من خیلی وقتها از این کالوکیشنها استفاده نمیکردم و جملههام رو کلمه به کلمه ترجمه میکردم. این مقاله واقعا یک دید جدید بهم داد.
آیا قیدهای دیگه ای هم هستن که معنای expect رو تغییر بدن؟ مثلاً “strongly expect” یا “hardly expect”؟ ممنون میشم چند تا مثال دیگه بدید.
بله نرگس خانم، قیدها نقش مهمی در تغییر شدت و ظرافت معنایی “expect” دارند. “Strongly expect” به معنی انتظار قوی داشتن است، و “hardly expect” یعنی تقریباً انتظار نداشتن. مثالهای دیگر: “reasonably expect” (انتظار منطقی داشتن)، “fully expect” (کاملاً انتظار داشتن). هر کدام بار معنایی خاص خود را دارند.
من این مقاله رو برای دوستم که اون هم زبان آموزه فرستادم. واقعا کالوکیشنها کلید طبیعی حرف زدنه. مخصوصا وقتی میخوای مثل یه نیتیو به نظر برسی.
میشه لطفا کالوکیشن “expect the unexpected” رو بیشتر توضیح بدید؟ این عبارت برام همیشه جالب بوده و تو فیلمها زیاد شنیدم.
حتماً زهرا خانم. “Expect the unexpected” یک اصطلاح (idiom) است که به معنای “آماده بودن برای اتفاقات پیشبینینشده” یا “انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشتن” است. این عبارت معمولاً به این نکته اشاره دارد که همیشه باید برای هر احتمالی آماده بود، حتی چیزهایی که فکرش را نمیکنید.
سلام. آیا “anticipate” هم مثل “expect” کالوکیشن های خاصی داره؟ به نظرم معنی هر دو نزدیکه.
سلام علی آقا. سوال بسیار خوبی پرسیدید. بله، “anticipate” نیز کالوکیشنهای خاص خود را دارد و اگرچه معنای نزدیکی به “expect” دارد، اما تفاوتهای ظریفی هم بین این دو وجود دارد. “Anticipate” معمولاً به معنی “پیشبینی کردن” یا “پیشدستی کردن” است، اغلب با حس آمادگی برای یک اتفاق، در حالی که “expect” بیشتر به “انتظار داشتن” یا “توقع داشتن” اشاره میکند. در آینده میتوانیم مقالهای درباره کالوکیشنهای “anticipate” هم داشته باشیم.
همیشه موقع ترجمه “از کسی توقع داشتن” یا “انتظار داشتن” گیر میکردم. این مقاله خیلی خوب و با مثالهای واضح، مسئله رو حل کرد. دمتون گرم!
کالوکیشن “expect a baby” خیلی بامزهست و شنیدنیش هم حس خوبی میده. آیا برای بقیه وقایع زندگی هم کالوکیشنهای این شکلی با expect داریم؟
بله سارا خانم، “expect a baby” واقعاً یک عبارت رایج و زیباست. “Expect” با اتفاقات مهم زندگی دیگر هم به کار میرود، مثلاً “expect a phone call” (منتظر تماس تلفنی بودن)، “expect a visit” (منتظر مهمان بودن)، یا حتی “expect trouble” (انتظار مشکل داشتن). مهم این است که کلمه بعد از “expect” با آن همایند باشد.
میشه فرق بین “I expect him to come” و “I expect that he will come” رو توضیح بدید؟ ظاهراً هر دو درستن ولی فرق دارن.
بله امیر عزیز، هر دو عبارت صحیح هستند اما با تفاوتهای ظریف دستوری و معنایی.
– “I expect him to come”: این ساختار معمولاً زمانی استفاده میشود که شما از کسی “توقع” انجام کاری را دارید یا “پیشبینی” میکنید که او کاری را انجام خواهد داد. تمرکز روی فاعلِ فعل بعدی (him) است.
– “I expect that he will come”: این ساختار بیشتر برای بیان یک “انتظار” یا “پیشبینی” کلیتر استفاده میشود. تأکید روی خودِ رویداد (آمدن او) است و ساختاری رسمیتر دارد.
“Expect nothing and you’ll never be disappointed.” این جمله رو تو یه فیلم شنیدم. چقدر شبیه به موضوع مقاله شما بود.
آیا “expect” میتواند با مفعولهای غیرانسان هم بیاید؟ مثلاً “expect good weather”؟
بله رضا جان، کاملاً درست است. “Expect” میتواند با مفعولهای غیرانسان هم به کار برود. “Expect good weather” (انتظار هوای خوب داشتن)، “expect a raise” (انتظار افزایش حقوق داشتن)، “expect a package” (انتظار یک بسته پستی را داشتن) همگی مثالهای درستی هستند.
آیا کالوکیشنها فقط برای افعال هستند یا برای اسمها و صفتها هم کالوکیشن داریم؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید نرگس خانم و نشاندهنده دقت شماست! خیر، کالوکیشنها فقط به افعال محدود نمیشوند. برای اسمها (مثلاً “heavy rain”)، صفتها (مثلاً “blissfully unaware”) و حتی قیدها هم کالوکیشن وجود دارد. در واقع، کلید صحبت کردن طبیعی در زبان انگلیسی، درک همین همایندیهاست.
ممنون از مقاله خوبتون. همیشه میگفتم “I expect something FROM you” حتی وقتی منظورم توقع بود. الان فهمیدم کجا باید “OF” استفاده کنم.
خوشحالیم حسین عزیز که این نکته مهم براتون روشن شده. تفاوت “expect from” و “expect of” از جمله ظرافتهایی است که تسلط بر آن، سطح زبان شما را یک پله بالاتر میبرد. با تمرین بیشتر، کاملاً برایتان جا میافتد.
کاش یه آزمون کوچیک هم آخر مقاله بود تا بتونیم خودمون رو بسنجیم.
پیشنهاد خیلی خوبی است زهرا خانم! حتماً این ایده را برای مقالات بعدی یا حتی برای همین مقاله در نظر خواهیم گرفت. بازخورد شما برای بهبود محتوا بسیار ارزشمند است. ممنون از مشارکتتان!
من یه جا شنیدم “I didn’t expect to see you here.” اینجا “to see” اومده. میشه بگید چه ساختارهایی بعد از expect میاد؟
بله علی آقا، بعد از “expect” میتوانیم از ساختارهای مختلفی استفاده کنیم:
1. **Expect + to-infinitive**: “I expect to finish by noon.” (انتظار دارم تا ظهر تمام کنم.)
2. **Expect + object + to-infinitive**: “I expect him to finish by noon.” (انتظار دارم او تا ظهر تمام کند.)
3. **Expect + that-clause**: “I expect that he will finish by noon.” (انتظار دارم که او تا ظهر تمام کند.)
4. **Expect + noun/noun phrase**: “I expect good news.” (انتظار خبر خوب دارم.)
هر کدام از این ساختارها کاربردها و تأکیدات معنایی خاص خود را دارند.
عالی بود. همین نکات کوچیک هستن که باعث میشن آدم حس کنه واقعا داره زبان رو یاد میگیره نه فقط حفظ میکنه.
این مقاله نشون داد که چقدر اشتباهات رایج توی انگلیسی داریم که اصلا بهشون توجه نمیکنیم. ممنون از شما!
سارا خانم عزیز، خوشحالیم که مقاله این بصیرت را به شما داده است. هدف ما دقیقاً همین است که زبانآموزان را از دام ترجمه کلمه به کلمه رها کنیم و به سمت درک عمیقتر و طبیعیتر زبان سوق دهیم.
آیا “expect” میتواند بار معنایی منفی هم داشته باشد؟ مثلاً “expect the worst”؟
بله امیر عزیز، کاملاً همینطور است. “Expect” میتواند بار معنایی منفی هم داشته باشد. مثالهایی مانند “expect the worst” (انتظار بدترینها را داشتن) یا “expect trouble” (انتظار دردسر داشتن) به خوبی این موضوع را نشان میدهند. معنای کلی “انتظار داشتن” میتواند هم به چیزهای خوب و هم به چیزهای بد اشاره کند، بسته به کلماتی که با آن همایند میشوند.