مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Deep

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. ما به دنیای شگفت‌انگیز کالوکیشن های Deep سفر می‌کنیم و به شما نشان می‌دهیم که چگونه این کلمه ساده می‌تواند در ترکیب با کلمات دیگر، معانی قدرتمند و متنوعی خلق کند. یادگیری این کالوکیشن‌ها نه تنها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد انگلیسی‌زبان، روان‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنید و بنویسید. پس با ما همراه باشید تا با مثال‌های کاربردی و ترجمه‌های دقیق، این بخش مهم از زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرید.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:ماشین “Sleeper” چیه؟ (ظاهر پراید، باطن فراری!)

کالوکیشن (Collocation) چیست و چرا اهمیت دارد؟

قبل از اینکه به سراغ کالوکیشن های Deep برویم، بیایید به سرعت مرور کنیم که کالوکیشن دقیقاً چیست. کالوکیشن به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و رایج در کنار یکدیگر به کار می‌روند. این ترکیبات برای انگلیسی‌زبانان کاملاً طبیعی به نظر می‌رسند، اما برای زبان‌آموزان ممکن است عجیب باشند. برای مثال، در فارسی می‌گوییم «چای پررنگ» اما نمی‌گوییم «چای قوی». در انگلیسی هم می‌گویند “strong tea” و نه “powerful tea”. یادگیری کالوکیشن‌ها کلید اصلی صحبت کردن و نوشتن به شیوه‌ای طبیعی و روان است.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “Compound” و “Isolation” چیه؟ (راهنمای انتخاب حرکات مادر و فرعی تو باشگاه)

رایج‌ترین کالوکیشن های Deep با اسم (Nouns)

کلمه deep اغلب قبل از اسم‌ها می‌آید تا شدت، جدیت یا عمق چیزی را توصیف کند. این کاربرد فراتر از معنای فیزیکی «عمیق» است. در ادامه به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم.

۱. Deep Sleep (خواب عمیق)

این کالوکیشن برای توصیف خوابی سنگین و آرام به کار می‌رود که در آن به سختی می‌توان فرد را بیدار کرد. این یکی از پرکاربردترین کالوکیشن های Deep است.

۲. Deep Trouble (دردسر بزرگ / مشکل جدی)

وقتی کسی در “deep trouble” است، یعنی با یک مشکل بسیار جدی و بزرگ روبرو شده است. شدت مشکل با کلمه deep بیان می‌شود.

۳. Deep Voice (صدای بم / کلفت)

این عبارت برای توصیف صدایی مردانه و با فرکانس پایین به کار می‌رود. صدایی که از ته سینه بیرون می‌آید.

۴. Deep Thought (تفکر عمیق)

این کالوکیشن به معنای فکر کردن جدی و متمرکز روی یک موضوع خاص است. وقتی کسی “lost in deep thought” است، یعنی کاملاً در افکارش غرق شده است.

۵. Deep Breath (نفس عمیق)

یک کالوکیشن بسیار رایج که به عمل کشیدن نفسی طولانی و عمیق برای آرام شدن یا آماده شدن برای کاری اشاره دارد.

سایر کالوکیشن‌های Deep با اسم

در جدول زیر می‌توانید چند نمونه دیگر از این نوع کالوکیشن‌ها را به همراه ترجمه و مثال مشاهده کنید.

کالوکیشن انگلیسی ترجمه فارسی مثال و ترجمه
Deep understanding درک عمیق He has a deep understanding of human psychology.
او درک عمیقی از روانشناسی انسان دارد.
Deep feelings احساسات عمیق I have deep feelings for her, but I’m afraid to tell her.
من احساسات عمیقی نسبت به او دارم، اما می‌ترسم به او بگویم.
Deep secret راز بزرگ / راز سربه‌مهر The family has a deep, dark secret that no one talks about.
خانواده یک راز بزرگ و تاریک دارد که هیچ‌کس درباره‌اش صحبت نمی‌کند.
Deep end (of a pool) قسمت عمیق (استخر) Children should not be allowed to swim in the deep end alone.
کودکان نباید اجازه داشته باشند به تنهایی در قسمت عمیق شنا کنند.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن” به انگلیسی چی میشه؟

کالوکیشن های Deep با فعل (Verbs)

در برخی عبارات، deep به عنوان قید عمل می‌کند و شدت فعل را توصیف می‌کند. این ترکیبات معمولاً به صورت “verb + deep” یا “verb + deeply” ظاهر می‌شوند.

۱. Dig Deep (عمیقاً کاویدن / تلاش زیاد کردن)

این عبارت دو معنای اصلی دارد. معنای اول، به معنای واقعی کلمه، کندن زمین به عمق زیاد است. اما معنای مجازی و رایج‌تر آن، به معنای تلاش حداکثری، استفاده از تمام منابع درونی (مانند پول، انرژی یا شجاعت) برای رسیدن به یک هدف است.

۲. Run Deep (ریشه‌دار بودن / عمیق بودن)

این کالوکیشن معمولاً برای توصیف احساسات، باورها یا مشکلاتی به کار می‌رود که ریشه‌ای و قوی هستند و به راحتی تغییر نمی‌کنند.

۳. Breathe Deeply (عمیقاً نفس کشیدن)

مشابه “take a deep breath”، این عبارت نیز به عمل تنفس عمیق اشاره دارد، اما تمرکز آن بیشتر روی خود فعل «نفس کشیدن» است.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:فرق “Lag” و “Low FPS” (چرا بازی گیر میکنه؟)

عبارات و اصطلاحات رایج با Deep

علاوه بر کالوکیشن های Deep که بررسی کردیم، این کلمه در برخی اصطلاحات (Idioms) و عبارات ثابت نیز به کار می‌رود که دانستن آن‌ها برای درک بهتر مکالمات روزمره ضروری است.

۱. To be in deep water (در مخمصه افتادن)

این اصطلاح کاملاً مشابه “in deep trouble” است و به معنای قرار گرفتن در یک موقعیت بسیار دشوار و خطرناک است.

۲. To go off the deep end (از کوره در رفتن / دیوانه شدن)

این اصطلاح به معنای واکنش بسیار شدید و احساسی به یک موقعیت، از دست دادن کنترل و رفتار غیرمنطقی است.

۳. Still waters run deep (آب زیر کاه بودن)

این یک ضرب‌المثل است که می‌گوید افرادی که ساکت و آرام به نظر می‌رسند، اغلب شخصیت پیچیده و عمیقی دارند یا بسیار باهوش و بااحساس هستند. معادل فارسی آن می‌تواند «از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به تو دارد» باشد.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

چگونه این کالوکیشن‌ها را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟

یادگیری کالوکیشن های Deep مانند هر بخش دیگری از زبان، نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند راهکار عملی برای شما آورده‌ایم:

  1. دفترچه یادداشت مخصوص کالوکیشن‌ها: یک بخش از دفترچه لغات خود را به کالوکیشن‌ها اختصاص دهید. هرگاه به یک ترکیب جدید برخوردید، آن را با مثال یادداشت کنید.
  2. توجه فعال هنگام مطالعه و گوش دادن: وقتی در حال خواندن یک متن یا گوش دادن به پادکست انگلیسی هستید، به کلماتی که در کنار “deep” می‌آیند، دقت کنید.
  3. ساختن جمله: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، سعی کنید چند جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت آن در ذهن شما کمک می‌کند.
  4. استفاده در مکالمه و نوشتار: از هر فرصتی برای استفاده از این عبارات در مکالمات و نوشته‌های خود استفاده کنید. نترسید که اشتباه کنید. هرچه بیشتر استفاده کنید، طبیعی‌تر به نظر خواهید رسید.

در نهایت، به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است. با تمرکز بر روی الگوهای طبیعی مانند کالوکیشن های Deep، شما می‌توانید جهش بزرگی در مهارت‌های زبانی خود ایجاد کرده و از سطح یک زبان‌آموز متوسط به یک کاربر حرفه‌ای زبان انگلیسی تبدیل شوید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 559

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

50 پاسخ

  1. واقعاً مقاله مفید و کاربردی بود. من همیشه deep sleep رو می‌شنیدم ولی دقیقا نمی‌دونستم چرا از deep استفاده میشه و نه مثلا heavy. ممنون از توضیحات عالی!

    1. خواهش می‌کنم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، نکته خوبی رو اشاره کردید. “Heavy sleep” هم وجود داره اما “deep sleep” رایج‌تر و طبیعی‌تره برای خواب عمیق و راحت. فرق ظریفی بینشون هست که به مرور زمان با شنیدن و خواندن بیشتر دستتون میاد.

  2. سلام. ممنون بابت این مقاله عالی. یه سوال داشتم، Deep thought هم کالوکیشن هست؟ و آیا معنی “فکر عمیق” میده؟

    1. سلام علی عزیز! بله، دقیقاً! “Deep thought” یک کالوکیشن بسیار رایج و صحیح هست و به معنای “فکر عمیق” یا “اندیشه ژرف” است. اغلب وقتی کسی غرق در تفکر جدی یا فلسفی است، از این عبارت استفاده می‌شود. مثال: “He was lost in deep thought.”

  3. چقدر جالب! من تا حالا فکر می‌کردم Deep فقط برای عمق فیزیکیه. Deep trouble رو تو یه فیلم شنیده بودم و معنیش برام گنگ بود. الان فهمیدم چی به چیه. دم شما گرم!

    1. خوشحالیم که ابهامتون برطرف شده رضا جان! همین نکته ظریف استفاده از Deep در معنای غیرفیزیکی، کلید فهم این کالوکیشن‌هاست. “Deep trouble” به معنای “مشکل جدی و عمیق” هست.

  4. آیا “deep sigh” برای آه کشیدن از ته دل استفاده میشه؟ و pronunciation ش چجوریه؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.

    1. بله مریم جان، “deep sigh” دقیقاً برای بیان آه کشیدن عمیق و از ته دل، اغلب از روی غم، خستگی یا تسکین استفاده می‌شود. در مورد pronunciation هم کلمه “deep” مانند “دیپ” فارسی و “sigh” مثل “سای” تلفظ می‌شود. “دیپ سای”.

  5. من شنیدم “deep breath” هم کالوکیشن پرکاربردیه. درسته؟ یعنی نفس عمیق؟

    1. بله فاطمه جان، کاملاً درسته! “Deep breath” یکی از رایج‌ترین و مهم‌ترین کالوکیشن‌های Deep هست و به معنای “نفس عمیق” است. اغلب در شرایطی استفاده میشه که نیاز به آرامش یا تمرکز داریم. مثلا: “She took a deep breath before giving the presentation.”

  6. این کالوکیشن‌ها رسمی‌ترن یا تو مکالمات روزمره هم میشه ازشون استفاده کرد؟ مثلا deep problem به جای serious problem؟

    1. احمد عزیز، این کالوکیشن‌ها اتفاقاً برای طبیعی‌تر کردن و بومی‌سازی صحبت‌های شما در مکالمات روزمره بسیار مفیدند. “Deep problem” کاملاً قابل استفاده است و حس جدی بودن بیشتری را منتقل می‌کند، هرچند “serious problem” هم صحیح است.

  7. مقاله عالی بود! میشه چند تا کالوکیشن دیگه با Deep که کمتر شناخته شده باشن ولی کاربردی هستن رو معرفی کنید؟

    1. حتماً زهرا جان! از کالوکیشن‌های کمتر شناخته شده ولی کاربردی میشه به “deep affection” (علاقه عمیق)، “deep-seated belief” (باور ریشه‌دار/عمیق) یا “deep-fried” (سرخ‌شده در روغن زیاد) اشاره کرد که بسته به context معنی متفاوتی دارن.

  8. ممنون از مقاله خوبتون. بهترین راه برای یادگیری و به خاطر سپردن این کالوکیشن‌ها چیه؟ خیلی سخته که همشون رو حفظ کرد.

    1. امیر عزیز، حق با شماست، صرفاً حفظ کردن کافی نیست. بهترین روش اینه که اون‌ها رو در متن و جملات واقعی ببینید و خودتون هم در جملات جدید استفاده کنید. فیلم دیدن، کتاب خوندن و فلش‌کارت‌های جمله‌محور هم کمک زیادی می‌کنند. تکرار و استفاده فعالانه کلیده!

  9. همیشه این تفاوت‌های ظریف زبان انگلیسی برام جذاب بوده. ممنون که به این نکات مهم می‌پردازید. مقالاتتون همیشه یه سطح بالا میبره زبان آدم رو.

    1. نرگس عزیز، چقدر خوشحالیم که اینطور فکر می‌کنید و مقالاتمون براتون مفید بوده. هدف ما دقیقاً همینه که با پرداختن به این ظرافت‌ها، شما رو به سمت تسلط بیشتر هدایت کنیم. ممنون از انرژی مثبتتون!

  10. “Deep pockets” هم کالوکیشنه؟ معنی خاصی داره یا فقط به معنی جیب‌های عمیق هست؟

    1. بله حسین جان، “deep pockets” یک کالوکیشن بسیار رایج است اما معنی تحت اللفظی “جیب عمیق” را نمی‌دهد! بلکه به معنای “ثروتمند” یا “کسی که پول زیادی دارد” است. مثلاً “The company has deep pockets, so they can afford the new investment.”

  11. خیلی عالی بود. میشه یه مقاله هم در مورد کالوکیشن‌های کلماتی مثل “Heavy” یا “Strong” بنویسید؟ فکر کنم اون‌ها هم پر از نکات جالب باشن.

    1. لیلا جان، پیشنهاد بسیار خوبی دادید! حتماً این ایده رو در نظر می‌گیریم. کلماتی مثل “Heavy” و “Strong” هم دنیایی از کالوکیشن‌های جذاب و کاربردی دارند. ممنون از مشارکتتون!

  12. من همیشه تو کالوکیشن‌ها مشکل دارم. مخصوصاً وقتی که معنی کلمه اصلی تغییر میکنه. این مقاله یه دید خیلی خوب بهم داد. مرسی.

    1. محمد عزیز، خوشحالیم که مقاله تونسته دید بهتری بهتون بده. این تغییر معنی یا ایجاد معنای جدید در کالوکیشن‌ها دقیقاً چالش و در عین حال زیبایی زبان انگلیسیه. با تمرین و مواجهه مداوم، به تدریج بر این چالش غلبه خواهید کرد.

  13. آیا “deep blue sea” هم جزو کالوکیشن ها حساب میشه؟ من این رو توی شعر زیاد شنیدم.

    1. بله گلناز جان، “deep blue sea” یک عبارت رایج و یک کالوکیشن زیباست که به “دریای آبی عمیق” اشاره دارد. این ترکیب اغلب در ادبیات، شعر و آهنگ‌ها برای ایجاد تصویری خاص از دریا استفاده می‌شود.

    1. کامران جان، هر دو عبارت “deep sleep” و “sound sleep” به معنای “خواب عمیق و راحت” هستند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند. شاید “deep sleep” کمی بیشتر روی جنبه فیزیکی و مرحله‌ای از خواب که واقعاً عمیق است تأکید کند، در حالی که “sound sleep” بیشتر بر روی کیفیت و آرامش خواب اشاره دارد. اما در کاربرد روزمره تفاوت چندانی ندارند.

  14. این کالوکیشن‌ها واقعاً مکالمه آدم رو طبیعی‌تر میکنه. من از امروز سعی میکنم بیشتر Deep sigh و Deep trouble رو استفاده کنم. مرسی از آموزش خوبتون!

    1. آفرین هانیه جان! همین استفاده فعال و عمدی در مکالمات و نوشتار، بهترین راه برای نهادینه کردن این کالوکیشن‌هاست. با تمرین می‌بینید که چقدر طبیعی و روان‌تر صحبت می‌کنید.

    1. سوال بسیار خوبی پرسیدید پویا جان! بله، “deep” گاهی اوقات می‌تواند به عنوان قید نیز استفاده شود، به خصوص در ترکیباتی مانند “dig deep” (عمیق کندن یا در معنای استعاری تلاش زیاد کردن) یا “run deep” (ریشه‌دار بودن). با این حال، استفاده از “deeply” به عنوان قید بسیار رایج‌تر است.

  15. چقدر شبیه ضرب‌المثل‌های فارسی هست که کلمات معنی متفاوتی پیدا میکنن! این مقاله واقعاً چشمم رو باز کرد.

    1. آیدا جان، تشبیه خیلی خوبی بود! بله، کالوکیشن‌ها در زبان انگلیسی هم تا حد زیادی همین کارکرد رو دارن و به غنای زبان اضافه می‌کنند. خوشحالیم که براتون روشنگر بوده.

  16. میشه بگید “deep feelings” دقیقاً چه حسی رو منتقل میکنه؟ یعنی احساسات شدید یا پنهان؟

    1. بهرام عزیز، “deep feelings” هم به “احساسات شدید و قوی” اشاره دارد و هم می‌تواند به “احساسات ریشه‌دار و پنهان” که به راحتی بروز نمی‌کنند، اشاره کند. بستگی به context جمله دارد. مثلاً “He has deep feelings for her” (احساسات قوی) یا “Her deep feelings about the injustice were evident” (احساسات ریشه‌دار).

  17. سایتتون واقعاً یکی از بهترین منابع آموزش انگلیسی هست. مطالب همیشه با کیفیت و پر از نکات کاربردیه.

    1. شیوا جان، لطف شماست! شنیدن این حرف‌ها برای تیم ما بسیار باارزشه و به ما انگیزه میده تا مطالب باکیفیت‌تری ارائه بدیم. ممنون از همراهی شما.

  18. من تا الان به جای “deep sigh” از “big sigh” استفاده می‌کردم. الان فهمیدم اشتباهم کجا بود. چقدر نکته‌بینانه!

    1. سامان عزیز، این یک اشتباه رایج است و اصلاً جای نگرانی نیست! “Big sigh” قابل فهم است اما “deep sigh” طبیعی‌تر و بومی‌تر است. همین که متوجه این ظرافت‌ها می‌شوید، یعنی در مسیر درستی قرار دارید.

    1. سمیرا جان، بله، “deep down” یک اصطلاح (idiom) بسیار پرکاربرد است که معنای “در اعماق وجود/قلب” یا “در باطن” را می‌دهد. مثلاً “Deep down, she knew he was right.” (در اعماق وجودش، می‌دانست که او حق دارد.)

  19. ممنون از مقاله خوبتون. میشه چند مثال با deep conversation یا deep discussion هم بذارید؟

    1. حتماً وحید عزیز! “Deep conversation” و “deep discussion” هر دو به معنای “گفتگو یا بحث عمیق و جدی” هستند. مثلاً: “We had a deep conversation about life and philosophy.” یا “The team engaged in a deep discussion about the project’s future.”

  20. این دقیقا همون چیزی بود که دنبالش بودم. این کالوکیشن ها باعث میشن دایره لغات آدم خیلی فعال تر بشه. عالی!

    1. خوشحالیم رویا جان که مقاله براتون مفید بوده. دقیقاً همینطوره، کالوکیشن‌ها نه تنها لغات رو گسترش میدن بلکه کمک می‌کنن لغات رو در ترکیب‌های صحیح و طبیعی به کار ببریم.

  21. آیا کالوکیشن های Deep همیشه معنی مثبت یا خنثی دارن یا میتونن منفی هم باشن؟ مثل deep trouble که گفتید.

    1. جواد عزیز، سوال بسیار هوشمندانه‌ای پرسیدید! خیر، “Deep” در کالوکیشن‌ها می‌تواند معانی مثبت، خنثی و منفی داشته باشد. “Deep trouble” یک مثال عالی از کاربرد منفی است، یا مثلاً “deep resentment” (کینه عمیق). معنا بستگی به کلمه همراه “Deep” دارد.

  22. هر بار که مقاله جدیدی از شما میاد، چیزای جدیدی یاد میگیرم که تو هیچ کتاب درسی پیدا نمیشه. ممنون از مطالب منحصر به فردتون.

    1. پریسا جان، ممنون از انرژی مثبت و لطف شما. هدف ما دقیقاً ارائه همین نکات ظریف و کاربردی است که به کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود. خوشحالیم که براتون مفیده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *