- آیا تا به حال در مکالمهای حس کردهاید که میخواهید بگویید چیزی کاملاً از بین رفته است، اما نمیدانید کدام کلمه را با `destroy` به کار ببرید؟
- آیا میدانید استفاده نادرست از کلماتی که با `destroy` میآیند، چقدر میتواند بر طبیعی بودن صحبت شما تأثیر بگذارد؟
- گاهی اوقات فکر میکنید که تفاوتی بین `destroy` و کلماتی مثل `damage` یا `ruin` نیست؟
- چگونه میتوانید اطمینان حاصل کنید که همیشه از ترکیبهای صحیح واژه `destroy` استفاده میکنید و دچار اشتباهات رایج نمیشوید؟
در این راهنما، ما کالوکیشن های Destroy را به شکلی ساده و کاربردی بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از آنها اشتباه نکنید و بتوانید مانند یک بومیزبان، روان و دقیق صحبت کنید.
| کالوکیشن | معنی فارسی | مثال انگلیسی | مثال فارسی |
|---|---|---|---|
| Destroy hope | امید را از بین بردن | The bad news destroyed their hope. | خبر بد امید آنها را از بین برد. |
| Destroy evidence | شواهد را از بین بردن | He tried to destroy the evidence before the police arrived. | او سعی کرد قبل از رسیدن پلیس، شواهد را از بین ببرد. |
| Completely destroy | کاملاً نابود کردن | The fire completely destroyed the old house. | آتش خانه قدیمی را کاملاً ویران کرد. |
| Destroy a career | شغل/آینده شغلی را نابود کردن | The scandal could destroy his career. | این رسوایی میتوانست آینده شغلی او را نابود کند. |
چرا کالوکیشنها با Destroy اهمیت دارند؟
یادگیری کالوکیشنها (همنشینی کلمات) یکی از مهمترین گامها برای رسیدن به تسلط واقعی در زبان انگلیسی است. کلمه `destroy` به معنی نابود کردن یا ویران کردن، با کلمات مختلفی همراه میشود که هر کدام معنای دقیقتر و خاصتری به آن میبخشند. استفاده صحیح از این همنشینیها نه تنها گفتار و نوشتار شما را طبیعیتر میکند، بلکه از سوءتفاهمها و اشتباهات رایج نیز جلوگیری مینماید.
روانتر صحبت کردن و نوشتن
وقتی کالوکیشنهای `destroy` را بلد باشید، ذهن شما به طور خودکار عبارتهای صحیح را میسازد. این کار باعث میشود که مکالمات شما بدون مکث و تردید پیش برود و نوشتههایتان حرفهایتر به نظر برسد. مثلاً به جای اینکه بگویید “make hope gone”، گفتن “destroy hope” بسیار طبیعیتر و صحیحتر است.
جلوگیری از اشتباهات رایج
بسیاری از زبانآموزان به دلیل عدم آشنایی با کالوکیشنها، کلمات را به صورت تحتاللفظی ترجمه میکنند که اغلب منجر به اشتباهات دستوری یا عبارات غیرطبیعی میشود. با یادگیری این همنشینیها، میتوانید از این دامها دوری کنید و پیام خود را دقیق و واضح منتقل نمایید. نگران نباشید اگر در ابتدا این موضوع کمی گیجکننده به نظر میرسد، زیرا بسیاری از زبانآموزان با این چالش روبرو هستند و با تمرین و تکرار بر آن غلبه خواهند کرد.
رایجترین کالوکیشنهای اسم با Destroy
کلمه `destroy` اغلب با اسامی خاصی میآید تا معنای کاملی از نابودی یا ویرانی را منتقل کند. در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. نابودی چیزهای انتزاعی (Abstract Nouns)
- Destroy hope/dreams: از بین بردن امید/رویاها
✅ The economic crisis destroyed the hopes of many young people.
❌ The economic crisis made the hopes gone for many young people. - Destroy confidence/morale: از بین بردن اعتماد به نفس/روحیه
✅ The constant criticism destroyed his confidence.
❌ The constant criticism broke his confidence. - Destroy a reputation/credibility: از بین بردن آبرو/اعتبار
✅ The scandal destroyed her reputation in the industry.
❌ The scandal ruined her name in the industry. - Destroy an illusion: از بین بردن یک توهم
✅ Seeing the truth destroyed his illusion of a perfect world.
❌ Seeing the truth made his illusion disappear. - Destroy evidence/documents: از بین بردن شواهد/اسناد
✅ The suspect tried to destroy the evidence before the police arrived.
❌ The suspect tried to get rid of the evidence. - Destroy a relationship/marriage: نابود کردن یک رابطه/ازدواج
✅ Lack of trust can destroy a relationship very quickly.
❌ Lack of trust can make a relationship finished. - Destroy a career/life: نابود کردن آینده شغلی/زندگی
✅ One bad decision can destroy a career.
❌ One bad decision can end a career badly.
2. نابودی چیزهای فیزیکی (Physical Nouns)
- Destroy a building/city/village: ویران کردن یک ساختمان/شهر/روستا
✅ The earthquake destroyed many buildings in the city center.
❌ The earthquake damaged heavily many buildings. - Destroy a forest/ecosystem: نابود کردن یک جنگل/اکوسیستم
✅ Deforestation can destroy entire forests and their ecosystems.
❌ Deforestation can cut down all the forests. - Destroy a crop/harvest: نابود کردن محصول/برداشت
✅ The hail storm destroyed the entire crop.
❌ The hail storm ruined the entire crop. (While ‘ruined’ is also possible, ‘destroyed’ implies a more complete loss) - Destroy an object/item: نابود کردن یک شی/قلم
✅ He accidentally destroyed the valuable antique.
❌ He accidentally broke the valuable antique beyond repair.
کالوکیشنهای قیدی با Destroy
قیدها اغلب با `destroy` همراه میشوند تا میزان یا چگونگی نابودی را مشخص کنند:
- Completely/totally/utterly destroy: کاملاً نابود کردن (تأکید بر نابودی کامل)
✅ The bomb blast completely destroyed the ancient temple.
❌ The bomb blast largely destroyed the ancient temple. - Virtually/almost destroy: تقریباً نابود کردن (نزدیک به نابودی کامل)
✅ The fire virtually destroyed the entire warehouse.
❌ The fire mostly destroyed the entire warehouse. - Permanently destroy: برای همیشه نابود کردن
✅ The pollution could permanently destroy the coral reefs.
❌ The pollution could destroy forever the coral reefs. - Deliberately/intentionally destroy: عمداً/آگاهانه نابود کردن
✅ The vandals deliberately destroyed the public property.
❌ The vandals wantedly destroyed the public property. - Accidentally destroy: به طور تصادفی نابود کردن
✅ He accidentally destroyed his old hard drive.
❌ He by accident destroyed his old hard drive.
تفاوتهای ظریف: Destroy در مقابل Damage، Ruin و Devastate
این کلمات گاهی اوقات به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما تفاوتهای معنایی مهمی دارند که درک آنها برای استفاده دقیق حیاتی است. این بخش به شما کمک میکند تا انتخاب کلمه مناسب را در هر موقعیت بیاموزید.
1. Destroy: نابودی کامل و بیبازگشت
`Destroy` به معنای نابود کردن چیزی به طور کامل است، به طوری که دیگر قابل استفاده یا بازیابی نباشد. این کلمه اغلب مفهوم تخریب کامل و از بین رفتن موجودیت را منتقل میکند.
- مثال: The flood destroyed the entire village. (سیل کل روستا را نابود کرد و چیزی از آن باقی نماند.)
2. Damage: آسیب رساندن (جزئی یا کلی)
`Damage` به معنای آسیب رساندن به چیزی است، اما نه لزوماً به طور کامل. چیزی که آسیب دیده، ممکن است هنوز قابل استفاده باشد، اما کیفیت یا کارایی آن کاهش یافته است. این آسیب میتواند جزئی یا شدید باشد.
- مثال: The storm damaged the roof of the house. (طوفان به سقف خانه آسیب رساند، اما خانه هنوز پابرجا بود.)
3. Ruin: خراب کردن، از بین بردن ارزش یا کیفیت
`Ruin` به معنای خراب کردن چیزی است به گونهای که ارزش، زیبایی یا کارایی آن از بین برود. این کلمه اغلب برای اشاره به از بین بردن فرصتها، روابط یا شهرت استفاده میشود، یا برای ساختمانهایی که دیگر غیرقابل استفاده و متروک شدهاند.
- مثال: The bad publicity ruined his career. (تبلیغات بد آینده شغلی او را نابود کرد.)
- مثال: The rain ruined our picnic plans. (باران برنامه پیکنیک ما را خراب کرد.)
4. Devastate: ویران کردن، به شدت آسیب رساندن (اغلب عاطفی یا گسترده)
`Devastate` به معنای ویران کردن چیزی به طور گسترده یا ایجاد آسیب عاطفی عمیق است. این کلمه اغلب در مورد بلایای طبیعی، جنگها یا اخبار بد که تأثیرات گسترده و عمیقی دارند، استفاده میشود.
- مثال: The news of her death devastated her family. (خبر مرگ او خانوادهاش را به شدت ویران کرد.)
- مثال: The hurricane devastated the coastal towns. (توفان شهرهای ساحلی را ویران کرد.)
خلاصه:
- `Destroy`: نابودی کامل و برگشتناپذیر.
- `Damage`: آسیب رساندن (ممکن است قابل تعمیر باشد).
- `Ruin`: از بین بردن ارزش، کیفیت یا فرصت (ممکن است فیزیکی نباشد).
- `Devastate`: ویرانی گسترده یا آسیب عاطفی عمیق.
ریشهشناسی واژه Destroy (Etymology of “Destroy”)
واژه `destroy` ریشهای لاتین دارد و از کلمه `destruere` گرفته شده است. این کلمه لاتین خود از ترکیب دو بخش شکل گرفته است:
- `de-`: به معنی “پایین” یا “دور کردن”
- `struere`: به معنی “ساختن” یا “برپا کردن”
بنابراین، `destruere` به معنای “خراب کردن آنچه ساخته شده” یا “فرو ریختن” است. این ریشهشناسی به خوبی مفهوم اصلی `destroy` یعنی از بین بردن کامل یک سازه یا ساختار را نشان میدهد.
نکات مهم برای یادگیری و استفاده از کالوکیشنهای Destroy
یادگیری کالوکیشنها میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با استراتژیهای صحیح، میتوانید این فرآیند را لذتبخش و مؤثر کنید:
- همیشه در بستر یاد بگیرید: به جای حفظ کردن لیست کلمات، سعی کنید کالوکیشنها را در جملات کامل و متون واقعی یاد بگیرید.
- دفترچه یادداشت کالوکیشنها: یک دفترچه یا فایل دیجیتال برای خود ایجاد کنید و هر کالوکیشن جدیدی را که یاد میگیرید، به همراه مثالهای آن یادداشت کنید.
- پوشش رسانهای انگلیسی: به فیلمها، سریالها، پادکستها و اخبار انگلیسی گوش دهید و کالوکیشنهای `destroy` را شناسایی کنید. ببینید بومیزبانها در چه موقعیتهایی از آنها استفاده میکنند.
- تمرین و تکرار: جملات خودتان را با استفاده از این کالوکیشنها بسازید. هر چه بیشتر از آنها استفاده کنید، طبیعیتر به نظرتان میرسند.
- فیدبک بگیرید: اگر امکانش هست، جملات خود را با یک معلم یا بومیزبان بررسی کنید تا از صحت استفادهتان مطمئن شوید. نگران اشتباه کردن نباشید؛ اشتباهات، پلههای رسیدن به موفقیت هستند.
اشتباهات رایج و باورهای غلط
بسیاری از زبانآموزان هنگام استفاده از `destroy` دچار اشتباهاتی میشوند. شناخت این اشتباهات به شما کمک میکند تا از آنها دوری کنید:
- استفاده از `destroy` به جای `damage` برای آسیبهای جزئی: `Destroy` به معنای نابودی کامل است. برای آسیبهای کمتر، از `damage` استفاده کنید.
❌ The storm destroyed my car. (اگر ماشین هنوز قابل تعمیر است، این جمله اشتباه است.)
✅ The storm damaged my car. - ترجمه تحتاللفظی از فارسی: گاهی اوقات زبانآموزان سعی میکنند عبارت فارسی را کلمه به کلمه به انگلیسی ترجمه کنند که منجر به کالوکیشنهای نادرست میشود.
❌ The bad news did destroy his hope. (نادرست)
✅ The bad news destroyed his hope. (درست) - نادیده گرفتن تفاوتهای `destroy`, `ruin`, `devastate`: همانطور که قبلاً توضیح داده شد، هر یک از این کلمات بار معنایی خاص خود را دارند. انتخاب اشتباه میتواند معنای جمله شما را تغییر دهد.
- استفاده نکردن از قیدهای مناسب: گاهی اوقات برای تأکید بر میزان نابودی، نیاز به قید دارید که زبانآموزان آن را فراموش میکنند. مثلاً برای نابودی کامل، از `completely destroy` استفاده کنید.
پرسشهای متداول (FAQ)
آیا `destroy` همیشه بار منفی دارد؟
بله، واژه `destroy` تقریباً همیشه بار معنایی منفی دارد، زیرا به معنای از بین بردن یا ویران کردن است. حتی در مواردی که هدف مثبتی در پس نابودی باشد (مثلاً `destroy cancer cells` به معنی از بین بردن سلولهای سرطانی)، خود عمل نابودی ذاتاً منفی است.
آیا میتوانم از `destroy` به جای `kill` برای انسانها استفاده کنم؟
خیر. `Destroy` معمولاً برای اشیا، مفاهیم انتزاعی یا موجودیتهای غیرانسانی استفاده میشود. برای اشاره به مرگ انسانها، کلمه صحیح `kill` است. استفاده از `destroy` برای انسانها بسیار نامعمول و حتی بیادبانه تلقی میشود.
چگونه میتوانم کالوکیشنهای بیشتری را کشف کنم؟
بهترین راه برای کشف کالوکیشنهای بیشتر، مطالعه و گوش دادن گسترده به محتوای انگلیسی است. از دیکشنریهای کالوکیشن یا ابزارهای آنلاین مانند Google Ngrams نیز میتوانید استفاده کنید تا ببینید کلمات معمولاً با چه عباراتی همراه میشوند. همچنین، با استفاده از موتورهای جستجو و تایپ “destroy + noun list” یا “destroy + adverb examples” میتوانید لیستهای مفیدی پیدا کنید.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! با مطالعه این راهنما، شما اکنون درک عمیقتری از کالوکیشن های Destroy و نحوه استفاده صحیح از آنها پیدا کردهاید. یادگیری این همنشینیها نه تنها به شما کمک میکند تا روانتر و طبیعیتر صحبت کنید، بلکه دقت و اعتبار گفتار و نوشتار شما را نیز به طور چشمگیری افزایش میدهد. به یاد داشته باشید که تسلط بر زبان انگلیسی یک سفر است، نه یک مقصد. با هر کلمه و هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیرید، یک قدم به هدف نهایی خود نزدیکتر میشوید. پس با انگیزه و پشتکار، به مسیر خود ادامه دهید و مطمئن باشید که تلاشهای شما به ثمر خواهد نشست!




سلام، ممنون از مطلب مفیدتون. همیشه بین destroy و ruin و damage گیج میشدم. این کالوکیشنها خیلی کمک کرد تا بهتر درکشون کنم.
سلام رضا جان. خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. این سردرگمی کاملاً طبیعیه و دقیقاً هدف ما از ارائه این مطالب، رفع همین ابهاماته. یادتون باشه destroy معمولاً به نابودی کامل یا غیرقابل بازگشت اشاره داره، در حالی که damage میتونه به معنی آسیب دیدگی باشه که قابل ترمیمه و ruin بیشتر به معنی خرابیای هست که ارزش یا کیفیت چیزی رو از بین میبره.
کالوکیشن “destroy a career” خیلی برام جدید بود. میشه یه مثال دیگه ازش بزنید؟ مثلاً تو چه موقعیتهایی بیشتر به کار میره؟
سارا جان، حتماً! “Destroy a career” اغلب در مورد کارهایی استفاده میشه که به شهرت یا توانایی فرد برای ادامه کارش آسیب جدی و غیرقابل جبران میزنه. مثلاً: “The scandal threatened to destroy his political career.” (این رسوایی تهدید میکرد که آینده سیاسی او را نابود کند.)
من یه جا شنیده بودم “destroy confidence” هم استفاده میشه. آیا اون هم یک کالوکیشن رایجه؟
بله علی آقا، “destroy confidence” یک کالوکیشن بسیار رایج و صحیحه! به معنی “از بین بردن اعتماد به نفس” یا “اعتماد کسی را نابود کردن” هست. ممنون که این مثال خوب رو اضافه کردید. مثل: “Constant criticism can destroy a child’s confidence.”
ممنون بابت این مقاله عالی. آیا “completely destroy” رو همیشه باید با هم استفاده کرد یا میشه فقط گفت “destroy”؟ حس میکنم “completely” خیلی تاکید رو زیاد میکنه.
نرجس خانم، سوالتون عالیه! “Destroy” به خودی خود معنی نابودی رو داره، اما وقتی “completely” رو اضافه میکنیم، تأکید میکنیم که نابودی به طور کامل و بدون هیچ اثری صورت گرفته. در بسیاری از موارد میتونید فقط از “destroy” استفاده کنید، اما اگر میخواهید شدت و جامعیت نابودی رو نشون بدید، “completely destroy” کاملاً مناسبه و کاربرد زیادی داره.
واقعا مقاله به موقعی بود. همین امروز سر یه ترجمه به مشکل خورده بودم. مرسی از تیم خوبتون!
آیا این کالوکیشنها رسمی هستند یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازشون استفاده کرد؟ مخصوصا “destroy evidence” یکم رسمی به نظر میاد.
مینا خانم، سوال خوبی پرسیدید. کالوکیشنهای مثل “destroy hope” یا “completely destroy” هم در مکالمات روزمره و هم در متون رسمی کاربرد دارند. اما “destroy evidence” بله، بیشتر در زمینههای حقوقی، پلیسی یا اخبار رسمی به کار میره و جنبه تخصصیتر و رسمیتری داره.
به نظرتون “destroy dreams” هم مثل “destroy hope” کاربرد داره؟
بله جواد عزیز، “destroy dreams” هم یک کالوکیشن بسیار رایج و قوی هست که دقیقاً مثل “destroy hope” برای اشاره به از بین بردن آرزوها و رویاها به کار میره. مثال: “The economic crisis destroyed the dreams of many young entrepreneurs.”
تفاوت دقیق “destroy” و “ruin” رو میشه بیشتر توضیح بدید؟ من هنوزم بعضی وقتا اشتباه میکنم.
لیلا خانم، حتماً! تفاوت اصلی اینه که “destroy” اغلب به نابودی فیزیکی یا کامل چیزی اشاره داره، طوری که دیگه وجود نداره یا قابل استفاده نیست (مثلاً “The earthquake destroyed the city”). اما “ruin” بیشتر به خراب کردن چیزی از نظر کیفیت، ارزش، زیبایی یا کارایی اشاره میکنه، طوری که دیگه مثل قبل خوب نیست یا هدفش رو از دست داده (مثلاً “Smoking ruined his health” یا “The rain ruined our picnic”).
واقعاً مطالبتون کاربردی و عالیه. منم همیشه تو استفاده از “destroy” مشکل داشتم و نمیدونستم چه کلماتی کنارش میاد. مرسی بابت راهنماییتون!
مثالهای “destroy evidence” خیلی خوب بود. میشه مثالهای بیشتری برای “destroy hope” بدید؟
حتماً پریسا جان. برای “destroy hope” میتونیم بگیم: “The loss of the match completely destroyed their hope of winning the championship.” (باخت در مسابقه، امید آنها به قهرمانی را کاملاً از بین برد.) یا “His constant negativity destroyed any hope of reconciliation.” (منفیبافیهای مداوم او هر امیدی به آشتی را از بین برد.)
خیلی عالی و واضح توضیح دادین. من هم از اون دسته بودم که فکر میکردم damage و destroy تفاوتی ندارن. الان دیدم چقدر اشتباه میکردم.
آیا “destroy a relationship” هم یک کالوکیشن معتبره؟ حس میکنم میشه تو این زمینه هم ازش استفاده کرد.
بله زهرا خانم، “destroy a relationship” یک کالوکیشن کاملاً معتبر و رایج برای اشاره به از بین بردن یک رابطه (عاشقانه، دوستانه یا کاری) هست. مثلاً: “His betrayal destroyed their relationship.” (خیانت او رابطهشان را نابود کرد.)
مرسی از مقاله فوقالعادهتون. خیلی عالی بود.
آیا کلمات دیگه ای هم هستند که معنی مشابه “destroy” بدن ولی کالوکیشنهای خودشون رو داشته باشن؟ مثل abolish یا eradicate.
حسن آقا، سوال شما خیلی نکتهسنجانه است! بله، کلماتی مثل “abolish” (اغلب برای قوانین، سیستمها) و “eradicate” (اغلب برای بیماریها، مشکلات) هم معنی “ریشه کن کردن” یا “از بین بردن کامل” رو میدن و کالوکیشنهای خاص خودشون رو دارند. مثلاً “abolish slavery” یا “eradicate poverty”. انتخاب واژه مناسب بستگی به کانتکس داره.
من کالوکیشن “destroy evidence” رو توی فیلمهای کارآگاهی زیاد شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان کامل متوجه شدم. خیلی ممنون!
فاطمه خانم، چقدر خوب که به این نکته اشاره کردید! بله، این کالوکیشن در فیلمها و سریالهای جنایی بسیار رایجه و شنیدنش در کانتکس واقعی به تثبیت یادگیری کمک زیادی میکنه. خوشحالیم که تونستیم ابهاماتتون رو برطرف کنیم.
آیا اشتباه رایجی هست که فارسیزبانها در استفاده از این کالوکیشنها مرتکب بشن و باید ازش پرهیز کرد؟
امیر عزیز، یکی از رایجترین اشتباهات، ترجمه تحتاللفظی از فارسی به انگلیسیه. مثلاً گفتن “destroy my head” به جای “give me a headache” برای “سرم رو داغون کردن”. یا استفاده از “destroy” در مواردی که “damage” یا “ruin” مناسبتره. یادگیری کالوکیشنها دقیقاً برای جلوگیری از همین ترجمههای تحتاللفظی و صحبت کردن طبیعیتره.