- آیا تا به حال در هنگام استفاده از کلمه “Discover” در انگلیسی احساس سردرگمی کردهاید و نمیدانید کدام کلمه باید در کنار آن قرار گیرد تا معنی درستی بدهد؟
- آیا نگران این هستید که استفاده نادرست از ترکیبهای کلمهای یا همان **کالوکیشن های Discover** باعث شود منظور شما به درستی منتقل نشود؟
- آیا میخواهید دایره لغات خود را فراتر از کلمات منفرد گسترش دهید و مانند یک بومیزبان صحبت کنید؟
- آیا برای آزمونهای بینالمللی آماده میشوید و میدانید که تسلط بر کالوکیشنها چقدر در کسب نمره بالا حیاتی است؟
نگران نباشید! در این راهنمای جامع، ما به سادگی و گام به گام تمام پیچیدگیهای مربوط به **کالوکیشن های Discover** را بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از این کلمه قدرتمند اشتباه نکنید و با اعتماد به نفس کامل صحبت و بنویسید.
| مفهوم | توضیح مختصر | مثال کلیدی |
|---|---|---|
| کالوکیشن چیست؟ | ترکیب طبیعی دو یا چند کلمه که معمولاً با هم استفاده میشوند. | Take a photo (نه “make a photo”) |
| معنی اصلی Discover | پیدا کردن یا فهمیدن چیزی برای اولین بار، کشف کردن. | Scientists discover new species. |
| اهمیت کالوکیشنهای Discover | دقت و روانی در بیان را افزایش میدهد و به درک بهتر بافت جملات کمک میکند. | She discovered the truth. |
| هدف این مقاله | معرفی رایجترین کالوکیشنهای Discover با مثال و ترجمه فارسی برای تقویت مهارتهای زبانی شما. | — |
Discover چیست و چرا کالوکیشنهای آن مهم هستند؟
پیش از غواصی عمیق در دنیای **کالوکیشن های Discover**، اجازه دهید ابتدا خود کلمه “Discover” را از منظر یک زبانشناس بررسی کنیم. کلمه “Discover” ریشهای لاتین دارد و از “dis-” (به معنای لغو یا برعکس) و “cooperire” (به معنای پوشاندن) میآید، بنابراین به معنای واقعی کلمه یعنی “از پوشش درآوردن” یا “پردهبرداری کردن از چیزی”. این فعل عموماً به معنای “پیدا کردن یا فهمیدن چیزی برای اولین بار” یا “کشف کردن” است که اغلب شامل غافلگیری یا یک رویداد غیرمنتظره میشود. همچنین میتواند به معنای “یافتن یک مکان، شخص یا شیء” یا “فهمیدن یک واقعیت یا اطلاعات” باشد.
به عنوان یک مدرس ESL/EFL، میدانم که یکی از بزرگترین موانع برای زبانآموزان، دستیابی به روانی و طبیعی بودن در زبان انگلیسی است. حفظ کلمات به صورت مجزا کافی نیست؛ بلکه باید یاد بگیرید که چگونه کلمات به صورت طبیعی در کنار هم قرار میگیرند. اینجا جایی است که کالوکیشنها نقش حیاتی ایفا میکنند. استفاده صحیح از کالوکیشنها نشاندهنده تسلط شما بر زبان است و از ابهام جلوگیری میکند. همچنین، موتورهای جستجو (از جمله گوگل) محتوایی را که از زبان طبیعیتری استفاده میکند و سیگنالهای EEAT بالاتری دارد، ترجیح میدهند؛ بنابراین، تمرکز بر کالوکیشنها هم برای یادگیری شما و هم برای سئو سایت بسیار مهم است.
تفاوت Discover با Find و Invent
بسیاری از زبانآموزان “Discover” را با “Find” و “Invent” اشتباه میگیرند. بیایید تفاوتهای ظریف آنها را بررسی کنیم:
- Discover: به معنای پیدا کردن چیزی است که از قبل وجود داشته اما ناشناخته بوده است. (مانند کشف قاره آمریکا، کشف قانون جاذبه)
- Find: به معنای پیدا کردن چیزی است که آن را گم کردهاید یا به دنبالش بودهاید. میتواند تصادفی هم باشد، اما تأکید بر وجود قبلی و دسترسی به آن است. (مانند پیدا کردن کلیدهای گمشده، پیدا کردن یک کتاب در کتابخانه)
- Invent: به معنای خلق یا طراحی چیزی است که قبلاً وجود نداشته است. (مانند اختراع تلفن، اختراع لامپ)
رایجترین کالوکیشنهای Discover
در ادامه، مهمترین و پرکاربردترین کالوکیشنهای فعل “Discover” را با مثالهای دقیق و ترجمه فارسی بررسی میکنیم. نگران نباشید اگر در ابتدا همه آنها را به خاطر نمیسپارید؛ با تمرین و استفاده مداوم، به مرور زمان بر آنها مسلط خواهید شد.
1. Discover the Truth / a Secret / a Fact / the Cause
این ترکیبها به معنای “فهمیدن یا آشکار کردن یک حقیقت، راز، واقعیت یا علت” هستند.
- Discover the truth: حقیقت را کشف کردن / فهمیدن.
- Discover a secret: یک راز را فاش کردن / پی بردن به یک راز.
- Discover a fact: واقعیتی را فهمیدن / کشف کردن.
- Discover the cause: علت را پیدا کردن / کشف کردن.
مثالها:
- ✅ The detective worked tirelessly to discover the truth behind the crime.
(کارآگاه بیوقفه تلاش کرد تا حقیقت پشت جرم را کشف کند.) - ❌ The detective worked tirelessly to “find” the truth behind the crime. (صحیح است اما Discover طبیعیتر است وقتی با حقیقت سر و کار داریم)
- ✅ She accidentally discovered a secret passage in the old house.
(او به طور تصادفی یک راه مخفی را در خانه قدیمی کشف کرد.) - ❌ She accidentally “found” a secret passage. (باز هم صحیح است، اما discover حس غیرمنتظره و هیجانانگیزتری را منتقل میکند)
- ✅ Scientists hope to discover the cause of the disease.
(دانشمندان امیدوارند علت بیماری را کشف کنند.) - ✅ Through careful research, he discovered several important facts about ancient civilizations.
(او از طریق تحقیقات دقیق، چندین واقعیت مهم درباره تمدنهای باستانی را کشف کرد.)
2. Discover a New World / a New Land / a New Species / a New Galaxy
این کالوکیشنها به معنای “کشف یک مکان جدید، موجود زنده جدید یا جرم آسمانی جدید” هستند که قبلاً برای عموم ناشناخته بودند.
- Discover a new world: دنیایی جدید را کشف کردن.
- Discover a new land: سرزمینی جدید را کشف کردن.
- Discover a new species: گونهای جدید را کشف کردن.
- Discover a new galaxy: کهکشانی جدید را کشف کردن.
مثالها:
- ✅ Explorers bravely set sail to discover new lands.
(کاشفان شجاعانه به سمت دریا حرکت کردند تا سرزمینهای جدیدی را کشف کنند.) - ❌ Explorers bravely set sail to “find” new lands. (Find این حس اکتشاف و ناشناخته بودن را ندارد)
- ✅ Biologists frequently discover new species of insects in the rainforest.
(زیستشناسان اغلب گونههای جدیدی از حشرات را در جنگلهای بارانی کشف میکنند.) - ✅ The Hubble Telescope helped us discover new galaxies far beyond our own.
(تلسکوپ هابل به ما کمک کرد تا کهکشانهای جدیدی را فراتر از کهکشان خودمان کشف کنیم.)
3. Discover a Talent / a Passion / a Gift
این ترکیبها به معنای “پی بردن به یک استعداد، شور و اشتیاق یا هدیه (توانایی) در خود یا دیگران” است.
- Discover a talent: استعدادی را کشف کردن / پی بردن به استعدادی.
- Discover a passion: شور و اشتیاقی را کشف کردن / پی بردن به علاقهای عمیق.
- Discover a gift: یک هدیه (توانایی خاص) را کشف کردن.
مثالها:
- ✅ Through art classes, he discovered a hidden talent for painting.
(از طریق کلاسهای هنری، او استعدادی پنهان در نقاشی را کشف کرد.) - ❌ Through art classes, he “found” a hidden talent for painting. (Find برای استعداد کمی غیرطبیعی است)
- ✅ Traveling abroad helped her discover a passion for photography.
(سفر به خارج از کشور به او کمک کرد تا شور و اشتیاقی برای عکاسی کشف کند.) - ✅ Many people don’t discover their true gifts until later in life.
(بسیاری از مردم تا اواخر عمر خود استعدادهای واقعیشان را کشف نمیکنند.)
4. Discover a Cure / a Treatment / a Remedy
این کالوکیشنها به معنای “پیدا کردن یا ابداع کردن درمانی برای یک بیماری” هستند.
- Discover a cure: درمانی را کشف کردن / پیدا کردن.
- Discover a treatment: یک روش درمانی را کشف کردن.
- Discover a remedy: درمانی (معمولاً سنتیتر) را کشف کردن.
مثالها:
- ✅ Scientists are working hard to discover a cure for cancer.
(دانشمندان سخت در تلاشند تا درمانی برای سرطان کشف کنند.) - ❌ Scientists are working hard to “invent” a cure for cancer. (درمان معمولاً کشف میشود نه اختراع)
- ✅ New research aims to discover effective treatments for rare diseases.
(تحقیقات جدید با هدف کشف درمانهای موثر برای بیماریهای نادر انجام میشود.) - ✅ Ancient civilizations often discovered natural remedies for common ailments.
(تمدنهای باستانی اغلب درمانهای طبیعی برای بیماریهای رایج کشف میکردند.)
5. Discover an Opportunity / a Potential / a Solution
این ترکیبها به معنای “شناختن یا پی بردن به یک فرصت، پتانسیل یا راهحل” هستند.
- Discover an opportunity: فرصتی را کشف کردن / شناختن.
- Discover a potential: پتانسیلی را کشف کردن / پی بردن به توانایی بالقوه.
- Discover a solution: راهحلی را کشف کردن / یافتن.
مثالها:
- ✅ By networking, she managed to discover a new business opportunity.
(با شبکهسازی، او توانست فرصت شغلی جدیدی را کشف کند.) - ❌ By networking, she managed to “look for” a new business opportunity. (Discover حس خودآگاهی و شناخت ناگهانی را دارد)
- ✅ The mentor helped him discover his full potential.
(مربی به او کمک کرد تا پتانسیل کامل خود را کشف کند.) - ✅ After much deliberation, they finally discovered a viable solution to the problem.
(پس از مشورت فراوان، آنها سرانجام یک راهحل عملی برای مشکل کشف کردند.)
6. Discover That… (Discover + Clause)
این فرمول بسیار رایج است و به معنای “فهمیدن اینکه…” یا “پی بردن به اینکه…” است و پس از آن یک جمله کامل میآید.
Formula: Discover + That-Clause (Subject + Verb + Object)
مثالها:
- ✅ I was surprised to discover that she had already left.
(من متعجب شدم وقتی فهمیدم که او قبلاً رفته بود.) - ❌ I was surprised to “know” that she had already left. (Discover حس فهمیدن برای اولین بار را دارد)
- ✅ We soon discovered that the information was incorrect.
(ما به زودی فهمیدیم که اطلاعات نادرست بود.) - ✅ Scientists recently discovered that certain genes are linked to the disease.
(دانشمندان اخیراً کشف کردند که ژنهای خاصی با این بیماری مرتبط هستند.)
تفاوتهای لهجهای و رسمی/غیررسمی (US vs. UK)
خوشبختانه، برای **کالوکیشن های Discover** تفاوتهای عمدهای بین انگلیسی بریتانیایی (UK English) و آمریکایی (US English) وجود ندارد. این کالوکیشنها در هر دو لهجه کاملاً قابل درک و رایج هستند. همچنین، اکثر این ترکیبها در هر دو بافت رسمی و غیررسمی قابل استفادهاند، اگرچه در متون علمی و تحقیقاتی بیشتر دیده میشوند.
بنابراین، میتوانید با اطمینان خاطر از این ترکیبها در هر کجا که نیاز داشتید استفاده کنید.
Common Myths & Mistakes (اشتباهات و باورهای غلط رایج)
1. Myth: Discover فقط برای چیزهای مادی است.
Reality: همانطور که دیدیم، Discover میتواند برای مفاهیم انتزاعی مانند “truth,” “talent,” “passion,” “solution” نیز به کار رود.
- ✅ She discovered her passion for cooking.
- ❌ She “found” her passion for cooking. (Discover طبیعیتر است)
2. Myth: Discover و Invent همیشه به جای هم به کار میروند.
Reality: این یکی از رایجترین اشتباهات است. به یاد داشته باشید:
- Discover: برای چیزی که از قبل وجود داشته ولی ناشناخته بوده است. (مانند گرانش، قارهها)
- Invent: برای چیزی که ساخته یا خلق شده است. (مانند تلفن، برق)
- ✅ Alexander Graham Bell invented the telephone.
(الکساندر گراهام بل تلفن را اختراع کرد.) - ❌ Alexander Graham Bell “discovered” the telephone.
- ✅ Christopher Columbus discovered America.
(کریستف کلمب آمریکا را کشف کرد.) - ❌ Christopher Columbus “invented” America.
3. Myth: همیشه میتوان به جای Discover از Find استفاده کرد.
Reality: در بسیاری از موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند، اما Discover اغلب حس “اولین بار بودن”، “کشف” یا “آشکار شدن” را دارد که Find ممکن است فاقد آن باشد. Find بیشتر به “پیدا کردن چیزی که گم شده بود” یا “یافتن چیزی که به دنبالش بودیم” اشاره دارد.
- ✅ Marie Curie discovered radium.
(ماری کوری رادیوم را کشف کرد.) - ❌ Marie Curie “found” radium. (ممکن است معنی را برساند اما Discover بار تاریخی و علمی بهتری دارد)
- ✅ I found my keys under the sofa.
(من کلیدهایم را زیر مبل پیدا کردم.) - ❌ I “discovered” my keys under the sofa. (غیرطبیعی و مضحک به نظر میرسد)
Common FAQ (سوالات متداول)
Q1: چطور میتوانم کالوکیشنهای Discover را بهتر یاد بگیرم و به خاطر بسپارم؟
A1: بهترین راه، قرار گرفتن در معرض زبان واقعی و تمرین فعال است. این مراحل را دنبال کنید:
- خواندن: متون انگلیسی را بخوانید و به نحوه استفاده از Discover و کلمات اطراف آن توجه کنید.
- گوش دادن: پادکستها، فیلمها و سریالها را تماشا کنید و به ترکیباتی که میشنوید دقت کنید.
- ساخت جملات: خودتان با هر کالوکیشن چندین جمله بسازید. این کار به فعالسازی دانش شما کمک میکند.
- استفاده در مکالمه/نوشتار: سعی کنید به صورت آگاهانه این کالوکیشنها را در صحبت کردن و نوشتن خود به کار ببرید.
- فلشکارت: برای هر کالوکیشن یک فلشکارت درست کنید که شامل مثال هم باشد.
Q2: آیا همه کالوکیشنها با Discover به معنای “کشف کردن” هستند؟
A2: بله، هسته معنایی “Discover” همواره “پیدا کردن یا فهمیدن چیزی برای اولین بار” یا “کشف کردن” است. کلمه یا عبارت بعد از آن (مثل truth، talent، new species) فقط نوع چیزی را که کشف شده است، مشخص میکند.
Q3: آیا Discover فعل لازم است یا متعدی؟
A3: Discover یک فعل متعدی (transitive verb) است، یعنی تقریباً همیشه به یک مفعول مستقیم (چیزی که کشف شده است) نیاز دارد.
مثال: They discovered gold. (Gold مفعول مستقیم است)
Q4: آیا Discover میتواند به معنای “پیدا کردن یک مکان” باشد؟
A4: بله، قطعاً. همانطور که در مثال “Discover a new land” دیدیم، Discover به معنای “پیدا کردن یا کشف کردن یک مکان جدید” نیز به کار میرود که برای اولین بار به آن پی میبرند. مثلاً: “The explorers discovered a hidden village in the mountains.” (کاشفان یک دهکده پنهان در کوهستانها را کشف کردند.)
Conclusion (نتیجهگیری)
تبریک میگویم! شما اکنون با دنیای غنی و پرکاربرد **کالوکیشن های Discover** آشنا شدهاید. با درک این ترکیبهای کلمهای، نه تنها دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دادهاید، بلکه توانایی خود را در استفاده طبیعی و دقیق از زبان انگلیسی نیز بهبود بخشیدهاید. به یاد داشته باشید که کلید تسلط بر کالوکیشنها، تمرین مداوم و استفاده فعال از آنها در صحبت کردن و نوشتن است.
فراموش نکنید که یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد. با هر کالوکیشنی که یاد میگیرید و هر اشتباهی که از آن درس میگیرید، یک قدم به روانی و تسلط کامل نزدیکتر میشوید. با اعتماد به نفس ادامه دهید و از هر لحظه این مسیر لذت ببرید. به زودی خواهید دید که کلمات و عبارات انگلیسی چگونه به طور طبیعی و بدون زحمت در ذهن شما جاری میشوند. شما توانایی آن را دارید!




خیلی مقاله کاربردی بود! من همیشه با این کالوکیشنها مشکل داشتم و نمیدونستم کجا باید Discover رو استفاده کنم. ممنون از توضیحات عالیتون. فقط یه سوال، آیا ‘discover a secret’ هم یه کالوکیشن رایج محسوب میشه؟
ممنون سارا جان از بازخورد خوبتون! بله، ‘discover a secret’ یک کالوکیشن بسیار رایج و طبیعی است و به معنای ‘فهمیدن یک راز’ یا ‘پی بردن به یک راز’ استفاده میشود. این ترکیب نشاندهنده پیدا کردن اطلاعاتی است که پنهان بوده. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده!
واقعا سخته این کالوکیشنها رو یاد گرفت. من همیشه با ‘find’ و ‘discover’ اشتباه میکنم. آیا راهی هست که راحتتر اینا رو از هم تشخیص بدیم؟
سلام امیر عزیز. کاملاً درک میکنم، تمایز بین ‘find’ و ‘discover’ گاهی چالشبرانگیز است. نکته کلیدی اینجاست که ‘discover’ معمولاً به کشف چیزی جدید یا چیزی که قبلاً ناشناخته بوده اشاره دارد (مثل یک سرزمین جدید، یک حقیقت، یک استعداد)، در حالی که ‘find’ میتواند به پیدا کردن چیزی که گم شده بود یا چیزی که دنبالش بودیم هم اطلاق شود. مثلاً: ‘I found my keys’ (کلیدهایم را پیدا کردم) اما ‘Scientists discovered a new planet’ (دانشمندان یک سیاره جدید کشف کردند). تمرین با مثالهای بیشتر کمک زیادی میکند!
من یه بار تو یه آزمون آیلتس به جای ‘discover a new method’ نوشته بودم ‘find a new method’ و نمره از دست دادم. از اون موقع همیشه حواسم هست. این مقاله خیلی کمک کرد که دقیقاً بفهمم کجاها Discover میشینه. مرسی!
مریم عزیز، دقیقاً همین نکات ظریف هستند که در آزمونهای بینالمللی مثل آیلتس و تافل تفاوت ایجاد میکنند. خوشحالیم که این مقاله تونسته به روشن شدن تفاوتها کمک کنه و امیدواریم در آزمونهای آینده با تسلط بیشتری از کالوکیشنها استفاده کنید. تجربه شما برای بقیه دوستان هم میتونه بسیار مفید باشه.
این کالوکیشنها بیشتر تو حالت رسمی استفاده میشن یا تو مکالمات روزمره هم کاربرد دارن؟ مثلاً ‘discover a passion’ رو میشه تو یه مکالمه عادی استفاده کرد؟
رضا جان، ‘discover’ و کالوکیشنهای آن هم در محاورات روزمره و هم در متون رسمی کاربرد دارند. ‘Discover a passion’ یک مثال عالی برای استفاده در مکالمات عادی است که به معنای ‘پیدا کردن علاقه یا اشتیاق به چیزی’ میباشد. بستگی به بافت جمله و موقعیت دارد، اما به طور کلی ‘discover’ در هر دو حالت قابل استفاده است.
آیا برای ‘discover the truth’ میشه از عبارتهای دیگهای هم استفاده کرد که همین معنی رو بده ولی شاید کمی متفاوت باشه؟
نازنین عزیز، برای ‘discover the truth’ میتوانید از عباراتی مانند ‘uncover the truth’ (پرده برداشتن از حقیقت) یا ‘find out the truth’ (پی بردن به حقیقت) نیز استفاده کنید. هر کدام nuances خاص خود را دارند؛ ‘uncover’ اغلب حس آشکارسازی چیزی پنهان را میدهد و ‘find out’ کمی عمومیتر است. اما ‘discover the truth’ بسیار رایج و طبیعی است.
خسته نباشید. واقعا مقالههای این چنینی خیلی مفیدن. من خودم فکر میکردم ‘discover’ فقط به معنی ‘کشف کردن’ یه چیز فیزیکیه، ولی الان فهمیدم خیلی گستردهتره.
ممنون از لطف شما علی جان. دقیقاً، ‘discover’ علاوه بر کشف فیزیکی (مثل سرزمین جدید)، شامل کشف حقایق، احساسات، استعدادها و اطلاعات جدید هم میشود که آن را به کلمهای بسیار قدرتمند و پرکاربرد تبدیل میکند. خوشحالیم که توانستیم ابعاد جدیدی از این کلمه را روشن کنیم.
اگر بخوام بگم ‘بچه استعداد موسیقی خودش رو کشف کرد’، میشه گفت ‘The child discovered his musical talent’؟ درسته؟
بله پریسا جان، دقیقاً همینطور است! ‘The child discovered his musical talent’ یک جمله کاملاً صحیح و طبیعی است و به خوبی معنای مدنظر شما را منتقل میکند. این یک کالوکیشن عالی برای ‘discover’ است.
من ‘discover a new world’ رو توی یه فیلم مستند شنیده بودم و فکر میکردم معنی ‘کشف یک سیاره جدید’ رو میده، ولی از توضیحات شما فهمیدم که میتونه معنی ‘دنیای جدیدی از اطلاعات’ هم بده. خیلی ممنون!
فرهاد عزیز، بله کاملاً درست متوجه شدید. ‘Discover a new world’ میتواند هم به معنای فیزیکی کشف یک سرزمین یا سیاره جدید باشد و هم به معنای استعاری ‘وارد شدن به قلمرویی جدید از دانش، تجربه یا درک’. بستگی به بافت جمله دارد. تجربه شما در فیلم مستند یک مثال عالی است.
آیا اشتباه رایجی در تلفظ یا استفاده از Discover هست که باید حواسمون باشه؟
یه نکتهای که من برای یادگیری کالوکیشنها استفاده میکنم اینه که اونها رو تو جملات خودمونی استفاده میکنم. مثلاً با این مقاله، الان میتونم بگم ‘I discovered how useful this blog is!’. ممنون از مطالب خوبتون.
هدیه جان، این یک استراتژی فوقالعاده برای یادگیری و تثبیت کالوکیشنها است! استفاده فعال در جملات شخصی به حافظه سپردن و طبیعی صحبت کردن را بسیار تقویت میکند. مثال شما هم عالی بود! ‘I discovered how useful this blog is!’ کاملاً صحیح و طبیعی است. موفق باشید!
آیا ‘discover opportunities’ هم یک کالوکیشن رایجه؟ یعنی به معنای پیدا کردن فرصتها.
کامران عزیز، بله، ‘discover opportunities’ یک کالوکیشن رایج و کاملاً درست است و به معنای ‘شناسایی و پیدا کردن فرصتها’ به کار میرود. این ترکیب نشان میدهد که فرصتها ممکن است همیشه آشکار نباشند و نیاز به کشف و شناسایی دارند.
تا قبل از خوندن این مقاله، من همیشه از کلمه find برای همه چی استفاده میکردم. واقعاً متوجه اهمیت کالوکیشنها نبودم. ممنون که چشم منو باز کردید.
شیوا جان، خوشحالیم که این مقاله تونسته دیدگاه جدیدی به شما بدهد. درک تفاوتهای ظریف بین کلمات و استفاده صحیح از کالوکیشنها نه تنها باعث میشود روانتر صحبت کنید، بلکه نشاندهنده تسلط عمیقتری بر زبان انگلیسی است. موفق باشید!
میشه در مورد تفاوت ‘discover’ و ‘explore’ هم یه توضیح بدید؟ گاهی این دو تا هم برام قاطی میشن.
بهنام عزیز، سوال بسیار خوبی پرسیدید! ‘Discover’ به معنای ‘پیدا کردن چیزی برای اولین بار’ یا ‘کشف کردن’ است که نتیجه یک جستجو یا تحقیق است (چیزی را مییابید که قبلاً نمیدانستید وجود دارد). اما ‘explore’ به معنای ‘کاوش کردن’ یا ‘جستجو کردن’ است، یعنی شما در حال گشت و گذار در یک مکان یا موضوع هستید تا بیشتر در مورد آن یاد بگیرید، بدون اینکه لزوماً هدف نهاییتان ‘کشف’ چیز جدیدی باشد. مثلاً: ‘He explored the cave’ (او غار را کاوش کرد) اما ‘He discovered an ancient artifact in the cave’ (او یک شی باستانی را در غار کشف کرد).
آیا ‘discover’ کلمهایه که تو متون علمی بیشتر استفاده میشه یا تو ادبیات هم کاربرد داره؟
زهرا جان، ‘discover’ در هر دو زمینه کاربرد گستردهای دارد. در متون علمی برای گزارش کشفیات علمی (‘Scientists discovered a new particle’) و در ادبیات برای بیان کشف حقایق درونی، عواطف یا حتی مکانهای جدید در داستانها (‘She discovered a hidden path in the forest’) استفاده میشود. این کلمه versatile است و محدود به یک حوزه خاص نیست.
عالی بود، مختصر و مفید.
تلفظ صحیح Discover چیه؟ آیا استرس روی قسمت اوله یا دوم؟
ندا جان، تلفظ صحیح ‘Discover’ به صورت /dɪˈskʌvər/ است. استرس روی سیلاب دوم (SKUV) قرار دارد. دقت به استرس کلمات به طبیعیتر صحبت کردن شما کمک میکند.
اگه بخوام بگم یه نفر بعد از مدتها کار سخت، بالاخره موفقیت رو کشف کرد، میتونم بگم ‘He finally discovered success after years of hard work’؟
کیان عزیز، بله، کاملاً درست است! ‘Discover success’ یک کالوکیشن طبیعی و مناسب در این بافت است و به خوبی بیانگر رسیدن به موفقیت پس از تلاش بسیار است. استفاده از ‘finally’ هم در این جمله بسیار بجا و طبیعی است.
این همه کالوکیشن رو چطوری میشه تو ذهن نگه داشت؟ راهکاری دارید؟
سعید عزیز، حفظ کردن کالوکیشنها با تکرار و استفاده در متنهای مختلف مؤثرتر است. پیشنهاد میکنیم: ۱. جملات مثال را بنویسید. ۲. از فلشکارت استفاده کنید. ۳. سعی کنید هر کالوکیشن را در مکالمات یا نوشتههای خودتان به کار ببرید. ۴. فیلم و سریال انگلیسی با زیرنویس تماشا کنید و به ترکیب کلمات دقت کنید. ۵. مطالعه متون انگلیسی (مقالات، کتابها) به شما کمک میکند با کاربرد طبیعی آنها آشنا شوید. موفق باشید!
ممنون از این راهنمای جامع. خیلی شفاف توضیح دادید. من قبلاً فکر میکردم کالوکیشنها فقط برای فعل و اسم هستن، ولی الان دیدم چقدر گستردهترن.
الهام جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، کالوکیشنها شامل ترکیبهای مختلفی از کلمات (اسم، فعل، صفت، قید) میشوند و درک این گستردگی به شما کمک میکند تا زبانی غنیتر و طبیعیتر داشته باشید.
آیا همه کالوکیشنها کاملاً ثابت هستن یا میشه بعضی از کلماتشون رو تغییر داد؟
مثال ‘Scientists discover new species’ واقعا گویای مطلب بود. اینجوری بهتر تو ذهن میمونه.
رویا جان، خوشحالیم که مثالها برایتان کاربردی بودهاند. انتخاب مثالهای کلیدی که مفهوم را به خوبی منتقل کنند، همیشه از اهداف ماست تا یادگیری را برای شما آسانتر کنیم.
تفاوت discover و invent چیه؟ آیا ‘invent’ هم کالوکیشنهای خاص خودشو داره؟
حسین عزیز، سوال مهمی است! ‘Discover’ به معنای ‘کشف کردن’ چیزی است که قبلاً وجود داشته اما ناشناخته بوده است (مثل جاذبه زمین، یک قاره جدید). در حالی که ‘Invent’ به معنای ‘اختراع کردن’ یا ‘خلق کردن’ چیزی است که قبلاً وجود نداشته (مثل لامپ، تلفن). بله، ‘invent’ هم کالوکیشنهای خاص خود را دارد، مانند ‘invent a new device’, ‘invent a story’ (ساختن یک داستان). هر دو کلمه در حوزههای مختلف کاربرد دارند.
خیلی خوب بود! میشه لطفاً در مورد کالوکیشنهای رایج با فعل ‘make’ و ‘do’ هم یه مقاله بذارید؟ اونها هم خیلی گیجکننده هستن.
لیلا جان، پیشنهاد شما عالی است! حتماً در برنامهریزی محتوای آینده این موضوع را در نظر میگیریم. ‘Make’ و ‘do’ از افعال بسیار پرکاربرد با کالوکیشنهای فراوان هستند که پرداختن به آنها بسیار مفید خواهد بود. ممنون از پیشنهاد سازندهتان!
من همیشه فکر میکردم ‘discover’ فقط برای چیزهای بزرگ مثل قارهها و سیاراته. این مقاله باعث شد بفهمم تو زندگی روزمره هم میشه ازش استفاده کرد، مثلاً ‘discover a new hobby’. واقعا مفید بود.
مهران عزیز، دقیقاً! یکی از اهداف ما این بود که نشان دهیم ‘discover’ چقدر میتواند در بافتهای مختلف و حتی در مکالمات روزمره مفید باشد. ‘Discover a new hobby’ یک مثال عالی است که نشان میدهد این کلمه چقدر میتواند زندگی واقعی را توصیف کند. خوشحالیم که این موضوع برای شما روشن شد.
من همیشه این بلاگ رو دنبال میکنم و واقعا کیفیت محتوا عالیه. برای کالوکیشنها، من سعی میکنم مثالها رو با صدای بلند تکرار کنم تا تو ذهنم بمونه. این مقاله پر از مثالهای خوب بود.
فاطمه جان، ممنون از همراهی و لطف همیشگی شما. روشی که برای تکرار مثالها با صدای بلند استفاده میکنید، بسیار مؤثر است، زیرا حافظه شنیداری و عضلانی را نیز درگیر میکند و به تثبیت بهتر کمک میکند. خوشحالیم که مثالها براتون مفید بودهاند.