مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Effort

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن‌ها پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Effort یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای عبور از سطح متوسط و رسیدن به سطح پیشرفته در زبان انگلیسی است. بسیاری از زبان‌آموزان تنها به استفاده از کلمه “try” اکتفا می‌کنند، در حالی که انگلیسی‌زبانان نیتیو از ترکیبات متنوعی با کلمه “effort” برای بیان شدت، نوع و نتیجه تلاش خود استفاده می‌کنند. با ما همراه باشید تا با مجموعه‌ای از کاربردی‌ترین این کالوکیشن‌ها به همراه مثال‌های واضح و ترجمه فارسی آشنا شوید و دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Rage Quit” (فشاری شدن و خروج!)

کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Effort برویم، بیایید یک تعریف سریع از کالوکیشن داشته باشیم. کالوکیشن به مجموعه‌ای از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و رایج با هم به کار می‌روند. برای مثال، در فارسی ما می‌گوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم ساختن». در انگلیسی هم همینطور است؛ آن‌ها می‌گویند “make a decision” و نه “do a decision”. یادگیری این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا طبیعی‌تر، روان‌تر و شبیه به یک فرد نیتیو صحبت کنید.

کلمه effort به معنای «تلاش»، «کوشش» یا «سعی» است و با افعال، صفات و حتی حروف اضافه مختلفی ترکیب می‌شود تا معانی دقیق‌تری را منتقل کند. در ادامه، این ترکیبات را در دسته‌بندی‌های مختلف بررسی می‌کنیم.

📌 بیشتر بخوانید:راننده “Sunday Driver”: لاک‌پشت‌های رو مخ

دسته اول: افعالی که با Effort می‌آیند (Verb + Effort)

این دسته از کالوکیشن‌ها نشان می‌دهند که ما چه کاری با «تلاش» انجام می‌دهیم. این افعال معمولاً برای بیان شروع، انجام دادن یا افزایش تلاش به کار می‌روند.

1. Make an effort

این یکی از رایج‌ترین و کاربردی‌ترین کالوکیشن های Effort است و به معنای «تلاش کردن» یا «سعی کردن» است. معمولاً زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهیم نشان دهیم فردی برای انجام کاری کوشش می‌کند، حتی اگر آن کار سخت باشد.

2. Put effort into something

این کالوکیشن به معنای «صرف کردن انرژی و زمان برای کاری» است. تاکید آن بر سرمایه‌گذاری تلاش در یک حوزه یا پروژه خاص است.

3. Exert effort

این عبارت کمی رسمی‌تر از “make an effort” است و معمولاً به تلاش فیزیکی یا ذهنی قابل توجه اشاره دارد. “Exert” به معنای «اعمال کردن» یا «به کار بردن» است.

4. Devote effort to something

این کالوکیشن به معنای «وقف کردن یا اختصاص دادن تلاش» به یک هدف خاص است. این عبارت نشان‌دهنده تعهد و تمرکز بالا است.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Resolutioners” (ورزشکارهای شنبه‌ای)

دسته دوم: صفاتی که Effort را توصیف می‌کنند (Adjective + Effort)

با استفاده از صفات مختلف، می‌توانیم مقدار، نوع و کیفیت تلاش را توصیف کنیم. این صفات به جمله شما عمق و دقت بیشتری می‌بخشند.

1. A big / great / huge effort

این صفات برای توصیف تلاش بسیار زیاد و قابل توجه به کار می‌روند.

2. A conscious / deliberate effort

این صفات نشان می‌دهند که تلاش به صورت آگاهانه، عمدی و با قصد قبلی انجام شده است.

3. A joint / team / collaborative effort

این صفات نشان می‌دهند که تلاش توسط یک گروه و به صورت مشترک انجام شده است.

4. A futile / wasted effort

این صفات برای توصیف تلاشی به کار می‌روند که بی‌نتیجه و بی‌فایده بوده است.

5. Minimal effort

این عبارت به معنای کمترین تلاش ممکن است و اغلب بار معنایی منفی دارد.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:دیگه نگو I Agree! 5جایگزین ها که لولت رو بالا میبره

دسته سوم: عباراتی که با Effort ساخته می‌شوند (Phrases with Effort)

برخی عبارات و اصطلاحات خاص نیز وجود دارند که از کلمه effort در آن‌ها استفاده می‌شود و معانی منحصر به فردی دارند.

1. An effort of will

این عبارت به تلاشی اشاره دارد که نیازمند قدرت اراده و کنترل ذهنی قوی است.

2. Worth the effort

زمانی که می‌خواهیم بگوییم نتیجه یک کار سخت، ارزش آن همه تلاش را داشته است، از این عبارت استفاده می‌کنیم.

3. Spare no effort

این عبارت به معنای «از هیچ تلاشی فروگذار نکردن» یا «تمام سعی خود را کردن» است. معمولاً برای نشان دادن حداکثر تعهد به کار می‌رود.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Obsessed” شدم: وقتی عاشق چیزی میشی

جدول مقایسه‌ای کالوکیشن‌های کلیدی Effort

برای درک بهتر تفاوت‌های ظریف بین برخی از این کالوکیشن‌ها، جدول زیر را آماده کرده‌ایم:

کالوکیشن معنای اصلی کاربرد رایج
Make an effort تلاش کردن عمومی برای انجام کاری که سخت است یا نیاز به انگیزه دارد.
Put effort into sth صرف کردن انرژی و زمان تمرکز روی یک پروژه، مهارت یا وظیفه خاص.
Exert effort به کار بردن تلاش (رسمی) معمولاً برای تلاش‌های ذهنی یا فیزیکی شدید.
Spare no effort از هیچ تلاشی دریغ نکردن برای نشان دادن حداکثر تعهد و جدیت در یک موقعیت مهم.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:ماجرای “اسفند دود کردن” برای چشم‌زخم (ترجمه برای توریست)

نتیجه‌گیری: چگونه از این کالوکیشن‌ها استفاده کنیم؟

یادگیری و استفاده از کالوکیشن های Effort می‌تواند تفاوت بزرگی در سطح زبان انگلیسی شما ایجاد کند. به جای اینکه همیشه از “try” یا “work hard” استفاده کنید، سعی کنید این ترکیبات جدید را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید. با این کار، نه تنها منظور خود را دقیق‌تر بیان می‌کنید، بلکه بسیار طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر به نظر خواهید رسید.

بهترین راه برای به خاطر سپردن این کالوکیشن‌ها، تمرین است. سعی کنید برای هر کدام از عباراتی که یاد گرفتید، یک جمله شخصی بسازید که به زندگی یا تجربیات خودتان مرتبط باشد. این کار به تثبیت آن‌ها در ذهن شما کمک شایانی خواهد کرد. به یاد داشته باشید که زبان یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری، با تمرین و تکرار قوی‌تر می‌شود. پس از امروز شروع کنید و تلاش خود را برای یادگیری این ترکیبات ارزشمند به کار بگیرید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 306

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون! همیشه احساس می‌کردم یه چیزی توی ‘try’ کردنم کم بود ولی نمی‌دونستم چیه. این کالوکیشن‌ها خیلی کمک می‌کنند.

    1. خیلی خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. دقیقا هدف ما هم همینه که به زبان‌آموزان کمک کنیم طبیعی‌تر صحبت کنند.

  2. توی مقاله گفتید ‘make an effort’، این با ‘put in effort’ چه فرقی داره؟ هر دو رو میشه به جای هم استفاده کرد؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید علی عزیز. هر دو به معنای ‘تلاش کردن’ هستند و اغلب می‌توانند جایگزین هم شوند. اما ‘put in effort’ معمولاً تاکید بیشتری بر ‘سرمایه‌گذاری زمان و انرژی’ دارد، در حالی که ‘make an effort’ بیشتر به خود ‘عمل تلاش’ اشاره می‌کند. تفاوتشان ظریف است و در بیشتر موارد هر دو صحیح هستند.

  3. من خیلی وقتا ‘try hard’ میگفتم، در صورتی که الان میفهمم ‘put in a lot of effort’ یا ‘make a considerable effort’ خیلی طبیعی‌تره. مرسی از این توضیحات کامل.

    1. دقیقاً همینطوره رضا جان! ‘Try hard’ غلط نیست اما ‘put in a lot of effort’ سطح پیشرفته‌تر و طبیعی‌تری از بیان تلاش است. خوشحالیم که این مقاله بهتون کمک کرده.

  4. آیا برای وقتی که کسی واقعا بی‌خیال شده و تلاشی نمی‌کنه هم اصطلاحی با ‘effort’ داریم؟ مثلاً ‘He made no effort’?

    1. بله، مینا جان. ‘He made no effort’ یا ‘He didn’t make any effort’ کاملاً صحیح و رایج است و دقیقاً همین معنی را می‌دهد. همچنین می‌توان گفت ‘He put no effort into it’.

  5. عالی بود! واقعاً یکی از بزرگترین چالش‌های من همین طبیعی صحبت کردن بود و این نکات ریز خیلی تاثیرگذارن.

  6. توی مقاله به ‘considerable effort’ اشاره شد. چه صفت‌های دیگه‌ای رو میشه با effort استفاده کرد که شدت تلاش رو نشون بده؟

    1. سلام نرگس عزیز. صفت‌های زیادی هستند! علاوه بر ‘considerable’، می‌توانید از ‘great effort’, ‘tremendous effort’, ‘significant effort’, ‘strenuous effort’ (تلاشی که خسته‌کننده است) و ‘sustained effort’ (تلاش مداوم) استفاده کنید.

  7. برای ‘effort’ چه فعل‌هایی غیر از make و put in میشه به کار برد؟ شنیدم sometimes people ‘exert effort’. درسته؟

    1. بله کیان جان، ‘exert effort’ کاملاً صحیح و یک ترکیب رسمی‌تر است. به معنای اعمال یا به کار بردن تلاش است. همچنین می‌توانید از ‘devote effort’ (تلاش خود را وقف چیزی کردن) یا ‘spare no effort’ (از هیچ تلاشی فروگذار نکردن) استفاده کنید.

  8. من همیشه فکر می‌کردم ‘do effort’ درسته! الان متوجه شدم چقدر اشتباه می‌کردم. مقاله شما چشمم رو باز کرد.

    1. خوشحالیم که این ابهام براتون رفع شده بهار جان. ‘Do effort’ یک اشتباه رایج بین زبان‌آموزان است و یادگیری ‘make an effort’ یا ‘put in effort’ کمک زیادی به طبیعی‌تر شدن صحبت کردنتون می‌کند.

  9. واقعا درسته که اینا مرز بین اینترمدیت و ادونس رو مشخص میکنه. ممنون از مطلب کاربردیتون.

  10. آیا ‘effortless’ هم میشه از همین خانواده دونست؟ مثلا وقتی میگیم ‘He did it effortlessly’.

    1. بله زهرا جان، ‘effortless’ (بی‌تلاش، آسان) و ‘effortlessly’ (به آسانی) قطعاً از همین خانواده هستند و نشان می‌دهند که کاری بدون نیاز به تلاش زیاد انجام شده است. این هم یک کلمه بسیار کاربردی و مرتبط است.

    1. حتماً محسن جان. مثلاً ‘He only put in the minimum effort for his exam and barely passed.’ (او فقط حداقل تلاش را برای امتحانش کرد و به سختی قبول شد.) یا ‘Don’t just make a minimum effort; strive for excellence!’

  11. واقعاً سخته همه این کالوکیشن‌ها رو به خاطر سپرد، ولی ارزشش رو داره. ممنون که انقدر خوب توضیح دادید.

    1. حق با شماست لاله جان، حفظ کردن یکباره همه ممکن است دشوار باشد. بهترین راه این است که کم‌کم با تمرین و استفاده در جملات، آن‌ها را درونی کنید. مداومت کلید موفقیت است!

  12. برای گفتن ‘تلاش برای چیزی’ همیشه از ‘effort for’ استفاده می‌کنیم یا ‘effort to’ هم داریم؟ مثلاً ‘effort to improve’?

    1. سوال بسیار مهمی است فرهاد جان! وقتی بعد از ‘effort’ فعل می‌آید، معمولاً از ‘effort to do something’ استفاده می‌شود، مثل ‘effort to improve’ یا ‘effort to understand’. اما وقتی اسم می‌آید، می‌توان از ‘effort for something’ استفاده کرد، مثل ‘an effort for peace’. ‘Effort in something’ هم رایج است، مثل ‘effort in his studies’.

  13. دقیقا مشکلی بود که باهاش درگیر بودم. خیلی از کلمات رو اینطوری یاد میگیرم که کالوکیشن‌هاش رو باهاش یاد بگیرم. ممنون از مقاله بی‌نظیرتون.

    1. خوشحالیم که مقاله این مشکل را برای شما حل کرده پریسا جان. یادگیری کالوکیشن‌ها بهترین روش برای رسیدن به روانی و دقت در زبان است.

  14. آیا ‘spare no effort’ هم جزو کالوکیشن‌های مهم با ‘effort’ محسوب میشه؟ خیلی شنیدمش.

    1. بله آرش جان، ‘spare no effort’ یک اصطلاح بسیار رایج و کاربردی است به معنی ‘از هیچ تلاشی فروگذار نکردن’ یا ‘تمام تلاش خود را به کار گرفتن’. حتماً آن را به دایره واژگان خود اضافه کنید!

  15. آیا این کالوکیشن‌ها (مثل ‘put in a concerted effort’) بیشتر رسمی هستن یا در مکالمات روزمره هم استفاده میشن؟

    1. سپیده جان، برخی مانند ‘make an effort’ یا ‘put in effort’ بسیار رایج و هم در مکالمات و هم در متون رسمی استفاده می‌شوند. ‘Concerted effort’ (تلاش هماهنگ/منسجم) کمی رسمی‌تر است اما در شرایط مناسب در مکالمات هم به کار می‌رود، به خصوص وقتی از تلاشی گروهی صحبت می‌کنیم.

  16. همیشه فکر میکردم ‘take effort’ مثل ‘take time’ درسته. الان فهمیدم اشتباه بوده. ممنون بابت اصلاح.

    1. مهران جان، ‘take effort’ به تنهایی رایج نیست، اما می‌توانیم بگوییم ‘It takes effort to do something’ (برای انجام کاری تلاش لازم است). این یک ساختار متفاوت است. خوشحالیم که به شما کمک کردیم!

  17. برای ‘کمترین تلاش’ هم چیزی هست؟ جز ‘minimum effort’. مثلاً ‘slight effort’?

    1. مصطفی جان، بله، ‘slight effort’ (تلاش جزئی) کاملاً صحیح است. همچنین می‌توانید از ‘little effort’ یا ‘hardly any effort’ (تقریباً هیچ تلاشی) نیز استفاده کنید.

    1. مریم جان، دقیقا هدف ما هم همین است! جزئیات هستند که تفاوت را رقم می‌زنند. ادامه دهید و نتایج شگفت‌انگیزش را خواهید دید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *