- چرا یادگیری کالوکیشن (Collocation) در زبان انگلیسی تا این حد اهمیت دارد؟
- کالوکیشن های Easy کدامند و چطور میتوانند به طبیعیتر شدن مکالمه ما کمک کنند؟
- آیا استفاده از ترکیبهای اشتباه کلمات، مانند strong rain به جای heavy rain، از نظر گرامری غلط است؟
- چگونه میتوانیم کالوکیشنهای پرکاربرد با کلمه Easy را به همراه مثال و ترجمه یاد بگیریم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری کالوکیشن های Easy یکی از هوشمندانهترین روشها برای عبور از سطح متوسط و صحبت کردن مانند یک فرد انگلیسیزبان (Native) است. بسیاری از زبانآموزان با وجود داشتن دایره لغات گسترده و دانش گرامری خوب، همچنان نمیتوانند روان و طبیعی صحبت کنند، زیرا کلمات را به درستی با هم ترکیب نمیکنند. کالوکیشنها یا «همآیندها» به ترکیبهای رایج و طبیعی کلمات گفته میشود که انگلیسیزبانها به صورت ناخودآگاه از آنها استفاده میکنند. در ادامه، به شما نشان خواهیم داد که چرا یادگیری این ترکیبها ضروری است و سپس لیست کاملی از پرکاربردترین کالوکیشنهای مرتبط با کلمه Easy را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی روان به شما ارائه خواهیم کرد.
کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا یادگیری آن یک ضرورت است؟
تصور کنید در فارسی بگویید «چای نیرومند» به جای «چای پررنگ» یا «تصمیم ساختم» به جای «تصمیم گرفتم». شنونده منظور شما را متوجه میشود، اما این جملات неестествен و غیرطبیعی به نظر میرسند. در زبان انگلیسی نیز دقیقاً همین قانون حاکم است. کالوکیشن به معنای همنشینی طبیعی کلمات است؛ یعنی کلماتی که معمولاً با هم به کار میروند و ترکیبی آشنا و صحیح را در ذهن یک انگلیسیزبان ایجاد میکنند.
برای مثال، برای اشاره به «باران شدید» از ترکیب heavy rain استفاده میشود، نه strong rain. هر دو کلمه heavy و strong معنای «قوی» یا «شدید» را میدهند، اما تنها یکی از آنها با کلمه rain همنشینی درستی دارد. این ترکیبها از قواعد گرامری خاصی پیروی نمیکنند، بلکه بر اساس قراردادهای رایج در زبان شکل گرفتهاند.
فواید یادگیری کالوکیشنها
- صحبت کردن طبیعی و روان: با استفاده از کالوکیشنها، گفتار شما از حالت رباتیک و کتابی خارج شده و به زبان واقعی انگلیسیزبانها نزدیکتر میشود.
- افزایش سرعت در مکالمه: وقتی مغز شما کلمات را به صورت گروهی (chunks) به خاطر میسپارد، سریعتر میتوانید جملهسازی کنید و کمتر دچار مکث و تردید میشوید.
- درک بهتر فیلمها و مکالمات: انگلیسیزبانها در گفتار روزمره خود به وفور از کالوکیشنها استفاده میکنند. آشنایی با این ترکیبها به شما کمک میکند تا مفهوم صحبتهای آنها را عمیقتر و سریعتر درک کنید.
- نمره بالاتر در آزمونهای بینالمللی: در آزمونهایی مانند آیلتس و تافل، استفاده صحیح و بهجا از کالوکیشنها در بخشهای گفتاری (Speaking) و نوشتاری (Writing)، تأثیر بسیار مثبتی بر نمره شما خواهد داشت.
مجموعه کامل کالوکیشن های Easy به همراه مثال و ترجمه
کلمه Easy یکی از صفتهای بسیار پرکاربرد در زبان انگلیسی است که با کلمات مختلفی ترکیب شده و معانی متنوعی ایجاد میکند. در ادامه، این کالوکیشنها را در دستهبندیهای مختلف بررسی میکنیم تا یادگیری آنها برای شما سادهتر شود.
کالوکیشنهای صفت + اسم (Adjective + Noun) با Easy
در این دسته، صفت Easy قبل از یک اسم قرار میگیرد تا ویژگی آن اسم را توصیف کند.
۱. An Easy Question/Task/Job
این ترکیب به معنای یک سوال آسان، وظیفه ساده یا کار بیدردسر است.
-
مثال ۱: The first part of the exam was full of easy questions.
ترجمه: بخش اول آزمون پر از سوالات آسان بود.
-
مثال ۲: Don’t worry, updating the software is a very easy task.
ترجمه: نگران نباش، بهروزرسانی نرمافزار یک کار بسیار ساده است.
-
مثال ۳: I thought it would be an easy job, but it turned out to be very complicated.
ترجمه: فکر میکردم کار راحتی خواهد بود، اما معلوم شد که بسیار پیچیده است.
۲. An Easy Win/Victory
این کالوکیشن برای اشاره به یک برد یا پیروزی آسان و بیدردسر به کار میرود.
-
مثال ۱: Everyone expected an easy win for the home team, but they lost the match.
ترجمه: همه انتظار یک برد آسان را برای تیم میزبان داشتند، اما آنها بازی را باختند.
-
مثال ۲: Given their lack of preparation, it was an easy victory for us.
ترجمه: با توجه به عدم آمادگی آنها، این یک پیروزی راحت برای ما بود.
۳. An Easy Solution/Answer
به معنای یک راهحل ساده یا پاسخ سرراست برای یک مشکل است.
-
مثال ۱: There is no easy solution to this complex problem.
ترجمه: هیچ راهحل سادهای برای این مشکل پیچیده وجود ندارد.
-
مثال ۲: People are always looking for an easy answer, but life is often complicated.
ترجمه: مردم همیشه به دنبال یک پاسخ راحت هستند، اما زندگی اغلب پیچیده است.
۴. Easy Money
این عبارت به پول بادآورده یا پولی اشاره دارد که با تلاش کم و به راحتی به دست میآید.
-
مثال ۱: He lost all his savings looking for easy money in online gambling.
ترجمه: او تمام پساندازش را در جستجوی پول بادآورده در قمار آنلاین از دست داد.
-
مثال ۲: Be careful of schemes that promise easy money; they are usually a trap.
ترجمه: مراقب طرحهایی باش که وعده پول راحت میدهند؛ آنها معمولاً یک تله هستند.
۵. An Easy Target
به معنای یک هدف ساده یا سیبل راحت است؛ یعنی کسی یا چیزی که به راحتی میتوان به آن حمله کرد، از آن انتقاد کرد یا فریبش داد.
-
مثال ۱: Tourists who carry a lot of cash are an easy target for thieves.
ترجمه: توریستهایی که پول نقد زیادی حمل میکنند، هدفی آسان برای سارقان هستند.
-
مثال ۲: Because of his unpopular decisions, the politician became an easy target for the media.
ترجمه: به دلیل تصمیمات نامحبوبش، آن سیاستمدار به هدفی راحت برای رسانهها تبدیل شد.
کالوکیشنهای فعل + قید (Verb + Adverb) و عبارات فعلی
در این ساختارها، کلمه Easy به صورت قید (easily) یا در قالب عبارات فعلی خاصی به کار میرود.
۱. Take it easy
این عبارت بسیار پرکاربرد دو معنای اصلی دارد: سخت نگیر/آرام باش یا استراحت کن.
-
مثال ۱: Take it easy! There’s no need to get so angry about it.
ترجمه: آرام باش! نیازی نیست اینقدر در این مورد عصبانی شوی.
-
مثال ۲: The doctor told me to take it easy for a few days after the surgery.
ترجمه: دکتر به من گفت که تا چند روز پس از جراحی استراحت کنم (به خودم سخت نگیرم).
-
مثال ۳: I’m planning to just take it easy this weekend.
ترجمه: قصد دارم این آخر هفته فقط استراحت کنم (و کار خاصی نکنم).
۲. Go easy on someone/something
این عبارت به معنای سخت نگرفتن به کسی، ملاحظه کسی را کردن، یا در مصرف چیزی (مانند غذا) زیادهروی نکردن است.
-
مثال ۱: Please go easy on him. It’s his first day at work.
ترجمه: لطفاً به او سخت نگیر. روز اول کاریاش است.
-
مثال ۲: The coach decided to go easy on the players during today’s training session.
ترجمه: مربی تصمیم گرفت در جلسه تمرین امروز به بازیکنان سخت نگیرد.
-
مثال ۳: I’m on a diet, so I should go easy on the cake.
ترجمه: من رژیم دارم، بنابراین باید در خوردن کیک زیادهروی نکنم (ملاحظه کنم).
سایر کالوکیشنهای رایج با Easy
در این بخش به بررسی ترکیبهای دیگری میپردازیم که در مکالمات روزمره بسیار شنیده میشوند.
| کالوکیشن انگلیسی | معنی فارسی | مثال و ترجمه |
|---|---|---|
| Easy access | دسترسی آسان | The hotel offers easy access to the beach. ترجمه: هتل، دسترسی آسانی به ساحل فراهم میکند. |
| Easy-going | آدم راحتگیر، بیخیال، آسانگیر | My boss is very easy-going, so the office atmosphere is relaxed. ترجمه: رئیس من خیلی آدم راحتی است، بنابراین جو اداره آرام است. |
| Make something easier | چیزی را آسانتر کردن | This new software will make my job easier. ترجمه: این نرمافزار جدید کارم را آسانتر خواهد کرد. |
| An easy mistake to make | اشتباهی که به راحتی رخ میدهد | Don’t worry, confusing their names is an easy mistake to make. ترجمه: نگران نباش، قاطی کردن اسمهایشان اشتباهی است که به راحتی پیش میآید. |
| Within easy reach | در دسترس، نزدیک | The supermarket is within easy reach of our house. ترجمه: سوپرمارکت نزدیک خانه ما (در دسترس ما) است. |
چگونه کالوکیشن ها را به طور مؤثر یاد بگیریم؟
یادگیری فهرستی طولانی از کالوکیشنها ممکن است دشوار به نظر برسد. اما با استفاده از روشهای درست، میتوانید این فرآیند را ساده و لذتبخش کنید.
- توجه فعال هنگام خواندن و گوش دادن: وقتی در حال خواندن یک متن یا گوش دادن به پادکست انگلیسی هستید، به کلماتی که با هم میآیند توجه ویژهای داشته باشید. سعی کنید این ترکیبها را تشخیص دهید و یادداشت کنید.
- استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن: دیکشنریهای آنلاینی مانند OZDIC یا اپلیکیشنهای مخصوص کالوکیشن، ابزارهای فوقالعادهای هستند. با جستجوی یک کلمه (مثلاً Easy)، لیستی از کلماتی که با آن همنشینی دارند را به شما نمایش میدهند.
- یادگیری در قالب جمله: هرگز یک کالوکیشن را به تنهایی حفظ نکنید. آن را در یک یا دو جمله کاربردی یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند تا نحوه استفاده صحیح از آن را درک کرده و بهتر در حافظه خود ثبت کنید.
- تمرین و تکرار فعال: سعی کنید از کالوکیشن های Easy که یاد گرفتهاید در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید. هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، طبیعیتر و سریعتر به ذهن شما خواهند آمد. میتوانید برای خودتان داستانهای کوتاه بنویسید و خود را ملزم به استفاده از چند کالوکیشن جدید کنید.
نتیجهگیری: قدرت همنشینی کلمات را دستکم نگیرید
همانطور که در این مقاله دیدیم، یادگیری کالوکیشن های Easy و دیگر ترکیبهای رایج، فقط یک تکنیکเสริม برای یادگیری زبان نیست، بلکه یک بخش بنیادین و ضروری برای دستیابی به تسلط واقعی است. با تمرکز بر این همآیندهای طبیعی، نه تنها دایره لغات خود را به شکلی کاربردی گسترش میدهید، بلکه به طور چشمگیری به روانتر، طبیعیتر و دقیقتر شدن زبان انگلیسی خود کمک میکنید. از همین امروز شروع کنید، به ترکیب کلمات در اطراف خود دقت کنید و سعی کنید آنها را به بخشی از دانش زبانی فعال خود تبدیل کنید. این تغییر کوچک در رویکرد یادگیری، تأثیر بزرگی بر مهارتهای ارتباطی شما خواهد گذاشت.




این مقاله دقیقا چیزی بود که دنبالش بودم. همیشه حس میکردم با اینکه گرامرم خوبه و لغات زیادی بلدم، ولی حرف زدنم مثل نیتیوها نیست. الان فهمیدم مشکل از کالوکیشنهاست! ممنون از توضیحات کاملتون.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! دقیقا همینطوره، کالوکیشنها پلی هستند برای صحبت کردن طبیعیتر و روانتر. با تمرین و دقت به نحوه استفاده از کلمات در کنار هم، حتما پیشرفت چشمگیری خواهید داشت.
مثال “strong rain” به جای “heavy rain” خیلی جالب بود. من خودم گاهی اوقات همین اشتباهات رو ناخواسته انجام میدم. آیا “easy money” هم یه کالوکیشن درسته؟ چون تو فیلمها زیاد شنیدم.
بله علی عزیز، “easy money” یک کالوکیشن بسیار رایج و درست است که به پولی اشاره دارد که بدون تلاش زیاد به دست میآید. البته گاهی اوقات میتواند مفهوم منفی هم داشته باشد (مثلاً پول غیرقانونی). نکته مهم این است که این ترکیب در ذهن یک نیتیو کاملاً طبیعی به نظر میرسد.
من برای یادگیری کالوکیشنها، سعی میکنم وقتی یه کلمه جدید یاد میگیرم، همراهش چند تا از کالوکیشنهای رایجش رو هم پیدا کنم و تو جملات خودم استفاده کنم. این روش خیلی کمک میکنه!
عالیه مریم جان! این یک استراتژی بسیار هوشمندانه و مؤثر است. یادگیری کلمات در قالب کالوکیشنها و عبارات، نه تنها به ماندگاری بیشتر آنها در ذهن کمک میکند، بلکه شما را از همان ابتدا با کاربرد طبیعی کلمات آشنا میسازد. به همین روند ادامه دهید!
آیا “easy life” هم یک کالوکیشن محسوب میشه؟ حس میکنم منظور از “easy” اینجا صرفاً “آسان” نیست، بیشتر “بیدغدغه” یا “راحت” معنی میده.
بله رضا جان، “easy life” یک کالوکیشن صحیح و پرکاربرد است. نکتهای که به آن اشاره کردید بسیار دقیق است؛ معنی “easy” در کالوکیشنها همیشه ترجمه لغوی “آسان” نیست و میتواند شامل مفاهیمی مانند “بیدغدغه”، “راحت”، “بدون دردسر” و حتی “مطمئن” (مثل “easy win”) باشد. زبان پر از این ظرافتهاست!
کاملاً درک میکنم! من با وجود سالها زبان خوندن، همیشه احساس میکردم یه چیزی کمه که نمیتونم روان صحبت کنم. این مقاله یه پنجره جدید رو به روم باز کرد. باید بیشتر به کالوکیشنها توجه کنم.
لیست کاملی از کالوکیشنهای “Easy” رو کی میذارید؟ خیلی مشتاقم ببینم. اگه میشه یه سری کالوکیشنهای رایج دیگه هم تو مقالات بعدی معرفی کنید.
امیر عزیز، خوشحالیم که پیگیر مطالب هستید. لیست کامل کالوکیشنهای مربوط به “Easy” در بخشهای بعدی همین مقاله ارائه شده است و میتوانید آنها را با مثال و ترجمه مشاهده کنید. حتماً در آینده نیز مقالات متنوعی در مورد کالوکیشنهای پرکاربرد دیگر خواهیم داشت.
آیا تلفظ “easy come, easy go” نکته خاصی داره؟ یا فقط به همین معنی که پول راحت میاد و میره استفاده میشه؟
نازنین عزیز، تلفظ این عبارت کاملاً استاندارد است و نکته خاصی ندارد. معنی آن هم همان است که اشاره کردید: “چیزی که به آسانی به دست میآید، به آسانی هم از دست میرود.” این یک اصطلاح (idiom) هم محسوب میشود که از ترکیب کالوکیشنها ساخته شده است.
مثال “چای نیرومند” به جای “چای پررنگ” یا “چای قوی” واقعا گویا بود. خیلی خوب مفهوم کالوکیشن رو رسوند. تو فارسی هم ما این اشتباهات رو داریم.
دقیقا حسن جان! این مثال برای رساندن مفهوم کالوکیشن و اینکه چطور کلمات در هر زبان “دوستان” خاص خودشان را دارند، بسیار مؤثر است. توجه به این شباهتها در زبان مادریمان میتواند به درک بهتر زبان انگلیسی کمک کند.
آیا کالوکیشنها سطح رسمی و غیررسمی هم دارن؟ یعنی مثلا “easy money” توی یه محیط کاری رسمی خیلی استفاده نمیشه؟
سمیرا خانم، سؤال بسیار خوبی است. بله، کالوکیشنها میتوانند سطوح متفاوتی از رسمیت داشته باشند. “Easy money” در یک محیط کاری رسمی و آکادمیک کمتر استفاده میشود، مگر اینکه منظور خاصی (مثلاً اشاره به فعالیتهای غیرقانونی) باشد. همیشه باید به بافت و مخاطب توجه کرد.
یه کالوکیشن دیگه که با “easy” خیلی شنیدم “easy listening” هست برای موسیقیهایی که آرامشبخش و ملایم هستند. درسته؟
کاملاً درسته پژمان عزیز! “Easy listening” یک کالوکیشن بسیار خوب و پرکاربرد در حوزه موسیقی است که به ژانری از موسیقی ملایم و آرامشبخش اشاره دارد. ممنون از اضافه کردن این مثال عالی!
ممنون از مقالات خوبتون. واقعا این توضیحات فارسی در کنار مثالهای انگلیسی، یادگیری رو خیلی راحتتر میکنه. منتظر قسمتهای بعدی و کالوکیشنهای بیشتر هستیم.
پس یعنی “strong rain” از نظر گرامری غلط نیست ولی فقط طبیعی به نظر نمیاد؟ این رو قبلا نمیدونستم و فکر میکردم اشتباهه.
دقیقاً آرش عزیز! این یکی از نکات کلیدی در مورد کالوکیشنهاست. “Strong rain” از نظر ساختار گرامری ایرادی ندارد، اما برای یک انگلیسیزبان بومی کاملاً غیرطبیعی و “ناآشنا” به نظر میرسد. اینجاست که اهمیت کالوکیشنها مشخص میشود: صحبت کردن “درست” در کنار “طبیعی” صحبت کردن.
من وقتی فیلم و سریال نگاه میکنم، سعی میکنم به این کالوکیشنها دقت کنم و ببینم نیتیوها چطور کلمات رو کنار هم میذارن. خیلی کمک کنندهست.
این روش بسیار عالی و مؤثری است شیدا جان! گوش دادن فعال به محتوای بومی (Native content) یکی از بهترین راهها برای درونی کردن کالوکیشنها و الگوهای طبیعی زبان است. ادامه دهید و از این فرصتها حداکثر استفاده را ببرید.
آیا میشه برای توصیف کسی که شخصیت آروم و آسونی داره، از “easy person” استفاده کرد؟ یا کالوکیشن بهتری وجود داره؟
نگین عزیز، “easy person” خیلی رایج نیست و ممکن است در برخی بافتها معنی “آسانگیر” یا “کسی که به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد” را بدهد. کالوکیشنهای بهتری برای توصیف یک شخصیت آرام و دوستانه عبارتند از “easygoing person” یا “laid-back person”.
واقعا ممنون از توضیحات شفاف و مثالهای عالی. مدتها بود که این مفهوم رو گنگ درک میکردم، الان کاملا روشن شد.
ایزی اکسس (Easy access) به معنی دسترسی آسان هم یه کالوکیشن دیگه با “easy” هست که خیلی شنیدم. درسته؟
بله رویا جان، “easy access” یک کالوکیشن بسیار رایج و کاربردی است که به معنی “دسترسی آسان” یا “امکان دسترسی راحت” به یک مکان، اطلاعات یا خدمات خاص است. مثال خوبی را ذکر کردید!
به نظرم میشه یه دفترچه کوچیک داشت و کالوکیشنهای جدید رو با مثال توش نوشت تا همیشه مرور کرد.
سامان عزیز، این یک پیشنهاد فوقالعاده است! ساختن دفترچه یادداشت شخصی برای کالوکیشنها به همراه مثالهای کاربردی، به شما کمک میکند تا آنها را فعالانه تمرین کرده و بهتر به خاطر بسپارید. مرور منظم این دفترچه کلید موفقیت است.
این بخش “صحبت کردن مانند یک فرد انگلیسیزبان (Native)” دقیقا همون هدفیه که من دنبالشم. خوشحالم که راه رسیدن بهش رو پیدا کردم.
آیا “easy promise” هم کالوکیشن هست؟ چون مثلا میگیم “قول آسون”؟
مهسا جان، “easy promise” رایج نیست. برای “قول آسون” یا قولی که عمل کردن به آن راحت است، معمولاً از عباراتی مثل “an easy promise to keep” استفاده میشود، نه “easy promise” به تنهایی. تمرین کالوکیشنها به ما کمک میکند از چنین ترجمههای تحت اللفظی پرهیز کنیم.
همیشه مطالبتون فوقالعادهست و خیلی چیزا ازش یاد میگیرم. این مقاله هم مثل همیشه جامع و کاربردی بود.