- چگونه میتوان از فعل قدرتمند Establish در موقعیتهای مختلف استفاده کرد؟
- رایجترین و کاربردیترین کالوکیشن های Establish در زبان انگلیسی کدامند؟
- آیا فعل Establish فقط به معنای «تاسیس کردن» یک شرکت یا سازمان است؟
- چطور با یادگیری این همایندها، سطح مکالمه و نوشتار انگلیسی خود را به شکل چشمگیری ارتقا دهیم؟
در این مقاله جامع و کاربردی، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و متنوع کالوکیشن های Establish آشنا میکنیم. فعل Establish یکی از آن افعال پرکاربردی است که یادگیری همایندهای آن میتواند تاثیر مستقیمی بر طبیعی و حرفهای به نظر رسیدن انگلیسی شما داشته باشد. بسیاری از زبانآموزان این فعل را تنها با معنای «بنیانگذاری کردن» میشناسند، در حالی که کاربردهای آن بسیار فراتر از این است. با ما همراه باشید تا با مثالهای واضح و ترجمه دقیق، تمام جنبههای این فعل مهم را بررسی کنیم.
دسته اول: کالوکیشن های Establish برای تاسیس و بنیانگذاری
این دسته از کالوکیشنها به شناختهشدهترین معنای فعل Establish، یعنی «ایجاد کردن، تاسیس کردن یا بنیان نهادن» یک نهاد، سازمان یا کسبوکار اشاره دارند. استفاده از این همایندها در محیطهای رسمی و تجاری بسیار رایج است.
Establish a company / business / firm
این کالوکیشن به معنای راهاندازی یا تاسیس یک شرکت، کسبوکار یا بنگاه تجاری است. این یکی از پایهایترین و پرکاربردترین همایندهای Establish است.
مثال:
They plan to establish a new software company in Silicon Valley.
ترجمه:
آنها قصد دارند یک شرکت نرمافزاری جدید را در سیلیکون ولی تاسیس کنند.
Establish an organization / foundation / charity
این همایند برای بنیانگذاری یک سازمان، بنیاد یا موسسه خیریه به کار میرود. تمرکز در اینجا بیشتر بر روی نهادهای غیرانتفاعی یا با اهداف خاص اجتماعی است.
مثال:
The family decided to establish a foundation to help underprivileged students.
ترجمه:
آن خانواده تصمیم گرفتند یک بنیاد را برای کمک به دانشآموزان بیبضاعت تاسیس کنند.
Establish a committee / panel
زمانی که نیاز به تشکیل یک گروه رسمی برای بررسی یک موضوع یا تصمیمگیری باشد، از این کالوکیشن استفاده میکنیم که به معنای تشکیل دادن یک کمیته یا هیئت است.
مثال:
The government will establish a committee to investigate the matter.
ترجمه:
دولت برای تحقیق در مورد این موضوع یک کمیته تشکیل خواهد داد.
Establish a headquarters
برای اشاره به دایر کردن یا مستقر کردن دفتر مرکزی یک شرکت یا سازمان در یک مکان خاص از این همایند استفاده میشود.
مثال:
The multinational corporation decided to establish its European headquarters in Dublin.
ترجمه:
شرکت چندملیتی تصمیم گرفت دفتر مرکزی اروپایی خود را در دوبلین دایر کند.
دسته دوم: کالوکیشن برای برقراری ارتباط و روابط
فعل Establish فقط برای ساختارهای فیزیکی و سازمانی به کار نمیرود. یکی از مهمترین کاربردهای آن در ایجاد و برقراری روابط، ارتباطات و مناسبات است. این دسته از کالوکیشن های Establish بسیار کلیدی هستند.
Establish a relationship
این کالوکیشن به معنای برقرار کردن یک رابطه (کاری، دوستانه یا دیپلماتیک) است. این فرآیند معمولاً زمانبر است و به ایجاد اعتماد و تفاهم اشاره دارد.
مثال:
It’s important to establish a good working relationship with your colleagues.
ترجمه:
مهم است که یک رابطه کاری خوب با همکاران خود برقرار کنید.
Establish contact / communication
این همایند به معنای برقرار کردن تماس یا ارتباط با کسی یا گروهی است، به خصوص زمانی که پیش از آن ارتباطی وجود نداشته است.
مثال:
After weeks of trying, the rescue team finally managed to establish radio contact with the trapped miners.
ترجمه:
پس از هفتهها تلاش، تیم نجات بالاخره موفق شد با معدنچیان محبوس شده ارتباط رادیویی برقرار کند.
Establish a connection
این کالوکیشن به معنای ایجاد یک پیوند یا ارتباط (ذهنی، عاطفی یا منطقی) بین دو چیز یا دو نفر است. این ارتباط میتواند عمیقتر از یک تماس ساده باشد.
مثال:
The lawyer’s goal was to establish a connection between the suspect’s presence and the crime scene.
ترجمه:
هدف وکیل این بود که ارتباطی را بین حضور مظنون و صحنه جرم برقرار کند.
Establish diplomatic relations
این یک عبارت رسمی در روابط بینالملل است و به معنای برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور میباشد.
مثال:
The two countries agreed to establish full diplomatic relations after years of conflict.
ترجمه:
دو کشور توافق کردند که پس از سالها درگیری، روابط دیپلماتیک کامل برقرار کنند.
دسته سوم: کالوکیشن برای اثبات و مشخص کردن
یکی دیگر از کاربردهای بسیار مهم فعل Establish، استفاده از آن به معنای «اثبات کردن، مسلم کردن یا مشخص کردن» حقایق، قوانین و دلایل است. این کاربرد در متون آکادمیک، حقوقی و علمی بسیار دیده میشود.
Establish the facts / the truth
این کالوکیشن به معنای اثبات کردن حقایق یا مشخص کردن حقیقت یک ماجراست. این کار معمولاً از طریق تحقیق، بررسی شواهد و استدلال انجام میشود.
مثال:
The police are still trying to establish the facts surrounding the incident.
ترجمه:
پلیس هنوز در تلاش است تا حقایق پیرامون این حادثه را مشخص کند.
Establish guilt / innocence
در زمینه حقوقی، این همایند به معنای اثبات گناهکاری یا بیگناهی یک فرد است و توسط دادگاه یا هیئت منصفه انجام میشود.
مثال:
The prosecution’s main challenge is to establish the defendant’s guilt beyond a reasonable doubt.
ترجمه:
چالش اصلی دادستان این است که گناهکاری متهم را فراتر از هرگونه شک منطقی اثبات کند.
Establish a link / correlation
این کالوکیشن در تحقیقات و مطالعات علمی بسیار کاربرد دارد و به معنای پیدا کردن و اثبات یک ارتباط یا همبستگی بین دو یا چند متغیر است.
مثال:
The study aims to establish a clear link between smoking and heart disease.
ترجمه:
هدف این مطالعه، اثبات یک ارتباط واضح بین سیگار کشیدن و بیماری قلبی است.
Establish a cause
به معنای مشخص کردن و یافتن علت یک پدیده، مشکل یا حادثه است.
مثال:
Investigators are working to establish the cause of the plane crash.
ترجمه:
بازرسان در حال تلاش برای مشخص کردن علت سقوط هواپیما هستند.
دسته چهارم: کالوکیشن برای تثبیت موقعیت و اعتبار
آخرین دسته از کالوکیشن های Establish به معنای «تثبیت کردن، جا انداختن یا به شهرت رساندن» است. در این حالت، فرد یا چیزی جایگاه محکم و معتبری در یک زمینه خاص پیدا میکند.
Establish oneself as…
این یکی از قدرتمندترین همایندهاست و به این معناست که یک فرد خود را به عنوان یک شخص برجسته و معتبر در یک زمینه خاص معرفی و تثبیت میکند. این کار از طریق مهارت، تلاش و کسب موفقیت صورت میگیرد.
مثال:
She has successfully established herself as a leading expert in the field of artificial intelligence.
ترجمه:
او با موفقیت خود را به عنوان یک متخصص برجسته در زمینه هوش مصنوعی تثبیت کرده است.
Establish a reputation
این کالوکیشن به معنای کسب شهرت و اعتبار (معمولاً خوب) در یک زمینه خاص است. این شهرت در طول زمان و بر اساس عملکرد فرد یا سازمان ساخته میشود.
مثال:
The company has established a reputation for quality and reliability.
ترجمه:
این شرکت برای کیفیت و قابلیت اطمینان شهرت و اعتبار کسب کرده است.
Establish control / authority
این همایند به معنای به دست گرفتن و تثبیت کنترل یا اقتدار بر روی یک موقعیت، گروه یا منطقه است.
مثال:
The new manager quickly established her authority over the team.
ترجمه:
مدیر جدید به سرعت اقتدار خود را بر تیم تثبیت کرد.
Establish a precedent
این عبارت به معنای ایجاد یک رویه یا سابقه است که میتواند به عنوان یک الگو یا قانون نانوشته برای تصمیمات آینده مورد استفاده قرار گیرد. این کالوکیشن در زمینههای حقوقی و سازمانی بسیار رایج است.
مثال:
The court’s decision will establish a precedent for similar cases in the future.
ترجمه:
تصمیم دادگاه یک رویه (سابقه) برای پروندههای مشابه در آینده ایجاد خواهد کرد.
جدول مقایسهای: Establish در مقابل افعال مشابه
گاهی ممکن است فعل Establish با افعالی مانند Found، Set up یا Create اشتباه گرفته شود. جدول زیر به شما کمک میکند تا تفاوتهای ظریف بین آنها را بهتر درک کنید.
| فعل | کاربرد اصلی | مثال |
|---|---|---|
| Establish | رسمیتر؛ برای سازمانها، روابط، حقایق و شهرت. به معنای ایجاد چیزی بادوام و ماندگار است. | Establish a company, Establish a relationship, Establish the facts. |
| Set up | غیررسمیتر؛ بیشتر برای کسبوکارهای کوچک، تجهیزات یا جلسات. به معنای آمادهسازی و شروع است. | Set up a small shop, Set up a meeting, Set up the computer. |
| Found | بسیار رسمی؛ معمولاً برای نهادهای بزرگ و تاریخی مانند شهرها، دانشگاهها یا امپراتوریها. | The university was founded in 1636. |
| Create | عمومیترین فعل؛ به معنای به وجود آوردن چیزی جدید (هنری، انتزاعی یا فیزیکی). | Create a masterpiece, Create a problem, Create an account. |
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فعل Establish بسیار فراتر از معنای ساده «تاسیس کردن» است. یادگیری و استفاده صحیح از کالوکیشن های Establish به شما کمک میکند تا منظور خود را با دقت و ظرافت بیشتری بیان کنید و انگلیسی شما طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسد. این همایندها در چهار دسته اصلی قابل طبقهبندی هستند: تاسیس و بنیانگذاری، برقراری روابط، اثبات حقایق و تثبیت موقعیت. با تمرین این کالوکیشنها در قالب مثالهای ارائه شده و تلاش برای به کار بردن آنها در مکالمات و نوشتههای خود، میتوانید تسلط خود بر این فعل کلیدی را به سطح بالاتری برسانید.




ممنون از مقاله عالی و کاربردی! واقعا فکر میکردم Establish فقط به معنی تاسیس کردنه. الان خیلی دیدم بازتر شد.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! بله، یکی از اهداف اصلی ما همین شفافسازی کاربردهای گستردهتر افعال پرکاربرد مثل Establish هست.
سلام. آیا ‘establish a company’ با ‘found a company’ دقیقا یک معنی رو میده یا تفاوتهای ظریفی بینشون هست؟
سلام رضا جان. سوال بسیار خوبی پرسیدید. هر دو به معنای بنیانگذاری و راهاندازی هستند. ‘Found’ بیشتر روی عمل اولیه ایجاد تمرکز دارد، در حالی که ‘establish’ میتواند شامل ایجاد ساختار، قوانین و پایههای یک سازمان هم باشد که کمی رسمیتر و جامعتر به نظر میرسد. هرچند در بسیاری از موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند.
واقعا چقدر خوب توضیح دادید. بخش ‘Establish a connection’ رو قبلا تو یه فیلم شنیده بودم ولی نمیدونستم دقیقا چطور باید استفادهش کنم. الان کامل متوجه شدم.
خوشحالیم که این بخش براتون روشن شده، فاطمه خانم. ‘Establish a connection’ یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردیه که هم در مکالمات روزمره و هم در محیطهای رسمی مورد استفاده قرار میگیره. موفق باشید!
آیا ‘establish’ میتونه برای یه چیز غیرمادی مثل ‘establish a reputation’ هم استفاده بشه؟ ممنون میشم توضیح بدید.
بله، علی جان، دقیقا همینطوره! ‘Establish a reputation’ یک کالوکیشن عالی است که به معنای ‘شهرت یافتن’ یا ‘اعتبار پیدا کردن’ است. این یکی از کاربردهای پرکاربرد Establish برای مفاهیم انتزاعی است. مثال: ‘He established a reputation as a trustworthy lawyer.’
میشه لطفاً چند مثال دیگه از ‘Establish a principle’ یا ‘Establish a rule’ بگید؟ حس میکنم اینها خیلی به درد نوشتن متنهای رسمی میخورن.
حتما نازنین خانم. ‘Establish a principle’ به معنی ‘اصولی را بنیان نهادن’ است، مثلا: ‘The founding fathers established principles of democracy.’ و ‘Establish a rule’ به معنی ‘قانون وضع کردن’ است، مثلا: ‘The school established a new rule against cell phone use in class.’ کاملا صحیح فرمودید، اینها در متون رسمی و آکادمیک بسیار مفید هستند.
مقاله تون بینظیره. همیشه فکر میکردم چطور باید بگم ‘رابطه برقرار کردن’ به انگلیسی، الان ‘establish a relationship’ رو یاد گرفتم. خیلی کاربردیه.
احسان جان، باعث افتخاره که این مقاله تونسته بهتون کمک کنه. ‘Establish a relationship’ دقیقا همان عبارتی است که در این زمینه استفاده میشود و میتواند به روابط دوستانه، کاری یا حتی دیپلماتیک اشاره داشته باشد.
آیا کالوکیشن ‘establish a precedent’ به معنی ‘سابقهای ایجاد کردن’ هست؟ درست فهمیدم؟
کاملا درست فهمیدید مریم خانم! ‘Establish a precedent’ دقیقا به معنی ‘سابقه یا رویهای را ایجاد کردن’ است که میتواند در آینده به عنوان یک الگو یا معیار استفاده شود. این اصطلاح بیشتر در متون حقوقی و رسمی کاربرد دارد.
میشه در مورد تلفظ صحیح کلمه ‘Establish’ هم یه توضیحی بدید؟ بعضی وقتا تو لهجه بریتیش و امریکن یکم گیج میشم.
کیان عزیز، تلفظ صحیح Establish به صورت /ɪˈstæblɪʃ/ است. در هر دو لهجه بریتیش و امریکن تقریبا یکسان تلفظ میشود، با تاکید روی سیلاب دوم (stab). میتوانید به دیکشنریهای آنلاین معتبر مثل آکسفورد یا کمبریج مراجعه کنید تا تلفظ صوتی آن را بشنوید.
ممنون بابت مثالهای عالی و ترجمههای روان. واقعا برای یادگیری کالوکیشن ها اینقدر مثالهای متنوع نیاز بود.
خواهش میکنم زهرا خانم. هدف ما دقیقا همین بود که با مثالهای متعدد و کاربردی، یادگیری را برای شما آسانتر و ملموستر کنیم. موفق باشید در مسیر یادگیری!
من همیشه ‘set up’ رو به جای ‘establish’ استفاده میکردم. آیا میشه گفت ‘set up a company’ هم درسته؟ یا یه مقدار غیررسمیتره؟
امیر جان، ‘set up a company’ کاملاً صحیح و رایج است، اما کمی غیررسمیتر از ‘establish a company’ به حساب میآید. ‘Set up’ بیشتر به معنای ‘راهاندازی’ یا ‘ترتیب دادن’ است، در حالی که ‘establish’ بار معنایی قویتری از ‘تاسیس رسمی’ و ‘بنیانگذاری’ دارد. هر دو در جای خود درستند، بستگی به میزان رسمیت متن یا مکالمه دارد.
این مقاله نشون داد که کالوکیشن ها چقدر به طبیعی صحبت کردن کمک میکنن. دیگه فقط کلمات رو حفظ نمیکنم.
دقیقا همینطوره شیوا خانم! یادگیری کالوکیشنها یکی از کلیدهای اصلی برای رسیدن به فلوئنسی و صحبت کردن مثل یک نیتیو اسپیکر است. خوشحالیم که به این موضوع مهم پی بردید و از این مقاله لذت بردید.
آیا میشه از Establish برای ‘تایید کردن یک حقیقت’ هم استفاده کرد؟ مثلا ‘establish a fact’؟
بله امید جان، ‘establish a fact’ یک کالوکیشن بسیار رایج و صحیح است که به معنی ‘اثبات کردن یک حقیقت’ یا ‘واقعیتی را محرز کردن’ است. مثلا: ‘The police established the fact that he was at home that night.’ این کاربرد معمولا در متون حقوقی یا تحقیقاتی دیده میشود.
ممنون از مقاله جامع و کاملتون. هر دفعه که میام اینجا یه چیز جدید یاد میگیرم. این بخش از کالوکیشنها واقعا ضروری بود.
مینا خانم، لطف دارید. خوشحالیم که محتوای سایت براتون مفید و آموزنده است. ما همیشه تلاش میکنیم تا بهترین و کاربردیترین مطالب رو برای علاقهمندان به زبان انگلیسی ارائه بدیم.
خیلی خوبه که به کاربردهای مختلف اشاره کردید. مثلا ‘establish an understanding’ رو قبلا نشنیده بودم و الان میدونم چقدر مهمه برای مکالمات رسمی.
بله سامان جان، ‘establish an understanding’ به معنای ‘به تفاهم رسیدن’ یا ‘درک متقابل ایجاد کردن’ است که در مذاکرات و جلسات کاری بسیار پرکاربرد است. ممنون از توجهتون.
یک سوال: آیا ‘establish’ میتونه حالت فعل لازم (intransitive) هم داشته باشه؟ یا همیشه مفعول میخواد؟
پریسا خانم، ‘Establish’ در بیشتر کاربردها یک فعل متعدی (transitive) است و نیاز به مفعول دارد، مانند ‘establish a company’ یا ‘establish a connection’. اما در برخی موارد محدود و کمتر رایج، ممکن است بدون مفعول مستقیم و در معنای ‘مستحکم شدن’ یا ‘پابرجا شدن’ به کار رود، هرچند این کاربرد خیلی کم است و معمولا از افعال دیگری استفاده میشود. بهتر است آن را همیشه به عنوان یک فعل متعدی به خاطر بسپارید.
مقاله بینظیری بود! همیشه این فعل Establish منو گیج میکرد. الان با این کالوکیشنها کاربردش خیلی واضح شد.
خوشحالیم که توانستیم ابهامات شما را برطرف کنیم، کسری جان. یادگیری کالوکیشنها یکی از مؤثرترین راهها برای تسلط بر ظرایف معنایی افعال پرکاربرد است.
مرسی بابت محتوای مفیدتون. آیا ‘establish’ بیشتر در زمینه های formal استفاده میشه یا تو informal conversation هم میشه ازش بهره برد؟
سوال خوبی پرسیدید هانیه خانم. ‘Establish’ در کل تمایل به رسمیت (formality) بیشتری دارد و در محیطهای آکادمیک، تجاری، حقوقی و رسمی بسیار رایج است. هرچند کالوکیشنهایی مثل ‘establish a connection’ یا ‘establish a routine’ میتوانند در مکالمات غیررسمیتر نیز به کار روند، اما اگر به دنبال گزینههای کاملاً غیررسمی هستید، اغلب افعال سادهتری مثل ‘start’, ‘create’, ‘make’ یا ‘set up’ ترجیح داده میشوند.
بسیار عالی! واقعاً به این توضیحات نیاز داشتم. امیدوارم مقالههای بیشتری درباره کالوکیشنهای افعال دیگه هم منتشر کنید.
آرش عزیز، حتماً! این یکی از اهداف اصلی ماست که به مرور زمان کالوکیشنهای افعال و کلمات مهم دیگر را نیز پوشش دهیم. پیشنهادات شما برای ما بسیار ارزشمند است.
چقدر دقیق و با مثالهای متنوع توضیح دادید. بخش ‘establish a reputation’ رو تو یه کتاب خونده بودم ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. الان روشن شد.
خوشحالیم که این بخش براتون مفید بوده نگین خانم. ‘Establish a reputation’ از جمله کالوکیشنهاییه که به غنای زبان نوشتاری و گفتاری شما کمک زیادی میکنه. موفق باشید!
میشه گفت ‘establish a goal’ هم درسته یا برای هدفگذاری از فعلهای دیگه باید استفاده کرد؟
سینا جان، معمولاً برای ‘هدفگذاری’ از افعالی مانند ‘set a goal’ یا ‘define a goal’ استفاده میشود. ‘Establish a goal’ رایج نیست. ‘Establish’ بیشتر برای چیزهایی به کار میرود که نیاز به ساختار، بنیاد یا تثبیت دارند.